رازهای طبیعت در قرآن

مرور زمان و اشراف بشر به لحاظ علمي بر برخي از رازهاي خلقت طي ساليان مختلف رازها و ابعاد مختلف اعجاز قران را بري بشر روشن کرده است. به گونه اي که بخش زيادي از ناشناخته ها و اسرار طبيعت که طي قرون اخير به مدد پيشرفت علم و تکنولوژي براي انسان روشن و کشف شده است 14 قرن قبل در قران مجيد به آن اشاره و راز و اسرار عجايب خلقت گياهان، جانوران، کوهها، آب ها و اقيانوس ها، سيارگان و ستارگان و فضا براي بشر بيان شده است.


باران


سوره نور آيه43: آيا نديدي که خداوند ابرهايي را به آرامي مي راند، سپس ميان آنها پيوند مي دهد، و بعد آن را متراکم مي سازد؟!


در اين حال، دانه هاي باران را مي بيني که از لابه لاي آن خارج مي شود; و از آسمان -از کوه هايي که در آن است (ابرهايي که همچون کوه ها انباشته شده اند)- دانه هاي تگرگ نازل مي کند، و هر کس را بخواهد بوسيله آن زيان مي رساند، و از هر کس بخواهد اين زيان را برطرف مي کند; نزديک است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!


دانشمندان با مطالعه بر روي ابرها به اين نتيجه رسيدند که چگونگي بارش باران از ابرها داراي سيستم و مرا حل خاصي مي باشد.


هواشناسان در مورد تشکيل ابر کومولونيمبوس مطالعه کرده اند تا نحوه توليد و ايجاد باران، تگرگ، برق (نور) را بيابند.يافته ها نشان مي دهد که کومولونيمبوس طي مراحل زير باران ايجاد مي کند. 


1-  ابتدا ابرها با نيروي باد به حرکت در مي آيند، قطعه هاي پراکنده و کوچک که کومولوس نام دارند با نيروي باد به يکديگر فشرده شده و در يک منطقه تجمع مي يابند و ابرهاي کومولونيموس را مي سازند. 


2-  اتصال: ابرهاي کوچکتر به يکديگر متصل و ابرهاي بزرگتر را تشکيل مي دهند. 


3-  تراکم و انبوه شدن: وقتي ابرهاي کوچکتر به هم مي پيوندند و ابرهاي بزرگتر را مي سازند در ابرهاي بزرگ حرکت و رشد عمودي به سمت بالا صورت گرفته که اين پديده در مرکز ابرها بيشتر از لبه ها و کناره هاي آن رخ مي دهد.


 ابرها بعد از اين رشد رو به بالا موجب کشيده شدن توده ابر به بالا و رسيدن به ناحيه سردتر اتمسفر (جو) که محل تشکيل قطره هاي آب و تگرگ است مي شود و قطره هاي آب و تگرگ، بزرگتر و سنگين تر شده و حرکت رو به بالاي آنها متوقف مي شود.


به صورت قطره هاي باران و تگرگ فرود مي آيند به هم پيوستن تکه هاي کوچک و تشکيل ابرهاي بزرگ مي باشد و شروع بارندگي مي باشد.


در مورد برف ها نيزهمه ابرها ذرات آب يا کريستال  يخ را با خود حمل مي کنند، اما اين ذرات بسيار کوچکتر از آن هستند که به زمين ببارند.


اگر ارتفاع ابرها بيشتر شود، هواي سردتر، باعث فشرده تر شدن بخارآب مي شود، و  اين ممکن است براي شکل دادن باران، تگرگ يا برف مناسب باشد.


تناسب باران
سوره زخرف آيه 11 :همان کسي که از آسمان آبي فرستاد بمقدار معين، و بوسيله آن سرزمين مرده را حيات بخشيديم; همين گونه (در قيامت از قبرها) شما را خارج مي سازند! (11) 


 بر اساس تحقيقاتي که دانشمندان بر روي تناسب قطرات باران انجام دادند به اين نتيجه رسيدند که مقدار قطراتي که از زمين بخار مي شودن در حدود 16 ميليون تن مي باشد و به همين ميزانآب ازآسمان فرود ميآيد.


باد
سوره حجر آيه22 : ما بادها را براي بارور ساختن (ابرها و گياهان) فرستاديم; و از آسمان آبي نازل کرديم، و شما را با آن سيراب ساختيم; در حالي که شما توانايي حفظ و نگهداري آن را نداشتيد! (22)


بادها با وزش خود روي اقيانوس ها باعث حرکت قطرات اب و بعد از مدتي به وجود امدن موج مي شوند. سپس اين موجها سب پخش شدن ذرات اب در هوا مي شوند و باد  آنها را به سمت بالا انتقال مي دهد که از اولين مراحل بارش باران مي باشد.يکي ديگر از وظايف بادها انجام عمل لقاح مي باشد. 


آبها و اقيانوس ها ديوار مانع ميان دو دريا
سوره نمل آيه61 : يا کسي که زمين را مستقر و آرام قرار داد، و ميان آن نهرهايي روان ساخت، و براي آن کوه هاي ثابت و پابرجا ايجاد کرد، و ميان دو دريا مانعي قرار داد (تا با هم مخلوط نشوند; با اين حال) آيا معبودي با خداست؟! نه، بلکه بيشتر آنان نمي دانند (و جاهلند)! (61) 


موج هاي بزرگ و جريان هاي قوي در دريا مديترانه و اقيانوس اطلس وجود دارد. مديترانه از طريق جبل الطارق وارد اتلانتيس مي شود. ميان اين دو در اعماق چند صد متري ديوار وجود دارد.


در طرفين اين مانع هريي از درياها دما و شوري و غلظت و شرايط زيستي خاص خود را دارد.مثلا آب درياي مديترانه در مقايسه با اقيانوس اطلس: گرم، شور، و کم غلظت تر است.


وقتي آب درياي مديترانه از بالاي ديوار ميان خود و اقيانوس اطلس، با گرما و شوري و غلظت کم و خصوصيات ويژه خود چند صد متر به اعماق مي رود.


آب درياي مديترانه در آن عمق تعادل و توازان ايجاد مي کند.و از بالا برمي گردد.اين دو دريا در همين مرز با هم قاطي ميشوند و فراتر از مرز خود نمي روند.که اين امر به خاطر تغيير غلظت کشش سطحي از قاطي شده اند جلوگيري مي کند. 


کوهها
سوره انبيا آيه31 : و در زمين، کوه هاي ثابت و پابرجايي قرار داديم، مبادا آنها را بلرزاند! و در آن، دره ها و راه هايي قرار داديم تا هدايت شوند! (31)  


دانشمندان به اين نتيجه رسيده ان که ريشه کوهها برروي سطح زمين نمي باشد بلکه در زير زمين مي باشد مثلا کوه اورست ارتفاع قله ان در حدود 9 کيلومتر از زمين مي باشد و ريشه ان طولي در حدود 125کيلومتر دارد.کوهها بر اثر حرکت و تصادم تکه هاي بزرگ پوسته زمين به وجود مي ايند.


و قتي دو لايه با هم برخورد مي کنند لايه قوي تر در زير ان يکي قرار مي گيرد و از لايه بالاي کوه ئشکل مي گيرد.


زلزله و خروج مواد مذاب
سوره زلزله آيه 1و2: هنگامي که زمين شديدا به لرزه درآيد، (1) و زمين بارهاي سنگينش را خارج سازد!(2)
 فوران هاي آتشفشاني معمولا براساسي شکل دهانه اي که از آن فوران صورت مي گيرد، محل قرارگيري دهانه در کوه آتشفشان، شکل و نوع مخروط اتشفشان و بالاخره خصوصيات عمومي فوران (آرام يا شديد-انفجاري يا غير انفجاري) طبقه بندي مي شوند.


گدازه هاي اسيدي به علت درصدSio2 بالا و درجه حرارت نسبتا پايين داراي (ويسکوزيته) بالا و سياليت پائين بوده و در نتيجه به صورت انفجاري همراه با مواد پرتابي مي باشد.اما در گدازه هاي باريک به علت درصدSio2پائين و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروي پائين بوده و سياليت افزايش مي يابد و در نتيجه مواد پرتابي با مقدار کم و فوران آرام انجام مي شود.


سياهچاله فضايي


سوره نجم آيه1  :سوگند به ستاره وقتي که از بالا به گودال فرو مي افتد (يا فرو مي ريزد)(1)  


طبق اختر فيزيک نظري جديد ممکن است سياهچاله ها مرحله پاياني زندگي ستاره ها باشند.مادامي که يک منبع انرژي در ناحيه مرکزي ستاره فعاليت مي نمايد، درجات حرارت بالا باعث انبساط گاز و جدا شدن لايه هاي بالايي آن مي شود.


در عين حال، نيروي گرانشي عظيم ستاره اين لايه ها را بسوي مرکز مي کشاند.پس از آنکه سوخت تامين کننده واکنش هاي هسته اي به مصرف رسيد، درجه حرارت در ناحيه مرکزي ستاره به تدريج پايين ميآيد.


در اين مرحله تعادل ستاره به هم مي خورد و ستاره تحت تاثير نيروي گرانشي خود منقبض مي گردد، تکامل و تغيير بيشتر آن به جرمش بستگي دارد.


ستاره
سوره طارق آيه7 : همان ستاره درخشان و شکافنده تاريکيهاست! (3)


ستارگان اجرامي هستند آسماني که داراي منبع انرژي بوده (به سه صورت انرژي گرانش، حرارتي وهسته اي) و اين انرژي را با تابش خود بصورت امواج الکترومغناطيس خرج مي کنند.


ستون هاي منظومه شمسي
سوره رعد آيه2 : خدا همان کسي است که آسمانها را، بدون ستونهايي که براي شما ديدني باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در کف قدرت گرفت); و خورشيد و ماه را مسخر ساخت، که هر کدام تا زمان معيني حرکت دارند! کارها را او تدبير مي کند; آيات را (براي شما) تشريح مي نمايد; شايد به لقاي پروردگارتان يقين پيدا کنيد! (2)


سيارات منظومه شمسي نيروي جاذبه که انسان آنرا بصورت ستونهاي از موج تصور مي کند و به شکل ستون آنرا رسم مي کند با هم نگهداشته شده اند. 


تعداد سيارات منظومه شمسي


سوره يوسف آيه4 : (به خاطر بياور) هنگامي را که يوسف به پدرش گفت: "پدرم! من در خواب ديدم که يازده ستاره، و خورشيد و ماه در برابرم سجده مي کنند!" (4)


بنابر يافته ستاره شناسان تعداد سيارات 11 مي باشد: سياره ماه، سياره عطارد، سياره زهره، سياره زمين، سياره مريخ، سياره مشتري، سياره زحل، سياره اورانوس، سياره نپتون، سياره پلوتون، سياره سدنا. 


شب و روز


سوره نور آيه44 : خداوند شب و روز را دگرگون مي سازد; در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت! (44) 

خورشيد هر روز از مشرق طلوع ميکند و به آرامي بالا مي ايد. مسير حرکت آن دراسمان به شکل يک نيم دايره است.پس از پيمودن اين مسير، درافق فرو مي رود.و شب آغاز مي شود.


زندگي انسان، جانوران و گياهان تحت تاثير گردش شب و روز است.در زمانهاي قديم، مردم عقيده داشتند که خورشيد واقعا در آسمان حرکت مي کند و شب و روز به وجود مي آورد.


مثلا مصريان بر اين باور بودند که خداي خورشيد به نام "رع" ارابه آتشين خود را هر روز در آسمانها مي راند.امروزه مي دانيم که اين خورشيد نيست که حرکت مي کند بلکه سياره ما زمين، از غرب به شرق مي چرخد.ما در اثر چرخش زمين تصور مي کنيم که خورشيد در آسمان حرکت مي کند. 


زمين
لايه  هاي زمين
سوره طلاق آيه12 : خداوند همان کسي است که هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را; فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مي آيد تا بدانيد خداوند بر هر چيز تواناست و اينکه علم او به همه چيز احاطه دارد! (12)  


اين لايه  ها 7 عدد مي باشند که عبارتند از: تروپوسفر پايينترين لايه اتمسفر است که خود از لايه هاي کوچکتري تشکيل شده است.لايه استراتوسفر بر روي لايه تروپوسفر قرار دارد و ضخامت متوسط آن حدود23 کيلومتر است.


مزوسفردر بالاي لايه گرم ازن قرار دارد که دما در آن متناسب با افزايش ارتفاع با آهنگ0/3 سانتيگراد به ازاي هر 100 متر کاهش مي يابد.يونسفر از بخش فوقاني مزوسفر تا ارتفاع تقريبي1000 کيلومتري اتمسفر زمين قرار دارد .اگزوسفر شرايط موجود در يونسفر در اين لايه نيز حاکم است.


ماگنتسفر منطقه شبه تله اي که در آنجا خطوط نيرو روي زمين در طرف خورشيد بسته مي شوند و خطوط نيرو در طرف شب بازند. 


پوشش هواي محافظ زمين
سوره انبيا آيه32 : و آسمان را سقف محفوظي قرار داديم; ولي آنها از آيات آن روي گردانند.(32)


گرد زمين را پوشش هوايي ضخيمي فرا گرفته،که عمق آن به 350 کيلومترمي رسد.هوا از گازهاي «نيتروژن "-به نسبت 78/03 درصد و«اکسيژن "به نسبت99 20/ درصد و اکسيد کربن به نسبت 0/04درصد و بخار آب و گازهاي ديگر به نسبت 0/94 درصد ترکيب يافته است.


اين پوشش هوايي با اين حجم ضخيم و بااين نسبت هاي گازي فراهم شده در آن،هم چون سپري آسيب ناپذير،زمين را دربر گرفته و آن را از گزند سنگ هاي آسماني که به حد وفور (52) به سوي زمين مي آيند و ازهمه اطراف،تهديدي هولناک براي ساکنان زمين به شمار مي روند،حفظ کرده زندگي را بر ايشان امکان پذير مي سازد.


تغيير ابعاد زمين
سوره رعد آيه41 : " آيا نديدند که ما پيوسته به سراغ زمين مي آييم و از اطراف (و جوانب) آن کم مي کنيم؟! (و جامعه ها، تمدنها، و دانشمندان تدريجا از ميان مي روند.) و خداوند حکومت مي کند; و هيچ کس را ياراي جلوگيري يا رد احکام او نيست; و او سريع الحساب است! (41)  


زمين در واقع چنان که قرآن مطرح کرده پيوسته در حال کم و کاسته شدن است.پيوسته گاز و گرما و انرژي از جو زمين خارج مي شود و به فضا مي رود، و رفته رفته از حجم و اندازه آن کاسته ميشود.طوريکه تخمين زده مي شود، زمين در آغاز پيدايش خود حجمي تقريبا2000  بار بزرگ تر از حجم کنوني خود داشته است.


کروي بودن زمين
سوره اعراف آيه137 : و مشرق ها و مغرب هاي پر برکت زمين را به آن قوم به ضعف کشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار کرديم; و وعده نيک پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي که به خرج دادند، تحقق يافت; و آنچه فرعون و فرعونيان (از کاخ هاي مجلل) مي ساختند، و آنچه از باغ هاي داربست دار فراهم ساخته بودند، در هم کوبيديم! (137)


  اين تعبير تنها با کروي بودن زمين مي سازد، زيرا اگر فرض بگيريم که زمين مسطح است، در اين صورت يک مشرق و يک مغرب بيشتر نخواهد داشت ; اما اگر زمين را کروي فرض نمائيم، هر نقطه ايي از زمين براي نقاط شرقي آن، (غرب) خواهد بود و براي نقاط غربي آن، (شرق) خواهد بود.


" ماژلان " در سال1519 با چند کشتي که " شارل پنجم " پادشاه اسپانيا در اختيارش قرار داده بود، از اسپانيا حرکت و در ماژلان در جنگ با بوميان جزاير مالزي کشته شد; ولي همراهان او به طرف مغرب حرکت کردند و پس از عبور از جنوب آفريقا اقيانوس اطلس رو به مغرب، و از جنوب آمريکا از تنگه اي به نام " اوست " گذشت و از اقيانوس آرام به جزاير فيليپين رسيد و خود را به اسپانيا رساندند و دوباره به همان نقطه اي که حرکت کرده بودند بازگشتند.


اين کار سبب شد تا از نظر علمي نيز کروي بودن زمين ثابت شود .علاوه بر اين با دوربين هاي نجومي مشاهده شده است که سيارهاي منظومه شمسي نيز همه کروي هستند.


زمين نيز يکي از آن سيارات است که خالق آن در قرآن به کروي بودن آن با اشاره به مشارق و مغارب خبر داده است. 


حرکت انتقالي زمين   


سوره ملک آيه15 : او کسي است که زمين را براي شما رام کرد، بر شانه هاي آن راه برويد و از روزيهاي خداوند بخوريد; و بازگشت و اجتماع همه به سوي اوست! (15) 


 زمين در طول سال يکبار به دور خورشيد مي گردد.که اين حرکت، حرکت انتقالي زمين ناميده مي شود و به کمک اثر دوپلر اثبات مي شود. 


همبستگي آسمان و زمين


سوره انبيا آيه30 : آيا کافران نديدند که آسمانها و زمين به هم پيوسته بودند، و ما آنها را از يکديگر باز کرديم; و هر چيز زنده اي را از آب قرار داديم؟! آيا ايمان نمي آورند؟! (30)


   ساختمان آفرينش از (گاز) تشکيل شده و سپس به (سديم) تقسيم گرديد و يکي از نتايج اين تقسيم منظومه شمسي ما مي باشد.يکي از بهترين دلائلي که مي رساند اين کرات همبستگي داشته اند، اين است که در خورشيد بيش از 67 عنصر وجود دارد که عين آن عناصر در زمين نيز ديده مي شود.


همچنين، عناصر سنگهاي آسماني که از آسمان داخل زمين مي شوند، همان عناصري است که ساختمان زمين را در بر گرفته است. 


خورشيد


سوره شمس آيه1 : به خورشيد و گسترش نور آن سوگند، (1) 


خورشيد ستاره اي است از ستارگان رشته اصلي که 5 ميليارد سال از عمرش مي گذرد.اين ستاره کروي شکل بوده و عمدتا از گازهاي هيدروژن و هلوم تشکيل شده است.


وسعت اين ستاره 1/4 ميليون کيلومتر (870000 مايل) است.جرم اين ستاره 7 برابر جرم يک ستاره معمولي بوده و همچنين 750 برابر جرم تمام سياراتي است که به دورش مي چرخند.


ماه


سوره قمر آيه1 : قيامت نزديک شد و ماه از هم شکافت! (1)


  کره ماه که تنها قمر طبيعي زمين است، که پوشيده از سنگ بوده و قطرش يک چهارم قطر زمين مي باشد.کره ماه پوشيده از غبار بوده، آب و حيات در آن يافت نمي شوند.


نور ماه


سوره يونس آيه5 : او کسي است که خورشيد را روشنايي، و ماه را نور قرار داد; و براي آن منزلگاه هايي مقدر کرد، تا عدد سالها و حساب (کارها) را بدانيد; خداوند اين را جز بحق نيافريده; او آيات (خود را) براي گروهي که اهل دانشند، شرح مي دهد! (5) 


 ستاره شناسان به اين نتيجه رسيدند که تابش خورشيد از خود آن است ولي تابش ماه از خود آن نيست بلکه بازتاب تابش خورشيد است.

شلغم معجزه‌ فصل سرما

متخصصان تغذیه توصیه می‌کنند در فصل سرما برای پیشگیری از سرماخوردگی و بیماری‌های تنفسی، حداقل چند نوبت در هفته شلغم بخورید.

گیاه شلغم از خانواده کلم است. بر حسب سن، ریشه این گیاه می‌تواند کاملاً گرد و یا کمی کشیده و رنگ آن نیز از سفید تا سبز، زرد و یا ارغوانی متفاوت باشد. طعم انواع سفید و زرد آن شیرین و کمی تیز است.

شلغم در هوای سرد بسیار خوب رشد می‌کند و شاید وجود همین علت است که موجب می‌شود این سبزی برای درمان بیماری‌هایی که در فصل سرما زیاد است.شلغم گیاهی بسیار مقوی و مغذی است که به دلیل دارا بودن قند گیاهی و املاح مفیدی مانند کلسیم و منیزیم، جزو مواد غذایی بسیار با ارزش محسوب می‌شود.

شلغم همچنین منبع غنی از فولیک اسید، اسید پانتوتنیک، ویتامین‌های ث، ب و آ و همچنین املاح معدنی ضروری شامل فسفر، کلسیم، گوگرد، منیزیم و ید، مس است. سایت تخصصی تغذیه تحت عنوان «اوری نوترینت» در مقاله جدیدی در این باره آورده است: شلغم یکی از پاک کننده‌ها و مواد خون‌ساز مفید است و کلسیم و منیزیم موجود در آن نقش به سزایی در جلوگیری از ابتلا به بیماری‌های خطرناک مانند سرطان دارد.
 

اگر به ناراحتی معده مبتلا نیستید به یاد داشته باشید که خواص آب شلغم خام بیشتر از شلغم پخته است؛ به طور کلی آب شلغم، بدن را تمیز کرده و مواد سمی را از بدن خارج می‌سازد.

شلغم در درمان آسم و سرفه‌های خلط دار مؤثر، میکروب کش و ضد باکتری قوی است. در واقع شلغم اثر مفید و موثری در درمان بیماری‌های تنفسی دارد.برای این منظور از سوپ یا آش آن استفاده می‌شود. شلغم سرشار از ویتامین C است و بهتر است که شلغم بخارپز شود به دلیل این که ویتامین C بر اثر اکسیداسیون خیلی سریع از بین می‌رود.


مروری بر خواص شلغم

* شلغم مهم‌ترین گیاه ضد سرطان محسوب می‌شود تا جایی که حتی گسترش سرطان را متوقف می‌کند.

* این ماده غذایی سودمند حاوی نشاسته، پروتئین و سلولز است و به همین سبب به عنوان یکی ماده غذایی نیروزا شناخته می‌شود.

* یکی دیگر از مزایای نوشیدن آب شلغم درمان جوش صورت است.

* مصرف شلغم، برطرف کننده سرفه، نرم کننده سینه، معده و روده است.

* شلغم به علت داشتن ویتامین‌های A   و C قدرت بینایی را افزایش می‌دهد.

* شلغم ادرار را زیاد می‌کند؛ از این رو موجب دفع سنگ‌های مجاری ادراری می‌شود و می‌تواند بلورهای اسیداوریک را حل کند و از دردهای مفاصل و نقرس جلوگیری کند. این خاصیت در برگ‌های نازک آن بسیار زیاد است ولی برگ شلغم دیر هضم می‌شود و تولید نفخ می‌نماید.
سوپ شلغم

* شلغم در درمان آسم و سرفه‌های خلط دار مؤثر، میکروب کش و ضد باکتری قوی است. در واقع شلغم اثر مفید و موثری در درمان بیماری‌های تنفسی دارد. برای این منظور از سوپ یا آش آن استفاده می‌شود.

* مصرف شلغم به دلیل داشتن ماده‌ای به نام تیوسیاناد برای کسانی که مشکل تیروئید دارند ضرر دارد.

* شلغم سرشار از پتاسیم و کلسیم است که برای فشارخونی‌ها می‌تواند بسیار مفید باشد.

* شلغم دارای فسفر است و اعصاب را تسکین می‌دهد و تقویت می‌نماید و کبد را اصلاح کرده و بیماری آن را شفا می‌بخشد.

* شلغم اشتهاآور است و نیروی شهوانی را تقویت کرده و منی را زیاد می‌نماید.

* آن‌هایی که حافظه ضعیف دارند حتماً باید شلغم بخورند، زیرا ثابت شده است که شلغم حافظه را تقویت می‌کند.

* شلغم شب کوری را درمان می‌کند.

* یکی دیگر از ترکیبات قابل توجه در شلغم فیبر آن است. فیبر سبب حجیم شدن مدفوع و دفع راحت‌تر و سریع‌تر آن شده، بنابراین خطر تماس مواد سرطان‌زا با سلول‌های روده را کمتر می‌کند. علاوه بر اثرات فوق، فیبر سبب افزایش رشد و تکثیر باکتری‌های مفید و مانع رشد باکتری‌های مضر در روده می‌شود و در عین حال بر اثر تخمیر فیبر در روده اسید بوتیریک تولید می‌شود که منشاء انرژی برای سلول‌های روده است و به حفظ سلامت سلول‌های روده کمک می‌کند.

* شلغم باعث درمان تشنج می‌شود اما برای کسانی که معده ضعیف دارند به علت دیر هضم شدن، ممکن است که باعث نفخ شود.

یکی دیگر از ترکیبات قابل توجه در شلغم فیبر آن است. فیبر سبب حجیم شدن مدفوع و دفع راحت‌تر و سریع‌تر آن شده، بنابراین خطر تماس مواد سرطان‌زا با سلول‌های روده را کمتر می‌کند

* این گیاه پرخاصیت همچنین برای رشد و نمو استخوان‌ها سودمند است و به همین خاطر مصرف آن به زنان باردار و شیرده توصیه می‌شود.

* همچنین مصرف آن برای مبتلایان به بیماری قند مفید و خام آن می‌تواند به عنوان انسولین گیاهی مصرف شود.

* برای درمان دمل، کورک و هر نوع کانون التهابی و تورمی یا چرکی، ضماد شلغم را روی موضع بگذارید.


شلغم؛ آنتی‌بیوتیک گیاهی

هر سال با آمدن فصل سرما، سرماخوردگی به بیماری رایج و فراگیری تبدیل می‌شود که تعداد قابل توجهی از مردم را مبتلا می‌کند. در این بین بیماران به 3 دسته تقسیم می‌شوند: گروهی که سرماخوردگی را بیماری محسوب نکرده و در منزل به درمان خودسرانه آن با انواع داروها می‌پردازند، گروهی که به پزشک مراجعه می‌کنند و گروهی که از درمان‌های گیاهی برای سرماخوردگی استفاده می‌کنند. این در حالی است که تقریباً هر 3 گروه نمی‌توانند به فواید شلغم در درمان و پیشگیری از سرماخوردگی بی‌توجه باشند. شلغم گیاهی است که از دیرباز در درمان سرماخوردگی کارایی داشته است.

علاوه بر اینکه می‌توان شکل پخته یا خام شلغم را در انواع سوپ‌ها و سالادها مصرف کرد یا اینکه آن را پخته و به طور جداگانه مصرف کرد، روش دیگری هم وجود دارد که در واقع با آن عصاره شلغم به دست می‌آید که در درمان سرفه و گلو درد و سرماخوردگی مؤثر است.
عصاره شلغم

برای گرفتن عصاره شلغم می‌توان قسمت بالایی آن را برش داده و داخل آن را خالی کرد. سپس به داخل شلغم مقداری عسل یا شکر بمالید و بگذارید برای 12 ساعت در یخچال بماند. با این روش داخل شلغم از مایعی پر می‌شود که سرماخوردگی را درمان می‌کند و باید چند بار در طول روز مصرف شود.


روش‌های دیگر تهیه‌ی عصاره و شربت شلغم

* برای تهیه‌ی عصاره‌ی آن، شلغم را با وزن مساوی شکر سرخ در کمی آب ریخته و به ملایمت حرارت می‌دهند. طریقه دیگر آن است که وسط شلغم بزرگی را خالی کرده، شکر سرخ را در آن ریخته، پر می‌کنند و می‌پزند.

شکل سوم، آن است که شلغم را به حلقه‌های گرد بریده و پیاز را نیز به همین شکل در بیاورند. سپس در ظرف گودی، طبقات شلغم و پیاز را بر روی حرارت بگذارند. وقتی گرم شد، به تدریج شربت آن جدا می‌شود. این عصاره برای درمان سرماخوردگی و گلودرد بسیار نافع است و از آن می‌توان به عنوان غرغره در هنگام گلودرد استفاده کرد.

* اگر به خوردن شلغم خام تمایلی ندارید می‌توانید شلغم را به شکل شربت شلغم درست کنید. روش تهیه شربت شلغم به این ترتیب است که ابتدا وسط یک شلغم را خالی می‌کنند و در آن کمی شکر می‌ریزند. پس از مدتی آب در آن جمع می‌شود. آب آن را با قاشق برداشته و مصرف می‌نمایند.


خرید شلغم

شلغم خوب، باید سفت و تازه باشد. بنابراین اگر وسط آن شل بوده و با فشار انگشت فرو برود، پلاسیده و مانده است و چنانچه پخته و مصرف شود، در روده‌ها تولید نفخ می‌کند. حتماً پوست خارجی آن باید براق و شفاف باشد.شلغم باید سنگین باشد و وقتی وسط آن را بریدید، درونش را روشن و شفاف ببینند.

 واکسن آنفولانزا   

آيا تا به حال راجع به تزريق واكسن آنفولانزا فكر كرده ايد؟ اين واكسن بهترين روش براي پيشگيري از ابتلا به آنفولانزا با مشورت پزشك متخصص خانواده مي باشد که براي هر سني ميتواند مثمر ثمر واقع گردد . به دليل اينكه فصل آنفولانزا از ابتداي مهر ماه شروع مي شود و تا پايان ارديبهشت ماه ادامه مي يابد ، بهترين زمان براي دريافت واكسن مهر و آبان ماه است . با اين حال مي توان در ماه آذر و حتي ديرتر هم براي اين کار اقدام كرد ، اگر چه اقدام سريعتر مي تواند براي پيشگيري از بيماري موثرتر باشد .

به توصيه فرهنگستان متخصصين پزشکي اطفال آمريکا در اکثر موارد ، کودکان بايد واکسن آنفلونزا را دريافت کنند ، حتي اگر در يک سال گذشته اين واکسن براي آنها تزريق گرديده است .

به گفته اين متخصصان خطر ابتلا به ويروس جديد آنفولانزا براي کودکاني که سال گذشته اين واکسن را تزريق کرده اند نيز وجود دارد . واكسن آنفولانزاي سالانه براي هر فردي كه مي خواهد احتمال ابتلا به بيماري را در خود كاهش دهد پيشنهاد مي شود.

با اين حال اين واكسن به خصوص براي افراد مستعد ابتلا به انفولانزا بيشتر توصيه مي شود. افراد مستعد ابتلا به آنفولانزا با توجه به دستورالعمل قيد شده در بيانيه سياست هاي پيشگيري و کنترل آنفولانزا در کودکان ، منتشر شده در اکتبر 2011 در آمريکا عبارتند از:

* افراد مبتلا به بيماري ذات الريه .

* همه كودكان 6 تا 18 سال .

* افرادي که 50 سال و يا بيشتر عمر کرده اند .

* زناني كه قصد دارند در فصل آنفولانزا باردار شوند و يا در اين فصل به کودک خود شير مي دهند .

* افرادي كه در آسايشگاه و بيمارستان هاي خصوصي كار مي كنند .

* بزرگسالان مبتلا به امراض مزمن قلبي و ريوي مثل آسم ، ديابت و يا اختلالات عصبي يا هر بيماري كه سيستم ايمني بدن را تضعيف كرده است.

* نظافت کنندگان منزل و مراقبين کودکان زير 5 سال .

* تمام افرادي كه در تماس با افراد مستعد آنفولانزا هستند مثل كاركنان بيمارستان ها و ....

در سال 2010 – 2011 طي يک آزمايش آماري متخصصين دريافتند واکسن آنفولانزا در 50 درصد از افرادي که مورد تزريق قرار گرفتند بين فواصل 6 تا 12 ماه از تزريق ، دوباره مورد نياز فرد قرار گرفته و براي حفاظت بهينه از سلامتي خود و افراد خانواده تان اين متخصصين پيشنهاد مي کنند واکسيناسيون را حداقل دو بار در سال انجام دهيد . در هر صورت در فصول سرد سال تلاش هاي ويژه اي بايد براي ايمن سازي همه اعضاي خانواده صورت گيرد اما به ياد داشته باشيد که طبق گفته مركز پيشگيري و كنترل بيماري ، همه اعضاي خانواده نمي توانند از اين واکسن استفاده کنند و افرادي که شامل اين قانون مي شوند به شرح ذيل مي باشند :

* همه افرادي كه عكس العمل آلرژيك نسبت به آمپول آنفو لانزا داشته اند.

* همه كساني كه نسبت به تخم مرغ آلرژي دارند.!

* افرادي كه 6 هفته بعد از دريافت واكسن آنفولانزا دچار سندرم ژويلاين ( نوعي بيماري فلج كننده شديد،كه در آن سيستم ايمني بدن به سيستم اعصاب حمله مي كند) شده اند.

انواع واكسن آنفولانزا :

دو نوع واكسن آنفولانزا در بازار پزشکي موجود مي باشد. نوع اول آمپول آنفولانزاي سنتي است كه حاوي ويروس زنده نيست و باعث آنفولانزا نمي شود. اين واكسن حاوي ويروس غير فعال آمفولانزاست كه از طريق آمپول دريافت مي شود .

نوع دوم آن ، واكسن آنفولانزا به صورت اسپري دماغي است، كه فلو ميست ناميده مي شود. اين واكسن حاوي ويروس ضعيف شده آنفولانزاست كه معمولا به جز در بعضي موارد ، باعث بيماري آنفولانزا نمي شود. اين نوع واكسن تنها براي افراد غير باردار ، افراد سالم و سن 2 تا 49 سال تجويز مي شود . دليل اينکه اين نوع واكسن تنها براي افراد سالم 2 تا 49 سال پيشنهاد مي شود اينست که اين نوع واكسن داراي ويروس ضعيف شده است و ورود ويروس براي افراد بيمار و فاقد سيستم دفاعي سالم موجب گسترش بيماري اوليه و آنفولانزا خواهد شد ، براي نوزادان، كهنسالان، زنان باردار و ساير افراد مبتلا به امراض باليني نيز اين واکسن هرگز تجويز نمي شود .

عوارض جانبي اسپري دماغي واكسن آنفولانزا :

عوارض اين نوع واكسن در كودكان عبارتند از : آبريزش بيني، سردرد، استفراغ، درد ماهيچه ، تب

عوارض اين نوع واكسن در بزرگسالان عبارتند از : آبريزش بيني، سردرد، گلودرد

نحوه عملكرد واكسن ها:

هر دو نوع واكسن باعث توليد آنتي بادي در بدن مي شود و اين آنتي بادي ، پيشگيري لازم را در مقابل ويروس آنفولانزا فراهم مي كند.

اين عكس العمل آنتي بادي ممكن است در بعضي افراد ايجاد خستگي و درد ماهيچه اي كند . هر سال ، واكسن آنفولانزاي توليدي حاوي چند نوع متفاوت از ويروس است.

ويروس هايي كه به نظر محققان ممكن است در آن سال تاثير بيشتري بر به وجود آمدن بيماري داشته باشند. اگر انتخاب اين ويروس ها صحيح باشد مي توان گفت كه اين واكسن 70 تا 90 درصد در پيشگيري از آنفولانزا براي افراد زير65 سال مفيد است .

بعضي از تاثيرات جانبي واكسن آنفولانزا :

ممكن است بعد از دريافت واكسن در محل بازو دچار درد و تورم شويد و بعضي از افراد ممكن است دچار علائم شبيه سرماخوردگي مثل فن فن كردن، سردرد، آب ريزش بيني، درد گلو شوند . در بعضي از موارد يك تا دو روز بعد از دريافت واكسن ممكن است فرد دچار تب خفيف و سرفه و بدن درد شود .

به گزارش گروه علمي پژوهشي آکادمي طب اطفال آمريکا کودکان زير 2 سال هم مانند ساير افراد قادرند ويروس آنفولانزا را به سايرين انتقال دهند . محققان دانشگاه تورکوي فنلاند توصيه مي کنند که واکسن آن ها را حتماً تزريق کنيم .

عده اي بر اين باورند که تزريق واکسن آنفولانزا در کودکان زير 2 سال مصونيت در آن ها نسبت به اين ويروس ايجاد نمي کند.

ولي در اين ميان شايد فنلاند يکي از تنها کشورهايي باشد که نظري خلاف اين عقيده را دارد ، محققان فنلاندي با تزريق واکسن سه ظرفيتي آنفولانزا که در برابر آنفولانزاي نوع آ و ب افراد را در مقابل آنفولانزا مصون مي کند، حدود 631 کودک 9 تا 40 ماهه را مورد بررسي قرار دادند و مشخص شد اين واکسن در کودکان زير 2 سال تا 66 درصد به طور کل و تا حدود 79 درصد در مورد آنفولانزاي نوع آ مصونيت ايجاد مي کند .

 فرق‌ آلودگي‌ به‌ HIV با ايدز   

ويروس‌، موجود بسيار ريزي‌ است‌ که‌ براي‌ توليد مثل‌ نياز به‌ وارد شدن‌ به‌ يک‌ سلول‌ ميزبان‌ زنده‌ دارد. بعضي‌ ويروسها سبب‌ بيماري‌ در انسان‌ مي‌شوند. به گزارش سلامت نيوز به نقل از فصلنامه نيرو و نشاط ويروس‌ ايدز در زندگي‌ معمولي‌ از طريق‌ تماسهاي‌ معمولي‌ منتقل‌ نمي‌شود.ويروس‌ ايدز در اکثر ترشحات‌ بدن‌ وجود دارد ولي‌ ويروسي‌ که‌ در ترشحات‌ وجود دارد نقش‌ انتقال‌ را تعيين‌ مي‌کند.

سيستم‌ ايمني‌ چيست‌ ؟

بدن‌ انسان‌ داراي‌ يک‌ سيستم‌ قوي‌ مي‌باشد که‌ از اجزاي‌ مختلفي‌ تشکيل‌ شده‌ است‌ و مهمترين‌ جزء آن‌ سلولهاي‌ سفيد خون‌ يا همان‌ گلبولهاي‌ سفيد مي‌باشد. وظيفه‌ اين‌ گلبولها مبارزه‌ با عوامل‌ بيماري‌زا و نابود کردن‌ آنها است‌. در صورت‌ بروز بيماريهاي‌ مختلف‌، اين‌ گلبولها به‌ همراه‌ مولد و ابزار دفاعي‌ خاص‌ از تکثير و رشد عوامل‌ بيماري‌زا جلوگيري‌ به‌ عمل‌ آورده‌ و اين‌ عوامل‌ را نابود مي‌سازند. ولي‌ در بيماري‌ ايدز گلبولهاي‌ سفيد مستقيماً مورد هجوم‌ ويروس‌ HIV قرار مي‌گيرد و به‌ علت‌ قدرت‌ فوق‌العاده‌ اين‌ ويروس‌، در نبرد مغلوب‌ شد و به‌ تدريج‌ از تعداد اين‌ سلولها در خون‌ کاسته‌ مي‌شود. در اين‌ حالت‌ بدن‌ نيزد بسيار ضعيف‌ شده‌ و به‌ محض‌ تماس‌ با عوامل‌ بيماري‌زا به‌ دليل‌ انهدام‌ سيستم‌ ايمني‌، دچار عفونتهاي‌ وخيم‌ و کشنده‌ مي‌گردد.

HIVچيست؟

عبارت‌ است‌ از يک‌ واژه‌ اختصاصي‌ براي‌ ويروسي‌ که‌ باعث‌ بيماري‌ ايدز مي‌شود.

H= Humans انسانها، نه‌ ساير پستانداران‌

I= Immunodeficiency ضعف‌ سيستم‌ ايمني

V= Virus ويروس‌

HIV ويروس‌ نقص‌ ايمني‌ انسان‌ است‌. يک‌ ويروس‌ قابل‌ شناسايي‌ که‌ تضعيف‌ کننده‌ سيستمهاي‌ ايمني‌ بدن‌ است‌ .

HIV گلبولهاي‌ سفيد خون‌ را که‌ بخش‌ مهمي‌ از سيستم‌ ايمني‌ هستند، آلوده‌ مي‌کند.

HIV از طريق‌ خون‌ و غشاهاي‌ مخاطي‌، مانند غشاهاي‌ لوله‌هاي‌ توليد مثلي‌ وارد بدن‌ مي‌شود و به‌ نوعي‌ گلبول‌ سفيد مي‌چسبد.

AIDSچيست؟

AIDS نوعي‌ بيماري‌ باليني‌ است‌ که‌ داراي‌ علايم‌ و نشانه‌هاي‌ مشخصي‌ است‌. نام‌ بيماري‌ ( AIDS ) از حروف‌ ابتداي‌ کلمات‌ زير گرفته‌ شده‌ است‌ (به‌ معناي‌ نقص‌ ايمني‌ اکتسابي‌ )

Acquired = A (اکتسابي‌) گرفتن‌ يا کسب‌ کردن‌

Immuno = I (ايمني‌) سيستم‌ ايمني‌ اتلاق‌ مي‌گردد.

Deficiency = D (نقص‌) به‌ معناي‌ ضعيف‌ شده‌ يا ناکافي‌ است‌.

Syndrome = S (سندرم‌) به‌ نشانه‌ها و علايمي‌ گفته‌ مي‌شود که‌ مجموعه‌ آنها حاکي‌ از وجود يک‌ بيماري‌ با تظاهرات‌ مختلف‌ است‌ .

ايدز يک‌ بيماري‌ عفوني‌ است‌ که‌ باعث‌ تحليل‌ شديد توان‌ و قدرت‌ سيستم‌ ايمني‌ بدن‌ انسان‌ شده‌ و بيمار را در مقابل‌ انواع‌ بيماريها (عفونتهاي‌ فرصت‌ طلب‌ و سرطانها) بي‌ دفاع‌ ساخته‌ و باعث‌ از پاي‌ در آمدن‌ فرد و مرگ‌ وي‌ مي‌شود.

فرق‌ آلودگي‌ به‌ HIV با ايدز چيست‌ ؟

آلوده‌ شدن‌ به‌ HIV ضرورتاً به‌ معناي‌ آن‌ نيست‌ که‌ شخص‌ احساس‌ کسالت‌ کند. اشخاص‌ آلوده‌ به‌ HIV ممکن‌ است‌ سالها احساس‌ سلامتي‌ نمايند.

ايدز بيماريي‌ است‌ که‌ در مراحل‌ انتهايي‌ عفونت‌ با HIV رخ‌ مي‌دهد که‌ فرد به‌ شدت‌ بيمار مي‌شود.

راههايي‌ که‌ از طريق‌ آن‌ ويروس‌ ايدز منتقل‌ مي‌شود:

1ـ از طريق‌ رابطه‌ جنسي‌ محافظت‌ نشده‌ با فرد آلوده‌ به‌ ويروس‌ ايدز

2ـ از طريق‌ مادر آلوده‌ به‌ ويروس‌ (هنگام‌ حاملگي‌، زايمان‌ و شيردهي‌)

3ـ از طريق‌ انتقال‌ خون‌ و فرآورده‌هاي‌ خوني‌

4ـ از طريق‌ ابزار برنده‌ و نافذ پوست‌ آلوده‌

علائم‌ باليني‌ بيماري‌ ايدز :

يک‌ يا چند علامت‌ از علائم‌ زير، ممکن‌ است‌ مربوط‌ به‌ بيماري‌ ايدز باشد. در هر حال‌ تشخيص‌ اين‌ بيماري‌ فقط‌ بر عهده‌ پزشک‌ متخصص‌ است‌ چون‌ اين‌ علايم‌ ممکن‌ است‌ در افرادي‌ که‌ به‌ ايدز مبتلا نيستند نيز يافت‌ شود.

ـ تب‌ طولاني‌ بيش‌ از يکماه‌

ـ عرق‌ شبانه‌ فراوان‌

ـ ضعف‌، بي‌ حالي‌ و خستگي‌ شديد به‌ مدت‌ طولاني‌

ـ از دست‌ دادن‌ بيش‌ از 10درصد وزن‌ بدن‌ در مدت‌ يکماه‌

ـ اسهال‌ مزمن‌ و طولاني‌ بيش‌ از يکماه‌

ـ بثورات‌ پوستي‌ خارش‌ دار

ـ زخم‌هاي‌ دهاني‌

ـ تب‌ خال‌

ـ تورم‌ غده‌هاي‌ لنفي‌

ـ عفونتهاي‌ قارچي‌ دهان‌ و گلو

تشخيص‌ بيماري‌ ايدز :

افراد آلوده‌ به‌ عفونت‌ HIV را با آزمايش‌ پادتن‌ HIV که‌ يک‌ نوع‌ آزمايش‌ خون‌ است‌، تشخيص‌ مي‌دهند. اين‌ در حالي‌ است‌ که‌ فرد مبتلا ممکن‌ است‌ ظاهري‌ سالم‌ و حتي‌ شاداب‌ داشته‌ باشد. دستگاه‌ ايمني‌ بدن‌ براي‌ ساختن‌ پادتن‌ به‌ زمان‌ نياز دارد. بنابراين‌، اگر فردي‌ که‌ رفتار پرخطر داشته‌ ونگران‌ آلودگي‌ خود به‌ HIV است‌، بهتر است‌ به‌ متخصصان‌ مشاوره‌ ايدز مراجعه‌ کند.

گروههاي‌ در معرض‌ خطر:

بيماري‌ ايدز کليه‌ جوامع‌ را تهديد مي‌کند و هر انساني‌ مي‌تواند در معرض‌ خطر آلودگي‌ و يا بيماري‌ ايدز قرار گيرد ولي‌ عده‌اي‌ از افراد، از احتمال‌ آلودگي‌ يا بيماري‌ بيشتري‌ برخوردارند که‌ عبارتند از :

ـ دريافت‌ کنندگان‌ خون‌، فرآورده‌هاي‌ خوني‌

ـ افراد بي‌ بند و بار و جوانان‌ منحرف‌

ـ همسران‌ و کودکان‌ افراد آلوده‌ به‌ HIV

ـ نوزادان‌ مادران‌ آلوده‌ به‌ HIV

ـ معتادان‌ تزريقي‌

ـ کليه‌ مشاغل‌ مرتبط‌ با پزشکي‌ و پيراپزشکي‌

ـ استفاده‌ کنندگان‌ از سرنگ‌، تيغ‌ و يا مسواک‌ و خلال‌ دندان‌ مشترک‌ با افراد آلوده‌ و بيمار

ـ رانندگان‌ بين‌المللي‌، مسافرين‌ خارجي‌ بي‌ هدف‌

ـ افرادي‌ که‌ با روشهاي‌ غيراستريل‌ اقدام‌ به‌ سوراخ‌ کردن‌ گوش‌، خالکوبي‌، ختنه‌ و حجامت‌ مي‌کنند.

درمان‌ ايدز :

تاکنون‌ درمان‌ قطعي‌ بيماري‌ شناخته‌ نشده‌ است‌ و در حال‌ حاضر تنها داروهاي‌ ضد ويروسي‌ در دسترس‌ مي‌باشد که‌ ورود به‌ مرحله‌ بيماري‌ را تأخير مي‌اندازد.

ميوه هاي افزايش دهنده هوش و حافظه

به منظور تقويت حافظه و ارتقاء هوش بايد نکاتي را رعايت کنيم که در جنبه‌هاي مختلف مي‌تواند منجر به تقويت حافظه و هوش شود. نوع تغذيه از جمله نکات مهمي است که بايد به آن توجه نمود. در زير به نکاتي اشاره مي‌کنيم که توجه به آن‌ها نقش به سزايي در تقويت حافظه دارد.

سيب

سيب يکي از بهترين ميوه‌هاي معجزه آسا است، که هم خاصيت خنثي کردن سم را دارد و هم قدرت غذايي. به علت داشتن مواد قليايي، اسيد اوريک را حل مي‌کند و براي معالجه‌ي مرض چاقي بسيار مفيد است. به علت داشتن فسفر ، تقويت‌کننده اعصاب و مغز است. سيب به علت دارا بودن ويتامين‌هاي A ، B و C و املاح سودمندي مانند کلسيم ، فسفر، منيزيم ، آهن، پتاسيم و سديم براي همه‌ي سنين به خصوص بچه‌ها مفيد مي‌باشد.

سيب با خستگي ، فشار ذهني و کمبود مواد معدني مبارزه مي‌کند. تقويت‌کننده‌ي اعصاب و عضلات و دشمن سرسخت بوي بد دهان و آرامش دهنده‌ي قلب است. بوييدن و خوردن سيب موجب نشاط، شادي، تقويت حافظه و سلسله‌ي اعصاب مي‌گردد.

سيب قرمز بيشتر از سيب سفيد مفيد است؛ البته به شرطي که تازه باشد.

انگور

انگور داراي پتاسيم است که موجب احساس شادي مي‌شود. از طرف ديگر حاوي فسفات زيادي است که غذاي مغز و سلسله‌ي اعصاب مي‌باشد و هم‌چنين باعث ازدياد هوش و حافظه مي‌گردد.

انگور به علت داشتن منگنز، عامل رشد نيز محسوب مي‌شود، چهره را روشن مي‌کند و غذاي مناسبي براي سلسله‌ي اعصاب به شمار مي‌رود. اين ميوه‌ي خوشمزه باعث تقويت نيروي عضلاني مي‌گردد.

انگور، جواني دوباره اي به فرد مي‌بخشد، ذهن را فعال و عضلات را قوي مي‌سازد. خواص راديو اکتيو دارد و از سقط جنين جلوگيري مي‌کند.

انار

خوردن انار، معده را دباغي کرده و ذهن آدمي را نيرو مي‌بخشد و موجب تقويت حافظه مي‌گردد.

چون انار قادر است معده و روده‌ها را پاک کند، لذا جدار روده را براي دفاع و دور نمودن ويروس‌ها آماده مي‌سازد.

بنابراين سموم به خون و قلب نمي‌ريزد و قلب رونق و حيات تازه‌اي مي‌يابد و به اين طريق سلول‌هاي کبد را فعال مي‌کند.

هم‌چنين باعث دفع اوره و کلسترول و سموم ديگر مي‌گردد.

آب انار،

 در حفظ تعادل مايعات بدن به خصوص خون، نقش مهمي دارد؛ چون املاح آب انار با مواد آلي ترکيب شده، زود جذب مي شود و در بيماري راشيتيسم، کم‌خوني ، ضعف اعصاب و تقويت عمومي بدن بسيار موثر است.

اگر خانم‌هاي باردار در اين دوران انار مصرف کنند، بزرگترين خدمت را به فرزند آينده‌ي خود کرده‌اند؛ چرا که علاوه بر جلوگيري از ويار و نيز تقويت مادر، به رشد آينده‌ي کودک هم کمک مي‌کند. انار خون‌ساز است. در موقع مصرف، زدن کمي گلپر علاوه بر بوي مطبوع به هضم آن نيز کمک مي‌کند؛ ناگفته نماند انار مقوي روح و ذهن است.

انجير

انجير به علت داشتن کلسيم و فسفر فراوان سبب رويش استخوان‌ها و رشد کودکان مي‌گردد. ويتامين‌هاي آن موجب تقويت چشم مي‌گردد. عناصر موجود در آن باعث تعادل اعمال حياتي بين اندام‌ها و بدن مي‌شود.

انجير منبع توليد انرژي است. انجير خشک قدرت غذايي فراواني دارد. هم‌چنين انجير، مقوي مغز و اعصاب است.

القاب علی (ع) در کلام نبی (ص)

علامه امینی در کتاب الغدیر 248 لقب و صفت از حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) در بیان مبارک حضرت خاتم الاوصیاء حضرت محمد بن عبدالله را ذکر کرده است.
( 1 ) علي سيد المسلمين

( 2 ) علي إمام المتقين

( 3 ) علي قائد الغر المحجلين

( 4 ) علي يعسوب المؤمنين

( 5 ) علي ولي المتقين

( 6 ) علي يعسوب الدين

( 7 ) علي أمير المؤمنين " أمير كل مؤمن "

( 8 ) علي سيد ولد آدم " ما خلا النبيين "

( 9 ) علي خاتم الوصيين

( 10 ) علي أول من يرى رسول الله يوم القيامة

( 11 ) علي أول من يصافح النبي يوم القيامة

( 12 ) علي الصديق الأكبر

( 13 ) علي فاروق هذه الأمة

( 14 ) علي الفاروق بين الحق والباطل

( 15 ) علي أول من صدق رسول الله "آمن برسول الله"

( 16 ) علي أول من آمن بالله

( 17 ) علي يعسوب المسلمين

( 18 ) علي خليفة رسول الله " في أمته من بعده "

( 19 ) علي يعسوب قريش

( 20 ) علي خير من تركه رسول الله

( 21 ) علي سيد العرب

( 22 ) علي سيد في الدنيا والآخرة

( 23 ) علي سيد المؤمنين

( 24 ) علي وزير رسول الله

( 25 ) علي صاحب رسول الله

( 26 ) علي أول من وحد الله

( 27 ) علي منجز وعد رسول الله

( 28 ) علي موضع سر رسول الله

( 29 ) علي خير من تركه (اخلفه) رسول الله من بعده

( 30 ) علي قاضي دين رسول الله

 ( 31 ) علي أخو رسول الله في الدنيا والآخرة "

( 32 ) علي عيبة علم رسول الله

( 33 ) علي باب رسول الله

( 34 ) علي وصي رسول الله

( 35 ) علي القائم بأمر رسول الله

( 36 ) علي الإمام على أمة رسول الله " إمام الأمة"

( 37 ) علي خليفة الله في أرضه " بعد رسوله "

( 38 ) علي إمام خلق الله " البرية "

( 39 ) علي مولى البرية

( 40 ) علي وارث علم رسول الله

( 41 ) علي أبو ذرية النبي " ولد النبي "

( 42 ) علي عاضد رسول الله

( 43 ) علي أمين رسول الله على وحيه

( 44 ) علي مولى من كان رسول الله مولاه

( 45 ) علي صاحب لواء رسول الله في المحشر

( 46 ) علي قاضي عداء رسول الله

( 47 ) علي الذائد عن حوض رسول الله

( 48 ) علي أبو هذه الأمة

( 49 ) علي صاحب حوض رسول الله

( 50 ) علي قاتل الناكثين والقاسطين والمارقين

( 51 ) علي ولي المؤمنين "كل مؤمن بعد رسول الله"

( 52 ) علي صفي رسول الله

( 53 ) علي حبيب رسول الله

( 54 ) علي سيد الأوصياء " الوصيين "

( 55 ) علي أفضل الوصيين

( 56 ) علي خاتم الأوصياء

( 57 ) علي خير الأوصياء " الوصيين "

( 58 ) علي إمام الأتقياء

( 65 ) علي أحب الأوصياء إلى الله

( 66 ) علي أعظم " أشرف " الناس حسبا

( 67 ) علي أكرم الناس منصبا

( 68 ) علي أرحم الناس بالرعية

( 72 ) علي ولي رسول الله " في الدنيا و الآخرة "

( 73 ) علي ولي المؤمنين بعد رسول الله

( 74 ) علي المؤدي عن رسول الله

( 75 ) علي إمام كل مؤمن ومؤمنة

( 76 ) علي ولي كل مؤمن ومؤمنة

( 77 ) علي الآخذ بسنة رسول الله

( 78 ) علي الذاب عن ملة رسول الله

( 79 ) علي أولى الناس بعد رسول الله

( 80 ) علي أول الناس " المؤمنين " إيمانا

( 81 ) علي أوفى الناس " المؤمنين " بعهد الله

( 82 ) علي أقوم الناس بعهد الله

( 83 ) علي أقسم الناس بالسوية

( 84 ) علي أرأف الناس " المؤمنين " بالرعية

( 85 ) علي أعدل الناس في الرعية

( 86 ) علي أمين الله على سره

( 87 ) علي أعظم الناس عند الله مزية

( 88 ) علي سيد الأولين والآخرين ما خلا النبيين

( 89 ) علي قبلة العارفين

( 90 ) علي أول المسلمين  والأصحاب إسلاما

( 91 ) علي أقدم الأمة سلما إيمانا

( 92 ) علي أكثر الأمة علما

( 93 ) علي أعظم الأمة " أفضل الأمة "

( 94 ) علی أوفر الأمة حلما " أحلم الناس "

( 95 ) علي أحسن الناس خلقا

( 96 ) علي أعلم الأمة بالله

( 97 ) علي أول الناس ورودا على الحوض

( 98 ) علي آخر الناس عهدا برسول الله

( 99 ) علي أول الناس لقيا برسول الله

( 100 ) علي أشجع الناس قلبا

( 101 ) علي أسخى " اسمح " الناس كفا

( 102 ) علي قسيم الجنة والنار

( 103 ) علي أصح الناس دينا

( 104 ) علي أفضل الناس يقينا

( 105 ) علي أكمل الناس حلما

( 106 ) علي راية الهدى

( 107 ) علي منار الإيمان

( 108 ) علي إمام أولياء الله

( 109 ) علي نور جميع من أطاع الله

( 110 ) علي صاحب راية رسول الله يوم القيامة

( 111 ) علي أمين رسول الله " ثقة رسول الله "

 ( 112 ) على مفاتيح خزائن رحمة الله

( 113 ) علي كبير الناس

( 114 ) علي نور أولياء الله

( 115 ) علي إمام من أطاع الله

( 116 ) علي أمين رسول الله في القيامة

( 117 ) علي صاحب حوض رسول الله

( 118 ) علي حبيب قلب رسول الله

( 119 ) علي مستودع مواريث الأنبياء

( 120 ) علي أمين الله على أرضه

( 121 ) علي حجة الله على بريته

( 122 ) علي ركن الإيمان

( 123 ) علي عمود الاسلام

( 124 ) علي مصباح الدجى
   

( 125 ) علي منار الهدى

( 126 ) علي العلم المرفوع لأهل الدنيا

( 127 ) علي الطريق الواضح

( 128 ) علي الصراط المستقيم

( 129 ) علي الكلمة التي ألزمها الله المتقين

( 130 ) علي أعلم المؤمنين بأيام الله

( 131 ) علي أعظم المؤمنين رزية

( 132 ) علي غاسل رسول الله

( 133 ) علي دافن رسول الله

( 134 ) علي المتقدم إلى كل شديدة وكريهة

( 135 ) علي أقوم الناس بأمر الله

( 136 ) علي الرؤف بالناس

( 137 ) علي الأواه

( 138 ) علي الحليم

( 139 ) علي أفضل الناس منزلة

( 140 ) علي أقرب الناس قرابة

( 141 ) علي أعظم الناس غنى

( 142 ) علي حجة رسول الله

( 143 ) علي باب الله

( 144 ) علي خليل الله

( 145 ) علي خليل رسول الله

( 146 ) علي سيف رسول الله

( 147 ) علي الطريق إلى الله

( 148 ) علي النباء العظيم

( 149 ) علي المثل الأعلى

( 150 ) علي إمام المسلمين

( 151 ) علي سيد الصديقين

( 152 ) علي قائد المسلمين إلى الجنة

 ( 153 ) علي اتقى الناس

( 154 ) أفضل الناس هذه الأمة

( 155 ) أعلم الناس

( 156 ) صالح المؤمنين

( 157 ) عالم الناس

( 158 ) الدال

( 159 ) العابد

( 160 ) الهادي

( 161 ) المهدي

( 162 ) الفتى

( 163 ) المجتبى للإمامة

( 164 ) صاحب رسول الله في المقام المحمود

( 165 ) الملك في الآخرة

( 166 ) صاحب سر رسول الله

( 167 ) الأمين في أهل الأرض

( 168 ) الأمين في أهل السماء

( 169 ) محيي سنة رسول الله

( 170 ) ممسوس في ذات الله

( 171 ) أكمل الأمة يقينا

( 172 ) مقيم الحجة

( 173 ) حجة النبي على أمته يوم القيامة

( 174 ) علي شيخ المهاجرين والأنصار

( 175 ) لحم رسول الله ودمه وشعره

( 176 ) أبو السبطين

( 177 ) أبو الريحانتين

( 178 ) مفرج الكرب عن رسول الله

( 179 ) أسد الله في أرضه

( 180 ) سيف الله على أعدائه

( 181 ) حبيب الله

( 182 ) حامل راية رسول الله

( 183 ) صاحب لواء الحمد

( 184 ) أول من يدخل الجنة

( 185 ) أول من يقرع باب الجنة

( 186 ) رباني هذه الأمة

( 187 ) ديان العرب

( 188 ) ديان هذه الأمة

( 189 ) ذو قرني الجنة

( 190 ) عبقري أصحاب رسول الله

( 191 ) أمير البررة

( 192 ) قاتل الفجرة

( 193 ) قاتل الكفرة

( 194 ) الأخيشن الأخشن المخشوشن الأخشى في ذات الله

 ( 195 ) علي صهر رسول الله

( 196 ) خير البشر

( 197 ) خير الناس

 ( 198 ) خير الرجال

( 199 ) خير هذه الأمة بعد نبيها

( 200 ) خير من طلعت عليه الشمس وغربت بعد النبي

( 201 ) صاحب رسول الله في الجنة

( 202 ) أقضی الأمة

( 203 ) أمير آيات القرآن

( 204 ) صاحب لواء رسول الله في الدنيا والآخرة

( 205 ) إمام البررة

( 206 ) رفيق رسول الله في الجنة

( 207 ) أحب الخلق إلى الله ورسوله

( 208 ) باب العلم

( 209 ) أحب الرجال إلى النبي

( 210 ) أقرب الناس من رسول الله

( 211 ) أجود الناس منزلة          

( 212 ) أعظم الناس عند الله عناء

( 213 ) أعظم الناس على الله

( 214 ) علي قائد الأمة إلى الجنة

( 215 ) حجة الله على الناس بعد رسول الله

( 216 ) أمين رسول الله

( 217 ) الصديق

( 218 ) الشاهد

( 219 ) أقرب الناس إلى الجنة

( 220 ) قائد المؤمنين إلى الجنة

( 221 ) المهتدي

( 222 ) أبو اليتامى والمساكين

( 223 ) زوج الأرامل

( 224 ) ملجاء كل ضعيف

( 225 ) مأمن كل خائف

( 226 ) حبل الله المتين

( 227 ) العروة الوثقى

( 228 ) كلمة التقوى

( 229 ) عين الله

( 230 ) لسان الله الصادق

( 231 ) جنب الله

( 232 ) يد الله المبسوطة على عباده بالمغفرة والرحمة

( 233 ) باب الحطة

 ( 234 ) علي أول من صدق رسول الله

( 235 ) أول من وحد الله

( 236 ) باب علم رسول الله

( 237 ) باب مدينة العلم

( 238 ) أبو العترة الطاهرة الهادية

( 239 ) وارث علم النبيين

( 240 ) أحكم الناس حكما

( 241 ) حجة الله في أرضه بعد النبي

( 242 ) علي أمين رسول الله على حوضه

( 243 ) ولي كل مؤمن ومؤمنة " كل مسلم ومسلمة"

( 244 ) ولي من كان رسول الله وليه

( 245 ) خليفة الله على عباده

( 246 ) المبلغ من الله ورسوله

( 247 ) قاصم عداة رسول الله

( 248 ) خدن رسول الله

توصيه‌هاي غذايي براي جذب کلسيم

يکي از اصلي‌ترين عوامل پوکي استخوان، کمبود کلسيم است، به گزارش سلامت نيوزبه نقل از خانواده سبز، براي اينکه بدن‌، کلسيم لازم را جذب کند، بايد به نکات زير توجه کرد:

1) سبزي‌هايي مانند اسفناج، کنگر فرنگي، چغندر، چاي و کاکائو داراي اسيد اگزاليک مي‌باشد. اسيد اگزاليک به کلسيم مي‌پيوندد و کمپلکس نامحلول درست مي‌کند، ايجاد اين کمپلکس جذب کلسيم را کاهش مي‌دهد.

2) اسيد فيتيک که يک اسيد موجود در سبوس غلات است نيز با کلسيم، کمپلکس نامحلول تشکيل مي‌دهد.حبوبات نيز منبع خوبي براي کلسيم هستند ولي مقدار کلسيم جذب شده از حبوبات به خاطر اسيد فيتيک موجود در آنها کم مي‌باشد.

3) دريافت مقدار کافي کلسيم توسط تغذيه و در صورت برطرف نشدن نياز به کلسيم، استفاده از مکمل کلسيم براي جلوگيري از ابتلا به بيماري پوکي استخوان بسيار مهم و تاثيرگذار مي‌باشد.

4) وجود اسيد فسفريک در نوشابه‌ها باعث کاهش جذب کلسيم مي‌شوند. بنابراين بايد از استفاده زياد آنها پرهيز کنيد.

5) انواع مواد خوراکي مثل سيب‌زميني، کدو، نخود و صيفي‌جات و ريشه بعضي از اين مواد منبع خوب و مناسبي براي تامين کلسيم مي‌باشند و در جذب کلسيم نيز مشکلي به وجود نمي‌آورند.

6) سبوس جو و غلات را به صورت متعادل مصرف کرده و اين اشتباه را نکنيد که چون مقداري از سبوس براي بدن مفيد است و اثر چشمگيري در سلامتي دارد، مصرف زياد آن براي بدن بسيار مفيدتر و بهتر است؛ بلکه مصرف زياد از حد فيبر، از جذب ويتامين‌هاي ضروري و عناصر معدني مورد نياز، جلوگيري مي‌کند و عامل کمکي براي جذب نشدن کلسيم و در نتيجه ايجاد پوکي استخوان مي‌باشد.

7) استفاده از فرآورده‌هاي لبني کم‌چرب توصيه مي شود که مي‌تواند اکثر نياز روزانه فرد به کلسيم را تامين کند. لبنيات پرچرب مانند کره، خامه و پنير چرب حاوي کلسيم کم و گاهي فاقد کلسيم مي‌باشد.

8) ويتامين D باعث افزايش جذب کلسيم مي‌شود: اين ويتامين با فعال کردن يک پروتئين حامل در روده سبب اتصال کلسيم به اين پروتئين شده و در نتيجه جذب کلسيم از طريق جدار روده را آسان مي‌کند. از طرف ديگر کمبود ويتامين D باعث نرمي استخوان شده و اين مسئله منجر به اردکي راه رفتن مبتلايان مي‌شود. يکي از راه‌هاي تامين ويتامين D بدن، تابش آفتاب به پوست مي‌باشد و راه ديگر تامين آن از مواد غذايي است.

9) از خوردن غذاهايي که پرچرب است، پرهيز کنيد وجود چربي در غذا باعث ترکيب اين گونه چربي‌ها با کلسيم در روده‌ها و ايجاد ترکيبات نامحلول کلسيم مي‌شود که کلسيم را غيرقابل جذب مي‌کند.

10) از خوردن غذاهايي که غني از سديم مي‌باشد، پرهيز کنيد. خوردن نمک زياد به خاطر داشتن سديم باعث افزايش ميزان سديم شده و در نتيجه سبب دفع کلسيم به همراه ادرار مي‌شود.

در تمام عمرتان مصرف کلسيم را از ياد نبريد

عده زيادي تصور مي‌کنند که توصيه‌هاي پزشکي براي مصرف کلسيم و لبنيات فقط براي زنان باردار يا سالمندي که علايم پوکي استخوان دارند، مي‌باشد؛ در صورتي که چنين نيست و اين تصور به کلي اشتباه و خطرآفرين است. داشتن يک رژيم غذايي با ميزان کافي کلسيم براي تمام افراد صرف‌نظر از جنس و سن است. به تمام خانواده‌ها توصيه مي‌شود که هميشه منابع مغذي اين ماده معدني را تهيه نمايند و مصرف آنها را به يکديگر توصيه کنند. اگر شما والدين کودکاني هستيد، آنها را از همين امروز درباره پيشگيري از بيماري‌هاي مختلف، آموزش کامل دهيد.

با فرزندان‌تان درباره نياز مداوم بدن به منابع کلسيم، صحبت کنيد. 

متن کامل خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه،و در تنهایی وفرد بودن خود نزدیک است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است.علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی که در جای خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد.همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود.

 صاحب عظمتی که از بین رفتنی نیست.ابتدا کننده او و باز گرداننده اوست و هر کاری بسوی او باز می گردد.

بوجود آورنده بالا برده شده ها(کنایه از آسمانها و افلاک)و پهن کننده گسترده ها(کنایه از زمین)یگانه حکمران زمینها و آسمانها،پاک و منزه و تسبیح شده،پروردگار ملائکه و روح،تفضل کننده بر همه آنچه خلق کرده و لطف کننده بر هر آنچه بوجود آورده است.هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشمها او را نمی بینند.

کرم کننده و بردبار و تحمل کننده است.رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.در انتقام گرفتن خود عجله نمی کند،و به آنچه از عذابش که مستحق آنند مبادرت نمی ورزد.

باطنها و سریره ها را می فهد و ضمایر را می داند و پنهانها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه نمی شود.او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی،و مانند او شیئی نیست.اوست بوجود آورنده شیئ(چیز)هنگامی که چیزی نبود .دائم و زنده است و به قسط و عدل قائم است.نیست خدایی جز او که با عزت و حکیم است.

بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولی او چشمها را درک می کند و او لطف کننده و آگاه است.هیچکس نمی تواند به دیدن به صفت او راه یابد،و هیچکس به چگونگی او از سر و آشکار دست نمی یابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمایی کرده است.

گواهی می دهم برای او که اوست خدایی که قدس و پاکی و منزه بودن او روزگار را پر کرده است.او که نورش ابدیت را فرا گرفته است.او که دستورش را بدون مشورت مشورت کننده ای اجرا می کند و در تقدیرش شریک ندارد و در تدبیرش کمک نمی شود.

آنچه ایجاد کرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق کرده بدون کمک از کسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فکر و حیله خلق کرده است.آنها را ایجاد کرد پس بوجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند.پس اوست خدایی که جز او خدایی نیست،صنعت او محکم و کار او زیبا است،عادلی که ظلم نمی کند و کرم کننده ای که کارها بسوی او باز می گردد.

شهادت می دهم که اوست خدایی که همه چیز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چیز در مقابل عزت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده اند.

پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخر کننده آفتاب و ماه،که همه با زمان تعیین شده در حرکت هستند.شب را بر روی روز و روز را بر روی شب می گرداند که بسرعت در پی آن می رود .در هم شکننده هر زورگوی با عناد،و هلاک کننده هر شیطان سرپیچ و متمرد.

برای او ضدی و همراه او معارضی نبوده است.یکتا و بی نیاز است.زائیده نشده و نمی زاید و برای او هیچ همتایی نیست.خدای یگانه و پروردگار با عظمت.می خواهد پس به انجام می رساند،و اراده می کند پس مقدر می نماید،و می داند پس به شماره می آورد.می میراند و زنده می کند،فقیر می کند و غنی می نماید،می خنداند و می گریاند،نزدیک می کند و دور می نماید،منع می کند و عطا می نماید.پادشاهی از آن او و حمد و سپاس برای اوست.خیر بدست اوست و او بر هر چیزی قادر است.

شب را در روز و روز را در شب فرو می برد.نیست خدایی جز او که با عزت و آمرزنده است.اجابت کننده دعا،بسیار عطا کننده،شمارنده نفسها و پروردگار جن و بشر،که هیچ امری بر او مشکل نمی شود،و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی کند،و اصرار اصرار کنندگانش او را خسته نمی کند .نگهدارنده صالحین و موفق کننده رستگاران و صاحب اختیار مؤمنین و پروردگار عالمین.خدایی که از هر آنچه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالی که شکر و سپاس گویند.

او را سپاس بسیار می گویم و دائما شکر می نمایم،چه در آسایش و چه در گرفتاری،چه در حال شدت و چه در حال آرامش.و به او و ملائکه اش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم.دستورات او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم وبه آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم بعنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او،چرا که اوست خدایی که نمی توان از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم(یعنی ظلم نمی کند) .

فرمان الهی برای مطلبی مهم

اقرار می کنم برای خداوند بر نفس خود بعنوان بندگی او،و شهادت می دهم برای او به پروردگاری،و آنچه به من وحی نموده ادا می نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابی از او بر من فرود اید که هیچکس نتواند آنرا دفع کند هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشدنیست خدایی جز اوزیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی برمن نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام،و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

خداوند به من چنین وحی کرده است:«بسم الله الرحمن الرحیم،یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربکفی علی یعنی فی الخلافة لعلی بن ابی طالبو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده درباره علی،یعنی خلافت علی بن ابی طالبو اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای،و خداوند تو را از مردم حفظ می کند».

ای مردم،من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده ام،و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم:

جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارمکه او سلام است مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و برهر سفید و سیاهی اعلام کنم که«علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است.نسبت او بمن همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست.و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»،و خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است:«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»،«صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند»،و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد می کند.ای مردم،من از جبرئیل درخواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد،زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم،کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده استکه با زبانشان می گویند آنچه در قلبهایشان نیست و این کار را سهل می شمارند در حالیکه نزد خداوند عظیم است.و همچنین بخاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفی)نامیدند،و گمان کردند که من چنین هستم بخاطر ملازمت بسیار او(علی)با من و توجه من به او وتمایل او و قبولش از من،تاآنکه خداوند عز و جل در این باره چنین نازل کرد:«و منهم الذین یؤذون النبی ویقولون هو أذن قل اذنعلی الذین یزعمون أنه اذنخیر لکم،یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین...»،«و از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفی)است،بگو:گوش استبر ضد کسانی که گمان می کنند او «اذن» استو برای شما خیراست،به خدا ایمان می آورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام می نماید».

و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت(اذن)را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می توانم، ولی بخدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام.

بعد از همه اینها،خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم.

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فی حق علیو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«ای پیامبر برسان آنچهدر حق علیاز پروردگارت بر تو نازل شده واگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای،و خداوند تو را از مردم حفظ می کند».

 اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام (ع)

ای مردم،این مطلب را درباره او بدانید وبفهمید،و بدانید که خداوند او رابرای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکی،و بر روستایی و شهری،و بر عجمی و عربی،و بر آزاد و بنده،و بر بزرگ و کوچک،و بر سفید و سیاه.بر هر یکتا پرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است.هر کس با او مخالفت کند ملعون است،و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است.خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است .

ای مردم،این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می ایستیم،پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید،چرا که خداوند عز و جل صاحب اختیار شما و معبود شما است،و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده،و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است،و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان)حلال کرده باشند،و حرامی نیست مگر آنچه خداو و رسولش و آنان(امامان)بر شما حرام کرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است،و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال وحرامش به من آموخته به او سپرده ام .

ای مردم،علی را(بر دیگران)فضیلت دهید.هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آنرا در من جمع کرده است و هر علمی را که آموخته ام در امام المتقین جمع نموده ام،و هیچ علمی نیست مگر آنکه آنرا به علی آموخته ام.اوست«امام مبین»که خداوند در سوره یس ذکر کرده است:«و کل شیی ء احصیناه فی إمام مبین»،«و هر چزی را در امام مبین جمع کردیم».

ای مردم،از او(علی)بسوی دیگری گمراه نشوید،و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سر باز نزنید.اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل می کند،و باطل را ابطال نموده و از آن نهی می نماید،و در راه خدا سرزنش ملامت کننده ای او را مانع نمی شود.

او(علی)اول کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکاری کرد.اوست که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسی است که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسی است که با من خدا را عبادت کرد.از طرف خداوند به او امر کردم تا در خوابگاه من بخوابد،او هم در حالیکه جانش را فدای من کرده بود در جای من خوابید.

ای مردم، او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است،و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.

 ای مردم،او از طرف خداوند امام است،و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد.حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت وتا آخر روزگار معذب نماید.پس بپرهیزید از اینکه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم وسنگها هستند و برای کافران آماده شده است.

 ای مردم،بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من بخدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل اسمانها و زمینها هستم.هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است.و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است،و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است،و شک کننده درباره ما در آتش است.

 ای مردم،خداوند این فضیلت را بر من ارزانی داشته که منتی از او بر من و احسانی از جانب او بسوی من است.خدایی جز او نیست.حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.

 ای مردم،علی را فضیلت دهید که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامی که خداوند روزی را نازل می کند و خلق باقی هستند.ملعون است ملعون است،مورد غضب است مورد غضب است کسی که این گفتار مرا رد کند و با آن موافق نباشد.بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:«هر کس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد».هر کس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است.از خدا بترسید که با علی مخالفت کنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد،خداوند ازآنچه انجام می دهید آگاه است.

 ای مردم،او(علی)«جنب الله»است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسی که با او مخالفت کند فرموده است:«ان تقول نفس یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله»،«ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم».

 ای مردم،قرآن را تدبر نمائید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و بدنبال متشابه آن نروید.بخدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و او را بسوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را بلند می کنم و به شما می فهمانم که«هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار او است».و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است،ولایت او از جانب خداوند عز و جل است که بر من نازل کرده است.

 ای مردم،علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است.هر یک از این دواز دیگری خبر می دهد و با آن موافق است.آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.

 بدانید که من ادا نمودم،بدانید که من ابلاغ کردم،بدانید که من شنوانیدم،بدانید که من روشن نمودم،بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز و جل می گویم،بدانید که امیر المؤمنینی جز این برادرم نیست.بدانید که امیر المؤمنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.

معرفی و بلند کردن امیر المؤمنین(ع) بدست پیامبر(ص)

 سپس پیامبر(ص)دستش را بر بازوی علی(ع)زد و آنحضرت را بلند کرد. و این در حالی بود که امیر المؤمنین(ع) از زمانی که پیامبر(ص) بر فراز منبر آمده بود یک پله پائین تر از مکان حضرت ایستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود که گویی هر دو در یک مکان ایستاده اند.

 پس پیامبر(ص)با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوی آسمان باز نمود و علی(ع)را از جا بلند نمود تا حدی که پای آنحضرت موازی زانوی پیامبر(ص)رسید.سپس فرمود:

 ای مردم،این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آورده اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عز و جل و دعوت به آن، و عمل کننده به آنچه او را راضی می کند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان به امر خداوند.

 خداوند می فرماید:«ما یبدل القول لدی»،«سخن در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد»، پروردگارا، به امر تو می گویم:«خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد.و یاری کن هر کس علی را یاری کندو خوار کن هر کس علی را خوار کند،و لعنت نما هر کس علی را انکار کندو غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید».

 پروردگارا،تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز این آیه را درباره او نازل کردی:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا» .«و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین».«امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم»،«و هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود».پروردگارا، تو را شاهد می گیرم که من ابلاغ نمودم.

 تأکید بر توجه امت به مسئله امامت

 ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عز و جل،چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود.عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و به آنها مهلت داده نمی شود.

 ای مردم،این علی است که یاری کننده ترین شما نسبت بمن و سزاوارترین شما به من و نزدیک ترین شما به من و عزیزترین شما نزد من است.خداوند عز و جل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده است مگر درباره او، و هیچگاه خداوند مؤمنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده است،و هیچ آیه مدحی در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره«هل اتی علی الإنسان...»شهادت به بهشت نداده مگر برای او و این سوره را درباره غیر او نازل نکرده و با این سوره جز او را مدح نکرده است.

 ای مردم،او یاری دهنده دین خدا و دفاع کننده از رسول خدا است،و اوست با تقوای پاکیزه هدایت کننده هدایت شده.پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.

 ای مردم،نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیر المؤمنین علی است .

 ای مردم،شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد.مبادا به علی حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدمهایتان بلغزد.آدم بخاطر یک گناه بزمین فرستاده شد در حالیکه انتخاب شده خداوند عز و جل بود،پس شما چگونه خواهید بود در حالیکه شمائید و در بین شما دشمنان خدا هستند .

 بدانید که با علی دشمنی نمی کند مگر شقی و با علی دوستی نمی کند مگر با تقوی، و به او ایمان نمی آورد مگر مؤمن مخلص. بخدا قسم درباره علی نازل شده است سوره«و العصر»:«بسم الله الرحمان الرحیم، و العصر،ان الإنسان لفی خسر»،«قسم به عصر،انسان در زیان است» مگر علی که ایمان آورد و به حق و صبر توصیه کرد.

 ای مردم،من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم،و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست.ای مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.

اشاره به کارشکنیهای منافقین

 ای مردم،«ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است،قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورتها را به پشت بر گردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم». بخدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومی از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان می شناسم ولی مأمورم که از آنان پرده پوشی کنم.پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی می یابد.

 ای مردم،نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد،چرا که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان حجت قرار داده است.

 ای مردم،شما را می ترسانم و انذار می نمایم که من رسول خدا هستم و قبل از من پیامبران بوده اند،آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب گرد می نمائید؟هر کس به عقب برگردد به خدا ضرری نمی رساند،و خدا بزودی شاکرین و صابرین را پاداش می دهد.بدانید که علی است توصیف شده به صبر و شکر و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین اند.

 ای مردم،با اسلامتان بر من منت مگذارید،بلکه بر خدا منت نگذرارید، که اعمالتان را نابود می نماید و بر شما غضب می کند و شما را به شعله ای از آتش و مس (گداخته) مبتلا می کند،پروردگار شما در کمین است.

 ای مردم،بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند .ای مردم،خداوند و من از آنان بیزار هستیم.ای مردم،آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پائین ترین درجه آتش اند و چه بد است جای متکبران. بدانید که آنان«اصحاب صحیفه»هستند،پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.

 راوی می گوید:وقتی پیامبر(ص)نام«اصحاب صحیفه»را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سؤال انگیز شد و فقط عده کمی مقصود حضرت را فهمیدند.

 ای مردم،من امر خلافت را بعنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می سپارم،و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند،بدنیا آمده اند یا نیامده اند.پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

 و بزودی امامت را بعد از من بعنوان پادشاهی و با ظلم و زور می گیرند.خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند.و در آن هنگام استای جن و انسکه می ریزد برای شما آنکه باید بریزد و می فرستد بر شما شعله ای از آتش و مس(گداخته)و نمی توانید آنرا از خود دفع کنید .

 ای مردم،خداوند عز و جل شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه خبیث را از پاکیزه جدا کند،و خداوند شما را بر غیب مطلع نمی کند.

 ای مردم،هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنکه در اثر تکذیب(اهل آن آیات الهی را)خداوند قبل از روز قیامت آنها را هلاک خواهد کرد و آنرا تحت حکومت حضرت مهدی خواهد آورد،و خداوند و عده خودرا عملی می نماید.

 ای مردم،قبل از شما اکثر پیشینیان هلاک شدند،و خداوند آنها را هلاک نمود و اوست که آیندگان را هلاک خواهد کرد.خدای تعالی می فرماید«ألم نهلک الأولین،ثم نتبعهم الاخرین،کذلک نفعل بالمجرمین،و یل یومئذ للمکذبین»،«آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟آیا در پی آنان دیگران را نفرستادیم؟ما با مجرمان چنین می کنیم.وای برمکذبین در آن روز».

 ای مردم،خداوند مرا امر و نهی نموده است،و من هم به امر الهی علی را امر و نهی نموده ام،و علم امر و نهی نزد اوست.پس امر او را گوش دهید تا سلامت بمانید،و او را اطاعت کنید تا هدایت شوید و نهی او را قبول کنید تا در راه درست باشید،و به سوی مقصد ومراد او بروید و راههای بیگانه،شما را از راه او منحرف نکند.

پیروان اهل بیت(ع)و دشمنان ایشان

 ای مردم،من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به تبعیت آن امر نموده،و سپس علی بعد از من،و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت اند،به حق هدایت می کنند و بیاری حق به عدالت رفتار می کنند.

 سپس حضرت چنین خواندند:«بسم الله الرحمان الرحیم،الحمد لله رب العالمین...»تا آخر سوره حمد و سپس فرمودند:

 این سوره درباره من نازل شده،و بخدا قسم درباره ایشان(امامان)نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است.ایشان دوستان خدایند که ترسی بر آنان نیست و محزون نمی شوند،بدانید که حزب خداوند غالب هستند.

 بدانید که دشمنان ایشان سفهاء گمراه و برادران شیاطین اند که اباطیل را از روی غرور به یکدیگر می رسانند.

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی اند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده و فرموده است:«لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آبائهم او ابنائهم او إخوانهم او عشیرتهم،اولئک کتب فی قلوبهم الایمان...»تا آخر آیه،«نمی یابی قومی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند،و در عین حال با کسانی که با خدا و رسولش ضدیت دارند روی دوستی داشته باشند،اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا فامیلشان باشند.آنان اند که ایمان در قلوبشان نوشته شده است...»

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی اند که خداوند عز و جل آنان را توصیف کرده و فرموده است:«الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الأمن و هم مهتدون»«کسانی که ایمان آورده اند و ایمانشان را با ظلم نپوشانده اند،آنان اند که بر ایشان امان است و آنان هدایت یافتگان اند».

 بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که ایمان آورده اند و به شک نیفتاده اند.

 بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند و ملائکه با سلام به ملاقات آنان می آیند و می گویند:«سلام بر شما پاکیزه شدید،پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

 بدانید که دوستان ایشان کسانی هستند که بهشت برای آنان است و در آن بدون حساب روزی داده می شوند.

 بدانید که دشمنان ایشان (اهل بیت) کسانی اند که به شعله های آتش وارد می شوند،بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که از جهنم در حالی که می جوشد صدای وحشتناکی می شوند و شعله کشیدن آنرا می بینند.

 بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند درباره آنان فرموده است«کلما دخلت امة لعنت اختها...»تا آخر آیه،«هر گروهی که داخل(جهنم)می شود همتای خود را لعنت می کند...».

 بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند عز و جل می فرماید:

 «کلما القی فیها فوج سألهم خزنتها الم یأتکم نذیر،قالوا بلی قد جاءنا نذیر فکذبنا و قلنا ما نزل الله من شیی ء،ان انتم الا فی ضلال کبیر... فسحقا لأصحاب السعیر»،«هر گاه گروهی(از ایشان)را در جهنم می اندازند خزانه داران دوزخ از ایشان می پرسند:آیا ترساننده ای برای شما نیامد؟می گویند:بلی،برای ما نذیر و ترساننده آمد ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم:خداوند هیچ چیز نازل نکرده است،و شما در گمراهی بزرگ هستید...پس دور باشند اصحاب آتش».

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی هستند که در پنهانی از پروردگارشان می ترسند و برای آ نان مغفرت و اجر بزرگ است.

 ای مردم،چقدر فاصله است بین شعله های آتش و بین اجر بزرگ!ای مردم،دشمن ما کسی است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده،و دوست ما آن کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.

 ای مردم،بدانید که من نذیر و ترساننده ام و علی هدایت کننده است.

 ای مردم،من پیامبرم و علی جانشین من است.

 ای مردم،بدانید که من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است،و امامان بعد از او فرزندان او هستند.بدانید که من پدر آنانم و آنها از صلب او بوجود می آیند.

حضرت مهدی عجل الله فرجه

 بدانید که آخرین امامان،مهدی قائم از ماست.اوست غالب بر ادیان،اوست انتقام گیرنده از ظالمین،اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنها،اوست غالب بر هر قبیله ای از هل شرک و هدایت کننده آنان.

 بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا.اوست یاری دهنده دین خدا.

 بدانید که اوست استفاده کننده از دریایی عمیق.اوست که هر صاحب فضیلتی را بقدر فضلش و هر صاحب جهالتی را بقدر جهلش نشانه می دهد.اوست انتخاب شده و اختیار شده خداوند.اوست وارث هر عملی و احاطه دارنده به هر فهمی.

 بدانید که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالابرنده آیات الهی.اوست هدایت یافته محکم بنیان.اوست که کارها به او سپرده شده است.

 اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند،اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.هیچ حقی نیست مگر همراه او،و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

 بدانید او کسی است که غالب بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمی شود.اوست ولی خدا در زمین و حکم کننده او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش.

مطرح کردن بیعت

 ای مردم،من برایتان روشن کردم و به شما فهمانیدم،و این علی است که بعد از من به شما می فهماند.

 بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من بعنوان بیعت با او و اقرار به او،و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم.

 بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت کرده است،و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم(خداوند می فرماید:)«ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله،ید الله فوق ایدیهم،فمن نکث فانما ینکث علی نفسه،و من أوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما»،«کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند،دست خداوند بر روی دست آنان است.پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست،و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد».

حلال و حرام،واجبات و محرمات

 ای مردم،حج و عمره از شعائر الهی هستند،(خداوند می فرماید:)«فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما»تا آخر آیه،«پس هر کس به خانه خدا بعنوان حج یا عمره بیاید برای او اشکالی نیست که بر صفا و مروه بسیار طواف کند».

 ای مردم،به حج خدا بروید.هیچ خاندانی به خانه خدا وارد نمی شوند مگر آنکه مستغنی می گردند و شاد می شوند،وء هیچ خاندانی آنرا ترک نمی کنند مگر آنکه منقطع می شوند و فقیر می گردند .ای مردم،هیچ مؤمنی در موقف(عرفات،مشعر،منی)وقوف نمی کند مگر آنکه خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت می آمرزد،و هر گاه که حجش پایان یافت اعمالش را از سر می گیرد.

 ای مردم،حاجیان کمک می شوند و آنچه خرج می کنند به آنان بر می گردد،و خداوند جزای محسنین را ضایع نمی نماید.

 ای مردم،با دین کامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا بروید و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست کشیدن از گناه بر مگردید.

 ای مردم،نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید همانطور که خداوند عز و جل به شما فرمان داده است و اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید،علی صاحب اختیار شما است و برای شما بیان می کند،او که خداوند عز و جل بعد از من بعنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است.او از من است و من از اویم.

 او و آنانکه از نسل من اند از آنچه سؤال کنید به شما خبر می دهند و آنچه را نمی دانید برای شما بیان می کنند.

 بدانید که حلال و حرام بیش از آن است که من همه آنها را بشمارم و معرفی کنم و بتوانم در یک مجلس به همه حلالها دستور دهم و از همه حرامها نهی کنم.پس مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینکه قبول کنید آنچه از طرف خداوند عز و جل درباره امیر المؤمنین علی و جانشینان بعد از او آورده ام که آنان از نسل من و اویند،(و آن موضوع)امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود،و آخر ایشان مهدی است تا روزی که خدای مدبر قضا و قدر را، ملاقات کند.

 ای مردم،هر حلالی که شما را بدان راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از آن نهی نمودم،هرگز از آنها برنگشته ام و تغییر نداده ام.این مطلب را بیاد داشته باشید و آنرا حفظ کنید و به یکدیگر سفارش کنید،و آنرا تبدیل نکنید و تغییر ندهید.

 من سخن خود را تکرار می کنم:نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و به کار نیک امر کنید و از منکرات نهی نمائید.

 بدانید که بالاترین امر بمعروف آنست که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمائید،چرا که این دستوری از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است،و هیچ امر بمعروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.

 ای مردم،قرآن به شما می شناساند که امامان بعد از علی فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم که آنان از نسل من و از نسل اویند.

 آنجا که خداوند در کتابش می فرماید:«و جعلها کلمة باقیة فی عقبه»،«آن(امامت)را بعنوان کلمه باقی در نسل او قرار داد»،و من نیز به شما گفتم:«اگر به آن دو(قرآن و اهل بیت)تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید».

 ای مردم،تقوی را تقوی را.از قیامت بر حذر باشید همانگونه که خدای عز و جل فرموده:«إن زلزلة الساعة شیی ء عظیم»،«زلزله قیامت شیئ عظیمی است».

 مرگ و معاد و حساب و ترازوهای الهی و حسابرسی در پیشگاه رب العالمین و ثواب و عقاب را بیاد آورید.هر کس حسنه با خود بیاورد طبق آن ثواب داده می شود،و هر کس گناه بیاورد در بهشت او را نصیبی نخواهد بود.

بیعت گرفتن رسمی

 ای مردم،شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید،و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم در باره آنچه منعقد نمودم برای علی امیر المؤمنین و امامانی که بعد از او می آیند و از نسل من و اویند،چنانکه بشما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

 پس همگی چنین بگوئید:

 «ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت بما رساندی درباره امر امامت اماممان علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او بدنیا می آیند.بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم.بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و(روز قیامت)با آن محشور می شویم.تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمائیم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم.

 تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند،یعنی حسن و حسین و آنانکه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

 پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد،از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و ضمائرمان و دستهایمان.هر کس توانست با دست بیعت می نماید و گر نه با زبانش اقرار می کند.هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند(در این باره)از نفسهایمان دگرگونی نبیند.

 ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم،و خدا را بر آن شاهد می گیریم.خداوند در شاهد بودن کفایت می کند و تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستی».

 ای مردم،چه می گوئید؟خداوند هر صدایی را و پنهانی های هر کسی را می داند.پس هر کس هدایت یافت بنفع خودش است و هر کس گمراه شد به ضرر خودش گمراه شده است،و هر کس بیعت کند با خداوند بیعت می کند،دست خداوند بر روی دست آنها(بیعت کنندگان)است.

 ای مردم،با خدا بیعت کنید و با من بیعت نمائید و با علی امیر المؤمنین و حسن و حسین و امامان از ایشان در دنیا و آخرت،بعنوان امامتی که در نسل ایشان باقی است بیعت کنید .خداوند غدر کنندگان(بیعت شکنان)را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار می دهد.و هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته است،و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظیمی عنایت می فرماید.

 ای مردم،آنچه به شما گفتم بگوئید(تکرار کنید)،و به علی بعنوان«امیر المؤمنین»سلام کنید و بگوئید«شنیدیم و اطاعت کردیم،پروردگارا مغفرت تو را می خواهیم و بازگشت بسوی توست» .و بگوئید:«حمد و سپاس خدای را که ما را به این هدایت کرد،و اگر خداوند هدایت نمی کرد ما هدایت نمی شدیم...».

 ای مردم،فضائل علی بن ابی طالب نزد خداوندکه در قرآن آنرا نازل کردهبیش از آن است که همه را در یک مجلس بشمارم،پس هر کس درباره آنها بشما خبر داد و معرفت آنرا داشت او را تصدیق کنید.

 ای مردم،هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگاری بزرگ دست یافته است.

 ای مردم،کسانی که برای بیعت با او و قبول ولایت او و سلام کردن بعنوان«امیر المؤمنین»با او،سبقت بگیرند آنان رستگارانند و در باغهای نعمت خواهند بود.

 ای مردم،سخنی بگوئید که بخاطر آن خداوند از شما راضی شود،و اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند بخدا ضرری نمی رسانند.

 خدایا،بخاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز،و بر منکرین که کافرند غضب نما،و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.

خطابه غدیر صفحه 55
منبع : سایت استاد شیخ حسین انصاریان

50 نام دیگر برای روز “غدیر” را می شناسید؟

 
پنجاه نام و یا صفت براى روز غدیر است كه از روایات برگرفته‏ شده است :

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)
2 ـ روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)
3 ـ روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)
4 ـ روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)
5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)
6 ـ روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)
7 ـ روز شادمانى؛ " یوم السرور" (7)
8 ـ روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)
9 ـ روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" (9)
10 ـ روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)
11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)
12 ـ روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)
13 ـ روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)
14 ـ روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)
15 ـ روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)
16 ـ روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)
17 ـ روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)
18 ـ روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)
19 ـ روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)
20 ـ روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)
21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)
22 ـ روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)
23 ـ روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)
24 ـ روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)
25 ـ روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)
26 ـ روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)
27 ـ روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد" (27)
28 ـ روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)
29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)
30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)
31 ـ عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)
32 ـ روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)
33 ـ روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)
34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)
35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)
36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص" (36)
37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)
38 ـ روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)
39 ـ روز شكرگزارى؛ " یوم الشكر" (39)
40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)
41 ـ روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)
42 ـ روز روزه‏ دارى؛ " یوم الصیام" (42)
43 ـ روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)
44 ـ روز جشن؛ " یوم العید" (44)
45 ـ روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى" (45)
46 ـ روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)
47 ـ روز شادابى؛ " یوم الفرح" (47)
48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)
49 ـ روز افشاى پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)
50 ـ روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)
________________________________________
پى‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) مى‏فرماید: و هوعید الله الاكبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال على (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‏ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامى‏تر است

6ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال على(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال على(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزى است كه منزلت شایستگان در آن، بلندى گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال على(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزى است كه دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال على(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال على(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال على(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشكار كردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال على(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثى مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفى مى‏كند، المراقبات، ص 257.

17 امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانى خود بگو: الحمدالله الذى اكرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را كه ما را در این روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال على(ع) و هو ... یوم كمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال على(ع): هذا یوم الفصل الذى كنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال على(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذى نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال على(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهى گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال على(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال على(ع): هذا ... یوم الدلیل على الرواد (این، روز رهنمونى به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص 700.

28ـ قال على(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‏المتهجد، ص 700.

29ـ قال على(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذى... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال على(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المكنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35 قال على(ع): هذا یوم ابدى خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال على(ع): هذا یوم النصوص على اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذى جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شكرگزارى است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال على(ع): و انزل على نبیه فى یوم الدرج ما بین له عن ارادته فى خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگى است كه در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است كه از مكان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‏دارى است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال على(ع): هذا یوم الملأ الاعلى ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذى اكمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال على(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال على(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز كردن گره پیوند میان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

قدرروز غدیر را بدانید

روز عید غدیر از ایام بسیار فرخنده و پرخیر و برکتی است که از ارزش بسیاری برخوردار و باید بدرستی قدر دانسته شود، برای اینکه این فرصت از دست نرود باید برکات آن را شناخته، با اعمال ویژه آن آشنا شویم.

پیمان اخوت و برادری

از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است و به همین منظور پیامبر اکرم(ص) بین مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی(ع) اشاره به همین برادری است .

پیمان برادری و عقد اخوت بستن صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است .

احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات و تأکیدات ویژه اسلامی است و این سفارش در روزهای خاصی چون عید غدیر خم از اهمیت و عمق بیشتری برخوردار است .

صله رحم

اسلام آداب و سنتهای پسندیده بسیاری دارد که هر یک فلسفه خاصی داشته، نقش مؤثری در تحکیم روابط فردی و خانوادی دارند که یکی از آنها صله رحم است .

امام صادق (ع) می فرماید از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است .

رفع حاجت مؤمنان

در روز غدیر رفع حاجات مؤمنان که همواره مورد تأکید و سفارش آموزه های اسلامی بوده از اهمیت بیشتری برخوردار است .

بسیار فرستادن صَلَوات

صلوات بر محمد و آل محمد نیز که همواره اجر و ثواب بسیار به همراه دارد،‌ در این روز پر خیر نیز به صورت ویژه عامل جذب برکات و نزدیکی به خداوند است .


دعا، روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تأکید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد می گوید از امام صادق (ع) درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود: این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.

- روزه این ماه کفاره شصت سال گناه است و در روایتی دیگر آمده که برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حج و صد عمره.

- انجام غسل .

- زیارت حضرت علی (ع) و سزاوار است که انسان هرکجا باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند. براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروف به "اَمینُ الله" است که از نزدیک و دور خوانده مى‌شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.

- پس از غسل، نیم ساعت به ظهر مانده دو رکعت نماز اقامه شود. در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید ده مرتبه و آیة الکرسى ده مرتبه و سوره قدر ده مرتبه خوانده شود که ارزش این نماز برابر است با صد هزار حج و صد هزار عمره و باعث برآوردن شدن حوائج دنیا و آخرت می‌شود.

- خواندن دعای ندبه .

- صد بار این ذکر گفته شود: اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى جَعَلَ کَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَةِ اَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ.
ستایش خاص خدایى است که قرار داد کمال دین و تمام شدن نعمتش را به ولایت امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام .

- در این روز خواندن عقد اخوت با برادران مؤمن سفارش شده و کیفیت آن به نحوى که شیخِ در مستدرک وسایل از کتاب زاد الفردوس نقل فرموده چنین است که دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود گذاشته و بگوید:

و اخَیْتُکَ فِى اللهِ وَ صافَیْتُکَ فِى اللّهِ وَ صافَحْتُکَ فِى اللّهِ وَ عاهَدْتُ اللّهَ

برادر شدم با تو در راه خدا و دوست با صفایت شدم در راه خدا و مصافحه کردم با تو در راه خدا و عهد کردم با خدا

وَ مَلاَّئِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنْبِی آئَهُ وَالاْئِمَّةَ الْمَعْصُومینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

و فرشتگانش و کتاب‌هایش و رسولانش و پیمبرانش و امامان معصومین علیهم السلام

عَلى اَنّى اِنْ کُنْتُ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَالشَّفاعَةِ وَ اُذِنَ لى بِاَنْ

بر این که اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و اجازه‌ام دادند که

اَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا اَدْخُلُها اِلاّ وَ اَنْتَ مَعى

داخل بهشت گردم داخل نشوم جز با تو .

آنگاه برادر مؤمن بگوید: قَبِلْتُ ؛ قبول کردم

پس بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمیعَ حُقُوقِ الاُْخُوَّةِ ما خَلاَ الشَّفاعَةَ وَالدُّعاَّءَ وَالزِّیارَةَ

و ساقط کردم از تو تمامى حقوق برادرى را جز شفاعت و دعا و زیارت .

-----------------------------

برای اطلاع از دیگر اعمال این روز باید به مفاتیح الجنان مراجعه کرد.

عوامل تأثيرگذار در تربيت جوانان

محيط خانواده

کم توجهي والدين به تربيت ديني فرزندان، به ويژه در کودکي و نوجواني، نقش مهمي در بي اعتقادي جوانان به امور ديني دارد. اگر کودک در محيطي رشد کند که اعضاي آن به مسائل ديني و عبادي بي اعتنا هستند و خود را در قبال آن مسؤول نمي‌دانند، بي شک، اين کودک نيز در جواني و بزرگسالي از مذهب و عبادت، گريزان خواهد بود. والدين بايد تربيت درست و اسلامي فرزندشان را از دوران کودکي آغاز کنند و راهنماي خوبي براي دوران نوجواني و جواني فرزندشان باشند؛ زيرا در بزرگسالي، شخصيت فرد به طور کامل شکل گرفته و تغيير و اصلاح آن، بس دشوار است.

حضرت علي عليه السلام در نامه‌اي به فرزند بزرگوارش، امام حسن مجتبي عليه السلام مي‌فرمايد: «پيش از آن‌که دلت سخت و عقلت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم.» صفحه دل کودک در آغاز تولد، پاک و سفيد است. روش‌هاي خوب و بد تربيت والدين در سال‌هاي پس از تولد، بر اين صفحه سفيد نقش مي‌بندد. هنگامي که فرزند به دوران نوجواني و جواني رسيد، آثار خوب و بد تربيت کودکي او در شخصيت فرد ديده مي‌شودوگاهي برخي خانواده‌هاي دين دار، ارزش‌ها و باورهايشان را با خشونت و زور به جوان تحميل مي‌کنند که اين روش نادرست، سبب فرار و دوري جوان از باورهاي ديني و افزايش فاصله ميان او و والدينش مي‌شود. براي پرورش درست و اصولي نوجوان و جوان، بايد از نقطه‌اي آغاز کنيم که جوان علاقه مند است و به گونه‌اي عمل کنيم که او در تربيت خود، احساس اجبار و تحميل عقيده نکند.

دوستان جوان

جواني، ابتداي ورود به زندگي اجتماعي است. جوان براي رسيدن به استقلال بيش‌تر که يکي از ويژگي‌هاي اين دوران است، از خانواده دور مي‌شود و به دوستان خود روي مي‌آورد. در اين ميان، تأثير دوستان مي‌تواند بيش از نقش خانواده باشد. يک دوست بد و فاسد ميان دوستان خوب، همچون ميوه پوسيده‌اي است که ميان ميوه‌هاي سالم جعبه‌اي قرار دارد. همان گونه که اين ميوه پوسيده مي‌تواند ميوه‌هاي فراواني را بر اثر گذر زمان خراب کند، دوست بد نيز مي‌تواند افراد بسياري را مانند خود فاسد سازد. امام علي عليه السلام مي‌فرمايد: «کسي که ناسنجيده با ديگران پيمان دوستي مي‌بندد، ناچار بايد به رفاقت اشرار و افراد فاسد تن در دهد».

جوانان بايد در انتخاب دوست و هم نشين خود بسيار دقت کنند و کساني را به دوستي برگزينند که ايماني پاک و انديشه‌اي سالم دارند. دوست خوب و شايسته، انسان را به داشتن شخصيتي سالم و عملکردي درست فرامي‌خواند. همچنين «از دست دادن اين گونه دوستان، سبب غربت و تنهايي انسان مي‌شود» و «نشان دهنده ناتواني فرد در نگه داري دوست خوب است».

تکريم جوان

اسلام درباره بزرگ شمردن شخصيت فرزندان و جوانان و احترام گزاردن به آنان، راهکارهايي ارائه داده است که عمل به آن‌ها، تربيت صحيح اسلامي را در پي خواهد داشت. پيامبر گرامي اسلام، فرزند را در طول هفت سال سوم زندگي، وزير و مشاور مي‌خواند.

از اين سخن درمي يابيم هنگامي که فرزند به سن تکليف رسيد، ديگر نبايد با او برخورد کودکانه کرد، بلکه‌ جوان پرشور و پرتواني است که در کارها مي‌توان با او مشورت کرد. اين کار براي رشد شخصيت جوان و سهيم کردن وي در امور زندگي و جامعه، لازم است. اگر بزرگي و احترام جوان حفظ شود، هرگز گرفتار عقده خودکم بيني نخواهد شد و به سادگي در دام افراد منحرف گرفتار نخواهد آمد.

اطرافيان و مربيان جوان بايد بدانند که جوان، دوره ويژه و حساسي را مي‌گذراند و دانش و تجربه او اندک و ناچيز است. پس نبايد در برابر اشتباه‌ها و کوتاهي‌هاي نوجوان، با تضعيف شخصيت و سرزنش‌هاي بي حد، او را از صحنه فعاليت‌هاي اجتماعي و مذهبي بيرون راند؛ زيرا در اين صورت، او با احساس حقارت، خود را ضعيف و آسيب پذير مي‌بيند و به جاي حل مشکلات، تن به خواري و پستي مي‌دهد و با گرفتار شدن در دام گروه‌هاي فاسد، خود را به ناپاکي‌ها آلوده مي‌سازد. روزهاي جواني، بهترين دوران سازندگي شخصيت جوان است. ازاين رو، اگر احترام واقعي جوانان حفظ شود و آن‌ها را به‌عنوان عنصري مفيد و مؤثر در امور جامعه به کار گيرند، زمينه همکاري‌هاي دوستانه و روبه رشد آن‌ها نيز فراهم مي‌شود.

الگوي مناسب

يکي از ويژگي‌هاي دوران جواني، الگوپذيري است. جوان به دنبال شخصي مي‌گردد تا رفتارش را با او تنظيم و از رفتارهايش تقليد کند. نوجوان و جواني که شيفته مقام علمي، هنري و ورزشي فردي مي‌شود، در نتيجه اين شيفتگي، درصدد برمي آيد که خود را در نوع لباس پوشيدن، نشست و برخاست و راه رفتن و سخن گفتن، به الگو نزديک تر و با او هماهنگ تر سازد.

گاهي اين علاقه مندي به جايي مي‌رسد که جوان، بدي‌ها و زشتي‌هاي فرد الگو را نمي‌بيند و او را از هرگونه عيب و نقص، پاک مي‌پندارد. حضرت علي عليه السلام فرمود: «چشم انسان علاقه مند از ديدن عيب‌هاي محبوب خويش نابيناست و گوشش در شنيدن زشتي‌هاي وي ناشنواست».

الگو قرار دادن افراد ناشايست که نقشي در کمال و موفقيت انسان ندارند، جوان را از شکوفا شدن استعدادهايش بازمي دارد و جوان بر اثر شبيه سازي خويش با الگوهاي نامناسب، اخلاق آنان را نيز در خود جلوه گر مي‌سازد. اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي‌فرمايد: «بي خردي است که از هر صدايي، پيروي و با هر بادي به سمتي حرکت کني».

بنابراين، شناختن حدود و منزلت الگوها و ضد الگوها ضروري است تا قدرت و شهرت و موقعيت، يگانه معيار الگوسازي نشود. براي اين کار، جوان بايد با پندها و رفتار اسوه‌هاي متعالي دين هماهنگ شود تا هيچ گاه از شخصيت اسلامي و اعتقادي خود دور نگردد. از نظر آموزه‌هاي ديني و اسلامي، هدف اصلي تقليد و پيروي از الگوها، دست يابي به حق و حقيقت از راه رشد فکري و معرفتي است و اين امر، تنها در سايه پيروي از الگوهاي شايسته امکان پذير است، چنان که خداوند در قرآن کريم تذکر مي‌دهد: «آيا آن که مردم را به حق رهبري مي‌کند، سزاوار پيروي است يا کسي که هدايت نمي‌کند، مگر آن‌که خود هدايت شود؟» حضرت موسي عليه السلام، هدف خود را از پيروي خضر عليه السلام‌، بهره مند شدن از آموزش همراه با رشد و تعالي ذکر مي‌کند. امام صادق عليه السلام نيز انسان را از اين‌که بدون دليل محکم، الگويي را انتخاب و او را در همه گفته‌ها و کردارش، تأييد و تصديق کند، برحذر مي‌دارد.

رسانه‌هاي جمعي

امروزه رسانه‌هاي جمعي در شکل دهي شخصيت و فرهنگ افراد جامعه نقش برجسته‌اي برعهده دارند؛ زيرا بيش‌تر مردم جامعه به ويژه جوانان، وقت زيادي را براي خواندن مجله و روزنامه يا تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني و رفتن به سينما مي‌گذرانند. بنابراين، چگونگي عملکرد اين وسايل ارتباط جمعي در بازتاب باورها و ارزش‌هاي پذيرفته شده افراد جامعه، در روي آوردن مردم به آن‌ها يا انحراف از آن‌ها بسيار اثرگذار است.

رسانه‌ها با توجه به توان مندي‌هاي خود، گاه مي‌توانند يکي از عوامل مهم دگرگوني ارزش‌ها و باورها باشند. در برنامه‌هايي که ارزش‌هاي مادي، ثروت، نابرابري، سودجويي و تجمل گرايي، به‌عنوان ارزش‌هاي مثبت معرفي مي‌شوند و در مقابل، ارزش‌هاي معنوي و مذهبي پيرو ارزش‌هاي مادي هستند، چگونه مي‌توان از نوجوان و جوان انتظار داشت به باورها و ارزش‌هاي ديني خويش پاي بند باشد؟ ازاين رو، صاحبان رسانه هرگز نبايد بنا بر خواسته‌هاي شخصي خود عمل کنند، بلکه بايد با در پيش گرفتن راهي درست، جامعه را به جاده سلامت و رستگاري رهنمون شوند.

طوبي، شماره 17

ام براء دختر صفوان بن هلال

از زنان پيشاهنگ در تبليغ دين، ام‌براء دختر صفوان بن هلال بود. او از بانوان فعال و پرخروش اردوگاه امام علي(ع) بود كه در راه شناساندن خاندان پيامبر كوشش‌ها كرد و در طول زندگي پربارش با زبان شعر و ادب به امام خود ياري رساند. بينش ژرف ديني و سياسي ام براء، سبب شد دشمن را در پنهان‌ترين چهره تشخيص دهد و در راه رسوا كردن چهره اهريمنانه و منافقانه او بكوشد. ام براء در سروده‌هاي خود، بي‌تفاوتي، مسؤوليت‌‌گريزي و عافيت‌طلبي را نكوهش مي‌كرد و مردم را به جهاد و تلاش فرا مي‌خواند.

وي در گفته‌ها و شعرهاي كلامي و حماسي خود، فضايل و شايستگي‌هاي امام علي(ع) را براي جانشيني پيامبر برمي‌شمرد و او را برترين مردم پس از پيامبر و مظهر دادگري و عدالت مي‌خواند.

ام براء در جريان كارزار سهمگين صفين، به مردم درس شهامت و اميد و جهاد مي‌داد و آنان را به دفاع از امام زمان برمي‌انگيخت.

عشق بي‌شائبه او به خاندان پيامبر، به وي نيرو مي‌داد و پايداري و نشاط و عزم او را در دفاع از حقيقت دوچندان مى‌‌كرد و در طول زندگي در برابر سنگدل‌ترين و كينه‌توزترين دشمنان علي(ع) چون كوه استوار بود.

ام براء، روزي از معاويه اجازه ملاقات خواست. به وي اجازه داده شد. او در حالي كه به تن سه زره (خودبافته) و عمامه‌اي بر سر داشت وارد شد و پس از سلام نشست. معاويه گفت: «اي دختر صفوان چگونه‌اي؟» گفت: « در حال خوبي، پس از قدرت، ضعف و سستي است و پس از نشاط كسالت و خستگى.»

معاويه (با ياد آوردن خاطرات جنگ صفين) از ام براء پرسيد: «بين امروز و روزي كه (در جنگ صفين در حمايت از علي شعر مي‌سرودي) چقدر فاصله است؟ روزي كه مي‌گفتي:

«اي عمرو از شمشير تيز و برنده و سستي ناپذير غافل مباش،

اسب خود را به سرعت زين كن و آماده كارزار شو و فرار را فراموش كن.

به دعوت امام پاسخ ده و پشت پرچمش حركت كن.

و دشمن را با شمشير برنده و بران، تار و مار گردان

اي كاش زن نبودم و ارتشيان فاجر و نابكار را از او دور مي‌ساختم.»

معاويه گفت: تو كسي هستي كه اگر آن روز برگردد، تو هم باز خواهي گشت. ولكن علي(ع) در زير خاك پنهان شده و تو زنده‌اى.

دوباره پرسيد: «در مرگ او چه سروده‌اي؟»

ام‌براء پاسخ داد: «فراموش كرده‌ام.» برخي از هم‌نشينان معاويه گفتند كه وي اين اشعار را در رثاي علي(ع) گفته است:

اي مردان! وحشت و هراس، مصيبت بسيار بزرگ است و شوخي‌بردار نيست

در فقدان امام و رهبر ما، خورشيد گرفت؛ كه او بهترين خلايق و امام عادل و دادگر است.

اي بهترين كسي كه بر مركب سوار شده و بهترين كسي كه بر خاك قدم برمي‌دارد از برهنه پا و رونده با پاپوش.

اي پيامبر! نيروهاي ما متزلزل گرديد و حق در برابر باطل به خاك افتاد.

معاويه گفت: «خدا تو را بكشد‌اي دختر صفوان! تو چيزي براي گفتن باقي نگذاشته‌اي، حال براي چه حاجت و كار نزد من آمده‌اى؟»

ام براء گفت: «پس از اين سخنان هيهات كه از تو چيزي بخواهيم. سپس برخاست و رفت.»

منبع: راسخون

حكايتي عجيب از علامه طبرسى

معروف است كه در تخريب اطراف حرم مطهر حضرت رضا عليه السّلام كه سال‌ها قبل صورت گرفت، قبر علامه طبرسى ويران شد، شاهدان عينى ديدند كه پيكر مقدس او تر و تازه مانده است با اين‌که حدود هشت قرن و نيم از رحلت ايشان مى‌گذشت.
از حكايت‌هاى مشهورى كه به مرحوم طبرسى نسبت مى دهند اين است که:
سكته سنگين بر او عارض شد به گونه‌اي كه بى‌حركت به زمين افتاد، بستگان و حاضران تصور كردند كه از دنيا رفته است (با توجه به اين‌که وسائل طبّى در آن زمان، به‌خصوص در قريه‌اي مثل سبزوار نبود) بدن او را برداشته، غسل و كفن نمودند و دفن كردند و طبق معمول به خانه‌هايشان بازگشتند.
ناگهان به هوش آمد ولى خود را در قبر يافت، متوجّه خداى مهربان شد و نذر كرد هرگاه از آن تنگناى قبر نجات پيدا كند و سلامتى خود را باز يابد، كتابى در تفسير قرآن، تأليف نمايد.
اتفاقا يکي از كفن دزدها در كمين قبر او بود، و تصميم گرفته بود قبر وي را نبش كرده، كفن او را بدزدد.
كفن دزد در بيابان خلوت، مشغول خراب كردن قبر او شد، خشت‌هاى لحد را برداشت، بند كفن را گشود، و همين كه خواست كفن را از بدن علامه طبرسى بيرون آورد، علامه دست او را گرفت.
كفن دزد به شدت ترسيد، سپس علامه با وي سخن گفت. دزد بيش‌تر ترسيد، ولى علامه جريان را برايش بازگو نمود و به او گفت: مترس. آن‌گاه كفن دزد، علامه طبرسى را به دوش گرفت و او را به منزلش برد.
علامه، كفن‌هاى خود را به كفن دزد داد و اموال بسيار به وي بخشيد، و او به‌ دست علامه طبرسى، توبه كرد.
سپس علامه به نذر خود وفا كرد و تفسير گرانقدر مجمع البيان را كه در ده جلد به عربى است، به نگارش درآورد.
داستان دوستان، ج 2

 خواص باور نکردني گلابي   

گلابي ميوه‌اي خوش طعم است که سرشار از ويتامين‌ها و عناصر معدني است و خوردن آن در گرماي تابستان مي‌تواند علاوه بر تامين مواد ضروري براي بدن، اندکي از تشنگي را نيز رفع كند.

 گلابي داراي 76 تا 83 درصد آب، 6 تا 12 درصد مواد قندي مانند دکستروز ولوز(غالبا عاري از ساکارز)، يک تا دو درصد اسيدهاي آلي آزاد مانند اسيد ماليک و سيتريک، تانن، پکتين، انورتين آسپاراژين (خصوصا در ميوه‌هاي جوان) است.گلابي سرشار از ويتامين‌هاي A,B1,B2,C و عناصري مانند فسفر، سديم، کلسيم، منيزم، گوگرد، پتاسيم، کلر، روي، مس، آهن، منگنز، يد و ارسنيک است.

پوست درخت گلابي اثر قابض دارد و برگ آن اثر مدر و آرام کننده دارد و از آن در موارد ورم مثانه، وجود باکتري در ادرار و وجود سنگ در مجاري ادراري استفاده مي شود.

برگ درخت گلابي در رفع عفونت مجاري ادراري موثر است و با مصرف آن اسيد اوريک دفع مي‌شود.

گلابي ميوه‌اي خوش طعم است که البته در مصرف آن به حالت خام نبايد افراط شود زيرا معده‌هاي ضعيف آن را به خوبي هضم نمي‌کنند اين در شرايطي است که هضم گلابي پخته آسان است و اثر ملين دارد.

گلابي داراي اثر از بين برنده اسيداوريک در بدن است ضمن اين که اثر ملين و تامين کننده عناصر معدني بدن را نيز دارد.

گلابي براي مبتلايان به بيماري قند خون ميوه‌اي مناسب بوده و در رفع کم خوني و خستگي عمومي موثر است ضمن اين که غذاي خوبي براي زنان باردار است. با مصرف مقادير زيادي گلابي در چند روز، مشروط به اين که اغذيه ديگري خورده نشود، فشار خون به صورت قابل ملاحظه‌اي پايين مي‌آيد.

گلابي داراي گياهي به صورت درختچه و به ارتفاع چند متر و يا به صورت درخت و داراي ساقه‌اي به بلندي 10 تا 20 متر است. از مشخصات گلابي اين است که ريشه‌اي عميق و برگ‌هايي ساده، صاف و دندانه‌دار دارد و ميوه آن مخروطي شکل، گوشت دار و خوراکي است. قسمت مورد استفاده درخت گلابي، برگ‌هاي جوان، پوست ساقه و ميوه آبدار، معطر و خوش طعم آن است.

گلابي با نام علمي «Pyrus communis L» به تيره گل سرخ تعلق دارد.

 چربي ها و نقش آنها در بدن   

 قسمت سوم و پاياني

هدف از درمان در اين افراد کاهش ميزان شيلوميکرون در خون مي باشد . همه نوع چربي بايد در رژيم غذايي محدود شود.در نوع دوم ميزان LDL خون بدلايل مختلفي افزايش مي يابد. در اين افراد LDL و کلسترول خون بالا مي باشد . در اين افراد بايد با استفاده از رژِيم غذايي و مصرف دارو ميزان کلسترول را تحت کنترل درآورد .

در نوع سوم ميزان VLDL و کلسترول خون بالا است . ( بنابراين ميزان تري گليسريد خون بالا مي باشد ) . در اين افراد هم بايد با استفاده از رژيم غذايي و دارو چربي خون در حد نرمال حفظ شود.

در نوع چهارم ميزان تري گليسريد بالاست . ميزان کلسترول نرمال و يا کمي بالاست. اين نوع چربي خون معمولا مي تواند با اختلال در متبوليسم قند ( مقاومت به انسولين ) و چاقي همراه باشد. رژيم محدوديت مصرف چربي و افزايش مصرف کربوهيدراتها مي تواند سبب افزايش سطح چربي باشد. کاهش وزن ، عدم مصرف الکل ونيز رعايت در صرف کربوهيدراتها لازم است.در نوع پنجم ميزان تري گليسريد بالا ست و علاوه بر آن ميزان شيلوميکرون هم بالاست. علايم با مصرف الکل و چربي تشديد مي شود . افزايش اسيد اوريک ، عدم تحمل گلوکز و چاقي مي تواند وجود داشته باشد. خطر اصلي در اين افراد پانکراتيت مي باشد. رعايت رژيم غذايي ، کاهش وزن و دارو براي کنترل چربي لازم است .به گزارش سايت پزشکان بدون مرز ، گاهي هم افزايش چربي خون ثانويه به وجود بيماريهاي ديگر مي باشد. مانند مصرف الکل ، ديابت کنترل نشده ، مشکلات کبدي و مصرف داروها ( مانند استروژنها ، قرص هاي پيشگيري از بارداري ، رتينوئيدها ، تيازيدها و کورتون) .

• آزمايش چربي خون :

آزمايش چربي خون، شامل اندازه گيري کلسترول کل، کلسترول HDL (خوب)، کلسترول LDL (بد) و تري‌‌گليسريد مي‌شود

تري‌گليسزيد نوعي از چربي که در نتيجه مصرف مواد قندي بالا مي‌رود.

براي اندازه‌گيري دقيق چربي‌هاي خون بايد 9 تا 12 ساعت پيش از خون گرفتن چيزي به جز آب نخوريد و ننوشيد.

ميزان کلسترول و تري‌گليسريد خون معمولا به ميلي‌گرم کلسترول در دسي‌ليتردر خون اندازه‌گيري مي‌شود. اين ميزان‌هاي در برخي از کشورها اين ميزان به ميلي‌مول در ليتر اندازه‌گيري مي‌شود.

اين جدول‌ها ميزان‌هاي طبيعي و غيرطبيعي انواع چربي‌هاي خون را نشان مي‌دهد.

ميزان کل کلسترول (ميلي‌گرم در دسي‌ليتر) ميزان کل کلسترول ( ميلي‌مول در ليتر)

ميزان کل کلسترول (ميلي‌گرم در دسي‌ليتر) ميزان کل کلسترول ( ميلي‌مول در ليتر)

کلسترول خون چقدر بايد باشد؟

از آنجايي که ميزان کلسترول بد يا LDL بيشترين رابطه را با بروز بيماري قلبي دارد، هدف اصلي درمان‌هاي پايين‌‌آورنده کلسترول خون، اين جزء است. اما موضوع به سادگي در جدول‌‌هاي‌ بالا آمده است، نيست، و ميزاني از LDL که در آن بايد درمان را شروع کرد، بسته به عوامل خطرساز براي بيماري قلبي در شما فرق مي‌کند.

در اغلب افراد هدف درمان کاهش ميزان LDL به زير 130 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر است. اما اگر شما عوامل خطرساز براي بيماري قلبي داشته باشيد، ممکن است هدف از درمان رساندن LDL به زير 100 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر است و در افراد در معرض خطر بسيار زياد بيماري قلبي اين ميزان را بايد به زير 70 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر رساند.

• چه کساني را گروه پرخطر قرار مي‌گيرند؟

اگر سابقه حمله قلبي داشته‌ايد يا ديابت يا بيماري شريان کاروتيد يا شريان‌هاي محيطي داريد، شما در رده “بسيار پرخطر” قرار مي‌گيريد که بايد ميزان LDL شما بايد به زير 70 ميلي‌گرم در دسي‌ليتر برسد.

همچنين اگر دو يا تعداد بيشتري از عوامل خطر ساز زير را نيز داشته باشيد،‌ در گروه “بسيار پرخطر” قرار مي‌گيريد:

سيگار کشيدن.

فشار خون بالا.

ميزان پايين کلسترول خوب يا HDL.

سن بالاتر از 45 در مردان و سن بالاتر از 55 در زنان.

بالا بودن ميزان ليپوپروتئين (a).

اگر کمتر از دو عامل خطر ساز بالا را داريد،‌ بايدLDL را به زير 100 رساند.

 9ماجراي طبي، 9 چاره طبيعي   

حدود 45 درصد از آمريکايي ها براي رهايي از هزينه هاي سنگين درمان به مصرف خوراکي هاي طبيعي روي مي آورند تا از ابتلا يا پيشرفت بيماري ها پيشگيري کنند. واقعا وقتي مي شود با صرف هزينه اي اندک از شر برخي بيماري ها خلاص شد، چرا بايد هزينه هاي سنگين درمان را متحمل شد؟

به گزارش سلامت نيوز به نقل پرشين پرشيا از شناخت خواص خوراکي هاي طبيعي در دسترس و ارزان قيمت مي تواند کمک تان کند گاهي زودتر به داد خودتان برسيد. البته ناگفته نماند که براي انجام هريک از اين روش ها بايد نظر پزشک تان را هم جويا شويد و از درمان هاي خودسرانه پرهيز کنيد تا گرفتار عوارض ناخواسته اين درمان هاي طبيعي نشويد....

1) نمک و پاي ورزشکاران

يکي از مشکلاتي که اکثر ورزشکاران و گاهي غيرورزشکاران با آن دست به گريبان اند، مشکلات مربوط به پاهاست. تعريق بيش از حد و بوي نامطبوع، به وجود آمدن قارچ هاي پوستي بين انگشتان و سفتي پوست، به خصوص در پاشنه و انگشت شست پا، از جمله اين مشکلات هستند. دکتر سوزان لوين، متخصص بيماري هاي داخلي، به کليه افرادي که به نوعي با هر کدام از اين مشکلات مواجه هستند توصيه مي کند روزانه 5 تا 10 دقيقه پاهاي شان را در محلولي حاوي يک ليتر آب گرم که با دو قاشق چاي خوري نمک ترکيب شده است، قرار دهند.

2) ليمو و جاي جوش

دکتر آدري کيونين، متخصص پوست ومو، مي گويد: «شما مي توانيد براي از بين بردن جاي جوش هاي صورت تان، روزي 10 تا 15 دقيقه يک قطعه از ليموترش تازه را روي پوست تان بگذاريد و بعد از 12 هفته از داشتن پوستي صاف و شفاف لذت ببريد.» وي اسيد موجود در آب ليموترش تازه را سبب از بين رفتن جاي جوش ها دانسته و تاکيد مي کند: «اگر پوست خشکي داريد، بهتر است که از اين روش استفاده نکنيد.»

3) روغن زيتون و اگزما

خشکي و خارش شديد پوست در بيماري اگزما بسيار آزاردهنده است. اگر از اين بيماري پوستي رنج مي بريد و داروهاي شيميايي هم حساسيت پوست تان را بيشتر کرده، مي توانيد روزي چند نوبت يک قاشق چاي خوري روغن زيتون را روي تقريبا هر 5/2 سانتي متر از پوست مبتلا بماليد و اگر بيماري تان شديد و پيشرفته است، منطقه چرب شده را با يک پوشش پلاستيکي هم بپوشانيد.

4) شير و آرامش

«اگر مي خواهيد پيش از خوابيدن به آرامش کامل برسيد و با ذهني آرام يک خواب لذت بخش را تجربه کنيد، نيم ساعت قبل از خواب يک ليوان شير گرم بنوشيد.» اين جملات را دکتر برنارد ويتون، روان پزشک، مي گويد و ادامه مي دهد: «اسيدآمينه اي به نام تريپتوفان در شير وجود دارد که افزايش اش در بدن سبب القاي حس آرامش به فرد مي شود.»

5) سرکه سيب و ضرب ديدگي

محققان دانشگاه واشنگتن مي گويند سرکه سيب يکي از موثرترين مواد براي مبارزه با بيماري هاي التهابي است. بنابراين اگر قسمتي از بدن تان دچار ضرب ديدگي شده و ورم کرده، روزي چند نوبت يک دستمال پارچه اي را به سرکه سيب آغشته کنيد و روي قسمت متورم بماليد يا روزي دو بار خميري مرکب از سرکه سيب و سفيده تخم مرغ را به مدت يک ساعت روي بخش ضرب ديده بگذاريد.

6) چاي بابونه و ميخچه

دکتر لوين، آسان ترين راه براي از بين بردن ميخچه پا را قرار دادن آن به مدت دو ساعت در روز در چاي بابونه مي داند. او مي گويد که اين چاي بهترين ماده براي نرم کردن پوست سفت شده هم به شمار مي آيد. در ضمن اگر ديديد که پوست تان بعد از قرار گرفتن در چاي بابونه رنگ گرفت، اصلا نگران نشويد. مقداري آب ولرم و صابون ملايم مي تواند مشکل شما را خيلي سريع حل کند.

7) جوش شيرين و عفونت ادراري

به گفته دکتر لارين گيل اسپاي، اورولوژيست، جوش شيرين با قليايي کردن محيط مثانه باعث جلوگيري از تکثير باکتري ها مي شود، بنابراين اگر به عفونت دستگاه ادراري مبتلا شده ايد و به پزشک هم دسترسي نداريد، روزي يک ليوان آب که با يک چهارم قاشق چاي خوري جوش شيرين مخلوط شده است را بخوريد و در اولين فرصت ممکن به پزشک مراجعه کنيد.

8) زنجبيل و دل درد

اين گياه معجزه گر بهترين درمان براي دل دردهاي ساده و حتي دل دردهاي دوران بارداري و قاعدگي محسوب مي شود. مطمئن باشيد که اگر دل درد به سراغ تان بيايد، با نوشيدن روزي دو ليوان چاي زنجبيل مي توانيد از دست آن خلاص شويد. براي درست کردن چاي زنجبيل هم کافي است يک قاشق غذاخوري زنجبيل تازه را در يک قوري آب داغ بريزيد و 10 دقيقه منتظر شويد تا چاي تان خوب دم بکشد و آماده نوشيدن شود.

9) عسل و خراش پوستي

اين خوراکي شيرين و خوش مزه، حاوي 3 ماده موثر و مفيد براي درمان زخم هاي ناشي از بريدگي يا خراش است؛ شکر براي از بين بردن رطوبت و در نتيجه از بين رفتن باکتري ها و پراکسيد هيدروژن براي ضدعفوني کردن. پس شما مي توانيد براي درمان بريدگي هاي سطحي تان به سادگي از اين ماده شفابخش استفاده کنيد.

چکار کنیم تا کودکانمان شاد وبا استعداد باشند.

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید.

دوران کودکی همواره به عنوان بهترین و شاد‌ترین دوره زندگی انسان شناخته شده است. کودکی دنیائی از معصومیت و پاکی در کنار شادی و سبکبالی را در ذهن تداعی می‌کند.اما مسئله اینجاست که شادی و نشاط آموختنی نیست و شکوفایی استعدادهای او هم نباید بدون در نظر گرفتن علائق او باشد.

شاید شما نتوانید به فرزند خود یاد بدهید که خوشحال باشد ولی فراهم کردن امکانات و بستر مناسب برای خوشبختی و شاد زیستن فرزند، هدیه‌ای است که فقط شما می‌توانید به فرزندتان بدهید. در همین رابطه ما روشهایی را به شما پیشنهاد می‌کنیم که می‌توانند شما را در فراهم کردن این خوشبختی در سایهٔ به ظهور رساندن استعدادهای خدادادی او، به فرزندتان یاری دهند.

۱. به فرزند خود اجازه دهید علائق خود را کشف کند. به بازی‌ها و فعالیتهایی که او انتخاب می‌کند توجه نشان دهید. این گونه بازی‌ها می‌تواند اطلاعات بسیاری درباره استعدادهای نهفته فرزندتان در اختیار شما قرار دهد.

۲. فرزند خود را روی طیف وسیعی از تجارب قرار دهید. این امر باعث فعال شدن استعدادهای نهفته می‌گردد. فکر نکنید چون او علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، بنابراین استعدادی هم در آن زمینه ندارد.

۳. بگذارید مرتکب اشتباه شود. اگر همه کار‌ها را به طور کامل و بی‌نقص انجام دهد، هرگز برای کشف و گسترش یک استعداد، خطر نخواهد کرد.

۴. سؤال بپرسید. با پرسیدن سؤالهای اساسی از قبیل: چرا آسمان آبی است؟ به کودک خود کمک کنید تا با شگفتیهای دنیا مواجه شود. به اتفاق هم پاسخ سؤال را بیابید.

۵. پروژه‌های خانوادگی ویژه‌ای را طرح ریزی نمایید. فعالیتهای مشترک می‌تواند استعدادهای جدید را بیدار کند و گسترش دهد.

۶. کودک را مجبور به یادگیری نکنید. این امید که برای پیشرفت و رشد دادن استعدادهای کودکان، باید هر روز درسهای خاصی را به آنان آموخت، ممکن است آنان را مضطرب یا دلزده سازد.

۷. انتظارات سطح بالایی داشته باشید، اما این انتظارات باید واقع بینانه باشند.

۸. در انجام کار‌ها، کودک خود را سهیم کنید. بگذارید او با انجام کار‌ها موفقیت را در ذهن خود مجسم کند. بگذارید ببیند که شما درگیر فعالیتهای معنادار هستید و به او اجازه دهید درگیر این فعالیت‌ها شود.

۹. محیطی را فراهم آورید که به لحاظ تحریکات حسی غنی باشد. مواد و اسبابهایی را در خانه قرار دهید که حواس کودک را تحریک می‌کنند، موادی از قبیل: نقاشی با انگشت، آلات موسیقی و عروسک‌های خیمه شب بازی.

۱۰. شور و اشتیاق خود را به یادگیری فعال حفظ کنید.

۱۱. کودک خود را با برچسب زدن به او محدود نکنید. این برچسب‌ها ممکن است شرایطی را به او تحمیل نماید که با استعدادهای ذاتی‌اش همخوانی ندارند.

۱۲. به عنوان خانواده و با یکدیگر به بازی بپردازید.

۱۳. برای فعالیتهایی نظیر خواندن، گوش دادن به موسیقی و صحبت کردن برنامه زمانی منظم در نظر بگیرید.

۱۴. مواردی را برای کودک در نظر بگیرید که همواره بتواند با رجوع به آن‌ها به دنیای خود دسترسی داشته باشد.

۱۵. بگذارید فرزندتان به فعالیتهای گروهی که مورد علاقه‌اش هستند، بپردازد.

۱۶. برای پرورش خلاقیت کودک خود داستانهای طنز آمیز برایش بخوانید.

۱۷. فعالیتهایی را که فرزندتان انجام می‌دهد مورد انتقاد یا قضاوت قرار ندهید. اگر احساس کند مورد ارزشیابی قرار می‌گیرد، احتمالا «شکوفاسازی استعدادهای خود را پیگیری نخواهد کرد.

۱۸. با کودک خود بازی کنید و از این طریق سرزندگی و شوخ طبعی خود را به او نشان دهید.

۱۹. خانواده را در موفقیتهای خود سهیم کنید. درباره اتفاقات خوشایندی که طی روز اتفاق افتاده‌اند، صحبت کنید تا عزت نفس او از این طریق افزایش یابد.

۲۰. کاری کنید که فرزندتان به کامپیو‌تر خانه، مدرسه یا یک کتابخانه عمومی دسترسی داشته باشد.

۲۱. به صحبتهای کودک خود گوش فرا دهید. چیزهایی که او به آن‌ها اهمیت بسیاری می‌دهد، می‌تواند سرنخی از استعدادهای خاصی باشد که از آن‌ها برخوردار است.

۲۲. فضای خاصی را در خانه برای پرداختن به فعالیتهای خلاقانه در نظر بگیرید.

۲۳. هنگامی که کارهای روزمره‌ای را که به عهده فرزندتان گذاشته‌اید، با موفقیت انجام می‌دهد، حس مسئولیتش را در انجام کارهای خانه مورد قدردانی قرار دهید.

۲۴. بصورت خانوادگی از مکانهای جدید دیدن کنید.

۲۵. بازی‌های بازپاسخ به فرزند خود بدهید. اسباب بازی‌هایی مانند سر هم کردن قطعات و عروسکهای دستی باعث تشویق بازیهای تخیلی می‌شود.

۲۶. بگذارید در روز تا حدی به رویا‌پردازی و کنجکاوی بپردازد.

۲۷. داستانهای الهام بخشی را بخوانید که قهرمانانشان در زندگی موفقیت‌هایی را کسب کرده‌اند.

۲۸. با دادن جایزه به فرزند خود رشوه ندهید. از مشوقهایی استفاده کنید که به کودک این پیام را منتقل می‌کنند که یادگیری نباید به خاطر گرفتن جایزه باشد.

۲۹. اجازه بدهید فرزندتان به گروههای همسالی بپیوندد که همگام با استعدادهای او هستند.

۳۰. برای برانگیختن علائق کودک، درباره خبرهایی که می‌شنوید، با او به بحث بپردازید.

۳۱. سوگیریهایی جنسیتی را تشویق نکنید. برای کودک خود هم اسباب بازی‌ها و فعالیتهای زنانه و هم مردانه تدارک ببینید.

۳۲. از مقایسه کودک خود با دیگران اجتناب ورزید. به او کمک کنید تا عملکرد فعلی خود را با عمکرد گذشته‌اش مقایسه کند.

۳۳. سعی کنید پدر یا مادری اقتدارگرا باشید.

۳۴. برای برانگیختن علائق و استعدادهای فرزندتان از موقعیتهای گروهی یا جمعی (خارج از منزل) بهره ببرید. با هم به کتابخانه، موزه، کنسرت، یا مسابقه بروید.

۳۵. پاداشهایی به فرزندتان بدهید که نقاط قوتش را تقویت می‌کند.

۳۶. کودکتان را به صحبت درباره آینده‌اش تشویق کنید. از دیدگاههای او حمایت کنید بدون آنکه به سمت حیطه یا رشته‌ای خاص هدایتش نمایید.

۳۷. کودک خود را با افراد جالب و موفق آشنا کنید.

۳۸. خانه خود را به عنوان فضایی برای یادگیری تلقی کنید. فضای آشپزخانه و آشپزی برای آموزش ریاضیات و علوم بسیار مناسب است.

۳۹. در احساسات با یکدیگر سهیم شوید. سرکوبی حوادث می‌تواند به سرکوبی استعدادهای کودک بیانجامد.

۴۰. کودک خود را تشویق به خواندن کنید.

۴۱. ابداعات و ساخته‌های کودک خود را به شوخی نگیرید.

۴۲. با کودک خود فعالیتهایی را انجام دهید که در ارتباط با علائق و استعداد‌هایش است.

۴۳. به کودک خود بیاموزید که به قوه شهود خویش اعتماد کند و به ظرفیت‌هایش اعتماد داشته باشد.

۴۴. به کودک خود حق انتخاب بدهید. این عمل، قدرت اراده او را مستحکم و حس نوآوری را در وی بیدار می‌کند.

۴۵. به کودک خود یاد بدهید که برای شکوفا ساختن استعداد خویش چگونه از کتاب‌ها استفاده کند. به عنوان مثال، برای یادگیری» درست کردن چیزی «از کتابهای» چگونه... «استفاده کند.

۴۶. در گوشه‌ای از خانه فضایی را برای به نمایش گزاردن ساخته‌ها و جایزه‌های کودک اختصاص دهید.

۴۷. کودک خود را تشویق کنید تا در حیطه‌هایی که با مشکل مواجه است، دست و پنجه نرم کند و کلنجار برود. به او کمک کنید تا با هر محدودیتی رو در رو شود.

۴۸. رابط بین دنیای واقعی و استعدادهای خاص کودک خود باشید. به او کمک کنید راهی برای نشان دادن استعداد‌هایش بیابد.

۴۹. کودک را با مطالبی آشنا کنید که درباره افتخارات و استعدادهای کودکان است. کتابهایی مانند» مهندس کوچکی که می‌توانست... «می‌تواند نگرش» می‌توانم انجام دهم «را تشویق کند.

۵۰. کودک خود را‌‌ همان طور که هست بپذیرید.

همه چیز درمورد کعبه

کعبه بنایی در میان مسجد الحرام در شهر مکه در کشور عربستان سعودی است و مقدس‌ترین مکان در دین اسلام به شمار می‌رود. نام کعبه اشاره‌ به چهارگوش ‌بودن این سازه دارد.

* البیت العتیق و البیت الله الحرام از نام‌های دیگر کعبه‌اند.

* کعبه ارتباط مستقیم به ارکان اسلام دارد؛ مخصوصاً فریضه حج که زیارت و طواف کعبه از ارکان حج است. همچنین در برپایی نماز نیز کعبه قبله‌گاه مسلمانان است.
 
* بنابر روایت‌ها، هنگامی که چشمه زمزم زیر پای اسماعیل از دل زمین جوشید، مردم در این منطقه و به سبب آب این چشمه جمع شدند و شهر مکه را تشکیل دادند و ابراهیم به فرمان خدا ساختمان کعبه را که در اثر طوفان نوح تخریب شده‌بود و در آن هنگام اثری از آن نبود، بازسازی کند.
 
* در قرآن در مورد کعبه گفته شده است: «اِنَ أَوَل بَیتٍ وُضِعَ لِلنَاسِ لَلَذی بِبَکَّةَ مُبَارَکاً وَهُداً لٍلعَالَمَینَ» (آل عمران). براساس برخی روایتها، ساختمان کعبه ۱۰ بار بنیان شده ‌است. به این ترتیب: بنیان الملائکه، بنیان آدم، بنیان شیث ، بنیان ابراهیم وپسرش اسماعیل، بنیان العمالقه ، بنیان جرهم ، بنیان مضر، بنیان قریش، بنیان عبدالله ابن زبیر و بنیان حجاج ابن یوسف الثقفی.

ساختمان کنونی کعبه از زمان حجاج بن یوسف ثقفی و بازسازی همان ساختمان در دوران خلافت سلطان مراد چهارم از پادشاهان عثمانی است که در سال ۱۰۴۰ (قمری) در اثر سیل در مسجد الحرام و تخریب آن، از نو بازسازی شد. این ساختمان استحکام کامل دارد، به طوری که تاکنون به‌همین شکل پابرجا و استوار مانده ‌است.
 
* ارکان کعبه: به هریک از چهار گوشه کعبه، رکن گویند و کعبه بر چهار رکن حجرالاسود، عراقی، شامی و یمانی بنا شده است.‌

* رکن حجر الاسود: سنگ سیاه آسمانی است. هنگام بنای کعبه توسط آدم، این سنگ را فرشتگان از بهشت آوردند و آدم آن را در گوشه‌ای از خانه نصب کرد. پس از بازسازی کعبه توسط قریش، این سنگ به دست محمد قبل از درب کعبه در رکن حجر اسود نصب شد و محل شروع طواف حجاج است.

* رکن یمانی: قبل از رکن حجر اسود قرار دارد. در اعتقاد مسلمانان (به ویژه شیعیان) محلی است که به اذن خدا شکافته شد تا فاطمه از آن داخل کعبه شود و علی داخل کعبه متولد شود.
 
هرگاه واژه رکن بدون پسوند به کار رود، مقصود از آن رکنی است که حجرالاسود در آن است. مسیر طواف، از رکن حجرالاسود آغاز شده، سپس به رکن عراقی می‌رسد و پس از آن به رکن شامی و سپس به رکن یمانی و آنگاه باز به رکن حجرالاسود می‌رسد و همین جا یک شوط پایان می‌یابد. برای مطاف حدی وجود ندارد و تا هر جای مسجد الحرام که طواف در آن طواف کعبه صدق کند، طواف مجزی است، ولی مستحب است که اگر اضطرار و ازدحام نباشد در میان کعبه و مقام ابراهیم انجام شود.

* بلندی خانه کعبه حدود ۱۵ متر و محیط آن ۴۴ مترمربع است.

* جزئیات اضلاع کعبه: طول ضلع در کعبه؛ یعنی از رکن حجر اسود تا رکن عراقی: ۱۱٫۶۸ متر
طول رکن عراقی تا شامی، سمتی که حجر اسماعیل در آن قرار دارد: ۹٫۹۰ متر
طول رکن شامی تا رکن یمانی: ۱۲٫۰۴ متر
طول رکن یمانی تا رکن اسود: ۱۰٫۱۸ متر

* سنگ بنای کعبه: دیوار کعبه بنای کعبه از سنگ‌های سیاه و سختی ساخته شده که با کنار زدن پرده از روی آن، آشکار است. این سنگ‌ها که از زمان بنای کعبه از سال ۱۰۴۰ (قمری) تاکنون بر جای مانده، از کوه‌های مکه به ویژه جبل الکعبه (در محله شُبَیکه مکه)، و جبل مزدلفه گرفته شده ‌است. سنگ‌ها اندازه‌های گوناگون دارند، به گونه‌ای که بزرگ‌ترین آنان با طول و عرض و بلندی ۱۹۰، ۵۰ و ۲۸ سانتی‌متر و کوچک‌ترین آنان با طول و عرض ۵۰ و ۴۰ سانتی‌متر است. پایه‌های آن از سرب مذاب ساخته شده‌ و بدین ترتیب بنایی نسبتاً استوار است. وروی دیوار آن آثار شکافته‌شدن دیوار که بنا به اعتقاد شیعیان هنگام وارد شدن فاطمه بنت اسد مادر امام علی(ع) به کعبه به وجود آمده است که بارها با سرب پرکرده‌اند ولی سرب‌هاباز شدند.
 
* درب کعبه: دروازه کعبه در دوران ابراهیم دو درگاه بدون در هم‌سطح زمین برای کعبه گشوده شد. در دوران جوانی محمد، قریش در هنگام بازسازی کعبه برای نخستین بار از درب چوبی در محل فعلی که بالاتر از زمین قرار دارد استفاده کردند.
آخرین در کعبه که از چوب ساج و نقره خالص است و با طلا و جواهرات مزین شده، در سالیان گذشته تعویض شده‌ است.

* حجرالاسود یا سنگ سیاه، از اجزای بسیار مقدس مسجد الحرام است و در رکن اسود کعبه در بلندی ۵٫۱ متری قرار دارد. این سنگ مقدس، پیش از اسلام و پس از آن همواره مورد توجه بوده‌است و در شمار عناصر اصلی کعبه است.
 
* قسمتی از دیوار و پایین دیوار کعبه را که در یک سوی آن حجرالاسود و در سوی دیگرش درب کعبه قرار دارد، "ملتزم" می‌نامند. این محل را از آن روی ملتزم می‌نامند که مردم در آن قسمت می‌ایستند و به دیوار ملتزم شده، می‌چسبند و دعا می‌خوانند. در روایتی آمده‌است که محمدصورت و دست‌های خود را روی این قسمت از دیوار قرار می‌داد. همچنین، از محمد نقل شده‌است که گفت: "ملتزم، محلی است که دعا در آن‌جا پذیرفته می‌شود."
 
* مستجار : محلی در پشت درب کعبه، کمی مانده به رکن یمانی، مقابل ملتزم و در سوی دیگر کعبه، دیوار کنار رکن یمانی را "مستجار" می‌نامند. "جار" به معنای همسایه و "مستجار" به معنای پناه‌بردن به همجوار و به صورت کلی‌تر "پناه بردن" است. این مکان نیز از مکان‌های پذیرفته‌شدن دعا است. زمانی که خانه کعبه دو در داشت، در دیگر آن در کنار مستجار بود که بسته شد.
 
* شاذروان همان برآمدگی‌هایی است که در اطراف کعبه قرار دارد و آن بخشی از کعبه ‌است که توسط قریش از ساختمان کعبه کاسته شد و اکنون همانند پوششی اطراف خانه را در برگرفته‌است. شاذروانِ کنونی از ساخته‌های سلطان مراد چهارم در هنگام ساختمان کعبه در سال ۱۰۴۰ (قمری) است. زمانی که در بازسازی‌های کعبه، ابعاد خانه قدری کوچک‌تر از بنای ابراهیمی آن شد، برای حفظ ابعاد اصلی، فضای عقب‌نشینی‌شده را با ساخت سکویی کم‌ارتفاع علامت‌گذاری کردند که "شاذَروان" نامیده شد و چون ملاک در طواف، حدّ اصلی کعبه است، فقها برای حصول شرط خروج طواف‌گزار از کعبه، طواف بر روی شاذروان را صحیح نمی‌دانند.
 
بنابراین، شاذروان همان سنگ مایلی است که بخش پایینی دیوار کعبه را تا روی زمین پوشانیده ‌است، و همین طور بخشی که در مقابل حجر اسماعیل به صورت پلّهی ساخته شده‌ که بلندی آن از سطح زمین ۲۰ سانتی‌متر و عرض آن ۴۰ سانتی‌متر است.

این پله جایگاه مردمی است که برای نیایش و تضرع به درگاه الهی بر روی آن می‌ایستند و سینه و شکم خود را بر کعبه قرار می‌دهند و دستان را بر بالای سر خود و بر دیوار کعبه می‌گذارند. علت آن‌که در این قسمت شاذروان قرار داده نشده این است که در بنای ابراهیم، حجر اسماعیل جزو خانه کعبه بوده‌است که در ساختمان قریش به علّت کمبود مال حلال از خانه کاستند و بر حجر افزودند.

همچنین در پایین درِ کعبه، شاذروان قرار داده نشده و به صورت پله‌ای صاف به طول ۳۴۵ سانتی‌متر ساخته شده‌ است که مردم در ملتزم بر آن می‌ایستند و دعا و نیایش می‌کنند. در بالای شاذروان حلقه‌های از مس قرار دارد که در هنگام پایین آوردن جامه کعبه (کسوة الکعبه) لب جامه به این حلقه‌ها می‌بندند تا جامه استوار باشد.

* حطیم : مساحت میان حجرالاسود و زمزم و مقام ابراهیم و قسمتی از حجر اسماعیل را "حطیم" می‌گویند. از مکان‌های محترم در مسجدالحرام است و مردم در این قسمت برای دعا جمع می‌شوند و به یکدیگر فشار می‌آورند. این که آیا حطیم تنها همان محدوده کنار حجرالاسود و باب کعبه را شامل می‌شود یا وسعت بیشتری دارد، اختلاف است. در روایتی از امام صادق (ع)، تنها همین موضع را حطیم می‌نامند. چنان که شیخ صدوق نیز آورده‌است که حطیم فاصله میان در کعبه و حجرالاسود را گویند، جایی که خداوند توبه آدم را پذیرفت.
 
* حجر اسماعیل فضایی است میان کعبه و دیواری نیم‌دایره به عرض حدود ۱۰ متر که از رکن عراقی تا رکن شامی را شامل می‌شود. دیواری است با بلندی ۳۰/۱ متر که قوسی‌شکل است. حجر اسماعیل یادگار زمان ابراهیم و اسماعیل و مدت زمانی پس از بنای کعبه است و قدمت و پیشینه آن به زمان بنای کعبه به دست ابراهیم می‌رسد.
 
نقل‌های تاریخی تاریخ‌نگاران حکایت از آن دارد که اسماعیل و مادرش هاجر در همین بخش زندگی می‌کردند. از امام صادق نقل شده‌است: «الحِجرُ بَیتُ إِسمَاعِیلَ وَ فِیهِ قَبرُ هَاجَرَ وَ قَبرُ إِسمَاعِیلَ» (۱۶) "حجر، خانه اسماعیل و محل دفن هاجر و اسماعیل است."
 
از آنجا که حجر اسماعیل داخل در مطاف است، می‌تواند نشانه‌ای بر بزرگی آن باشد. در اصل، حجراسماعیل جزئی از کعبه است. هرگاه باران بر بام کعبه ببارد، از ناودان رحمت در این فضا می‌ریزد.
 
گویا برای نخستین بار، منصور عباسی، حجراسماعیل را با سنگ‌های سفید پوشانید. پس از آن در دوره مهدی و نیز هارون الرشید عباسی این سنگ‌ها تعویض و نو شد.

* ناودان رحمت (به عربی: میزاب الرحمة) یا «ناودان طلا»، ناودانی از طلاست که بر بام کعبه نصب شده و به سمت حجر اسماعیل است. هرگاه باران بر بام کعبه ببارد، آب از ناودان در این فضای حجر اسماعیل می‌ریزد. به اعتقاد مسلمانان، اینجا مدفن اسماعیل و مادرش هاجر و بسیاری از پیامبران است. گویند آن را نخست حجاج بن یوسف ثقفی نهاد تا آب باران بر بام خانه جمع نشود. در روایت آمده‌است که دعا در زیر ناودان کعبه پذیرفته است.
 
* مقام ابراهیم : به محل ایستادن ابراهیم می‌گویند و سنگی است به طول و عرض ۴۰ سانتی‌متر و بلندی تقریبی ۵۰ سانتی‌متر که جای پای ابراهیم روی آن است و مقابل درب کعبه قرار دارد. رنگ آن میان زرد و قرمز متمایل به سفید است. طبق اعتقادات مسلمانان این مکان مربوط به زمانی است که ابراهیم دیوارهای کعبه را بالا می‌برد؛ آنگاه که دیوار بالا رفت، به اندازه‌ای که دست بدان نمی‌رسید، سنگی آوردند و ابراهیم بر روی آن ایستاد و سنگ‌ها را از دست اسماعیل گرفت و دیوار کعبه را بالا برد.
 
بر روی این سنگ، اثر پای ابراهیم مشخص است اما اثری از انگشتان او نیست. از زمان مهدی عباسی بدین سو، این سنگ با طلا پوشانده شد و در محفظه‌ای قرار گرفت تا آسیب نبیند. حج‌گزاران پس از طواف واجب، باید در پشت مقام ابراهیم، ۲ رکعت نماز طواف به جای آورند. نماز طواف نساء نیز پشت مقام ابراهیم خوانده می‌شود.
 
طبق آیات قرآن این مقام یکی از شعائر الهی است: «وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی» (بقره/۱۲۵)
 
* پرده کعبه بر روی کعبه پوششی سیاه رنگ وجود دارد که به آن "پرده کعبه" یا "جامه کعبه" (به عربی: کسوة الکعبه) گویند. نخستین کسی که خانه کعبه را پرده پوشانید تُبع حمیری پادشاه یمن بود. علی نیز همه ساله از عراق برای کعبه پرده‌ای می‌فرستاد. چون مهدی عباسی به خلافت رسید خادمان کعبه از انبوهی پرده‌ها بر روی کعبه شکایت کردند و گفتند بیم آن می‌رود که خانه صدمه ببیند. مهدی عباسی خلیفه مسلمین دستور داد پرده‌ها را بردارند و تنها یک پرده بر آن بگذارند و سالی یک بار آن را عوض کنند این سنت تا به امروز ادامه دارد. و بر آن آیه‌هایی از قرآن قلاب دوزی شده ‌است.

رزماري

 رزماري، گياه بومي منطقه مديترانه است. گل و برگ هاي اين گياه بوي تندي شبيه به کافور دارد.  رزماري علاوه بر کاربرد دارويي، در پخت و پز نيز استفاده مي شود.

- رزماري منبع عالي ويتامين E است و با راديکال هاي آزاد مقابله مي کند.

- روغن طبيعي آن مجراي تنفسي را باز مي کند.

- با ماليدن پودر رزماري روي بدن بوي ايجاد شده از باکتري و قارچ از بين مي رود.

- قبل از تميزکردن زخم، برگ هاي تازه را روي قسمت مورد نظر قرار دهيد تا مانع از عفوني شدن آن شود.

- دم کرده آن به طور طبيعي خستگي مفرط را برطرف مي کند.

- درد گال را با کمپرس سرد دم کرده اين گياه کاهش دهيد.

- تاثير ضد اسپاسمي دارد و ناراحتي هاي گوارشي را برطرف مي کند.

- آنتي اکسيدان آن مانع از تشديد بيماري آرتريت مي شود.

- براي پيش گيري از بروز آب مرواريد، دم کرده رزماري را به طور مرتب بنوشيد.

- تقويت کننده بدن است.

- سردرد را رفع مي کند.

- گردش خون را تحريک مي کند.

- درصورت مصرف منظم، عملکرد کليه را بهبود مي بخشد و جريان ادرار را افزايش مي دهد.

 چربي ها و نقش آنها در بدن   

قسمت دوم

چربي هاي اشباع شده :

چربي اشباع شده يا جامد بدترين نوع چربي ميباشد زيرا باعث بالا رفتن کلسترول خون شده و ايجاد گرفتگي عروق ومشکلات قلبي فراوان ميکند .از طرفي مصرف چربيهاي اشباع شده باعث سنگيني ، رخوت و سستي در بدن ميشوند . در يک رژيم غذايي مناسب حد اکثر 10درصد انرژي مورد نياز روزانه مي تواند از چربيهاي اشباع شده تشکيل شده باشد (سهم چربيها کلا 30درصد بود )

مواد غذايي حاوي چربي هاي اشباع شده عبارتند از :

روغن هاي جامد چربي موجود در سس ها

چربي موجود در گوشت قرمز چربي موجود در شيريني جات

چربي موجود در لبنيات چربي موجود درشکلات

کره و خامه چربي موجود در چيپس و پفک

غذا هاي سرخ شده در روغن چربي موجود در سوسيس و کالباس

چربي هاي اشباع نشده :

به گزارش خبرنگار سايت پزشکان بدون مرز ، حال اگر فقط دو تا از اتم هاي کربن موجود در ملکول روغن هر کدام يک هيدروژن از دست بدهند و بينشان يک پيوند دوگانه ايجاد شود چربي اشباع نشده تک پيوندي حاصل ميشود و اگردر ملکول چربي بيش از دو اتم کربن هيدروژن هايشان را از دست بدهند و بينشان پيوند دوگانه ايجاد شود چربي ايجاد شده چربي اشباع نشده چند پيوندي خواهد بود .

چربي هاي اشباع نشده در واقع چربي هاي خوب يا کم ضرر هستند که بايستي 20-30 درصد کالري مورد نياز شبانه روزي ما را تشکيل دهند . مواد غذايي حاوي روغن هاي اشباع نشده عبارتند از :

روغن زيتون – روغن آفتاب گردان – روغن کانولا – روغن هسته انگور – روغن ماهي – مغز گردو – روغن کنجد و ……..

چربي هاي اشباع نشده چربي هاي مفيد ميباشند . اين چربي ها در عروق رسوب نميکنند و در فعاليت هاي مغزي نقش مهمي دارند . در واقع هدف از بحث چربي ها معرفي اين گروه از چربي ها است که مصرف آنها بايستي در رژيم روزانه ما به صورت فرهنگ در ايند .

چربي ها يا روغن هاي اشباع نشده به صورت مايع مي باشند و در واقع چون اين روغن ها در برابر نور و حرارت آسيب پذيرند در صنعت اين روغنها را هيدروژنه کرده يعني پيوند هاي دوگانه آنها را شکسته و ظرفيت خالي را با هيدروژن پر ميکنند به اين ترتيب روغن اشباع شده جامد حاصل ميشود که ماندگاري بيشتري دارد ولي ضرر هاي جبران ناپذيري بر بدن وارد ميکنند .

براي آشنايي با اين مواد چند نمونه از چربي هاي شباع نشده و خواص آنها را برايتان ذکر مي کنيم :

امگا 3 :

يکي از اسيد هاي چرب ضروري خيلي مفيد اسيد چرب امگا 3 ميباشد که نقش بسيار مهمي در سيستم ايمني بدن و فعاليت سلولهاي مغزي دارد . اين ماده اثر مثبت و مفيدي بر روي قلب دارد و از لخته شدن خون جلو گيري مي کند .

طي تحقيقاتي در آمريکا مشخص شد دانش آموزاني که طي يک دوره مشخص دوز مشخصي از امگا 3 را مصرف کرده بودند در امتحاناتي که به صورت تستي بر گزار مي شد سرعت بيشتري در پاسخگويي به سوالات تستي نسبت به دانش آموزاني که امگا 3 مصرف نکرده بودند داشتند.

امگا 3 به مقدار زياد در گوشت ماهي و آبزيان يافت ميشود . اين ماده همينطور در روغن بادام ، روغن هسته انگور ، روغن زيتون ، روغن کانولا ، کنجد ، آجيل ها ، سويا و جوانه گندم موجود مي باشد .

DMAE :

ماده مفيد ديگري که در گوشت ماهي و آبزيان يافت ميشود ماده اي است به نام DMAE که يک آنتي اکسيدان قوي است و از سلولها در برابر عوامل سرطانزا جلوگيري ميکند ، نقش مهمي در تقويت حافظه دارد همچنين از زوال و پيري مغز جلوگيري مي کند .

قبلا توضيح داده شد که چربي موجود در ماهي نيز از نوع اشباع نشده و مفيد است . همچنين در بحث پروتئين ها خواهيد ديد که پروتئين ماهي نيز از بهترين انواع پروتئين ميباشد . دلايل ذکر شده در بالا و خواص ديگر اين ماده غذايي مفيد باعث شده که مصرف ماهي و آبزيان را حد اقل دو نوبت در هفته به شما توصيه کنيم .

پروستا گلندين ها :

پروستاگلندين مواد مهمي هستند در بدن ما که اين مواد از اسيد هاي چرب غير اشباع ساخته مي شوند . پروستاگلندين ها اعمال بسيار مهمي در بدن انسان انجام مي دهند که عبارتند از :

در تنظيم ارتباطات عصبي موثر است

در کنترل واکنش هاي التهابي نقش دارند

در کنترل فشار خون نقش دارند

در پروسه انعقاد خون نقش دارند

با بيان موارد ذکر شده اهميت چربي هاي اشباع نشده براي شما مشخص شد . حال با علم به اين مطالب سعي کنيد چربي هاي اشباع نشده را در غذا هاي روزانه خود جايکزين چربي هاي اشباع شده کنيد .

علايم چربي خون :

چربي هاي اصلي موجود در پلاسما عبارت است از کلسترول و تري گليسريد که به صورت متصل به پروتئين در پلاسما ( تحت عنوان ليپوپروتئين ها ) در گردش مي باشند. ليپوپروتئين هاي اصلي عبارت است از : شيلوميکرون ، VLDL, LDL. HDL .بيشترين نوع چربي که در خون جابجا مي شود تري گليسريد مي باشد که در شبانه روز در حدود 70 تا 150 گرم از آن وارد پلاسما شده و خارج مي شود. در صورتي که اين ميزان براي کلسترول 1 تا 2 گرم مي باشد.شيلوميکرون بزرگترين ليپوپروتئين مي باشد که تري گليسريد را از روده از طريق مجراي توراسيک به درون سيستم وريدي حمل مي کند. در مويرگهاي بافت چربي و بافت عضلاني در حدود 90 درصد اين تري گليسريد موجود در شيلوميکرون برداشته مي شود.از هيدروليز شيلوميکرون اسيد چرب و گليسرول حاصل مي شود که بدورن سلولهاي چربي و عضلات وارد شده و به مصرف انرژِي رسيده و يا ذخيره مي شود . مابقي توسط کبد برداشته مي شود. VLDL تري گليسريد توليد شده در داخل بدن را از کبد به مناطق محيطي مانند عضلات حمل مي کند. VLDL بعد از مدتي به IDL تبديل مي شود و بعد از 2 تا 6 ساعت به LDL تبديل مي شود که نيمه عمر آن در خون در حدود 2 تا 3 روز خواهد بود.بنابراين عمده ترين منبع LDL ، . VLDL مي باشد . در حدود 70 درصد LDL توسط کبد برداشته مي شود. قسمت مقدار کمي از آن که البته بسيار مهم هم مي باشد توسط ماکروفاز ها برداشته مي شود که به ديواره شريانها مهاجرت مي کنند و سبب تشکيل پلاکهاي اترواسکلروزي مي شوند.افزايش کلسترول خون مي تواند بدليل افزايش توليد و يا نقص در پاکسازي VLDL و يا افزايش تبديل VLDL به LDL باشد. افزايش توليد VLDL توسط کبد ميتواند ناشي از چاقي ، ديابت ، مصرف الکل ، سندروم نفروتيک و يا ناشي از عوامل ژنتيکي باشد . هر وضعيتي که سبب افزايش ميزان LDL و کلسترول خون مي شود اغلب سبب افزايش سطح تري گليسريد خون هم مي شود. نقص در برداشت LDL مي تواند ژنتيکي باشد. گاهي مسائل تغذيه اي هم در اين افزايش چربي نقش دارند.

افزايش 25 تا 40 ميلي گرم کلسترول از حد نرمال آن مي تواند ريسک ابتلا به بيماريهاي عروقي قلب را بالا ببرد.چربي بالاي خون به چند گروه مي تواند تقسيم بندي شود . در نوع اول آن برداشت تري گليسريد موجود در شيلوميکرون و VLDL دچار نقص مي باشد. در افراد جوان مي تواند خود را تشان دهد . در اين حالت احتمال پانکراتيت و درد شکمي وجود دارد . وجود گزانتوما در اين افراد شايع است. نيز بزرگ شدن کبد و طحال مي تواند وجود داشته باشد. مصرف غذاي چرب سبب افزايش بروز علايم خواهد شد .

ادامه دارد...

  رازهاي شگفت انگيز بدن انسان   

انسان نيز مانند ديگر پستانداران هر لحظه در حال پوست انداختن است. حقيقات انسان در هر ساعت 600 هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده ميکند. اين مقدار برابر 700 گرم پوست در هر سال مي باشد.

1. اثر زبان

اثر خطوط و اشکال روي زبان درست همانند اثر انگشت عمل ميکند. يعني هر انساني خطوطي کاملا منحصر به فرد روي زبانش دارد. از اين رو اثر زبان ميتواند به عنوان يکي از فاکتورهاي تشخيص هويت مورد استفاده قرار بگيرد.

2. پوست

انسان نيز مانند ديگر پستانداران هر لحظه در حال پوست انداختن است. طبق تحقيقات انسان در هر ساعت 600 هزار ذره از پوست خود را در فضا پراکنده ميکند. اين مقدار برابر 700 گرم پوست در هر سال مي باشد. به صورت ميانگين انسان در سن 70 سالگي تقريبا به ميزان پنجاه کيلوگرم پوست اندازي کرده است.

3. تعداد استخوان ها

جالب است بدانيد که کودک انسان تعداد بيشتري استخوان نسبت به يک فرد بزرگسال دارد. ما زندگي مان را با 350 استخوان شروع ميکنيم، اما در طول دوره رشد تا سن بلوغ به علت پيوستن استخوان ها به يکديگر اين مقدار به 206 عدد استخوان کاهش پيدا ميکند.

4. تغييرات معده

هر سه يا چهار روز يکبار تغييراتي در معده شما بوجود مي آيد. اسيدهاي قوي که معده براي هضم غذا به کار ميگيرد، باعث تاثيراتي روي خود آن نيز مي شود. البته معده مکانيزمي براي جلوگيري از هضم کامل خود دارد.

5. حس بويايي

حس بويايي ما به قدرت حس بويايي سگ سانان نيست و فقط ميتوانيم 50 هزار رايحه مختلف را به خاطر بسپاريم.

6. طول روده باريک

طول روده هاي باريک تقريبا 4 برابر بلندتر از قد متوسط انسان است. اگر روده هاي باريک به شکل کنوني خود نبودند، طول آن ها به 5 تا 7 متر مي رسيد.

7. باکتري ها

در هر اينچ مربع از پوست بدن انسان نزديک به 32 ميليون باکتري زندگي ميکنند که بيشتر اين باکتري ها بي ضرر هستند.

8. بوي پا

منشا بوي پا غدد عرقي هستند. در يک جفت پا 500 هزار غده توليد غرق در حال فعاليت است که ميتوانند روزانه نيم ليتر عرق توليد کنند.

9. سرعت عطسه

هوايي که موقع عطسه کردن از دهان خارج ميشود بالغ بر 160 کيلومتر در ساعت سرعت دارد. عطسه کردن فشار بسيار زيادي به بدن تحميل ميکند. محال است که بتوانيد چشمان خود را هنگام عطسه باز نگه داريد.

10. مسير خون

خون مسير زيادي را در هر لحظه در بدنتان طي ميکند. تقريبا نزديک به 100 هزار کيلومتر مسير خوني در بدن وجود دارد. قلب اين عضو حياتي و پرکار بدن روزانه دو هزار گالن خون (برابر با 7500 ليتر) را در اين مسيرها پمپاژ ميکند.

11. مقدار بزاق

شما مايل به شنا در آب بزاق دهانتان نيستيد، اما جالب است بدانيد که هر شخص به طور ميانگين در طول زندگي اش نزديک به 24 هزار ليتر بزاق توليد ميکند. اين مقدار براي پرکردن دو استخر شنا کافيست.

12. صداي خر و پف

بعد از سن 60 سالگي ، 60 درصد مردان و 40 درصد از خانم ها شروع به خر و پف خواهند کرد. صداي خر و پف ميتواند تا حد کر کردن پيش برود. عموما صداي خر و پف 60 دسيبل است که يعني به بلندي صداي صحبت کردن معمولي اما اين صدا ميتواند تا 80 دسيبل نيز پيش برود. 80 دسيبل يعني صداي يک دريل بادي که در حال نفوذ به بتن است. صداي بالاي 85 دسيبل براي گوش انسان بسيار مضر ميباشد و ممکن است باعث کري شود.

13. رنگ و تراکم مو

آيا ميدانستيد تراکم موي سر را از روي رنگ آن ميشود تخمين زد؟ به طور ميانگين هر انسان 100 هزار پياز مو روي سرش دارد. هرکدام از اين پيازهاي مو در طول زندگي انسان قادر به توليد 20 تار مو ميباشند. افرادي که موهاي بلوند دارند از بيشترين ميزان پياز مو در مقايسه با ديگر رنگ ها سود ميبرند، در نتيجه اين افراد موهاي پرپشت تري خواهند داشت. تعداد ميانگين پياز مو براي موهاي بلوند 146 هزار، براي موهاي مشکي 110 هزار، براي موهاي قهوه اي 100 هزار و در آخرين رده براي موهاي قرمز 86 هزار عدد ميباشد.

14. رشد ناخن ها

اگر ناخن هاي دست تان نسبت به ناخن پاي شما خيلي زودتر رشد ميکند اين کاملا طبيعي است. ناخن هايي که بيشتر در معرض استفاده قرار ميگيرند زودتر رشد ميکنند.ناخن انگشت هاي بلندتر و دستي که با آن مينويسيد بيشترين رشد را دارند. به طور ميانگين ناخن ها در هر ماه به اندازه يک دهم اينچ رشد ميکنند.

15. نياز به خواب

شايد بعضي اوقات بگوييد که دارم از شدت خواب ميميرم، اما به معناي کلمه توجه نداشته ايد. شما بدون خوردن غذا تا هفته ها زنده ميمانيد، اما بعد از 11 روز نخوابيدن، براي هميشه به خواب خواهيد رفت.