عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان چیست؟
کم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در کودکي و نوجواني، نقش مهمي در سهل انگاري آن ها در دوران جواني نسبت به امور ديني دارد. اگر کودک در محيطي رشد کند که اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا باشند و خود را در قبال آن مسؤول ندانند، چه بسا او نيز در جواني و بزرگسالي از مذهب و عبادت، گريزان شود. والدين بايد تربيت اسلامي فرزندشان را از دوران کودکي آغاز کنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني آن ها باشند؛ زيرا در بزرگسالي، شخصيت فرد به طور کامل شکل گرفته و تغيير و اصلاح آن، دشوار است.
حضرت علي(ع) در نامه اي به فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبي(ع) مي فرمايد: "پيش از آن که دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم. " صفحه دل کودک در آغاز تولد، پاک و سفيد است. روش هاي خوب و بد تربيت والدين در سال هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي بندد. هنگامي که فرزند به دوران نوجواني و جواني برسد، آثار خوب و بد تربيت کودکي او در شخصيت وي ديده مي شود. گاهي برخي خانواده هاي دين دار، ارزش ها و باورهايشان را با خشونت و زور به جوان تحميل مي کنند که اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان ، بايد از نقطه اي آغاز کنيم که او علاقه مند است و رفتارمان به گونه اي باشد که او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نکند.
دوستان جوان
جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيش تر که يکي از ويژگي هاي دوران جواني است، از خانواده دور مي شود و به دوستان خود روي مي آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي تواند بيش از نقش خانواده باشد. يک دوست بد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده اي است که ميان ميوه هاي سالم جعبه اي قرار دارد. همان گونه که اين ميوه پوسيده مي تواند ميوه هاي فراواني را بر اثر گذر زمان خراب کند، دوست بد نيز مي تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي(ع) مي فرمايد: "کسي که نسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد".
جوانان بايد در انتخاب دوست و همنشين خود بسيار دقت کنند و کساني را به دوستي برگزينند که ايماني پاک و انديشه اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملکردي درست فرامي خواند. همچنين "از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي شود" و "نشان دهنده ناتواني فرد در نگهداري دوست خوب است".
تکريم جوان
اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گزاردن به آنان، راهکارهايي ارائه کرده است که عمل به آن ها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام(ص)، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي خواند.
از اين سخن در مي يابيم هنگامي که فرزند به سن تکليف رسيد، نبايد با او برخورد کودکانه کرد، بلکه جوان پرشور و پرتواني است که در کارها مي توان با وي مشورت کرد. اين کار براي رشد شخصيت جوان و سهيم کردن او در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، گرفتار عقده خودکم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نمي شود.
اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند که جوان، دوره ويژه و حساسي را مي گذراند و دانش و تجربه او اندک و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه ها و کوتاهي هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند؛ زيرا در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي بيند و به جاي حل مشکلات، تن به خواري و پستي مي دهد و با گرفتار شدن در دام گروه هاي فاسد، خود را به ناپاکي ها آلوده مي سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آن ها را به عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به کار گيرند، زمينه همکاري هاي دوستانه و رو به رشد آن ها نيز فراهم مي شود.
الگوي مناسب
يکي از ويژگي هاي دوران جواني، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهايش تقليد کند. نوجوان و جواني که شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي شوند، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد بر مي آيند که خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديک تر و با او هماهنگ تر سازند.
گاهي اين علاقه مندي به جايي مي رسد که جوان، بدي ها و زشتي هاي فرد الگو را نمي بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاک مي پندارد. حضرت علي(ع) فرمود: "چشم انسان علاقه مند از ديدن عيب هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي هاي وي ناشنواست".
الگو قرار دادن افراد ناشايست که نقشي در کمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شکوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و او بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي سازد. اميرالمؤمنين علي(ع) مي فرمايد: "بي خردي است که از هر صدايي، پيروي و با هر بادي به سمتي حرکت کني".
بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين کار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. از نظر آموزه هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فکري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امکان پذير است، چنان که خداوند در قرآن کريم تذکر مي دهد: "آيا آن که مردم را به حق رهبري مي کند، سزاوار پيروي است يا کسي که هدايت نمي کند، مگر آن که خود هدايت شود؟" حضرت موسي(ع)، هدف خود از پيروي خضر(ع) را بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذکر مي کند. امام صادق(ع) نيز انسان را از اين که بدون دليل محکم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته ها و کردارش، تأييد و تصديق کند، برحذر مي دارد.
رسانه هاي جمعي
امروزه رسانه هاي جمعي نقش برجسته اي را در شکل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه برعهده دارند؛ زيرا بيش تر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي گذرانند. بنابراين، چگونگي عملکرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آن ها يا انحراف از آن ها بسيار اثرگذار است. رسانه ها با توجه به توانمندي هاي خود، گاه مي توانند يکي از عوامل مهم دگرگوني ارزش ها و باورها باشند. با برنامه هايي که ارزش هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به عنوان ارزش هاي مثبت معرفي مي شوند، چگونه مي توان از نوجوانان و جوانان انتظار داشت به باورها و ارزش هاي ديني خويش پايبند باشند؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته هاي شخصي خود عمل کنند، بلکه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند..