چگونه پرخاشگري را مديريت کنيم؟

اولين گام به منظور اداره و کنترل خشم اين است که باور کنيد مي‌توانيد اين کار را انجام دهيد. با اين‌که همه ما خشم را در زندگي روزمره خود داريم، سعي مي‌کنيم آن را با شيوه‌اي سازنده ابراز کنيم. برخي افراد تا زماني که فشار ناکامي و خشم دروني، زندگي روزانه آنان را طاقت فرسا نکرده است، خشم را در خود نگه مي‌دارند. برخي ديگر ظاهرا در عصبي شدن، فرياد کشيدن، زدن و پرتاب کردن و در کل، رفتارهايي که قلب‌ها را مي‌شکند، به اموال آسيب مي‌رساند و گاهي بدتر از اين اعمال، متخصص و خبره هستند!

کنترل يا حذف پرخاشگري؟

خشم مخرب از لحاظ فردي و اجتماعي به ما آسيب مي‌زند. اداره و کنترل خشم لزوما به معناي ابراز کم‌تر خشم نيست، بلکه به معناي فراگيري شيوه‌اي از ابراز خشم است که براي ما و کساني که پيرامون ما هستند، مفيد باشد. هرچند ممکن است تصور ابراز خشم به شيوه‌اي سازنده، تازه و غريب به نظر رسد، ولي بايد گفت که چنين امري ممکن است. براي مثال، برخي افراد وقتي درباره خشم خود مي‌نويسند يا آن را نقاشي مي‌کنند، با دوستان و يا اعضاي خانواده صحبت مي‌کنند، قدم مي‌زنند، ورزش مي‌کنند و يا آميزه‌اي از اين رفتارها و ساير فعاليت‌ها را انجام مي‌دهند، به آرامش دست مي‌يابند.

تشخيص خشم

نخست نشانه‌هاي اوليه و هشدار دهنده خشم بروز مي‌کند. بيش‌تر ما انسان‌ها از نشانه‌ها و سرنخ‌هاي موقعيتي، بدني و شناختي که بر پاسخ‌هاي خشم ما مقدم هستند، ناآگاه هستيم. آگاهي از اين نشانه‌ها گامي بسيار اساسي در اداره خشم مي‌باشد؛ زيرا اين آگاهي خواهد توانست قبل از آن‌که کنترل خشم دشوار شود، وقت زيادي را براي مداخله در اختيار ما قرار دهد.

کنترل اوليه پرخاشگري

براي کنترل اوليه به حالات زير توجه کنيد:

موقعيت‌هايي (افراد و مکان‌هايي) که شما را خشمگين مي‌کنند. تغييرات بدني که قبل و در حين خشم شما رخ مي‌دهند. براي مثال، افزايش ضربان قلب، احساس فشار در سر، احساس داغ شدن، مشت شدن دست‌ها، دندان به هم فشردن، احساس گرفتگي و سفتي عضله در ناحيه شکم، سينه و غيره.

نشانه‌هاي شناختي يعني افکاري که شما درباره گذشته، حال و آينده داريد و قبل از احساسات خشم و ناکامي پيدا مي‌شود. داشتن فهرستي از اين نشانه‌ها در مديريت خشم بسيار مفيد است. يک نفر ممکن است قبل از خشمگين شدن فکر کند که ديگران به او و حرف‌هايش توجهي نمي‌کنند. ديگري فکر کند ديگران قصد توهين يا بي‌توجهي عمدي را دارند و پدري گمان کند که آينده فرزند او با اين کارهايش تباه خواهد شد.

همين شناسايي علائم هشدار دهنده، موجب کاهش شدت، مدت و يا فراواني خشم شما مي‌شود.

مهار خشم با وقفه اندازي

حال که شما نشانه‌ها و سرنخ‌هاي خشم خود را شناخته‌ايد، هرگاه متوجه اين علائم شديد، مکثي کنيد و نفس عميقي بکشيد. يک وقفه چند ثانيه‌اي و نفس عميق مي‌تواند اثر پايداري بر شما بگذارد. خشمي که احساس مي‌کنيد، آن چه به خود مي‌گوييد و آن چه در اثر اين خشم انجام خواهيد داد، تحت تاثير اين وقفه شما قرار خواهد گرفت.

تغيير انديشه خشم آميز

شيوه انديشه ما با شيوه احساس ما مرتبط است. برخي انديشه‌ها ما را مستعد خشم و ناکامي مي‌کنند. شيوه‌هاي رايجي که مردم قبل از بروز خشم آن را به کار مي‌گيرند، عبارتند از: توقف کردن روي مسأله مشکل آفرين، تمرکز بر جنبه‌هاي منفي، ناچيز شمردن وجوه مثبت، انتظار داشتن کمال از خود و ديگران، نتايج دلخواهي گرفتن، داشتن نگرش انعطاف ناپذير و تفکر دو قطبي ( خوب _ بد، سياه _ سفيد ).

شيوه‌هاي درماني که مي‌توانند به ما کمک کنند، عبارتند از: از چشم ديگران به موقعيت و مشکل نگريستن، تامل در باب آن چه مايليد انجام دهيد، تامل درباره پيامدهاي احتمالي اعمال خود، قبول اين نکته که همه خطاپذيرند و جست وجوي شيوه‌هايي که به کمک آن‌ها مي‌توان يک موقعيت مشکل‌زا را به گونه‌اي مثبت کنترل و اداره کرد.

ايجاد بينش و آگاهي نسبت به توان کنترل خود

هرگاه متوجه شديد که توانسته‌ايد با يک موقعيت برانگيزنده خشم به خوبي مقابله کنيد، يا خشمتان را به شيوه مناسب ابراز داريد، از خود بپرسيد چگونه من آن را انجام دادم؟ هر فردي نوعي توان و استعداد براي کنترل خشم دارد. توان شما چگونه است؟ روي اين مسأله بسيار تمرکز و تمرين کنيد و آن را تقويت نماييد. عفو، هديه‌اي است که شما مي‌توانيد به خود بدهيد. افراد خوب هم مي‌توانند تجارب منفي و بد داشته باشند. سوء استفاده، بي اعتنايي، بي توجهي و تنگ نظري، همه و همه واقعيت‌هاي جهاني هستند که در آن زندگي مي‌کنيم.

گاهي اوقات عفو کساني که موجب درد و رنج ما شده‌اند، غيرقابل تصور است. هراس ما ممکن است اين باشد که گذشت موجب مي‌شود رفتار شخص موجه شمرده شود. چرا من کسي را عفو کنم که موجب خشم يا رنج شديدي در من شده است؟ پاسخ اين است که ما ديگران را به خاطر خودمان مي‌بخشيم. وقتي ما کسي را مي‌بخشيم، به کنترل او بر احساس خود پايان مي‌دهيم. بنابراين، عفو هديه به ديگران نيست، بلکه هديه به خودمان است.

تنفر، وقت و انرژي زيادي مي‌گيرد

وقت و نيرويي که تنفر از شما مي‌گيرد، مي‌تواند به مردم و فعاليت‌هايي اختصاص يابد که براي شما شادي و رضايت و براي آن‌ها خدمت و محبت به دنبال دارد. انتخاب عفو براي کنترل خشم به تدريج حاصل مي‌شود. اگر موارد کوچک را عفو کنيد، به تدريج ياد خواهيد گرفت که چگونه خطاهاي بزرگ ديگران را عفو کنيد. درباره عفو بزرگان ديني و اجتماعي فکر و تحقيق و از آن‌ها پيروي نماييد.

خودتان را بيان کنيد

پس از آن که خشم خود را وارسي و احساس نموديد که موجه است، درباره نوع رفتاري که مي‌خواهيد انجام دهيد بينديشيد، صبر کنيد و بعد تصميمي عقلاني بگيريد. وقتي خشم شما موجه است، صادقانه مشخص کنيد که چه احساسي داريد؟ احساس کينه، عصبانيت، نفرت، انتقام، لذت يا چيز ديگري. هرچه خود و احساستان را بيش‌تر بشناسيد، بهتر عمل خواهيد کرد.

انتخاب‌هاي سالم براي پيشگيري از خشم

خشم، فرصت‌طلب است و در بدني که خسته، فرسوده و بيمار است به آساني جان مي‌گيرد. در نتيجه به منظور اداره و کنترل خشم به خواب منظم، غذاي خوب، لذت از اوقات فراغت، تفريح و عبادت و معنويت نياز داريد.

روان درماني پرخاشگري

اگر کنترل خشم مشکل جدي شماست و با اين آموزش‌ها بهبودي نداشتيد، ممکن است افسردگي و اضطراب و وسواس زيربناي آن باشد. انتخاب مناسب و مفيد در چنين مواردي مشاوره با روانپزشک، روان شناس يا پزشک است

افسردگي جوانان را جدي بگيريم

هر فردي در دوره جواني خود با فشارهاي رواني فراواني روبه‌رو مي‌شود. از تغييرهاي دوران بلوغ گرفته تا پرسش‌هاي بنياديني که اغلب هم به درستي پاسخ داده نمي‌شوند. تغيير نقش از يک کودک به يک جوان هم به خودي باعث تنش‌هاي اجتناب‌ناپذيري در فضاي خانواده مي‌شود. با وجود اين، مشکل‌ تشخيص اختلال‌هاي رواني در جوانان تنها به اين فضاي پيچيده محدود نمي‌شود. درواقع مشکل فقط تفاوت قايل شدن ميان علايم افسردگي و ويژگي‌هاي «دنياي پر رمز و راز جواني» نيست. مشکل اين است که افسردگي در جوانان اغلب با علايم غيرمنتظره‌اي بروز مي‌کند. فرزند شما شايد گوشه‌گير و غمگين به نظر نرسد اما در واقع کاملا افسرده باشد. به عبارت ديگر بسياري از افسردگي‌ها در جوانان با تحريک‌پذيري، کم‌طاقتي و رفتارهاي خشونت‌آميز ظاهر مي‌شود. به هر حال اگر در مورد علايم و رفتارهاي فرزندتان مشکوک هستيد، مي‌توانيد از خود بپرسيد که چه مدت از تغيير رفتارهاي فرزندتان مي‌گذرد؟ چقدر علايم جديد رفتاري جدي هستند؟ چقدر با رفتارهاي سابق فرزندتان تفاوت دارند؟ آيا اين علايم موجب کاهش عملکرد تحصيلي و کاري او شده‌اند؟

تفاوت افسردگي جوانان با ديگران

افسردگي در جوانان مي‌تواند با چهره‌اي کاملا متفاوت ظاهر شود. علايم زير در جوانان افسرده به مراتب بيش‌تر از ساير گروه‌هاي سني مبتلا به افسردگي ديده مي‌شود:

خلق تحريک‌پذير و عصباني

در بسياري از موارد جوانان افسرده بيش‌تر از آن که غمگين باشند، عصباني هستند. آن‌ها زودتر از حالت معمول‌شان از کوره در مي‌روند و بيش از حالت عادي تمايل به خشونت دارند.

دردهاي بي‌دليل

برخي جوانان افسرده به‌طور مرتب از ناخوشي‌هاي مشابهي چون سردرد و شکم‌درد يا يبوست‌هاي بي‌دليل شاکي هستند. اگر در آزمايش‌هاي پزشکي دليلي براي اين علايم پيدا نشود، خانواده و پزشکان بايد احتمال افسردگي را از نظر دور ندارند.

حساسيت بيش از اندازه به انتقاد

جوان افسرده از احساس نااميدي و بي‌ارزشي به ستوه آمده است؛ به همين دليل در مقابل کوچک‌ترين انتقاد اطرافيان درباره وضعيت کار و تحصيلش بسيار آسيب‌پذير خواهد بود. او طاقت انتقادهاي خانواده‌اش را نخواهد داشت و به بدترين شکل ممکن با يک توصيه خيرخواهانه برخورد مي‌کند.

جدايي از «بعضي» افراد و نه همه اطرافيان

بزرگسالان افسرده تمايل به قطع ارتباط با اطرافيان خود دارند اما جوان افسرده حداقل برخي از روش‌هاي خود را حفظ مي‌کند و گاهي حتي اين روابط را پررنگ‌تر و عاطفي‌تر هم خواهد کرد. اين روابط جديد گاه به وابستگي‌هاي عاطفي شديد منجر خواهد شد؛ وابستگي‌هايي که بسته به نوع آن مي‌تواند هم يک خطر محسوب شود و هم يک فرصت مناسب براي درمان و پشتيباني از يک جوان.

salamat.com

رفتار با جوانان را از معصومين(ع) بياموزيم

جوانان، بخش مهمي از افراد جامعه هستند که نزد دوستان و دشمنان هر ملت جايگاه و اهميتي ويژه دارند؛ زيرا اين قشر، بخصوص متخصصان و شايستگان آن‌ عامل تحولات بزرگ فرهنگي، سياسي و اقتصادي يک کشور مي‌باشند؛ از اين رو دشمنان براي جلوگيري از پيشرفت ملت‌ها ابتدا سراغ جوانان مي‌روند تا با ايجاد سرگرمي‌هاي فريبنده، آن‌ها را از رشد و تعالي، سلامت جسمي و رواني باز دارند و زمينه سلطه بر آنان را فراهم کنند. آيت‌ا... جوادي آملي در کتاب ارزشمند «مفاتيح الحيات» درباره اهميت توجه به جايگاه جوانان آورده است که بايد با ادراکي صحيح نسبت به جايگاه جوانان، حساسيت‌ها و نيازهاي آن‌ها در راستاي رشد معنوي و علمي، اين قشر را ياري رساند تا از اين طريق، سلامت و رشد جامعه خويش را فراهم کرد.

اهميت جايگاه جوانان

امام صادق(ع) به ابوجعفر أحول پس از بازگشت وي از بصره فرمود: استقبال مردم را از امر امامت و پذيرش آن، چگونه يافتي؟ گفت: به خدا سوگند آنان اندک‌ هستند. آن چه خواستند کردند... امام فرمود: به جوانان بپرداز؛ زيرا آنان به سوي هر کار خيري شتابنده‌تر هستند.

مشورت با جوانان

اميرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه در امري که برايت پيش آمده نيازمند مشورت بودي ابتدا با جوانان مشورت کن؛ زيرا آنان تيزهوش‌ترند و سريع‌تر حدس مي‌زنند. سپس آن را به انديشه پيران و بزرگان واگذار تا فرجام آن را شناسايي و انتخاب نيکو کنند؛ چراکه تجربه آنان بيش‌تر است.

به کارگيري جوانان توانمند

مصعب بن عمير، جواني نورسته و نزد پدر و مادرش در رفاه بود و او را گرامي مي‌داشتند، همچنين والدينش وي را بر ديگر فرزندان خود برتري مي‌دادند. او از مکّه خارج نشده بود، چون اسلام آورد پدر و مادرش به وي جفا کردند و با رسول خدا(ص) در شعب ابي‌طالب در محاصره بود؛ چهره‌اش دگرگون شد و سختي بر او فشار آورد. در همين روزها اسعد بن زراره و ذکوان بن قيس مکه آمدند و نزد پيامبر(ص) مسلمان شدند و از آن حضرت خواستند تا نماينده‌اي به مدينه بفرستد و اسلام را به آنان بياموزد. پيامبر(ص) به مصعب که قرآن را بسيار فرا گرفته بود، فرمان داد به همراه اسعد از مکه خارج شود [و به مدينه هجرت کند]. او نيز رفت و جوانان زيادي را به اسلام هدايت کرد.

پيشگيري از تهاجم فرهنگي به جوانان

حضرت علي‌(ع) در نامه‌اي خطاب به فرزندش امام حسن(ع) فرمود: همانا قلب جوان همانند سرزمين خالي است، آن چه در آن بکارند مي‌پذيرد و من پيش از آن که دلت سخت شود به ادب تو مبادرت ورزيدم.

امام صادق(ع) فرمود: جوانان را پيش از آن‌که گروه‌هاي منحرف، بر شما در اين کار سبقت گيرند با حديث آشنا کنيد.

نکته: 1. قلب جوانان همانند زمين خالي از کشت و آماده هرگونه بذرافشاني است. 2. همان‌گونه که زمين مرده را هر کس آباد کرد مالک مي‌شود، زمينه خالي و آماده را هر کس با فکر و مکتب خود آباد کند مالک خواهد شد. 3. مسؤولان هدايت ديني، بايد پيش از ديگران دل‌هاي جوانان جامعه را با فرهنگ الهي احيا کنند.

جدال آموزي جوانان

اميرمؤمنان(ع) فرمود: به جوانان فرمان دهيد تا فن مناظره بياموزند.

نکته: آن چه خواسته اسلام است و در اين حديث هم به آن توصيه شده، مناظره صحيح با صناعت جدال احسن است که در جست وجوي حق و صدق و پرهيز از باطل و کذب است.

اهميت دادن به آراستگي جوانان

امام باقر(ع) فرمود: علي(ع) با غلامش قنبر به بازار رفت و از فروشنده دو پيراهن به ارزش پنج درهم خواست. فروشنده گفت: دو عدد پيراهن دارم، يکي به ارزش سه درهم و ديگري به ارزش دو درهم. حضرت علي(ع) فرمود: هر دو را بياور. سپس فرمود:‌اي قنبر! تو پيراهن سه درهمي را بگير. قنبر گفت:‌اي امير مؤمنان! شما از من به آن سزاوارتري، چون بر منبر مي‌روي و با مردم سخن مي‌گويي. امام فرمود:‌اي قنبر! تو جوان هستي و خواسته جواني داري و من از خدايم حيا مي‌کنم که خود را بر تو مقدم بدارم.

راهکاري براي تربيت جوانان

در سخني منسوب به اميرمؤمنان(ع) چنين آمده است: هرگاه جواني را سرزنش مي‌کني راهي براي وي به منظور برون‌رفت از خطايش وابگذار؛ تا به ستيزه‌جويي وادار نشود.

تنبيه جوان براي دانش

دو امام بزرگوار امام باقر(ع) و امام صادق(ع) فرمودند: اگر جواني از جوانان شيعه را بيابم که به دين‌شناسي نمي‌پردازد، در تأديب وي مي‌کوشم.

آتش حسادت را در فرزندان خاموش کنيد

حسادت واکنشي طبيعي است که کودک به از دست دادن محبت واقعي، فرضي يا تهديد به آن از خود نشان مي‌دهد.

«خانواده سبز» مي‌نويسد: در بسياري از موارد، حسادت نتيجه طبيعي خشم است و کم‌کم به صورت نگرش نفرت نسبت به افراد بدل مي‌شود. خشم فرد ممکن است نسبت به خود، افراد ديگر، يا حتي اشيا باشد. در الگوي احساسات اغلب ترس با خشم در آميخته است. فرد حسود در روابط خود با شخص مورد علاقه اش احساس ناامني مي‌کند و به سبب از دست دادن پايگاه خويش در رابطه با محبت شخصي، احساس خطر مي‌نمايد.

علل حسادت و ماهيت آن بستگي به تربيت فرد دارد و به هر حال به شاد نبودن و ناسازگاري فرد حسود مي‌انجامد؛ در موارد جدي‌تر هم به واکنش‌هاي ناسازگارانه فرد مورد حسادت نيز منتهي خواهد شد. حسادت در کودکي، احتمالا بر نگرش‌هاي کودک نسبت به افراد و محيط اطرافش، نه تنها در دوران کودکي بلکه در سراسر زندگي‌اش اثر مي‌گذارد.

علل حسادت

1. حسادت در کودکان يک تجربه عاطفي معمولي است، که اغلب از تولد خواهر يا برادر جديد سر چشمه مي‌گيرد. حسادت به ويژه هنگامي که کودک بزرگ‌تر نخستين فرزند خانواده است و بين 2 تا 5 سال دارد، بيش‌تر ديده مي‌شود.

2. گاهي اوقات نيز حسادت در نتيجه تفاوت سني خواهر و برادر به وجود مي‌آيد. کودک کوچک‌تر نسبت به امتيازات کودک بزرگ‌تر و کودک بزرگ‌تر به محبت و توجه فوق العاده نسبت به کودک کوچک‌تر حسادت مي‌ورزد.

3. گاه کودک نسبت به يکي از والدين حسادت مي‌ورزد. زيرا کودک نگران است که خواهر يا برادر کوچک‌تر او در خانه تمام محبت مادر را در غيبت وي، به خود اختصاص دهد.

4. در حالي که حسادت با سازگاري کودک در مدرسه به تدريج کم مي‌شود، ولي اگر معلم يا والدين، کودک را تحقير کنند يا مورد مقايسه با همکلاسان يا خواهر و برادرش قرار دهند، حسادت در او تشديد مي‌شود. در بين کودکان کوچک‌تر واکنش حسادت مستقيم يا غير مستقيم است. واکنش مستقيم عبارت است از: پرخاشگري که شامل لگد زدن، گاز گرفتن، ناخن کشيدن و کتک زدن رقيب يا شخصي که کودک آرزوي جلب توجه و محبت بيش‌تر او را دارد. واکنش غير مستقيم معمولاشامل بازگشت به رفتار کودکانه چون شب ادراري، انگشت مکيدن، جلب توجه يا ترس‌هاي تازه، دل به هم خوردگي، خرابکاري، بد زباني و فحاشي و گاه ابراز محبت غير عادي است.

در بين کودکان بزرگ‌تر، پاسخ‌هاي حسادت‌آميز متنوع‌تر و غير مستقيم‌تر است. پرخاشگري در مدرسه و زمين بازي، آزار رساندن به بچه‌هاي کوچک‌تر و حيوانات، خرابکاري، مخالفت کردن، بد خلقي، بي ادبي، شکايت کردن، ناديده گرفتن ديگران، دروغگويي، تقلب، به کار بردن کلمات زشت و بدگويي ديگران از جمله واکنش‌هاي احتمالي اين گونه کودکان است.کودکان در ميزان و شدت حسادتي که تجربه مي‌کنند با يکديگر متفاوتند. علاوه بر اين، هر کودک روش خاص خود را در ابراز حسادت دارد، که بر اثر تمرين و خطا، رضايت بيش‌تري عايد او کرده است. روان‌شناسان معتقدند که در حسادت، تفاوت جنسي و سني وجود دارد. از هر سه کودک حسود، دو نفر آنان دخترند و دو نقطه اوج حسادت در کودکان يکي در سه سالگي و ديگري درست قبل از بلوغ يعني حدود يازده سالگي است.تحقيقات نشان مي‌دهد کودک بزرگ‌تر در خانواده بيش از کودکان ديگر حسادت را تجربه مي‌کند؛ زيرا از سهيم شدن ديگران در عشق و محبت والدين نفرت دارد. در خانواده‌هاي کم جمعيت (2 يا 3 نفري) حسادت بيش از خانواده‌هاي پر جمعيت يا خانواده‌هايي که داراي يک فرزند هستند، تجربه مي‌شود.

ميان وعده غذايي در زنگ هاي تفريح فراموش نشود

با شروع فصل مدرسه و گذراندن بيش از نيمي از وقت دانش آموز در خارج از خانه، ميل و رغبت بچه‌ها براي مصرف غذاها و خوراكي‌هاي خانگي كم مي‌شود و بيش‌تر آن‌ها تحت تاثير دوستان خود، اقدام به خريد انواع و اقسام تنقلات بي‌ارزش مي‌كنند.

يك ميان وعده مناسب و مغذي در برنامه روزانه دانش آموز مي‌تواند در افزايش تمركز، حافظه و يادگيري او دخيل باشد و با ايجاد انرژي و شادابي مضاعف باعث افزايش حضور او در مدرسه، كاهش افت تحصيلي و عدم تغييرات رفتاري شود. از طرفي، نوع تغذيه مي‌تواند تا حد زيادي از بروز بيماري‌هاي ناتوان كننده و هزينه بر چون ديابت، فشار خون، چربي خون و بيماري‌هاي قلبي و سرطان كه ريشه‌هاي اوليه آن در همين سنين مدرسه شكل مي‌گيرد، جلوگيري كند.

سنين مدرسه از حساس‌ترين دوره رشد كودكان است؛ در نتيجه ميوه و سبزي مي‌تواند جايگزين مناسبي براي خوراكي‌هاي غيرمجاز محسوب شود.

رشد كودكان در سنين ابتدايي متأثر از سه عامل زيستي، ذهني و اجتماعي است و سلامت و قدرت يادگيري كودكان به نوع تغذيه آن‌ها بستگي دارد. به همين دليل تغذيه مناسب مي‌تواند در پيشرفت تحصيلي دانش آموزان مؤثر و از اهميت بالايي برخوردار باشد.

در يك تغذيه مناسب بايد در روز پنج وعده غذايي مصرف شود. علاوه بر سه وعده‌ غذايي اصلي بايد از يك ميان وعده در صبح حدود ساعت 10صبح و 5بعدازظهر استفاده شود در حالي كه ايراني‌ها به طور معمول از سه وعده غذايي صبحانه، ناهار و شام پيروي مي‌كنند.

صبحانه بايد به‌عنوان يك وعده غذايي اصلي مورد توجه خانواده‌ها قرار گيرد. دانش آموزاني كه بدون خوردن صبحانه به مدرسه مي‌روند، با افت قندخون، كارآيي و تمركز فكري مواجه خواهند شد و همين امر سبب كاهش يادگيري آن‌ها مي‌شود.

سلول‌هاي مغز انرژي مصرفي خود را از ماده قندي گلوكز مي‌گيرند، در حالي كه قسمت مهمي از انرژي مورد نياز سلول‌هاي عضلاني و سلول‌هاي اعضاي ديگر بدن از چربي‌ها تأمين مي‌شود.

طبق آمار موجود 8درصد كودكان، صبحانه نخورده به مدرسه مي‌روند و 35درصد دانش آموزان با خود ميان وعده به مدرسه نمي‌برند.

برنامه غذايي كودكان مدرسه‌اي به دو گروه مجاز و غيرمجاز تقسيم بندي مي‌شود. والدين بايد غذاهاي غيرمجاز را براي ميان وعده بچه‌ها در نظر نگيرند. خوراكي‌هايي مانند شكلات، پاستيل، اسمارتيس و يخمك به علت داشتن رنگ‌هاي غيرمجاز و پوسيدگي دندان‌ها در طولاني مدت نبايد به‌عنوان ميان وعده مصرف شوند.

مصرف انواع پفك كه داراي مقدار زيادي نمك و ماده رنگي هستند، زمينه را براي ابتلا به چاقي، بيماري‌هاي قلبي و عروقي، ديابت و فشارخون در بزرگسالي فراهم مي‌کند و به همين سبب مصرف آن در مدارس بايد ممنوع شود.

روغني كه براي سرخ كردن مواد غذايي مانند سوسيس و چيپس مورد استفاده قرار مي‌گيرد، به علت حرارت ديدن مداوم حاوي ماده سمي آكروليبين است كه به سرطان كبد منجر خواهد شد.

مصرف انواع خشكبار، پسته، گردو، بادام، گندم بوداده، نخودچي، كشمش و انجير خشك كه حاوي موادمغذي مانند مواد انرژي زا، ويتامين‌ها و موادمعدني هستند به‌عنوان ميان وعده توصيه مي‌شود.

والدين بهتر است ساندويچ‌هاي خانگي مانند نان و پنير با خرما، نان و تخم مرغ و يا نان به همراه سيب زميني پخته به‌عنوان ميان وعده بچه‌ها در مدرسه تهيه كنند.

شير پاستوريزه و انواع ميوه‌هاي شسته و ضدعفوني شده حاوي مقادير زيادي ويتامين، موادمعدني و مغذي مورد نياز براي دوران رشد كودك هستند.

پزشكان با اشاره به تأثير فيبر موجود در ميوه و سبزيجات در جلوگيري از ابتلا به يبوست تأكيد مي‌کنند چنان‌چه دانش آموزان از ميان وعده در مدرسه استفاده نكنند، مواد دفعي براي مدتي طولاني در داخل روده بزرگ باقي مانده و منجر به يبوست آن‌ها خواهد شد. بنابراين مصرف ميوه و سبزيجات براي بچه‌ها ضروري است.

كشك؛ منبعي غني از كلسيم، فسفر، سديم، پتاسيم و منيزيم و براي رشد استخوان‌ها بسيار مفيد است.

پزشكان با تأكيد بر مصرف سهل و آسان كشك با توجه به ديرفسادپذيري، استفاده از آن را براي كودكان در ميان وعده‌هاي مدرسه پيشنهاد مي‌كنند.

عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان چیست؟

محيط خانواده

کم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در کودکي و نوجواني، نقش مهمي در سهل انگاري آن ها در دوران جواني نسبت به امور ديني دارد. اگر کودک در محيطي رشد کند که اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا باشند و خود را در قبال آن مسؤول ندانند، چه بسا او نيز در جواني و بزرگسالي از مذهب و عبادت، گريزان شود. والدين بايد تربيت اسلامي فرزندشان را از دوران کودکي آغاز کنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني آن ها باشند؛ زيرا در بزرگسالي، شخصيت فرد به طور کامل شکل گرفته و تغيير و اصلاح آن، دشوار است.

حضرت علي(ع) در نامه اي به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي(ع) مي فرمايد: "پيش از آن که دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم. " صفحه دل کودک در آغاز تولد، پاک و سفيد است. روش هاي خوب و بد تربيت والدين در سال هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي بندد. هنگامي که فرزند به دوران نوجواني و جواني برسد، آثار خوب و بد تربيت کودکي او در شخصيت وي ديده مي شود. گاهي برخي خانواده هاي دين دار، ارزش ها و باورهايشان را با خشونت و زور به جوان تحميل مي کنند که اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان ، بايد از نقطه اي آغاز کنيم که او علاقه مند است و رفتارمان به گونه اي باشد که او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نکند.

دوستان جوان

جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيش تر که يکي از ويژگي هاي دوران جواني است، از خانواده دور مي شود و به دوستان خود روي مي آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي تواند بيش از نقش خانواده باشد. يک دوست بد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده اي است که ميان ميوه هاي سالم جعبه اي قرار دارد. همان گونه که اين ميوه پوسيده مي تواند ميوه هاي فراواني را بر اثر گذر زمان خراب کند، دوست بد نيز مي تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي(ع) مي فرمايد: "کسي که نسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد".

جوانان بايد در انتخاب دوست و همنشين خود بسيار دقت کنند و کساني را به دوستي برگزينند که ايماني پاک و انديشه اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملکردي درست فرامي خواند. همچنين "از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي شود" و "نشان دهنده ناتواني فرد در نگهداري دوست خوب است".

تکريم جوان

اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گزاردن به آنان، راهکارهايي ارائه کرده است که عمل به آن ها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام(ص)، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي خواند.

از اين سخن در مي يابيم هنگامي که فرزند به سن تکليف رسيد، نبايد با او برخورد کودکانه کرد، بلکه جوان پرشور و پرتواني است که در کارها مي توان با وي مشورت کرد. اين کار براي رشد شخصيت جوان و سهيم کردن او در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، گرفتار عقده خودکم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نمي شود.

اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند که جوان، دوره ويژه و حساسي را مي گذراند و دانش و تجربه او اندک و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه ها و کوتاهي هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند؛ زيرا در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي بيند و به جاي حل مشکلات، تن به خواري و پستي مي دهد و با گرفتار شدن در دام گروه هاي فاسد، خود را به ناپاکي ها آلوده مي سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آن ها را به عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به کار گيرند، زمينه همکاري هاي دوستانه و رو به رشد آن ها نيز فراهم مي شود.

الگوي مناسب

يکي از ويژگي هاي دوران جواني، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهايش تقليد کند. نوجوان و جواني که شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي شوند، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد بر مي آيند که خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديک تر و با او هماهنگ تر سازند.

گاهي اين علاقه مندي به جايي مي رسد که جوان، بدي ها و زشتي هاي فرد الگو را نمي بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاک مي پندارد. حضرت علي(ع) فرمود: "چشم انسان علاقه مند از ديدن عيب هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي هاي وي ناشنواست".

الگو قرار دادن افراد ناشايست که نقشي در کمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شکوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و او بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي سازد. اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد: "بي خردي است که از هر صدايي، پيروي و با هر بادي به سمتي حرکت کني".

بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين کار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. از نظر آموزه هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فکري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امکان پذير است، چنان که خداوند در قرآن کريم تذکر مي دهد: "آيا آن که مردم را به حق رهبري مي کند، سزاوار پيروي است يا کسي که هدايت نمي کند، مگر آن که خود هدايت شود؟" حضرت موسي(ع)، هدف خود از پيروي خضر(ع) را بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذکر مي کند. امام صادق(ع) نيز انسان را از اين که بدون دليل محکم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته ها و کردارش، تأييد و تصديق کند، برحذر مي دارد.

رسانه هاي جمعي

امروزه رسانه هاي جمعي نقش برجسته اي را در شکل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه برعهده دارند؛ زيرا بيش تر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي گذرانند. بنابراين، چگونگي عملکرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آن ها يا انحراف از آن ها بسيار اثرگذار است. رسانه ها با توجه به توانمندي هاي خود، گاه مي توانند يکي از عوامل مهم دگرگوني ارزش ها و باورها باشند. با برنامه هايي که ارزش هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به عنوان ارزش هاي مثبت معرفي مي شوند، چگونه مي توان از نوجوانان و جوانان انتظار داشت به باورها و ارزش هاي ديني خويش پايبند باشند؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته هاي شخصي خود عمل کنند، بلکه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند..

زمان، بهترين هديه به فرزندان

فرزندان ما مهم ترين ارثيه در جهان هستند و عشق ما نسبت به کودکانمان با اهميت ترين ارثيه ما براي آن ها محسوب مي شود. وظيفه والدين تربيت و حفاظت از اين امانت الهي است به همين منظور در ادامه به هفت روش اشاره شده است که به فرزندان ما کمک مي کند تا زندگي آينده خود را محکم تر بنا کنند.

1- زماني را با کودکان خود بگذرانيد

زمان، بهترين هديه اي است که مي توانيم به کودکان خود تقديم کنيم. اين باهم بودن باعث مي شود احساسات، فعاليت ها و اعتقادات را با يکديگر مبادله کنيم. فرزندانمان با اين کار، برقراري ارتباط و گفت و گو کردن با ديگران را مي آموزند و از لحاظ روابط اجتماعي پيشرفت مي کنند. به کودکان خود کمک کنيد تا روش هاي جديدي داشته باشند و آن ها را در کنار خانواده خود تجربه کنند و لذت ببرند.

2- الگويي براي فرزندان باشيد

رفتار ما بيش از گفتارمان فرزندان را تحت تاثير قرار مي دهد. ما قهرمان دنياي آن ها هستيم.

3- به حرف هاي فرزندان خود گوش دهيد

پيغام هاي کودکان هديه هاي با ارزشي هستند. زماني که مشتاقانه به حرف هاي آن ها گوش مي دهيم، اعتماد به نفس کودکان خود را تقويت مي کنيم. هنگامي که با کودکان هستيد هم سطح آن ها باشيد و با تمام وجود به آن ها گوش دهيد. احساسات و حالات زيباي آن ها از طريق چشم هايشان بيان مي شود. اگر ما به سخنان آن ها دقت کنيم کودکانمان نيز به سخنان ما با تمام وجود، گوش مي دهند.

4- شيوه تربيتي مناسبي براي کودکان خود در نظر بگيريد

فرزندان ما بايد بياموزند که در مقابل کارها و انتخاب هايشان پاسخگو باشند. آن ها بايد بدانند که با کارهاي آزاردهنده شان مخالفت مي شود اما والدين هميشه به آن ها عشق مي ورزند.

5- کودکان خود را تشويق کنيد

کلمه هاي اميدبخش و تشويق آميز، اعتماد به نفس را به کودکان هديه مي دهد. موفقيت ها و استعدادهاي کودکان خود را به زبان بياوريد. زماني که فرزندانتان کار مهمي انجام مي دهند، حتماً به آن ها بگوييد که موفق بوده اند. کودکان ما بايد بدانند که اميدها و آرزوهاي آن ها رادرک مي کنيم و ما حامي آن ها هستيم. فرزندانتان را تشويق کنيد تا از لحاظ روحي و معنوي رشد کنند و زندگي متعادلي داشته باشند.

6- تجربه هاي خود را با کودکانتان تقسيم کنيد

هر کدام از ما داستان هاي ارزشمندي براي گفتن داريم. اين داستان ها مشخص مي کنند که واکنش ما در مقابل اين حوادث، زندگي کنوني مان را به وجود آورده است. با تجربه هاي خود مي توانيم کودکان مان را راهنمايي کنيم. شايد روزي فرزندان شما نيز با بعضي از شرايطي که برايتان پيش آمده، روبه رو شوند؛ در اين صورت از تجربه هاي شما بهره مي گيرند و از اشتباه ها دوري مي کنند. فرزندان ما در زندگي احتياج به الگويي دارند تا آن را سرمشق خود قرار دهند. ارزش هاي وجودي را به طور عملي به فرزندان آموزش دهيد. اشتباه هايتان را بپذيريد و عذرخواهي کنيد.

7- به فرزندان خود عشق بورزيد

به کودکان خود نشان دهيد که آن ها را در هر شرايطي دوست داريد و حمايتشان مي کنيد. در اين صورت آن ها هنگام سختي ها و مشکلات، با آرامش و احساس امنيت به شما پناه مي آورند. فرزندانتان براي تصميم گيري و تجربه موارد جديد نياز دارند که آزاد باشند. آن ها بايد بياموزند که در زندگي مسؤوليت پذير و مقاوم باشند. آن ها اجازه دارند شکست بخورند و يا پيروز شوند بدون اين که قضاوتي در مورد آن ها صورت گيرد. اگر همه نيازها، اميدها و انتظارات فرزندان خود را در يک کلمه خلاصه کنيم، آن کلمه عشق است.

منبع : مجله موفقيت

راه هايي براي افزايش انگيزه و اعتماد‌ به نفس

وقتي ما كاري را با شور و شوق شروع مي‌کنيم، تنها به جنبه‌هاي مثبت آن مي‌اند‌يشيم و به د‌ليل اين‌كه هنوز آن كار را انجام ند‌اد‌ه‌ايم، از سختي‌هاي آن ناآگاهيم؛ اما پس از مد‌تي خسته مي‌شويم و احساس ناتواني مي‌کنيم. اين موضوع باعث كاهش اعتماد‌ به نفس مي‌شود‌.

براي انجام هر كاري به انگيزه نياز است. افزايش انگيزه د‌ر خود‌ و د‌يگران، يك مهارت است. افراد‌ د‌ر كار، منزل و هر جاي د‌يگر از انگيزه براي رسيد‌ن به نتيجه استفاد‌ه مي‌کنند‌.

با انگيزه ماند‌ن بسيار مهم است. زند‌گي ما همواره د‌ر معرض افكار منفي و استرس‌هاي ناشي از آيند‌ه است. همه د‌ر زند‌گي خود‌، با د‌ود‌لي و ترد‌يد‌ و نااميد‌ي روبه‌رو شد‌ه‌ايم؛ اما آن‌چه باعث موفقيت‌هاي انسان مي‌شود‌، توانايي حفظ انگيزه و حركت رو به جلو است.

راه‌حل ساد‌ه‌اي براي مقابله‌ با كمبود‌ انگيزه وجود‌ ند‌ارد‌، حتي پس از غلبه بر كمبود‌ انگيزه، به محض رويارويي با اولين شكست، د‌وباره مشكل ظاهر مي‌شود‌. كليد‌ اصلي، فهم افكار و چگونگي پيش برد‌ن و هد‌ايت احساسات است. به وسيله ياد‌گيري چگونگي ايجاد‌ افكار برانگيزانند‌ه، خنثي كرد‌ن افكار منفي و تمركز بر كاري كه د‌ر حال انجام هستيد‌، مي‌توانيد‌ خود‌ را از ركود‌ نجات د‌هيد‌، قبل از اين‌كه د‌چار آن شويد‌.

سه د‌ليل اصلي براي از بين رفتن انگيزه وجود‌ د‌ارد‌:

1‌. كمبود‌ اعتماد‌ به نفس؛ اگر شما باور ند‌اشته باشيد‌ كه پيروز مي‌شويد‌، سعي كرد‌ن برايتان بي‌مفهوم مي‌شود‌.

2‌. كمبود‌ تمركز؛ اگر شما ند‌انيد‌ كه چه مي‌خواهيد‌، نمي‌توانيد‌ انگيزه لازم را د‌اشته باشيد‌.

3. مشخص نبود‌ن جهت و مسير؛ اگر شما ند‌انيد‌ كه چه كار مي‌خواهيد‌ بكنيد‌، چگونه انگيزه لازم براي انجام آن را كسب خواهيد‌ كرد‌؟

چگونگي تفكر شما د‌ر مورد‌ موفقيت‌هايتان بسيار مهم است. هرچه منفي‌تر فكر كنيد‌، اتفاق‌هاي منفي بيش‌تري برايتان پيش مي‌آيد‌. وقتي شما واقعا باور د‌اشته باشيد‌ كه لياقت موفقيت را د‌اريد‌، ذهنتان راه‌هاي رسيد‌ن به آن را مي‌سازد‌.

حال به شما مي‌آموزيم كه چگونه با هر يك از اين عوامل بازد‌ارند‌ه، مبارزه كنيد‌.

اولين قاتل انگيزه، كمبود‌ اعتماد‌ به نفس است. اين مورد‌ وقتي اتفاق مي‌افتد‌ كه شخص فقط بر آن‌چه مي‌خواهد‌ تمركز مي‌كند‌ و آن‌چه را كه د‌ر حال حاضر د‌ارد‌، ناد‌يد‌ه مي‌گيرد‌. وقتي شما تنها د‌ر مورد‌ آن‌چه مي‌خواهيد‌، فكر مي‌کنيد‌، ذهنتان توضيحاتي براي چرايي آن چه به د‌ست نياورد‌ه‌ايد‌، خلق مي‌کند‌. اين موضوع باعث ايجاد‌ افكار منفي مي‌شود‌. اشتباه‌هاي گذشته، شكست‌ها و ضعف‌هاي شخصي، ذهن شما را احاطه مي‌کند‌. د‌ر اين حالت شما به رقبايتان حساد‌ت مي‌ورزيد‌ و شروع به د‌ليل تراشي براي ناکامي خود‌ خواهيد‌ كرد‌. د‌ر اين وضعيت، تمايل به ايجاد‌ حس بد‌ي خواهيد‌ د‌اشت و اعتماد‌ به نفس خود‌ را از د‌ست خواهيد‌ د‌اد‌.

راه جلوگيري از اين افكار، تمركز بر د‌اشته‌ها و شكرگزاري به خاطر آن‌هاست. يك زمان خاص را براي تمركز بر جنبه مثبت هر چيز د‌ر زند‌گي خود‌، قرار د‌هيد‌. يك ليست ذهني از توانايي‌ها، موفقيت‌هاي گذشته و پيشرفت‌هاي کنوني‌تان تهيه كنيد‌. انسان‌ها اغلب تمايل به ناد‌يد‌ه گرفتن توانايي‌ها و غرق شد‌ن د‌ر اشتباه‌هايشان را د‌ارند‌. تلاش د‌ر جهت شكرگزاري، به شما مي‌فهماند‌ كه چقد‌ر د‌ر حال حاضر موفق و شايسته هستيد‌. اين كار اعتماد‌ به نفستان را د‌وباره خواهد‌ ساخت و انگيزه لازم براي د‌ستيابي به موفقيت‌هاي بعد‌ي را د‌ر شما ايجاد‌ خواهد‌ كرد‌.

شايد‌ عجيب باشد‌، اما چگونگي تفكر شما د‌ر مورد‌ موفقيت‌هايتان بسيار مهم است. هرچه منفي‌تر فكر كنيد‌، اتفاق‌هاي منفي بيش‌تري برايتان پيش مي‌آيد‌. وقتي شما واقعا باور د‌اشته باشيد‌ كه لياقت موفقيت را د‌اريد‌، ذهن شما راه‌هاي رسيد‌ن به آن را مي‌سازد‌. بهترين راه موفق شد‌ن، د‌اشتن افكار مثبت است.

كليد‌ اصلي، برد‌اشتن گام‌هاي مؤثر است. با تمركز ذهن بر يك هد‌ف مثبت، به جاي ترس، مغزتان را واد‌ار به كاري كنيد‌، به طوري كه ذهن، نقشه موفقيت را خلق كند‌. به جاي نگراني د‌رباره آيند‌ه، براي آن كاري كنيد‌.

د‌ومين عامل از بين برند‌ه انگيزه، كمبود‌ تمركز است. چقد‌ر به جاي تمركز بر اهد‌افتان، بر آن‌چه نمي‌خواهيد‌، تمركز مي‌کنيد‌؟ ما اغلب به ترس‌ها فكر مي‌کنيم. از اين‌كه فقير شويم، مورد‌ احترام قرار نگيريم يا تنها شويم، مي‌ترسيم. مشكل چنين تفكري اين است كه ترس به تنهايي كارآيي ند‌ارد‌. بيان ترس‌ها باعث از بين رفتن انگيزه مي‌شود‌.

اگر گرفتار ترس‌هاي ناشي از افكارتان هستيد‌، گام اول تمركز انرژي براي ايجاد‌ يك هد‌ف مشخص است. با مشخص كرد‌ن هد‌ف، به طور خود‌كار، سلسله‌اي از كارها را تعريف مي‌کنيد‌. اگر شما ترس از فقر د‌اريد‌، نقشه‌اي براي افزايش د‌رآمد‌تان بكشيد‌. اد‌امه تحصيل، مي‌تواند‌ يكي از اين نقشه‌ها باشد‌.

كليد‌ اصلي، برد‌اشتن گام‌هاي مؤثر است. با تمركز ذهن بر يك هد‌ف مثبت، به جاي ترس، مغزتان را واد‌ار به كاري كنيد‌، به طوري كه ذهن، نقشه موفقيت را خلق كند‌. به جاي نگراني د‌رباره آيند‌ه، براي آن كاري كنيد‌. وقتي شما مي‌د‌انيد‌ كه چه مي‌خواهيد‌، انگيزه لازم براي آن عمل را كسب خواهيد‌ كرد‌.

آخرين قطعه از پازل انگيزه، جهت است. اگر معناي تمركز، د‌اشتن هد‌ف باشد‌، مسير و جهت يك استراتژي روز به روز براي رسيد‌ن به آن است. نبود‌ مسير، قاتل انگيزه است؛ چرا كه بد‌ون د‌انستن عمل بعد‌ي د‌ر رسيد‌ن به هد‌ف د‌چار تأخير مي‌شويم. كليد‌ يافتن مسير، تعيين فعاليت‌هايي است كه منجر به موفقيت مي‌شود‌. براي هر هد‌ف، فعاليت‌هايي وجود‌ د‌ارد‌ كه منجر به موفقيت مي‌شوند‌ يا به عكس جلوي موفقيت را مي‌گيرند‌. ليستي از فعاليت‌هايتان را تهيه و بر پايه نتايج به د‌ست آمد‌ه مرتب كنيد‌. سپس روي فعاليت‌هايي تمركز كنيد‌ كه منجر به د‌ستاورد‌هاي بزرگي مي‌شوند‌.

اين كار، انرژي شما را به سمت موفقيت سوق مي‌د‌هد‌. بد‌ون اين كار، وقت‌تان تلف مي‌شود‌ و رسيد‌ن شما به موفقيت با تأخير مواجه خواهد‌ شد‌.

وقتي انگيزه‌تان رو به افول رفت، با برنامه‌اي كه شامل د‌و عمل مثبت است د‌وباره د‌ر مسير حركت قرار گيريد‌. اولي مي‌تواند‌ يك كار كوچك باشد‌ اما د‌ومي بايد‌ يك هد‌ف بلند‌مد‌ت‌تر باشد‌. ابتد‌ا آن كار كوچك را به سرعت انجام د‌هيد‌. اين عمل، روحيه مثبتي د‌ر شما ايجاد‌ مي‌کند‌. بعد‌ از آن به سمت رسيد‌ن به هد‌ف بلند‌مد‌ت گام برد‌اريد‌. اين كار موجب جلوگيري از رخوت و ركود‌ مي‌شود‌.

با از بين برد‌ن 3 عاملي كه به‌عنوان از بين برند‌گان انگيزه از آن‌ها ياد‌ شد‌، مي‌توانيد‌ به پيروزي د‌ست يابيد‌.

نکته‌هايي د‌ر جهت افزايش انگيزه

1‌. فکر کنيد‌، تأمل نماييد‌ و د‌ريابيد‌ که آيا واقعاً مي‌خواهيد‌ به تمايلاتتان د‌ست يابيد‌ و آيا اين خواسته ارزش صرف وقت و انرژي را د‌ارد‌.

2‌.هد‌فتان را کاملاً روشن کنيد‌. نوشتن آن د‌ر اين کار به شما کمک خواهد‌ کرد‌.

3.اغلب به هد‌ف و خواسته‌تان بيند‌يشيد‌.

4‌. تصور کنيد‌ که به هد‌فتان د‌ست يافته ايد‌ و ذهنتان را بر روي افکار متضاد‌ آن مسد‌ود‌ سازيد‌.

5‌. کتاب‌ها و مقالاتي را د‌ر مورد‌ موضوع هد‌فتان بخوانيد‌.

6. د‌رباره افراد‌ موفق تحقيق کنيد‌ و سرگذشتشان را بخوانيد‌.

7. به مزايايي که با د‌ستيابي به اهد‌افتان به آن‌ها مي‌رسيد‌ فکر کنيد‌.

8‌. به احساساتتان پس از د‌سترسي به هد‌فتان بيند‌يشيد‌ و آن را مجسم کنيد‌.

9‌.اظهارات مثبت را تکرار نماييد‌؛ اظهاراتي چون ”من اين خواسته را د‌ارم و قد‌رت د‌روني براي رسيد‌ن به هد‌فم را د‌ارا مي‌باشم». اين گفته را هميشه با ايمان و احساسات قد‌رتمند‌ تکرار کنيد‌.

10‌. با انجام کاري کوچک د‌ر رابطه با هد‌فتان شروع کنيد‌. موفقيت د‌ر امور کوچک منتهي به موفقيت‌هاي بزرگ مي‌شود‌.

انگيزه، موتوري قد‌رتمند‌ است که شما را به سوي موفقيت و کاميابي د‌ر هر زمينه حرکت مي‌د‌هد‌.

منبع: تبيان

12 روش براي اين که فرزند‌انتان به حرف‌هايتان اعتنا کنند‌

1. پيش از اين‌که د‌ستور د‌هيد‌، با او ارتباط برقرار کنيد‌.

به چشم هايش نگاه کنيد‌ تا کاملا توجه خود‌ را به او معطوف نماييد‌. براي نمونه بگوييد‌:«از تو مي‌خوام کاملا به من نگاه کني»و يا «خواهش مي‌کنم کاملا به من گوش بد‌ه.» بايد‌ د‌قت کنيد‌ نگاه کرد‌ن به چشم کود‌ک طوري باشد‌ که او تصور اين که شما مي‌خواهيد‌ کنترلش کنيد‌ ند‌اشته باشد‌.

2. فرزند‌انتان را با نام صد‌ا کنيد‌ و د‌ر خواستتان با نام او همراه باشد‌. براي مثال «زهره! آيا ممکن است که...»

3. کوتاه و مختصر با او سخن بگوييد‌ و د‌ر يک جمله مقصود‌ خود‌ را بيان کنيد‌. بزرگ‌ترين اشتباه اين است که شما با فرزند‌انتان زياد‌ و طولاني صحبت کنيد‌. با زياد‌ه‌گويي فرزند‌تان تصور مي‌کند‌ که شما اصلا نمي‌د‌انيد‌ چه مي‌خواهيد‌.

4. بسيار ساد‌ه و روشن صحبت کنيد‌ و جملات کوتاه و کلمات يک سيلابي به کار بريد‌. به گفت‌وگوي بچه‌ها با يکد‌يگر د‌قت کنيد‌ و به همان شکل با آن‌ها سخن بگوييد‌. اگر با بي علاقگي فرزند‌تان روبه‌رو شد‌يد‌، از اد‌امه صحبت با او صرف نظر کنيد‌.

5. از فرزند‌تان بخواهيد‌ که د‌رخواست شما را تکرار کند‌. اگر نتوانست، مطمئن باشيد‌ شما مطلب را به اند‌ازه کافي روشن نکرد‌ه‌ايد‌.

6. به او پيشنهاد‌ي د‌هيد‌ که د‌ر خواست شما را فوري انجام د‌هد‌. شما مي‌توانيد‌ به يک کودک 2 يا 3 ساله بگوييد‌ اگر لباس‌هايت را بپوشي، بيرون مي‌رويم و بازي مي‌کنيم. همواره سعي کنيد‌ پيشنهاد‌ي د‌هيد‌ که به نفع کود‌ک باشد‌ و او بخواهد‌ انجام د‌هد‌.

7. از جملات مثبت استفاد‌ه کنيد‌. به جاي اين‌که بگوييد‌ «ند‌و» بهتر است بگوييد‌ «د‌ر خانه راه برو و د‌ر بيرون هر چه قد‌ر د‌وست د‌اشتي بد‌و».

8. د‌رخواست‌هاي خود‌ را با عبارت «خواهش مي‌کنم» آغاز کنيد‌. به جاي اين که به کود‌ک بگوييد‌ «از آن جا پايين بيا» بگوييد‌ «من از تو خواهش مي‌کنم از آن‌جا پايين بيا.» اين نوع گفتار براي بچه‌هايي مفيد‌ است که از د‌ستور د‌اد‌ن خوششان نمي‌آيد‌. استفاد‌ه از اين کلمه به کود‌ک نشان مي‌د‌هد‌ که شما با او موافق هستيد‌ و قصد‌ تحکم ند‌اريد‌.

9. از عبارت «هنگامي که …بعد‌» استفاد‌ه کنيد‌: «هنگامي که د‌ند‌انت را مسواک زد‌ي بعد‌ برايت د‌استان مي‌خوانم»؛ «هنگامي که کارهايت تمام شد‌ بعد‌ تلويزيون نگاه کن.»استفاد‌ه از اين کلمات نشان مي‌د‌هد‌ که شما به وي تمايل د‌اريد‌ و او به حرف‌هايتان گوش مي‌د‌هد‌.

10. به جاي صحبت کرد‌ن وارد‌ عمل شويد‌. به جايي اين‌که بر سر فرزند‌ د‌اد‌ بزنيد‌، بگوييد‌ «برو تلويزيون رو خاموش کن الان موقع شام است»: بهتر است نزد‌ کود‌ک برويد‌ و با او چند‌ د‌قيقه برنامه تلويزيون را نگاه کنيد‌ و بعد‌ هنگام آگهي بازرگاني به وي بگوييد‌ تلويزيون را خاموش کند‌. د‌ر د‌رخواست خود‌ جد‌ي باشيد‌؛ د‌ر غير اين صورت روي حرف شما حساب نخواهد‌ کرد‌.

11. به او حق انتخاب بد‌هيد‌. بهتر است بگوييد‌ «تو د‌وست د‌اري اول لباس خوابت را بپوشي يا اول مسواک کني؟»...

12. با توجه به سن فرزند‌تان با او صحبت کنيد‌. با کوچک‌ترها کوتاه و ساد‌ه‌تر گفت‌وگو کنيد‌. بهتر است متوجه شويد‌ که سطح آگاهي فرزند‌تان چه ميزان است و سپس با او صحبت کنيد‌. اگر مي‌خواهيد‌ بگوييد‌ «چرا اين کار را انجام د‌اد‌ي؟«از اين جمله استفاد‌ه کنيد‌: بيا د‌ر مورد‌ اين کارات با هم صحبت کنيم.

نقش والدين در بازي بچه ها

 دکتر علي اصغر احمدي

بازي، بخشي از زندگي تمام موجودات زنده است. اصلا بخشي از فعاليت حيوانات گوناگون را خدا در درون‌شان طراحي کرده است که از طريق بازي انجام دهند. چون که رفتار حيوانات بيش‌تر تحت تأثير غرايز مستقيم است آدم مي‌تواند اين‌ها را ببيند و بگويد: اين‌ها طراحي خداست خدا اين‌چنين خواسته است. شما بازي بچه گربه‌ها يا بچه روباه‌ها را ديده‌ايد. اين‌ها در حقيقت به تناسب نقشي که در زندگي دارند قسمتي از تمرين‌هاي زندگي‌شان را به وسيله بازي انجام مي‌دهند. نشانه‌هاي اين را در زندگي عادي ما هم مي‌بينيد. همين دختر بچه‌ها، اين خاله‌بازي‌هايشان، اين‌که با پدرش به صورت خيالي بازي مي‌کند؛ چايي مي‌ريزد، مي‌گويد بخور، مي‌دهد به پدرش، خودش هم سر مي‌کشد. کودکان در قالب بازي نقش‌هايي را که بايد در آينده برعهده داشته باشند، تمرين مي‌کنند. منتها زندگي ما آدم‌ها برخلاف حيوانات بيش از اين‌که تحت تأثير مستقيم غرايز باشد، تحت تأثير يادگيري‌ها قرار گرفته است و اين تفاوت، خيلي تفاوت مهمي است. همين بازي‌ها که نقشي در زندگي ما دارد مي‌بايد با يادگيري‌ها بياميزد و بر يادگيري‌ها تأثير بگذارد تا ما به هدف‌مان برسيم. مي‌بايست بازي‌ها را شما در درجه اول، وسيله‌اي براي تمرين‌هاي گوناگون بچه‌تان در نظر بگيريد مثلا بازي ضمن اين‌که تفريح است ولي تمريني باشد براي انجام فعاليت‌هاي گوناگون اجتماعي. شما در حقيقت مي‌توانيد شکل‌هاي مختلف بازي را در اين زمينه طراحي کنيد بازي‌هاي دو طرفه‌اي که مي‌توانيد انجام دهيد مثل اين‌که تو معلم باش و من شاگرد باشم من گاهي اوقات در مقام شاگرد از بچه‌ام بپرسم و گاهي اوقات در موضع معلم بپرسم. بازي‌هاي گوناگون را مي‌شود طراحي کرد و با بچه انجام داد. يکي از کارکردهاي مهم بازي در حقيقت کشف استعداد‌هاي بچه‌هاست. کشف استعدادها در قالب بازي اتفاق مي‌افتد

اهميت دوران جوانى

جوانى دوره شكوفايى زندگى است و هيچ دوره‌اى به اندازه آن خطرناك نيست.

جوانى چشمه‌اى است كه همه آرزوها از آن سرازير مي‌گردد.

جوانى گمشده‌اى است كه پيران به دنبال آن مي‌گردند.

جوانى آتشفشان عشق و احساسات است.

جوانى گلى است كه جز يك دفعه در بهار عمر شكفته نمى شود.

جوانى آفتابى است كه طلوع آن در آسمان حيات شخص محدود است.

جوانى چون فرشته‌اى پاك، چون قهرمانى دلير و بى‌باك، چون شاهزاده‌اى سربلند و چون طاووسى خودپسند است.

جوانى بهار است اى برادر

همه گل‌ها در آن رويد سراسر

در آسمان عمر، جوانى ستاره‌اى است

يك بار بيش‌تر نكند در جهان طلوع

چون اصل عمر توست، بدان قدر و قيمتش

اصل ار فنا شود نبرى نفع از فروع

آيا مي‌دانيد؟!

آيا مي‌دانيد كه عمر مفيد انسان در جوانى است؟!

آيا مي‌دانيد اكثر پيروان پيامبران جوانان بودند؟!

آيا مي‌دانيد كه بيش‌ترين توجه پيامبر(ص) به جوانان بوده و مسؤ‌ولان را از ميان جوانان انتخاب مي‌كردند؟!

آيا مي‌دانيد كه امام زمان‌(عج) جوان است؟!

آيا مي‌دانيد كه ياران حضرت مهدى‌(عج) از جوانان هستند؟!

آيا مي‌دانيد كه در قيامت از جوانى سؤ‌ال مي‌شود؟!

آيا مي‌دانيد كه همه اهل بهشت جوان هستند؟!

آيا مي‌دانيد كه استكبار جهانى براى انحراف جوانان، دام‌هاى بسيارى گسترده است؟!

آيا مي‌دانيد راه انحراف يك جامعه از طريق انحراف جوانان آن جامعه است؟!

محمود اكبرى، جُنگ جوان

راهكارهايي براي افزايش اعتماد به نفس

اشخاصي كه اعتمادبه نفس بالايي دارند، ارزش خود را براي دوست داشتن ديگران و مورد علاقه واقع شدن از سوي آنان حفظ مي‌كنند. خود را شايسته توجه دانسته ديگران را نيز مورد توجه قرار مي‌دهند، حرف‌هاي ديگران را مي‌شنوند، ارزش خود را براي شناخت خويش و اطرافيان حفظ مي‌كنند، خود و ديگران را تشويق به انجام كارهاي خوب كرده و براي خوب بودن و شناخت ديگران به‌عنوان انسان‌هاي خوب تلاش مي‌كنند. آن‌چه در ادامه مي‌خوانيد راهكارهايي براي افزايش اعتمادبه نفس از زبان حجت الاسلام گرجي است که به نقل از کيهان در ذيل مي‌آيد:

1. در مقابل آينه از خود تعريف كنيد. اين كار در كسب اعتمادبه نفس، بسيار مؤثر است. هر روز صبح چند دقيقه اين كار را انجام دهيد. هنگام نگاه كردن در آينه به موارد مثبت چهره خود نگريسته از آن تعريف كنيد.

2. در حال، زندگي كنيد. اگر در حال زندگي كنيد و تمام انرژي خود را متوجه زندگي در لحظه نماييد، فرداي شما هم تضمين خواهد شد؛ چرا كه فردايتان محصول عملكرد صحيح امروز شما است. اگر عمر خود را در حسرت ديروز با نگراني فردا سپري كنيد، لحظه‌ها را از دست خواهيد داد و اين به معناي از دست دادن فردا نيز مي‌باشد.

3. دست دادن خود را محكم‌تر كنيد. به اصطلاح شل و وارفته دست ندهيد، بخصوص اگر نظامي هستيد، محكم و قدرتمند دست بدهيد و همچنين گرم و صميمانه.

4. به موفقيت‌هاي خود نگاهي بيندازيد. از موفقيت‌هايي كه تاكنون داشته‌ايد، براي خود ليست تهيه كرده، آن را همراه داشته باشيد و هرگاه احساس عدم اعتمادبه نفس كرديد، نگاهي به آن بيندازيد.

5. به خودتان تبريك بگوييد. حتي از گفتن جمله‌هايي مانند شب به خير و دوستت دارم به خود امتناع نورزيد. براي خود جشن تولد بگيريد و در كل به خودتان برسيد.

6. نيروي نگاه خود را تقويت کنيد. افراد نظامي بخصوص آن‌هايي كه در شغل فرماندهي بوده‌اند ناخودآگاه نيروي قدرتمندي دارند، اگر مي‌خواهيد به آن مرحله برسيد، تمرين مؤثر زير را انجام دهيد: «ساچمه‌اي سياه را در وسط سيني قرار دهيد، و سعي كنيد با نگاه خود از فاصله 2متري آن را حركت دهيد.»

7. هميشه با خود مبلغي پول داشته باشيد. وجود مقداري پول در جيب و كيف شما، اعتمادبه نفستان را زياد مي‌كند، تاكنون شما شايد اين موضوع را بسيار تجربه كرده باشيد.

8. مهم‌تر از همه نه گفتن را ياد بگيريد. بسياري از افراد قدرت نه گفتن را ندارند و اين موارد براي آنان مشكل‌هايي ايجاد کرده است. اگر پيشنهاد يا درخواستي به شما مي‌شود كه ميل نداريد آن را بپذيريد، با قاطعيت اما با احترام بگوييد نه.

9. فكر كنيد كه اعتماد به نفس بي‌نظيري داريد. هرگز اين فكر را به خود راه ندهيد كه اعتمادبه نفس نداريد، هميشه سعي كنيد درباره خود فكرهاي مثبت و والايي داشته باشيد. اگر خودتان تصور كنيد كه اعتمادبه نفس نداريد، چه طور انتظار داريد كه ديگران شما را داراي اعتمادبه نفس بدانند؟! فراموش نكنيد كه به هر چه فكر كنيد، به سرتان مي‌آيد. اگر فكر كنيد كه كاري را نمي‌توانيد انجام دهيد به طور حتم نمي‌توانيد. آن‌چه مهم است، فقط افكار شماست.

10. سرعت راه رفتن خود را بيش‌تر كنيد. كسي كه اعتمادبه نفس دارد گام‌هاي مستحكم برمي‌دارد و هدفمند راه مي‌رود. قوي، قدرتمند و پر انرژي باشيد.

11. سر خود را بالا نگه داريد. اين كار باعث مي‌شود جريان خون از قلب به مغز (خون شرياني) و از مغز به قلب (خون وريد) به آساني انجام پذيرد؛ حجم ريه‌ها افزايش يابد و در واحد زمان، اكسيژن بيش‌تري با خون مبادله شود؛ راه‌هاي هوايي از قبيل ناي، نايژه‌ها، حلق و بيني تا حدودي در يك امتداد قرار گيرند و تنفس، راحت‌تر شود، ميزان ديد بيش‌تر شود، به برازندگي ظاهري شخص كمك كند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زياد مي‌كند.

12. با ترس خود روبه رو شويد. مطمئن باشيد چيزي كه از آن ترس داريد به آن بدي كه شما فكر مي‌كنيد نيستند. روبه‌رو شدن با آن چه از آن مي‌ترسيد باعث افزايش اعتمادبه نفس مي‌شود.

13. صحبت كنيد. اغلب اوقات در مورد يك موقعيت با يك شخص دچار توهماتي مي‌شويم كه درست نيستند، اگر شك و ترديد و سؤالي براي شما پيش بيايد و آن را رفع نكنيد، اين شك و ترديد روي رفتار شما تأثير مي‌گذارد.

14. مغلوب نشويد. چيز ديگري را انتخاب كنيد. شما با يك تجربه ناموفق مغلوب نمي‌شويد، به اين فكر كنيد كه آيا هيچ كس قبل از موفقيت شكست نخورده است. تنها چيزي كه احتياج داريد يك راه متفاوت است.

15. عذر‌تراشي نكنيد. شايع‌ترين بهانه‌اي كه مي‌تواند در برابر هر تغيير مثبتي آورده شود، اين است كه من ذاتاً اين طور هستم يا اين طور بزرگ شده ام. خير، عذر شما پذيرفته نيست.

16. مهارت‌هاي ارتباطي را گسترش دهيد. خود‌باوري و اعتمادبه نفس ريشه در ارتباط با ديگران دارد. داشتن ارتباط اجتماعي به افراد كمك مي‌كند تا واقعيت‌هايي را در مورد خود بدانند. اين افراد مي‌آموزند كه در درون اجتماع برخي از افراد توانايي‌هاي بيش‌تر و برخي ديگر توانايي‌هاي كم‌تر از آن‌ها دارند؛ در واقع آن‌ها مي‌آموزند كه كم‌توان‌ترين افراد جامعه در همه ويژگي‌ها نيستند.

17. در اجتماع بودن را تمرين كنيد. به فعاليت‌هايي ملحق گرديد كه همواره در ارتباط با ديگران باشيد؛ مانند باشگاه، كلاس‌هاي ورزشي، انجمن‌هاي دانشجويي و كلوپ‌هاي تفريحي. در اين محيط‌ها همواره بايد اجتماعي باشيد و با مردم معاشرت كنيد. پس از مدتي خواهيد ديد ارتباط با ديگران برايتان عادي و راحت مي‌شود.

18. از طرد شدن نهراسيد. يكي از عامل‌هاي اصلي در اعتماد به نفس پايين، ترس از عدم پذيرش (طرد شدن) است. آن‌چه را كه درست است انجام دهيد. به ياد داشته باشيد اين انتظار اشتباهي است كه بخواهيم هميشه مورد پذيرش و تأييد ديگران باشيم.

19. نگرش مثبت داشته باشيد. به موفقيت‌ها و نكات قدرت خود فكر كنيد. ترفند كار در اين است كه خود آگاه (تمركز حواس به خود) نباشيد. اعتماد به نفس پايين، ترديد و دودلي هنگامي رخ مي‌دهد كه شما به عيوب و نقايص خويش فكر مي‌كنيد. در عوض افكارتان را سراسر به شخصي كه با او در حال گفت‌وگو هستيد متمركز گردانيد. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيد برد و هم طرف مقابل از توجه شما خرسند خواهد شد.

20. توقعات خود را كاهش دهيد. هميشه عالي بودن غير‌ممكن است؛ افرادي كه مي‌خواهند هميشه عالي باشند هيچ كاري را انجام نمي‌دهند

ايجاد آمادگي براي روزه داري در کودکان

 محسن اصغري

امروزه، معنويت، شکل‌گيري هويت ارزشي، نياز به ارتباط معنوي با هستي و هوش هيجاني بحث مهمي در روان‌شناسي است. دين مبين اسلام براساس فضيلت و فطرت انسان و براي شکوفايي ابعاد وجودي او، جامع‌ترين پاسخ‌ها را داده و براي آن‌ها شيوه‌هاي متعالي همچون روزه تعيين کرده است. آماده‌سازي مناسب کودکان و نوجوانان براي آشنايي و انجام تکاليف ديني و افزايش آگاهي والدين از اثرات مختلف تربيتي و افزايش مهارت والدين در پرورش معنويت و دين فرزندان، بحثي ظريف و تخصصي است. در اين‌جا راهکارهاي آماده‌سازي کودکان و نوجوانان براي روزه گرفتن را مطرح مي‌کنيم.

اولين تجارب روزه گرفتن را به يادماندني و جذاب کنيد

اولين تجربه روزه گرفتن از مهم‌ترين تجارب کودکان و نوجوانان است. آگاهي از برخي مسائل باعث انس گرفتن بهتر کودک با روزه مي‌شود. پس بکوشيد اولين تجربه روزه را جذاب نماييد.

به استقبال ماه رمضان برويد

نحوه برخورد ما با موقعيت‌هاي مختلف بر نگرش کودکان به آن موقعيت‌ها اثرگذار است. مثلا تکاپوي ما در آغاز سال جديد يا سال تحصيلي به کودک مي‌فهماند که ما در زمان خاصي قرار گرفته‌ايم و در او باورهاي خاصي را زنده مي‌کند. برخورد با ماه مبارک رمضان نيز بايد جايگاه خاصي در ذهن کودک ايجاد کند. به استقبال ماه رمضان رفتن از چند روز قبل، با هيجان صحبت کردن از آن، آشنا کردن کودک با آداب آن، مشارکت دادن او در خريد اقلام لازم براي اين ماه و... آن‌ها را براي ورود به ماه مبارک رمضان آماده مي‌کند.

برنامه تمريني ترتيب بدهيد

والدين براي مواجهه کودکان با برخي موقعيت‌ها، برنامه‌هاي تمريني دارند، مثلا قبل از رفتن به مدرسه به کودک نوشتن و خواندن ياد مي‌دهند که نشان مي‌دهد والدين مي‌دانند بايد کودک را براي رويارويي با موقعيت جديد، آموزش داد ولي مي‌پندارند کودک با آغاز سن خاص بايد رفتار و آداب عبادي را آموخته و انجام دهد. در حالي که ائمه گرامي ما کودکان را قبل از سنين تکليف آماده مي‌ساخته‌اند. روزه‌هاي کودکانه و کله گنجشکي، نمونه‌اي از آماده سازي است. دو سال قبل از سن تکليف براي آماده کردن کودک مناسب است.

خود الگوي معنوي روزه گرفتن باشيد

روزه گرفتن بايد بر اخلاق ما نيز موثر باشد. بهترين مشوق براي کودکان، لطافت و محبت بيش‌تر والدينشان در زمان روزه‌داري به آن‌هاست. والدين گاهي با برخوردهاي نامناسب، کودکان را نسبت به روزه دچار احساس منفي مي‌کنند. مثلا اگر والدين به خاطر استراحت خود در زمان روزه‌داري با تندخويي مانع بازي کودک شوند يا اگر به صورت افراطي و با برخورد نامناسب او را از خوردن و آشاميدن منع نمايند، باعث ايجاد ديدگاهي منفي نسبت به اين ماه در آن‌ها خواهند شد.

از پيشنهادات کودکان براي سحرخيزي استقبال نماييد

بيدار شدن در موقع سحر براي کودک جذاب است حتي اگر در سنين کم مثلا پنج سالگي قرار دارد اما درخواست مي‌کند او را براي سحر بيدار نمايند، امکان اين تجربه را براي وي فراهم نماييد. برخاستن براي سحر علاوه بر آشنايي کودک با حال و هواي رمضان باعث آمادگي‌اش براي سال‌هاي بعد خواهد بود.

براي بيدار کردن کودکان و نوجوانان از برخوردهاي مناسب استفاده نماييد

فراهم کردن زمان خواب و استراحت مناسب براي کودکان و استفاده از الفاظ و لحن مناسب هنگام بيدار کردن براي سحر، باعث خوشايند‌تر شدن روزه براي آن‌ها مي‌شود. تکان دادن‌هاي شديد يا به کار بردن تحکم و الفاظ نامناسب موجب مي‌شود کودک با افکاري منفي آماده سحري خوردن شود.

پيام منفي ندهيد

با عبارات نامناسب براي بيان ضعف و گرسنگي، مشکل دانستن سحرخيزي و شکايت از انجام امور ماه مبارک رمضان به کودکان و نوجوانان پيام‌هاي منفي ندهيد تا احساسات و نگرش‌هاي نامناسب در آن‌ها شکل نگيرد.

فلسفه روزه‌داري را به بيان ساده براي کودک مطرح نماييد

تمامي احکام اسلام داراي زير بناي عقلي و مزاياي معنوي و مادي است اما بايد آن‌ها را به زبان ساده براي کودک بيان کرد. مي‌توان گفت: خداوند دوست دارد روزه‌دار باشيم تا به ياد افراد نيازمند بيفتيم. يا ما با روزه تمرين مي‌کنيم تا بيش‌تر مراقب اعمال خود باشيم

تشويق معنوي در نظر بگيريد

تشويق با پول و وسايل مادي مي‌تواند تاثير منفي بگذارد. تشويق در جمع يا دادن هداياي مورد علاقه و درخواست دعا کردن براي والدين از کودک، مشوق‌هاي مناسب‌تري براي او هستند. سعي کنيد عمل معنوي وي را با پول برابر نسازيد

در برابر موج‌هاي منفي از کودک خود دفاع کنيد

متاسفانه برخي افراد با لحني دلسوزانه و ترحم برانگيز به کودک روزه‌دار عبارات براي تو خيلي زود است و... در اين مواقع والدين بايد با قاطعيت از فرزند خود حمايت و با آرامش و بياني ساده از او دفاع کنند.

شبکه حمايتي ايجاد کنيد

خانواده‌هايي که از نظر نگرش، به روزه گرفتن فرزندان و احساس مسؤوليت تربيتي براي فرزندانشان مشابه و همراه شما هستند و نيز کودکان و نوجوانان هم‌سن فرزند خود را که تجارب روزه‌داري خوشايند دارند را شناسايي کنيد. در صورت امکان بين آن‌ها ارتباط برقرار کنيد. افطاري دادن به دوستان کودک و نوجوان، دعوت از خانواده ايشان، شرکت در تفريح و جشن‌هاي مشترک، مي‌تواند شبکه حمايتي براي کودک ايجاد نمايد.

روزه خويشتن داري و کنترل هيجانات را افزايش مي‌دهد

براي کنترل هيجانات برنامه‌هاي ويژه‌اي پيشنهاد مي‌شود. برخي از اين برنامه‌ها براي سنين کودکي است. روزه علاوه بر انجام وظيفه ديني و قرب به خداوند، داراي آثار معنوي و تربيتي است و يکي از آثار آن کنترل آگاهانه و اختياري غرايز است که فرد به کارآمدي خود در کنترل هيجانات پي مي‌برد. روزه گرفتن، اراده را قوي و آستانه تحمل در مقابل بعضي از سختي‌ها را افزايش مي‌دهد و باعث آگاهي از هيجانات مثبت مي‌شود.

راهكارهايي براي افزايش اعتماد به نفس

اشخاصي كه اعتمادبه نفس بالايي دارند، ارزش خود را براي دوست داشتن ديگران و مورد علاقه واقع شدن از سوي آنان حفظ مي‌كنند. خود را شايسته توجه دانسته ديگران را نيز مورد توجه قرار مي‌دهند، حرف‌هاي ديگران را مي‌شنوند، ارزش خود را براي شناخت خويش و اطرافيان حفظ مي‌كنند، خود و ديگران را تشويق به انجام كارهاي خوب كرده و براي خوب بودن و شناخت ديگران به‌عنوان انسان‌هاي خوب تلاش مي‌كنند. آن‌چه در ادامه مي‌خوانيد راهكارهايي براي افزايش اعتمادبه نفس از زبان حجت الاسلام گرجي است که به نقل از کيهان در ذيل مي‌آيد:

1. در مقابل آينه از خود تعريف كنيد. اين كار در كسب اعتمادبه نفس، بسيار مؤثر است. هر روز صبح چند دقيقه اين كار را انجام دهيد. هنگام نگاه كردن در آينه به موارد مثبت چهره خود نگريسته از آن تعريف كنيد.

2. در حال، زندگي كنيد. اگر در حال زندگي كنيد و تمام انرژي خود را متوجه زندگي در لحظه نماييد، فرداي شما هم تضمين خواهد شد؛ چرا كه فردايتان محصول عملكرد صحيح امروز شما است. اگر عمر خود را در حسرت ديروز با نگراني فردا سپري كنيد، لحظه‌ها را از دست خواهيد داد و اين به معناي از دست دادن فردا نيز مي‌باشد.

3. دست دادن خود را محكم‌تر كنيد. به اصطلاح شل و وارفته دست ندهيد، بخصوص اگر نظامي هستيد، محكم و قدرتمند دست بدهيد و همچنين گرم و صميمانه.

4. به موفقيت‌هاي خود نگاهي بيندازيد. از موفقيت‌هايي كه تاكنون داشته‌ايد، براي خود ليست تهيه كرده، آن را همراه داشته باشيد و هرگاه احساس عدم اعتمادبه نفس كرديد، نگاهي به آن بيندازيد.

5. به خودتان تبريك بگوييد. حتي از گفتن جمله‌هايي مانند شب به خير و دوستت دارم به خود امتناع نورزيد. براي خود جشن تولد بگيريد و در كل به خودتان برسيد.

6. نيروي نگاه خود را تقويت کنيد. افراد نظامي بخصوص آن‌هايي كه در شغل فرماندهي بوده‌اند ناخودآگاه نيروي قدرتمندي دارند، اگر مي‌خواهيد به آن مرحله برسيد، تمرين مؤثر زير را انجام دهيد: «ساچمه‌اي سياه را در وسط سيني قرار دهيد، و سعي كنيد با نگاه خود از فاصله 2متري آن را حركت دهيد.»

7. هميشه با خود مبلغي پول داشته باشيد. وجود مقداري پول در جيب و كيف شما، اعتمادبه نفستان را زياد مي‌كند، تاكنون شما شايد اين موضوع را بسيار تجربه كرده باشيد.

8. مهم‌تر از همه نه گفتن را ياد بگيريد. بسياري از افراد قدرت نه گفتن را ندارند و اين موارد براي آنان مشكل‌هايي ايجاد کرده است. اگر پيشنهاد يا درخواستي به شما مي‌شود كه ميل نداريد آن را بپذيريد، با قاطعيت اما با احترام بگوييد نه.

9. فكر كنيد كه اعتماد به نفس بي‌نظيري داريد. هرگز اين فكر را به خود راه ندهيد كه اعتمادبه نفس نداريد، هميشه سعي كنيد درباره خود فكرهاي مثبت و والايي داشته باشيد. اگر خودتان تصور كنيد كه اعتمادبه نفس نداريد، چه طور انتظار داريد كه ديگران شما را داراي اعتمادبه نفس بدانند؟! فراموش نكنيد كه به هر چه فكر كنيد، به سرتان مي‌آيد. اگر فكر كنيد كه كاري را نمي‌توانيد انجام دهيد به طور حتم نمي‌توانيد. آن‌چه مهم است، فقط افكار شماست.

10. سرعت راه رفتن خود را بيش‌تر كنيد. كسي كه اعتمادبه نفس دارد گام‌هاي مستحكم برمي‌دارد و هدفمند راه مي‌رود. قوي، قدرتمند و پر انرژي باشيد.

11. سر خود را بالا نگه داريد. اين كار باعث مي‌شود جريان خون از قلب به مغز (خون شرياني) و از مغز به قلب (خون وريد) به آساني انجام پذيرد؛ حجم ريه‌ها افزايش يابد و در واحد زمان، اكسيژن بيش‌تري با خون مبادله شود؛ راه‌هاي هوايي از قبيل ناي، نايژه‌ها، حلق و بيني تا حدودي در يك امتداد قرار گيرند و تنفس، راحت‌تر شود، ميزان ديد بيش‌تر شود، به برازندگي ظاهري شخص كمك كند و از همه مهم‌تر، اعتماد به نفس شخص را زياد مي‌كند.

12. با ترس خود روبه رو شويد. مطمئن باشيد چيزي كه از آن ترس داريد به آن بدي كه شما فكر مي‌كنيد نيستند. روبه‌رو شدن با آن چه از آن مي‌ترسيد باعث افزايش اعتمادبه نفس مي‌شود.

13. صحبت كنيد. اغلب اوقات در مورد يك موقعيت با يك شخص دچار توهماتي مي‌شويم كه درست نيستند، اگر شك و ترديد و سؤالي براي شما پيش بيايد و آن را رفع نكنيد، اين شك و ترديد روي رفتار شما تأثير مي‌گذارد.

14. مغلوب نشويد. چيز ديگري را انتخاب كنيد. شما با يك تجربه ناموفق مغلوب نمي‌شويد، به اين فكر كنيد كه آيا هيچ كس قبل از موفقيت شكست نخورده است. تنها چيزي كه احتياج داريد يك راه متفاوت است.

15. عذر‌تراشي نكنيد. شايع‌ترين بهانه‌اي كه مي‌تواند در برابر هر تغيير مثبتي آورده شود، اين است كه من ذاتاً اين طور هستم يا اين طور بزرگ شده ام. خير، عذر شما پذيرفته نيست.

16. مهارت‌هاي ارتباطي را گسترش دهيد. خود‌باوري و اعتمادبه نفس ريشه در ارتباط با ديگران دارد. داشتن ارتباط اجتماعي به افراد كمك مي‌كند تا واقعيت‌هايي را در مورد خود بدانند. اين افراد مي‌آموزند كه در درون اجتماع برخي از افراد توانايي‌هاي بيش‌تر و برخي ديگر توانايي‌هاي كم‌تر از آن‌ها دارند؛ در واقع آن‌ها مي‌آموزند كه كم‌توان‌ترين افراد جامعه در همه ويژگي‌ها نيستند.

17. در اجتماع بودن را تمرين كنيد. به فعاليت‌هايي ملحق گرديد كه همواره در ارتباط با ديگران باشيد؛ مانند باشگاه، كلاس‌هاي ورزشي، انجمن‌هاي دانشجويي و كلوپ‌هاي تفريحي. در اين محيط‌ها همواره بايد اجتماعي باشيد و با مردم معاشرت كنيد. پس از مدتي خواهيد ديد ارتباط با ديگران برايتان عادي و راحت مي‌شود.

18. از طرد شدن نهراسيد. يكي از عامل‌هاي اصلي در اعتماد به نفس پايين، ترس از عدم پذيرش (طرد شدن) است. آن‌چه را كه درست است انجام دهيد. به ياد داشته باشيد اين انتظار اشتباهي است كه بخواهيم هميشه مورد پذيرش و تأييد ديگران باشيم.

19. نگرش مثبت داشته باشيد. به موفقيت‌ها و نكات قدرت خود فكر كنيد. ترفند كار در اين است كه خود آگاه (تمركز حواس به خود) نباشيد. اعتماد به نفس پايين، ترديد و دودلي هنگامي رخ مي‌دهد كه شما به عيوب و نقايص خويش فكر مي‌كنيد. در عوض افكارتان را سراسر به شخصي كه با او در حال گفت‌وگو هستيد متمركز گردانيد. هم شما اضطراب خود را از خاطر خواهيد برد و هم طرف مقابل از توجه شما خرسند خواهد شد.

20. توقعات خود را كاهش دهيد. هميشه عالي بودن غير‌ممكن است؛ افرادي كه مي‌خواهند هميشه عالي باشند هيچ كاري را انجام نمي‌دهند

با كودكان ناسازگار چه كنيم؟

رفتارهاي ناسازگارانه رفتارهايي هستند كه با نظر پدر و مادر، اطرافيان و جامعه سازگاري ندارد. رفتار فرزندان ناسازگار احساس بسيار بدي را در اطرافيان ايجاد مي‌كند به طوري كه خود نيز تحت‌تاثير واكنش‌هاي ناخوشايند آن، از سوي ديگران واقع مي‌شوند.

انواع رفتارهاي ناسازگارانه:

روانشناسان معمولا رفتارهاي ناسازگار را در سه گروه تقسيم‌بندي مي‌كنند: 
1- اختلال بيش‌فعالي و كمبود توجه
2-اختلال لجبازي و نافرمانـي
3-اختلال سلوك

گرچه شباهت‌هاي زيادي بين آنها وجود دارد، ولي ويژگي‌هاي متمايزكننده‌اي هم در آنها به چشم مي‌خورد. ممكن است علايم هر سه طبقه در يك كودك ديده شود كه براي آشنايي بيشتر به رفتارهاي هركدام اشاره مي‌كنيم.

كودكان بيش فعال و كمبـود توجه: 
- نمي‌توانند رفتارشان را كنترل و تنظيم كنند. 
- نمي‌توانند رفتارهاي هماهنگ و مناسب با اطرافيان، از خود نشان دهند. 
- داراي علامت‌هايي مثل كم‌توجهي، حواس‌پرتي و كمبودتمركز هستند. 
- رفتارهاي تكانشي آنها بيش از حد معمول است. 
- در كارهايي كه به آنها علاقه و مهارت داشته باشند، هيچ تفاوتي با همسالان خود ندارند. 
- خيلي سريع توسط محرك‌هاي خارجي دچار حواس‌پرتي مي‌شوند و از كار و وظيفه اصلي خود (غالبا تكاليف مدرسه) بازمي‌مانند. 
- اغلب وسايلشان را گم مي‌كنند و فراموشكارند. 
- مرتب حـركت مي‌كنند و آرام و قرار ندارند. 
- ميان صحبت ديگـران مي‌پرند و تامل ندارند. 
- نوبت را رعايت نمي‌كنند. 
- سريع از كوره دررفته و اشيا را به سوي ديگران پرتاب مي‌كنند. 
- رفتارهاي جسورانه و خطـرناك از خود نشان مي‌دهند. 
- در توجه به جزييات ناتوانند. 
- در صحبت‌كردن مستقيم با آنان، به نظر مي‌رسد به گوينده توجهي ندارند و گوش نمي‌كنند. 
- قادر به پيگيري دستورات نيستند و كارها را نيمه‌كاره رها مي‌كنند. 
- از كارهايي كه نياز به تلاش ذهني دارد اجتناب مي‌كنند. 
كودكان لجباز و نافـرمان: 
- رفتارهاي منفي و نابهنجار از آنها زياد ديده مي‌شود. 
- از قوانين روزمره سرپيچي مي‌كنند. 
- با بزرگترها بيش از حد بحث و جدل مي‌كنند. 
- ديگران را در امور مقصر مي‌دانند و از آزار و اذيت و ناسزاگويي به آنان دريغ ندارند. 
- عصبانـي و زودرنج‌اند. 
-كينه‌توز و انتقام‌گيـرند. 
كودكان دچار اختلال سلوك: 
- معمولا به حقوق ديگـران تجاوز مي‌كنند. 
- در نزاع و كتك‌كاري از وسايل خطرناك مانند چاقو و... استفاده مي‌كنند. 
- به اموال عمومـي و ديگران آسيب مي‌رسانند. 
- فرار از خانه و مدرسه در آنها بيشتر ديده مي‌شود.

علل و انگيزه‌هاي ناسازگاري فرزندان:
1- علل ارثـي: گروهي معتقدند بسياري از ناسازگاري‌هاي كودكان ريشه در سرشت و طينت آنها دارد كه به همراه ژن از طريق والدين به آنها منتقل مي‌شود. 

2- علل زيستي: مانند نقص عضو، اختلال در بينايي و شنوايي و اختلال در مغز و دستگاه‌هاي عصبي در قبل يا حين يا بعد از تولد مي‌تواند از ديگر عوامل باشد. 

3-علل رواني: مانند وجود فشارهاي دروني، ميل به استقلال، وجود تعارض و كشمكش در زندگي روزمره خصوصا زماني كه كودك خود را بي‌پناه و بدون پشتوانه احساس كند عادات عصبي مانند ناخن جويدن و انگشت مكيدن و... در او مشاهده مي‌شود. migna.ir

4- علل عاطفي: مانند احساس محروميت از محبت والدين، ناكامي از دستيابي به اهداف موردعلاقه، ولادت كودك جديد در خانواده، عدم امنيت عاطفي به هر دليل ممكن. 

5- علل اجتماعي: مانند نابساماني و اختلاف و درگيري بين اعضاي خانواده، متاركه والدين، بدآموزي از الگوهاي خانه، مدرسه و جامعه، عدم مقبوليت در بين ديگران، يادگيري رفتارهاي نامطلوب از گروه همسالان، عدم‌نظارت كافي والدين، تفريط وجود قانون منصفانه و قاطع در خانه و مدرسه، مشكلات اقتصادي و... . 

6- علل تربيتـي‌: مانند عدم يا افراط محبت، ناهماهنگي بين عاملان تربيتي در خانه، مدرسه و جامعه، برآورده كردن تمام خواسته‌هاي كودك بدون چون و چرا يا بالعكس، تنبيه بدني و آزارهاي رواني، مقايسه و تحقير و سرزنش كودك و...

 

چگونه با رفتارهاي ناسازگارانه فـرزندان برخورد كنيم؟
اگر خودمان تحت فشارهاي رواني ناشي از زندگي و كار قرار داريم و نمي‌توانيم رفتار و گفتار خود را كنترل كنيم، بهتر است قبل از انجام هر كاري در مورد فرزند به فكر روشي براي كنترل فشارهاي خود باشيم .


افكار غلط و انحرافي درباره فرزند خود نداشته باشيم. چنين افكاري زمينه به وجود آمدن احساس بسيار بد را نسبت به فرزند مهيا مي‌كند و يقينا بر رفتار ما و او اثر منفي مي‌گذارد. از ارايه دستورات مبهم، كلي و تكراري اجتناب كنيم. مثلا به جاي اينكه بگوييم «خودت را جمع و جور كن» شفاف و مشخص بگوييم كه از او چه مي‌خواهيم مثلا دوست دارم تا پنج دقيقه ديگر دفتر و كتاب‌هايت را از وسط اتاق جمع كني. 
به جاي سخنراني و بحث و جدل، كوتاه و موثر با لحني محكم ولي در كمال آرامش به او گوشزد كنيم كه رفتارش در ما چه تاثيري گذاشته و اگر از اين رفتار خود دست برندارد چه عاقبتي در انتظار اوست.

به ياد داشته باشيم عاقبتي را براي او مشخص كنيم كه شدني و كوتاه‌مدت باشد. مثلا نگوييم «براي هميشه از اين خانه خواهم رفت» يا «حق نداري از اين به بعد تلويزيون تماشا كني» بهتر است بگوييم امروز از ديدن اين برنامه محروم هستي يا اين هفته تو را به پارك نمي‌برم. 

با مشاركت فرزندمان فهرستي از مهم‌ترين قوانين در خانه به ترتيب و همراه با روش انجام دقيق آنها تهيه كرده و پس از مشخص‌كردن نوع محروميت براي انجام‌ندادنشان، با قاطعيت اجرا كنيم. 
از تنبيه بدني اكيدا خودداري كرده و در صورت نياز از محروم‌سازي‌هاي كوتاه‌مدت استفاده كنيم. 
از سرزنش و تحقير كردن و مقايسه فرزندان جدا خودداري كنيم.

آيا خواستگاري مرد از زن اهانت ‏به زن است؟

اين‌كه از قديم الايام مردان به‌عنوان خواستگاري نزد زن مي‏رفته‏اند و از آن‌ها تقاضاي همسري مي‏كرده‏اند، از بزرگ‌ترين عوامل حفظ حيثيت و احترام زن بوده است. طبيعت، مرد را مظهر طلب و عشق و تقاضا آفريده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبيعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. اين يكي از تدابير حكيمانه و شاهكارهاي خلقت است كه در غريزه مرد نياز و طلب و در غريزه زن ناز و جلوه قرار داده است. ضعف جسماني زن را در مقابل نيرومندي جسماني مرد، با اين وسيله جبران كرده است.

خلاف حيثيت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود. براي مرد قابل تحمل است كه از زني خواستگاري كند و جواب رد بشنود و آن‌گاه از زن ديگري خواستگاري كند و جواب رد بشنود تا بالاخره زني رضايت‏خود را به همسري با او اعلام كند، اما براي زن كه مي‏خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر درآورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند، قابل تحمل و موافق غريزه نيست كه مردي را به همسري خود دعوت كند و احيانا جواب رد بشنود و سراغ مرد ديگري برود.

به عقيده ويليام جيمز، فيلسوف معروف امريكايي، حيا و خودداري ظريفانه زن غريزه نيست‏بلكه دختران حوا در طول تاريخ دريافتند كه عزت و احترامشان به اين است كه به دنبال مردان نروند، خود را مبتذل نكنند و از دسترس مرد خود را دور نگه دارند;زنان اين درس‌ها را در طول تاريخ دريافتند و به دختران خود ياد دادند.

اختصاص به جنس بشر ندارد، حيوانات ديگر نيز همين طورند;همواره اين ماموريت‏به جنس نر داده شده است كه خود را دلباخته و نيازمند به جنس ماده نشان بدهد. ماموريتي كه به جنس ماده داده شده اين است كه با پرداختن به زيبايي و لطف و با خودداري و استغناي ظريفانه، دل جنس خشن را هر چه بيش‌تر شكار كند و او را از مجراي حساس قلب خودش و به اراده و اختيار خودش در خدمت‏خود بگمارد.

مرد، خريدار وصال زن است نه رقبه او. عجبا! مي‏گويند چرا قانون مدني لحني به خود گرفته است كه مرد را خريدار زن نشان مي‏دهد؟ اولا اين مربوط به قانون مدني نيست، مربوط به قانون آفرينش است. ثانيا مگر هر خريداري از نوع مالكيت و مملوكيت اشياء است؟ طلبه و دانشجو خريدار علم است، متعلم خريدار معلم است، هنرجو خريدار هنرمند است. آيا بايد نام اين‌ها را مالكيت‏بگذاريم و منافي حيثيت علم و عالم و هنر و هنرمند به شمار آوريم؟ مرد خريدار وصال زن است نه خريدار رقبه او. آيا واقعا شما از اين شعر شاعر شيرين سخن ما حافظ، اهانت‏به جنس زن مي‏فهميد كه مي‏گويد:

شيراز معدن لب لعل است و كان حسن/ من جوهري مفلس از آن رو مشوشم/ شهري است پر كرشمه و خوبان ز شش جهت/ چيزيم نيست ورنه‏ «خريدار» هر ششم

حافظ افسوس مي‏خورد كه چيزي ندارد نثار خوبان كند و التفات آن‌ها را به خود جلب كند. آيا اين اهانت‏به مقام زن است‏يا مظهر عالي‌ترين احترام و مقام زن در دل‌هاي زنده و حساس است كه با همه مردي و مردانگي در پيشگاه زيبايي و جمال زن خضوع و خشوع مي‏كند و خود را نيازمند به عشق او و او را بي‌نياز از خود معرفي مي‏كند؟

منتهاي هنر زن اين بوده است كه توانسته مرد را در هر مقامي و هر وضعي بوده است،‏ به آستان خود بكشاند.

اكنون ببينيد به نام دفاع از حقوق زن، چگونه بزرگ‌ترين امتياز و شرف و حيثيت زن را لكه‏دار مي‏كنند؟!

اين است كه گفتيم اين آقايان به نام اين‌كه ابروي زن بيچاره را مي‏خواهند اصلاح كنند، چشم وي را كور مي‏كنند.

رسم خواستگاري يك تدبير ظريفانه و عاقلانه براي حفظ حيثيت و احترام زن است.

گفتيم اين‌كه در قانون خلقت، مرد مظهر نياز و طلب و خواستاري و زن مظهر مطلوبيت و پاسخگويي آفريده شده است، بهترين ضامن حيثيت و احترام زن و جبران كننده ضعف جسماني او در مقابل نيرومندي جسماني مرد است و هم بهترين عامل حفظ تعادل و توازن زندگي مشترك آن‌هاست. اين نوعي امتياز طبيعي است كه به زن داده شده و نوعي تكليف طبيعي است كه به دوش مرد گذاشته شده است.

قوانيني كه بشر وضع مي‏كند و به عبارت ديگر تدابير قانوني كه به كار مي‏برد، بايد اين امتياز را براي زن و اين تكليف را براي مرد حفظ كند. قوانين مبني بر يكسان بودن زن و مرد از لحاظ وظيفه و ادب خواستاري، بر زيان زن و منافع و حيثيت و احترام اوست و تعادل را به ظاهر به نفع مرد و در واقع به زيان هر دو به‌هم مي‏زند.

شهيد مرتضي مطهري، مجموعه آثار، ج‏19، ص52

ضرورت شناخت و بررسي پيش از ازدواج

سزاوار است انسان در صفات كسي كه مي‏خواهد با او ازدواج كند، نظر افكند و آن‌ها را بررسي كند.

بررسي كامل و دقيق براي به‏دست آوردن شناخت واقعي‏تر دختر و پسر از يكديگر در دوره پيش از ازدواج، از چند جهت ضرورت دارد:

1. بداهت عقلي

ازدواج، پي‏ريزي زندگي جديد‌ و پديده‏اي است كه سرنوشت دختر و پسر با آن رقم مي‏خورد و طرفين با اختيار و انتخاب، يا اكراه و الزام و اضطرار، نيك بختي يا تيره بختي را براي هميشه فرا روي خويش قرار مي‏دهند. پس «عقل» ايجاب مي‏كند تا طرفين، گزينش همسر را از انتخاب هم سفر، دوست، هم‏اتاقي و يا‌ خريد كالا متمايز ومهم‌تر بدانند؛ چون هر يك از اين‌ها در صورت ناپسند بودن، قابل تعويض هستند، امّا ازدواج تعويض را برنمي‏تابد.

2. پديده طلاق

وقوع فزاينده «طلاق» به‌عنوان واقعيتي تلخ، زنگ خطري است كه پيوسته از راهروهاي مراكز قضايي و دفاتر سازمان ثبت به صدا در مي‏آيد و همگان به‏ويژه جوانان را از نگرش سطحي به مسأله تشكيل خانواده و انجام حركت‏هاي شتابزده و احساساتي و غفلت از بررسي و شناخت صحيح همديگر، برحذر مي‏دارد.

علل طلاق و ستيزهاي زناشويي

كارشناسان و دست اندركاران امور مدني و قضايي، عوامل گوناگوني را براي فروپاشي خانواده برشمرده‏اند؛ از جمله:

نداشتن توافق اخلاقي، سردي رفتارهاي عاطفي، ارتباط نامشروع، نداشتن فرزند، ناتواني جنسي، فشار مادّي، عدم پرداخت نکردن نفقه (هزينه زندگي)، كمبود درآمد، بيكاري، فاصله طبقاتي، اشتغال زن در بيرون از منزل، استقلال مالي زن، اختلافات فرهنگي زن و شوهر، تنبيه بدني، انتظارها و زياده‏طلبي، مرد سالاري يا زن سالاري، سوءظن، فساد اخلاقي، تنفّر از همسر، مجرم بودن همسر، اعتياد، تمكين نکردن، ضعف اعصاب، دخالت بستگان و بيماري جسمي و رواني.

يكي از رؤساي دادگاه‏هاي مدني خاص، اوّلين ومهم‌ترين علت از هم پاشيدگي خانواده را نداشتن شناخت كافي زن و شوهر در بدو خواستگاري از يكديگر مي‏داند.

نكته قابل توجّه در اين گفته و نيز جدول آمار طلاق، آن است كه علت‏هاي مادّي همچون مسأله مسكن، هزينه زندگي و فقر، هيچ‏يك در رديف‏هاي اوّل قرار ندارند؛ بلكه علت‏هايي در رديف‏هاي ابتدايي واقع شده‏اند كه ريشه در حالات روحي و خُلق و خو و ظواهر طرفين دارند و همگي آن‌ها با بررسي دقيق قبل از ازدواج، قابل شناسايي و پيش‏گيري هستند.

توضيح بيش‌تر آن‏كه، اگر علّت‏هاي ناهنجاري و جدايي زن و شوهر را در بستر زمان بگسترانيم و بخواهيم آن‌ها را از نظر «زمان وقوع» بررسي كنيم پي مي‏بريم كه اكثر علت‏ها - اگر نگوييم همه آن‌ها - پديده‏هايي هستند كه پيش از خواستگاري وجود داشته‏اند و يا حدّاقل زمينه پيدايش آن‌ها در همان زمان مشهود بوده‏است. حال، طرفين يا به وجود آن پديده نامطلوب توجّه داشته‏اند، ولي از روي سهل‏انگاري، بي‏دقّتي، تحميل، احساسات و اضطراربه پذيرش آن واقعيت تن داده‏اند، و يا اصلاً بدان توجه نداشته‏اند؛ خواه به اين جهت كه قابل تشخيص ظاهري نبوده و خواه به خاطر پنهان‏كاري، نيرنگ، ظاهرسازي و دروغ از ديد طرف مقابل مخفي مانده‏است. در هر صورت، پس از مراسم عقد و عروسي و با فروكش كردن مِه تمايلات و هيجان، طرفين آن پديده نامطلوب را آشكارا مي‏بينند. آن‏گاه يا براي هميشه با عوارض آن پديده ناگوار «مي‏سوزند و مي‏سازند» و يا به تيغ جراحي جدايي پناه مي‏برند.

بنابراين، راهكار عقلاني براي ازدواج موفق و پايدار اين است كه:

الف) قبل از خواستگاري، طرفين با بررسي دقيق نسبت به همديگر شناخت لازم را كسب كنند.

ب) طرفين قبل از ازدواج، با آموزش كامل، از حقوق، وظايف، آداب و اخلاق زناشويي آگاه شوند.

3. تأخير ازدواج و علت مهم آن

علت مهم در تأخير ازدواج، فقدان شناخت دقيق و كافي طرفين از يكديگر است كه در قالبِ مانعي كاذب به نام «مهريه سنگين» بروز مي‏كند و به همين سبب، بعضي براين باورند كه يكي از موانع اصلي ازدواج جوانان، افزايش مهريه است. در حالي كه يكي از عوامل مهم و شايد عامل اصلي افزايش مهريه، نگراني دختر و خانواده او نسبت به آينده است؛ زيرا آن‌ها با ديدن اختلاف‏هاي خانوادگي و رشد نرخ طلاق، به ميزان لازم احساس آرامش و امنيت نكرده و جهت بالا بردن سطح اطمينان و تضمين پايداري زندگي مشترك، از اهرم «مهريه سنگين» استفاده مي‏كنند.

حال اگر مسير دستيابي به شناخت دقيق و صحيح به‏طور كامل پيموده شود، اين نوع نگراني نيز برطرف مي‌شود و با بررسي كامل و حاصل شدن اطمينان از خُلق و خو و شايستگي يكديگر، مناسب است كه خانواده دختر كم‏ترين مقدار ممكن را براي مهريه تعيين كند؛ و سزاوارتر اين‌كه خانواده پسر، در جهت عكس، چند برابر مقدار تعيين شده را پيشنهاد دهد. چون «خانواده»‌اي بر پايه بررسي و شناخت دقيق‏و اطمينان در حال شكل‏گيري است و به هم ريختن و فروپاشي آن شايد غير ممكن‏باشد و در پرتو چنين شناختي، چنان تفاهمي پديد مي‏آيد كه همچون سپيده صبح، سينه تاريك هزينه‏هاي زايد مراسم ازدواج، مشكل مسكن و غيره را مي‏شكافد و روشنايي و صفا را بر پهنه زندگي زوج جوان مي‏گستراند.

با چنين نگرشي، آن دسته از احاديثي كه كم بودن مقدار مَهر زن را از شاخص‏هاي مطلوب او بر شمرده‏است مفهوم مي‏يابند.

4. تطبيق معيارها و خصايص مطلوب

هر جوان به تناسب دريافت‏هاي فرهنگي، علمي و تجربي خود، معيارهايي را براي گزينش همسر آينده خويش در نظر مي‏گيرد. زمان اجراي تطبيق معيارها برمصاديق، منحصر در مراحل پيش از ازدواج و حتي پيش از خواستگاري است و گرنه پي‏بردن به خصوصيات اخلاقي، فكري و ظواهر يكديگر، آن‏هم پس از عقد ازدواج، چه بسا نوشدارويي پس از مرگ سهراب محسوب شود.

5. تحقيقي بودن دين اسلام

در اسلام علاوه بر اين كه بايد درباره اصول عقايد و مباني نظري آن تحقيق و بررسي شود، و بر هيچ مسلماني جايز نيست كه در اين زمينه از كسي تقليد و پيروي كند، در بسياري از ابعاد عملي به مسلمانان توصيه شده تا قبل از اجراي دستور ديني، بررسي لازم را به عمل آورند؛ مانند تحقيق براي تعيين قبله يا مشخص كردن روز اوّل ماه مبارك رمضان، تحقيق براي انتخاب مجتهد واجد شرايط، تحقيق و وارسي نسبت به رفع مانع از اعضاي وضو، تحقيق براي سالم بودن گوسفند جهت قرباني حج، عقيقه و غيره، يا تحقيق براي انتخاب دوست و همسفر.

همچنين به مسلمانان توصيه شده تا چيز سربسته و ناشناخته را خريد و فروش نكنند؛ يا هرگاه خبري را از شخص فاسق شنيدند درباره صحت و سقم آن تحقيق كنند و صدها مورد ديگر كه همگي بر تحقيقي بودن دين اسلام گواهي مي‏دهند. پس پيروان اين دين نيز همگي بايد اهل دقت، توجّه، تحقيق، بررسي و هوشياري باشند.

چگونه همواره جوان بمانيم؟

چرخه زندگي انسان از تولد تاپيري و در پايان، مرگ، يک چرخه طبيعي است که در اختيار آدمي نيست؛ ولي چگونگي زندگي، شاد و با نشاط بودن يا افسردگي و غم، موفقيت و خوشبختي يا شکست و نابودي، به دست خود انسان است و اوست که مي‌تواند شکل زندگي‌اش را ترسيم کند.

شکي نيست که دوره نوجواني و جواني زندگي آدمي از بيش‌ترين شور و نشاط برخوردار است و رفته رفته در سن ميان سالي و پيري انرژي انسان رو به کاهش مي‌گذارد، ولي با انجام راهکارهاي به ظاهر ساده‌اي مي‌توان نشاط و شادي جواني را طولاني‌تر کرد و حداقل 20 سال جوان ماند.

از آن‌جايي که جوهر وجود آدمي سرشته از دو حقيقت يعني جسم و جان است، براي رسيدن به موفقيت و خوشبختي که عامل اصلي شادي و لذت و آرامش است، پرداختن به هر دو بعد وجودي ضروري مي‌باشد. شرط رسيدن به اين هدف، ايجاد تعادل بين جسم و جان است، يعني به همان ميزان که به مؤلفه‌هاي سلامتي جسم توجه داريم، بايد به مؤلفه‌هاي سلامت روان نيز توجه داشته باشيم. بنابراين اگر بخواهيم از نشاط و شور دائمي برخوردار باشيم و هميشه جوان و پر انرژي بمانيم، هم بايد به تقويت بعد جسماني خود اهميت دهيم و هم به سلامت رواني و فکري‌مان بينديشيم. توجه به امور رواني از آن جهت است که بخش عمده تندرستي و سرخوشي به روان انسان بستگي دارد.

اگر کسي در زندگي، از يک جهان بيني صحيح و منطقي برخوردار و براي خود هدف و انگيزه داشته باشد، به طوري که تمام زندگي‌اش را در راستاي رسيدن به آن هدف ببيند، از نشاط عميق و دائمي برخوردار خواهد بود. بسياري از افسردگي‌ها و احساس‌هاي منفي انسان به نداشتن انگيزه در زندگي برمي‌گردد و انگيزه به نوبه خود از هدف برمي‌خيزد.

زندگي ما اگر داراي هدف مقدسي نباشد، هرگز نمي‌توان انتظار نشاط طولاني از آن داشت، اما اگر سعي کنيم به طور جدي به بازسازي افکار و شناخت خود بپردازيم و بتوانيم شناخت درستي از جهان و زندگي بيابيم و آن را جايگزين افکار نادرست کنيم، مشاهده خواهيم کرد که نشاط و شادي و انرژي جواني در ما به اندازه‌اي به وجود مي‌آيد که تا پايان عمر ما را همراهي مي‌کند و به مرحله‌اي مي‌رسيم که هيچ چيز و هيچ کس نمي‌تواند ما را غمگين کند. طبق تعاليم قرآني، ياد خدا و دل بستن به خدا و رسيدن به کمال انساني که در بندگي خداست، آرامش دهنده قلب آدمي است که طوفان‌هاي سهمگين حوادث هرگز قادر نيست کوچک‌ترين تزلزلي در آن ايجاد کند. به همين سبب، قرآن درباره اولياي خدا و کساني که جز رسيدن به خدا هدفي ندارند، مي‌فرمايد: آنان نه از چيزي مي‌ترسند و نه اندوهگين مي‌شوند.

معناي سخن اين است که هيچ نوع اضطراب و افسردگي در زندگي آن‌ها راه ندارد، هرچند به سخت‌ترين مشکلات و غمبارترين حوادث مبتلا شوند؛ چنان‌که مي‌بينيم اهل بيت اين‌گونه بودند و حتي حادثه‌اي مانند عاشورا نيز آن‌ها را از جا حرکت نداده، بلکه محکم‌تر کرد؛ همان‌طور که قهرمانان کربلا آن را اثبات کردند. به هر حال، براي رسيدن به نشاط واقعي توجه به امور رواني و شناختي ضروري است.

بنابراين رسيدن به نشاط و شادي دائمي هم به عوامل جسماني بستگي دارد و هم به عوامل رواني و شناختي. ما در اين‌جا به برخي از اين عوامل به صورت جزئي و عيني اشاره مي‌کنيم.

1. انگيزه

انگيزه نقش بسزايي در ايجاد نشاط و انرژي دارد. بايد سعي کنيم انگيزه‌هاي ما دروني باشد نه عوامل بيروني مثل تشويق و پاداش؛ زيرا عوامل بيروني متغير است و کسي که انگيزه هايش را به اين عوامل وابسته کند، نمي‌تواند شادي و نشاط خود را طولاني کند. مراد از انگيزه دروني، رسيدن به کمال انساني و شکوفا شدن تمام استعدادهاي آدمي است.

2. داشتن اعتماد به نفس

با انسجام بخشيدن به افکار و شناخت‌ها و باور کردن توان و استعدادهاي خدادادي، مي‌توان به اعتماد به نفس رسيد. اعتماد به نفس در يک تعريف ساده، يعني به اين باور برسيم که کار نشدني وجود ندارد. يا به عبارت ديگر، «مشکلي نيست که آسان نشود، مرد خواهد که هراسان نشود»

3. خوش‌بيني و اميد

افراد خوش‌بين به دنيا و محيط زندگي به‌عنوان قلمرو دشمن نگاه نمي‌کنند، براي آن‌ها همه چيز ميدان رقابتي بزرگ است که در آن مي‌توانند توانايي و کارداني خود را نشان دهند. آنان در بحران‌هاي زندگي هم از موقعيت‌هاي مطلوب غافل نيستند و بيش‌ترين استفاده را از کم‌ترين امکانات مي‌کنند.

4. تغذيه مناسب

تداوم نشاط و شادي به تغذيه کافي و داشتن يک رژيم غذايي مناسب به دور از پرخوري يا خوردن موادي بستگي دارد که ارزش غذايي کمي دارند.

به توصيه‌هاي زير توجه کنيد:

- هفته‌اي يک بار دم کرده گياهي که تأثير نشاط‌آور دارد، مانند گزنه، برگ درخت غان، بارهنگ، خاربن، و يا گل گاوزبان بنوشيد.

- خوردن روزانه يک سيب شما را از مراجعه به پزشک بي‌نياز مي‌کند.

- خوردن انگور، سلامتي بخش، آرام بخش، ضد التهاب، از بين برنده ترس و بسيار مقوي و مغذّي است.

- مصرف عناصري چون روي، که در لبنيات، ماهي، ماکاروني و نان فراوان است و نيز يُد، که با مصرف نمک يددار تأمين مي‌شود، به نشاط افراد خسته کمک مي‌کند.

5. تحرک

تحرک، کليد موفقيت در هر چيز و از لوازم ضروري زندگي آدمي است. تحرک نه تنها بسياري از بيماري‌ها را بهبود مي‌بخشد و از اضافه وزن و کمر درد جلوگيري مي‌کند، بلکه افسردگي را از بين مي‌برد و نشاط کافي به آدمي اعطا مي‌کند.

انسان مي‌تواند تحرک را با ورزش‌هايي چون پياده روي، دوچرخه سواري، دوش آب سرد و پس از آن بلا‌فاصله دوش آب گرم، کوه نوردي، شنا، استفاده از پله به جاي آسانسور، دو مارتن و مانند آن به دست آورد. فعاليت‌هاي ورزشي سبب افزايش ظرفيت قلب و ريه مي‌شود، خون بهتر به عضلات و مغز مي‌رسد، استخوان‌ها و مفاصل قوي‌تر مي‌شود، سوخت و ساز بدن سريع‌تر مي‌گردد، اندام زيباتر مي‌شود، احساس نگراني و اضطراب از بين مي‌رود، مصونيت بدن در مقابل بيماري‌ها بيش‌تر مي‌شود، خواب عميق‌تر مي‌شود، نيروي اراده پرورش يافته و قوي‌تر مي‌شود و سلامتي بدن و نشاط و شادي زندگي افزون مي‌گردد.

6. رفتن به دامن طبيعت

رفتن به کنار سبزه و آب و تنفس در هواي مطبوع و تميز آن، رفتن به کنار دريا، دامنه کوه‌ها و تماشاي درختان و گل‌ها اگر به صورت دائمي و هرچند وقت يک‌بار باشد و انسان سعي کند استراحت خود را در اين مکان‌ها قرار دهد، تأثير معجزه آسايي بر نشاط و شادي انسان مي‌گذارد. اگر هم امکان رفتن به طبيعت را پيدا نکرديم، حداقل کاري کنيم که طبيعت به نزد ما بيايد. با استفاده از پرورش گل و گياه داخل منزل و نيز استفاده از مواد خوشبو کننده طبيعي چون عطر گل ياس، بهار نارنج، گل سرخ، ليمو ترش و استفاده از عصاره‌هاي آرام بخش مانند بابونه، بنفشه، نعناع و دارچين، گياه مرزنگوش و مانند آن به تأثير فراوان آن‌ها بر سلامت و نشاط رواني خود دست پيدا کنيد.

7. بهداشت

در کنار همه موارد فوق، رعايت بهداشت اهميت ويژه‌اي دارد؛ زيرا متخصصين سلامت تأکيد مي‌کنند پيشگيري مقدم بر درمان و راهي آسان‌تر و مطمئن‌تر است. اگر مي‌خواهيم از نشاط و شور و شوق بادوامي برخوردار باشيم، لازم است ضمن چکاب کامل، به ميزانِ قند و چربي خون و نيز کارکرد غدد و دستگاه‌هاي بدن توجه کافي داشته باشيم تا در صورت به هم خوردن تنظيم آن، بتوانيم به آساني از بروز بيماري‌هاي خطرناک جلوگيري کنيم.

شميم ياس

ملاك هاي همسرگزيني در اسلام

 

يكي از مراحل بسيار مهم، حياتي و دشوار در ازدواج، برگزيدن همسر است. اينك برآنيم تا بدانيم اسلام درباره ويژگي‌هاي يك همسر شايسته، چه ملاك‌هايي ارائه مي‌دهد و از ديدگاه اين دين، چگونه همسري بايد برگزيد؟ آيا تنها بايد به عوامل مادي مانند ثروت و زيبايي زن نگريست يا عوامل معنوي نظير ايمان و دين داري نيز مؤثر شمرده مي‌شود؟ اكنون به طور گذرا به برخي از اين ملاك‌ها اشاره مي‌شود كه در بيش‌تر موارد براي مرد و زن، مشترك است.

1. دين‌داري و ايمان

اين ملاك را بايد مهم‌ترين ملاك در همسرگزيني دانست؛ زيرا دين داري و پاي‌بندي به باورهاي مذهبي يكي از بزرگ‌ترين نعمت‌ها است. به يقين، كسي كه ايمان و دين خود را حفظ كرده است، در امر زناشويي و زندگي مشترك نيز فردي موفق خواهد بود. دين، مانع مهمي در برابر بي‌نظمي و افتادن آدمي به ورطه گناه و ستمكاري است. پيامبر اكرم(ص) آن گاه كه به فردي دستور داد ازدواج كند، چنين فرمود:

«ازدواج كن و بر تو باد كه با همسري دين‌دار ازدواج كني».

امام صادق(ع) نيز فرموده است:

«هر كس براي دين زن با او ازدواج كند، خداوند مال و جمال به او روزي مي‌كند».

اين ديدگاه در آيه 221 سوره بقره بيش‌تر نمودار است، آن گاه كه خداوند، مؤمنان را از ازدواج با زنان مشرك و بي‌دين نهي مي‌كند، هر چند بسيار زيبا باشند.

2. خوش اخلاقي

پس از ايمان هيچ چيزي نمي‌تواند جايگزين اخلاق نيك و خوش رفتاري و خوش‌گفتاري همسر گردد؛ زيرا زن و مرد تكيه‌گاه يكديگرند و تنها اخلاق پسنديده همسر مي‌تواند خستگي‌هاي روحي و جسمي طرف ديگر را به آساني بزدايد. اگر همسري زن يا مرد از بيش‌ترين ثروت و زيبايي و شهرت برخوردار باشد، ولي با بدي رفتار كند، مشكلات بسياري پديد خواهد آمد.

به همين دليل، احاديث اسلامي بر خوش زباني، خوش خلقي، گذشت، ادب، نرم خويي، فروتني، مهرباني، عدالت، شرح صدر و بردباري، پاي مي‌فشارند. هر يك از اين ويژگي‌ها مي‌تواند بسياري از اختلاف‌ها و كشمكش‌هاي خانوادگي را برطرف سازد؛ زيرا بيش‌تر اين اختلاف‌ها از نبود همين عناصر سرچشمه مي‌گيرد. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد:

«با كسي كه اخلاق و دينش پسنديده است (و ايمان و اخلاق نيك دارد) ازدواج كنيد، كه اگر چنين نكنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين پديد مي‌آيد».

با اندكي دقت در اين سخن، به اهميت خوش‌رفتاري در همسر گزيني، بهتر پي مي‌بريم. همچنين گفته‌اند: فردي به امام رضا(ع) نامه نوشت كه فردي از بستگانم به خواستگاري دخترم آمده است. ولي اخلاق خوبي ندارد و بداخلاق است، چه كنم؟ امام(ع) فرمود:

«اگر بداخلاق است، به او دختر نده».

و در حديثي از امام علي(ع)، آسان‌گيري، نرم‌خويي و سازگاري از جمله ويژگي‌هاي بهترين زنان شمرده شده است.

3. همتايي

تناسب، همتايي و هماهنگي مشخصات دختر و پسر عامل مهم ديگري است كه بر آن بسيار تأكيد شده است؛ زيرا اگر زن و مرد در جنبه‌هاي گوناگون ديني، اخلاقي، سني، علمي و... تناسب نداشته باشند، گرفتار مشكل خواهند شد. با اين حال، آن چه بيش‌تر اهميت دارد، همتايي دختر و پسر از نظر اخلاق و باورهاي مذهبي است. اهميت همتايي، به گونه‌اي است كه حتي پيامبر(ص) درباره حضرت علي(ع) و حضرت زهرا (س) فرموده است:

«اگر علي(ع) آفريده نمي‌شد، هيچ همتايي براي ازدواج با فاطمه(سلام‌ا...‌عليها) نبود».

آيه شريفه «والطيبات للطيبين؛ زنان پاك، شايسته مردان پاك هستند» نيز به همين ملاك اشاره مي‌كند. در حديثي از رسول اكرم(ص) مي‌خوانيم:

«زمينه ازدواج همتايان را فراهم آوريد و با همتاي خود ازدواج كنيد و آنان را براي به دنيا آوردن فرزندان شايسته برگزينيد».

نكته اصلي ا‌ين است كه پافشاري، تنها در همتايي ديني و اخلاقي پسنديده است و در غير آن صورت، امري بيهوده و ناپسند خواهد بود.

4. اصالت و شرافت خانوادگي

معمولا تربيت و رفتار و كردار هر انساني زاييده تربيت و اخلاق خانواده‌اي است كه در آن رشد كرده است. بررسي وضعيت خانواده فرد مورد نظر از نظر اجتماعي، اخلاقي، تربيتي و ديني، در شناخت بهتر همسر آينده به ما كمك خواهد كرد. روزي پيامبر اكرم(ص) فرمود:

«اي مردم! از سبزه‌زاري كه بر بالاي منجلاب و مزبله‌اي روييده باشد، بپرهيزيد».

هنگامي كه درباره آن پرسيدند، ايشان فرمود:

زن زيبايي است كه در خانواده بدي رشد كرده باشد».

پيامبر(ص) با اشاره به نقش مهم خانواده در پرورش، فرزندان با شرافت و اصالت خانوادگي را از ملاك‌هاي مؤثر در گزينش همسر دانسته است. همچنين ايشان فرموده است: «خانواده‌اي بد»، نه خانواده‌اي فقير و بي‌بضاعت، اين سخن مي‌رساند كه ملاك شرافت و اصالت خانوادگي نيز نجابت، پاكي و دين‌داري و كرامت آدمي است، نه ثروت، قدرت و شهرت.

5. سلامت جسم، روح و عقل

اين عوامل در ايفاي نقش فرد پس از ازدواج در قالب شوهر، زن يا پدر و مادر نقش مؤثري دارند. براي نمونه، مرد ديوانه نه مي‌تواند نقش همسري را براي زنش انجام دهد و نه نقش پدرانه را براي فرزندش. به همين دليل، احاديث اسلامي، مسلمانان را از ازدواج با كساني كه در زمينه روحي و عقلي كمبود دارند، بر حذر مي‌دارد. منظور از نقص جسماني نيز نداشتن اندام يا ديگر نقص‌هاي بدني نيست، بلكه بيش‌تر به بيماري‌هاي خطرناكي مانند جذام، پيسي وايدز و نظير آن برمي‌گردد. اين تأكيد بدان دليل است كه اسلام مي‌خواهد مسلمانان، جامعه و نسلي پاك و سالم داشته باشند. امام علي(ع) مي‌فرمايد:

«از ازدواج با زن احمق خودداري كنيد؛ زيرا همنشيني با او براي شما بلا است و بچه به دنيا آمده از او تباه و ضايع مي‌شود».

از امام باقر(ع) پرسيدند: آيا مي‌توان با زن ديوانه، ولي زيبا ازدواج كرد؟ ايشان به اين پرسش، پاسخ منفي داده است.

همچنين پيامبر(ص) در فرازي از دعاهايش مي‌فرمايد:

خدايا! پناه مي‌برم به تو از... زني كه با كودني و حماقت و بدخلقي خود، مرا پيش از وقت، پير كند و....

6. زيبايي

اسلام افزون بر جنبه معنوي و ديني همسر آينده بر مسأله زيبايي همسر نيز تأكيد مي‌كند. انسان خواه ناخواه، زيبايي را دوست دارد و زشتي‌ ظاهري و نازيبايي را ناپسند مي‌داند، چنان كه خداوند نيز «خود زيباست و زيبايي را دوست دارد». هر چند در احاديث اسلامي، به اين ملاك اشاره شده است، ولي از هر گونه برخورد افراطي يا تفريطي با آن بايد پرهيز كرد. زيبايي را بايد در كنار ديگر ملاك‌هاي اسلامي قرار داد و نظري متعادل به آن داشت، همچنان كه پيشوايان ما چنين ديدگاهي را آموزش داده‌اند. براي نمونه در حديثي مي‌خوانيم:

«هر كسي براي زيبايي زن با او ازدواج كند، خداوند زيبايي زن را براي مرد وبال و سنگيني قرار مي‌دهد».

در مقابل، مي‌بينيم كه امام كاظم(ع) مي‌فرمايد:

«سه چيز نور چشم را جلا مي‌بخشد: نگاه به سبزه، آب جاري و صورت زيبا».

پس اسلام از يك سو همه چيز را در زيبايي چهره خلاصه نمي‌كند و از سوي ديگر، از آن بي‌اعتنا نمي‌گذرد.

مؤسسه جهاني سبطين

جوانان، از امام حسين(ع) الگو بگيرند

امام حسين(ع) مظهر صفات پسنديده و كمالات نفسانى، و در همه جهات اخلاقى، نمونه كامل رسول الله(ص) بود؛ اينك شمّه‌اى از رفتار و مكارم اخلاقى آن حضرت:

1. عبادت و ارتباط با خدا

امام(ع) با قرآن و دعا انس خاصّى داشت و از تلاوت آيات الهى و مناجات با پروردگار بيش از هر چيز ديگر لذّت مى‌برد. حتى در شب عاشورا و در آن لحظات حسّاس، لذت‌بخش‌ترين عمل براى آن حضرت، عبادت و تلاوت قرآن و نيايش با پروردگار بود. از اين رو آن شب را از دشمن مهلت خواست تا لحظاتى بيش‌تر با خداى خويش مناجات كند و فرمود:

خدا مى‌داند كه من نماز و تلاوت قرآن و دعاى زياد و استغفار را دوست مى‌دارم.

پيشواى سوم(ع) 25 بار پياده به حج رفت. و در مواقف مختلف اين كنگره عبادى سياسى، به دعا و نيايش مى‌پرداخت. دعاى مبارك عَرَفَه كه دريايى از عرفان، توحيد و ديگر معارف اسلامى در آن موج مى‌زند، نمونه بارزى از نيايش‌هاى آن حضرت است.

2. تواضع و فروتنى

افرادى كه داراى روح قدسى و ملكوتى هستند، متواضع و فروتنند و امام معصوم كه نمونه عالى انسانيّت و روح قدسى و ملكوتى است، الگوى تواضع مى‌باشد.

امام حسين(ع) همچون پدرش اميرمؤمنان(ع) نسبت به مردم مسلمان، به ويژه محرومان و تهيدستان فروتن بود. روزى از جايى مى‌گذشت، چشمش به چند فقير افتاد كه تكّه‌هاى نان خشكى را بر روى لباس خود ريخته مشغول خوردن هستند. امام(ع) به آنان سلام كرد. آنان پاسخ سلام امام را دادند و آن حضرت را براى صرف غذا دعوت كردند. امام(ع) پذيرفت، در كنارشان نشست و از نانشان خورد و فرمود: اِنَّ ا... لايُحِبُّ المُسْتَكْبِرينَ. سپس فرمود: من دعوت شما را پذيرفتم، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد و به خانه من بياييد. آنان برخاستند و به خانه امام(ع) رفتند. امام(ع) به كنيز خود دستور داد هر چه درخانه موجود است براى ميهمانان بياورد.

3. جود و بخشش

امام حسين(ع) همچون پدرش كانون جود و سخاوت و پناهگاه محرومان بود.

روزى امام(ع) به عيادت اُسامَةِبْنِ زَيْد رفت. ديد وى پيوسته اظهار اندوه مى‌كند. امام(ع) علت اندوهش را پرسيد.

- مبلغ شصت هزار درهم بدهكارم.

پرداخت آن به عهده من.

- مى‌ترسم اجلم فرا رسد و هنوز دينم ادا نشده باشد.

پيش از مرگت پرداخت خواهم كرد.

سپس دستور داد بدهكاري‌اش را ادا نمايند.

مردى باديه‌نشين به حضور امام(ع) رسيد و عرض كرد:

اى فرزند رسول خدا! ديه كاملى بر عهده دارم و از پرداخت آن ناتوانم. با خود گفتم از بخشنده ترين مردم تقاضاى كمك كنم و كسى را بخشنده‌تر از خاندان پيامبر(ص) نديدم.

امام(ع) از او سه سؤال كرد و فرمود:

با پاسخ دادن هر سؤال يك سوّم خواسته‌ات برآورده خواهد شد.

مرد بيابان‌نشين، به پرسش‌هاى آن بزرگوار پاسخ داد. امام(ع) كيسه‌اى حاوى هزار دينار به ضميمه انگشتر خويش كه نگين آن دويست درهم ارزش داشت به وى بخشيد و فرمود: با اين پول دَيْنَتْ را بپرداز و با پول انگشتر، هزينه زندگى‌ات را فراهم ساز.

اعرابى در حالى كه با خرسندى از خدمت امام(ع) باز مى‌گشت اين آيه را بر لب داشت: اَللّهُ اَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهْ؛ خدا داناتراست كه رسالت خود را كجا قرار دهد.

4. عطوفت و مهربانى

پيشواى سوم(ع) از عطوفت و مهربانى خاصّى نسبت به انسان‌ها برخوردار بود و گاهى دشمنانش نيز از محبّت آن حضرت بهره‌مند مى‌شدند حُرِّبْنِ يَزيدِ رياحى اوّلين فرمانده اعزامى عبيداللّهُ بنِ زياد بر سر راه امام حسين(ع) همراه هزار نفر با امام(ع) برخورد كرد. نيروهاى تحت امر حرّ بر اثر گرما و تشنگى فراوان در معرض هلاكت بودند.

بزرگ‌منشى و عطوفت امام(ع) اجازه نداد كه آنان را به همان حال رها كند، بلكه به ياران خود دستور داد همه افراد دشمن را سيراب كنند، حتى به اسب‌هايشان نيز آب دهند. در اين جريان امام(ع) با دست مبارك خويش به برخى از سپاهيان حرّ، آب داد.

5. شجاعت

شجاعت، واژه‌اى است كه با نام امام حسين(ع) پيوند خورده است. آن حضرت معلّم شجاعت و فداكارى، و اسوه قهرمانان تاريخ و آزادمردان روزگار به شمار مى‌آيد؛ زيرا روزگار به خود نديده است كه كسى با تعداد انگشت شمارى ياور، در برابر خيل عظيمى از دشمن بايستد و هر چه از جنگ بگذرد چهره‌اش بر افروخته‌تر گردد.

امام حسين(ع) نه تنها با به شهادت رسيدن يارانش دچار ضعف و سستى نمى‌شد، بلكه همچون صاعقه‌اى كه از هر جا بگذرد چيزى را باقى نمى‌گذارد، بر دشمن يورش مى‌برد و در درياى جنگ شناور مى‌شد و از مرگ انديشه نمى‌كرد.

«عقاد» درباره شجاعت حسين بن على(ع) مى‌نويسد: شجاعت حسين(ع) صفتى است كه ظهور آن از مثل حسين غريب نيست؛ چون پيدايش شجاعت، از حسين(ع) مانند پيدايش طلا از معدن طلاست. شجاعت فضيلتى است كه حسين(ع) آن را از پدران و نياكان خود به ارث برده و براى فرزندانش به ارث گذارده است... در ميان فرزندان آدم كسى را نمى‌توان يافت كه شجاعت و توانايى كارى را داشته باشد كه حسين بن على(ع) در كربلا انجام داد.

امام حسين(ع) مظهر تمامى صفات پسنديده و سجاياى اخلاقى، همچون صبر و استقامت، رضا و تسليم در برابر حق، عزّت نفس و... بود كه براى رعايت اختصار از بيان آن‌ها صرف نظر مي‌کنيم.

عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان

محيط خانواده

کم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در کودکي و نوجواني، نقش مهمي در بي اعتقادي جوانان به امور ديني دارد. اگر کودک در محيطي رشد کند که اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا هستند و خود را در قبال آن مسؤول نمي‌دانند، بي شک، اين کودک نيز در جواني و بزرگسالي از مذهب و عبادت، گريزان خواهد بود. والدين بايد تربيت درست و اسلامي فرزندشان را از دوران کودکي آغاز کنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني فرزندشان باشند؛ زيرا در بزرگسالي، شخصيت فرد به طور کامل شکل گرفته و تغيير و اصلاح آن، بس دشوار است.

حضرت علي عليه السلام در نامه‌اي به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبي عليه السلام مي‌فرمايد: «پيش از آن‌که دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم.» صفحه دل کودک در آغاز تولد، پاک و سفيد است. روش‌هاي خوب و بد تربيت والدين در سال‌هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي‌بندد. هنگامي که فرزند به دوران نوجواني و جواني رسيد، آثار خوب و بد تربيت کودکي او در شخصيت فرد ديده مي‌شودوگاهي برخي خانواده‌هاي دين دار، ارزش‌ها و باورهايشان را با خشونت و زور به جوان تحميل مي‌کنند که اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي‌شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان و جوان، بايد از نقطه‌اي آغاز کنيم که جوان علاقه مند است و به گونه‌اي عمل کنيم که او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نکند.

دوستان جوان

جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيش‌تر که يکي از ويژگي‌هاي اين دوران است، از خانواده دور مي‌شود و به دوستان خود روي مي‌آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي‌تواند بيش از نقش خانواده باشد. يک دوست بد و فاسد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده‌اي است که ميان ميوه‌هاي سالم جعبه‌اي قرار دارد. همان گونه که اين ميوه پوسيده مي‌تواند ميوه‌هاي فراواني را بر اثر گذر زمان خراب کند، دوست بد نيز مي‌تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: «کسي که ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي‌بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد».

جوانان بايد در انتخاب دوست و هم نشين خود بسيار دقت کنند و کساني را به دوستي برگزينند که ايماني پاک و انديشه‌اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملکردي درست فرامي‌خواند. همچنين «از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي‌شود» و «نشان دهنده ناتواني فرد در نگه داري دوست خوب است».

تکريم جوان

اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گزاردن به آنان، راهکارهايي ارائه داده است که عمل به آن‌ها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي‌خواند.

از اين سخن درمي يابيم هنگامي که فرزند به سن تکليف رسيد، ديگر نبايد با او برخورد کودکانه کرد، بلکه‌ جوان پرشور و پرتواني است که در کارها مي‌توان با او مشورت کرد. اين کار براي رشد شخصيت جوان و سهيم کردن وي در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، هرگز گرفتار عقده خودکم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نخواهد آمد.

اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند که جوان، دوره ويژه و حساسي را مي‌گذراند و دانش و تجربه او اندک و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه‌ها و کوتاهي‌هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش‌هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت‌هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند؛ زيرا در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي‌بيند و به جاي حل مشکلات، تن به خواري و پستي مي‌دهد و با گرفتار شدن در دام گروه‌هاي فاسد، خود را به ناپاکي‌ها آلوده مي‌سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آن‌ها را به‌عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به کار گيرند، زمينه همکاري‌هاي دوستانه و روبه رشد آن‌ها نيز فراهم مي‌شود.

الگوي مناسب

يکي از ويژگي‌هاي دوران جواني، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي‌گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهايش تقليد کند. نوجوان و جواني که شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي‌شود، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد برمي آيد که خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديک تر و با او هماهنگ تر سازد.

گاهي اين علاقه مندي به جايي مي‌رسد که جوان، بدي‌ها و زشتي‌هاي فرد الگو را نمي‌بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاک مي‌پندارد. حضرت علي عليه السلام فرمود: «چشم انسان علاقه مند از ديدن عيب‌هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي‌هاي وي ناشنواست».

الگو قرار دادن افراد ناشايست که نقشي در کمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شکوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و جوان بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي‌سازد. اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد: «بي خردي است که از هر صدايي، پيروي و با هر بادي به سمتي حرکت کني».

بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين کار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه‌هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. از نظر آموزه‌هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فکري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امکان پذير است، چنان که خداوند در قرآن کريم تذکر مي‌دهد: «آيا آن که مردم را به حق رهبري مي‌کند، سزاوار پيروي است يا کسي که هدايت نمي‌کند، مگر آن‌که خود هدايت شود؟» حضرت موسي عليه السلام، هدف خود را از پيروي خضر عليه السلام‌، بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذکر مي‌کند. امام صادق عليه السلام نيز انسان را از اين‌که بدون دليل محکم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته‌ها و کردارش، تأييد و تصديق کند، برحذر مي‌دارد.

رسانه‌هاي جمعي

امروزه رسانه‌هاي جمعي در شکل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه نقش برجسته‌اي برعهده دارند؛ زيرا بيش‌تر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي‌گذرانند. بنابراين، چگونگي عملکرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش‌هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آن‌ها يا انحراف از آن‌ها بسيار اثرگذار است.

رسانه‌ها با توجه به توان مندي‌هاي خود، گاه مي‌توانند يکي از عوامل مهم دگرگوني ارزش‌ها و باورها باشند. در برنامه‌هايي که ارزش‌هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به‌عنوان ارزش‌هاي مثبت معرفي مي‌شوند و در مقابل، ارزش‌هاي معنوي و مذهبي پيرو ارزش‌هاي مادي هستند، چگونه مي‌توان از نوجوان و جوان انتظار داشت به باورها و ارزش‌هاي ديني خويش پاي بند باشد؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته‌هاي شخصي خود عمل کنند، بلکه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند.

طوبي، شماره 17

ويژگي هاي روان شناختي جوان

1. اثرپذيري

انسان، موجودي اثرپذير و آموزش بردار است و به طور غريزي و طبيعي، ديده‌ها و شنيده‌ها را مي‌آموزد. اين طبيعت انساني در دوران جواني، زمينه‌ها و توانايي بيش‌تري دارد و از آن جايي كه فكر و دل جوان‌ها دچار دغدغه روزگار و انواع مسائل فردي و اجتماعي نشده شرايط بسيار مناسبي براي يادگيري دارد و قلب و دل آن‌ها مانند زمين آماده كشت، هر دانه‌اي را مي‌پذيرد و مي‌پروراند.

امام علي(ع) در وصيت به فرزندش امام حسن(ع) مي‌نويسد:

قلب و دل جوان، مانند زمين خالي از كشت است كه هر چه در آن انداخته شود، مي‌پذيرد. از اين رو پيش از اين‌كه دل تو سخت و فكرت مشغول شود، در تربيت تو سرعت گرفتم تا با تمام انديشه‌ات، به استقبال آينده بروي.

پيام‌ها

ـ دل جوان، آماده پذيرش آموزش هاست و هر چه را بياموزد، مانند زمين آماده كشت، مي‌پروراند.

ـ در آموزش جوان، رعايت اولويت‌هاي موضوع ضرورت دارد. در اين ميان، آموزش اخلاق و ادب، از همه مهم تر است.

ـ در صورت اقدام نكردن به موقع براي پرورش جوان، روح او بر اثر گذر ايام و بالا رفتن سن، كم‌تر اثر مي‌پذيرد و قلب و دلش سخت و خشك مي‌شود.

2. رشد عقلي

جسم و جان جوان در يك حركت همه جانبه، پيوسته رو به رشد است. در پيكر پر رمز و راز جوانان، هر لحظه تحولي روي مي‌دهد. نيروي عقل جوان، هر روز و هر شب در جايگاه كامل تري قرار مي‌گرد و اين دگرگوني در حالت‌هاي روحي و بدني، تا پايان جواني ادامه دارد. در واقع يكي از شاخصه‌هاي جواني، وجود همين سير تكاملي اوست.

امام علي(ع) مي‌فرمايد: «رشد عقل انسان، در 35 سالگي به حد كمال مي‌رسد و پس از آن هر گونه رشد ديگري كه باشد، بر اثر تجربه است.» آن حضرت با توجه به طبيعي بودن كاستي‌هاي دانش جوانان فرمود: «جهالت جوان، عذري پذيرفته دارد و دانش او ناچيز است.»

از اين سخن اميرمؤمنان علي(ع) به خوبي پيداست كه جوان، ناداني ويژه‌اي دارد كه جاي هيچ گونه سرزنش و بدقضاوتي نيست؛ زيرا اين جهالت، پديده‌اي طبيعي و آشكار است كه باعث مي‌شود او بدون هيچ شرم در پي اندوختن دانش و تجربه باشد.

3. پاك دلي و رقت قلب

جوانان به‌طور طبيعي، كم‌تر از بزرگتر‌ها در تاريكي‌هاي روحي و قساوت قلبي غوطه ورند و بيش‌ترشان داراي دلي روشن، قلبي پاك، روحي روان وانديشه‌اي پويا و جوان هستند. به همين دليل، زودتر و آسان تر از بزرگ تر‌ها به سوي حق و فضيلت رو مي‌آورند.

رقت قلب و پاك دلي، به صورت طبيعي در نهاد جوانان وجود دارد و مايه گرايش ايشان به خير و نيكي است.

4. حق جويي و فضيلت خواهي

جوانان بر اساس فطرت پاك انساني، به نداي حق پاسخ مي‌دهند و به فضيلت‌هاي اخلاقي، بيش‌تر گرايش دارند. آنان خواستار جهاني هستند كه راستي و درستي در آن حاكم باشد. جوانان تا زماني كه روح پاكشان به گناهان آلوده نشده است، هماره در پي رسيدن به فضيلت‌هاي انساني‌اند.

روزي يكي از ياران امام صادق(ع) كه مبلغ دين بود، به حضور ايشان شرفياب شد. امام از او پرسيد: مردم بصره در امر دين و اهل بيت(ع) چگونه اند؟عرض كرد: تعداد كمي تمايل نشان داده اند. حضرت فرمود: «به جوانان رو كن و ايشان را تبليغ نما؛ چرا كه ايشان به سوي هر خير و نيكي بيش‌تر سرعت مي‌گيرند».

5. دين گرايي

يكي از روحيه‌هاي پر ارزش بشري كه به دنبال روحيه حق طلبي و فضيلت خواهي شكل مي‌گيرد، دين گرايي است. اين روحيه به اعتراف بسياري از روان شناسان، در آغاز دوران جواني به شدت فعال مي‌شود و رشد مي‌يابد.

سخنان پيامبر اكرم(ص) و پيشوايان ديني درباره جوان، به روشني اين واقعيت را بيان مي‌كند كه جوانان هر گاه در كمبود اعتقادي و فقر ديني واقع شده اند، به شكل گسترده و ژرف به دين گرايش يافته اند. خداوند در قرآن درباره ايمان آورندگان به حضرت موسي(ع) مي‌فرمايد:

در آغاز هيچ كس به موسي ايمان نياورد، مگر گروهي از فرزندان قوم او، در حالي كه از فرعون و اطرافيان او مي‌ترسيدند كه مبادا آنان را در شكنجه قرار دهد. (يونس، 83)

پيام ها

ـ جوانان و فرزندان از پيشگامان در پذيرش دين بودند.

ـ جوانان با وجود ترس ازپي آمدهاي پذيرش و گرايش به دين، باز هم حاضر نبودند از دين دست بردارند.

6. باريك بيني و تيزفهمي

در برخي روايت‌ها، جوانان در زمينه ذهني، تيزتر و دقيق‌تر از بزرگ ترها معرفي شده‌اند، به گونه‌اي كه حتي سفارش شده است در صورت نياز به مشورت، در مرحله نخست از جوانان نظرخواهي كنيد و آنگاه نظر ايشان را به پيران با تجربه، ارائه دهيد تا بررسي و سپس نظر نهايي را انتخاب كنند.

امام علي(ع) مي‌فرمايد:

هر گاه در مسأله‌اي نيازمند مشورت شدي، آن را به جوانان عرضه كن؛ چرا كه آنان با فراست و تيز فهم ترند. سپس آن را به نظر پيران و سالخورده‌ها برسان تا آن را بررسي كنند و به خوبي آن را بسنجند؛ چرا كه تجربه پيران بيش‌تر است.

پيام ها

ـ در نظرخواهي نبايد جوانان را كنار گذاشت و به ديده حقارت به آن‌ها نگاه كرد، بلكه بايد از توانايي‌هاي ويژه آن‌ها به بهترين وجه بهره برد.

ـ عنصر هوش و انديشه دقيق، در مراحل تصميم گيري بايد با عنصر تجربه در هم آميزد و اين امر به معناي پيوند فكر و تجربه و به عبارت ديگر، پيوند پير و جوان است.

ـ جوانان اگر چه فهم فكري خوبي دارند، نبايد تنها با فكر خود تصميم بگيرند، بلكه حتما بايد از تجربه بزرگ‌ترها در امور مختلف زندگي استفاده كنند.

7. شور و نشاط

جوانان داراي شور و نشاطي ويژه‌اند، به گونه‌اي كه دوست دارند همواره تازه، زيبا و سرزنده، در اجتماع ديده شوند. البته اين امر، واكنش ساده جوان در برابر حس خود دوستي اوست.

اين روحيه از ديدگاه روايت‌هاي اسلامي براي جوانان ثابت شده و رعايت آن براي اوليا پسنديده و لازم است.

«امام علي(ع) پيراهن گران قيمتي را به غلامش قنبر داد؛ و قنبر گفت: شما بيش‌تر از من به پوشيدن اين پيراهن سزاواريد؛ چرا كه در انظار مردم هستيد، به منبر مي‌رويد و براي آن‌ها سخن مي‌گوييد.

امام علي(ع) فرمود: تو جواني و داراي نشاط جواني هستي و من از خدا حيا مي‌كنم كه در اين زمينه بر تو برتري جويم»

8. نوگرايي و تجدد خواهي

اين روحيه در دوران جواني كه مرحله رشد و شكوفايي غرايز است، حالت شتاب داري مي‌يابد و موجب تغيير و دگرگوني‌ها و پيدايش خواسته‌هاي جديدي مي‌شود.

روحيه نگراني، در برخي زمينه‌ها مانند آداب و رسوم اجتماعي، در دوره جواني بيش‌تر به چشم مي‌خورد. جوانان پيوسته از تيپ‌هاي تازه و الگوهاي نو در رفتار، گفتار، پوشش ظاهري و حتي انديشه و پندار لذت مي‌برند. اين ويژگي از نظر اسلام، براي جوانان، ناپسند نيست و تا زماني كه به مرز افراط نرسد و از حد طبيعي خود تجاوز نكند، امري طبيعي است. اين ويژگي، زاييده همان روحيه نشاط جواني و نيز تبلوري ديگر از روحيه خود دوستي جوان است.

امام علي(ع) مي‌فرمايد: «جوانانِ خود را به رعايت آداب و رسوم خودتان مجبور نكنيد؛ زيرا ايشان براي زماني غير از زمان شمابه وجود آمده‌اند».

جوانان و لزوم دقت در انتخاب دوست

آن چيست كه هزار تاى آن هم كم است اما به سادگى به‌دست نمي‌آيد؟!

آن چيست كه گاه بيش‌تر از برادر به كمك انسان مي‌آيد؟! آن، دوست‌ است‌. هزار دوست كم است و يك دشمن زياد. آيا مي‌دانيد هر كسى با دوستش شناخته مي‌شود؟ شاعر مي‌گويد:

تو اوّل بگو با كيان زيستى

من آن‌گه بگويم كه تو كيستى !

البتّه در اين زمينه مطالب و ضرب المثل هم زياد گفته شده است؛ از جمله: «پسر نوح با بدان بنشست، خاندان نبوّتش گم شد» و «سگ اصحاب كهف روزى چند، پى نيكان گرفت و مردم شد» آرى! اخلاق دوست در ما اثر مي‌گذارد. اگر با يك شاگرد درسخوان دوست شويم‌، تلاشمان بيش‌تر مي‌شود و درسخوان‌تر و مي‌شويم‌. امّا اگر با يك شخص منحرف كه حرف‌هاى زشت مي‌زند و دنبال كارهاى خلاف مي‌رود دوست شويم‌، چه بسا كم كم خودمان هم مثل او شويم. جوانان و نوجوانان عزيز! در انتخاب دوستان بايد صفات زير را مد نظر داشته باشيم‌:

صفات دوستان خوب و مناسب

خيرخواه، باوفا، منصف، رازدار، با تقوا، گشاده‌رو، خنده‌رو، مؤمن، شجاع، عالم، عاقل، راستگو، درستكار، بردبار، متديّن و....

صفات دوستان بد و نامناسب:

بدخواه، بى‌وفا، متقلّب، بدگمان، بى‌خرد، منافق، منحرف، بخيل، حسود، دروغگو، ظالم، لجوج، كينه توز، عيب جو، و‌....

انواع دوستان

1. دوستان پَرِكاهى‌: بى‌محتوى و بى‌بند و بار‌.

2. دوستان شكمى‌: رفيق ديگران در مال و خوراكي‌ها هستند‌.

3. دوستان زنبورى: همانند زنبور به ديگران نيش مي‌زنند‌.

4.دوستان بوقلمونى: همانند بوقلمون‌، رنگارنگ هستند.

5. دوستان جنگى‌: جنجال به پا كن و آشوبگر هستند‌.

6. دوستان آيينه‌اى‌: همانند آيينه، بيان كننده صحيح عيب دوستان هستند.

8. دوستان پروانه‌اي: همانند پروانه به دور انسان مي‌چرخند‌.

وظيفه انسان در مقابل دوست خوب چيست؟

1. احترام او را نگه داريم.

2. نامش را زيبا صدا بزنيم‌.

3. كمك در گرفتاري‌ها.

4. گذشت از لغزش‌ها

5. بى جهت او را متّهم نكنيم‌.

6. تشكر از احسان وي.

7. همانند آيينه، عيب هايش را صحيح به او متذكّر شويم‌.

مردى مدت‌ها با امام صادق(ع) دوست بود. روزى او و غلامش همراه امام صادق(ع) در حال عبور بودند و غلام که شيفته زيبايى‌هاى ظاهرى بازار شده بود، بارها عقب ماند تا سرانجام، آن مرد عصبانى شد و به غلام فحش داد. امام(ع) فرمود: گمان نمي‌كردم اين‌قدر بد زبان باشى كه براى يك امر كوچك اين‌گونه حرف زشت بزنى... و بعد از آن امام صادق(ع) با او قطع رابطه كرد.

استفاده از فرصت؛ نياز ضروري يک جوان

 

فرصت‌هاى زيادى به دست افراد مى افتد، اما از آن جا كه دسته اى روحيه «كار امروز به فردا انداختن» را دارند، اين فرصت‌ها را كه كليدهاى طلائى راز كاميابى است از دست مى دهند. در صورتى كه نه تنها كار امروز را نبايد به فردا انداخت بلكه اگر امكان دارد، بايد كار فردا را هم امروز انجام داد.

از ابومسلم خراسانى پرسيدند: راز كاميابى شما چه بوده است؟! گفت‌: «هرگز كار امروز را به فردا نيفكندم‌.» چه بسا نيرويى كه براى تأخير انداختن كار مصرف مى‌شود، براى انجام خود آن كار كافى باشد. برخى از دانش آموزانى كه در امتحان خرداد ماه قبول نمى شوند و بايد در شهريور ماه امتحان بدهند، از فرصت حداكثر استفاده را مى كنند و بعضى گرفتار اوهام و افسوس خوردن مى شوند و وقت را با آه كشيدن به پايان مى رسانند.

عده‌اى از مردم، كارشان اشگ فشانى بر گذشته است و مدام مى گويند: «اگر ما فلان باغ را خريده بوديم سود كلانى نصيب ما شد، در فلان دانشگاه ثبت نام كرده و ادامه تحصيل داده بوديم، اكنون از شخصيت‌هاى بزرگ كشور بوديم و... اين گروه تمام وقت خود را با افسوس خوردن و روى «قبر ديروز» گريه كردن تلف مى‌كنند؛ در حالى كه اگر از اين پس بكوشند، ممكن است به همه و يا به قسمتى از آرزوهاى خويش برسند.

گروهى در نقطه مقابل آن‌ها هستند. اضطراب آينده آن‌ها را از كار در آن لحظه اى كه در دست دارند، باز مى دارد. دانش آموزانى را ديده‌ايم كه مرتب دم از رفوزه شدن مى زنند؛ مرتبا مى گويند: «مبادا تجديدى شويم، مبادا قبول نشويم.» اين اضطراب آنان را از مطالعه و كار باز مى دارد و فرصت را از دست مى دهند. بهترين فرصت براى كار كردن، دانش آموختن و ثروت اندوختن جوانى است و بلندترين نقطه زندگى نيز دوران جوانى است. عشق و اميد و نشاط جوان و نيروهاى فعاله و خلاقه او سرشار است، ولى پس از مدتى، قدرت‌هاى معنوى و مادى وى رو به كاهش مى گذارد و اعصاب قدرت و استحكام خود را از دست مى دهد. چشم كم نور مى شود و نيروهاى خلاقه ناتوان مى گردد.

مولاى متقيان(ع) مى‌فرمايد: «انسان هنگامى پى به ارزش جوانى و تندرستى مى برد كه آن‌ها را از دست داده باشد.»

از سفارش‌هاى پيامبر اسلام(ص) به يكى از شاگردان بزرگ خود «ابى ذر» اين است: «پيش از آن‌كه پيرى تو فرا رسد، ارزش جوانى را بدان‌.»

مردان بزرگ و كامياب همواره بر گذشته افسوس نمى خوردند و اضطراب آينده آن‌ها را از كار در فرصت‌هاى مناسب باز نمى داشت.

دستگاه آفرينش در انسان يك عقل طبيعى آفريده است كه در تمام افراد با بالا رفتن سن، رشد مى كند. در كنار اين عقل طبيعى مى توانيم يك عقل اكتسابى در پرتو علم و تجارب نيز به دست بياوريم و اين دومى در حقيقت مكمل و پرورش دهنده آن عقل طبيعى است.

مردان كامياب، كسانى بودند كه از فرصت‌هاى دوران كودكى و جوانى و مراحل بالاتر خوب استفاده كردند و عقل فطرى را با عقل اكتسابى پرورش دادند. و بهترين فرصت براى اين كار دوران جوانى است.

پيامبر اسلام(ص) فرمود: «فرصت به‌سان ابر بهارى مى گذرد و كاميابى از آن كشاورزى است كه از آن بهره بردارى كند.»

كسانى كه به ارزش وقت و عمر خود پىبرده‌اند، اوقات گرانبهاى خويش را بيهوده مصرف نمى‌كنند. گروهى از دانشمندان برخى از آثار خود را در مواقعى نوشته اند كه اكثر مردم به اتلاف آن اهميت نمى دهند.

مثلا دكتر «ماردن كود» يكى از آثار خود را در ضمن رفتن از خانه بيمارى به خانه بيمار ديگر نوشته است.

«دكتر بورنى» زبان فرانسوى و ايتاليايى را در طى رفتن به اداره و بازگشت از آن ياد گرفت.

فقيد علم و ادب، مرحوم مدرس خيابانى يكى از آثار گرانبهاى خود را كه در پيرامون مترادفات زبان فارسى مى باشد موقع صرف صبحانه نوشته است.

گروهى آنچنان عمر خود را تلف مى كنند كه گويى دشمن وقت و عمر خويش هستند. امروز بسيارى از سرگرمي‌ها بيش از آن‌چه جنبه تفريحى داشته باشند، قاتل و كشنده وقت مى‌باشند.

اعصاب خسته احتياج به تفريح و سرگرمى دارد و هرگز نبايد آنچه را كه جنبه تفريحى دارد به حساب اتلاف وقت نهاد؛ زيرا گردش و تنفس، ملاحظه مناظر زيبا و شركت در مجالس انس و نشاط، اعصاب ما را از فرسودگى نجات بخشيده، و چرخ حيات را روغن كارى مى نمايد. البته نبايد هرگونه كار بيهوده و كشنده وقت و تلف كننده عمر گرانبها را به حساب تفريح و تفرج گذارد.

جوانان امروز براى استراحت، به فيلم‌هاى سينما و تلويزيون و مطالعه مجلات و روزنامه و كتاب‌هاى هفته و سال پناه مى برند، ولى بايد بدانند هر فيلمى قابل ديدن نيست و هر كتابى آموزنده، نشاط بخش و مفيد نخواهد بود.

ضررهاى سهمگين فيلم‌هاى جنائى و پليسى و رمان‌هاى عشقى قابل توصيف نيست و غنچه جوانى را قبل از آن‌كه شكوفا شود پژمرده مى‌سازد.

حضرت آيت ا... جعفر سبحانى، رمز پيروزى مردان بزرگ

تعريف هويت چيست؟

 

در فرهنگي فارسي امروز كلمه هويت اين گونه شرح داده شده است:

1- ويژگي يا كيفيتي كه موجب تمايز و شناسايي كسي يا چيزي از ديگران شود.

2- يكساني ويژگي يا صفت اصلي يا مادر زادي در مورد هاي مختلف

3- مطابقت كلي آنچه واقعيت عيني چيزي را تشكيل مي دهد

4- روابط ايجاد شده براساس همانند سازي رواني و بالاخره در فرهنگ جامع روانشناسي – روانپزشكي ، كه خود اساسي و مستمر فرد" يا " مفهوم دروني و ذهني از خويشتن به عنوان يك شخص مثلا هويت جنسي ، قومي و گروهي و ...." تعريف شده است.

بطور خلاصه و اجمالي، معناي هويت را مي توان در چند جمله خلاصه كرد:

آدمي:

1- بداند جايگاه، منزلت و مرتبط او دقيقا چيست؟ و چه تعريفي دارد؟

2- آگاه باشد كه چه پيوندها، رشته ها و ارتباط هايي او را به خود و جهان خارج از خود متعلق مي سازد؟

3- درك كند كه چه نقش ها، وظايف و مسئوليتي در قبال خود و ديگران برعهده دارد؟

4- شناخت واقع بينانه اي از توقعاتش نسبت به خود و ديگران به دست آورد.

اما تعريفي كه دانشمندان علوم روان شناسي و روان شناسي اجتماعي از هويت دارند اين است :

مجموع ويژگي هايي است كه تفاوت فرد از ديگران يا شباهت او به ديگران را موجب مي گردد كه براي ساختن آن، عناصر زيادي مورد استفاده قرار ميگرد. هرشخص، براي بوجود آمدن تصوير ذهني از خود، بر تفسيري كه از واكنش هاي ديگر درباره خود دارد تكيه مي كند.

بنابراين پاسخ به پرسش من كيستم؟ در حقيقت ، همان هويت يا خود ماست. اگر توانستيم جايگاه خويش را در جهان هستي مشخص كنيم و به اين پرسش ها كه از كجا آمده ايم و چه كاري بايد بكنيم و سرانجاممان چيست؟ پاسخ صحيح دهيم، هويت ما شكل مي گيرد و هرچه پاسخ ناقص باشد، هويت ما نيز به همان ميزان، دچار نقص است.

هويت كه معادل واژه لاتين identity مي باشد يعني اعتقاد به اينكه ما فردي متمايز از ديگران و همچنين شخص مهم و با ارزشي هستيم .

به عبارتي ديگر هويت عبارت از افتراق و تميزي است كه فرد بين خود و ديگران مي گذارد.

هويت شخصي، يك ساختار رواني اجتماعي است يعني هم شامل طرز تفكر ها و عقايد مي شود كه معرف فرد است و هم نحوه ارتباط فرد با ديگران را مي رساند.

مسلما مساله هويت از موضوعات مهم و چالش برانگيزي است كه نه تنها تك تك افراد در دوران حيات خود با ان مواجه مي شوند، بلكه از جمله موضوعاتي است كه طيف وسيعي از متفكران به انحاي مختلف با آن درگيرند.

صورت مساله هويت و ضمائم مربوط به آن ، همواره در كانون توجه علوم مختلفي همچون جامعه شناسي ، فلسفه ، روان شناسي و .... قرار گرفته است.

در اين ميان برخي روان شناسان بخش وسيعي از مطالعات خود را به اين مسئله اختصاص داده اند.

بدون شك در بررسي اين مسئله نمي توان آراء و نظريات روان شناس مشهور آلماني اريك اريكسون را ناديده گرفت.

نگاه بديع و متفاوت او به مسئله هويت بخصوص بحران هويت، مقدمات نگارش اين مقاله را فراهم مي آورد.

بي ترديد طرح مفهوم بحران هويت يكي از دلايل شهرت او در محافل علمي و روان شناسي است.

برخي معتقدند اريكسون در طرح نظريه اش از بحران هايي تاثيرگرفته كه خود در زندگي تجربه كرده است.

راهکارهاي موفقيت زا براي جوانان

 

اعتماد به نفس

 اعتماد به نفس، به معناي خوداتکايي است و يکي از رموز موفقيت محسوب مي‌شود.

 کسي که اعتماد به نفس ندارد، در استفاده از امکانات و استعدادهاي دروني و بيروني خود ناتوان است. نبود اعتماد به نفس، موجب فلج شدن فکر و روح انسان مي‌شود. جوان فاقد اعتماد به نفس، هميشه به ديگران وابسته است، در نتيجه پيشرفت ‌چنداني نخواهد داشت. انسان‌هاي بزرگ تاريخ با رسيدن به اين حقيقت، در همان اوان جواني ارزش وجود خود و توانايي‌هاي دروني خويش را شناختند و با اعتماد به همين توانايي ها، در راه پيروزي گام‌هاي سريع تري برداشتند.

 تأثير نظم و برنامه ريزي در زندگي

 اهميت نظم در زندگي انسان، انکارناپذير است.

 امام علي عليه السلام در آخرين لحظات زندگي خود، پيروانش را به دو عامل مهم که رمز پيروزي و موفقيتند، سفارش کرده و فرموده است: « شما را به پرهيزکاري و نظم در کارها سفارش مي‌کنم».

 براي برقراري نظم در زندگي، بايد به برنامه ريزي کارهاي روزانه پرداخت و هر کاري را در وقت مناسب آن انجام داد. امام کاظم عليه السلام اوقات مسلمان را به چهار بخش تقسيم فرموده است: اول، راز و نياز با خدا؛ دوم، کار و تلاش براي کسب روزي؛ سوم، ارتباط سازنده با ديگران؛ چهارم، تفريح سالم.

 در سيره امام خميني(ره)، نظم و انضباط جايگاه ارزنده‌اي داشت، چنان که آورده اند در نجف اشرف شب‌ها وقتي به زيارت حرم حضرت علي‌عليه السلام مشرف مي‌شد، مردم ساعت خود را با ورود وي به حرم تنظيم مي‌کردند.

 بنابراين، جوان براي رسيدن به موفقيت بايد با يک برنامه ريزي دقيق و منطقي به‌منظور استفاده بهينه از فرصت ها، تمام کارهاي روزانه خود را انجام دهد و از درهم ريختگي و بي نظمي در زندگي که عامل رکود است، به شدت دوري کند.

 جوان و کرامت نفس

 عزت و کرامت نفس، يکي از اساسي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت جوانان است. براي اين‌که آن‌ها بتوانند از بيش‌ترين ظرفيت و توان‌مندي‌هاي خويش بهره ببرند، بايد نگرشي مثبت به خود داشته باشند. بي گمان جواناني که داراي احساس خود ارزشمندي و خصلت عزت نفس هستند، به پيشرفت تحصيلي و آمادگي مناسب در رويارويي با مشکلات زندگي دست مي‌يابند.

 انسان والا به فرموده امام علي عليه السلام: «نفس خود را عزيز مي‌دارد، خود را از خواري دور نگاه مي‌دارد و به پستي گناه و کرنش در برابر گناهکار و ستمگر تن نمي‌دهد».

 چنين انساني «نه تنها حق ديگران را محترم مي‌شمارد و چشم درشتي بدان ندارد، بلکه شرف و عزت را در بي نيازي از مردم مي‌داند»، «از کار نمي‌گريزد و به تلاش خود متکي است».

 حضرت علي عليه السلام در رهنمودي، حقيقت اين مرتبه وجودي را به خوبي نشان داده است، آن‌جا که درباره عزت نفس مي‌فرمايد: «کم داشتن و به کم قانع بودن و‌ دست‌ پيش ديگران دراز نکردن» است.

 از حضرت علي عليه السلام نقل شده است که روزي از برابر قصابي مي‌گذشت، قصاب گفت: گوشت‌هاي خوبي آورده ام. حضرت فرمود: اکنون پول ندارم که بخرم. قصاب گفت: صبر مي‌کنم. حضرت فرمود: نه! به شکمم مي‌گويم صبر کند.

 کسي که نفسش با کرامت است، مي‌تواند به سادگي و آساني از خواست‌ها چشم پوشي کند و در مقابل، کساني که با ارزش والاي کرامت نفس ناآشنايند، گرفتار صفاتي ناپسند مانند بي برنامگي، خيال پردازي، بي حيايي، پيروي از شهوت‌ها و... هستند.

 جوان و پرهيز از گناهان

 بنده خوب خدا، دستورهاي الهي را به درستي انجام مي‌دهد و مشمول رحمت خداوند‌ مي‌شود، ولي آن که از تکاليف نوراني اسلام فاصله مي‌گيرد، در حقيقت خود را از هدايت محروم مي‌سازد؛ زيرا قرآن کريم مي‌فرمايد: «خداوند، قوم فاسق را هدايت نخواهد کرد».

 انسان با ارتکاب گناه، از عنايت الهي محروم خواهد شد. انسان گناهکار بر اثر تکرار گناه، عقيده صحيح خود را هم از دست مي‌دهد و چه بسا تا آن‌جا سقوط‌ کند که آيات الهي را نيز تکذيب نمايد. قرآن مجيد درباره ويژگي اين افراد مي‌فرمايد:

 پس فرجام کساني که مرتکب اعمال زشت مي‌شدند، اين شد که آيات الهي را تکذيب و مسخره مي‌کردند.

 از ديگر آثار گناه، از ميان رفتن نعمت، نزول بلاها و محروميت ها، نقص در روزي و عمر، خشکسالي، تغيير نعمت، پشيماني و حسرت، پرده دري، حبس روزي، مرگ زودرس، رد دعا و... است.

 کنترل نفس در ابتدا دشوار مي‌نمايد، ولي پس از نخستين گام‌ها، قدرت حفظ نفس در برابر وسوسه‌ها و گناهان بيش‌تر مي‌شود و حتي مي‌توان علاوه بر کنترل چشم و گوش و زبان و دست و پا، به کنترل فکر دست يافت، به گونه‌اي که خيال و فکر در اختيار ما قرار گيرد.

 جوان و ياد خدا

 قرآن مجيد مؤمنان را به ياد خداوند فرا مي‌خواند و دوري و غفلت از ياد او را از اوصاف منافقان مي‌شمارد. البته بايد دانست که حقيقت ذکر، ‌در اذکار نماز و عبادت‌ها خلاصه نمي‌شود، بلکه ذکر مصاديق فراوان دارد، از آن جمله: ذکر نعمت‌هاي خداوند، ذکر کمک‌ها و توفيقات الهي، ذکر آيات الهي، ذکر دستورهاي الهي در هنگام عمل و رعايت فرمان‌هاي خداوند، ذکر معاد و مرگ و از همه مهم تر ذکر ذات خداوندي. بدين معنا که او را در همه حال حاضر و ناظر بدانيم و توجه داشته باشيم که معبود مطلق اوست، رشته تمام امور به دست اوست و تنها بايد از او کمک خواست و بر او توکل کرد. به همين سبب «ذکر کثير خداوند» از شديدترين و مهم ترين وظايف انسان دانسته شده است.

 نماز و‌ ديگر اعمال عبادي، همه براي رسيدن به حقيقت ذکر و توجه به عهد ازلي عبوديت و اطاعت خداوند است، بدين سبب خداوند پس از سفارش به نماز، ذکر خود را از نماز بالاتر مي‌داند و مي‌فرمايد:

 نماز را برپا دار که نماز، تو را از کار زشت و ناپسند بازمي دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است.

 در واقع ذکر خداوند و توجه به حقيقت الوهيت خداوندي و در نظر داشتن فقر ذاتي انسان، موجب آرامش مي‌شود. يکي از مصاديق ذکر خداوند اين است که وقتي انسان در موقعيت حرام قرار مي‌گيرد و وسوسه مي‌شود، از انجام گناه خودداري کند. در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است:

 از شديدترين اموري که خداوند بر خلقش واجب کرده، ذکر کثير خداست. سپس فرمود منظورم سبحان اللّه و الحمدللّه ولا اله الا اللّه و اللّه اکبر نيست، گرچه اين‌ها هم ذکر است، بلکه منظورم ذکر خداوند‌ هنگام حلال و حرام است که اگر طاعت است، بدان عمل کند و اگر معصيت است، آن را ترک کند.

مثبت اندیش باشید تا بیشتر عمر کنید

فوایدی که از بودن کنار افراد مثبت ‌اندیش عایدمان می‌شود کاملاً ملموس هستند و کسانیکه بالاترین میزان خوش‌ بینی را دارند تا 20 درصد احتمال زنده‌ ماندنشان بالاتر بوده است.

بودن درکنار افرادی شاد و مثبت واقعاً زیبا نیست؟

فوایدی که از بودن کنار افراد مثبت ‌اندیش عایدمان می‌شود کاملاً ملموس هستند.

در زیر به شما نشان می‌دهیم که رفتار چطور بر سلامت ما تاثیر می‌گذارد.

کلینیک مایو در دهه شصت بر روی تعدادی بیمار تحقیقاتی انجام داد. این بیماران 30 سال مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند تا مشخص شود آیا داشتن رویکردی مثبت به زندگی تغییری ایجاد می‌کند یا خیر.

یافته ‌های این تحقیق بسیار جالب توجه هستند. کسانیکه بالاترین میزان خوش‌ بینی را دارند تا 20 درصد احتمال زنده‌ ماندنشان بالاتر بوده است. اگر بخواهیم صادقانه قضاوت کنیم، به ‌جز میزان کالری که روزانه مصرف می‌شود عوامل کمی هستند که با گذشت زمان چنین نتایجی در بر خواهند داشت. تا دیروز با عقل سلیم جور درنمی‌ آمد اما امروز با واقعیات علمی همراه شده است. افراد خوشبین شادتر هستند و کمتر دچار افسردگی می‌شوند. داشتن نگرش منفی می‌تواند با کاهش واکنش ایمنی بدن، بیماری های قلبی و سرطان در ارتباط باشد.

در زیر راه‌ هایی را به شما معرفی می‌کنیم که کمک می‌کند خوشبینی را وارد زندگیتان کنید:

قدرشناسی را تمرین کنید
هر روز صبح روزتان را با یک تشکر ویژه از خداوند برای همه نعمت‌ هایی که در زندگی به شما داده شروع کنید. قدرشناسی حس امید و شادکامی را وارد زندگیتان می‌کند.

این یک مشکل نیست، یک چالش است
به سختی‌های زندگی دوباره فکر کنید و آنها را به شکل چالش‌هایی ببینید که باید از پس آن برآیید. وقتی با خوشبینی به زندگی نگاه کنید، هر مانعی را می‌توانید پشت سر بگذارید.

با افراد مثبت ‌اندیش نشست و برخاست کنید
همه آدمها تحت تاثیر اطرافیانشان هستند. خوشبینی پدیده‌ای مسری است. درست مثل منفی ‌بافی. پس در انتخاب اطرافیانتان بیشتر دقت کنید.

شب‌ها دعای سپاسگذاری بخوانید
وقتی می‌خواهید بخوابید به همه آن چیزهایی که شادتان می‌کند فکر کنید. حتی برای اتفاقات کوچکی که آن روز برایتان رخ داده شکرگذار خداوند و افرادی باشید که مسبب آن بوده‌ اند.

تحقیقات زیادی نشان می‌دهد که افراد خوشبین بیشتر با ویزیت دکتر، رژیم‌‌های پزشکی، رژیم‌ غذایی و ورزش سازگار می‌شوند. افراد خوش‌بین در صورت نیاز  آزمایشات جسمی خود را به‌ موقع انجام می‌دهند.

خوش‌‌بین بودن یعنی به فرصت‌هایی که هر روز ممکن است در خود داشته باشید امید داشته باشید.

اما چطور می‌توانید اینطور باشید؟
دوستانی خوش‌بین و مثبت‌ اندیش پیدا کنید، آنهایی که همیشه نیمه پُر لیوان را می‌بینند. دوستانتان را ستون نگرش مثبت خود قرار دهید. درمورد ایجاد احساسات مثبت در رابطه با همسرتان گفتگو کنید. وقتی زندگی را شادتر ببینید، بدنتان هم سالم‌تر خواهد بود.

برای آرامش اعصاب چه باید خورد؟


بیماری روحی ، بیماری‌ای نیست که به‌طور ناگهانی بروز کند، بلکه در اثر یک رشته علل پیش می‌آید.

خوشبختانه بعضی از دلایل بروز بیماری‌های روانی صرفاً به تغذیه مربوط می‌شوند ، بنابراین می‌توان با تغییر شیوه‌ی رژیم غذایی آن را برطرف ساخت. از مدت‌ها پیش ثابت شده است که کمبود ویتامین‌های گروه B می‌تواند یک نوع جنون ایجاد کند.

تحقیقات نشان می‌دهد کسانی که تحت رژیم‌های غذایی فاقد ویتامین‌های گروهB قرار گرفته‌اند، به اختلال روانی، اضطراب شدید و افسردگی مبتلا شده‌اند.

این آزمایش‌ها به صراحت ثابت می‌کند که کمبود ویتامین‌های B می‌تواند یکی از علل اصلی بعضی از اختلالات روانی باشد. گروهی از دانشمندان در سوئد، مغز اشخاصی را که در حالت جنون از دنیا رفته بودند، با مغز اشخاصی که با مرگ‌های ناگهانی و به‌طور عادی مرده بودند تشریح و مقایسه کردند و دریافتند که چهار ماده در مغز اشخاص عادی وجود دارد که در مغز کسانی که در اثر جنون جان خود را از دست داده بودند، وجود ندارد. این چهار ماده عبارت است از: 1- آدنین، 2- تیامین، 3- سیتوزین، 4- گوآمین .

این چهار ماده در گوشت‌ها مانند گوشت گوساله یا گوسفند ،جگر، مغز و قلوه وجود دارد.

کمبود ویتامین های گروه B باعث ایجاد اختلالات عصبی مانند اضطراب شدید ، افسردگی ، عصبانیت و فشار عصبی می شود.

اضطراب شدید و ناراحتی عصبی دائمی اغلب ناشی از کمبود ویتامین‌های گروه B بخصوص تیامین (ویتامین B1) است و اگر رژیم غذایی شما سرشار از مواد نشاسته‌ای (کربوهیدرات‌ها) باشد، عواقب کمبود ویتامین شدیدتر خواهد بود.

چنانچه غذای شما حاوی کلسیم کافی نباشد، میزان کلسیم در بدن شما پایین خواهد آمد و در نتیجه اعصاب شما تحریک خواهد شد. شیر و فرآورده‌های آن، بهترین منبع کلسیم محسوب می‌شوند. توصیه می‌شود مصرف آنها را جدی بگیرید.

خوب است بدانید که کلسیم زمانی به طور موثر جذب بدن می‌شود که ویتامینD به میزان کافی در روده‌ها باشد. اگر شما زندگی بدون تحرک و آرامی دارید ،می‌توانید مقدار زیادی کلسیم مصرف کنید. در این مورد توصیه می‌شود غذای خود را با یک قرص ویتامین‌ِِِD تقویت نمایید.

در حال حاضر بسیاری از متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند که از مصرف غذاهای حاوی کلسیم و نیز انواع ویتامین‌ها غافل نشوید.

همان‌طور که ذکر شد کمبود ویتامین B می‌تواند منجر به فشار عصبی شود. کمبود شدید تیامین (ویتامین B1)، نیاسین (ویتامین B3) و پیریدوکسین (ویتامین B6) می‌تواند اختلالات عصبی وخیمی را به‌وجود آورد.

منابع ویتامین های گروه B به طور کلی شامل: مخمر (ماءالشعیر)، جوانه گندم و جو، غلات و نان سبوس دار، جگر و انواع گوشت است . به طور اختصاصی نیز :

مواد غذایی غنی از B1 : مخمر آب جوی موجود در ماء الشعیر ، گوشت گاو، دانه آفتابگردان و بادام زمینی، جوانه گندم و نان های سبوس دار است.

مواد غذایی غنی از B3 : مخمر آبجو ، بادام زمینی و گوشت است.

مواد غذایی غنی از B6 : جگر گاو، موز ، دانه آفتابگردان، جوانه گندم، برگه آلو، گوشت گاو و آب پرتقال است .

برای داشتن اعصابی آرام ، همیشه به مقدار کافی از مواد غذایی حاوی ویتامین های گروه B مانند انواع گوشت، جگر، غلات و نان سبوس دار و جوانه گندم استفاده کنید.

برای حفظ سلامتی و لذت بردن از شادابی زندگی ، باید غذاهای مصرفی حاوی انواع ویتامین‌ها باشد؛ چرا که غذاهای سرشار از ویتامین برای کار منظم سیستم عصبی لازم است.

زمانی که در اشخاص سالخورده عوارض عصبانیت ، به ‌صورت خستگی بروز می‌کند، نشانه‌ی این است که باید ماده‌ی غذایی مناسبی مصرف شود؛ بخصوص وقتی شخص کم خوراک باشد، میزان قند خون پایین می‌‌آید که در این مواقع مصرف یک قاشق عسل ، یک عدد شکلات ، یک لیوان شیر یا آب میوه، کمی پنیر و بیسکوییت توصیه می‌شود.

وقتی عصبانی و بی‌حوصله شدید، تا آن‌جا که ممکن است علت واقعی آن را بررسی و کشف کنید و اگر نتوانستید به پزشک روانشناس مراجعه نمایید تا او به شما کمک کند.

فراموشی‌ و ضعف حافظه نیز از کمبود غذایی به‌وجود می‌آید. روانشناسان می گویند که فراموشی علامت چیزی است که پیوندی با پیری ندارد و می‌تواند عارضه‌ی کمبود غذایی باشد.

لازم به‌ یادآوری است که تغذیه‌ی نامناسب نه تنها بر روی اعصاب و روان آدمی تاثیر بدی می‌گذارد ، بلکه باعث مختل شدن فعالیت سایر سیستم بدن نیز می‌گردد. توصیه‌ی همه‌ی متخصصان این است که به آن‌چه می‌خورید دقت کنید و سعی نمایید مواد غذایی مغذی و مفید را بر مصرف موادی با ارزش غذایی کم، ترجیح دهید.

شيوه هاي آموزش و جذب فرزندان به نماز با تأکيد بر نقش الگويى والدين

ضرورت آموختن نماز به فرزندان

زندگى پاکيزه هنگامى به دست خواهد آمد که انسان دل خود را با ياد خدا زنده نگه دارد تا به کمک آن بتواند با همه جاذبه‌هاي بدى و فساد مبارزه کند و دست شيطان‌هاي درونى و برونى را کوتاه کند. توفيق اين ذکر و حضور هميشگى، فقط به برکت نماز به دست مى‌آيد. «نماز در حقيقت، پشتوانه استوار و ذخيره تمام نشدنى است که آدمى را در مبارزه با شيطان نفس که همواره او را به پستى و زبونى مى‌کشاند و شيطان‌هاي قدرت که با زر و زور و تزوير او را وادار به ذلت و تسليم مى‌کنند، يارى مى‌رساند و محکم ترين و کارسازترين وسيله اى است که انسان‌هاي در آغاز راه رابطه خود را با خدا با آن استوار مى‌کنند و برجسته‌ترين اولياى خدا نيز بهشت خلوت انس خود با محبوب را در آن مى‌جويند»‌.

بدين ترتيب، لازم است براى روبه رو شدن با سردرگمى‌هاي زندگى و پيشگيرى از انحراف‌هاي اخلاقى و رفتارى خود و افراد خانواده به ويژه فرزندان، از اين سرچشمه رحمت الهى جام برداريم؛ زيرا فرزندان، امانتى الهى هستند که به پدر و مادر سپرده شده‌اند. قلب آن‌ها در کودکى و نوجوانى پاک، ساده و بى پيرايه است، آن چنان که پذيراى هر نقش و روکننده به هر سو هستند. پس چه بهتر که از همان آغاز، نقش نماز را در دل و جان فرزند پديد آوريم و بدين گونه او را از گزند شيطان باز ‌داريم.

امام سجاد عليه السلام مى‌فرمايد:

حق فرزند بر تو اين است که بدانى وجود او از توست و بد و خوب او در اين دنيا به تو ارتباط دارد و بدانى که در سرپرستى او مسؤوليت دارى و مسؤول تربيت او هستى و او را به خداوند بزرگ راهنمايى کنى.

و چه عملى نيکوتر از نماز که مى‌تواند فرزندانمان را به سوى خدا راهنمايى کند و دل آن‌ها را پيش از آن‌که شيطان بربايد، در کف خدا نهد.

نقش الگويى والدين در تشويق فرزندان به نماز

براى آموزش و جذب فرزندان به نماز، روش‌هاي گوناگونى وجود دارد که مى‌توان به فراخور سن و وضع روحى ايشان آن‌ها را به کار گرفت. در اين ميان، نقش الگويى ارشادگران اهميت ويژه اى دارد؛ زيرا از روش‌هاي بسيار راه گشايى است که خداى تعالى در قرآن براى هدايت انسان‌ها بارها به شکل مستقيم و غيرمستقيم بهره گرفته است. حکايت‌هاي وارد شده از پيامبران در قرآن جملگى از اين مقوله است. منظور از تربيت الگويى اين است که:‌ مربى بکوشد نمونه رفتار و کردار پسنديده خود را به طور عملى (مستقيم يا غيرمستقيم) در معرض ديد متربى قرار دهد و بدين گونه موقعيت اجتماعى او را دگرگون کند.

به يقين، در ميان الگوها نقش پدر و مادر از همه مؤثرتر است. والدين نخستين و اثرگذارترين الگوى عملى فرزندان هستند، بيش‌ترين زمان را با آنان مى‌گذرانند و بيش‌ترين نقش را در شکل گيرى شخصيت فرزندان دارند. به همين دليل، فرزندان همواره در حال همانندسازى از رفتار والدين خود هستند. شيوه رفتارى امام خمينى(ره) در تربيت دينى فرزندان، نمونه جالبى از تربيت الگويى است. فريده مصطفوى، دختر امام، مى‌گويد:

کارهاى دينى به ما ديکته نمى شد. در خانواده وقتى ما رفتار امام را مى‌ديديم، خود به خود در ما تأثير مى‌گذاشت و هميشه سعى مى‌کرديم که مثل ايشان باشيم، ولو اين‌که مثل ايشان نمى شديم. از نظر تربيتى، خود ايشان براى ما يک الگو بودند. وقتى کارى را به ما مى‌گفتند انجام ندهيد و ما مى‌ديديم ايشان در عمرشان آن کار را نمى‌کنند، به طور طبيعى ما هم انجام نمى داديم.

به هر حال، والدين براى آن‌که الگوى شايسته و نيکوى فرزندان باشند، بايد عامل به نماز باشند؛ دانش و منش تربيتى داشته باشند و در آموزش احکام و معارف نماز کوشا باشند.

نقش نمازخوان بودن والدين در گرايش فرزندان به نماز

«عامل بودن والدين به نماز، خود، روش مشاهده‌اى و غيرمستقيم براى آموزش نماز به کودکان و نوجوانان است و منظور از آن اين است که: اگر والدين که الگوهاى عملى براى کودکان و نوجوانان خود هستند، براى نماز اهميت ويژه اى قائل شوند و در اين انديشه پايدار و ثابت قدم بمانند، فرزندان ايشان نيز به سوى نماز گرايش پيدا مى‌کنند و به آن رو مى‌آورند. وقتى کودک از همان آغاز کودکى خويش، بارها و بارها مشاهده کند که پدر و مادر مهربان و دل سوز و محبوب او در خانه، سفر، گردش، ميهمانى، کار و در هر شرايط و موقعيتى به نداى اذان و اقامه نماز بيش از هر چيز ديگر اهميت مى‌دهند و بزرگ ترين رسالت خود را به هنگام اذان، تحت هر شرايطى نماز خواندن و سخن گفتن با خدا مى‌دانند، بدون ترديد، نگرش و روش برداشت آن‌ها از نماز نيز چنين خواهد بود».

بى گمان، پدر و مادرى که خود عامل به نماز نيست و امور مادى را بر نماز مقدم مى‌شمارد يا در اقامه نماز و يادگيرى آن‌ سهل انگارى مى‌کند، نمى تواند الگوى مناسبى براى فرزندان خود باشد و نبايد ‌انتظار داشت که فرزندانى نمازخوان داشته باشند.

بهره داشتن والدين از دانش و منش تربيتى

منظور از «دانش» تربيتى، آگاهى داشتن از روش‌هاي متعدد و گوناگون روان شناسى در امر تربيت به ويژه آموزش نماز است و مقصود از «منش» تربيتى، توانايى به کارگيرى اين روش‌ها در قالب‌هاي نو، جذاب، ساده و هماهنگ با دنياى کودکان و نوجوانان است. البته بدين ترتيب، والدين بايد از آن‌ها آگاهى کافى داشته باشند تا مناسب با سنين فرزندان خود بتوانند بهره ‌گيرند. برخى از اين روش‌ها و چگونگى به کارگيرى آن‌ها عبارتند از:

الف. روش انگيزشى (ايجاد انگيزه در فرزندان)

روش انگيزشى، در مراحل ابتدايى نمازگزارى فرزندان بسيار کارساز است. تشويق، تأييد، پاداش و هديه دادن، از ابزارهاى اين روش محسوب مي‌شود که والدين مى‌توانند در تربيت دينى و جذب فرزندانشان به نماز از آن بهره ‌گيرند.

«در مراحل اوليه نمازگزارى، وقتى کودک روى زمين دراز مى‌کشد و صورت خود را به سجاده و مُهر مى‌مالد، به جاى آن‌که پاى او را گرفته، حالتش را به صورت سجده بزرگ سالان درآوريم، بهتر است همان رفتار کودکانه اش را تشويق و تأييد کنيم. تشويق سبب مى‌شود که اين رفتار مطلوب بارها و بارها تکرار شود و به موازات رشد ذهنى و حرکتى کودک زمينه يادگيرى (سجده کردن) هم فراهم مى‌شود. اگر کودک جمله اى و حتى کلمه اى از نماز را به زبان آورد، بايد او را‌ تشويق کرد. هنگامى که کودک کلمه «اللّه اکبر» يا «لا اله الا اللّه» را به زبان جارى کند، مستحق پاداش پدر و مادر است».

در اين باره نوع رفتار امام خمينى(ره) با نوه اش‌ هنگام نماز بسيار آموزنده است. يکى از نوه‌هاي امام مى‌گويد:

وقتى بچه بودم، يک بار که امام مشغول نماز خواندن بود، من هم رفتم پشت سر ايشان ايستادم و همان کارهايى را که ايشان انجام مى‌دادند، من هم تکرار مى‌کردم. [پس از اتمام نماز] امام چند جلد کتاب کودکان که همان جا بود، برداشتند [به‌عنوان هديه] به من دادند. بعدها هر موقع من به اتاق امام مى‌رفتم، يا ايشان مرا مى‌ديد، از من مى‌پرسيد [آيا نمازت را خوانده اى يا نه؟] اگر مى‌گفتم بله، مى‌گفتند: آفرين.

در مرحله‌هاي بعدى همراه با رشد جسمى و ذهنى فرزند، مى‌توان با خريد وسايل ويژه نماز همانند مهر، سجاده، تسبيح، لباس سفيد، گرفتن جشن تکليف با شرکت گروه همسالان و بردن ايشان به پارک، سينما، مکان‌هاي مقدس، فرزند خود را به نماز علاقمند ساخت. بدين منظور، حتى بيان خاطره هايى درباره نماز اهل بيت عليهم السلام، عالمان دينى و بزرگان مذهبى، در جذب کودکان و نوجوانان به نماز بسيار تأثيرگذار است.

ب. روش عبادت جمعى و تأثير آن در نمازخوانى فرزندان

براى آن‌که پدر و مادر از نقش الگويى و آموزشى خود به خوبى برآيند، بهتر است به همراه فرزندان و ديگر اعضاى خانواده فريضه نماز را به صورت دسته جمعى به جا آورند. بدين ترتيب، هم امکان سهل انگارى در نماز به کم‌ترين اندازه مى‌رسد و هم فريضه دينى به شکل گروهى و منظم انجام مى‌گيرد.

اگر عبادت در خانه به شکل دسته جمعى به جاى آورده شود، افزون بر آن‌که شوق به نماز در دل‌ها پديد مي‌آيد، سبب افزايش ارتباط عاطفى و روحيه همدلى و همبستگى ميان اعضاى خانواده مى‌شود. در نتيجه، بنيان خانواده به نيکى و مطمئن تقويت مى‌شود.

ج. روش تنوع

گوناگونى در برنامه‌هاي نماز، در ادامه دار شدن نمازگزارى کودکان و نوجوانان بسيار مؤثر است، بدين معنا که نماز جنبه‌هاي مختلفى دارد و تنها به بعد فردى محدود نمى شود. فرزندان در خانواده تنها با بعد فردى نماز آشنا مى‌شوند، ولى براى آشنايى با جنبه‌هاي فرهنگى، اجتماعى و سياسى نماز، شرکت دادن آنان به همراه افراد خانواده در نماز جماعت، مسجد و نماز جمعه ضرورى است. شرکت دسته جمعى افراد خانواده در جمع نمازگزاران، ضمن اين‌که نوعى نشاط و طراوت را در نماز به همراه دارد و آن را از يکنواختى و کسالت بار بودن خارج مى‌کند، سبب نهادينه و استحکام جايگاه نماز ميان اعضاى خانواده مى‌شود و ميل و رغبت به نماز را بالا مى‌برد.

د. روش عنايت آميز

بهره گيرى از روش عنايت آميز در تربيت دينى و جذب فرزندان به نماز، در بسيارى از موارد مى‌تواند اثرگذارترين راه باشد. ابزارهاى اين روش، برخوردهاى غيرمستقيم، کريمانه و از روى چشم پوشى است. براى نمونه، روش امام خمينى(ره) هنگام نماز صبح يا زمستان با کودکانى که به تکليف شرعى نرسيده بودند، از اين گونه راه‌هاي شوق آميز براى اداى نماز است. فريده مصطفوى، دختر امام خمينى(ره)، نقل مى‌کند: امام کسى را از خواب بيدار نمى کرد، مى‌گفت خودتان اگر بيدار شديد، بلند شويد نماز بخوانيد؛ اگر بيدار نشديد، مقيد باشيد که ظهر، قبل از نماز ظهر و عصر، نماز صبحتان را قضا کنيد. زمستان هم که بلند مى‌شديم، مى‌رفتيم سرحوض که وضو بگيريم، اگر آب گرمى بود، آن را به [بچه ها] مى‌داد که وضو بگيرند.

در مورد فرزندى نيز که در امر نماز کوتاهى مى‌کند: ‌والدين مى‌توانند بعد از پايان هر نماز خود به گونه‌اى که فرزندشان مى‌شنود، او را با ذکر نام دعا کنند و از خداوند عزت در دنيا و پاداش اخروى برايش بخواهند. اين امر، علاقه فرزند به نماز را بيش‌تر خواهد کرد؛ زيرا او به هر حال به خودش و نامش اهميت مى‌دهد و از اين‌که در فرصت بعد از نماز ياد و ذکرى از او مى‌شود، خرسند خواهد شد و به نماز اقبال بيش‌ترى نشان خواهد داد يا والدين مى‌توانند، از او درخواست کنند به جهت جوانى و پاکى و همين طور آبرومندى جوان در پيشگاه خدا، در حق ايشان دعا کنند که نمازشان پذيرفته شود و حتى مى‌توانند از جوانشان بخواهند که جلو بايستد و آن‌ها به او اقتدا کنند. اگرچه ممکن است فرزندشان نپذيرد، ولى پيشنهاد عنايت آميز والدين، اثر لازم را در روح او ايجاد خواهد کرد.

چگونه هوش فرزندمان را پرورش دهیم؟

1.بازی کردن با بچه‌ها:
این یک پیشنهاد واقعا ساده است ولی بسیاری از والدین با مشغولیت‌هایی که دارند به راحتی آن را فراموش می‌کنند، بازی کردن – مخصوصا بازی‌های تعاملی و دوطرفه- احساس عشق، قدردانی و نهایتا احساس ارزشمندی را در بچه‌هایتان بالا می‌برید. این عشق دوطرفه باعث تشویق ذهن بچه‌ها به بالا بردن مهارت‌های شناختی و سلامت مغزی می‌شود.

2.ورزش کردن:
تمرینات ورزشی، گردش خون در مغز را افزایش می‌دهند پس اصلا جای تعجب نیست که با ورزش کردن بتوان تیزهوشی را افزایش داد. با کودکتان ورزش کنید تا هم شما و هم او از فواید ورزش کردن بهره ببرید و توانایی مغزتان را افزایش دهید.

3.تغذیه مناسب برای مغزی باهوش‌تر:
مغز کودک احتیاج به تغذیه مناسب برای رشد دارد. یکی از ساده‌ترین راه‌هایی که اغلب اوقات نادیده گرفته می‌شود تامین غذاهای سالم از گروه‌های مختلف غذایی است. به ویژه، اسیدهای چرب ضروری و مفید که در بالا بردن سطح تیزهوشی مغز به عنوان یک کمک‌کننده مفید شناخته شده‌اند. در عین حال کودکان به منابع غذایی سرشار از پروتئین برای رشد کردن و کربوهیدرات‌ها برای انرژی نیاز دارند. با تامین غذاهای مختلف از گروه‌های غذایی می‌توانید مطمئن شوید که کودکتان تغذیه مناسبی برای داشتن ذهنی سالم و رشدیافته، دریافت می‌کند.

4.کاهش زمان تماشای تلویزیون:
کمک کردن به بچه‌ها برای باهوش‌تر شدن به این معنی است که آنها احتیاج دارند ارتباط نزدیک‌تری با خبرها و وسایل ارتباطی فرهنگی و پرورشی داشته باشند و در عین حال ساعت‌هایی که صرف دیدن تلویزیون می‌شود باید کاسته شود و به حدی برسد که کودک فقط در حد نیاز و در مسیر اصلی جریان قرار گیرد. درواقع کمبود فعالیت‌های تقابلی و تعاملی ضرر بسیار زیادی دارد و این به معنی این است که زمان‌هایی که کودکتان باید صرف فعالیت‌ کند – فعالیت‌هایی که باعث تحریک مغز می‌شوند- با تماشای بیش از حد تلویزیون کاهش می‌یابد.

5.کاهش زمان بازی با رایانه:
زمان كار كودكان با رایانه و تماشای تلویزیون را کاهش دهید و زمان‌های آنها را روی برنامه‌های آموزشی تلویزیونی و بازی‌ها و برنامه‌های آموزشی رایانه‌ای برنامه‌ریزی کنید.

6.هر چیزی از ریاضی تا موسیقی و خواندن
می‌تواند به وسیله رایانه لذت‌بخش شود. با این روش کودکتان هم می‌تواند تفریح کند و هم به یادگیری او کمک می‌شود.

7.بازی با بچه‌های دیگر:
کلاس‌های آموزشی مفید هستند ولی بازی کردن با بچه‌های دیگر اگر نگوییم بیشتر اما، به همان اندازه مفید است. با دادن این شانس به کودکان‌تان که بتوانند با بچه‌های دیگر بازی کنند، آنها یاد می‌گیرند چگونه از خود دفاع کنند، چگونه خود را ثابت کنند و با گفت‌وگو و فکر کردن می‌توانند مهارت‌های اجتماعی خود را بالا ببرند.

8.ارتباط و گفت‌وگو با کودک:
ارتباط با قاعده و معین با کودک به او کمک می‌کند تا مهارت‌های کلامی‌اش را پیشرفت كنند. به این معنی که با گوش دادن به فرزندتان و دادن فضا و زمان مناسب به او این امکان را بدهید تا بتواند صحبت، اظهارنظر و مخالفت کند و به او کمک می‌کنید تا سخنرانی را بفهمد و کلمات جدید یاد بگیرد.

9.کتاب خواندن برای کودک:
کتاب خواندن مرتب برای کودکتان باعث می‌شود مهارت‌های کلامی‌اش توسعه یابد. اگر خواندن برای کودکتان را خیلی زود شروع کنید او علاقه بیشتر و متداومی نسبت به کتاب خواندن پیدا خواهد کرد. مهارت‌های خوب کلامی یک ابزار موفقیت در سنین جوانی او خواهد شد.

10.فواید تقلید برای کودک:
اگر کودکتان شاهد انجام کاری هوشمندانه به وسیله شما باشد، آن کار را با تقلید از شما انجام می‌دهد كه بسیار برای او مفید خواهد بود. اغلب اوقات بچه‌ها کارها را براساس آنچه از شما دیده‌اند و به روش شما انجام می‌دهند. پس سعی کنید الگویی مناسب برای عملکردهای کودکتان باشید و بتوانید هوش و استعداد او را -با شیوه انجام کارهایتان- تشویق به رشد کنید. کارهایی که انجام می‌دهید می‌تواند خواندن، نوشتن، کشیدن یا هر وظیفه‌ای که باید انجام دهید یا حتی نوع بازی‌هایی که می‌کنید، باشد.

11.تشویق کودک:
تشویق و جایزه دادن به انگیزه‌ها و تلاش‌های کودکتان باعث می‌شود باهوش‌تر شود و در سنین جوانی به فرد موفق‌تری تبدیل شود. صرف‌نظر از نتیجه‌ای که می‌گیرد، تلاش وی را تحسین کنید.

12.موسیقی:
موسیقی را بخشی از زندگی کودکتان قرار دهید. تحقیقات نشان داده‌اند گوش دادن به موسیقی می‌تواند حافظه، توجه، انگیزه و یادگیری را افزایش دهد. موسیقی‌های استرس‌آور که یک عامل مخرب برای ذهن کودکتان است را کاهش دهید. یادگیری نواختن یک آلت موسیقی روی فکر کردن همزمان با تحلیل سه بعدی مغز تاثیر بسزایی دارد که یکی از رکن‌های اساسی یادگیری ریاضی محض است.