نگاهي به تربيت كودك در روايات اسلامي و سيره عملي اهل‏بيت(عليهم‏السلام)

موضوع تربيت فرزند، از ديرباز جزو موضوعات اساسي و بنيادي اسلام بوده است. در دنياي امروز با توسعه و رشد مهارناپذير تكنولوژي و پيشرفت‏هاي چشمگير آن، و نيز در عصر رويكرد دوباره بشر به مسئله دين و تربيت الهي موضوع تربيت فرزند، هم‏چنان چشم‏گير مي‏نمايد.


اشاره
موضوع تربيت فرزند، از ديرباز جزو موضوعات اساسي و بنيادي اسلام بوده است. در دنياي امروز با توسعه و رشد مهارناپذير تكنولوژي و پيشرفت‏هاي چشمگير آن، و نيز در عصر رويكرد دوباره بشر به مسئله دين و تربيت الهي موضوع تربيت فرزند، هم‏چنان چشم‏گير مي‏نمايد. امروز حتي خانواده‏هاي غربي نيز به خوبي دريافته‏اند كه بازي‏هاي رايانه‏اي، سايت‏هاي سرگرمي، چت‏هاي اينترنتي، تلويزيون، سينما، و... نيازهاي روحي فرزندشان را تأمين نمي‏كند و بنيان خانواده را اكسيري جز تربيت صحيح فرزند، استوار نخواهد نمود. نوشتار حاضر بر آن‏است كه نگاهي كوتاه به تربيت ديني كودك در روايات اسلامي بيندازد.

ضرورت تربيت فرزند صالح
----------------------------
تربيت، مجموعه روش‏ها و راهكارهايي است كه از آغاز زندگاني انسان، به‏كار گرفته شده است تا او در مسير صحيح رشد و ترقي قرار گيرد و در پرتو اين آموزش‏ها، بتواند خود را از انحراف نجات دهد و راه سعادت و كمال را در پيش گيرد. پيامبر گرامي اسلام(صلي‏الله‏عليه‏وآله) فرموده‏اند: اَلوَلَدُ الصّالِحُ رَيحَانَةٌ مِن رَيَاحِينِ الجَنَّةِ؛ فرزند صالح گلي است از بوستان بهشت1. هم‏چنين فرمودند: مِن سَعَادَةِ الرَّجُلِ الوَلَدُ الصَّالِحُ؛ فرزند صالح نشانه خوشبختي فرد است.2
امام‏صادق(عليه‏السلام) نيز فرمودند: مِيرَاثُ اللّهِ مِن عَبدِهِ المُؤمِنِ الوَلَدُ الصَّالِحِ...؛ ميراث خداوند به بنده مؤمنش فرزند صالح است3.

نام‏ گذاري شايسته
---------------------
مسئله مهمي كه در تربيت فرزند نيز تأثير دارد، انتخاب نام شايسته براي كودك است. بسياري از افراد هستند كه در بزرگ‏سالي، نام خود را به دليل عدم تناسب تغيير مي‏دهند و حتي برخي از جوانان و نوجوانان نيز از گفتن نام اصلي خود، به دليل سبُك و سخيف بودن، پرهيز مي‏نمايند.
از آن جا كه اسلام به شكوه و جلال مسلمانان توجه ويژه دارد، آنان را از نام‏گذاري‏هاي ناشايست و غير متين براي فرزندان، باز داشته است. حتي از نام گذاريِ نيك، به «حقي مسلّم بر گردن پدر و مادر» تعبير شده است. امام كاظم(عليه‏السلام) مي‏فرمايد:
اَوَّلُ مَا يَبَرُّ الرَّجُلُ وَلَدَهُ اَنْ يُسَمِّيهِ بِأِسمٍ حَسَنٍ فَليُحَسِّن اَحَدُكُمُ اسْمَ وَلَدِهِ؛ نخستين كار نيكي كه شخص براي فرزندش انجام مي‏دهد اين‏است كه نام نيكو بر او بگذارد. پس شايسته است هر يك از شما نام فرزند خود را نيكو قرار دهد.4
هم‏چنين روايت شده است كه فردي نزد رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله) آمد و پرسيد: اي رسول خدا! حق فرزندم بر من چيست؟ فرمود: نام و تربيتش را نيكو كني و او را در محيطي خوب پرورش دهي.5
امام صادق(عليه‏السلام) در سخني فراگير و كامل در پاسخ ابن حميد، كه براي مشورت در مورد انتخاب نامي براي فرزندش شرف‏ياب شده بود، فرمودند: از نام‏هايي كه بندگي خداي را مي‏رساند (انتخاب كن و) بر او بگذار.6
گذشته از اين مطلب، احاديثي موجود است كه مبتني بر تغيير برخي نام‏ها توسط اهل بيت(عليهم‏السلام) مي‏باشد كه آنان اين‏گونه ناخرسندي خود را از گذاشتن اين‏دسته نام‏ها اِبراز داشته‏اند؛ آن‏سان كه آورده‏اند رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله) نام افراد و اماكني كه زيبنده نبود، تغيير مي‏داده‏اند.7
همچنين آمده است كه اميرالمؤمنين(عليه‏السلام)، با اين‏كه نام مادر و همسرشان فاطمه(عليهاالسلام) بود، نام يكي از دختران خود را نيز فاطمه نهادند.8 و نيز نگاشته‏اند شدت علاقه به حضرت زهرا(عليهاالسلام) در اهل بيت(عليهم‏السلام) به گونه‏اي بود كه امام كاظم(عليه‏السلام) نام چهار دختر خود را فاطمه گذاشتند؛ فاطمه كبري، فاطمه وسطي، فاطمه صغري، فاطمه اخري كه به فواطم اربعه شهرت يافتند.9 امام رضا(عليه‏السلام) نيز فرموده‏اند: لايَدخُلُ الفَقرَ بَيتاً فِيهِ اسْمُ فَاطِمَة مِنَ النِّسَاءِ؛ در خانه‏اي كه نام يكي از زنان فاطمه باشد محروميت داخل نمي‏شود.10
اين ويژگي در خانواده امام حسين(عليه‏السلام) نيز ديده مي‏شود و فاطمه كبري و فاطمه صغري از دختران او به شمار مي‏روند.11 اين در حالي است كه فضاي سركوب شيعيان، بر جامعه حاكم شده بود و رعب و وحشت بر سر آنان كه نام فرزندان خود را علي و فاطمه مي‏نهادند، سايه افكنده بود. امام حسين(عليه‏السلام) نيز در آن فضاي تهديد و ارعاب، دست به مبارزه‏اي آشكار زده و با اين نام‏گذاري به پاسداشت جايگاه و احترام اين دو دُردانه آفرينش بر مي‏خيزند.

لزوم تربيت فرزند از سنين كودكي
------------------------------------
همان‏گونه كه كارشناسان تربيت كودك نيز اذعان دارند، بهترين دوره براي تربيت فرزند، دوران كودكي است. زيرا در اين سنين حس تقليد و نيز حس پذيرش آموزه‏هاي تربيتي، در سطح بالايي از توانمندي قرار دارد و كودك به خوبي آن‏چه را كه به او آموخته مي‏شود، فرا مي‏گيرد. اميرالمؤمنين(عليه‏السلام) به فرزند خود امام مجتبي(عليه‏السلام) مي‏فرمايد: «قلب كودك نورس همانند زمين كاشته نشده، آماده پذيرش هر بذري است كه در آن پاشيده شود. ازاين‏رو در تربيت تو شتاب كردم، پيش از آن‏كه دل تو سخت شود و انديشه‏ات به چيز ديگري مشغول گردد، تا به استقبال كارهايي بشتابي كه صاحبان تجربه، زحمت آزمودن آن را كشيده‏اند و تو را از تلاش و يافتن بي‏نياز ساخته‏اند».12
رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله) در مورد تربيت از سنين كودكي فرموده‏اند: مَن رَبّي صَغِيراً حَتَي يَقُولُ لااِلهَ اِلاّ اللّه لَمْ يُحَاسِبهُ اللّهُ؛ هر كس فرزندش را از كودكي تربيت كند تا او بتواند بگويد لا اله الا الله، خداوند از او حساب نخواهد كشيد.13

ضرورت مهرورزي و توجه به عواطف كودكانه
-----------------------------------------------
رشد معنوي و تربيت اخلاقي مستلزم پرورش سالم عواطف كودك است. در اين زمينه نيز روايات بسياري وارد شده است؛ امام صادق(عليه‏السلام) فرموده‏اند:
اِنَّ اللّه لَيَرحَمُ العَبدُ لِشِدَّةِ حُبِّهِ لِوَلَدِه؛ همانا پروردگار بنده‏اش را به دليل زيادي مهرورزي نسبت به كودك خود مي‏بخشايد.14
هم‏چنين از رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله) روايت شده است:
مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّهُ لَهُ حَسَنَةً وَ مَن فَرَّحَه فَرَّحَهُ اللّهُ يَوم القِيَامَةِ؛ هر كس فرزند خود را ببوسد خدا بر او پاداشي مي‏نويسد وهر كس فرزندش را خوشحال كند خدا او را در روز رستاخيز شاد مي‏گرداند.15
و در جاي ديگري فرموده‏ اند:
اُحِبُّوا الصِّبيَانَ وَ ارْحَمُوهُم؛ كودكان را دوست بداريد و نسبت به آنان مهربان باشيد.16
همچنين روايت شده است كه روزي مردي خدمت پيامبر اكرم (صلي‏الله‏عليه‏وآله) رسيد و عرض كرد: اي رسول خدا! من ده فرزند دارم ولي هرگز كودكانم را نبوسيده‏ام. پيامبر اكرم (صلي‏الله‏عليه‏وآله) فرمود: كسي كه رحم نكند [مورد]رحم [واقع [نمي‏شود.17

رعايت حدود محبت و اظهار علاقه
------------------------------------
با اين‏كه در اسلام درباره اظهار علاقه نسبت به كودكان سفارش شده است اما اين مهرورزي و علاقه نبايد مَصالح واقعي را تحت‏الشعاع قرار بدهد، بلكه مي‏بايد با اظهار محبتِ مهارشده، با كودكان رفتار كرد. زيرا در برخي از موارد، اظهار محبتِ بي‏حساب، باعث فدا شدن مصالح بزرگتري مي‏شود و يا موجب سوء استفاده كردن كودك و در اصطلاح عاميانه «لوس» شدن او مي‏گردد. بايد توجه داشت نوازش‏هاي بدون حد و حصر و توجيه‏نشده و خارج از حد اعتدال، اثرات سوئي را بر روان كودك بر جاي مي‏گذارد؛ پُرتوقعي، زودرنجي، ضعف در برابر مشكلات، نااميدي، عقده حقارت، سرخوردگي از اجتماع و بسياري فشارهاي رواني ديگر، زاييده ارتباطات مهرآميز افراطي با كودك است. امام باقر(عليه‏السلام) در اين راستا مي‏فرمايد:
شَرُّ الابَاءِ مَن دَعَاهُ البِرُّ اِلَي الاِفرَاطِ وَ شَرُّ الاَبنَاءِ مَن دَعَاه التَّقصِيرِ اِلَي العُقُوقِ؛ بدترين پدران كسي است كه [در نيكي از حد اعتدال خارج شود و] به زياده‏روي بگرايد و بدترين فرزندان فرزندي است كه در اثر كوتاهي، به عاق والدين دچار شود.18
نگاشته‏اند؛ روزي جمعي از دوستان امام باقر(عليه‏السلام) به منزل ايشان آمدند. يكي از فرزندان خردسال ايشان دچار تب شديد و بيماري سختي بود. امام نيز از اين موضوع سخت ناراحت بودند به گونه‏اي كه آرامش نداشتند و آثار اندوه در چهره ايشان ديده مي‏شد. مهمانان با مشاهده سيماي اندوهگين امام، بر حال ايشان نگران شده و با خود گفتند اگر اين فرزند از دنيا برود حتماً از اندوه و پريشاني براي امام اتفاقي مي‏افتد. در همين اثنا، صداي گريه زنان از اتاق مجاور شنيده شد و همگي دانستيم كه براي كودك اتفاقي افتاده. اندكي بعد با خبر شديم كه فرزند خردسال امام از دنيا رفته است. امام به اتاق مجاور رفت و پس از ساعتي بازگشت اما بر خلاف انتظارِ حاضرين، ديگر در چهره ايشان اثري از پريشاني ديده نشد، به امام عرض كردند: وقتي كه ما نزد شما آمديم به گونه‏اي پريشان بوديد كه ما نگران حال شما شديم [اما اينك اثري از ناراحتي در شما نمي‏بينيم!]. امام فرمودند: ما نيز [مثل شما]دوست داريم كه عزيزانمان تندرست و به دور از آسيب باشند ولي زماني كه امر الهي سر رسيد و تقدير خدا محقق گرديد [گردن نهادن در برابر] امر خدا برايمان عزيزتر است.19
به بيان ديگر، درست است كه محبت به فرزند جايگاه ويژه‏اي دارد اما نبايد همه چيز را فداي آن نمود و از وظيفه اصلي سرباز زد.

توجه عاطفي بيشتر به دختر
-------------------------------
اسلام بين دختر و پسر فرق نمي‏گذارد و ملاك برتري را در تقوا مي‏داند، و خداوند به هر كس بخواهد دختر و به هر كس كه خواست پسر مي‏دهد. مهم اين‏است كه فرزند، سالم و صالح باشد. قرآن كريم مي‏فرمايد:
«يَهَبُ لِمَن يَشَاءُ الذُّكُورَ اَو يُزَوِّجُهُم ذُكْرَاناً وَ اِنَاثاً وَ يَجعَلُ مَن يَشَاءُ عَقِيماً اِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِيرٌ؛ خداوند به هر كه بخواهد دختر و به هر كه بخواهد پسر مي‏دهد و يا پسر و دختر را با هم به وي عطا مي‏كند و آن‏كه را بخواهد نازا مي‏نمايد. به‏درستي‏كه او داناي تواناست»20
اسلام شديداً سنت ناپسند و جاهلي اكراه از دختر داشتن را رد مي‏كند و بر خلاف افكار ظاهربين كه پسر را بيشتر دوست مي‏دارند، در بعضي از موارد دختر را برتر از پسر قلمداد مي‏كند و دليل آن را وجود پاره‏اي از ويژگي‏هاي ذاتي كه در درون آن‏هاست، برمي‏شمارد. رسول خدا (صلي‏الله‏عليه‏وآله) در اين‏باره مي‏فرمايد:
نِعمَ الوَلَدُ البَنَاتُ مُلَطِّفَاتٌ مُجَهِّزَاتٌ مُؤمِنَاتٌ مُبَارَكاتٌ مُفَلَّيَاتٌ؛ دختران چه فرزندان خوبي هستند؛ با لطافت و مهربان، آماده به خدمت‏رساني، يار و غمخوار [اعضاي خانواده]، بابركت و پاكيزه كننده [در خانواده براي پدر و مادر ].21
و نيز فرموده‏اند:
اِنَّ اللّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي عَلَي الاُناثِ اَرَقٌّ مِنهُ عَلَي الذُّكُورِ؛ خداوند متعال بر دختران مهربان‏تر است تا پسران.22
در برخي موارد دختران برتري نيز دارند. امام صادق (عليه‏السلام) فرمود:
البَنَاتُ حَسَنَاتٌ وَ البَنُونُ نِعمَةٌ وَ اِنَّما يُثَابُ عَلَي الحَسَنَاتِ و يُسألُ عَنِ النِعمَةِ؛ دختران نيكي و پسران نعمت‏اند و همانا بر نيكي‏ها پاداش داده و از نعمت‏ها سؤال مي‏شود.23
اسلام با در نظر داشتن روحيات لطيف دختر، به والدين دستور داده كه در برخي از رفتارهاي خانوادگي مانند تقسيم هدايا، دختران را مقدم شمارند.

آموزش‏هاي ديني و تقويت مباني اعتقادي كودك
----------------------------------------------------
بدون ترديد، يادگيري از مهم‏ترين فرايندهاي رواني است كه زمينه‏هاي آن از سنين كودكي شكل مي‏گيرد و به تدريج با بالا رفتن سن كودك، استعدادهاي او نيز بيشتر شكوفا مي‏شود. كودك به دليل وجود حس قوي تقليد، تلاش مي‏كند تا رفتاري همسان با والدين خود بازسازي كند. وجود اين حس، به او كمك فراواني در يادگيري مي‏نمايد. والدين نيز مي‏بايد از اين حس قوي به سود فرزند خود بهره‏برداري كنند و با آموزش‏هاي ابتدايي، كم‏كم زمينه‏هاي آشنايي با تعاليم ديني و مباني اعتقادي، به ويژه نماز، را در او به وجود آورند.
امام صادق (عليه‏السلام) مي‏فرمايند:
هنگامي كه كودك به سه سالگي رسيد لا اله الا اللّه را به او بياموزيد و او را رها كنيد (همين مقدار كافي است). وقتي هفت ماه ديگر گذشت محمد رسول اللّه (صلي‏الله‏عليه‏وآله) را به او آموزش دهيد و سپس او را رها كنيد تا چهار ساله شود. آن‏گاه صلوات فرستادن را به او بياموزيد. در پنج سالگي به او سمت راست و چپ را آموزش دهيد و قبله را نشان او داده و بگوييد سجده كند. آن‏گاه او را تا شش سالگي واگذاريد. فقط پيش روي او نماز بخوانيد و ركوع و سجود را يادش دهيد تا هفت سالش هم تمام شود. وقتي هفت سالگي را پشت سر گذاشت، وضو ساختن را به او تعليم دهيد و به او بگوييد نماز بخواند، تا هنگامي كه نه ساله شد وضو و نماز را به نيكي آموخته باشد. و هنگامي كه آن‏دو را به خوبي ياد گرفت خدا پدر و مادر او را به خاطر اين آموزش‏شان خواهد آمرزيد.24

تعليم ديگر آموزش‏هاي لازم و ارتقاء سطح دانش و معرفت كودك
---------------------------------------------------------------------
گذشته از ضرورت تعليم كودك و آشنا نمودن او با اصول اعتقادي، آموزش‏هاي ديگري نيز ـ و لو در حد آشنايي ـ براي كودكِ در حال رشد ضروري است.
امام صادق(عليه‏السلام) به جميل‏بن‏درّاج فرمودند: بَادِرُوا اَحدَاثَكُم بِالحَدِيثِ قَبلَ اَن تَسبِقَكُم اِلَيهِم المُرجِئَةُ؛ فرزندانتان را با كلام [ما] آشنا كنيد پيش از آن كه مرجئه [و ديگر فرقه‏هاي منحرف عقيدتي [بر شما سبقت بگيرند [ و آنان را منحرف سازند].25
و نيز:
عَلِّمُوا صِبيَانَكُم مِن عِلمِنَا مَا يَنفَعُهُم اللّهُ بِهِ لا تَغلِبَ عَلَيهِمُ المُرجِئَةُ بِرَأيِهَا؛ كودكانتان را به دانش ما آموزش دهيد كه براي آنان سودمند است تا مرجئه [و منحرفين] با ديدگاه‏هاي خود آنان را مغلوب خود نسازند. 26
اهل‏بيت عصمت و طهارت(عليهم‏السلام) همواره عنايت ويژه‏اي به آموزش فرزند و بالا بردن سطح درك و معرفت او نشان مي‏دادند.


پي‏ نوشت‏ها:
1ـ وسائل الشيعة، ج15، ص97.
2ـ همان.
3ـ همان.
4ـ همان، ج15، ص122؛ فروع كافي، ج2، ص86.
5ـ همان، ج15، ص123.
6ـ همان، ج15، ص128؛ فروع كافي، ج2، ص86.
7- همان، ج15، ص122.
8ـ الارشاد، ج1، ص215.
9ـ همان، ج2، ص344: بحارالانوار، ج48، ص317؛ تذكرة‏الخواص، ص351.
10ـ وسائل‏الشيعة، ج15، ص129.
11ـ تذكرة الخواص، ص278.
12ـ نهج البلاغه (دشتي)، ص522.
13ـ ارشاد القلوب، ص225.
14ـ وسائل‏الشيعة، ج21، ص483.
15ـ همان، ج21، ص475.
16ـ همان، ج21، ص483.
17ـ همان، ج15، ص203.
18- تاريخ يعقوبي، ج 2، ص 486.
19ـ بحارالانوار، ج 11، ص 86؛ عيون الاخبار، ج 3، ص 64.
20ـ شوري: 49.
21ـ مستدرك الوسائل ج15، ص115؛ وسائل‏الشيعة، ج15، ص100؛ فروغ كافي، ج2، ص82.
22ـ وسائل‏الشيعة، ج15، ص104؛ فروع كافي، ج2، ص82.
23ـ همان، ج15، ص104؛ فروع كافي، ج2، ص82.
24ـ وسائل‏الشيعة، ج15، ص193.
25ـ فروع كافي، ج2، ص94.
26ـ الخصال، ج2، ص157.

مراقبت از چشمها

قسمت اول

بينايي يكي از مهمترين حس‌هاي ويژه است، نه تنها به اين علت كه در ارتباط با محيط خارج از بدن نقش مهمي دارد، بلكه بيشتر از اين رو كه اختلال ديد سبب كاهش يادگيري نيز مي شود. فرد با حس بينايي از خود محافظت نموده، تعادل خود را حفظ كرده، قدرت خلاقيت پيدا نموده و بالاخره از ديدن محيط اطراف لذت مي برد. به گزارش ايسنا، داشتن بينايي نعمت بسيار بزرگي است و اگر انتظار داريم كه چشمانمان براي تمام مدت عمر به ما خدمت كنند بايستي نهايت دقت را در مراقبت از آنها به عمل آوريم. برخي نكات بهداشتي جهت مراقبت از چشم ها:

- همواره از مواد غذايي متناسب و حاوي ويتامين هاي مختلف به ويژه ويتامين A استفاده نماييد.

منابع غذايي حاوي ويتامين A :

- ويتامين A در منابع گياهي به صورت پيش ويتامين (انواع كاروتن ها به ويژه بتاكاروتن) و در منابع حيواني به شكل رتينول فعال يافت مي شود.

- بهترين منابع حيواني ويتامين A جگر، قلوه، زرده تخم مرغ، شير پرچربي، كره، روغن كبد ماهي و ماهي هاي كوچك با جگر (كيلكا) مي باشد.

- بهترين منابع گياهي ويتامين A سبزي هاي با برگ سبز تيره مانند: اسفناج، كاهو، سبزي هاي زرد مثل هويج و كدو حلوايي، ميوه هاي زرد و نارنجي مثل: زردآلو، قيسي، خرمالو، نارنگي و طالبي، موز، خربزه وانواع مركبات مي باشد.

- خواب و استراحت كافي داشته باشيد.

- چشم ها را از تاثير اشعه ماوراء بنفش با استفاده از عينك‌هاي مرغوب محافظت نمائيد.

- از چشم خود در نور كافي استفاده كنيد. نور كم يا خيره كننده باعث مي شود كه چشم با دشواري بيشتري كار كرده و در نتيجه فشار بيشتري به آن وارد شود. در اين حالت چشم زودتر و بيشتر خسته مي شود.نور خوب نوري است كه داراي روشنايي كافي بوده، خيره كننده نباشد و بطور يكسان پخش شده باشد. - هنگام مطالعه از نور كافي استفاده كنيد. كساني كه در رختخواب به حالت نيمه نشسته و يا خوابيده در حاليكه كتاب را مقابل چشم گرفته اند مطالعه مي كنند، مي بايست نور لازم جهت مطالعه را طوري تنظيم نمايند كه نور از بالاي تخت و يا از چراغ كنار تخت كه كمي عقب تر از آن قرار گرفته است به كتاب بتابد. هيچگاه نور نبايد بطور مستقيم و از روبرو به چشم بتابد. - پس از مطالعه مداوم براي مدت بيش از يك ساعت و نيم براي مدتي چشمان خودرا بسته و يا به ديوار سفيد و اشياء دور نگاه كنيد و يا چشمان خودرا براي مدت كوتاهي به فعاليت ديگري مشغول نمائيد، تا خستگي آن رفع گردد. اين توصيه براي رانندگان اتومبيل نيز صادق است. لذا پس از يك ساعت و نيم رانندگي مي بايست اتومبيل را نگهداشته و براي مدت كوتاهي به چشم ها استراحت داد. - از آنجائيكه چشم‌ها به آساني آلوده مي گردند مي بايست اطراف چشم و پلك ها رابه دفعات شسته و با حوله نرم خشك نمود. همچنين اگر هر گونه جسم خارجي وارد چشم يا داخل پلك گردد مي بايست با گوشه يك دستمال تميز و با احتياط فراوان آنرا بيرون آورد. در اين حالت از ماليدن چشم خودداري نمائيد.

- چشم طبيعي و سالم احتياج به درمان ندارد لذا از بكار بردن هر گونه دارو و يا محلول‌هاي شستشوي چشم بدون دستور پزشك خودداري نمائيد.

علائم هشدار دهنده بيماريهاي چشم:

در صورت وجود هر يك از حالات زير بلافاصله به چشم پزشك مراجعه نمائيد:

- نزديك كردن اشياء به چشم جهت ديدن آنها و يا تنگ كردن چشم براي ديدن اشياء نزديك

- تمايل غير طبيعي سر به يك سمت براي ديدن اشيايي كه در روبرو قرار دارند

- مالش غير طبيعي و مداوم چشم ها

- هرگونه اشتباه در تشخيص رنگ‌ها

- قرينه نبودن مردمك هاي چشم

- بيزاري و گريز از نور

- سردردهاي غير طبيعي

- هر گونه احساس تورم در چشم

- هر گونه علامت مبني بر وجود لوچي ( استرابيسم ) چشم

- هر گونه علامت مبني بر اينكه فرد در برخي از ساعات روز بهتر از بقيه اوقات روز مي بيند.

- هر گونه احساس مبني بر دوتايي و يا در هم ديدن اشياء

- هرگونه ورم ملتحمه و يا ريزش غير عادي اشك از چشم ها

- هر گونه ناتواني و يا سستي عضلات چشم

- هر گونه عوارض ديگر كه موجب اختلال در ديد طبيعي گردد.

توجهات خاص به چشم ها در دوران هاي مختلف زندگي

ادامه دارد...

نکاتی تاریخی، فرهنگی و معماری حرم امام هشتم

 نکته خواندنی درباره حرم امام رضا(ع)

نکته1
در سال 203 و به قولى 202 هجرى قمرى که حضرت رضا علیه السلام در طوس به شهادت رسیدند بدن مطهر آن امام همام را در باغ حمید بن قحطبه و در کنار قبر هارون خلیفه عباسى به خاک سپردند و نخستین بناى حرم مطهر همان بقعه هارون الرشید است که بعدها حرم را روى دیوارهاى قدیمى آن بنا نهادند و از آن به بعد طوس به مشهد الرضا تغییر نام یافت.

 نکته2
در سال 400 هجرى قمرى به دستور سلطان محمود غزنوى بناى بقعه و حرم تجدید بنا و مناره‎اى بر آن افزوده شد و پس از آن در زمان‎هاى مختلف اقداماتى به مرور صورت گرفته است .

 نکته3
سنگ مرقد نخستین که برای مشخص نمودن مدفن امام بر زمین نصب شده، سنگ بنای ساخت ضریح هم بوده است. آنچه مسلم است تا قرن هشتم هجری قمری ضریحی بر مضجع شریف نصب نبوده است.

نکته4
در ابتدا حرم مطهر به صورت بنایی ساده، با مصالح ویژه آن دوران بنا شده بود، چنانکه بقعه مطهر تنها یک در ورودی ساده در پیش روی مبارک داشت و دارای تزئیناتی مختصر به سبک آن زمان بود.

 نکته 5
مشهور است که از زمان صفویان گذاشتن ضریح بر مرقد امام مرسوم شده است و برخی احتمال دادند که ساخت ضریح از عصر تیموریان متداول گشته است.

نکته6
28 هزار لامپ در حرم امام رضا علیه السلام روشن می‎باشد، که اکنون علاوه بر 28 هزار شعله برق، شش هزار لوستر نیز در ابعاد مختلف و با قدمت‎های طولانی مورد استفاده قرار گرفته است.

نکته7
ضریح اول، ضریحی چوبی بوده، با تسمه‎های فلزی و پوششی از صفحات طلا و نقره. این ضریح در زمان شاه طهماسب صفوی یعنی سال 957 هجری قمری ساخته و بر روی صندوق چوبی مضجع منور نصب می‎شود. در سال 1311 همزمان با تعویض صندوق به دلیل فرسودگی پایه‎ها ضریح برچیده شده، پوشش طلا و نقره و جواهرات آن از چوب‎ها جدا و به خزانه آستان قدس منتقل می‎شود.

 نکته8
ضریح دوم، ضریحی بوده فولادی مرصع، معروف به ضریح نگین نشان. این ضریح در سال 1160 به دستور شاهرخ فرزند رضا قلی میرزا نوه نادرشاه ساخته و به وقف بر فراز مرقد شریف نصب می‎شود. ضریح فولادی یا ضریح نگین نشان سقف نداشته، پنجره‎ها و شبکه‎های چهار طرف آن دارای گوی و ماسوره‎هایی بوده است که با نگین‎های کوچک یاقوت و زمرّد تزیین یافته و تعداد آنها به 2000 بالغ می‎شده است. به دلیل وضعیت ویژه این ضریح ذیلاً به عین کتیبه آن اشاره می‎شود. «نیاز رحمت ایزد مستعان، و تراب اقدام زوّار این آستان ملک پاسبان، سبط سلطان نادر شاه الحسینی الموسوی الصفوی، بهادرخان به وقف و نصب این ضریح و قبه‎های مرصع چهار گوشه ضریح مقدس مبارک موفق گردید. ( سنه 1160قمری) »

 نکته9
در زمان تولیت میرزا سعیدخان برای مصون ماندن نذورات داخل ضریح دوم ، شبکه و پوشش طلایی روی ضریح منور قرار می‎گیرد، و بدین ترتیب سقف آن پوشش می‎یابد. این ضریح به دلیل وقف دائمی بودن تا قبل از شروع عملیات جایگزینی و نصب اخیر ضریح مطهر جدید یعنی پنجمین ضریح بر مضجع شریف و زیر ضریح پیشین قرار داشت. ضمن عملیات اخیر محل نصب این ضریح تغییر یافت و به قسمت تحتانی حرم مطهر منتقل گردید.

نکته10
در عصر پادشاهی فتحعلی شاه قاجار ضریحی فولادی و ساده به ابعاد (3×4) و ارتفاع 2 متر ساخته و روی ضریح نگین نشان (ضریح دوم) نصب می‎شود که در اصل ضریح سوم محسوب می‎شود.

 نکته11

سقف ضریح سوم با چوب‎های طلاکوب پوشش داشته و در سمت پایین ضریح در کوچک مرصعی قرار داشته است. به دلیل کوچکی و غیر مناسب بودن این ضریح پس از مدتی برداشته شده و به جای آن ضریح چهارم نصب می‎گردد. در حال حاضر این ضریح در موزه مرکزی آستان قدس رضوی در معرض تماشای بینندگان قرار دارد.

نکته12
ضریح چهارم ضریح ملمع یا ضریح طلا و نقره، معروف به شیر و شکر است، این ضریح در سال 1338 بر روی ضریح نگین نشان یا ضریح دوم نصب می‎گردد.

 نکته13
طراحی ضریح چهارم توسط مرحوم استاد حافظیان انجام یافته و تحت نظارت ایشان کار اجرا و قلمزنی توسط مرحوم استاد هنرمند حاج محمد تقی ذو فن اصفهانی انجام گرفت.

نکته14
ضریح چهارم دارای 05/4 متر طول و 06/3 متر عرض و 90/3 ارتفاع و 14دهانه به نشان چهارده معصوم بوده است. اضافه بر بهره‎برداری از طلا و نقره و جواهرات .

 نکته 15
پایه‎ها، ستون‎ها، کتیبه‎های سیمین با نقش‎های مختلفی در نهایت مهارت قلمزنی شده بود. بین هر دو زاویه از پنجره‎های ضریح مقدس یک صفحه بیضی شکل از طلا، که مجموعاً به هیجده عدد می‎رسید و هر یک به وزن تقریبی پنجاه مثقال بود احادیثی درباره فضیلت زیارت حضرت رضا علیه السلام به خط حاج شیخ احمد زنجانی معصومی کتیبه نوشته شده است .

نکته 16
بر روی هر یک از دهانه‎های ضریح مقدس، از سمت پیش روی مبارک اسمی از اسمای چهارده معصوم علیهم السلام بر صفحه‎ای فیروزه نشان از طلا و به خط ثلث و به قلم مرحوم حاج شیخ احمد زنجانی معصومی مکتوب بود. در بالای صفحات بیضی شکل، کتیبه‎ای از نقره به طور برجسته، سوره مبارکه هل اتی را به قلم همان کاتب در برداشت.

نکته 17
در چهار گوشه ضریح چهار خوشه انگور به عنوان نمادی از نحوه شهادت حضرت قرار داشت. بالای کتیبه سوره مبارکه «یس» و بر لب ضریح چهل و چهار برگ از نقره ملمع بین چهل و چهار گلدان ملمع نصب شده بود که بر روی صفحه مدور و محدب هر یک از آنها اسمی از اسمای حسنی الهی به طور برجسته و به خط ثلث و به رنگ سفید در زمینه لاجوردی مکتوب بود.

 نکته 18
پس از گذشت بیش از چهل سال از نصب ضریح پیشین موجباتی همچون فرسودگی، و سست شدن پایه‎ها و ساختار ضریح و ساییدگی پوشش و روکش‎های نقره‎ای و طلایی آن، ساخت و نصب پنجمین ضریح را ضروری می‎نمود.

 نکته 19
به دستور مقام معظم تولیت آستان قدس رضوی حضرت آیة الله واعظ طبسی، از سال 1372 مطالعات و بررسی‎های مقدماتی ساخت ضریح آغاز گردید، و به دنبال آن طرح‎های متعددی از طرف هنرمندان نامی کشور ارایه شد و نهایتاً توفیق طراحی ضریح نصیب استاد برجسته نگارگری کشور جناب آقای فرشچیان گردید.

 نکته20
به منظور ساختن آخرین ضریح نخست بر اساس طرح موجود پایه‎ها و ساختار ضریح که ترکیبی از کار آهنگری و نجاری است توسط واحدهای مربوطه در آستان قدس رضوی در نهایت استحکام انجام گرفت و ساختاری مرکب از آهن و فولاد و چوب گردو برای نصب روکش‎ها و پوشش طلا و نقره ساخته شد.

 نکته21
با آماده شدن طرح استاد فرشچیان کار قلمزنی و زرگری و به عبارت دیگر اجرای طرح که اساس کار ساخت ضریح و صورت پذیری آنست از تاریخ 12/11/75 تحت نظارت عالیه هنری استاد فرشچیان شروع شد و از میان چند نفر از هنرمندان قلمزن همچنان توفیق کار قلمرنی ضریح مطهر، نصیب استاد خدادادزاده اصفهانی گردید.

نکته 22
پس از چهار سال با کار بی وقفه روزانه و بعضاً شبانه و همچنین با کار متوسط روزانه شش نفر در کمال ظرافت و امتیاز هنری و در نهایت صلابت و استحکام کار قلمزنی پایان یافت و ضریح برای حمل و نصب آماده گردید. از ویژگی‎های ضریح مطهر جدید، ضخامت پوشش نقره‎ای آن است که حتی بعضاً به بیش از سه میلیمتر می‎رسد.

 نکته 23
عملیات اجرایی برچیده شدن ضریح پیشین و نصب پنجمین ضریح از شامگاه روز شنبه 21/10/79، پس از مراسم غبارروبی آغاز گردید، و با هماهنگی کامل نیروهای فنی - تخصصی مورد نیاز به طور متوسط روزانه هفتاد نفر در سازمانی منظم و منسجم با تقسیم کار و تعیین مسئولیت هر یک از بخش‎های عملیاتی و مدیران مربوطه طبق جدول زمان‎بندی شده، تحت مدیریت جناب آقای مهندس مهدی عزیزیان، مدیر عامل سازمان عمران و توسعه حریم حرم امام رضا علیه السلام به مدت پنجاه روز جریان خود را طی نمود. کار بنای عشق و کعبه مقصود، و فراز آمدن معبد خورشید در فضایی معنوی و شورانگیز آغاز شد.

 نکته 24

محدوریت وقف به نصب بودن ضریح و عدم جواز شرعی انتقال آن از یک سو و از طرف دیگر، وجود موانع و مشکلات جدی فنی و معماری بر سر راه استحکام سازی پایه‎های نصب ضریح جدید موجب گردید تا پس از بررسی و مطالعات زیاد چاره کار به انتقال ضریح به قسمت زیرین حرم مطهر و نصب محاذی اطراف مضجع شریف دیده شود.

 نکته 25
از جمله اقدامات اساسی دیگری که همزمان با نصب ضریح مطهر صورت پذیرفت، بتون ریزی و کف سازی و مفروش نمودن کف حرم مطهر با سنگ‎های مرمر بسیار نفیس همراه با کانال کشی و برقراری سیستم تهویه و هوا دهی زمینی و دیواری است، و نیز مرمت آیینه کاری‎ها و کاشی‎کاری‎ها و کتیبه‎های روضه منوره از جمله دیگر اقداماتی بود که در جریان عملیات نصب ضریح به آن مبادرت شد.

نکته 26
سنگ پلاک پیشین مضجع، که مرکب از 12 قطعه سنگ بود برداشته شده، به موزه مرکزی آستان قدس رضوی انتقال یافت، و به جای آن سنگ نفیس مرمر یکپارچه به طول 20/2 و عرض 10/1 و ارتفاع 90 سانت که در نهایت جلا و صفا و زیبایی حجاری شده بود نصب گردید.

 نکته 27
در اطراف ضریح مطهر به نشانه چهارده معصوم چهارده دهانه به شکل محراب طراحی و اجرا شده است. سیر نقش‎ها و جهت قوس‎های آن یکدیگر را همراهی و تکمیل کرده، و مدار یگانه آنها که نهایتاً به مرکز و نقطه واحدی می‎رسد، تداعی کننده اصل اصیل عرفانی مشاهده وحدت در کثرت و کثرت در وحدت می‎باشد، و نیز وحدانیت ذات باری‎تعالی و قائمیت و بازگشت پذیری کائنات و ممکنات را به او متجلی می‎سازد.

 نکته 28
در هشت لچکی چهار گوش ضریح مطهر، به سبک هنر اصیل ایرانی، از گل آفتابگردان که نمادی از شمس الشموس که یکی از القاب امام رضا علیه السلام است نقش‎هایی تعبیه شده است. در اطراف ضریح مقدس گل‎هایی پنج و هشت برگی به نشانه خمسه طیبه و هشتمین امام طراحی و اجرا شده است.

نکته 29
دو سوره مبارکه «یس» و «هل اتی»، در بالای ضریح مطهر به صورت کتیبه دور تا دور ضریح نوشته شده است. طول کتیبه بالایی یعنی سوره مبارکه «یس» دارای 66/17 و عرض 18 سانتیمتر و طول کتیبه «هل اتی» 76/16 و عرض آن 14 سانت می‎باشد، هر دو کتیبه و دیگر خطوط بیرونی و داخلی ضریح مطهر که مشتمل بر آیاتی از کلام الله مجید و اسمای حسنی الهی و نام‎های حجج خداوندی است، در کمال قوت و استحکام توسط خوشنویس نامی جناب آقای موحد نوشته شده است.

نکته30
برای اولین بار پوشش داخلی ضریح مطهر، سقف و دیوارهای آن با نقش و نگارها و کتابت اسماء الهی، با خاتم‎کاری یه طرز بسیار بدیع و زیبا تزیین یافته است. طراحی نقوش داخل ضریح مطهر، توسط استاد فرشچیان انجام یافته، و اجرا و یا خاتم‎کاری توسط استاد هنرمند کشتی آرای شیرازی و همکارانشان صورت پذیرفته است.

نکته31
ضریح مطهر جدید حدود 12 تن وزن داشته، ضخامت پوشش نقره‎ای و طلایی آن و اتصال روکش‎های بدون پیچ یکی از ویژگی‎های این ضریح است. طول ضریح 78/4 و عرض آن 37/3 و ارتفاع آن با محاسبه سنگ پایه 96/3 متر می‎باشد.

 نکته32
حرم مطهر مجموعه‎ای است تقریباً مدور، که مرکز آن مضجع منور امام ابوالحسن الرضا علیه السلام قرار دارد. همچنین حرم مطهر که گنبد درخشان و طلایی برفراز آن قرار دارد، تقریباً در مرکز بناهای آستان مقدس واقع شده، و از نقطه نظر معماری و هنری بسیار بدیع و استوار، و زیبا و دل انگیز است.

 نکته33
سالانه در این حرم مطهر بیش از 700 هزار مُهر نماز مورد استفاده و جایگزین مُهرهای شکسته و کثیف می‎شود.

 نکته34
نام‎های حرم مقدس امام رضا علیه السلام به ترتیب ذیل می‎باشد:

آستان ملائک پاسبان - ارض اقدس - بقعة مبارکه - حرم مطهر - روضة رضویه - روضة مقدسه - روضة منوره - عتبة عالیه - قبلة هفتم - کعبة آمال - مرقد ملکوتی - مرقد منور - مضجع شریف - معین الضعفاء.

 نکته 35
سقف حرم دارای دو پوشش است، پوشش اول: که از زیر مشهود است، به صورت مقعر و مقرنس بوده، ارتفاع آن از سطح حرم تا نقطه پایانی سقف 80/18 متر می‎باشد، و پوشش دوم: همان لایه خارجی گنبد مطلی است.

نکته 36
حرم مطهر تقریباً به شکل مربع بوده، و مساحت آن پس از توسعه‎یی که پس از انقلاب اسلامی انجام شد، به 139 متر مربع بالغ شده است، سطح حرم با سنگ مرمر مفروش گردیده، و تمام ازاره دور حرم با کاشی‎های ممتاز و ظریف چینی مانند، با رنگ‎های بسیار دلپذیر، مشهور به کاشی‎های سنجری مزین شده است، بر روی این کاشی‎ها آیات قرآن و احادیث معصومین علیهم السلام با خط رقاع و ثلث، همراه با نقش‎های اسلیمی نوشته و تزئین یافته است.

 نکته 37
از طریق چهار صفه یا ممر حرم مطهر، با رواق‎های اطراف اتصال یافته، و زائرین از طریق آنها حضور حضرت تشرف حاصل می‎نمایند. پیش از این، در ضلع جنوبی حرم مطهر (پیش روی مبارک)، دو محراب بسیار نفیس و ممتاز از جنس کاشی چینی نصب بوده، که پس از توسعه به لحاظ قدمت و نفاست، به موزه آستان قدس منتقل شده است.

 نکته 38
حرم مطهر در اوایل قرن ششم یعنی دوران سلطان سنجر سلجوقی، با کاشی‎های بسیار نفیس تزیین یافته، و وجود تاریخ 612 هجری قمری، که بیانگر دوران سلطنت سلطان محمد خوارزم‎شاه می‎باشد، گویای اقدامات و فعالیت‎هایی است، که در این زمان، در زمینه توسعه و مرمت ابنیه حرم مطهر انجام یافته است.

نکته 39
حرم پاک امام، اضافه بر جلال معنوی و جذبه روحانی، و زیبایی و شکوه معماری، مزین به برخی از نفایس و مآثر ارزشمند است، تعدادی از هدایای بزرگان و حکمرانان گذشته، در قاب‎هایی تعبیه شده، در مکان‎هایی از حرم مطهر، در برابر دید زائران قرار دارد. این جواهرات و نفایس که در هشت قاب چیده شده، شامل 104 قلم اشیای مختلف است. قدیمی‎ترین آنها سلیمانیه‎هایی است، با دور نقره، مربوط به 550 سال قبل، و دیگر شمشیری جواهر نشان و خنجر الماس نشان، و مروارید و تسبیح و انگشترهایی از الماس و برلیان درشت.

 نکته40
گنبد حرم از آجر ساخته شده، و سپس روی آن را با الواح مسی، که روکشی از طلا دارد پوشانده‎اند، تذهیب این گنبد برای آخرین بار در سال 1010 تا 1016، در زمان شاه عباس صورت گرفته، و به طوری که از گفته‎های محققان بر می‎آید، رویه و سطح این گنبد پیش از آن کاشی‎کاری بوده است.

حج مقبول

ابن جوزى در تذكرة الخواص نيز نقل مي‌كند كه عبدا... بن مبارك مدت پنجاه سال مرتب هر دو سال يك بار براى زيارت به‌مكه مي‌رفت. سالى مهياى رفتن به‌حج گرديد و از خانه خارج شد. در يكى از منازل بين راه به‌زنى سيده برخورد كه مشغول پاك كردن يك مرغابى مرده است.
پيش او رفت و گفت: اى زن! چرا اين مرغابى مرده را پاك مي‌كنى؟ گفت كارى كه براى تو فايده اى ندارد از چه رومى پرسى؟ عبدا... اصرار زياد كرد. زن گفت: حالا كه اين‌قدر اصرار مي‌ورزى، بدان من زنى علويه هستم و چهار دختر دارم كه پدر آن‌ها چندى پيش از دنيا رفت. امروز روز چهارم است كه ما چيزى نخورده و به‌حال اضطرار افتاده ايم و مرده بر ما حلال است. اين مرغابى را پيدا كرده ام و مي‌خواهم براى بچه هايم غذا تهيه كنم.
عبدا... مي‌گويد: در دل گفتم واى بر تو! چگونه اين فرصت را از دست مي‌دهى؟ به‌زن اشاره كردم دامنت را باز كن. چون باز كرد دينارها را در دامن او ريختم. زن با قيافه‌اي‌ كه شرمندگى را حكايت مى كرد، سر به‌زير انداخته بود. او رفت و من نيز از همان‌جا به‌منزل خود برگشتم و خداوند ميل رفتن مكه را در آن سال از قلبم برداشت. به‌شهر خود بازگشتم. مدتى گذشت تا مردم از مكه برگشتند. براى ديدار همسايگان سفر رفته به‌خانه آن‌ها رفتم. هر كدام مرا مى ديدند مي‌گفتند ما با هم در فلان‌جا بوديم، در فلان محل همديگر را ديديم، من به آن‌ها تهنيت براى قبولى حج مي‌گفتم، آن‌ها نيز مرا تهنيت مي‌گفتند كه حج تو هم قبول باشد!
آن‌شب را در انديشه اى عجيب به‌خواب رفتم. در خواب، حضرت رسول (ص ) را ديدم كه فرمود:
عبدا... ! رسيدگى و كمك به‌يك نفر از بچه هاى من كردى، از خداوند خواستم ملكى را به‌صورت تو خلق كند تا برايت هر سال تا روز قيامت حج بگذارد. اينك مي‌خواهى پس از اين به‌حج برو و مي‌خواهى ترك كن.

 نکاتي براي پيشگيري از سرماخوردگي  


 نکاتي براي پيشگيري از سرماخوردگي  

 سرماخوردگي يک عفونت ويروسي مسري است که راه هاي تنفسي فوقاني را آلوده نموده و باعث تحريک و ترشح در راه هاي هوايي مي شود. ابتلا  به سرماخوردگي ممکن است در اثر تماس با فرد آلوده يا تماس با وسايل آلوده صورت پذيرد و گاهي عواملي مانند سرما، استرس و خستگي مي توانند شرايط را براي فعاليت ويروس سرماخوردگي نهفته در مجراي تنفسي مناسب کند.  
به گزارش  ايسنا، سرماخوردگي ها معمولا ناگهاني شروع مي شوند. آب ريزش در ابتدا شفاف بوده و ممکن است شدت يافته و زرد رنگ گردد. گرفتگي بيني، سرفه، گلودرد، بي حالي، خستگي، بيتابي، بي اشتهايي، گاها ريزش اشک و التهاب از علائم عمده آن است.  
عوامل موثر در بروز سرماخوردگي  
ويروس هاي سرماخوردگي پس از ورود به بدن در مخاط دستگاههاي تنفسي ايجاد بيماري کرده و همراه با ترشحات دستگاه تنفسي از فردي به فرد ديگر قابل انتقال است. بنابراين:  
-   دست دادن، روبوسي، عطسه و سرفه در محلهاي عمومي باعث انتقال آن مي شود.  
-   رطوبت و درجه حرارت در انتشار ويروس نقش دارد، اين بيماري در کشورهاي مناطق معتدل در فصل سرما (زمستان و پاييز) به علت بارندگي و رطوبت بيشتر است.  
-   از ديگر علل افزايش بروز سرماخوردگي در فصل سرما حضور در مکان هاي شلوغ همچون وسايل نقليه عمومي و تجمع در فضاهاي بسته و عدم استفاده از تهويه مناسب است.  
-   تغذيه يکي از فاکتورهاي موثر در عملکرد سيستم ايمني است. بنابراين سو» تغذيه در بروز بيماري هاي عفوني نقش مهمي را ايفا مي کند. ابتلا به بيماري هاي مزمن قلبي ، کليوي و ريوي نيز فرد را مستعد ابتلا به اين عفونت مي کند.   براساس گزارش دفتر آموزش و ارتقاي سلامت وزارت بهداشت، سرماخوردگي بيماري است که اگر چه مرگ و مير به دنبال ندارد ولي بروز آن باعث مشکلات زيادي براي افراد مي شود و باعث غيبت از کار مي شود. از طرفي با انجام اقداماتي به راحتي قابل پيشگيري است بنابراين در مبارزه با سرما خوردگي، پيشگيري بايد هدف اصلي باشد براي پيشگيري بايد اقدامات زير را انجام داد:  
 1-   دست هاي خود را بشوئيد: بيشتر ويروس هاي سرماخوردگي از طريق تماس مستقيم منتشر مي شوند. کسي که سرماخورده است بداخل دست هاي خود عطسه کرده و سپس اشيائي مثل تلفن ، صفحه کليد کامپيوتر يا ليوان را لمس مي کند. ميکروب ها مي توانند براي ساعت ها و در بعضي موارد هفته ها زنده باقي مانده و سپس به فرد بعدي که آن اشيا» را لمس مي کند منتقل شود . بنابراين بايد دستهاي خود را مکررا بشوئيد . در صورتي که امکان شستن دستتان را نداريد دستهاي خود را بسيار سخت براي يک دقيقه به هم بماليد . اين کار باعث جداشدن اکثر ويروسهاي سرماخوردگي از پوست مي شود.   
 2-   سرفه و عطسه خود را با دستانتان نپوشانيد: زماني که احساس مي کنيد در حال سرفه يا عطسه هستيد از يک دستمال دستمال استفاده کرده و آنرا بلافاصله دور بياندازيد . اگر دستمال نداريد سر خود را از افرادي که نزديک شما هستند به طرف ديگر چرخانده و به فضاي آزاد سرفه کنيد.    3-   صورتتان را لمس نکنيد: ويروس هاي سرماخوردگي از طريق چشم ، دهان و بيني وارد بدن شما مي شوند . لمس صورت کودکان راه اصلي ابتلاي آنان به سرماخوردگي بوده و همچنين موجب انتقال سرماخوردگي از آنان به والدينشان مي باشد.   
 4-   مقدار زيادي مايعات بنوشيد: آب سيستم بدن شما را شستشو داده و باعث خروج سموم از بدن شما مي شود . يک فرد بالغ سالم بطور متوسط روزانه 8 ليوان مايعات نياز دارد  
 5 -  از سونا استفاده کنيد: وقتي به سونا مي رويد هوائي که استنشاق مي کنيد بالاتر از 80 درجه است و اين درجه حرارت باعث از بين رفتن ويروس هاي سرماخوردگي مي شود.   
6 -  از هواي آزاد استفاده کنيد: اکثريت افراد در زماني که هوا سرد است در خانه و محوطه هاي بسته مي مانند بنابراين ميکروب هاي بيشتري در اطاق هاي خشک و شلوغ در حال گردش است.   
7 -  ورزش هاي آيروبيک را به طور منظم انجام دهيد: اين ورزش ها باعث افزايش سلولهاي مقابله کننده با ويروس در بدن مي شود.   
8   -غذاهاي گياهي مصرف کنيد: مواد طبيعي موجود در گياهان باعث افزايش ويتامين هاي بدن مي شود . بنابراين ميوه و سبزيجات سبز تيره ، قرمز و زرد مانند اسفناج ، کاهو ، هويج ، گوجه فرنگي ، سير و ... مصرف کنيد . آب پرتقال هرچه تازه تر باشد ويتامينC    بيشتري دارد و طول مدت درمان را کوتاهتر مي کند  
9-   ماست بخوريد : باکتري هاي مفيد موجود در ماست باعث تحريک توليد مواد سيستم ايمني شده که با بيماري مبارزه مي کند.   
10-   سيگار نکشيد: آمار نشان مي دهد که سيگاري ها دچار سرماخوردگي هاي بيشتر و مکرر مي شوند . حتي نزديک به افراد سيگاري بودن بطور واضح سيستم ايمني را از بين مي برد. دود راههاي هوائي بيني را خشک کرده و مژک هاي آنرا فلج مي کند . مژک هاي موهاي ظريفي هستند که مخاط بيني و ريه ها را پوشانده و با حرکات موجي شکل خود ويروس هاي سرماخوردگي را از مجاري بيني خارج مي کنند . يک سيگار مژک ها را براي 40-30 دقيقه فلج مي کند.  
11 -  مصرف الکل را قطع کنيد : مصرف الکل کبد را که اولين سيستم تصفيه کننده بدن است را تخريب کرده و اين به اين معناست که تمامي انواع ميکروبها بدن شما را به سرعت ترک نخواهند کرد.   
12-   راحت و آسوده باشيد: اگر شما بتوانيد آرامش داشته باشيد مي توانيد سيستم ايمني خود را به هنگام نياز فعال کنيد.  
13-   غرغره کردن نمک: اين کار باعث مرطوب شدن گلو و بهبودي موقت مي شود. اين کار را با استفاده از يک قاشق چايخوري نمک داخل يک استکان آب ولرم و روزانه حدود 4 بار انجام دهيد.   

كلمات گهربار امام صادق (ع)

گذر عمر
جوانى (فرصت نيكو ) و (نسيم رحمت) است كه بايد به خوبى از آن بهره جست و با زيركى , ذكاوت و تيز بينى آن نعمت خداداد را پاس كه اين فرصت, (ربودنى) و (رفتنى) است وضايع ساختن آن, چيزى جزغم, اندوه و پشيمانى را براى دوران پس ازآن به ارث نمى گذارد.
زندگى كوتاه است و راه كار دراز و فرصت زودگذر! تنها سرمايه گرانبهاى ما وقت است كه بازگشتى ندارد, از اين رو بزرگترين فن بهتر زيستن, بهره جستن از فرصتهاى بى نظيرى است كه برما مى گذرد; اين سخن امام صادق(عليه السلام) را بايد جدى گرفت: (من انتظر عاجله الفرصه مواجله الاستقصإ سلبته الايام فرصته, لان من شإن الايام السلب و سبيل الزمن الفوت)
به هركس فرصتى دست دهد و او به انتظار بدست آوردن فرصت كامل آن را تإخير اندازد, روزگار همان فرصت را نيز از او بربايد, زيرا كار ايام, بردن است و روش زمان, از دست رفتن.

محاسبه روزانه نفس
حق على كل مسلم يعرفناان يعرض عمله فى كل يوم و ليله على نفسه فيكون محاسب نفسه, فـان راى حسنـه استزاد منها, وان راى سيئـه استغفـر منها لئلا يخزى يوم القيمه.
بر هر مسلمانى كه ما را بشناسد سزوار است كه در هر شبانه روز عملش را برخود عرضه کرده,بازنگري کند و خود حسابگر خـويـش باشـد, اگر نيک بود بر آن بيفزايد و اگر گناه ديـد از آن آمـرزش خـواهـد تـا ايـن كه روز قيـامت رسـوا نشـود.

استقامت
لو ان شيعتنا استقاموا لصافحتهم الملائكه و لاظلـهم الغمام و لاشـرقوا نهارا و لاكلـوا مـن فـوقهم و مـن تحت ارجلهم و لما سـئلوا الله شيئا الا اعطاهـم.
اگر شيعيان ما استقامت مى ورزيدند, هرآينه فـرشتگان با آنها دست مى دادند وابر بر آنها سايه مى انداخت و در روزمـى درخشيدنـد و از فـراسر و زير پاى خـود روزى مى خـوردنـد و چيزى از خـدا نمـى خـواستنـد, مگـر ايـن كه به آنها مـى داد.

عاقبت نيرنگ و حسادت
مـن غش اخاه و حقره و ناواه جعل الله النار ماواه. و مـن حسد مـومنا انماث الايمان فى قلبه كما ينماث الملح. هر كه با برادرش نيرنگ ورزد و او را كوچك شمارد و با اوبستيزد,خداوندآتش را جايگاهش گرداند, وهر كه برمومنى حسد ورزد, ايمان در دلـش آب شود, چنان كه نمك در آب حل شود.

پارسايى, كوشش و كمك به مومنان
لا تذهبـن بكم المذاهب فوالله لاتنال ولايتنا الا بالورع والاجهاد فى الدنيا ومـواسـاه الاخـوان فـى الله , وليـس مـن شيعتنـا مـن يظلـم الناس.
مسلكها و مذهبها شما را نبرند , به خدا سـوگند به ولايت ما نتوان رسيد جز با پارسايـى وكـوشـش در دنيا , و يارى دادن برادران براى خدا. و كسى كه به مردم ستم كند, شيعه مانيست.

نتيجه اعتماد به خدا
من يثق بالله يكفه ما اهمه مـن امر دنياه و آخرته و يحفظ له ما غاب عنه , و قد عجز مـن لـم يعد لكل بلاء صبـرا ولكل نعمه شكـرا و لكل عسـر يسرا.
هركه به خدا اعتماد ورزد, خدا مهم دنيا وآخرتش را كفايت كند و هرچه از او غايب است برايـش حفظ كند. درمانـده وناتـوان است هركه براى هـر بلا صبرى , و بـراى هـر نعمت شكـرى و بـراى هـر دشـوارى آسـانـى اى ندارد.

با ديگران چگونه باشيم
صل من قطعك,واعط من حرمك,واحسن الى من اساء اليك وسلم على من سبك.وانصف من خاصمك , واعف عمن ظلمك كما انك تحب ان يعفى عنك, فاعتبر بعفو الله عنك.الا تـرى ان شمسه اشـرقت علـى الابـرار و الفجـار. و ان مطـره ينزل علـى الصالحيـن والخاطئيـن.
با كسـى كه ازتو بريده بپيـوند, وبه آن كـه از تـو دريغ كرده بخشش كن, وبا كسى كه به تو بدى كرده نيكى كـن. و به كسى كه به تو دشنام داده سلام كـن. و باكسى كه به تـو دشمنـى ورزيـده انصاف ورز. و كسـى كه تـو را ستـم ورزيده عفو كـن, همچنان كه دوست دارى كه از تـو گذشت شود. به عفو خدا از خودت عبرت گير, آيا نمي بيني كه آفتابـش بر نيكان و بدان هر دومـى تابـد و بارانـش بر شايستگان و ناشايستگان مى بارد؟

خدا را چگونه بخوانيم
واخفض الصوت ,ان ربك الذى يعلم مـا تسـرون و ما تعلنون , قد علم مـا تريدون قبل ان تسالوه.
صـدايت را فـرود آر, زيرا خـدايى كه نهان و آشكار را مى داند سـوال ناكـرده مى داند كه شما چه مى خواهيد.

بهشت و جهنم , خير و شر واقعى
الخيـر كله امامك , و ان الشـر كله امامك ,ولن تـرى الخير والشـرالا بعد الاخـره, لان الله جل وعزجعل الخيـر كله فى الجنه والشـر كله فـى النار لانهما الباقيان.
تمام خير در برابرتوو تمام شر نيز دربرابر توست. و خيروشر را نبينـى, مگربعد از آخرت, زيرا كه خداوند عزوجل تمام خير را در بهشت و تمام شـر را در دوزخ قـرارداده , زيـرا كه ايـن دوانـد كه بـاقـى انـد.

جلوه و چهره اسلام
الاسلام عريان فلباسه الحياء و زينته الـوقـار و مـروته العمل الصالح و عماده الـورع و لكل شـىء اسـاس و اسـاس الاسلام حبنا اهل البيت.
اسلام برهنه است, لباسش حيا و زيورش وقار و جوانمـردىاش عمـل صالـح و ستونـش پارسايى مى باشد , وبراى هر چيزى پايه اى است و پايه اسلام دوستى , ما اهل بـيت است .

عمل بـراى آخرت
اعمل اليـوم الـدنيا بما ترجـوا به الفـوز فـى الاخره.
امروز در دنيا كارى كن كه به وسيله آن اميـد كـاميـابـى در آخـرت را دارى.

پاداش يارى دوستان اهل بيت
لايبقـى احـد ممـن اعان مـومنـا مـن اوليـائنا بكلمه الا ادخله الله الجنه بغير الحساب.
در روزقيامت كسى نماند كه يك كلمه به مومنى ازدوستان ما كمك كرده بـاشد, جزاين كه خـداونـد او را بـى حسـاب به بهشت داخل گـرداند.

پرهيز از ريا و جدال و دشمنى
اياك و المراء فانه يحبط عملك و اياك و الجدال فانه يوبقك و ايـاك و كثـره الخصومات فانهاتبعدك من الله.
از ريا كارى بپرهيز كه عملت را از بين برد واز جدال بپرهيز كه هلاكت گرداند وازخصـومتها و دشمنيها بپـرهيز كه تـو را از خـدا دوركنـد.

پاكيزگى روح , ابزار تشخيص مومن
اذا ارادالله بعبد خيرا طيب روحه فلايسمع معروفا الا عرفه و لامنكرا الا انكره ثـم قذف الله فـى قلبه كلمه يجمع بها امره.
چون خدا خير بنده اى را خواهد روحش راپاك گرداند, به طورى كه هيچ معروفى به گوشش نرسد, مگر آن كه آن را بفهمد و هيچ منكرى را نشنود, جز آن كه زشتـش داند و سپـس كلمه اى به دلـش الهام كنـد كه كـارش را بـدان فـراهـم آرد.

درخواست عافيت از خدا
فسئلـوا ربكـم العافيه و عليكـم بـالـدعه والوقار و السكينه و الحياء.
از پـروردگارتان عافيت بخـواهيد و نرمش و وقار و آرامـش حيا را حفظ كنيـد.

دعا ، خودعمل است
اكثـروا من الدعاء, فان الله يحب مـن عباده الذين يدعونه, وقد وعد عباده المومنين الاستجابه والله مصير دعاء المـومنين يوم القيامه لهم عملا يزيدهـم به فى الجنه.
زياد دعا كنيد, زيرا خداوند بندگان دعا كـن خود را دوست دارد و به بندگان مومنـش وعده اجابت داده است, وخداوند در روز قيامت دعاى مـومنان رااز كردارشان محسـوب دارد و ثـوابـش را بـا بهشت فزايد.

بينوايان مسلمان رادوست بداريم
وعليكم بحب المساكين المسلمين فان من حقرهم و تكبر عليهم فقد زل عن ديـن الله و الله له حاقـر ماقت وقد قال ابـونا رسـول الله ( ص) (( امرنـى ربـى بحب المساكين المسلمين منهم)).
برشما باد به دوستـى مستمندان مسلمان, زيرا هر كس آنان را كوچك بدارد و بر آنها تكبر ورزد, به راستـى كه از ديـ ن خدا لغزيده و خـدا كـوچك كننده و زبـون كننده اوست, و پدر ما رسـول خد(صلّي الله عليه وآله) فرمـوده: (( پروردگارم به مـن دستـور داده است كه مستمنـدان مسلمـان را دوست بـدارم. ))

رابطه حسد و كفر
ايـاكـم ان يحسـد بعضكـم بعضـا فـان الكفـر اصله الحسـد.
از حسـد ورزى به يكـديگـر بپـرهيزيـد, زيـرا ريشه كفـر, حسـد است.

اعمال محبت آور
ثلاث تـورث المحبه: الـديـن و التـواضع والبذل.
سه چيز است كه محبت آورد: قـرض دادن وفـروتنـى و بخشـش.

اعمال دشمنىآور
ثلاثه مكسبه للبغصـاء: النفـاق والظلم و العجب.
سه چيز است كه دشمنـى مـىآورد: دو رويـى , ستـم و خـودبينـى .

نشانه هاى صبر شجاعت دوستي
ثلاثه لا تعرف الا فـى ثلاثه مـواطن : لايـعرف الحليـم الا عنـد الغضب و لاشجاع الا عندالحرب, ولا اخ الا عند الحاجه.
سه كس اند كه شناخته نشوند جز در سه جا: بـردبار شناخته نشـود جز به هنگام خشـم , وشجاع شناخته نشـود جز به وقت نبـرد , وبـرادر و دوست شنـاخته نشـود جز به وقت نياز.

نشانه هاى نفاق
ثلاث من كن فيه فهو منافق و ان صام و صلى: من اذا حـدث كذب و اذا وعد اخلف. و اذا ائتمن خان.
سه چيز است در هر كه باشد منافق است, اگر چه روزه بدارد ونماز بخواند: آن كه چون سخن گويد دروغ گويد , و چون وعده كند خلاف ورزد و چون امنيش دانند خيانت نمايد.

از سه كس پرهيز کن !
لاتشـاور احمق, و لاتستعن بكذاب و لاتثق بمـوده ملوك.
با احمق مشورت نكن, واز دروغگو يارى مجو,و به دوستى زمامداران اعتماد مكن.

نشانه هاى بزرگواري
ثلاث مـن كـن فيه كـان سيـدا: كظم الغيظ والعفـو عن المسيىء والصله بـالنفـس والمـال.
سه چيز است كه در هـر كه بـاشـد آقـا و سـرور است: خشـم فـرو خـوردن ,گذشت از بدكـردار, كمك و صله رحـم بـا جـان و مـال.

ديگر نشانه هاى بزرگوارى
ثلاثه تـدل علـى كـرم المـرء : حسن الخلق , و كظم الغيظ و غض الطـرف.
سه چيز است كه دليل بزرگوارى شخص است : خوشخويى, فرو بردن خشم , و فرو هشتن چشم

نشانه هاى بلاغت
ثلاثه فيهن البلاغه: التقـرب من معنى البغيه, والتبعد من حشوالكلام , والدلاله بالقليل على الكثير.
سه چيز است كه در آن بلاغت و شيـوايـى است: معنى مقصود را رساندن, و از سخـن بيهوده دورى جستـن , و بـا لفظ كم, معنـى بسيـار را رسـانـدن.

نجات در سه چيز است
النجـاه فـى ثلاث: تمسك عليك لسـانك, ويسعك بيتك و تنـدم على خطيئتك.
نجات در سه چيز است , زبانت را نگهدارى و در خانه ات بمانى ! و بـر خطايت پشيمان شوى.

انس وصفا در سه چيز است
الانـس فـى ثلاث: فـى الزوجه المـوافقه والـولد البار والصـديق المصافى.
انـس در سه چيز است: زن مـوافق و فـرزنـد نيكوكار و دوست خالص و بـا صفـا.

سه چيز , تباهى مىآورند
ثـلاثه تكدر العيش : السلطان الجائر, والجار السـوء و المراه البذيه.
سه كس زندگى را تيره كنند: زمامدار ستمگر , وهمسايه بد وزن بى شرم و بدزبان

سه چيز محروميت ساز
من طلب ثلاثه بغير حق حرم ثلاثه بحق: من طلب الدنيا بغير حق حرم الاخره بحق, و مـن طلب الرياسه بغيـر حقحرم الطاعه له بحق و مـن طلب المال بغيـر حق حـرم بقائه له بحق.
هـر كه سه چيز را به ناحق خـواهـد از سه چيز به حق محـروم گردد:
1ـ هـر كه دنيـا را به نـاحق خـواهـد از آخـرت به حق محـروم گردد
2ـ هـر كه به نـاحق ريـاست طلبـد از طـاعت به حق محـروم گردد
3ـ هـر كه به نـاحق مـالـى را طلبـد از مـانـدگـارى به حق آن محـروم گردد.

سلامتي در گريز از سه چيز است
ان يسلـم الناس مـن ثلاثه اشياء كانت سلامه شـامله: لسان السوء و يد السوء و فعل السوء.
اگـر مـردم از سه چيز در سلامت بـاشنـد, سلامت كـامل خـواهنـد داشت: زبان بد ودست بد و كاربد.

كمال احسان به سه چيز است
لايتـم المعروف الا بثلاث خصـال: تعجيله و تقليل كثيره و ترك الامتنان به.
احسان و نيكى كامل نباشد, مگر با سه خصلت: شتاب در آن , كم شمردن بسيار آن و منت ننهادن بر آن.

چهل حدیث ازدواج

1- تاثیر ازدواج

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

اذا تزوج الرجل احرز نصف دینه.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

کسى که ازدواج کند، نصف دینش را حفظ کرده است.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴٫

۲ ازدواج در هنگام تنگدستى

قال الامام الصادق علیه السلام:

من ترک التزویج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل – یقول: «ان یکونوا فقراء یغنهم الله من فضله.» (۲)

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى‏فرماید: اگر آنان فقیر باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نیازشان مى‏کند.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

۳ ازدواج رحمت است

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:

یفتح ابواب السماء بالرحمة فى اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فى وجه الوالدین، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى‏شود:

۱- موقع بارش باران.

۲- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى‏نگرد.

۳- هنگام گشوده شدن در کعبه.

۴- هنگام برپایى مراسم عقد و عروسى.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱

۴ آفات بى همسرى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

اکثر اهل النار العزاب.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بیشترین اهل جهنم انسانهاى بى همسرهستند.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱

۵ تلاش در ازدواج بى همسران

عن الصادق علیه السلام قال:

من زوج اعزبا کان ممن ینظر الله- عز و جل-الیه یوم القیامة.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که مجردى را تزویج کند و امکان ازدواج او را فراهم نماید از کسانى است که در قیامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

۶ در سایه عرش

قال موسى بن جعفر علیه السلام:

ثلاثة یستظلون یظل عرش الله یوم القیامة، یوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

سه دسته در روز قیامت، روزى که سایه و پناهى جزء سایه خداوند نیست، در سایه و پناه خدا هستند:

۱- مردى که زمینه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نماید.

۲- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)

۳- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۷ منظور نظر حق

قال الامام الصادق علیه السلام:

اربعة ینظر الله الیهم یوم القیامة:

من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چهار کس در قیامت مورد نظر پروردگارند:

۱-آنکه چون طرف معامله پشیمان شود، معامله را برگرداند.

۲- کسى که غم از دلى برگیرد.

۳- کسى که برده‏اى را آزاد کند.

۴- کسى که بى همسران را به ازدواج درآورد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۶

۸ بهترین وساطت

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:

افضل الشفاعات ان تشفع بین اثنین فى نکاح یجمع الله بینهما.

حضرت على علیه السلام فرمود:

از بهترین شفاعتها، شفاعت‏ بین دو نفر در امر ازدواج است تا اینکه خداوند آنان را مجذوب یکدیگر گرداند.

تهذیب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۴۵

۹ ازدواج با دینداران

عن النبی صلى الله علیه و آله و سلم قال:

من تزوج امراة لمالها وکله الله الیه، و من تزوجها لجمالها راى فیها ما یکره، و من تزوجها لدینها جمع الله له ذلک.

از پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم نقل شده است:

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زیبائى‏اش ازدواج نماید، در او چیزى را که خوشایند او نیست، خواهد دید، و هر که با وى به خاطر دینش ازدواج کند، خداوند تمامى این مزایا را براى او جمع مى‏کند.

وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۳۱

۱۰ دیدار قبل از وصلت

عن الصادق علیه السلام قال:

لا باس بان ینظر الرجل الى المراة اذا اراد ان یتزوجها. ینظر الى خلفها و الى وجهها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مانعى ندارد که مرد قامت و صورت زنى را که قصد ازدواج با او دارد، ببیند.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۱ دیدار عروس و داماد قبل از ازدواج

عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر علیه السلام‏عن الرجل یرید ان یتزوج المراة، اینظر الیها؟ قال: نعم انما یشتریها باغلى الثمن.

محمد بن مسلم مى‏گوید: از امام باقر علیه السلام پرسیدم:

مردى که مى‏خواهد با زنى ازدواج کند آیا حق دارد او را ببیند؟

امام علیه السلام فرمود: آرى، چون در برابر آن بهاى سنگینى مى‏پردازد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۸۸

۱۲ سؤال از اوصاف

قال على علیه السلام:

اذا اراد احدکم ان یتزوج فلیسال عن شعرها کما یسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالین.

حضرت على علیه السلام فرمود:

هر وقت ‏یکى از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موى سر زن نیز سؤال کند همچنانکه از چگونگى رخسار او مى‏پرسد. چون که موى زن یکى از دو زیبایى (مو و صورت) اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

۱۳ خواستگار مذهبى و خوش اخلاق

قال الامام الرضا علیه السلام:

اذا خطب الیک رجل رضیت دینه و خلقه فزوجه و لا یمنعک فقره و…

امام رضا علیه السلام فرمود:

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و…

میزان الحکمة، ج ۴، ص ۲۸۰

۱۴ داماد هم شان

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:

اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

وقتى که اشخاص هم شان به خواستگارى دختران شما آمدند، به آنها دختر دهید و در کار آنها منتظر حوادث نباشید.

نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳

۱۵ عروس شایسته

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر الیها، تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم‏فرمود:

پس از اسلام، هیچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نیست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نماید و در غیاب او حافظ ناموس و مالش باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۵

پنجم: انتخاب سرنوشت

۱۶ دقت در انتخاب

قال الامام الصادق علیه السلام:

انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.

امام صادق علیه السلام فرمود:

زن همانا گردنبندى است، نیک بنگر که چه گردنبندى را به گردنت آویزان مى‏کنى.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۳۳

۱۷ وصلت نکردن با خانواده ناشایست

عن النبى صلى الله علیه و آله و سلم قال:

ایاکم و خضراء الدمن، قیل: یا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فى منبت السوء.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بپرهیزید از سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید. عرض شد: یا رسول الله! سبزه‏هایى که در مزبله مى‏روید چیست؟ حضرت صلى الله علیه و آله و سلم فرمود: زن زیبایى که در خانواده پست و ناشایست ‏پرورش یافته باشد.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵

۱۸ ازدواج با دوشیزگان

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

با دختران باکره ازدواج کنید زیرا که دهان آنان شیرین و رحمشان مناسبتر است و زود چیزى را یاد مى‏گیرند و محبتشان پایدارتر است.

بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۷

۱۹ رضایت داماد

سئل عن الصادق علیه السلام:

انى ارید ان اتزوج امراة و ان ابوى اراد غیرها. قال: تزوج التى هویت ودع التى هوى ابواک.

کسى از امام صادق علیه السلام سؤال کرد:

من مى‏خواهم با زنى ازدواج کنم ولى پدر و مادرم مایلند با دیگرى ازدواج کنم. امام علیه السلام فرمود: با زنى که خودت مایل هستى ازدواج کن، و زنى را که پدر و مادرت [بدون رضایت تو] انتخاب کرده‏اند، رها کن.

تهذیب، الاحکام، ج ۷، ص ۳۹۲

۲۰ سهولت ‏خواستگارى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ان من یمن المراة تیسیر خطبتها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

از نشانه‏هاى برکت زن آن است که خواستگاریش بى تکلف و آسان انجام گیرد.

کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۲۲، ح ۴۴۷۲۱

۲۱ آداب خواستگارى

قال النبی صلى الله علیه و آله و سلم:

لا یخطب احدکم على خطبة اخیه.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

هیچ یک از شما زنى را که دیگرى خواستگارى مى‏کند، خواستگارى نکند. [تا اینکه با او ازدواج کند و یا اینکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاریش بلامانع است.]صحیح مسلم، ج ۲، ص ۱۰۳۴، ح ۵۶

۲۲ خواستگار شرابخوار

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

شارب الخمر لا یزوج اذا خطب.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج کرد قبول نکنید.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۷۹

۲۳ مراسم عروسى در شب

قال الامام الرضا علیه السلام:

من سنته [رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم]التزویج باللیل، لان الله تعالى جعل اللیل سکنا و النساء انما هن سکن.

امام رضا علیه السلام فرمود:

مراسم عروسى در شب، سنت پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مایه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۱

۲۴ سور عروسى

قال النبى صلى الله علیه و آله و سلم:

لا ولیمة الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور و ولیمه در پنج مورد است:

۱- عروسى ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خریدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۲۵ ولیمه در عروسى

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم حین تزوج میمونة بنت الحارث اولم علیها و اطعم الناس الحیس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم در هنگام تزویج «میمونه‏» دختر «حارث‏» ولیمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرین پذیرایى فرمود.

فروع کافى، ج ۵، ص ۳۶۸٫

۲۶ طعام دادن در عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

ان من سنن المرسلین الاطعام عند التزویج.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پیامبران است.

فروع کافى، ج ۵،ص ۳۶۷

۲۷ برترین زنان امت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

بهترین زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهریه ایشان کمتر باشد.

من لایحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۲

۲۸ کمى مهریه برکت زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان من برکة المراة قلة مهرها.

امام صادق علیه السلام فرمود:

از برکات زن کمى مهریه اوست.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۴

۲۹ سنگینى مهریه

قال امیرالمؤمنین على علیه السلام:

لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.

حضرت على علیه السلام فرمود:

مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنى گردد.

وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۱۱

۳۰ جهیزیه بى منت

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

لو ان جمیع ما فى الارض من ذهب و فضة حملته المراة الى بیت زوجها ثم ضربت على راس زوجها یوما من الایام، تقول: من انت؟ انما المال مالى، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الى زوجها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

اگر تمام چیزهایى که در روى زمین از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بیاورد. آنگاه یک روز از روزها بر سر شوهرش منت‏بگذارد و بگوید تو کیستى؟ این اموال مال من است. در این صورت اجر و عمل زن از بین مى‏رود اگر چه از عابدترین مردم باشد. مگر اینکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند.

مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲

۳۱ مهریه چیست؟

عن ابى جعفر علیه السلام قال:

الصداق ما تراضیا علیه من قلیل او کثیر فهذا الصداق.

امام باقر علیه السلام فرمود:

مهریه همان چیزى است که طرفین بر آن توافق مى‏کنند، کم باشد یا زیاد.

فروع کافى، ج ۵، ص ۳۷۸

۳۲ ندادن مهریه

عن ابى عبدالله علیه السلام قال:

من امهر مهرا ثم لا ینوى قضاءه کان بمنزلة السارق.

امام صادق علیه السلام فرمود:

کسى که مهریه‏اى (براى زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.

فروع کافى، ج ۵، ص، ۳۸۳٫

۳۳ خانه دوست داشتنى

قال الامام الصادق علیه السلام:

ان الله یحب البیت الذی هو العرس.

امام صادق علیه السلام فرمود:

خداوند خانه‏اى را که در آن عروسى انجام گرفته، دوست مى‏دارد.

وسائل الشیعه، ج ۲۲، ص ۷

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دین و اخلاق او راضى بودید به ازدواج با او رضایت دهید. و مبادا فقر او ترا از این رضایت‏باز دارد و…

۳۴ بیدارى در شب عروسى

قال رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم:

لا سهر الا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، او فى طلب العلم، او عروس تهدى الى زوجها.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم فرمود:

شب بیدارى روا نیست، مگر در سه مورد:

۱-تلاوت قرآن.

۲-تحصیل علم.

۳-بردن عروس به خانه داماد.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۹۲

۳۵ بدرقه عروس

امر النبی صلى الله علیه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرین و الانصار: ان یمضین فى صحبة فاطمة علیها السلام و ان یفرحن و یرجزن و یکبرن و یحمدن و لا یقلن ما لا یرضى الله.

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه علیها السلام به همراه او بروند و شادى کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبیر و حمد بگویند. و از گفتن حرفهایى که خدا بدان راضى نیست، بپرهیزند.

مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۸

۳۶ زفاف و مهمانى

عن الصادق علیه السلام قال:

زفوا عرائسکم لیلا و اطعموا ضحى.

امام صادق علیه السلام فرمود:

مراسم عروسى را در شب و مهمانى را در روز انجام دهید.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۲

۳۷ دعاى شب زفاف

قال الصادق علیه السلام:

اذا دخلت علیک اهلک فخذ بناصیتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم… فان قضیت لى منها ولدا فاجعله مبارکا سویا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

چون همسرت به خانه تو آمد، دست‏بر پیشانیش بگذار، و رو به قبله‏اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!… اگر از این همسرم، فرزندى براى من تقدیر نمایى، فرزند مبارک و سالم عنایت فرماى.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۶۳

۳۸ هفته عروسى

سئل عن ابى عبدالله علیه السلام فى الرجل یتزوج البکر، قال:

یقیم عندها سبعة ایام.

از امام صادق علیه السلام سؤال شد در مورد مردى که با دختر باکره‏اى ازدواج مى‏کند، امام علیه السلام فرمود:

شوهر یک هفته در پیش او باشد.

وسائل الشیعه، ج ۲۱، ص ۳۳۹

دهم: زن و شوهر خوشبخت

۳۹ آب دادن زن به شوهر

قال الامام الکاظم علیه السلام:

ما من امراة تسقى زوجها شربة من ماء الا کان خیرا لها من عبادة سنة.

امام کاظم علیه السلام فرمود:

هر زنى که به شوهرش قدرى آب آشامیدنى بدهد، پاداش آن از عبادت یک ساله بالاتر است.

وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۷۲

۴۰ محبت ‏به زن

قال الامام الصادق علیه السلام:

العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الایمان فضلا.

امام صادق علیه السلام فرمود:

هر چه محبت مرد بر زن بیشتر گردد، بر فضیلت ایمانش افزوده مى‏شود.

من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۲۵۱