نحوه صحیح نصیحت‌کردن جوانان از زبان امام علی(ع)

سبک زندگی در مفاتیح الحیات-

حضرت علی(ع) در خصوص راهکار تربیت جوان می‌فرماید: هرگاه جوانی را سرزنش می‌کنی، راهی برای وی جهت برون‌رفت از خطایش وا بگذار تا به ستیزه‌جویی وادار نشود. 

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه فارس، جوانان بخش مهمی از افراد جامعه هستند که نزد دوستان و دشمنان هر ملت جایگاه و اهمیتی ویژه دارند زیرا این قشر، به ویژه متخصصان و شایستگان آنها عامل تحولات بزرگ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی یک کشور را تشکیل می‌دهند از این همین رو دشمنان برای پیشرفت ملت‌ها ابتدا به سراغ جوانان می‌روند تا با ایجاد سرگرمی‌های فریبنده، آنها را از رشد و تعالی، سلامت جسمی و روانی باز داشته و زمینه سلطه بر آنان را فراهم کنند.

آیت‌الله جوادی آملی در کتاب ارزشمند «مفاتیح الحیات» درباره اهمیت توجه به جایگاه جوانان آورده است که باید با ادراکی صحیح نسبت به جایگاه  جوانان، حساسیت‌ها و نیازهای آنها در راستای رشد معنوی و علمی، این قشر را یاری رساند تا از این طریق، سلامت و رشد جامعه خویش را فراهم کرد.

اهمیت جایگاه جوانان

امام صادق (ع) به ابوجعفر أحول پس از بازگشت وی از بصره فرمود: استقبال مردم را از امر امامت و پذیرش آن، چگونه یافتی؟ گفت: به خدا سوگند آنان اندک‌ هستند. آنچه خواستند کردند ... امام فرمود: به جوانان بپرداز، زیرا آنان به سوی هر کار خیری شتابنده‌تر هستند!

مشورت با جوانان

امیرمؤمنان(ع) فرمود: هرگاه در امری که برایت پیش آمده نیازمند مشورت بودی ابتدا با جوانان مشورت کن، زیرا آنان تیزهوش‌ترند و سریع‌تر حدس می‌زنند. سپس آن را به اندیشه پیران و بزرگان واگذار تا فرجام آن را شناسایی و انتخاب نیکو کنند، زیرا تجربه آنان بیشتر است.

به کارگیری جوانان توانمند

مصعب بن عمیر جوانی نورسته و نزد پدر و مادرش در رفاه بود و او را گرامی می‌داشتند، همچنین والدینش او را بر دیگر فرزندان خود برتری می‌دادند. وی از مکّه خارج نشده بود، پس چون اسلام آورد پدر و مادرش به وی جفا کردند و با رسول خدا (ص) در شعب ابی‌طالب در محاصره بود چهره‌اش دگرگون شد و سختی بر او فشار آورد. در همین روزها اسعد بن زراره و ذکوان بن قیس برای عمره رجبیه به مکه آمدند و نزد پیامبر (ص) مسلمان شدند و از آن حضرت خواستند تا نماینده‌ای به مدینه بفرستد و اسلام را به آنان بیاموزد. پیامبر (ص) به مصعب -که قرآن را بسیار فرا گرفته بود- فرمان داد به همراه اسعد از مکه خارج شود [و به مدینه هجرت کند] او نیز رفت و جوانان زیادی را به اسلام هدایت کرد....

پیشگیری از تهاجم فرهنگی به جوانان

حضرت علی‌(ع) در نامه‌ای خطاب به فرزندش امام حسن (ع) فرمود: همانا قلب جوان همانند سرزمین خالی است، آنچه در آن بکارند می‌پذیرد و من پیش از آنکه دلت سخت شود به ادب تو مبادرت ورزیدم.

امام صادق (ع) فرمود: جوانان را پیش از آنکه گروه‌های منحرف بر شما در این کار سبقت گیرند با حدیث آشنا کنید.

نکته: 1. قلب جوانان همانند زمین خالی از کشت و آماده هرگونه بذرافشانی است. 2. همان‌گونه که زمین مرده را هر کس آباد کرد مالک می‌شود، زمینه خالی و آماده را هر کس با فکر و مکتب خود آباد کند مالک خواهد شد. 3. مسئولان هدایت دینی، باید پیش از دیگران دل‌های جوانان جامعه را با فرهنگ الهی احیا کنند.

جدال آموزی جوانان

امیرمؤمنان (ع) فرمود: به جوانان فرمان دهید تا فن مناظره بیاموزند.

نکته: آنچه خواسته اسلام است و در این حدیث هم به آن توصیه شده، مناظره صحیح با صناعت جدال احسن است که در جستجوی حق و صدق و پرهیز از باطل و کذب است.

اهمیت دادن به آراستگی جوانان

امام باقر (ع) فرمود: علی (ع) با غلامش قنبر به بازار رفت و از فروشنده دو پیراهن به ارزش پنج درهم خواست. فروشنده گفت: دو عدد پیراهن دارم، یکی به ارزش سه درهم و دیگری به ارزش دو درهم. حضرت علی (ع) فرمود:‌ هر دو را بیاور. سپس فرمود: ای قنبر! تو پیراهن سه درهمی را بگیر. قنبر گفت: ای امیر مؤمنان! شما از من به آن سزاوارتری، چون بر منبر می‌روی و با مردم سخن می‌گویی. امام فرمود: ای قنبر! تو جوان هستی و خواسته جوانی داری و من از خدایم حیا می‌کنم که خود را بر تو مقدم بدارم...

راهکاری برای تربیت جوانان

در سخنی منسوب به امیرمؤمنان (ع) چنین آمده است:‌ هرگاه جوانی را سرزنش می‌کنی راهی برای وی جهت برون‌رفت از خطایش وابگذار؛ تا به ستیزه‌جویی وادار نشود.

تنبیه جوان برای دانش

دو امام بزرگوار امام باقر و امام صادق (ع) فرمودند: اگر جوانی از جوانان شیعه را بیابم که به دین‌شناسی نمی‌پردازد، در تأدیب وی می‌کوشم.

اعمال شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان

 
اعمال شب‌هاى قدر بر دو نوع است؛ يكى آن‌كه در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آن‌هايي‌ كه مخصوص هر شبى است.

اعمال مشترك اين شب‌ها چند چيز هستند:

اوّل:

«غسل»

علامه مجلسى فرموده است كه "بهتر است غسل شب‌هاي قدر را مقارن غروب آفتاب انجام دهند كه نماز مغرب را با غسل بخوانند".

دوّم:

«خواندن دو ركعت نماز»

در هر ركعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره توحيد(قل هو الله احد) را بخواند و بعد از پايان نماز هفتاد مرتبه بگويد «اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ»

در روايتى از رسول خدا(ص) آمده است كه كسي كه اين عمل را انجام دهد از جاى خود برنخيزد مگر اينكه خداي متعال او و پدر و مادرش را بيامرزد و خداوند، فرشتگان را مامور مي‌كند كه تا سال آينده براي وي حسنات بنويسند.

سوّم:

«باز كردن قرآن و قرائت دعاي مخصوص آن» متن دعا در ادامه مي‌آيد؛

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِكِتابِكَ الْمُنْزَلِ

خدايا از تو خواهم به حق كتاب فرستاده شده‌ات

وَ ما فيهِ وَ فيهِ اسْمُكَ الاْكْبَرُ وَاَسْماَّؤُكَ الْحُسْنى

و آن‌ چه در آنست كه در آن است نام بزرگت و نام‌هاى نيكويت

وَما يُخافُ وَ يُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِكَ مِنَ النّارِ

و آن‌چه بدان‌ها ترس و اميد شود كه قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

"پس هر حاجت كه دارد بخواهد"

چهارم:

«بر سر گرفتن قرآن»

به فرموده امام صادق (ع) قرآن مجيد را بايد بر سر گذاشت و گفت:

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ

خدايا به حق اين قرآن

وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ

و بحق آنكس كه او را بدان فرستادى

وَ بِحَقِّ كُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ

و بحق هر مؤمنى كه در اين قرآن مدحش كرده‌اى

وَ بِحَقِّكَ عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّكَ مِنْكَ

و بحقى كه تو بر ايشان دارى زيرا كسى نيست كه حق تو را بهتر از خودت بشناسد

سپس ده مرتبه بگويد؛

«بِكَ يا اَللّهُ»

بحق خودت اى خدا

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدٍ»

بحق محمدصلى الله عليه و آله

و ده مرتبه

«بِعَلي»

بحق على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِفاطِمَةَ»

بحق فاطمه سلام الله عليها

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ»

بحق حسن عليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُسَيْنِ»

بحق حسين عليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ»

بحق على بن الحسين عليه السلام

و ده مرتبه

«بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِي»

بحق محمد بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق جعفر بن محمد عليه السلام

و ده مرتبه

«بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ»

بحق موسى بن جعفرعليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى»

بحق على بن موسى عليه السلام

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدِ بْنِ عَلِي»

بحق محمد بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق على بن محمدعليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِي»

بحق حسن بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُجَّةِ»

به حق حضرت حجت عليه السلام

"پس هر حاجتي كه دارد از خداوند طلب كند و در تمام اين اذكار نهايت حضور قلب و توجه به درگاه خدا را حفظ كند" .

بهتر است اگر مي‌خواهند توسل يا ذكر مصيبتي كنند قبل يا بعد از دعا باشد و دعا را قطع نكنند.

پنجم:

«زيارت امام حسين (ع)»

به فرموده علامه مجلسي زيارت امام حسين (ع)؛ در هر يك از سه شب قدر مستحب موكد است و در روايتي آمده است كه سبب آمرزش گناهان مي‌شود و اگر از نزديك دسترسي به زيارت نداشته باشد از دور زيارت كند.

ششم:

«احياء داشتن شب‌هاي قدر»

يعني اينكه اين شب را تا صبح بيدار باشد و با عبادت، دعا، ‌تلاوت قرآن، حضور در جلسات سخنراني ديني، ‌پرسش و پاسخ‌هاي مذهبي و يا مطالعه كتابهاي تفسير،‌ عقايد و مواعظ آن را سپري كند.

در روايتي از امام باقر (ع) آمده است"هر كس شب قدر را احياء دارد، گناهان او آمرزيده مي‌شود، هر چند كه بسيار باشد" و بهتر است روز قبل مقداري استراحت كند و غذا و نوشيدني كمتري بخورد تا خواب بر او غلبه نكند و كساني كه توانايي احياء ندارند بهتر است اول شب را استراحت كنند و سحرگاهان بيدار باشند و عبادت نمايند.

هفتم:

«اقامه صد ركعت نماز»

صد ركعت نماز بخواند (هر دو ركعت به يك سلام) كه فضيلت بسيار دارد و افضل آنست اگر توانايي داشته باشد در هر ركعت بعد از حمد ده مرتبه سوره توحيد (قل هو الله احد) بخواند.

هشتم:

خواندن دعايي كه در ادامه مي‌آيد(حضرت زين العابدين (ع) در شب‌هاي قدر اين دعا را مي‌خواندند):

بخواند:

اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَكَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِكُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً

خدايا من شام كردم در حالى كه بنده خوارى هستم كه مالك سود و زيانى براى خويشتن نيستم

وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِكَ عَلى نَفْسى

و نتوانم از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است كه من آن را بر خويش گواهى دهم

وَاَعْتَرِفُ لَكَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّةِ حيلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و به ناتوانى خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمد(ص)

وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

و وفا كن برايم بدانچه بر من و همه مؤمنين و مؤمنات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُكَ الْمِسْكينُ الْمُسْتَكينُ الضَّعيفُ الْفَقيرُ الْمَهينُ

و تمام كن بر من آنچه را به من دادى زيرا كه من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست خوار توام

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِكْرِكَ فيما اَوْلَيْتَنى

خدايا قرار مده مرا فراموشكار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى

وَلا غافِلاً لاِِحْسانِكَ فيما اَعْطَيْتَنى وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِكَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى

و نه غافل از احسانت در آنچه به من عطا كردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول كشد

فى سَرّاَّءَ اَوْ ضَرّاَّءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخاَّءٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاء اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْماءَ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا در نعمت

اِنَّكَ سَميعُ الدُّعاَّءِ

براستى تو شنواى دعايى

نهم:

«طلب آمرزش گناهان و دعا براي امور دنيوي و اخروي»

مرحوم علامه مجلسي (ره) فرموده اند "بهترين اعمال در اين شب‌ها طلب آمرزش گناهان و دعا براي امور دنيوي و اخروي است هم براي خود و هم براي پدر و مادر خويشان و ديگر مومنان؛ چه زنده باشند و چه از دنيا رفته باشند و همچنين ذكرهاي مختلف و صلوات بر حضرت محمد (ص) و خاندانشان تا آنجا كه مقدور است، انجام دهند و در بعضي از روايات نيز تاكيد شده است كه «دعاي جوشن كبير» را در اين سه شب بخوانند.

در روايتي آمده است كه شخصي خدمت رسول خدا (ص) رسيده و عرض كرد: اگر شب قدر را درك كردم، ‌چه چيزي را از خداوند طلب كنم؟ كه ايشان فرمودند: "عافيت و سلامتي را از خداوند بخواه".

شب بيست و يكم:

اين شب فضيلتش از شب نوزدهم بيشتر است پس اعمال مشترك شب‌هاي قدر را با توجه بيشتري انجام دهد. در روايات درباره غسل و احيا و تلاش در عبادت در اين شب و شب بيست و سوم تاكيد شده و آمده است كه شب قدر در ميان يكي از اين دو شب است و در چند روايت وقتي كه از معصوم(ع) خواستند تا معين كنند كه شب قدر، ‌در ميان كدام يك از اين دو شب است، معين نكردند، بلكه فرمودند: «ما ايسر ليلتين فيما تطلب» (احياي هر دو شب، براي آنچه مي‌خواهي مشكل نيست).

و جالب اين كه "مرحوم صدوق" در "امالي" مي‌گويد: "من دين الاماميه.... من احيي هاتين الليلتين بمذاكره العلم فهو افضل"؛ از دستورات مذهب اماميه است كه ... اگر كسي اين دو شب را به گفت‌وگوي علمي بپردازد، از هر عبادتي برتر است."

اعمال شب بيست و يكم:

اعمال اين شب بر دو قسم است، قسم اول دعاهايي كه مربوط به دهه آخر ماه رمضان است و قسم ديگر اعمال مخصوص شب بيست و يكم، كه به اين شرح است:

1- دعايي است كه در "مصباح المتهجد" و "كافي" نقل شده است كه در شب بيست و يكم خوانده مي‌شود كه به شرح زير است:

يا مُولِجَ اللَّيْلِ فِى النَّهارِ وَ مُولِجَ النَّهارِ فِى اللَّيْلِ

اى فرو برنده شب در روز و اى فرو برنده روز در شب

وَ مُخْرِجَ الْحَىِّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجَ الْمَيِّتِ مِنْ الْحَىِّ

و اى بيرون آورنده زنده از مرده و بيرون آورنده مرده از زنده

يا رازِقَ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ

اى روزى دهنده هركه را خواهى بى حساب

يا اَللّهُ يا رَحْمنُ يا اَللّهُ يا رَحيمُ

اى خدا، اى بخشاينده، اى خدا، اى مهربان

يا اَللّهُ اَللّهُ يا اَللّهُ

اى خدا، اى خدا، اى خدا

لَكَ الاْسْماءُ الْحُسْنى وَالاْمْثالُ الْعُلْيا وَالْكِبْرِياءُ وَالا لآءُ

از آن تو است نام‌هاى نيكو و نمونه‌هاى والا و بزرگى و نعمت‌ها

اَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

از تو خواهم درود فرستى بر محمد و آل محمد(ص)

وَاَنْ تَجْعَلَ اسْمى فى هذِهِ اللَّيْلَةِ فِى السُّعَداءِ

و نام مرا در اين شب در زمره سعادتمندان قرار دهى

وَ رُوحى مَعَ الشُّهَداءِ

و روحم را با شهدا مقرون سازى

وَاِحْسانى فى عِلِّيّينَ وَاِساَّئَتى مَغْفُورَةً

و احسان و نيكوكاريم را در بلندترين درجه بهشت و گناهانم را آمرزيده كنى

وَاَنْ تَهَبَ لى يَقينَاً تُباشِرُ بِهِ قَلْبى

و به من يقينى عطا كنى كه هميشه با دلم همراه باشد

وَاِيماناً يُذْهِبُ الشَّكَّ عَنّى

و ايمانى به من بدهى كه شك و ترديد را از من دور سازد

وَتُرْضِيَنى بِما قَسَمْتَ لى

و بدانچه روزيم كرده‌اى خشنودم سازى

وَآتِنا فِى الدُّنْيا حَسَنَةً وَفِى الاْخِرَةِ حَسَنَةً

و بدهى به من در دنيا نعمت نيك و درآخرت نعمت نيكو

وَقِنا عَذابَ النّارِ الْحَريقِ

و نگهدارى ما را از عذاب آتش سوزان

وَارْزُقْنى فيها ذِكْرَكَ

و روزيم كنى در اين شب از ذكر خود

وَشُكْرَكَ وَالرَّغْبَةَ اِلَيْكَ وَالاِْنابَةَ

و سپاسگزاريت و اشتياق و بازگشت بسويت

وَالتَّوْفيقَ لِما وَفَّقْتَ لَهُ مُحَمَّداً وَ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمُ السَّلامُ

و توفيق براى انجام آنچه را موفق داشتى بدان محمد و آل محمد را كه بر او و بر ايشان سلام باد

2- مرحوم "شيخ كفعمي" از "سيد بن باقي" نقل كرده است كه در شب بيست و يكم مي‌خواني:

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

خدايا درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاقْسِمْ لى حِلْماً يَسُدُّ عَنّى بابَ الْجَهْلِ

و چنان بردبارى بهره ام كن كه ببندد بر من در نادانى را

وَهُدىً تَمُنُّ بِهِ عَلَىَّ مِنْ كُلِّ ضَلالَةٍ

و هدايتى به من ده كه بر من منت نهد از رهانيدن از هر گمراهى

وَغِنىً تَسُدُّ بِهِ عَنّى بابَ كُلِّ فَقْرٍ

و بى نيازى به من بده كه درهاى انواع فقر را به تمامى بر من ببندد

وَقُوَّةً تَرُدُّ بِها عَنّى كُلَّ ضَعْفٍ

و نيرويى به من ده كه هرگونه سستى را از من بازگرداند

وَعِزّاً تُكْرِمُنى بِهِ عَنْ كُلِّ ذُلٍّ

و عزتى كه از هر خوارى مرا گرامى دارى

وَرِفْعَةً تَرْفَعُنى بِها عَنْ كُلِّ ضَعَةٍ

و رفعت مقامى كه بدان وسيله مرا از هر پستى بلند كنى

وَاَمْناً تَرُدُّ بِهِ عَنّى كُلَّ خَوْفٍ

و امنيتى كه بوسيله آن هر ترسى را از من دور كنى

وَعافِيَةً تَسْتُرُنى بِها عَنْ كُلِّ بلاءٍ

و تندرستى كه بدان وسيله مرا از هر بلايى بپوشانى

وَعِلْماً تَفْتَحُ لى بِهِ كُلَّ يَقينٍ

و دانشى كه به آن هر يقينى را بر من مفتوح گردانى

وَيَقيناً تُذْهِبُ بِهِ عَنّى كُلَّ شَكٍّ

و يقينى كه بدان وسيله هر شك و ترديدى را از من دور سازى

وَدُعاءً تَبْسُطُ لى بِهِ الاِْجابَةَ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

و دعائى كه اجابتش را بر من بگسترانى همين امشب

هذِهِ السّاعَةِ السّاعَةِ السّاعَةِ السّاعَةِ يا كَريمُ

و در همين ساعت، همين ساعت، همين ساعت، همين ساعت اى بزرگوار

وَخَوْفاً تَنْشُرُ لى بِهِ كُلَّ رَحْمَةٍ

و ترسى به من بده كه هر رحمتى را بدان وسيله بر من بگسترانى

وَعِصْمَةً تَحُولُ بِها بَيْنى وَبَيْنَ الذُّنُوبِ حَتّى اُفْلِحَ بِها

و مرا چنان خودنگهدار كن كه همان حالت ميان من و گناهان حائل شود

عِنْدَ الْمَعْصُومينَ عِنْدَكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرّاحِمينَ

و بدان وسيله در پيشگاه معصومين (و خود نگهداران) درگاهت رستگار باشم اى مهربانترين مهربانان

3- به فرموده "شيخ مفيد"، در اين شب صلوات بسيار فرستد و بر ظالمان بر آل محمد(ص) و همچنين بر قاتل اميرمومنان(ع) بسيار لعن و نفرين فرستد و هم براي خويش و پدر و مادرش و ساير مومنان و مومنات دعا كند.

دعا براي وجود مبارك امام زمان(عج) و فرج آن حضرت، يكي ديگر از اعمال اين شب است. در روايتي كه "سيد بن طاووس" از حماد بن عثمان نقل كرده مي‌خوانيم:

در شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم. امام از من پرسيد كه آيا غسل كرده‌اي؟ گفتم: آري امام(ع) حصيري طلبيد و مرا نيز به كنارش فراخواند. آن حضرت (ع) مشغول نماز شد و من نيز نزديك آن حضرت، نماز مي‌خواندم. وقتي كه از نمازها فارغ شديم، آن حضرت دعا كرد و من آمين گفتم و اين كار ادامه داشت تا صبح طلوع كرد. امام(ع) اذان و اقامه گفتند و برخي از خدمتكاران را فرا خواند و نماز صبح را به امامت آن حضرت(ع) بجا آورديم.

امام صادق(ع) بعد از نماز، به تسبيح و تقديس پروردگار پرداخت و بر پيامبر(ص) درود فرستاد و براي مومنان دعا كرد، آنگاه به سجده رفت و ساعتي در سجده بود و در آن مدت جز صداي نفس حضرت چيزي را نمي‌شنيدم، سپس دعايي خواند از جمله در دعايش عرض كرد:

وَ أسْألُکَ بِجَميعِ ما سَأَلْتُکَ وَ ما لَمْ أَسْأَلْکَ،

از تو تقاضا مى کنم به جميع آنچه که تو را با آن خواندم و آنچه را نخواندم،

مِنْ عَظيمِ جَلالِکَ ما لَوْ عَلِمْتُهُ لَسَأَلْتُکَ بِهِ،

ازعظيم جلال تو که اگر مى‌دانستم، تو را با آن خواندم

أَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّد وَ أَهْلِ بَيتِهِ،

از تو مى‌خواهم بر محمد و اهل بيتش درود بفرستى

وَ أَنْ تَأْذَنَ لِفَرَجِ مَنْ بِفَرَجِهِ فَرَجُ أَوْلِيائِکَ وَ أَصْفِيائِکَ مِنْ خَلْقِکَ،

و اجازه فرج و ظهور کسى را بدهى که با ظهور او گشايشى در کار اولياى تو و برگزيدگان از خلقت ظاهر مى‌شود

وَ بِهِ تُبيدُ الظّالِمينَ وَتُهْلِکُهُمْ،

و به وسيله او ظالمان را نابود و هلاک مى‌سازى.

عَجِّلْ ذلِکَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

اى پروردگار عالميان، در ظهورش تعجيل فرما

پس از آن امام(ع) سر از سجده برداشت، عرض كردم: جانم به فدايت! شما براي فرج كسي دعا كرديد كه با فرج او گشايشي در كار دوستان و اولياي الهي حاصل خواهد شد، مگر آن كس شما نيستيد؟ امام(ع) فرمود: نه! او قائم آل محمد است.

آنگاه امام صادق(ع) نشانه‌هاي ظهورش را بيان كرد و در ادامه فرمود: " شب و روز،‌ منتظر ظهور مولايت باش، زيرا خداوند هر روز در شان و كاري است و انجام كاري او را از كار ديگر باز نمي‌دارد" (و توقع امر صاحبك ليلك و نهارك، فان الله كل يوم هو في شان، لا يشغله شان عن شان)

نكته:

از شب بيست و يكم، دهه آخر ماه رمضان شروع مي‌شود كه بسيار پرارزش و مغتنم است، در هر شب از شب‌هاي اين دهه، غسل مستحب است و روايت شده است كه رسول خدا(ص) در هر شب از شب‌هاي دهه آخر ماه رمضان غسل كرد.

همچنين اعتكاف در مساجد جامع در اين دهه مستحب است و فضيلت فراوان دارد و در روايتي از رسول خدا(ص) اعتكاف در دهه آخر ماه رمضان برابر دو حج و دو عمره شمرده شده است.

رسول خدا(ص) در دهه آخر ماه رمضان در مسجد معتكف مي‌شد. بسترش را جمع مي‌كرد و آماده و مهيا و با نشاط به شب‌زنده‌داري و عبادات مي‌پرداخت (بسياري از مسلمانان نيز در اين امر به آن حضرت اقتدا مي‌كردند) برخلاف آنچه بعضي از ناآگاهان مي‌پندارند كه با گذشت شب‌هاي قدر برنامه ماه مبارك رمضان تمام شده است.

منابع:

مفاتيح نوين، آيت الله ناصر مكارم شيرازي و همكاران، نوبت و سال چاپ: بيست و دوم 1389، ناشر:انتشارات امام علي بن ابي طالب(ع)

www.hadj.ir

www.hajij.com

www.aviny.com

اسامی و عناوین شب‌های قدر

 
از امام صادق(ع) نقل شده‌است: شب قدر تا قیامت باقیست و در ماه رمضان واقع است. در روایات شیعه آمده‌ که شب قدر یکی از سه شب نوزدهم، بیست و یکم یا بیست و سوم ماه رمضان است که احتمال این آخری بیش‌تر است.

 شب قدر فرصتی زرین و طلایی برای شست‌وشوی آینه دل است، آن شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدی‌ها، صلح و صفا را جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی را جایگزین ظلم و ستم، احسان به والدین را جایگزین عاق والدین و صله رحم را جایگزین قطع رحم کنیم، نیکو و شایسته است با صدقات قدمی در جهت آبادانی خانه آخرت برداریم و با اعمال نیک و خیر، ثواب دو چندان ببریم.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن هاشمی جزی، مدیر گروه اخلاق مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی یادداشتی را درباره منزلت «شب قدر» در اختیار خبرگزاری فارس قرار داده است که در ادامه می‌آید:

در شب قدر که شب زنده‌داری می‌کنیم، خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد. آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک شویم؟ دعاهای شبهای رمضان مجموعه‌ای بصیرت‌بخش است که با تکرار تلاوت آنها به صورت هدف‌هایی برای ما در می‌آید، پس هنگام خواندن این ادعیه شایسته و بهتر است مفهوم آنها را نیز همواره مدنظر داشته باشیم و با تلاش و کوشش به سوی این هدف‌های مطرح شده در دعاها گام برداریم.

در قرآن و روایات برای این شب فضیلت‌های بسیاری ذکر شده است، در این شب - که شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى که در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏شود، عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیکویى سرنوشت یک ساله بسیار مؤثر است. در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان عجل الله تعالی فرجه‌الشریف ارائه و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏شود، امام باقر علیه‌السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة‌القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا وفى امر الناس بکذا و کذا»؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.

*شب قدرکدام شب است؟

از حماد بن عثمان از حسان بن علی از جعفر صادق نقل شده‌است؛ شب قدر تا قیامت باقی‌است و در ماه رمضان واقع است. در روایات شیعه آمده‌ است که شب قدر یکی از سه شب نوزدهم، بیست و یکم یا بیست و سوم ماه رمضان است که احتمال شب بیست و سوم بیش‌تر است، در اصول کافی نیز آمده‌است که تقدیر در شب نوزدهم و ابرام در شب بیست و یکم و امضا در شب بیست و سوم است.

* نام‌ها و عنوان‌های شب قدر

1) آمرزش گناهان: پیامبر خدا(ص) در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر کس شب قدر را احیا بدارد و مؤمن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده می‌شود».

2) قلب رمضان: امام صادق(ع) فرمودند: «از کتاب خدا استفاده می‌شود که شماره ماه‌های سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها، ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است».

3) نزول قرآن: طبق روایات، مجموع قرآن در شب قدر دفعی و یکباره بر پیامبر (ص) نازل شده است، این نزول دفعی و یکباره قرآن است، اما نزول تدریجی قرآن طی 23 سال دوران نبوت پیامبر گرامی(ص) به صورت الفاظ نازل شده است.

4) برتر از هزار ماه: نزول همه‌ ملائکه و روح در شب قدر بر زمین و سلام دادن بر بندگان خدا نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. امام باقر(ع) فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز، زکات و کارهای نیک دیگر بهتر است از عمل در هزار ماهی که در آن شب قدر نباشد.»

*شب نوزدهم ماه مبارک رمضان

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان (عج) مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام (عج) عرض می‌کنند.

*اعمالی که در هر سه شب مشترک است

1- غسل (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از سوره «حمد»، هفت مرتبه سوره «توحید» بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه «اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ» و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَیُخافُ وَیُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار»، پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید: «اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنک»َ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه‌السلام است که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود، منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید، هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین (ع) آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها، در روایت آمده هر کس احیا کند، شب قدر را گناهان او آمرزیده شود، هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد و افضل آن است که در هر رکعت بعد از سوره «حمد» ده مرتبه سوره «توحید» بخواند.

8- این دعا خوانده شود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَاَعتَرِفُ...»

چهل حدیث از امام حسن مجتبی(ع)

۱- از حضرت امام حسن علیه السلام پرسیده شد که بردباری یعنی چه؟ فرمودند: بردباری عبارت از فرو بردن خشم و اختیار خودداشتن است. (تحف العقول، ص ۲۲۷)

۲- از حضرت پرسیده شده بزرگواری چیست؟ فرمودند: احسان به قبیله و تبار و تحمل خسارت و جرم آنها. (تحف العقول، ص ۲۲۷)

۳-از امام علیه السلام پرسیده شد که جوانمردی یعنی چه؟ فرمودند:جوانمردی عبارت است از حراست دین، و عزت نفس، و بانرمش برخورد نمودن و بررسی عملکرد خویش، و پرداخت حقوق و دوستی نمودن با مردم. (تحف العقول، ص ۲۲۷)

۴- از امام حسن علیه السلام معنای کرامت و بزرگ منشی را پرسیدند؟فرمودند: بخشش پیش از خواهش و اطعام در هنگام قحطی.

۵- امام علیه السلام فرمودند: «ای بندگان خدا» بدانید که خداوند شما رابیهوده نیافریده است، و بحال خود رها ننموده، مدت عمرتان را نوشته، و روزی شما را بینتان قسمت کرده تا هر خردمندی قدر و ارزش خود را بداند و بفهمد جز آنچه مقدر شده هرگز به او نمی رسد. (تحف العقول، ص ۲۳۴)

۶- امام مجتبی علیه السلام فرموده است: به تحقیق خداوند روزی شما رابر عهده گرفته است، و شما را برای بندگی فراغت بخشیده و به شکرگزاری تشویق نموده است و نماز را بر شما واجب فرموده و به پرهیزکاری توصیه فرموده است. (تحف العقول، ص ۲۳۴)

۷- امام مجتبی علیه السلام فرموده است: پرهیزکاری در بازگشت «به سوی خدا» و سررشته هر حکمت، و شرافت هر کار است، وهر کس از پرهیزکاران به کامیابی رسید به وسیله تقوا بوده است. (تحف العقول، ص ۲۳۴)

۸- امام مجتبی علیه السلام فرمود: هیچ قومی مشورت نکرد مگر اینکه به ترقی و تکامل راه یافت. (تحف العقول، ص ۲۳۶)

۹- امام حسن علیه السلام: در تفسیر آیه شریفه «وقفوهم انهم مسئولون » فرموده اند: به تحقیق «روز قیامت » هیچ بنده ای قدم از قدم برنمی دارد مگر اینکه نسبت به چهار چیز مورد بازجوئی و پرسش قرار می گیرد:
۱- از جوانی اش که در چه راهی مصرف نموده.
۲- و از عمرش که در چه کاری آنرا بکار گرفته.
۳- و از ثروتش که چگونه جمع و در چه راهی مصرف نموده.
۴- و از دوستی ما اهلبیت و خاندان پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم. (بحار، ج ۴۴، ص ۱۳-۱۲)

۱۰- جدم رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمودند: اگر از بنی امیه «در روی زمین احدی نماند جز پیرزن فرتوت و ناتوانی، همان دین خدا را به مسیر نادرستی خواهد کشاند. (بحار، ج ۴۴، ص ۴۳)

۱۱- امام حسن علیه السلام فرمود: چنان برای دنیایت تلاش کن که گویاهمیشه زنده ای، و چنان برای آخرتت تلاش کن که گوئی فردامرگت فرا می رسد.
(الحیاة، ج ۴، ص ۶۲)

۱۲- راوی می گوید: امام حسن علیه السلام زمانی که نماز را برپا می داشتندزیباترین لباس را می پوشیدند، به حضرت عرض شد، ای پسررسول خدا چرا به هنگام نماز اینگونه لباس می پوشی؟حضرت فرمودند: به تحقیق خدا زیبا است و زیبائی را دوست می دارد. پس خود را برای پروردگارم می آرایم، چنانچه می فرماید: «به هنگام نماز و حضور در مساجد لباس زیبای خود را بپوشید» پس دوست دارم که بهترین لباسم را بپوشم. (الحیاة، ج ۵، ص ۶۶)

۱۳- امام حسن علیه السلام فرمود: زیرکترین زیرکها فرد با تقوا است احمق ترین احمقها شخص فاجر و فاسق است. (الحیاة ج ۱، ص ۲۰۳)

۱۴- امام فرمودند: جایگاههای دانش و چراغهای درخشان هدایت باشید زیرا روشنی روز بعضی از بعضی دیگرش بیشتر است. (کافی، ج ۱، ص ۳۰۱)

۱۵- امام حسن علیه السلام فرموده است: از میان شیعیان ما علمائی بپامی خیزند که ایستادگی افراد ضعیف از دوستان ما و آنها که ولایت ما را پذیرا شده اند به واسطه آنها است و از تاجی که برسر دارند نور می درخشد. (محجة البیضاء، ج ۱، ص ۳۳)

۱۶- امام حسن علیه السلام زمانی که وضویش پایان می پذیرفت رنگ مبارکش تغییر می نمود. در این باره از حضرت پرسیده شده «چرا رنگ شما تغییر می نماید؟» فرمودند: کسی که می خواهدوارد بارگاه «خداوند متعال » گردد سزاوار است رنگش تغییرنماید.

۱۷- مردی از حضرت موعظه خواست، حضرت فرمودند: آماده سفر آخرت شو و زاد وتوشه آنرا پیش از رسیدن مرگ فراهم نما. (منتهی الآمال، ج ۱، ص ۴۳۶)

۱۸- امام حسن علیه السلام فرمود: هان ای مردم، به تحقیق کسی که برای خدا پند دهد و سخن خدا را راهنمای خود قرار دهد به راهی پایدار رهنمون شود و خداوند او را به رشد موفق سازد. (تحف العقول،ص ۲۲۷)

۱۹- امام حسن علیه السلام فرمود: بین حق و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشم ببینی حق است و چه بسا که باطل زیادی را با گوش بشنوی. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۰۵)

۲۰- از حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام پرسیده شد زهد چیست؟فرمودند: میل به پرهیزگاری و بی میلی نسبت به دنیا. بازپرسیده شد که حلم چیست؟ فرمودند: خشم را فرو بردن ومالک خود شدن. باز پرسیده شد که سداد چیست؟ فرمودند: بدی را به وسیله خوبی برطرف نمودن. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۰۶)

۲۱- امام حسن علیه السلام به یکی از فرزندانشان فرمودند: ای پسرم بااحدی برادری مکن تا آنکه بدانی کجاها می رود و از کجاهامی آید، و چون از حالش خوب آگاه شدی و رفتارش راپسندیدی با او برادری کن. به شرط اینکه رفتارت براساس چشم پوشی از لغزش و همراهی در سختی باشد. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۰۸- تحف العقول، ص ۲۳۶)

۲۲- امام حسن علیه السلام فرمودند: همانا بیناترین چشم ها آن است که درطریق خیر نفوذ کند، و شنواترین گوش ها آنست که پذیرنده ترباشد و سالم ترین دلها آن است که از شبهه پاک باشد. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۱)

۲۳- امام حسن علیه السلام فرمودند: خردمند کسی است که وقتی از او پندخواستند خیانت نکند. (تحف العقول،مترجم،ص ۲۳۹)

۲۴- امام حسن علیه السلام فرمودند: هر گاه یکی از شما برادر خود راملاقات کند، باید که جایگاه نور از پیشانی او را ببوسد. (تحف العقول،مترجم، ص ۲۳۹)

۲۵- امام حسن علیه السلام فرمود: نابودی مردم در سه چیز است:
۱- بزرگ نمائی ۲- افزون خواهی بسیار ۳- حسد و رشک بردن.

بزرگ نمائی که به وسیله آن دین نابود می گردد و به واسطه آن شیطان ملعون رانده درگاه خدا شد و حرص که به خاطر آن آدم از بهشت خارج شد، و رشک که سررشته همه بدی است و به واسطه آن قابیل هابیل را کشت. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۳)

۲۶- امام حسن علیه السلام فرمود: شما را به پرهیزگاری و ترس از خدا وادامه تفکر و اندیشه سفارش می کنم زیرا تفکر و اندیشه سرچشمه همه خوبیها است.(از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۴)

۲۷- امام حسن علیه السلام فرمود: شستن دستها پیش از غذا فقر رامی زداید و بعد از آن اندوه را برطرف می سازد. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۴)

۲۸- امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: چنان با مردم رفتار نما که دوست داری باتورفتارکنند. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۴)

۲۹- کسی که عقل ندارد ادب ندارد، و کسی که همت نداردجوانمردی ندارد و کسی که حیا ندارد دین ندارد. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۵)

۳۰- امام حسن علیه السلام فرمود: دانشت را به مردم بیاموز، و خود نیزدانش دیگران را فراگیر. (چهل حدیث از هر معصوم، ص ۱۱۶)

۳۱- امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود: هیچ بی نیازی برتر از عقل نیست و هیچ نیازمندی هم مثل نادانی نیست و هیچ وحشتی بدتر ازخودپسندی نیست، وهیچ عیشی لذت بخشترازاخلاق نیکونیست. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۶)

۳۲- امام حسن علیه السلام فرمود: علم را با نوشتن مهار کنید.
۳۳- امام حسن علیه السلام فرمود:هرکس قبل ازسلام سخن گفت جوابش ندهید. (چهل حدیث از هر معصوم، ص ۱۱۷)

۳۴- دانش را فراگیرید و اگر توان حفظش را ندارید بنویسید و درخانه هایتان نگهداری نمائید. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۸)

۳۵- امام حسن علیه السلام فرمود: آغاز نمودن به بذل و بخشش پیش ازدرخواست و تقاضا، از بزرگترین شرافت و بزرگی است.(از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۷)

۳۶- امام حسن علیه السلام فرمود: کسی که خدا را بندگی نماید، خداوند هم همه چیز را فرمانبردار او گرداند. (از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۸)

۳۷- امام حسن علیه السلام فرمود: کسی که در دلش جز خوشنودی خداخطورنکند، چون دعاکندمن ضامنم که دعایش مستجاب گردد.(از هر معصوم چهل حدیث، ص ۱۱۸)

۳۸- از حضرت امام مجتبی علیه السلام پرسیده شد نیرومندی چیست؟فرمودند: دفاع از پناهنده، و پایداری در نبرد، و ایستادگی هنگام سختی.(تحف العقول، ص ۲۲۷)

۳۹- ازحضرت پرسیده شدفقر چیست؟ فرمودند: آزمندی به هر چیزی. (تحف العقول، ص ۲۲۸)

۴۰- از امام مجتبی معنای غنا پرسیده شد، فرمود: خوشنود بودن انسان به مقداری که خدا روزی او نموده هر چند کم باشد. (تحف العقول، ص ۲۲۸)

سفارش پيامبر به امام علی هنگام افطار

«امام صادق فرمودند: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) به اميرالمؤ منين (عليه السلام ) فرمود: اباالحسن ! ماه رمضان نزديك شده است ؛ قبل از افطار دعا كن ؛ جبرئيل پيش من آمد و گفت : يا محمد! كسى كه در ماه رمضان ، با اين دعا، قبل از افطار، دعا كند، خداوند دعاى او را مستجاب ، نماز و روزه او را قبول و ده دعاى او را مستجاب مى كند؛ گناه او را بخشيده ، غم و غصه او را از بين برده ، گرفتاريهايش را بر طرف كرده ، حاجات او را برآورده نموده ، او را به مقصودش رسانيده ، عمل او را با عمل پيامبران و صديقين بالا برده و در روز قيامت چهره او درخشانتر از ماه شب چهارده خواهد بود.

گفتم : چه دعايى است ؟ جبرئيل ! گفت:

اللَّهمَّ ربَّ النُّورِ العَظيم، ورَبَّ الکُرسيِّ الرَّفيع، ورَبَّ البَحرِ المَسجور، ورَبَّ الشَّفعِ الکَبير، والنُّور العَزيز، ورَبَّ  التَّوراهِ والإنجيلِ والزَّبورِ، والفُرقانِ العَظيمِ. أنت إلهٌ مَن في السَّمواتِ وإلهُ مَن في الأرضِ لا إلهَ فِيهِما غَيرُکَ، وأنتَ جَبّارُ مِن في السِّموات وجَبّار مَن في  الإرضِ لا جَبّار فيهِما غَيرُکَ، أنت مَلِکُ مَن في السَّموات، ومَلِکُ مَن في الأرضِ، لا مَلِکَ فيهما غَيرُکَ، أسألُکَ  بِاسمِکَ الکَبيرِ، و نُور وَجهِکَ المُنيرِ، وبمُلکِکَ القَديمِ. يا حَيُّ يا قَيِّومُ، يا حَيُّ يا قَيُّوم يا حَيُّ يا قَيّوم، أسألُکَ بِاسمِکَ الّذي أشرَقَ بِهِ کُلِّ شَيءٍ، وبِاسمِکَ الّذي أشرَقَت  بِهِ السّمواتُ والأرضُ، وبِاسمِکَ الّذي صَلُحَ بِهِ الأوَّلونَ، وبِهِ يَصلُحُ الاخِرونَ.
يا حَيّاً قَبلَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيّاً بَعدَ کُلِّ حَيّ، ويا حَيُّ لا إلهَ إلا أنت صَلِّ علي مُحَمّدٍ وآلِ مُحَمَّد، واغفِر لي ذُنُوبي،  واجعَل لي مِن أمرِي يُسراً وفَرَجاً قَريباً، وثَبِّتني علي دينِ مُحَمَّدً وآل محمد و وعلي هُدي مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد،  وعلي سُنَّهِ مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّد، عليه وعليهِمژُ السَّلام.

واجعَل عَملِي في المَرفوعِ المُتَقَبِّلِ، وهَب لي کما وَهَبتَ لأوليائِکِ وأهلِ طاعَتِکَ، فانّي مُؤمِنٌ بِکَ، ومُتَوَکِّلٌ عَليک،  مُنيبٌ اليکَ، مَعَ مَصيري إليکَ، وَتَجمَع لي ولأهلِي وَلوِلَدَي الخَيرَ کُلَّهُ، وتَصرِف عَنّي وَعَن وَلَدي وأهلِي الشَّرَّ کُلَّهُ. أنتَ الحَنّانُ المَنّانُ بَديعُ السّمواتِ والأرضِ، تُعطِي الخَيرَ مَن تَشاءُ، وتَصرِفُهُ عَمَّن تَشاءُ، فَامنُن علي بِرَحمَتِکَ يا  أرحَمَ الرّاحِمِينَ.
 - المراقبات - مرحوم آيت الله حاج ميرزا جواد ملكى تبريزى (ر ه)
-صحيفه علويه، متن‏عربى، ص: 219

توصیه‌های ائمه(ع) درباره اعمال آخرین جمعه ماه شعبان

روزهای آخر شعبان است و عده‌ای از توفیقات این ماه معظم بازمانده‌اند، امام رضا(ع) برای این دسته از افراد راهکاری را ارائه می‌دهند که در این لحظات آخر ماه رسول خدا(ص) ره‌توشه‌ای از ماه شعبان برای ماه رمضان برچینند.

 در حالی روزهای آخر ماه شعبان را با حسرت سپری می‌کنیم که چشم امید به روزهای ماه مهمانی خدا دوخته‌ایم، شاید بسیاری از افراد نتوانسته باشند که آن گونه که شاید و باید از ماه شعبان توشه‌ای برای دنیا و آخرت خود اندوخته باشند، اما ائمه معصومین علیهم‌السلام برای این افراد راهکاری را ارائه دادند که شاید به نحوی جبران فرصت از دست رفته باشد، در زیر به برخی از توصیه‌های ائمه هدی می‌پردازیم: 
 
دعاى شب آخر شعبان و شب اول رمضان/ اعمال جمعه آخر ماه شعبان
 
ابوالصلت هروى روایت کرده است که در جمعه آخر ماه شعبان به خدمت حضرت امام رضا (ع) رفتم؛ حضرت فرمود: اى ابوالصلت، اکثَر ماه شعبان رفت و این جمعه آخر آن است، پس تدارک و تلافى کن در آن چه از این ماه مانده است، تقصیرهایى را که در ایّام گذشته این ماه کرده‌اى و بر تو باد که رو آورى بر آنچه نافع است براى تو و دعا و استغفار بسیار کن و تلاوت قرآن مجید بسیار کن و به سوى خدا از گناهان خود توبه کن تا آن‌که چون ماه مبارک در آید، خود را برای خدا خالص گردانیده باشى و در گردن خود امانت مگذار و حق کسى را مگر آنکه ادا کنى و در دل خود کینه کسى را مگذار مگر آنکه بیرون کنى و گناهى را که انجام می‌دادی مگذار، مگر آن‌که ترک کنى و از خدا بترس و توکّل بر خدا در پنهان و آشکار امور خود کن و هر که بر خدا توکّل کند، خدا او را بس است و در بقیّه این ماه این دعا را بسیار بخوان: «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَکُنْ غَفَرْتَ لَنا فیما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فیما بَقِىَ مِنْهُ»، «خدایا اگر در آن قسمت از ماه شعبان که گذشته ما را نیامرزیده‌اى در آن قسمت که از این ماه مانده بیامرزمان»، به درستى که حقّ تعالى در این ماه بندهاى بسیار از آتش جهنّم براى حرمت ماه مبارک رمضان آزاد مى‌گرداند».
 
شیخ طوسی از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که حضرت صادق (ع) در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان این دعا را می‌خواندند: «اَللّهُمَّ اِنَّ هذَا الشَّهْرَ الْمُبارَکَ الَّذى اُنْزِلَ فیهِ الْقُرآنُ وَ جُعِلَ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى وَالْفُرْقانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنا فیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنا وَ تَسَلَّمْهُ مِنّا فى یُسْرٍ مِنْکَ وَ عافِیَهٍ یا مَنْ اَخَذَ الْقَلیلَ وَ شَکَرَ الْکَثیرَ اِقْبَلْ مِنِّى الْیَسیرَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ اَنْ تَجْعَلَ لى اِلى کُلِّ خَیْرٍ سَبیلاً وَ مِنْ کُلِّ ما لا تُحِبُّ مانِعاً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ یا مَنْ عَفا عَنّى وَ عَمّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئاتِ یا مَنْ لَمْ یُؤاخِذْنى بِارْتِکابِ الْمَعاصى عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یاکَریمُ اِلهى وَ عَظْتَنى فَلَمْ اَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنى عَنْ مَحارِمِکَ فلَمْ اَنْزَجِرْ فَما عُذْرى فَاعْفُ عَنّى یا کَریمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ الرّاحَهَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَالْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسابِ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبدِکَ فَلْیَحْسُنِ التَّجاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ یااَهْلَ التَّقْوى وَ یا اَهْلَ الْمَغْفِرَهِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ اَللّهُمَّ اِنّى عَبْدُکَ بْنُ عَبْدِکَ بْنُ اَمَتِکَ ضَعیْفٌ فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ وَ اَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنى والْبَرَکَهِ عَلَى الْعِبادِ قاهِرٌ مُقْتَدِرٌ اَحْصَیْتَ اَعمالَهُمْ وَ قَسَمْتَ اَرْزاقَهُمْ وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَهً اَلْسِنَتُهُمْ وَ اَلْوانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ وَ لا یَعْلَمُ الْعِبادُ عِلْمَکَ وَ لا یَقْدِرُ الْعِبادُ قَدْرَکَ وَکُلُّنا فَقیرٌ اِلى رَحْمَتِکَ فَلا تَصْرِفْ عَنّى وَجْهَکَ وَاجْعَلْنى مِنْ صالِحى خَلْقِکَ فِى الْعَمَلِ وَالاْمَلِ وَالْقَضاَّءِ وَالْقَدَرِ اَللّهُمَّ اَبْقِنى خَیْرَ الْبَقاَّءِ وَ اَفْنِنى خَیْرَ الْفَناَّءِ عَلى مُوالاهِ اَوْلِیاَّئِکَ وَ مُعاداهِ اَعْداَّئِکَ وَ الرَّغْبَهِ اِلَیْکَ وَ الرَّهْبَهِ مِنْکَ وَالْخُشُوعِ وَالْوَفاءِ وَالتَّسْلیمِ لَکَ وَالتَّصْدیقِ بِکِتابِکَ وَاتِّباعِ سُنَّهِ رَسُولِکَ اَللّهُمَّ ما کانَ فى قَلْبى مِنْ شَکٍّ اَوْ رَیْبَهٍ اَوْ جُحُودٍ اَوْ قُنُوطٍ اَوْ فَرَحٍ اَوْ بَذَخٍ اَوْ بَطَرٍ اَوْ خُیَلاَّءَ اَوْ رِیاَّءٍ اَوْ سُمْعَهٍ اَوْ شِقاقٍ اَوْ نِفاقٍ اَوْ کُفْرٍ اَوْ فُسُوقٍ اَوْ عِصْیانٍ اَوْ عَظَمَهٍ اَوْ شَىءٍ لا تُحِبُّ فَاَسْئَلُکَ یا رَبِّ اَنْ تُبَدِّلَنى مَکانَهُ ایماناً بِوَعْدِکَ وَ وَفآءً بِعَهْدِکَ وَ رِضاً بِقَضاَّئِکَ وَ زُهْداً فِى الدُّنْیا وَ رَغْبَهً فیما عِنْدَکَ وَ اَثَرَهً وَ طُمَاْنینَهً وَ تَوْبَهً نَصُوحاً اَسْئَلُکَ ذلِکَ یا رَبَّ الْعالَمینَ اِلهى اَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصى وَ مِنْ کَرَمِکَ جُودِکَ تُطاعُ فَکَانَّکَ لَمْ تُعْصَ وَ اَنَا وَ مَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکّانُ اَرْضِکَ فَکُنْ عَلَیْنا بِالْفَضْلِ جَواداً وَ بِالْخَیْرِ عَوّاداً یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ وَ صَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِهِ صَلوهً داَّئِمَهً لا تُحْصى وَ لا تُعَدُّ وَ لا یَقْدِرُ قَدْرَها غَیْرُکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»
 
* خطبه پیامبر(ص) در روز آخر شعبان/ ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است
 
سلمان فارسى می‌گوید: «خطبنا رسول الله صلى الله علیه وآله فى آخر یوم من شعبان، فقال: یا ایها الناس قد اظلکم شهر عظیم مبارک شهر فیه لیلة خیر من الف شهر جعل الله صیامه فریضة و قیام لیله تطوعا، من تقرب فیه بنافلة من الخیر کان کمن ادى فریضة فیما سواه وهو شهر الصبر والصبر ثوابه الجنه وشهر المواسات وشهر یزاد فى رزق المؤمن وشهر اوله رحمة واوسطه مغفرة وآخره عتق من النار وهو للمؤمن غنم وللمنافق غرم‏»
 
سلمان فرمود: پیامبر (ص) در روز آخر شعبان  براى ما خطبه‏اى در فضیلت ماه رمضان ایراد کرد و در خطاب خویش به ما فرمود: اى مردم به راستى سایه افکنده بر سر شما ماه بزرگ مبارکى، ماهى که در او شبى است که از هزار ماه بهتر است که خداوند روزه‏اش را فرض و واجب کرده و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، کسى که تقرب بجوید به خداوند، به انجام نافله خیرى، مثل آن است که در غیر ماه رمضان فریضه‏اى انجام داده باشد و این ماه، ماه صبر است و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است و ماهى است که رزق مؤمن در او زیاد مى‏‌شود و ماهى است که اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش و آخرش آزادى از آتش جهنم است و این ماه براى مؤمن بهره و منفعت است و براى منافق خسارت و ضرر».

خطبه شعبانيه رسول اكرم (ص)

در آخرين روزهاي ماه شعبان رسول گرامي اسلام ضمن ايراد خطبه اي براي مردم، به بيان فضايل و اهميت ماه مبارك رمضان پرداختند و وظايف يك مسلمان واقعي و مؤمن حقيقي را براي تمام نسلها در طول تاريخ تشريح كردند. اين توصيه ها چراغي روشن فراروي همه كساني است كه قصد دارند با شست وشوي جان و روح خويش در جاري زلال ماه مبارك رمضان، لياقت قرب به درگاه ذات ياري تعالي را بيابند و در رديف مهمانان حقيقي ضيافت الله قرارگيرند.

ترجمه اين خطبه را بخوانيد:
¤ ¤ ¤
اي مردم!
ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.
 
ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد.
نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
 
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب، پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد. شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود.
 
در اين ماه با گرسنگي و تشنگيتان، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد.
به فقيران و درماندگان كمك و تصديق كنيد.
به پيران و كهنسالان احترام ارج بنهيد.
به كودكانتان ملاطفت و مهرباني كنيد.
با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.
زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد.
 
ديدگاه خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوش هايتان را از شنيدن آنچه نادرست است، بازداريد.
 
با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند.
 
از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.
 
در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز، بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.
 
اي مردم!
 
جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد.
 
پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طول دادن سجده ها، آنها را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.
 
اي مردم!
 
هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت.
برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد، اگر چه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.
 
اي مردم!
 
هر كه اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد.
هر كه در اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
هر كه در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد.
هر كه در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.
هر كه در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هر كه در اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند، خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
هر كه در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماه هاي ديگر را به او عطا كند.
هر كه در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند.
كسي كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماه هاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.
 
اي مردم!
 
درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.
علي(ع) مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟
حضرت فرمود: اي ابالحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است.
 
(وسايل الشيعه، كتاب روزه، بحارالانوار، ج96 ص157)

آداب نوشیدن آب

امام علی(ع) می‌فرماید: ایستاده آب ننوشید، چرا که درد بی‌درمان آورد، مگر اینکه خدای عزوجل بهبودی بخشد! امام صادق(ع) نیز آدابی برای نوشیدن بیان و عنوان می‌کنند هر که آن‌ها را رعایت کند خداوند او را مستحق بهشت می‌کند.

بر آن شدیم با استناد به کتاب گرانسنگ علامه جوادی آملی، نگاهی به سبک زندگی دینی و اسلامی داشته باشیم. «مفاتیح الحیاة» به جنبه‌های گوناگون سیره عملی اهل بیت علیهم‌السلام می‌پردازد که به صورت سلسله‌ وار مطالب آن از منظرتان خواهد گذشت. 
 
رهنمود امام صادق (ع) درباره نوشیدن آب
 
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: هر کس در آب آشامیدن این آداب را رعایت کند خداوند او را مستحق بهشت کند: وقتی که ظرف آب را نزدیک دهان آورد بسم‌الله بگوید، سپس بنوشد و پیش از سیراب شدن، ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید، سپس دوباره بنوشد و ظرف را از دهانش دور کند و حمد خدا بگوید سپس بنوشد و ظرف را دور کند و حمد خدا را بگوید.۱
 
دعای نوشیدن آب
 
امیر مومنان علی‌ علیه‌السلام می‌فرماید: هرگاه رسول خدا (ص) آب می‌آشامید، می‌فرمود: «الحمدالله الذی لم یجعله اجاجا بذوبنا و جعله عذابا فراتا بنعمة»؛ سپاس خدای را که آن را به سبب گناهانمان برایمان تلخ قرار نداد بلکه آن‌ را به سبب نعمتش شیرین و گوارا قرار داد.۲
 
آداب نوشیدن
 
۱-ایستادن
 
حضرت علی (ع) می‌فرماید: ایستاده آب ننوشید، چرا که درد بی‌درمان آورد، مگر اینکه خدای عزوجل بهبودی بخشد.۳
 
امام صادق (ع) با تفکیک میان نوشیدن در شب و روز، در حقیقت سخن حضرت امیر (ع) را تفسیر کرده و می‌فرماید: ایستاده آب نوشیدن در روز غذا را گوارا می‌کند و در شب زردآب می‌آورد.۴
 
۲-با دست شسته
 
رسول خدا (ص) می‌فرمایند: دستانتان را بشوئید آنگاه در آنها آب بنوشید چرا که هیچ ظرفی پاکیزه‌تر از دست نیست.۵
 
 
 
پرسش از آب سرد در قیامت
 
حضرت رسول (ص) می‌فرماید: نخستین سؤالی که در قیامت از انسان درباره نعمت (مادی) می شود این است که به او می‌گویند؛ آیا بدن سالم به تو ندادیم و از آب سرد سیرابت نکردیم؟ ۶
 
امیر مؤمنان در تفسیر آیه «ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ یَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِیمِ» که در قیامت از نعمت سؤال می‌شود، می‌فرماید: «مقصود از نعمت، آب سرد در روزهای گرم است».۷
 
نکته: البته آب از مصادیق روشن نعمت مادی است و آنچه از امام صادق (ع) رسیده است که «نحن النعیم» یعنی ما نعمت مورد سؤال هستیم.۸
 
پرهیز از منع آب
 
رسول خدا (ص) می‌فرماید: مردم را از سه چیز نمی‌شود محروم کرد که یکی از آنها آب است ۹ و نیز می‌فرماید:‌روز قیامت خدا به سه کس نظر لطف نکند و پاکشان نگرداند و برایشان کیفر دردناکی است؛ از جمله کسی که در مسیر راه عمومی، آبی دارد ولی آن را از رهگذران مضایقه می‌کند.۱۰
 
آلوده نکردن آب
 
برای مسلمان شایسته نیست آب را که مایه حیات انسان و هر موجود زنده‌ای است،‌ آلوده کند از پیامبر (ص) در این تعبیر‌های گوناگونی نقل شده است؛ گاهی از تخلی در کنار آب گوارا یا رودخانه آب گوارایی که از آن استفاده می‌شود۱۱ و گاهی از تخلی کردن در کنار رودخانه جاری و بار دیگر از ادرار کردن در آب جاری و گاهی از انداختن آب دهان در جایی که از آب آن استفاده می‌شود، نهی کرده است همچنین می‌فرماید: از آلودن آبی که در جایی جمع شده باشد (مانند آب چاه و یا پشت سد و ...) بپرهیزید تا مورد لعن قرار نگیرید. ۱۲
 
حضرت علی (ع) می‌فرماید: ‌آب ساکنانی دارد؛ با ادرار و غائط (مدفوع) آنها را نیازارید.۱۳
 
 
 
آثار نگاه کردن به آب
 
پیامبر اکرم و امام کاظم (ع) در ضمن حدیثی چنین فرمودند:‌ نگاه به آب جاری، چشم را روشنی می‌بخشد.۱۴
 
امام صادق (ع) می‌فرماید: نگاه کردن به آب، چهره را نورانی و شاداب می‌کند.۱۵ 
 
 
 
*پی‌نوشت‌ها:
 
الکافی، ج۲، ص۹۶و ۹۷
ارشاد القلوب، ص۳
علل الشرائع، ص ۴۶۵
الکافی، ج۶، ص۳۸۳
الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۸۴
الجامع الصغیر، ج۱، ص۳۴۴
ارشاد القلوب، ص ۳۷-۳۸
بحارالانوار ج۲۴، ص۵۲
الجامع الصغیر، ج۱، ص۵۳۷
دعائم الاسلام، ج۲، ص۹۴
کتاب الخصال، ص ۹۷
الجامع الصغیر، ج۱، من ۲۷
عوالی الئالی،‌ج۲، ص ۱۸۷
کتاب الخصال، ص ۹۲
همان ص ۲۳۷

خطبه شقشقیه و مسئله خلافت

 امام علی(ع) در بخشی از خطبه شقشقیه می‌فرمایند: آرى، به خدا سوگند، پیام الهى را شنیدند و دریافتند، ولى زیبایىِ دنیا در چشمشان جلوه کرد و دلشان را ربود.

خطبه شقشقیه سومین سخنرانی علی بن ابیطالب(ع) است که در کتاب نهج البلاغه ذکر شده ‌است. این خطبه از مشهورترین خطبه‌های آن حضرت به شمار می‌رود. این خطبه شامل شکوایه‌هایی است که ایشان در مورد ماجرای سقیفه و مسئله خلافت ذکر کرده ‌است. آن حضرت در این خطبه انتخاب گزینه صبر را در برابر قیام و جنگ با دیگر خلفا بازگو کرده ‌است. علی بن ابیطالب(ع) در مورد خلافت در این خطبه چنین می‌گوید: «رئیس خلافت ‏به شتر سواری سرکش می‏ماند، که اگر مهار را محکم کشد، پرده‏ های بینی شتر پاره شود و اگر آزاد گذارد در پرتگاه سقوط می‏کند.»
 
در ادامه هم ایشان از هجوم مردم با هدف انتخاب او برای گزینه خلافت روایت می‌کند. شقشقیه در واژه به معنای چیزی شبیه شش است که شتر در هنگام هیجان و نفس نفس زدن آن را از دهان بیرون می‌پراند و در زیر گلو صدا می‌کند و در نخستین بار بیننده آن را با زبان اشتباه می‌گیرد و معنای دیگر شقشقیه، چیزی شبیه بادکنک که هنگام خشم شتر از زیر گلو بیرون می‌زند و پس از آرام شدن شتر ناپدید می‌گردد.
 
علل نامگذاری خطبه شقشقیه
 
این خطبه را بدین نام خوانده‏اند زیرا وقتى على(ع) هنوز به انتهای این خطبه نرسیده بود مردى از اهل دهات برخاست و نامه‏اى به دست آن حضرت داد. وى به خواندن آن نامه مشغول شد. ابن عباس به او گفت: اى امیرالمؤمنین(ع)! اى کاش سخنان خود را از آنجایى که قطع کرده بودى ادامه مى‏دادى. فرمود:«هیهات اى پسر عباس! این شقشقه‏اى بود که صدا کرد و سپس آرام گرفت»
امام(ع) در بخش‌هایی از این خطبه می‌فرماید: الا اى تاریخ! به خدا سوگند که فرزند ابوقحافه خلافت مسلمین را چون پیراهن بى قواره اى پوشید در حالى که به خوبى مى دانست ناخداى کشتى خلافت جز «على»(ع) نیست. فضایل چون سیل از کوهسار وجودم فرو ریزد و بر «آسمان جایم» تیزپروازى نرسد، اما با این همه از خلافت چشم پوشیدم و از آن کناره گرفتم، زیرا نیک اندیشیدم که یا باید تنها و بى یاور قیام کنم و یا بر تاریکی هاى کور صبر پیشه سازم؛ تاریکی هایى که بزرگسالان را فرسوده و فرتوت سازد، و بر سیماى نوجوانان غبار پیرى بپاشد و مؤمن را به رنج آورَد تا آنگاه که به ملاقات خدا بشتابد. پس شکیبایى را عاقلانه تر یافتم و آن را برگزیدم.آرى، صبر کردم، اما چه صبرى!؟ چون آن که خار در چشمش خلیده واستخوان در گلویش مانده باشد. مى دیدم که میراثم به تاراج مى رود.
 
اینچنین بود تا روزگار خلیفه اول به سر آمد و او خلافت را به دیگرى پاس داد. آنگاه امام(ع) از قول «اَعشى»، شاعر معروف عرب، چنین مَثَل آورد: چه دور است بین روز من که بر پشت اشترى زیر تازیانه خورشید مى رانم، با روز «حیّان» برادر «جابر» که در سایه سار منزل مى آرمد.
 
امام علی(ع) در ادامه خطبه می‌فرمایند: «مرکب» خلافت زیر پاى «راکب» تندخوىِ آن تعادل از کف داد و همه راههاى چاره را هم بست، بدین سان که اگر افسارش را تنگ مى گرفت بینى اش مجروح مى شد، و اگر رهایش مى ساخت سقوط مى کرد. به خدا سوگند، مردم در بیراهه و بى ثباتى و نابسامانى گرفتار آمدند و من هرچه بود، بر این رنج طولانى و اندوه جانکاه شکیبا بودم تا راهش به پایان رسید. او در واپسین دم حیات، خلافت را در جمعى قرار داد که مرا یکى از آنان مى پنداشت. خدایا، فریاد از این شورا! اگر در آغاز مرا همسنگ نخستین نمى دیدند امروز با اینانم نمى سنجیدند، امّا هرچه بود با آنان سازگارى کردم و در فرود و فرازشان یار گشتم. ولى توطئه به ثمر نشست: یکى از آن جمع به حسادت، از من روى گرداند و دیگرى به خویشاوندش رأى داد با مسائل ناپسندى که گفتن را نسزد.
 
ابن ابى الحدید گوید: مقصود على(ع) از مردى که از روى حسادت چنین کرد طلحه بود، زیرا وى از قبیله تیم بود و بنى‏هاشم در دل خود، به خاطر خلافت، حسادت شدیدى بر تیمیان داشتند و مردى که به خاطر پیوند دامادى از على(ع) روی گردانید عبدالرحمن بن عوف بود که دختر عثمان، ام کلثوم بنت عقبة بن ابى معیط همسر پسر عبدالرحمن بود. تا سرانجام سومین از آن باند به خلافت برخاست.
 
امام علی(ع) در بخشی از خطبه می‌فرمایند: آرى، به خدا سوگند، پیام الهى را شنیدند و دریافتند، ولى زیبایىِ دنیا در چشمشان جلوه کرد و دلشان را ربود. الا اى تاریخ! سوگند به شکافنده بذر و آفریننده جان، اگر نبود حضور فشرده مردم براى بیعت، و عهدى که خداى از عالمان گرفته است که بر شکم‌بارگى ستمگر و محرومیت ستمدیده صحه نگذارند، حتما افسار خلافت را رها مى کردم و هرگز زیر بار مسئولیت نمى رفتم و همان گونه که در آغاز، خلافت را وانهادم در پایان نیز می‌گذاشتم و مى دیدید این دنیایى که بدان مى نازید و دین بدان مى بازید، در دیدگاه من از آب بینىِ ماده بزى بى ارزش تر است.
 
 
 
ایجاد شبهه
 
چون این خطبه مشتمل بر تظلم على است که از کسى که وى را با آنکه در امر خلافت سزاوار بود، کنار گذاشت، گروهى منکر آن شده و پنداشته‏اند این خطبه از سخنان سید رضى است. گفته‏اند رضى این گفتار خود را در نهج البلاغه گنجانیده و آنرا به على(ع) نسبت داده است. دلیل اینان بر این مدعا، چنان که پیش از این ذکر شد، چیزى جز محتویات این خطبه نیست.
 
هر کس در این خطبه بنگرد به خوبى در مى‏یابد که این کلام نیز از على(ع) است و این سخن و دیگر سخنان و خطبه‏هاى آن حضرت، در اسلوب و بلاغت، هیچ تفاوتى با یکدیگر ندارند و به هیچ دلیل از دیگر سخنان آن حضرت جدا نیست. انگیزه‏اى که باعث شده برخى این ‏خطبه را منسوب به على(ع) بدانند آن است که این خطبه با برخى از تمایلات مذهبى آنان سازگارى ندارد، ولى پس از آنکه راویان ثقه این سخن را از امیرالمؤمنین(ع) نقل کرده‏اند، جایى براى شک در آن پیدا نمى‏شود.
 
پاسخ شبهه
 
ابن ابى الحدید در شرح نهج البلاغه گوید: استادم ابوالخیر مصدق بن شبیب واسطى در سال 603 برایم نقل کرد که این خطبه را بر شیخ ابو محمد عبدالله بن احمد معروف به ابن خشاب خواندم و به وى گفتم: آیا این کلام دیگرى است که به على(ع) نسبت داده شده؟، گفت: هرگز، به خدا قسم من مى‏دانم که این سخن اوست چنان که مى‏دانم نام تو «مصدق» است. به او گفتم: برخى گویند این از سخنان رضى است؟ وى پاسخ داد: این نفس و این اسلوب از رضى و غیر رضى نیست. ما رسائل رضى را دیده و بر طریقه و شیوه او در نگارش کلام منثور آگاهى یافته‏ایم و سخن وى نمى‏تواند با این کلام برابرى کند. آنگاه ابن خشاب گفت: به خدا سوگند من این خطبه را در کتاب هایى که دویست سال پیش از زاده شدن رضى به نگارش درآمده بود، دیدم و آنرا به خطوطى یافتم که آنها را مى‏شناسم و خطوط دانشمندان و ادبا را پیش از آنکه ابو احمد، پدر رضى، به دنیا بیاید مى‏شناسم.
 
ابن ابى الحدید گوید: «من تعدادى از این خطبه‏ها را در مصنفات استاد خود، ابوالقاسم بلخى امام معتزلى بغدادیون که در دوره خلافت مقتدر و با فاصله درازى از زاده شدن رضى نوشته شده بود، دیده‏ام. همچنین تعدادى از این خطبه را در کتاب ابوجعفر بن قبه یکى از متکلمان امامیه در کتاب مشهور الانصاف مشاهده کرده‏ام. این ابو جعفر از شاگردان شیخ ابوالقاسم بلخى بود که در همان عصر، پیش از ولادت رضى، درگذشت».
 
خلاصه آنکه محتویات این خطبه به علت ناسازگارى که با برخى از گرایش هاى مذهبى دارد تنها انگیزه انکار آن و بلکه انکار تمام نهج البلاغه از سوى گروهى از مردم شده است و از آنچه گفته شد معلوم مى‏شود که این انکار موردى ندارد و نهج البلاغه از آن على(ع) است و از کلمات آن حضرت در آن مى‏توان شواهدى هم براى اثبات این گفته اقامه کرد.
 
شریف رضى هم، هرچند که به درجه والایى از فصاحت و بلاغت دست یافته باشد باز هم نمى‏تواند یک خطبه از خطب نهج البلاغه را از خود بنویسد. کتاب رسائل وى اینک موجود است و برخى از گفتار وى در کتب ادب نقل شده، اما چنانکه ابن خشاب گفت: «سخن رضى ‏نمى‏تواند با کلام نهج البلاغه همسرى کند» و سخن وى با گفتار على(ع) در هیچ چیز تناسب ندارد و هر کس که در نهج البلاغه و سخنان رضى نگاهى کرده باشد، این امر را به خوبى در مى‏یابد.

توجه به شكر نعمت ها

ابوهاشم جعفري گفت: من در فشار اقتصادي و تنگدستي شديدي قرار گرفتم. به محضر امام هادي(ع) شرفياب شدم. به من اجازه داد كه بنشينم. و بعد فرمود:‌اي اباهاشم! كدام يك از نعمت‌هايي را كه خداي عزوجل به تو داده مي‌خواهي شكر و سپاس آن را به جا آوري؟ ابوهاشم گفت: از شدت اندوه، درمانده شدم و نتوانستم در پاسخ امام(ع) چيزي بگويم. حضرت خود آغاز به سخن كرد و فرمود: خداوند به تو ايمان روزي كرده و پيكرت را بر آتش حرام فرموده، و به تو عافيت بخشيده كه بر طاعت و عبادت كمك تو باشد، و به تو قناعت ارزاني داشت تا به ابتذال كشيده نشوي و از اسراف و تبذير خودداري كني.‌اي ابوهاشم! من به اين دليل ابتدا شروع به صحبت كردم؛ زيرا گمان دارم مي‌خواهي نزد من شكايت كني كه چه كسي اين كار را كرده- و تو را به تنگدستي و فقر كشانده است- لذا دستور داده‌ام كه صد دينار به تو بدهند، آن را بپذير.
امالي شيخ صدوق، مجلس 64، ح 11

چهل حدیث گهربار از حضرت زهرا(س)





در این نوشتار چهل حدیث منتخب از سخنان گهربار حضرت زهرا(س) انتخاب شده است.

۱ قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فى خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فى غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج ۱۶، ص ۲۱۱.)
 
ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم ، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار مى باشیم ، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهى هستیم.
 
 
 
۲ قالَتْ علیها السلام : وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانى ، وَ الْهَیْکَلُ النُّورانى ، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۹۳.)
 
در تعریف امام علىّ علیه السلام فرمود : او پیشوائى الهى و ربّانى است ، تجسّم نور و روشنائى است ، مرکز توجّه تمامى موجودات و عارفان است ، فرزندى پاک از خانواده پاکان مى باشد، گوینده‌اى حقّگو و هدایتگر است ، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.
 
 
 
۳ قالَتْ علیها السلام : ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلىُّ، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج ۲۳، ص ۲۵۹، ح ۸.)
 
حضرت محمّد صلّى اللّه علیه و آله و علىّ علیه السلام ، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروى کنند آن ها را از انحرافات دنیوى و عذاب همیشگى آخرت نجات مى دهند؛ و از نعمت هاى متنوّع و وافر بهشتى بهره مندشان مى سازند.
 
 
 
۴ قالَتْ علیها السلام : مَنْ اصْعَدَ إ لىَ اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج ۶۷، ص ۲۴۹، ح ۲۵)
 
هر کس عبادات و کارهاى خود را خالصانه براى خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را براى او تقدیر مى نماید.
 
 
 
۵ قالَتْ علیها السلام : إنَّ السَّعیدَ کُلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فى حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج ۲، ص ۴۴۹ )
 
همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگارى ها در دوستى علىّ علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.
 
 
 
۶ قالَتْ علیها السلام : إلهى وَ سَیِّدى ، اءسْئَلُکَ بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فى مُفارِقَتى اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتى ، وَشیعَةِ ذُرّیتَى .(کوکب الدّرىّ: ج ۱، ص ۲۵۴.)
 
خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانى که آنها را برگزیده‌اى ، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائى من با ایشان ، از تو مى خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشى .
 
 
 
۷ قالَتْ علیها السلام : شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَکُلُّ مُحِبّینا وَ مَوالى اَوْلیائِنا وَ مُعادى اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج ۶۸، ص ۱۵۵، س ۲۰، ضمن ح ۱۱.)
 
شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایى که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.
 
 
 
۸ قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّى اکْرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّى سَاءُقْسِمُ عَلَى اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. ۱
 
حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمى ترسیدم که عذاب الهى بر بى گناهى ، نازل گردد؛ متوجّه مى شدى که خدا را قسم مى دادم و نفرین مى کردم . و مى دیدى چگونه دعایم سریع مستجاب مى گردید.
 
 
 
۹ قالَتْ علیها السلام : وَاللّهِ، لاکَلَّمْتُکَ ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْکَ فى کُلِّ صَلوةٍ. ۲
 
پس از ماجراى هجوم به خانه حضرت ، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت ، سوگند به خدا، در هر نمازى تو را نفرین خواهم کرد.
 
 
 
۱۰ قالَتْ علیها السلام : إنّى اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِکَتَهُ، انَّکُما اَسْخَطْتُمانى ، وَ ما رَضیتُمانى ، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْکُوَنَّکُما إلَیْهِ. ۳
 
هنگامى که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه مى گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده‌اید، و مرا راضى نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.
 
۱۱ قالَتْ علیها السلام : لاتُصَلّى عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابى رَسُولِ اللّهِ فى امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لى حَقىّ، وَاءخَذُوا إ رْثى ، وَخَرقُوا صَحیفَتى اللّتى کَتَبها لى ابى بِمُلْکِ فَدَک .۴
 
افرادى که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علىّ علیه السلام شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه‌ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.
 
 
 
۱۲ قالَتْ علیها السلام : إلَیْکُمْ عَنّى ، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکُمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیرکُمْ، هَلْ تَرَکَ ابى یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. ۵
 
خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هایتان ، عذرى براى شما باقى نمانده است . آیا پدرم در روز غدیر خم براى کسى جاى عذرى باقى گذاشت ؟
 
 
 
۱۳ قالَتْ علیها السلام : جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَکُمْ مِنَ الْکِبْرِ، وَالزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِى الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ ۶
 
خداوند سبحان ، ایمان و اعتقاد را براى طهارت از شرک و نجات از گمراهى ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را براى خضوع و فروتنى و پاکى از هر نوع تکّبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس ) را براى تزکیه نفس و توسعه روزى تعیین نمود. و روزه را براى استقامت و اخلاص در اراده ، لازم دانست . و حجّ را براى استحکام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.
 
 
 
۱۴ قالَتْ علیها السلام : یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَىَّ وَ حَدَّثَنى أنّى اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالى وَارْضَ بِقَض ائِهِ. ۷
 
اى ابا الحسن! همسرم ، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل کسى هستم از اهل بیتش که به او ملحق مى شوم و چاره‌اى از آن نیست ، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهى خوشنود باش .
 
 
 
۱۵ قالَتْ علیها السلام : مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فى حَیاتِهِ وَ حَیاتِکِ؟
 
قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. ۸
 
هر که بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را براى او واجب مى گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.
 
 
 
۱۶ قالَتْ علیها السلام : ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغى لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. ۹
 
آنچه را امام علىّ علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهى او بوده است ، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات مى نماید.
 
 
 
۱۷ قالَتْ علیه السلام : خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. ۱۰
 
بهترین چیز براى حفظ شخصیت زن آن است که مردى را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.
 
 
 
۱۸ قالَتْ علیها السلام : اوُصیکَ یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانى ، وَ تَزُورَنى بَعْدَ مَماتى .۱۱
 
ضمن وصیّتى به همسرش اظهار داشت : مرا پس از مرگم فراموش نکنى . و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایى .
 
 
 
۱۹ قالَتْ علیها السلام : إنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلىَ الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءى ، فَلا تَحْمِلینى عَلى سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینى، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ. ۱۲
 
در آخرین روزهاى عمر پر برکتش ضمن وصیّتى به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده مى‌دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه‌اى روى بدنش تشییع مى‌کنند. و افرادى اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و براى دیگران تعریف مى نمایند. مرا بر تخت که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.
 
 
 
۲۰ قالَتْ علیها السلام : .... إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانى فَإنّى اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح . ۱۳
 
مرد نابینائى وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابینا مرا نمى بیند، من او را مى بینم ، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى کند.
 
۲۱ قالَتْ علیها السلام : أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاکُمْ، قالِیَةً لِرِجالِکُمْ. ۱۴
 
بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.
 
 
 
۲۲ قالَتْ علیها السلام : إنْ کُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناکَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناکَ عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. ۱۵
 
اگر آنچه را که ما اهل بیت دستور داده ایم عمل کنى و از آنچه نهى کرده ایم خوددارى نمائى ، تو از شیعیان ما هستى وگرنه ، خیر.
 
 
 
۲۳ قالَتْ علیها السلام : حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاکُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فى سَبیلِ اللّهِ.
 
سه چیز از دنیا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا.
 
 
 
۲۴ قالَتْ علیها السلام : اُوصیکَ اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإبْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَکُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.۱۶
 
در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است . همانا مردان در هر حال ، نیازمند به زن مى باشند.
 
 
 
۲۵ قالَتْ علیها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. ۱۷
 
همیشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زیر پاى مادران است ؛ و نتیجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.
 
 
 
۲۶ قالَتْ علیها السلام : ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. ۱۸
 
روزه دارى که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودى از روزه خود نمى برد.
 
 
 
۲۷ قالَتْ علیها السلام : اَلْبُشْرى فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْرى فى وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. ۱۹
 
تبسّم و شادمانى در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنى ازعذاب خواهد بود.
 
 
 
۲۸ قالَتْ علیها السلام : لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فى یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. ۲۰
 
کسى که بعد از خوردن غذا، دست هاى خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتى برایش بوجود آید کسى جز خودش را سرزنش نکند.
 
 
 
۲۹ قالَتْ علیها السلام : اصْعَدْ عَلَى السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّى لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنى حَتّى أدْعُو. ۲۱
 
روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود مى فرمود: بالاى پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا براى خود و دیگران دعا کنم .
 
۳۰ قالَتْ علیها السلام : إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالى . ۲۲
 
همانا خداوند متعال تمامى گناهان بندگانش را مى آمرزد و از کسى باکى نخواهد داشت .
 
۳۱ قالَتْ علیها السلام : الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. ۲۳
 
اوّل باید در فکر مشکلات و آسایش همسایه و نزدیکان و سپس در فکر خویشتن بود.
 
 
 
۳۲ قالَتْ علیها السلام : الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فى مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. ۲۴
 
هر شخصى نسبت به مرکب سوارى ، و فرش منزل خود و برگزارى نماز در آن از دیگرى در اولویّت است مگر آن که دیگرى امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.
 
 
 
۳۳ قالَتْ علیها السلام : یا ابَة ، ذَکَرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. ۲۵
 
اى پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسى ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام .
 
 
 
۳۴ قالَتْ علیها السلام : إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبىَّ صَلَّى اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. ۲۶
 
هنگامى که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم ، خطاکاران امّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله ، را شفاعت مى نمایم .
 
 
 
۳۵ قالَتْ علیها السلام : فَاکْثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلى اُنْسِ الاْحْیاءِ.۲۷
 
ضمن وصیّتى به امام علىّ علیه السلام اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردى ، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن ، چون که میّت در چنان موقعیّتى بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان مى باشد.
 
 
 
۳۶ قالَتْ علیها السلام : یا ابَا الحَسَن ، إنّى لا سْتَحى مِنْ إلهى انْ اکَلِّفَ نَفْسَکَ مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. ۲۸
 
خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علىّ علیه السلام کرد: من از خداى خود شرم دارم که از تو چیزى را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشى .
 
 
 
۳۷ قالَتْ علیها السلام : خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج ۳، ص ۴۳۰.)
 
رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهى که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.
 
 
 
۳۸ قالَتْ علیها السلام : ... وَ النَّهْىَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْکَ السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص ۳۶۰، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
 
خداوند متعال منع و نهى از شرابخوارى را جهت پاکى جامعه از زشتى‌ها و جنایت ها؛ و دورى از تهمت ها و نسبت هاى ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدى نکردن ، موجب پاکى جامعه و پاکدامنى افراد مى گردد.
 
 
 
۳۹ قالَتْ علیها السلام : حرم [الله] الشِّرْکَ إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَکُمْ بِهِ، وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَى اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمة الزهراء علیها السلام : ص ۳۶۰، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه .)
 
و خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طورى که شایسته است باید تقواى الهى داشته باشید و کارى کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.
 
بنابر این باید اطاعت و پیروى کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهى کرده است ، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خداى سبحان خوف و وحشت خواهند داشت .
 
 
 
۴۰ قالَتْ علیها السلام : امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَکُوا الْحَقَّ عَلى اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه ، لَمّا اخْتَلَفَ فِى اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّى یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام .(الا مامة والتبصرة : ص ۱، بحارالا نوار: ج ۳۶، ص ۳۵۲، ح ۲۲۴.)
 
به خدا سوگند، اگر حقّ یعنى خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروى ومتابعت کرده بودند حتّى دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمى کردند.
 
و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکى پس از دیگرى منتقل مى گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف ، و صلوات اللّه علیهم اجمعین مى گردید که او نهمین فرزند از حسین علیه السلام مى باشد.
 
 
 
۱-اصول کافى : ج ۱، ص ۴۶۰، بیت الا حزان : ص ۱۰۴، بحارالا نوار: ج ۲۸، ص ۲۵۰، ح ۳۰.
 
۲-صحیح مسلم : ج ۲، ص ۷۲، صحیح بخارى : ج ۶، ص ۱۷۶.
 
۳-بحارالا نوار: ج ۲۸، ص ۳۰۳، صحیح مسلم : ج ۲، ص ۷۲، بخارى : ج ۵، ص ۵.
 
۴-بیت الا حزان : ص ۱۱۳، کشف الغمّة : ج ۲، ص ۴۹۴.
 
۵-خصال : ج ۱، ص ۱۷۳، احتجاج : ج ۱، ص ۱۴۶.
 
۶-ریاحین الشّریعة : ج ۱، ص ۳۱۲، فاطمة الزّهراء علیها السلام : ص ۳۶۰، قطعه اى از خطبه طولانى و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.
 
۷-بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۲۰۰، ح ۳۰.
 
۸-بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۱۸۵، ح ۱۷.
 
۹-الا مامة والسّیاسة : ص ۳۰، بحارالا نوار: ج ۲۸، ص ۳۵۵، ح ۶۹.
 
۱۰-بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۵۴، ح ۴۸.
 
۱۱-زهرة الرّیاض کوکب الدّرى : ج ۱، ص ۲۵۳.
 
۱۲-تهذیب الا حکام : ج ۱، ص ۴۲۹، کشف الغمّه : ج ۲، ص ۶۷، بحار:ج ۴۳، ص ۱۸۹،ح ۱۹.
 
۱۳-بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۹۱، ح ۱۶، إ حقاق الحقّ: ج ۱۰، ص ۲۵۸.
 
۱۴-دلائل الا مامة : ص ۱۲۸، ح ۳۸، معانى الا خبار: ص ۳۵۵، ح ۲.
 
۱۵-تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص ۳۲۰، ح ۱۹۱.
 
۱۶-بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۱۹۲، ح ۲۰، اءعیان الشّیعة : ج ۱، ص ۳۲۱.
 
۱۷-کنزل العمّال : ج ۱۶، ص ۴۶۲، ح ۴۵۴۴۳.
 
۱۸-مستدرک الوسائل : ج ۷، ص ۳۳۶، ح ۲، بحارالا نوار: ج ۹۳، ص ۲۹۴، ح ۲۵.
 
۱۹-تفسیر الا مام العسکرى علیه السلام : ص ۳۵۴، ح ۲۴۳، مستدرک الوسائل : ج ۱۲، ص ۲۶۲، بحارالا نوار: ج ۷۲، ص ۴۰۱، ح ۴۳.
 
۲۰-کنزل العمّال : ج ۱۵، ص ۲۴۲، ح ۴۰۷۵۹.
 
۲۱-دلائل الا مامة : ص ۷۱، س ۱۶، معانى الا خبار: ص ۳۹۹، ضمن ح ۹.
 
۲۲-تفسیر التّبیان : ج ۹، ص ۳۷، س ۱۶.
 
۲۳-علل الشّرایع : ج ۱، ص ۱۸۳، بحارالا نوار: ج ۴۳، ص ۸۲، ح ۴.
 
۲۴-مجمع الزّوائد: ج ۸ ، ص ۱۰۸ ، مسند فاطمه : ص ۳۳ و ۵۲.
 
۲۵-کشف الغمّة : ج ۲، ص ۵۷، بحار الا نوار: ج ۸ ، ص ۵۳، ح ۶۲.
 
۲۶-إ حقاق الحقّ: ج ۱۹، ص ۱۲۹.
 
۲۷- بحارالا نوار: ج ۷۹، ص ۲۷، ضمن ح ۱۳.
 
۲۸-اءمالى شیخ طوسى : ج ۲، ص ۲۲۸.

چهل حدیث در مورد ازذواج

١. تاثير ازدواج
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:اذا تزوج الرجل احرز نصف دينه.

کسى که ازدواج کند، نصف دينش را حفظ کرده است. ﴿مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۵۴٫﴾


۲. ازدواج در هنگام تنگدستى

قال الامام الصادق عليه السلام:من ترک التزويج مخافة الفقر فقد اساء الظن بالله-عز و جل-، ان الله- عز و جل – يقول: «ان يکونوا فقراء يغنهم الله من فضله.» (۲)

هر کس از ترس فقر ازدواج نکند نسبت‏ به لطف خداوند بدگمان شده است. چرا که خداوند مى‏فرمايد: اگر آنان فقير باشند خداوند از فضل و کرم خود بى نيازشان مى‏کند.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زيبائى‏اش ازدواج نمايد، در او چيزى را که خوشايند او نيست، خواهد ديد، و هر که با وى به خاطر دينش ازدواج کند، خداوند تمامى اين مزايا را براى او جمع مى‏کند. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۱﴾


۳. ازدواج رحمت است
قال النبى صلى الله عليه و آله و سلم:يفتح ابواب السماء بالرحمة فى اربع مواضع: عند نزول المطر، و عند نظر الولد فى وجه الوالدين، و عند فتح باب الکعبة، و عند النکاح.

درهاى رحمت آسمانى در چهار وقت گشوده مى‏شود:۱- موقع بارش باران.۲- زمانى که فرزند به چهره پدر و مادرش مى‏نگرد.۳- هنگام گشوده شدن در کعبه.۴- هنگام برپايى مراسم عقد و عروسى. ﴿بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۲۱﴾


۴. آفات بى همسرى
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:اکثر اهل النار العزاب.
بيشترين اهل جهنم انسانهاى بى همسرهستند. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۱﴾


۵. تلاش در ازدواج بى همسران
عن الصادق عليه السلام قال:من زوج اعزبا کان ممن ينظر الله- عز و جل-اليه يوم القيامة.

کسى که مجردى را تزويج کند و امکان ازدواج او را فراهم نمايد از کسانى است که در قيامت‏ خداوند به آنان نظر لطف مى‏کند. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۵﴾


۶. در سايه عرش
قال موسى بن جعفر عليه السلام:ثلاثة يستظلون يظل عرش الله يوم القيامة، يوم لا ظل الا ظله: رجل زوج اخاه المسلم او اخدمه او کتم له سرا.

سه دسته در روز قيامت، روزى که سايه و پناهى جزء سايه خداوند نيست، در سايه و پناه خدا هستند:۱- مردى که زمينه ازدواج برادر مسلمانش را آماده نمايد.۲- مردى که (به برادر مسلمانش خدمت کند.)۳- کسى که سر برادر مسلمانش را بپوشاند. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۶﴾


۷. منظور نظر حق
قال الامام الصادق عليه السلام:اربعة ينظر الله اليهم يوم القيامة:من اقال نادما او اغاث لهفان او اعتق نسمة او زوج عزبا.

چهار کس در قيامت مورد نظر پروردگارند:۱-آنکه چون طرف معامله پشيمان شود، معامله را برگرداند.۲- کسى که غم از دلى برگيرد.۳- کسى که برده‏اى را آزاد کند.۴- کسى که بى همسران را به ازدواج درآورد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۶﴾


۸. بهترين وساطت
قال اميرالمؤمنين على عليه السلام:افضل الشفاعات ان تشفع بين اثنين فى نکاح يجمع الله بينهما.

از بهترين شفاعتها، شفاعت‏ بين دو نفر در امر ازدواج است تا اينکه خداوند آنان را مجذوب يکديگر گرداند. ﴿تهذيب، ج ۷، ص ۴۰۵، وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۴۵﴾


۹. ازدواج با دينداران
عن النبي صلى الله عليه و آله و سلم قال:من تزوج امراة لمالها وکله الله اليه، و من تزوجها لجمالها راى فيها ما يکره، و من تزوجها لدينها جمع الله له ذلک.

هر که با زنى به خاطر مالش ازدواج کند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏کند، و هر که با او به خاطر جمال و زيبائى‏اش ازدواج نمايد، در او چيزى را که خوشايند او نيست، خواهد ديد، و هر که با وى به خاطر دينش ازدواج کند، خداوند تمامى اين مزايا را براى او جمع مى‏کند. ﴿وسائل الشيعه، ج ۱۴، ص ۳۱﴾


۱۰. ديدار قبل از وصلت
عن الصادق عليه السلام قال:لا باس بان ينظر الرجل الى المراة اذا اراد ان يتزوجها. ينظر الى خلفها و الى وجهها.

مانعى ندارد که مرد قامت و صورت زنى را که قصد ازدواج با او دارد، ببيند. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۸۸﴾


۱۱. ديدار عروس و داماد قبل از ازدواج
عن محمد بن مسلم قال: سالت ابا جعفر عليه السلام‏عن الرجل يريد ان يتزوج المراة، اينظر اليها؟ قال: نعم انما يشتريها باغلى الثمن.

محمد بن مسلم مى‏گويد: از امام باقر عليه السلام پرسيدم:مردى که مى‏خواهد با زنى ازدواج کند آيا حق دارد او را ببيند؟امام عليه السلام فرمود: آرى، چون در برابر آن بهاى سنگينى مى‏پردازد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۸۸﴾


۱۲. سؤال از اوصاف
قال على عليه السلام:اذا اراد احدکم ان يتزوج فليسال عن شعرها کما يسال عن وجهها فان الشعر احد الجمالين.

هر وقت ‏يکى از شما، بخواهد، ازدواج کند، از اوصاف موى سر زن نيز سؤال کند همچنانکه از چگونگى رخسار او مى‏پرسد. چون که موى زن يکى از دو زيبايى (مو و صورت) اوست. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۴﴾


۱۳. خواستگار مذهبى و خوش اخلاق
قال الامام الرضا عليه السلام:اذا خطب اليک رجل رضيت دينه و خلقه فزوجه و لا يمنعک فقره و…

هنگامى که مردى از شما خواستگارى کرد که از دين و اخلاق او راضى بوديد به ازدواج با او رضايت دهيد. و مبادا فقر او ترا از اين رضايت‏باز دارد و… ﴿ميزان الحکمة، ج ۴، ص ۲۸۰﴾


۱۴. داماد هم شان
قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم:اذا جائکم الاکفاء فانکحوهن و لا تربصوا بهن الحدثان.

وقتى که اشخاص هم شان به خواستگارى دختران شما آمدند، به آنها دختر دهيد و در کار آنها منتظر حوادث نباشيد. ﴿نهج الفصاحه، ص ۳۷، ح ۱۹۳﴾


۱۵. عروس شايسته
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:ما استفاد امرء فائدة بعد الاسلام افضل من زوجة مسلمة تسره اذا نظر اليها، تطيعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فى نفسها و ماله.

پس از اسلام، هيچ نعمتى براى مرد بهتر از زن مسلمانى نيست که هر گاه به او بنگرد، مسرورش کند و هر گاه به او فرمان دهد، اطاعتش نمايد و در غياب او حافظ ناموس و مالش باشد. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۵﴾


۱۶. دقت در انتخاب
قال الامام الصادق عليه السلام:انما المراة قلادة فانظر ما تتقلد.

زن همانا گردنبندى است، نيک بنگر که چه گردنبندى را به گردنت آويزان مى‏کنى. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۳۳﴾


۱۷. وصلت نکردن با خانواده ناشايست
عن النبى صلى الله عليه و آله و سلم قال:اياکم و خضراء الدمن، قيل: يا رسول الله و ما خضراء الدمن؟ قال: المراة الحسناء فى منبت السوء.

بپرهيزيد از سبزه‏هايى که در مزبله مى‏رويد. عرض شد: يا رسول الله! سبزه‏هايى که در مزبله مى‏رويد چيست؟ حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: زن زيبايى که در خانواده پست و ناشايست ‏پرورش يافته باشد. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۶، مکارم الاخلاق، ص ۲۰۵﴾


۱۸. ازدواج با دوشيزگان
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:تزوجوا الابکار فانهن اعذب افواها و ارتق ارحاما و اسرع تعلما و اثبت للمودة.

با دختران باکره ازدواج کنيد زيرا که دهان آنان شيرين و رحمشان مناسبتر است و زود چيزى را ياد مى‏گيرند و محبتشان پايدارتر است. ﴿بحار الانوار، ج ۱۰۳، ص ۲۳۷﴾


۱۹. رضايت داماد
سئل عن الصادق عليه السلام:انى اريد ان اتزوج امراة و ان ابوى اراد غيرها. قال: تزوج التى هويت ودع التى هوى ابواک.

من مى‏خواهم با زنى ازدواج کنم ولى پدر و مادرم مايلند با ديگرى ازدواج کنم. امام عليه السلام فرمود: با زنى که خودت مايل هستى ازدواج کن، و زنى را که پدر و مادرت [بدون رضايت تو] انتخاب کرده‏اند، رها کن. ﴿تهذيب، الاحکام، ج ۷، ص ۳۹۲﴾


۲۰. سهولت ‏خواستگارى
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:ان من يمن المراة تيسير خطبتها.

از نشانه‏هاى برکت زن آن است که خواستگاريش بى تکلف و آسان انجام گيرد. ﴿کنز العمال، ج ۱۶، ص ۳۲۲، ح ۴۴۷۲۱﴾


21. آداب خواستگارى
قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم: لا يخطب احدکم على خطبة اخيه.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هيچ يک از شما زنى را که ديگرى خواستگارى مى‏کند، خواستگارى نکند. [تا اينکه با او ازدواج کند و يا اينکه منصرف شود. اگر منصرف شد خواستگاريش بلامانع است.] ﴿صحيح مسلم، ج 2، ص 1034، ح 56﴾


۲۲. خواستگار شرابخوار
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:شارب الخمر لا يزوج اذا خطب.

شرابخوار اگر تقاضاى ازدواج کرد قبول نکنيد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۷۹﴾


۲۳. مراسم عروسى در شب
قال الامام الرضا عليه السلام:من سنته [رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم]التزويج بالليل، لان الله تعالى جعل الليل سکنا و النساء انما هن سکن.

مراسم عروسى در شب، سنت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم است، چرا که خداوند شب را مايه آرامش قرار داده و زن هم آرامش خاطر است. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۹۱﴾


۲۴. سور عروسى
قال النبى صلى الله عليه و آله و سلم:لا وليمة الا فى خمس: عرس او خرس او عذار او وکار او رکاز.

سور و وليمه در پنج مورد است:۱- عروسى ۲- تولد اولاد ۳- ختنه کردن نوزاد ۴- خريدن خانه ۵- بازگشت از سفر مکه. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۶۳﴾


۲۵. وليمه در عروسى
قال الامام الصادق عليه السلام:ان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم حين تزوج ميمونة بنت الحارث اولم عليها و اطعم الناس الحيس.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم در هنگام تزويج «ميمونه‏» دختر «حارث‏» وليمه داد و با غذاى معجون خرما از حاضرين پذيرايى فرمود. ﴿فروع کافى، ج ۵، ص ۳۶۸٫﴾


۲۶. طعام دادن در عروسى
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:ان من سنن المرسلين الاطعام عند التزويج.

سور دادن و اطعام در ازدواج، از سنت پيامبران است. ﴿فروع کافى، ج ۵،ص ۳۶۷﴾


۲۷. برترين زنان امت
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:افضل نساء امتى اصبحهن وجهان و اقلهن مهرا.

بهترين زنان امت من زنانى هستند که خوشروتر و مهريه ايشان کمتر باشد. ﴿من لايحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۲﴾


۲۸. کمى مهريه برکت زن
قال الامام الصادق عليه السلام:ان من برکة المراة قلة مهرها.

از برکات زن کمى مهريه اوست. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۴﴾


۲۹. سنگينى مهريه
قال اميرالمؤمنين على عليه السلام:لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.

مهريه زنها را سنگين نگيريد که موجب کدورت و دشمنى گردد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۱۵، ص ۱۱﴾


۳۰. جهيزيه بى منت
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:لو ان جميع ما فى الارض من ذهب و فضة حملته المراة الى بيت زوجها ثم ضربت على راس زوجها يوما من الايام، تقول: من انت؟ انما المال مالى، حبط عملها و لو کانت من اعبد الناس الا ان تتوب و ترجع و تعتذر الى زوجها.

اگر تمام چيزهايى که در روى زمين از طلا و نقره وجود دارد و زن آنها را به خانه شوهرش بياورد. آنگاه يک روز از روزها بر سر شوهرش منت‏بگذارد و بگويد تو کيستى؟ اين اموال مال من است. در اين صورت اجر و عمل زن از بين مى‏رود اگر چه از عابدترين مردم باشد. مگر اينکه توبه کند و برگردد و از شوهرش عذرخواهى کند. ﴿مکارم الاخلاق، باب ۸، ص ۲۰۲﴾


۳۱. مهريه چيست؟
عن ابى جعفر عليه السلام قال:الصداق ما تراضيا عليه من قليل او کثير فهذا الصداق.

مهريه همان چيزى است که طرفين بر آن توافق مى‏کنند، کم باشد يا زياد. ﴿فروع کافى، ج ۵، ص ۳۷۸﴾


۳۲. ندادن مهريه
عن ابى عبدالله عليه السلام قال:من امهر مهرا ثم لا ينوى قضاءه کان بمنزلة السارق.

کسى که مهريه‏اى (براى زن قرار دهد) و قصدش اين باشد که به او ندهد او همانند دزد است. ﴿فروع کافى، ج ۵، ص، ۳۸۳٫﴾


۳۳. خانه دوست داشتنى
قال الامام الصادق عليه السلام:ان الله يحب البيت الذي هو العرس.

خداوند خانه‏اى را که در آن عروسى انجام گرفته، دوست مى‏دارد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۲، ص ۷﴾


۳۴. بيدارى در شب عروسى
قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم:لا سهر الا فى ثلاث: متهجد بالقرآن، او فى طلب العلم، او عروس تهدى الى زوجها.

شب بيدارى روا نيست، مگر در سه مورد:۱-تلاوت قرآن.۲-تحصيل علم.۳-بردن عروس به خانه داماد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۹۲﴾


۳۵. بدرقه عروس
امر النبي صلى الله عليه و آله و سلم بنات عبدالمطلب و نساء المهاجرين و الانصار: ان يمضين فى صحبة فاطمة عليها السلام و ان يفرحن و يرجزن و يکبرن و يحمدن و لا يقلن ما لا يرضى الله.

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم امر فرمود، دختران عبدالمطلب و زنان مهاجر و انصار در شب عروسى حضرت فاطمه عليها السلام به همراه او بروند و شادى کنند، شعر و سرود بخوانند، تکبير و حمد بگويند. و از گفتن حرفهايى که خدا بدان راضى نيست، بپرهيزند. ﴿مستدرک الوسائل، ج ۱۴، ص ۱۹۸﴾


۳۶. زفاف و مهمانى
عن الصادق عليه السلام قال:زفوا عرائسکم ليلا و اطعموا ضحى.

مراسم عروسى را در شب و مهمانى را در روز انجام دهيد. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۶۲﴾


۳۷. دعاى شب زفاف
قال الصادق عليه السلام:اذا دخلت عليک اهلک فخذ بناصيتها و استقبل بها القبلة و قل: اللهم… فان قضيت لى منها ولدا فاجعله مبارکا سويا.

چون همسرت به خانه تو آمد، دست‏بر پيشانيش بگذار، و رو به قبله‏اش برگردان و [دعا کن و] بگو: خداوندا!… اگر از اين همسرم، فرزندى براى من تقدير نمايى، فرزند مبارک و سالم عنايت فرماى. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۶۳﴾


۳۸. هفته عروسى
سئل عن ابى عبدالله عليه السلام فى الرجل يتزوج البکر، قال:يقيم عندها سبعة ايام.

از امام صادق عليه السلام سؤال شد در مورد مردى که با دختر باکره‏اى ازدواج مى‏کند، امام عليه السلام فرمود:شوهر يک هفته در پيش او باشد. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۱، ص ۳۳۹﴾


۳۹. آب دادن زن به شوهر
قال الامام الکاظم عليه السلام:ما من امراة تسقى زوجها شربة من ماء الا کان خيرا لها من عبادة سنة.

هر زنى که به شوهرش قدرى آب آشاميدنى بدهد، پاداش آن از عبادت يک ساله بالاتر است. ﴿وسائل الشيعه، ج ۲۰، ص ۱۷۲﴾


۴۰. محبت ‏به زن
قال الامام الصادق عليه السلام:العبد کلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الايمان فضلا.

هر چه محبت مرد بر زن بيشتر گردد، بر فضيلت ايمانش افزوده مى‏شود. ﴿من لا يحضره الفقيه، ج ۳، ص ۲۵۱﴾

منبع: حوزه نت/گردآورنده: محمد رحيم بيگ‏محمدى

چرا باید زیارت عاشورا بخوانیم؟

حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.

چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:

اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.

 

دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.

سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.

چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد. 

برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.

   برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.   

دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :

1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.

2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.

    چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.

   مطمئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دل را پاک کرد تا جواب سلام امام را شنید و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

 

چهل حدیث مستند درباره کربلا و عاشورا


حدیث کربلا، حدیث حریت و حماسه هاست و روایتش روایت رویش و خیزش، و سرودش همیشه سرخ و حیات بخش و حرکت زا.

در خصوص کربلا و حماسه همیشه جاوید عاشورا، در کتابی با نام «سیمای کربلا، حریم حریت» سخن گفته ایم و چندین حدیث ازاحادیث این دفتر را نیز در آنجا البته با شرح و بسطی بیشتر آورده ایم.دیگر لازم نیست در این مقدمه حرف به درازا کشد، تنها به تذکر چند نکته که در فهم بهتر این مجموعه می تواند مفید باشد بسنده می شود:


1. روایتهایی که درباره کربلا، بویژه زیارت آستان قدس حسینی علیه السلام، در منابع روایی آمده است. بیشتر از اینها است که در یک مجموعه چهل حدیثی بگنجد، ما از صدها حدیث، این چهل نمونه را، از سخنان برگزیدگان خدا برگزیده ایم.

2. احادیث از کتابهای معتبر نقل شده و بیشتر آنها را در کتاب وزین کامل الزیارات می توان دید، کتابی که در نظر دانشوران شیعی معتبر است و محکم.

3. در انتخاب حدیثها، علاوه بر نکات چندی که در نظر بوده این نکته نیز در نظر گرفته شده است که تا حد امکان حدیثی نقل شود که کم لفظ و معتبر، اما پر معنی باشد تا حفظ آن برای همه سهل و ممکن باشد.

4. پیشاپیش اقرار می شود که ترجمه ها نارسا بوده و آن لطف بی نظیری که در سخن معصوم علیه السلام است در ترجمه ها دیده نمی شود ما تلاش خویش را کرده ایم، امید که مقبول درگاه حضرت حق واقع گردد.

فصل اول: فضیلت کربلا

حدیث اول  :حریم پاک

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال:
..و هی اطهر بقاع الأرض و اعظمها حرمة و انها لمن بطحاء الجنة.
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن حدیث بلندی می فرماید: کربلا پاکترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگترین بقعه ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است. بحار الانوار، ج 98، ص 115 و نیز کامل الزیارات، ص 264

حدیث دوم:سرزمین نجات

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
یقبر ابنی بأرض یقال لها کربلا هی البقعة التی کانت فیها قبة الاسلام نجا الله التی علیها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فی الطوفان.

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده می شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 8

حدیث سوم: مسلخ عشق

قال امیر المؤمنین علی علیه السلام:
هذا...مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم.

حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آنها نمی رسند.

تهذیب، ج 6، ص 73 و بحار، ج 98، ص 116

حدیث چهارم: عطر عشق

قال علی علیه السلام:
واها لک أیتها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب.
امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبوئی ای خاک! در روز قیامت قومی از تو بپا خیزند که بدون حساب و بی درنگ به بهشت روند.

شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 4، ص 169

حدیث پنجم:ستاره سرخ محشر

قال علی بن الحسین علیه السلام:
تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدری و تنادی أنا أرض الله المقدسة الطیبة المبارکة التی تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة.

امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدی می درخشد و ندا در می دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکی که پیشوای شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است. ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص 268

حدیث ششم:کربلا و بیت المقدس

قال ابو عبد الله علیه السلام:
الغاضریة من تربة بیت المقدس.
امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است. کامل الزیارات، ص 269، باب 88، ح 7

حدیث هفتم: فرات و کربلا

قال ابو عبد الله علیه السلام
أن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالی...

امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشید.بحار الانوار، ج 98، ص 109 و نیز کامل الزیارات، ص 269

حدیث هشتم: کربلا، کعبه انبیاء

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیس نبی فی السموات و الارض، اءلا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبری در آسمانها و زمین نیست مگر این که می خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهی به کربلا فرود آیند و گروهی از آنجا عروج کنند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات، ص 111

حدیث نهم: کربلا، مطاف فرشتگان

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لیس من ملک فی السموات و الأرض الا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج.

امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ فرشته ای در آسمانها و زمین نیست مگر این که می خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگر عروج کنند و از آنجا اوج گیرند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 244، به نقل از کامل الزیارات ص 114

حدیث دهم: راه بهشت

قال ابو عبد الله علیه السلام:
موضع قبر الحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة

امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت است. کامل الزیارات، ص 271، باب 89، ح 1

حدیث یازدهم: کربلا، حرم امن

قال ابو عبد الله علیه السلام:
ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل أن یتخذ مکة حرما.
امام صادق علیه السلام فرمود: به راستی که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد.کامل الزیارات، ص 267 بحار، ج 98، ص 110

حدیث دوازدهم: زیارت مداوم

قال الصادق علیه السلام:
زوروا کربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته...
امام صادق عیه السلام فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است. کامل الزیارات، ص 269

حدیث سیزدهم: بارگاه مبارک

قال الصادق علیه السلام:
«شاطی ء الوادی الأیمن» الذی ذکره الله فی القرآن، (1) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هی کربلا.
امام صادق علیه السلام فرمود: آن «ساحل وادی ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلا است. (2)

فصل دوم: زیارت کربلا

حدیث چهاردهم:  شوق زیارت

قال الامام الباقر علیه السلام:
لو یعلم الناس ما فی زیارة قبر الحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقا.
امام باقر علیه السلام فرمود: اگر مردم می دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت می مردند.ثواب الاعمال، ص 319، به نقل از کامل الزیارات .

حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز

قال ابو جعفر علیه السلام:
زیارة قبر رسول الله صلی الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن علی علیهما السلام، تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلی الله علیه و آله.
امام باقر علیه السلام فرمود: زیارت قبر رسول خدا «ص» ، و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولی که همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود.مستدرک الوسائل، ج 1، ص 266، و نیز کامل الزیارات، ص 156

حدیث شانزدهم : تولدی تازه

عن حمران قال: زرت قبر الحسین علیه السلام فلما قدمت جاءنی.ابو جعفر محمد بن علی علیه السلام...فقال علیه السلام:
ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه.
حمران می گوید: هنگامی که از سفر زیارت امام حسین علیه السلام برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود: ای حمران! به تو مژده می دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون می آید چون روزی که مادرش او را زاد.امالی شیخ طوسی، ج 2، ص 28، چاپ نجف بحار، ج 98، ص .20

حدیث هفدهم:  زیارت مظلوم

عن ابی جعفر و ابی عبد الله علیه السلام یقولان:
من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم.
از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده که فرمودند: هر کس که می خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم علیه السلام را ترک نکند. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 253

حدیث هجدهم:  شهادت و زیارت

قال الامام الصادق علیه السلام:
زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه، فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق، و سید شباب الشهداء.
امام صادق علیه السلام فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید چرا که او سید جوانان بهشت از مردم، و سالار جوانان شهید است. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 256: و کامل، ص 109

حدیث نوزدهم: زیارت، بهترین کار

قال ابو عبد الله علیه السلام:
زیارة قبر الحسین بن علی علیهما السلام من افضل ما یکون من الاعمال.
امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که می تواند انجام یابد.مستدرک الوسائل، ج 10، ص .311

حدیث بیستم:  سفره های نور

قال الامام الصادق علیه السلام:
من سره ان یکون علی موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوار الحسین بن علی (علیهما السلام)
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره های نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد.وسائل الشیعه، ج 10، ص 330 بحار الانوار، ج 98، ص 72

حدیث بیست و یکم: شرط شرافت

قال الصادق علیه السلام: من اراد أن یکون فی جوار نبیه و جوار علی و فاطمة فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که می خواهد در همسایگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در کنار علی (علیه السلام) و فاطمه (س) باشد، زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکند. وسائل الشیعه، ج 10، ص 331، ح .39

حدیث بیست و دوم:  زیارت، فریضه الهی

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لو أن احدکم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن علی علیه السلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لأن حق الحسین فریضة من الله تعالی، واجبة علی کل مسلم.
امام صادق علیه السلام فرمود: اگر یکی از شما تمام عمرش را احرام حج بندد، اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند، حقی از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است چرا که حق حسین علیه السلام فریضه الهی و بر هر مسلمانی واجب و لازم است.وسائل الشیعه، ج 10، ص .333

حدیث بیست و سوم: کربلا، کعبه کمال

قال ابو عبد الله علیه السلام:
من لم یأت قبر الحسین علیه السلام حتی یموت کان منتقص الاءیمان، منتقص الدین، اءن ادخل الجنة کان دون المؤمنین فیها.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین علیه السلام نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود، به بهشت هم که برود پایین تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.وسائل الشیعه، ج 10، ص .335

حدیث بست و چهارم: از زیارت تا شهادت

قال ابو عبد الله علیه السلام:
لا تدع زیارة الحسین بن علی علیهما السلام و مر أصحابک بذلک یمد الله فی عمرک و یزید فی رزقک و یحییک ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا.
امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزی و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمیری مگر شهید. وسائل الشیعه، ج 10، ص 335

حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت

عن ابی عبد الله علیه السلام قال:
من اراد الله به الخیر قذف فی قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته، و من اراد الله به السوء قذف فی قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته.
از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می اندازد. وسائل الشیعه، ج 10، ص 388، بحار الانوار، ج 98، ص 76

حدیث بیست و ششم: نشان شیعه بودن

قال الصادق علیه السلام:
من لم یأت قبر الحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتی یموت فلیس هو لنا شیعة، و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد، او شیعه ما نیست، و اگر هم از اهل بهشت باشد، از میهمانان اهل بهشت خواهد بود. کامل الزیارات، ص 193، بحار الانوار، ج 98، ص .4

حدیث بیست و هفتم: سکوی معراج

قال الصادق علیه السلام:
من اتی قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عز و جل فی اعلی علیین.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد، خدای متعال او را در بلندترین درجه عالی مقامان ثبت می کند. من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص .581

حدیث بیست و هشتم: مکتب معرفت

قال ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام:
أدنی ما یثاب به زائر أبی عبد الله (علیه السلام) بشط فرات، اذا عرف حقه و حرمته و ولایته، أن یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر.
حضرت امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابی که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات، داده می شود این است که تمام گناهان، مقدم و مؤخرش بخشوده می شود.بشرط این که حق و حرمت و ولایت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرک الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از کامل الزیارات، ص .138

حدیث بیست و نهم:همچون زیارت خدا

قال الامام الرضا علیه السلام:
من زار قبر الحسین (علیه السلام) بشط الفرات کان کمن زار الله.
امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسی است که خدا را زیارت کرده است.مستدرک الوسائل، ج 10، ص 250، به نقل از کامل

فصل سوم :عاشورا و اربعین

حدیث سی ام: زیارت عاشورا

قال الصادق علیه السلام:
من زار الحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة.
امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود.اقبال الاعمال، ص 568

حدیث سی و یکم : بالاتر از روسپیدی

قال ابو عبد الله علیه السلام:
من بات عند قبر الحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقی الله یوم القیامة ملطخا بدمه، کانما قتل معه فی عرصة کربلا.
امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که شب عاشورا را در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند، روز قیامت در حالی به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسی که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد. وسائل الشیعه، ج 10، ص .372

حدیث سی و دوم: نشانه های ایمان

قال ابو محمد الحسن العسکری علیه السلام:
علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم، فی الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم.
امام حسن عسگری علیه السلام فرمود: نشانه های مؤمن پنج چیز است: 1 نمازهای پنجاهگانه (3) 2 زیارت اربعین
2 انگشتر به دست راست کردن 4 بر خاک سجده کردن 5 بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن.وسائل الشیعه، ج 10، ص 373، و نیز التهذیب، ج 6، ص 52

فصل چهارم: تربت و تسبیح عشق

حدیث سی و سوم:  رواق منظر یار

قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
الا و ان الاجابة تحت قبته، و الشفاء فی تربته، و الأئمة (علیهم السلام) من ولده
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست. مستدرک الوسائل، ج 10، ص .335

حدیث سی و چهارم: تربت و تربیت

قال الصادق علیه السلام:
حنکوا أولادکم بتربة الحسین (علیه السلام) فانها امان.
امام صادق علیه السلام فرمود: کام کودکانتان را با تربت حسین (علیه السلام) بردارید، چرا که خاک کربلا، فرزندانتان را بیمه می کند. وسائل الشیعه، ج 10، ص .410

حدیث سی و پنجم:  بزرگترین دارو

قال ابو عبد الله علیه السلام:
فی طین قبر الحسین (علیه السلام)، الشفاء من کل داء، و هو الدواء الاکبر.
امام صادق علیه السلام فرمود: شفای هر دردی در تربت قبر حسین علیه السلام است و همان است که بزرگترین داروست.کامل الزیارات، ص 275 و وسائل الشیعه، ج 10، ص .410

حدیث سی و ششم: تربت و هفت حجاب

قال الصادق علیه السلام:
السجود علی تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع.
امام صادق علیه السلام فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را پاره می کند. مصباح المتهجد، ص 511، و بحار الانوار، ج 98، ص .135

حدیث سی و هفتم: سجده بر تربت عشق

کان الصادق علیه السلام لا یسجد الا علی تربة الحسین علیه السلام تذللا لله و استکانة الیه.
رسم حضرت امام صادق علیه السلام چنین بود که: جز بر تربت حسین علیه السلام به خاک دیگری سجده نمی کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع برای خدا می کرد. وسائل الشیعه، ج 3، ص .608

حدیث سی و هشتم:تسبیح تربت

قال الصادق علیه السلام: السجود علی طین قبر الحسین علیه السلام ینور الی الارض السابعة و من کان معه سبحة من طین قبر الحسین علیه السلام کتب مسبحا و ان لم یسبح بها...
امام صادق علیه السلام فرمود: سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نور باران می کند و کسی که تسبیحی از خاک مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد، تسبیح گوی حق محسوب می شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید. من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 268، وسائل الشیعه، ج 3، ص .608

حدیث سی و نهم: تربت شفابخش

عن موسی بن جعفر علیه السلام قال: و لا تأخذوا من تربتی شیئا لتبرکوا به فان کل تربة لنا محرمة الا تربة جدی الحسین بن علی علیهما السلام فان الله عز و جل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.
حضرت امام کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی که از رحلت خویش خبری می داد، فرمود: چیزی از خاک قبر من بر ندارید تا به آن تبرک جویید چرا که خوردن هر خاکی جز تربت جدم حسین علیه السلام، بر ما حرام است، خدای متعال تنها تربت کربلا را، برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .533

حدیث چهلم: یکی از چهار نیاز

قال الامام موسی الکاظم علیه السلام: لا تستغنی شیعتنا عن أربع: خمرة یصلی علیها، و خاتم یتختم به، و سواک یستاک به، و سبحة من طین قبر أبی عبد الله علیه السلام...
حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بی نیاز نیستند: 1 سجاده ای که بر روی آن نماز خوانده شود.2 انگشتری که در انگشت باشد.3 مسواکی که با آن دندانها را مسواک کنند.4 و تسبیحی از خاک مرقد امام حسین علیه السلام...تهذیب الاحکام، ج 6، ص 75

پی نوشت‏ها:
1.قرآن مجید، سوره قصص، آیه 30
2.بحار الانوار، ج 57، ص 203، به نقل از تهذیب
3.منظور نمازهای روزانه و نوافل آنهاست که پنجاه رکعت می شود.
چهل حدیث کربلا، محمد صحتی سردرودی

متن کامل خطبه پیامبر اکرم(ص) در غدیر خم

بسم الله الرحمن الرحیم

حمد و ثنای الهی

حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلند مرتبه،و در تنهایی وفرد بودن خود نزدیک است .در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است.علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی که در جای خود است،و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد.همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود.

 صاحب عظمتی که از بین رفتنی نیست.ابتدا کننده او و باز گرداننده اوست و هر کاری بسوی او باز می گردد.

بوجود آورنده بالا برده شده ها(کنایه از آسمانها و افلاک)و پهن کننده گسترده ها(کنایه از زمین)یگانه حکمران زمینها و آسمانها،پاک و منزه و تسبیح شده،پروردگار ملائکه و روح،تفضل کننده بر همه آنچه خلق کرده و لطف کننده بر هر آنچه بوجود آورده است.هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشمها او را نمی بینند.

کرم کننده و بردبار و تحمل کننده است.رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر همه آنها منت گذارده است.در انتقام گرفتن خود عجله نمی کند،و به آنچه از عذابش که مستحق آنند مبادرت نمی ورزد.

باطنها و سریره ها را می فهد و ضمایر را می داند و پنهانها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه نمی شود.او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوت در هر چیزی و قدرت بر هر چیزی،و مانند او شیئی نیست.اوست بوجود آورنده شیئ(چیز)هنگامی که چیزی نبود .دائم و زنده است و به قسط و عدل قائم است.نیست خدایی جز او که با عزت و حکیم است.

بالاتر از آن است که چشمها او را درک کنند ولی او چشمها را درک می کند و او لطف کننده و آگاه است.هیچکس نمی تواند به دیدن به صفت او راه یابد،و هیچکس به چگونگی او از سر و آشکار دست نمی یابد مگر به آنچه خود خداوند عز و جل راهنمایی کرده است.

گواهی می دهم برای او که اوست خدایی که قدس و پاکی و منزه بودن او روزگار را پر کرده است.او که نورش ابدیت را فرا گرفته است.او که دستورش را بدون مشورت مشورت کننده ای اجرا می کند و در تقدیرش شریک ندارد و در تدبیرش کمک نمی شود.

آنچه ایجاد کرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق کرده بدون کمک از کسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فکر و حیله خلق کرده است.آنها را ایجاد کرد پس بوجود آمدند و خلق کرد پس ظاهر شدند.پس اوست خدایی که جز او خدایی نیست،صنعت او محکم و کار او زیبا است،عادلی که ظلم نمی کند و کرم کننده ای که کارها بسوی او باز می گردد.

شهادت می دهم که اوست خدایی که همه چیز در مقابل عظمت او تواضع کرده و همه چیز در مقابل عزت او ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در برابر هیبت او خاضع شده اند.

پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاک و مسخر کننده آفتاب و ماه،که همه با زمان تعیین شده در حرکت هستند.شب را بر روی روز و روز را بر روی شب می گرداند که بسرعت در پی آن می رود .در هم شکننده هر زورگوی با عناد،و هلاک کننده هر شیطان سرپیچ و متمرد.

برای او ضدی و همراه او معارضی نبوده است.یکتا و بی نیاز است.زائیده نشده و نمی زاید و برای او هیچ همتایی نیست.خدای یگانه و پروردگار با عظمت.می خواهد پس به انجام می رساند،و اراده می کند پس مقدر می نماید،و می داند پس به شماره می آورد.می میراند و زنده می کند،فقیر می کند و غنی می نماید،می خنداند و می گریاند،نزدیک می کند و دور می نماید،منع می کند و عطا می نماید.پادشاهی از آن او و حمد و سپاس برای اوست.خیر بدست اوست و او بر هر چیزی قادر است.

شب را در روز و روز را در شب فرو می برد.نیست خدایی جز او که با عزت و آمرزنده است.اجابت کننده دعا،بسیار عطا کننده،شمارنده نفسها و پروردگار جن و بشر،که هیچ امری بر او مشکل نمی شود،و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی کند،و اصرار اصرار کنندگانش او را خسته نمی کند .نگهدارنده صالحین و موفق کننده رستگاران و صاحب اختیار مؤمنین و پروردگار عالمین.خدایی که از هر آنچه خلق کرده مستحق است که او را در هر حالی که شکر و سپاس گویند.

او را سپاس بسیار می گویم و دائما شکر می نمایم،چه در آسایش و چه در گرفتاری،چه در حال شدت و چه در حال آرامش.و به او و ملائکه اش و کتابهایش و پیامبرانش ایمان می آورم.دستورات او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم وبه آنچه او را راضی می کند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم بعنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او،چرا که اوست خدایی که نمی توان از مکر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم(یعنی ظلم نمی کند) .

فرمان الهی برای مطلبی مهم

اقرار می کنم برای خداوند بر نفس خود بعنوان بندگی او،و شهادت می دهم برای او به پروردگاری،و آنچه به من وحی نموده ادا می نمایم از ترس آنکه مبادا اگر انجام ندهم عذابی از او بر من فرود اید که هیچکس نتواند آنرا دفع کند هر چند که حیله عظیمی بکار بندد و دوستی او خالص باشدنیست خدایی جز اوزیرا خداوند به من اعلام فرموده که اگر آنچه در حق علی برمن نازل نموده ابلاغ نکنم رسالت او را نرسانده ام،و برای من حفظ از شر مردم را ضمانت نموده و خدا کفایت کننده و کریم است.

خداوند به من چنین وحی کرده است:«بسم الله الرحمن الرحیم،یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربکفی علی یعنی فی الخلافة لعلی بن ابی طالبو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«ای پیامبر ابلاغ کن آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده درباره علی،یعنی خلافت علی بن ابی طالبو اگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای،و خداوند تو را از مردم حفظ می کند».

ای مردم،من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل کرده کوتاهی نکرده ام،و من سبب نزول این آیه را برای شما بیان می کنم:

جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از طرف خداوند سلام پروردگارمکه او سلام است مرا مأمور کرد که در این محل اجتماع بپا خیزم و برهر سفید و سیاهی اعلام کنم که«علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و جانشین من بر امتم و امام بعد از من است.نسبت او بمن همانند نسبت هارون به موسی است جز اینکه پیامبری بعد از من نیست.و او صاحب اختیار شما بعد از خدا و رسولش است»،و خداوند در این مورد آیه ای از کتابش بر من نازل کرده است:«انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزکاة و هم راکعون»،«صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و کسانی که ایمان آورده و نماز را بپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند»،و علی بن ابی طالب است که نماز را بپا داشته و در حال رکوع زکات داده و در هر حال خداوند عز و جل را قصد می کند.ای مردم،من از جبرئیل درخواست کردم که از خدا بخواهد تا مرا از ابلاغ این مهم معاف بدارد،زیرا از کمی متقین و زیادی منافقین و افساد ملامت کنندگان و حیله های مسخره کنندگان اسلام اطلاع دارم،کسانی که خداوند در کتابش آنان را چنین توصیف کرده استکه با زبانشان می گویند آنچه در قلبهایشان نیست و این کار را سهل می شمارند در حالیکه نزد خداوند عظیم است.و همچنین بخاطر اینکه منافقین بارها مرا اذیت کرده اند تا آنجا که مرا«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفی)نامیدند،و گمان کردند که من چنین هستم بخاطر ملازمت بسیار او(علی)با من و توجه من به او وتمایل او و قبولش از من،تاآنکه خداوند عز و جل در این باره چنین نازل کرد:«و منهم الذین یؤذون النبی ویقولون هو أذن قل اذنعلی الذین یزعمون أنه اذنخیر لکم،یؤمن بالله و یؤمن للمؤمنین...»،«و از آنان کسانی هستند که پیامبر را اذیت می کنند و می گویند او«اذن»(گوش دهنده بر هر حرفی)است،بگو:گوش استبر ضد کسانی که گمان می کنند او «اذن» استو برای شما خیراست،به خدا ایمان می آورد و در مقابل مؤمنین اظهار تواضع و احترام می نماید».

و اگر من بخواهم گویندگان این نسبت(اذن)را نام ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره کنم می نمایم، و اگر بخواهم با علائم آنها را معرفی کنم می توانم، ولی بخدا قسم من در کار آنان با بزرگواری رفتار کرده ام.

بعد از همه اینها،خداوند از من راضی نمی شود مگر آنچه در حق علی بر من نازل کرده ابلاغ نمایم.

سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمودند:«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک فی حق علیو إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس»،«ای پیامبر برسان آنچهدر حق علیاز پروردگارت بر تو نازل شده واگر انجام ندهی رسالت او را نرسانده ای،و خداوند تو را از مردم حفظ می کند».

 اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام (ع)

ای مردم،این مطلب را درباره او بدانید وبفهمید،و بدانید که خداوند او رابرای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده که اطاعتش را واجب نموده است بر مهاجرین و انصار و بر تابعین آنان به نیکی،و بر روستایی و شهری،و بر عجمی و عربی،و بر آزاد و بنده،و بر بزرگ و کوچک،و بر سفید و سیاه.بر هر یکتا پرستی حکم او اجرا شونده و کلام او مورد عمل و امر او نافذ است.هر کس با او مخالفت کند ملعون است،و هر کس تابع او باشد و او را تصدیق نماید مورد رحمت الهی است.خداوند او را و هر کس را که از او بشنود و او را اطاعت کند آمرزیده است .

ای مردم،این آخرین باری است که در چنین اجتماعی بپا می ایستیم،پس بشنوید و اطاعت کنید و در مقابل امر خداوند پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید،چرا که خداوند عز و جل صاحب اختیار شما و معبود شما است،و بعد از خداوند رسولش و پیامبرش که شما را مخاطب قرار داده،و بعد از من علی صاحب اختیار شما و امام شما به امر خداوند است،و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات خواهید کرد.

حلالی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و آنان(امامان)حلال کرده باشند،و حرامی نیست مگر آنچه خداو و رسولش و آنان(امامان)بر شما حرام کرده باشند. خداوند عز و جل حلال و حرام را به من شناسانده است،و آنچه پروردگارم از کتابش و حلال وحرامش به من آموخته به او سپرده ام .

ای مردم،علی را(بر دیگران)فضیلت دهید.هیچ علمی نیست مگر آنکه خداوند آنرا در من جمع کرده است و هر علمی را که آموخته ام در امام المتقین جمع نموده ام،و هیچ علمی نیست مگر آنکه آنرا به علی آموخته ام.اوست«امام مبین»که خداوند در سوره یس ذکر کرده است:«و کل شیی ء احصیناه فی إمام مبین»،«و هر چزی را در امام مبین جمع کردیم».

ای مردم،از او(علی)بسوی دیگری گمراه نشوید،و از او روی بر مگردانید و از ولایت او سر باز نزنید.اوست که به حق هدایت نموده و به آن عمل می کند،و باطل را ابطال نموده و از آن نهی می نماید،و در راه خدا سرزنش ملامت کننده ای او را مانع نمی شود.

او(علی)اول کسی است که به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچکس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.اوست که با جان خود در راه رسول خدا فداکاری کرد.اوست که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسی است که با پیامبر خدا بود در حالی که هیچکس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی کرد.اولین مردم در نماز گزاردن،و اول کسی است که با من خدا را عبادت کرد.از طرف خداوند به او امر کردم تا در خوابگاه من بخوابد،او هم در حالیکه جانش را فدای من کرده بود در جای من خوابید.

ای مردم، او را فضیلت دهید که خدا او را فضیلت داده است،و او را قبول کنید که خداوند او را منصوب نموده است.

 ای مردم،او از طرف خداوند امام است،و هر کس ولایت او را انکار کند خداوند هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد.حتمی است بر خداوند که با کسی که با او مخالفت نماید چنین کند و او را به عذابی شدید تا ابدیت وتا آخر روزگار معذب نماید.پس بپرهیزید از اینکه با او مخالفت کنید و گرفتار آتشی شوید که آتشگیره آن مردم وسنگها هستند و برای کافران آماده شده است.

 ای مردم،بخدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من بخدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل اسمانها و زمینها هستم.هر کس در این مطالب شک کند مانند کفر جاهلیت اول کافر شده است.و هر کس در چیزی از این گفتار من شک کند در همه آنچه بر من نازل شده شک کرده است،و هر کس در یکی از امامان شک کند در همه آنان شک کرده است،و شک کننده درباره ما در آتش است.

 ای مردم،خداوند این فضیلت را بر من ارزانی داشته که منتی از او بر من و احسانی از جانب او بسوی من است.خدایی جز او نیست.حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.

 ای مردم،علی را فضیلت دهید که او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا مادامی که خداوند روزی را نازل می کند و خلق باقی هستند.ملعون است ملعون است،مورد غضب است مورد غضب است کسی که این گفتار مرا رد کند و با آن موافق نباشد.بدانید که جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و می گوید:«هر کس با علی دشمنی کند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او باد».هر کس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است.از خدا بترسید که با علی مخالفت کنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد،خداوند ازآنچه انجام می دهید آگاه است.

 ای مردم،او(علی)«جنب الله»است که خداوند در کتاب عزیزش ذکر کرده و درباره کسی که با او مخالفت کند فرموده است:«ان تقول نفس یا حسرتا علی ما فرطت فی جنب الله»،«ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند تفریط و کوتاهی کردم».

 ای مردم،قرآن را تدبر نمائید و آیات آن را بفهمید و در محکمات آن نظر کنید و بدنبال متشابه آن نروید.بخدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی کند و تفسیرش را برایتان روشن نمی کند مگر این شخصی که من دست او را می گیرم و او را بسوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را بلند می کنم و به شما می فهمانم که«هر کس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب اختیار او است».و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است،ولایت او از جانب خداوند عز و جل است که بر من نازل کرده است.

 ای مردم،علی و پاکان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اکبر است.هر یک از این دواز دیگری خبر می دهد و با آن موافق است.آنها از یکدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض کوثر بر من وارد شوند. بدانید که آنان امین های خداوند بین مردم و حاکمان او در زمین هستند.

 بدانید که من ادا نمودم،بدانید که من ابلاغ کردم،بدانید که من شنوانیدم،بدانید که من روشن نمودم،بدانید که خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عز و جل می گویم،بدانید که امیر المؤمنینی جز این برادرم نیست.بدانید که امیر المؤمنین بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.

معرفی و بلند کردن امیر المؤمنین(ع) بدست پیامبر(ص)

 سپس پیامبر(ص)دستش را بر بازوی علی(ع)زد و آنحضرت را بلند کرد. و این در حالی بود که امیر المؤمنین(ع) از زمانی که پیامبر(ص) بر فراز منبر آمده بود یک پله پائین تر از مکان حضرت ایستاده بود و نسبت به صورت حضرت به طرف راست مایل بود که گویی هر دو در یک مکان ایستاده اند.

 پس پیامبر(ص)با دستش او را بلند کرد و هر دو دست را به سوی آسمان باز نمود و علی(ع)را از جا بلند نمود تا حدی که پای آنحضرت موازی زانوی پیامبر(ص)رسید.سپس فرمود:

 ای مردم،این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در امتم بر آنان که به من ایمان آورده اند، و جانشین من در تفسیر کتاب خداوند عز و جل و دعوت به آن، و عمل کننده به آنچه او را راضی می کند، و جنگ کننده با دشمنان خدا و دوستی کننده بر اطاعت او و نهی کننده از معصیت او. اوست خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمؤمنین و امام هدایت کننده از طرف خداوند، و اوست قاتل ناکثان و قاسطان و مارقان به امر خداوند.

 خداوند می فرماید:«ما یبدل القول لدی»،«سخن در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد»، پروردگارا، به امر تو می گویم:«خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد.و یاری کن هر کس علی را یاری کندو خوار کن هر کس علی را خوار کند،و لعنت نما هر کس علی را انکار کندو غضب نما بر هر کس که حق علی را انکار نماید».

 پروردگارا،تو هنگام روشن شدن این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز این آیه را درباره او نازل کردی:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا» .«و من یبتغ غیر الإسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین».«امروز دین شما را برایتان کامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را بعنوان دین شما راضی شدم»،«و هر کس دینی غیر از اسلام انتخاب کند هرگز از او قبول نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران خواهد بود».پروردگارا، تو را شاهد می گیرم که من ابلاغ نمودم.

 تأکید بر توجه امت به مسئله امامت

 ای مردم، خداوند دین شما را با امامت او کامل نمود، پس هر کس اقتدا نکند به او و به کسانی که جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عز و جل،چنین کسانی اعمالشان در دنیا و آخرت از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود.عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و به آنها مهلت داده نمی شود.

 ای مردم،این علی است که یاری کننده ترین شما نسبت بمن و سزاوارترین شما به من و نزدیک ترین شما به من و عزیزترین شما نزد من است.خداوند عز و جل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه رضایتی در قرآن نازل نشده است مگر درباره او، و هیچگاه خداوند مؤمنین را مورد خطاب قرار نداده مگر آنکه ابتدا او مخاطب بوده است،و هیچ آیه مدحی در قرآن نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره«هل اتی علی الإنسان...»شهادت به بهشت نداده مگر برای او و این سوره را درباره غیر او نازل نکرده و با این سوره جز او را مدح نکرده است.

 ای مردم،او یاری دهنده دین خدا و دفاع کننده از رسول خدا است،و اوست با تقوای پاکیزه هدایت کننده هدایت شده.پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.

 ای مردم،نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیر المؤمنین علی است .

 ای مردم،شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون کرد.مبادا به علی حسد کنید که اعمالتان نابود شود و قدمهایتان بلغزد.آدم بخاطر یک گناه بزمین فرستاده شد در حالیکه انتخاب شده خداوند عز و جل بود،پس شما چگونه خواهید بود در حالیکه شمائید و در بین شما دشمنان خدا هستند .

 بدانید که با علی دشمنی نمی کند مگر شقی و با علی دوستی نمی کند مگر با تقوی، و به او ایمان نمی آورد مگر مؤمن مخلص. بخدا قسم درباره علی نازل شده است سوره«و العصر»:«بسم الله الرحمان الرحیم، و العصر،ان الإنسان لفی خسر»،«قسم به عصر،انسان در زیان است» مگر علی که ایمان آورد و به حق و صبر توصیه کرد.

 ای مردم،من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم،و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیست.ای مردم از خدا بترسید آنطور که باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنکه مسلمان باشید.

اشاره به کارشکنیهای منافقین

 ای مردم،«ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری که همراه او نازل شده است،قبل از آنکه هلاک کنیم وجوهی را و آن صورتها را به پشت بر گردانیم یا آنان را مانند اصحاب سبت لعنت کنیم». بخدا قسم، از این آیه قصد نشده است مگر قومی از اصحابم که آنان را به اسم و نسبشان می شناسم ولی مأمورم که از آنان پرده پوشی کنم.پس هر کس عمل کند مطابق آنچه در قلبش از حب یا بغض نسبت به علی می یابد.

 ای مردم،نور از جانب خداوند عز و جل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم که حق خداوند و هر حقی که برای ما باشد می گیرد،چرا که خداوند عز و جل ما را بر کوتاهی کنندگان و بر معاندان و مخالفان و خائنان و گناهکاران و ظالمان و غاصبان از همه عالمیان حجت قرار داده است.

 ای مردم،شما را می ترسانم و انذار می نمایم که من رسول خدا هستم و قبل از من پیامبران بوده اند،آیا اگر من بمیرم یا کشته شوم شما عقب گرد می نمائید؟هر کس به عقب برگردد به خدا ضرری نمی رساند،و خدا بزودی شاکرین و صابرین را پاداش می دهد.بدانید که علی است توصیف شده به صبر و شکر و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین اند.

 ای مردم،با اسلامتان بر من منت مگذارید،بلکه بر خدا منت نگذرارید، که اعمالتان را نابود می نماید و بر شما غضب می کند و شما را به شعله ای از آتش و مس (گداخته) مبتلا می کند،پروردگار شما در کمین است.

 ای مردم،بعد از من امامانی خواهند بود که به آتش دعوت می کنند و روز قیامت کمک نمی شوند .ای مردم،خداوند و من از آنان بیزار هستیم.ای مردم،آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پائین ترین درجه آتش اند و چه بد است جای متکبران. بدانید که آنان«اصحاب صحیفه»هستند،پس هر یک از شما در صحیفه خود نظر کند.

 راوی می گوید:وقتی پیامبر(ص)نام«اصحاب صحیفه»را آورد اکثر مردم منظور حضرت از این کلام را نفهمیدند و برایشان سؤال انگیز شد و فقط عده کمی مقصود حضرت را فهمیدند.

 ای مردم،من امر خلافت را بعنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز قیامت به ودیعه می سپارم،و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت باشد بر حاضر و غائب و بر همه کسانی که حضور دارند یا ندارند،بدنیا آمده اند یا نیامده اند.پس حاضران به غائبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.

 و بزودی امامت را بعد از من بعنوان پادشاهی و با ظلم و زور می گیرند.خداوند غاصبین و تعدی کنندگان را لعنت کند.و در آن هنگام استای جن و انسکه می ریزد برای شما آنکه باید بریزد و می فرستد بر شما شعله ای از آتش و مس(گداخته)و نمی توانید آنرا از خود دفع کنید .

 ای مردم،خداوند عز و جل شما را به حال خود رها نخواهد کرد تا آنکه خبیث را از پاکیزه جدا کند،و خداوند شما را بر غیب مطلع نمی کند.

 ای مردم،هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنکه در اثر تکذیب(اهل آن آیات الهی را)خداوند قبل از روز قیامت آنها را هلاک خواهد کرد و آنرا تحت حکومت حضرت مهدی خواهد آورد،و خداوند و عده خودرا عملی می نماید.

 ای مردم،قبل از شما اکثر پیشینیان هلاک شدند،و خداوند آنها را هلاک نمود و اوست که آیندگان را هلاک خواهد کرد.خدای تعالی می فرماید«ألم نهلک الأولین،ثم نتبعهم الاخرین،کذلک نفعل بالمجرمین،و یل یومئذ للمکذبین»،«آیا ما پیشینیان را هلاک نکردیم؟آیا در پی آنان دیگران را نفرستادیم؟ما با مجرمان چنین می کنیم.وای برمکذبین در آن روز».

 ای مردم،خداوند مرا امر و نهی نموده است،و من هم به امر الهی علی را امر و نهی نموده ام،و علم امر و نهی نزد اوست.پس امر او را گوش دهید تا سلامت بمانید،و او را اطاعت کنید تا هدایت شوید و نهی او را قبول کنید تا در راه درست باشید،و به سوی مقصد ومراد او بروید و راههای بیگانه،شما را از راه او منحرف نکند.

پیروان اهل بیت(ع)و دشمنان ایشان

 ای مردم،من راه مستقیم خداوند هستم که شما را به تبعیت آن امر نموده،و سپس علی بعد از من،و سپس فرزندانم از نسل او که امامان هدایت اند،به حق هدایت می کنند و بیاری حق به عدالت رفتار می کنند.

 سپس حضرت چنین خواندند:«بسم الله الرحمان الرحیم،الحمد لله رب العالمین...»تا آخر سوره حمد و سپس فرمودند:

 این سوره درباره من نازل شده،و بخدا قسم درباره ایشان(امامان)نازل شده است.بطور عموم شامل آنهاست و بطور خاص درباره آنان است.ایشان دوستان خدایند که ترسی بر آنان نیست و محزون نمی شوند،بدانید که حزب خداوند غالب هستند.

 بدانید که دشمنان ایشان سفهاء گمراه و برادران شیاطین اند که اباطیل را از روی غرور به یکدیگر می رسانند.

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی اند که خداوند در کتابش آنان را یاد کرده و فرموده است:«لا تجد قوما یؤمنون بالله و الیوم الآخر یوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آبائهم او ابنائهم او إخوانهم او عشیرتهم،اولئک کتب فی قلوبهم الایمان...»تا آخر آیه،«نمی یابی قومی را که به خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند،و در عین حال با کسانی که با خدا و رسولش ضدیت دارند روی دوستی داشته باشند،اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان یا برادرانشان یا فامیلشان باشند.آنان اند که ایمان در قلوبشان نوشته شده است...»

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی اند که خداوند عز و جل آنان را توصیف کرده و فرموده است:«الذین آمنوا و لم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الأمن و هم مهتدون»«کسانی که ایمان آورده اند و ایمانشان را با ظلم نپوشانده اند،آنان اند که بر ایشان امان است و آنان هدایت یافتگان اند».

 بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که ایمان آورده اند و به شک نیفتاده اند.

 بدانید که دوستان ایشان کسانی اند که با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند و ملائکه با سلام به ملاقات آنان می آیند و می گویند:«سلام بر شما پاکیزه شدید،پس برای همیشه داخل بهشت شوید».

 بدانید که دوستان ایشان کسانی هستند که بهشت برای آنان است و در آن بدون حساب روزی داده می شوند.

 بدانید که دشمنان ایشان (اهل بیت) کسانی اند که به شعله های آتش وارد می شوند،بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که از جهنم در حالی که می جوشد صدای وحشتناکی می شوند و شعله کشیدن آنرا می بینند.

 بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند درباره آنان فرموده است«کلما دخلت امة لعنت اختها...»تا آخر آیه،«هر گروهی که داخل(جهنم)می شود همتای خود را لعنت می کند...».

 بدانید که دشمنان ایشان کسانی اند که خداوند عز و جل می فرماید:

 «کلما القی فیها فوج سألهم خزنتها الم یأتکم نذیر،قالوا بلی قد جاءنا نذیر فکذبنا و قلنا ما نزل الله من شیی ء،ان انتم الا فی ضلال کبیر... فسحقا لأصحاب السعیر»،«هر گاه گروهی(از ایشان)را در جهنم می اندازند خزانه داران دوزخ از ایشان می پرسند:آیا ترساننده ای برای شما نیامد؟می گویند:بلی،برای ما نذیر و ترساننده آمد ولی ما او را تکذیب کردیم و گفتیم:خداوند هیچ چیز نازل نکرده است،و شما در گمراهی بزرگ هستید...پس دور باشند اصحاب آتش».

 بدانید که دوستان ایشان(اهل بیت)کسانی هستند که در پنهانی از پروردگارشان می ترسند و برای آ نان مغفرت و اجر بزرگ است.

 ای مردم،چقدر فاصله است بین شعله های آتش و بین اجر بزرگ!ای مردم،دشمن ما کسی است که خداوند او را مذمت و لعنت نموده،و دوست ما آن کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.

 ای مردم،بدانید که من نذیر و ترساننده ام و علی هدایت کننده است.

 ای مردم،من پیامبرم و علی جانشین من است.

 ای مردم،بدانید که من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است،و امامان بعد از او فرزندان او هستند.بدانید که من پدر آنانم و آنها از صلب او بوجود می آیند.

حضرت مهدی عجل الله فرجه

 بدانید که آخرین امامان،مهدی قائم از ماست.اوست غالب بر ادیان،اوست انتقام گیرنده از ظالمین،اوست فاتح قلعه ها و منهدم کننده آنها،اوست غالب بر هر قبیله ای از هل شرک و هدایت کننده آنان.

 بدانید که اوست گیرنده انتقام هر خونی از اولیاء خدا.اوست یاری دهنده دین خدا.

 بدانید که اوست استفاده کننده از دریایی عمیق.اوست که هر صاحب فضیلتی را بقدر فضلش و هر صاحب جهالتی را بقدر جهلش نشانه می دهد.اوست انتخاب شده و اختیار شده خداوند.اوست وارث هر عملی و احاطه دارنده به هر فهمی.

 بدانید که اوست خبر دهنده از پروردگارش، و بالابرنده آیات الهی.اوست هدایت یافته محکم بنیان.اوست که کارها به او سپرده شده است.

 اوست که پیشینیان به او بشارت داده اند،اوست که بعنوان حجت باقی می ماند و بعد از او حجتی نیست.هیچ حقی نیست مگر همراه او،و هیچ نوری نیست مگر نزد او.

 بدانید او کسی است که غالب بر او نیست و کسی بر ضد او کمک نمی شود.اوست ولی خدا در زمین و حکم کننده او بین خلقش و امین او بر نهان و آشکارش.

مطرح کردن بیعت

 ای مردم،من برایتان روشن کردم و به شما فهمانیدم،و این علی است که بعد از من به شما می فهماند.

 بدانید که من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن با من بعنوان بیعت با او و اقرار به او،و بعد از من به دست دادن با خود او فرا می خوانم.

 بدانید که من با خدا بیعت کرده ام و علی با من بیعت کرده است،و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم(خداوند می فرماید:)«ان الذین یبایعونک انما یبایعون الله،ید الله فوق ایدیهم،فمن نکث فانما ینکث علی نفسه،و من أوفی بما عاهد علیه الله فسیؤتیه اجرا عظیما»،«کسانی که با تو بیعت می کنند در واقع با خدا بیعت می کنند،دست خداوند بر روی دست آنان است.پس هر کس بیعت را بشکند این شکستن بر ضرر خود اوست،و هر کس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد کرد».

حلال و حرام،واجبات و محرمات

 ای مردم،حج و عمره از شعائر الهی هستند،(خداوند می فرماید:)«فمن حج البیت او اعتمر فلا جناح علیه ان یطوف بهما»تا آخر آیه،«پس هر کس به خانه خدا بعنوان حج یا عمره بیاید برای او اشکالی نیست که بر صفا و مروه بسیار طواف کند».

 ای مردم،به حج خدا بروید.هیچ خاندانی به خانه خدا وارد نمی شوند مگر آنکه مستغنی می گردند و شاد می شوند،وء هیچ خاندانی آنرا ترک نمی کنند مگر آنکه منقطع می شوند و فقیر می گردند .ای مردم،هیچ مؤمنی در موقف(عرفات،مشعر،منی)وقوف نمی کند مگر آنکه خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت می آمرزد،و هر گاه که حجش پایان یافت اعمالش را از سر می گیرد.

 ای مردم،حاجیان کمک می شوند و آنچه خرج می کنند به آنان بر می گردد،و خداوند جزای محسنین را ضایع نمی نماید.

 ای مردم،با دین کامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا بروید و از آن مشاهد مشرفه جز با توبه و دست کشیدن از گناه بر مگردید.

 ای مردم،نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید همانطور که خداوند عز و جل به شما فرمان داده است و اگر زمان طویلی بر شما گذشت و کوتاهی نمودید یا فراموش کردید،علی صاحب اختیار شما است و برای شما بیان می کند،او که خداوند عز و جل بعد از من بعنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است.او از من است و من از اویم.

 او و آنانکه از نسل من اند از آنچه سؤال کنید به شما خبر می دهند و آنچه را نمی دانید برای شما بیان می کنند.

 بدانید که حلال و حرام بیش از آن است که من همه آنها را بشمارم و معرفی کنم و بتوانم در یک مجلس به همه حلالها دستور دهم و از همه حرامها نهی کنم.پس مأمورم که از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینکه قبول کنید آنچه از طرف خداوند عز و جل درباره امیر المؤمنین علی و جانشینان بعد از او آورده ام که آنان از نسل من و اویند،(و آن موضوع)امامتی است که فقط در آنها بپا خواهد بود،و آخر ایشان مهدی است تا روزی که خدای مدبر قضا و قدر را، ملاقات کند.

 ای مردم،هر حلالی که شما را بدان راهنمایی کردم و هر حرامی که شما را از آن نهی نمودم،هرگز از آنها برنگشته ام و تغییر نداده ام.این مطلب را بیاد داشته باشید و آنرا حفظ کنید و به یکدیگر سفارش کنید،و آنرا تبدیل نکنید و تغییر ندهید.

 من سخن خود را تکرار می کنم:نماز را بپا دارید و زکات را بپردازید و به کار نیک امر کنید و از منکرات نهی نمائید.

 بدانید که بالاترین امر بمعروف آنست که سخن مرا بفهمید و آنرا به کسانی که حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش امر کنید و از مخالفتش نهی نمائید،چرا که این دستوری از جانب خداوند عز و جل و از نزد من است،و هیچ امر بمعروف و نهی از منکری نمی شود مگر با امام معصوم.

 ای مردم،قرآن به شما می شناساند که امامان بعد از علی فرزندان او هستند و من هم به شما شناساندم که آنان از نسل من و از نسل اویند.

 آنجا که خداوند در کتابش می فرماید:«و جعلها کلمة باقیة فی عقبه»،«آن(امامت)را بعنوان کلمه باقی در نسل او قرار داد»،و من نیز به شما گفتم:«اگر به آن دو(قرآن و اهل بیت)تمسک کنید هرگز گمراه نمی شوید».

 ای مردم،تقوی را تقوی را.از قیامت بر حذر باشید همانگونه که خدای عز و جل فرموده:«إن زلزلة الساعة شیی ء عظیم»،«زلزله قیامت شیئ عظیمی است».

 مرگ و معاد و حساب و ترازوهای الهی و حسابرسی در پیشگاه رب العالمین و ثواب و عقاب را بیاد آورید.هر کس حسنه با خود بیاورد طبق آن ثواب داده می شود،و هر کس گناه بیاورد در بهشت او را نصیبی نخواهد بود.

بیعت گرفتن رسمی

 ای مردم،شما بیش از آن هستید که با یک دست و در یک زمان با من دست دهید،و پروردگارم مرا مأمور کرده است که از زبان شما اقرار بگیرم در باره آنچه منعقد نمودم برای علی امیر المؤمنین و امامانی که بعد از او می آیند و از نسل من و اویند،چنانکه بشما فهماندم که فرزندان من از صلب اویند.

 پس همگی چنین بگوئید:

 «ما شنیدیم و اطاعت می کنیم و راضی هستیم و سر تسلیم فرود می آوریم درباره آنچه از جانب پروردگار ما و خودت بما رساندی درباره امر امامت اماممان علی امیر المؤمنین و امامانی که از صلب او بدنیا می آیند.بر این مطلب با قلبهایمان و با جانمان و با زبانمان و با دستانمان با تو بیعت می کنیم.بر این عقیده زنده ایم و با آن می میریم و(روز قیامت)با آن محشور می شویم.تغییر نخواهیم داد و تبدیل نمی کنیم و شک نمی کنیم و انکار نمی نمائیم و تردید به دل راه نمی دهیم و از این قول بر نمی گردیم و پیمان را نمی شکنیم.

 تو ما را به موعظه الهی نصیحت نمودی درباره علی امیر المؤمنین و امامانی که گفتی بعد از او از نسل تو و فرزندان اویند،یعنی حسن و حسین و آنانکه خداوند بعد از آن دو منصوب نموده است.

 پس برای آنان عهد و پیمان از ما گرفته شد،از قلبهایمان و جانهایمان و زبانهایمان و ضمائرمان و دستهایمان.هر کس توانست با دست بیعت می نماید و گر نه با زبانش اقرار می کند.هرگز در پی تغییر این عهد نیستیم و خداوند(در این باره)از نفسهایمان دگرگونی نبیند.

 ما این مطالب را از قول تو به نزدیک و دور از فرزندانمان و فامیلمان می رسانیم،و خدا را بر آن شاهد می گیریم.خداوند در شاهد بودن کفایت می کند و تو نیز بر این اقرار ما شاهد هستی».

 ای مردم،چه می گوئید؟خداوند هر صدایی را و پنهانی های هر کسی را می داند.پس هر کس هدایت یافت بنفع خودش است و هر کس گمراه شد به ضرر خودش گمراه شده است،و هر کس بیعت کند با خداوند بیعت می کند،دست خداوند بر روی دست آنها(بیعت کنندگان)است.

 ای مردم،با خدا بیعت کنید و با من بیعت نمائید و با علی امیر المؤمنین و حسن و حسین و امامان از ایشان در دنیا و آخرت،بعنوان امامتی که در نسل ایشان باقی است بیعت کنید .خداوند غدر کنندگان(بیعت شکنان)را هلاک و وفاداران را مورد رحمت قرار می دهد.و هر کس بیعت را بشکند به ضرر خویش شکسته است،و هر کس به آنچه با خدا پیمان بسته وفا کند خداوند به او اجر عظیمی عنایت می فرماید.

 ای مردم،آنچه به شما گفتم بگوئید(تکرار کنید)،و به علی بعنوان«امیر المؤمنین»سلام کنید و بگوئید«شنیدیم و اطاعت کردیم،پروردگارا مغفرت تو را می خواهیم و بازگشت بسوی توست» .و بگوئید:«حمد و سپاس خدای را که ما را به این هدایت کرد،و اگر خداوند هدایت نمی کرد ما هدایت نمی شدیم...».

 ای مردم،فضائل علی بن ابی طالب نزد خداوندکه در قرآن آنرا نازل کردهبیش از آن است که همه را در یک مجلس بشمارم،پس هر کس درباره آنها بشما خبر داد و معرفت آنرا داشت او را تصدیق کنید.

 ای مردم،هر کس خدا و رسولش و علی و امامانی را که ذکر کردم اطاعت کند به رستگاری بزرگ دست یافته است.

 ای مردم،کسانی که برای بیعت با او و قبول ولایت او و سلام کردن بعنوان«امیر المؤمنین»با او،سبقت بگیرند آنان رستگارانند و در باغهای نعمت خواهند بود.

 ای مردم،سخنی بگوئید که بخاطر آن خداوند از شما راضی شود،و اگر شما و همه کسانی که در زمین هستند کافر شوند بخدا ضرری نمی رسانند.

 خدایا،بخاطر آنچه ادا کردم و امر نمودم مؤمنین را بیامرز،و بر منکرین که کافرند غضب نما،و حمد و سپاس مخصوص خداوند عالم است.

خطابه غدیر صفحه 55
منبع : سایت استاد شیخ حسین انصاریان

50 نام دیگر برای روز “غدیر” را می شناسید؟

 
پنجاه نام و یا صفت براى روز غدیر است كه از روایات برگرفته‏ شده است :

1 ـ بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)
2 ـ روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)
3 ـ روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)
4 ـ روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)
5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)
6 ـ روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)
7 ـ روز شادمانى؛ " یوم السرور" (7)
8 ـ روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)
9 ـ روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" (9)
10 ـ روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)
11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)
12 ـ روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)
13 ـ روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)
14 ـ روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)
15 ـ روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)
16 ـ روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)
17 ـ روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)
18 ـ روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)
19 ـ روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)
20 ـ روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)
21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)
22 ـ روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)
23 ـ روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)
24 ـ روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)
25 ـ روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)
26 ـ روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)
27 ـ روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد" (27)
28 ـ روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)
29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)
30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)
31 ـ عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)
32 ـ روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)
33 ـ روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)
34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)
35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)
36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص" (36)
37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)
38 ـ روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)
39 ـ روز شكرگزارى؛ " یوم الشكر" (39)
40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)
41 ـ روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)
42 ـ روز روزه‏ دارى؛ " یوم الصیام" (42)
43 ـ روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)
44 ـ روز جشن؛ " یوم العید" (44)
45 ـ روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى" (45)
46 ـ روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)
47 ـ روز شادابى؛ " یوم الفرح" (47)
48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)
49 ـ روز افشاى پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)
50 ـ روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)
________________________________________
پى‌نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(ع) مى‏فرماید: و هوعید الله الاكبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.

2ـ قال على (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‏ 700.

3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامى‏تر است

6ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.

8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.

9ـ قال على(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.

10ـ قال على(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزى است كه منزلت شایستگان در آن، بلندى گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ قال على(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزى است كه دلایل خداوند در آن، روشن گشت).

12ـ قال على(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ قال على(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ قال على(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشكار كردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.

15ـ قال على(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(ع) در حدیثى مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفى مى‏كند، المراقبات، ص 257.

17 امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانى خود بگو: الحمدالله الذى اكرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را كه ما را در این روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ قال على(ع) و هو ... یوم كمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.

19ـ قال على(ع): هذا یوم الفصل الذى كنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ قال على(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذى نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.

22ـ قال على(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهى گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ قال على(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .

24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.

26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.

27ـ قال على(ع): هذا ... یوم الدلیل على الرواد (این، روز رهنمونى به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص 700.

28ـ قال على(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‏المتهجد، ص 700.

29ـ قال على(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.

33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذى... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.

34ـ قال على(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المكنون، مصباح المجتهد، ص 700.

35 قال على(ع): هذا یوم ابدى خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال على(ع): هذا یوم النصوص على اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.

37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذى جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شكرگزارى است. الغدیر، ج 1، ص 285.

40ـ قال على(ع): و انزل على نبیه فى یوم الدرج ما بین له عن ارادته فى خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگى است كه در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.

41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است كه از مكان واقعه گرفته شده است.

42ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‏دارى است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ قال على(ع): هذا یوم الملأ الاعلى ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذى اكمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.

47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.

48ـ قال على(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ قال على(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز كردن گره پیوند میان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

قدرروز غدیر را بدانید

روز عید غدیر از ایام بسیار فرخنده و پرخیر و برکتی است که از ارزش بسیاری برخوردار و باید بدرستی قدر دانسته شود، برای اینکه این فرصت از دست نرود باید برکات آن را شناخته، با اعمال ویژه آن آشنا شویم.

پیمان اخوت و برادری

از برنامه های اسلام ایجاد اخوت و برادری است و به همین منظور پیامبر اکرم(ص) بین مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادری بست و با پیمان اخوت علی را با خویش برادر نمود و در برخی از زیارات که خطاب به پیامبر می خوانیم السلام علیک و علی اخیک علی بن ابیطالب علیه السلام یعنی سلام بر تو و برادرت علی(ع) اشاره به همین برادری است .

پیمان برادری و عقد اخوت بستن صیغه مخصوصی دارد که در مفاتیح الجنان آمده است .

احسان و انفاق

احسان و انفاق از دستورات و تأکیدات ویژه اسلامی است و این سفارش در روزهای خاصی چون عید غدیر خم از اهمیت و عمق بیشتری برخوردار است .

صله رحم

اسلام آداب و سنتهای پسندیده بسیاری دارد که هر یک فلسفه خاصی داشته، نقش مؤثری در تحکیم روابط فردی و خانوادی دارند که یکی از آنها صله رحم است .

امام صادق (ع) می فرماید از کارهایی که در روز عید غدیر مستحب است صله رحم است .

رفع حاجت مؤمنان

در روز غدیر رفع حاجات مؤمنان که همواره مورد تأکید و سفارش آموزه های اسلامی بوده از اهمیت بیشتری برخوردار است .

بسیار فرستادن صَلَوات

صلوات بر محمد و آل محمد نیز که همواره اجر و ثواب بسیار به همراه دارد،‌ در این روز پر خیر نیز به صورت ویژه عامل جذب برکات و نزدیکی به خداوند است .


دعا، روزه و عبادت

روزه و دعا از اعمالی است که در همه اعیاد مورد سفارش و تأکید است خاصه در روز عید غدیر. حسن بن راشد می گوید از امام صادق (ع) درباره عید غدیر پرسیدم و حضرت فرمود: این عید از عید قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگیرید و بر محمد و آلش زیاد صلوات بفرستید.

- روزه این ماه کفاره شصت سال گناه است و در روایتی دیگر آمده که برابر است با روزه تمام عمر و معادل است با صد حج و صد عمره.

- انجام غسل .

- زیارت حضرت علی (ع) و سزاوار است که انسان هرکجا باشد سعى کند خود را به قبر مطهر آن حضرت برساند. براى امام در این روز، سه زیارت مخصوصه نقل شده که یکى از آنها زیارت معروف به "اَمینُ الله" است که از نزدیک و دور خوانده مى‌شود و آن از زیارات جامعه مطلقه است.

- پس از غسل، نیم ساعت به ظهر مانده دو رکعت نماز اقامه شود. در هر رکعت حمد یک مرتبه و سوره توحید ده مرتبه و آیة الکرسى ده مرتبه و سوره قدر ده مرتبه خوانده شود که ارزش این نماز برابر است با صد هزار حج و صد هزار عمره و باعث برآوردن شدن حوائج دنیا و آخرت می‌شود.

- خواندن دعای ندبه .

- صد بار این ذکر گفته شود: اَلْحَمْدُلِلّهِ الّذى جَعَلَ کَمالَ دینِهِ وَ تَمامَ نِعْمَتِهِ بِوِلایَةِ اَمیرِ الْمُؤمِنینَ عَلىِّ بْنِ اَبى طالِبٍ عَلَیْهِ السَّلامُ.
ستایش خاص خدایى است که قرار داد کمال دین و تمام شدن نعمتش را به ولایت امیرمؤمنان على بن ابیطالب علیه السلام .

- در این روز خواندن عقد اخوت با برادران مؤمن سفارش شده و کیفیت آن به نحوى که شیخِ در مستدرک وسایل از کتاب زاد الفردوس نقل فرموده چنین است که دست راست خود را بر دست راست برادر مؤمن خود گذاشته و بگوید:

و اخَیْتُکَ فِى اللهِ وَ صافَیْتُکَ فِى اللّهِ وَ صافَحْتُکَ فِى اللّهِ وَ عاهَدْتُ اللّهَ

برادر شدم با تو در راه خدا و دوست با صفایت شدم در راه خدا و مصافحه کردم با تو در راه خدا و عهد کردم با خدا

وَ مَلاَّئِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنْبِی آئَهُ وَالاْئِمَّةَ الْمَعْصُومینَ عَلَیْهِمُ السَّلامُ

و فرشتگانش و کتاب‌هایش و رسولانش و پیمبرانش و امامان معصومین علیهم السلام

عَلى اَنّى اِنْ کُنْتُ مِنْ اَهْلِ الْجَنَّةِ وَالشَّفاعَةِ وَ اُذِنَ لى بِاَنْ

بر این که اگر من از اهل بهشت و اهل شفاعت بودم و اجازه‌ام دادند که

اَدْخُلَ الْجَنَّةَ لا اَدْخُلُها اِلاّ وَ اَنْتَ مَعى

داخل بهشت گردم داخل نشوم جز با تو .

آنگاه برادر مؤمن بگوید: قَبِلْتُ ؛ قبول کردم

پس بگوید: اَسْقَطْتُ عَنْکَ جَمیعَ حُقُوقِ الاُْخُوَّةِ ما خَلاَ الشَّفاعَةَ وَالدُّعاَّءَ وَالزِّیارَةَ

و ساقط کردم از تو تمامى حقوق برادرى را جز شفاعت و دعا و زیارت .

-----------------------------

برای اطلاع از دیگر اعمال این روز باید به مفاتیح الجنان مراجعه کرد.

برخی اعمال شب و روز عید فطر


ماه مبارک رمضان با همه برکات و فضایل روز به پایان است و عیدی بزرگ را در پیش داریم که آن روز نیز به تنهایی دارای ارزشها و خیرات بسیاری بوده و برای مؤمنان نویدبخش ساعاتی سرشر از معنویت برای دستیابی به برکات بسیار دنیوی و اخروی است .
عید فطر از جمله ایام پر خیر و برکتی است که فضایل بسیاری برای آن ذکر شده و به منظور بهره مندی هرچه بهتر و بیشتر از برکات این روز، اعمالی آمده است:
 
1- در هنگام غروب آفتاب غسل شود .
 
2- آن شب به نماز، دعا، استغفار، درخواست از حق تعالى و بیتوته در مسجد احیا گردد.
 
3- بعد از نماز مغرب و عشاء، نماز صبح و نمازعید فطر ذکر؛" الله اکبر الله اکبر، لا اله الا الله و الله اکبر الله اکبر و لله الحمد الحمد لله على ما هدانا و له الشکر على ما اولانا " گفته شود.
 
4- بعد از نماز مغرب و نافله آن، دست ها را به سوى آسمان بلند کرده و بگوید:" یا ذاالمن و الطول یا ذاالجود یا مصطفی محمد و ناصره صل على محمد و آل محمد و اغفرلی کل ذنب احصیته وهو عندک فی کتاب مبین." پس به سجده برود و صد مرتبه در سجده بگوید: " اتوب الى الله " پس هر حاجت که دارد از حق تعالى بخواهد که ان شاء الله تعالى بر آورده خواهد شد.
 
5- زیارت امام حسین (ع) که فضیلت ‏بسیار دارد.
 
6- ده مرتبه ذکر" یا دائم الفضل علی البریة یا باسط الیدین بالعطیة یا صاحب المواهب السنیة صل علی محمد و آله خیرالوری سجیة واغفرلنا یا ذاالعلی فی هذه العشیة." که از اعمال شب جمعه است، گفته شود.
 
7- ده رکعت نماز که در شب آخر ماه رمضان اقامه می شود که به صورت پنج نماز دو رکعتی ، درهر رکعت بعد از حمد، سوره توحید ده بارخوانده شود. و در رکوع و سجود ده مرتبه ذکر" سبحان الله والحمدلله ولا اله الاالله والله اکبر" گفته شود. پس از نمازهزارمرتبه استغفار کند و بعد از آن سر به سجده گذارد و بگوید:" یا حی یا قیوم یا ذاالجلال و الاکرام یا رحمان الدنیا والاخرة و رحیمهما یا ارحم الراحمین یا اله الاولین والآخرین اغفرلنا ذنوبنا و تقبل منا صلواتنا و صیامنا و قیامنا."
 
8- بعد از نماز مغرب و نافله آن دو رکعت نماز بجا آورد، در رکعت اول بعد از حمد هزار مرتبه توحید و در رکعت دوم بعد از حمد، یک مرتبه توحید بخواند. بعد از سلام سر به سجده بگذارد و صد مرتبه ذکر" اتوب الى الله " گفته شود. پس از آن بگوید: " یا ذاالمن والجود یا ذاالمن والطول یا مصطفی محمد صلى الله علیه وآله صل على محمد وآله و افعل بی کذا و کذا و به جاى کذا حاجات خود را بطلبد .
 
9- چهارده رکعت نماز اقامه کند. بعد از هر دو رکعت سلام دهد و در هر رکعت بعد از حمد، یک بار آیةالکرسی و سه مرتبه توحید خوانده شود. براى هر رکعت، ثواب عبادت چهل سال وعبادت هر که در آن ماه روزه گرفته و نماز خوانده اعطاء می شود.
 
اعمال روزعید
 
1- بعد از نماز صبح و نمازعید آن تکبیراتى را که در شب عید ذکر شد، گفته شود.
 
2- پرداخت زکات فطره پیش از نمازعید.
 
3- انجام غسل روزعید. که زمان آن بعد از طلوع فجر تا زمان به جا آوردن نمازعید است. در هنگام غسل بگو: " اللهم ایمانا بک وتصدیقا بکتابک واتباع سنة نبیک محمد صلى الله علیه وآله." و پس ازغسل بگو:" اللهم اجعله کفارة لذنوبی وطهر دینی اللهم اذهب عنی الدنس."
 
4- برای اقامه نمازعید لباس نیکو پوشیده و ازعطر استفاده نمایید.
 
5- پیش از نماز عید، در اول روز افطار کنى. بهتر آن است که به خرما یا به شیرینى باشد. و
 
6- اقامه نماز عید.
 
7- زیارت امام حسین (ع).
 
8- دعاى ندبه خوانده شود.

اعمال شب‌هاي قدر

 


شب نوزدهم اوّل شب‌هاى قدر است و شب قدر همان شبى است که در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى‌شود و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى‌شوند و به خدمت امام زمان(ع) مشرف مى‌شوند و آن‌چه براى هرکس مقدّر شده است بر امام زمان(ع) عرضه مى‌کنند.

اعمال شب‌هاى قدر بر دو نوع است؛ يکى آن‌که در هر سه شب بايد انجام داد و ديگر آن‌که مخصوص است به هر شبى. پس آن چند چيز است:

اوّل

غسل؛علاّمه مجلسى فرموده که غسل اين شب‌ها را مقارن غروب آفتاب کردن بهتر است که نماز شام را با غسل بکند.

دوّم

دو رکعت نماز؛ در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه توحيد بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ بگويد

در روايت نبوى(ص) است که از جاى خود برنخيزد تا حقّ تعالى او را و پدر و مادرش را بيامرزد

سوّم

باز کردن قرآن در مقابل خود و گفتن اين جملات؛

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُکَ بِکِتابِکَ الْمُنْزَلِ

خدايا از تو خواهم به حق کتاب فرستاده شده‌ات

وَ ما فيهِ وَ فيهِ اسْمُکَ الاْکْبَرُ وَاَسْماَّؤُکَ الْحُسْنى

و آن‌چه در آنست که در آن است نام بزرگت و نام‌هاى نيکويت

وَما يُخافُ وَ يُرْجى اَنْ تَجْعَلَنى مِنْ عُتَقاَّئِکَ مِنَ النّارِ

و آن‌چه بدانها ترس و اميد شود که قرارم دهى از زمره آزاد شدگانت از دوزخ

"پس هر حاجت که دارد بخواهد"

چهارم

قرآن کريم را برسر گذارده و مي‌گويد؛

اَللّهُمَّ بِحَقِّ هذَا الْقُرْآنِ

خدايا به حق اين قرآن

وَ بِحَقِّ مَنْ اَرْسَلْتَهُ بِهِ

و بحق آنکس که او را بدان فرستادى

وَ بِحَقِّ کُلِّ مُؤْمِنٍ مَدَحْتَهُ فيهِ

و بحق هر مؤ منى که در اين قرآن مدحش کرده‌اى

وَ بِحَقِّکَ عَلَيْهِمْ فَلا اَحَدَ اَعْرَفُ بِحَقِّکَ مِنْکَ

و بحقى که تو بر ايشان دارى زيرا کسى نيست که حق تو را بهتر از خودت بشناسد

پس ده مرتبه بگويد؛

«بِکَ يا اَللّهُ»

بحق خودت اى خدا

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدٍ»

بحق محمدصلى الله عليه و آله

و ده مرتبه

«بِعَلي»

بحق على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِفاطِمَةَ»

بحق فاطمه سلام الله عليها

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ»

بحق حسن عليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُسَيْنِ»

بحق حسين عليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىّ بْنِ الْحُسَيْنِ»

بحق على بن الحسين عليه السلام

و ده مرتبه

«بُمَحَمَّدِ بْنِ عَلِي»

بحق محمد بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق جعفر بن محمد عليه السلام

و ده مرتبه

«بِمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ»

بحق موسى بن جعفرعليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُوسى»

بحق على بن موسى عليه السلام

و ده مرتبه

«بِمُحَمَّدِبْنِ عَلِي»

بحق محمد بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِعَلِىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ»

بحق على بن محمدعليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحَسَنِ بْنِ عَلِي»

بحق حسن بن على عليه السلام

و ده مرتبه

«بِالْحُجَّةِ»

به حق حضرت حجت عليه السلام

"پس هر حاجت که دارى طلب کن"

پنجم

زيارت امام حسين عليه السلام؛ در خبر است که چون شب قدر مى‌شود منادى از آسمان هفتم ندا مى کند از بُطنان عرش که حقّ تعالى آمرزيده هر که را که به زيارت قبر حُسين عليه السلام آمده است.

ششم

بر پا داشتن احيا؛ همانا روايت شده هرکه احيا کند شب قدر را گناهان او آمرزيده شود هرچند به عدد ستارگان آسمان و سنگينى کوه‌ها و وزن درياها باشد.

هفتم

صد رکعت نماز بخواند که فضيلت بسيار دارد و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحيد بخواند.

هشتم

بخواند: اَللّهُمَّ اِنّى اَمْسَيْتُ لَکَ عَبْداً داخِراً لا اَمْلِکُ لِنَفْسى نَفْعاً وَلا ضَرّاً

خدايا من شام کردم در حالى که بنده خوارى هستم که مالک سود و زيانى براى خويشتن نيستم

وَلا اَصْرِفُ عَنْها سُوَّءاً اَشْهَدُ بِذلِکَ عَلى نَفْسى

و نتوانم از خويشتن پيش آمد ناگوارى را بازگردانم و اين مطلبى است که من آن را بر خويش گواهى دهم

وَاَعْتَرِفُ لَکَ بِضَعْفِ قُوَّتى وَقِلَّةِ حيلَتى فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ

و به ناتوانى خود و بيچارگيم در برابرت اعتراف دارم، پس درود فرست بر محمد و آل محمد

وَاَنْجِزْ لى ما وَعَدْتَنى وَجَميعَ الْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ مِنَ الْمَغْفِرَةِ فى هذِهِ اللَّيْلَةِ

و وفا کن برايم بدانچه بر من و همه مؤ منين و مؤ منات وعده فرمودى از آمرزش در اين شب

وَاَتْمِمْ عَلَىَّ ما اتَيْتَنى فَاِنّى عَبْدُکَ الْمِسْکينُ الْمُسْتَکينُ الضَّعيفُ الْفَقيرُ الْمَهينُ

و تمام کن بر من آنچه را به من دادى زيرا که من بنده بينواى مستمند ناتوان تهيدست خوار توام

اَللّهُمَّ لا تَجْعَلْنى ناسِياً لِذِکْرِکَ فيما اَوْلَيْتَنى

خدايا قرار مده مرا فراموشکار از ياد خويش در آنچه به من انعام فرمودى

وَلا [غافِلاً] لاِِحْسانِکَ فيما اَعْطَيْتَنى وَلا ايِساً مِنْ اِجابَتِکَ وَاِنْ اَبْطَاَتْ عَنّى

و نه غافل از احسانت در آنچه به من عطا کردى و قرارم مده نااميد از اجابت خويش و اگرچه ديرزمانى طول کشد

فى سَرّاَّءَ اَوْ ضَرّاَّءَ اَوْ شِدَّةٍ اَوْ رَخاَّءٍ اَوْ عافِيَةٍ اَوْ بَلاَّءٍ اَوْ بُؤْسٍ اَوْ نَعْماَّءَ

چه در خوشى و چه در سختى در دشوارى يا در آسايش در تندرستى يا گرفتارى در تنگدستى يا در نعمت

اِنَّکَ سَميعُ الدُّعاَّءِ

براستى تو شنواى دعايى

و اين دعا را کفعمى از امام زين العابدين عليه السلام روايت کرده که در اين شب‌ها مى‌خوانده در حال قيام و قعود و رکوع و سجود و علاّمه مجلسى(ره) فرموده که بهترين اعمال در اين شب‌ها طلب آمرزش و دعا از براى مطالب دنيا و آخرت خود و پدر و مادر و خويشان خود و برادران مؤمن زنده و مرده ايشان است و اَذکار و صلوات بر محمد و آل محمدعليهم السلام آن‌چه مقدور شود و در بعضى از روايات وارد شده است که دعاء جوشن کبير را در اين سه شب بخوانند.

فقير گويد که دعاء جوشن در سابِق گذشت و روايت شده که خدمت حضرت رسول(ص) عرض شد که اگر من درک کنم شب قدر را چه از خداوند خود بخواهم فرمود «عافيت را»

هم‌چنين اعمال مخصوص شب نوزدهم چند چيز است؛

اوّل؛ صد مرتبه «اَسْتَغْفِرُاللّهَ رَبّى وَ اَتُوبُ اِلَيْهِ»

دوّم؛ صد مرتبه «اَللّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ»

سوّم؛ بخواند دعاء يا ذَاالَّذى کانَ که متن آن به اين شرح است:

يا ذَاالَّذى کانَ قَبْلَ کُلِّشَىْءٍ ثُمَّ خَلَقَ کُلَّشَىْءٍ

اى که بوده اى پيش از هر چيز و آفريد هر چيز را و

ثُمَّ يَبْقى وَيَفْنى کُلُّشَىْءٍ يا ذَا الَّذى لَيْسَ کَمِثْلِهِ شَى ءٌ

سپس تنها او باقى ماند و هر چه هست فانى شود

وَيا ذَاالَّذى لَيْسَ فِى السَّماواتِ الْعُلى وَلا فِى الاْرَضينَ السُفْلى

اى که نيست مانندش چيزى، اى که معبودى جز او در آسمانهاى بالا و نه در زمينهاى پائين

وَلا فَوقَهُنَّ وَلا تَحْتَهُنَّ وَلا بَيْنَهُنَّ اِلهٌ يُعْبَدُ غَيْرُهُ

و نه فوق آنها و نه زير آنها و نه در مابين آنها نيست

لَکَ الْحَمْدُ حَمْداً لا يَقْوى عَلى اِحْصاَّئِهِ اِلاّ اَنْتَ

خاص تو است ستايش آن ستايشى که توانائى ندارد بر شماره اش کسى جز تو

فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمِّدٍ صَلوةً لا يَقْوى عَلى اِحْصاَّئِها اِلاّ اَنْتَ

درود فرست بر محمد و آل محمد درودى که توانائى نداشته باشد بر شماره اش کسى جز تو

چهارم

بخواند: اَللّهُمَّ اْجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ مِنَ الاْمْرِ الْمَحْتُومِ

خدايا قرار ده در آنچه حکم کرده و مقدر فرموده اى از سرنوشت حتمى

وَفيما تَفْرُقُ مِنَ الاْمْرِ الحَکيمِ فى لَيْلَةِ الْقَدْرِ

و در آنچه جدا کنى از فرمان حکيمانه ات در شب قدر و

وَفِى الْقَضاَّءِ الَّذى لا يُرَدُّ وَلا يُبَدَّلُ

در آن قضا و قدرى که برگشت و تغيير و تبديلى ندارد

اَنْ تَکْتُبَنى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِکَ الْحَرامِ

که نام مرا در زمره حاجيان خانه محترمت (کعبه ) بنويسى

الْمَبْرُورِ حَجُّهُمُ الْمَشْکُورِ سَعْيُهُمُ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمُ الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئاتُهُمْ

آنان که حج‌شان مقبول و سعي‌شان مورد تقدير و گناهانشان آمرزيده و کردار بدشان بخشوده شده است

وَاجْعَلْ فيما تَقْضى وَتُقَدِّرُ اَنْ تُطيلَ عُمْرى وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ فى رِزْقى

و قرار ده در آنچه مقدر فرموده‌اى که عمر مرا طولانى کرده و روزيم را وسيع گردانى

وَتَفْعَلَ بى کَذا وَکَذا

و درباره‌ام چنين و چنان کنى

و به جاى اين کلمه حاجت خود را ذکر کند.

متن کامل و ترجمه خطبه رسول اکرم در توصیف ماه مبارک رمضان

 

قد أقبل إليكم شهر اللَّه بالبركة و الرَّحمة و المغفرة

 شعبان ماه رسول خدا، ماهی که با نام حسین‌‌بن‌علی، علی‌بن‌حسین و عباس‌بن‌علی(علیهم‌السلام)، آغاز شد و با نام مهدی‌آل محمد(عج) به کمال رسید، این روزها به آخرین ساعات خود نزدیک می‌شود تا دعای «اَللّهُمَّ اِنْ لَمْ تَكُنْ غَفَرْتَ لَنا فيما مَضى مِنْ شَعْبانَ فَاغْفِرْ لَنا فيما بَقِىَ مِنْهُ» همراه اشک حسرت دوستداران ماه رسول الله و زینت قنوت نماز مشتاقان ضیافت الهی باشد که مبادا با کوله باری سنگین و لباسی آلوده قدم به میهمانی خدا و شهر الله گذارند.

و اشتیاق ورود به شهر الله را می‌شود از در و دیوار شهر و خانه احساس کرد. جنب و جوشی که حتی در چهره‌های بی‌رمق روزه‌دارانی که در این روزها به پیشواز ماه مبارک رفته‌اند هویداست.

و در جست و جوی مصرانه منجمانی که با وسواسی عجیب در تلاشند تا هر چه زودتر هلال ماه را ببینند و ماه خدا را به بندگان خدا بشارت دهند.

و چه زیبا تر آنکه توصیف ماه خدا را از زبان رسول خدا شنید آنجا که علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام) به روایت از پدرش علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السلام) از آخرین جمعه از ماه شعبان یکی از سال‌های پربرکت رسالت نبی اکرم خبر داده است که پیامبر در جمع پیروانش خدا را حمد و ثنا گفت و سپس فرمود:

«اى مردم! همانا ماه خدا ، همراه با برکت و رحمت و آمرزش ، به شما روى آورده است ؛ ماهى که نزد خدا برترینِ ماه هاست و روزهایش برترینِ روزها ،

شب هایش برترینِ شب ها و ساعاتش برترینِ ساعات است .

ماهى است که در آن به میهمانى خدا دعوت شده اید و از شایستگانِ کرامت الهى قرار داده شده اید .

نَفَس‌هایتان در آن ، تسبیح است ، خوابتان در آن ، عبادت ، عملتان در آن ، پذیرفته و دعایتان در آن ، مورد اجابت است .

پس با نیّت‌هاى راست و دل‌هاى پاک ، از پروردگارتان بخواهید تا براى روزه دارىِ آن و تلاوت کتاب خویش ، توفیقتان دهد ؛

چرا که بدبخت ، کسى است که در این ماه بزرگ ، از آمرزش الهى محروم بماند .

با گرسنگى و تشنگى خود در این ماه ، گرسنگى و تشنگىِ روز قیامت را یاد کنید ؛ به نیازمندان و بینوایانتان صدقه بدهید ؛ به بزرگان خود احترام ، و بر کوچک‌هایتان ترحّم ، و به بستگانتان نیکى کنید ؛
 زبانتان را نگه دارید ؛ چشم‌هایتان را از آنچه نگاه به آن حلال نیست ، بپوشانید ؛ گوش هایتان را از آنچه شنیدنش حلال نیست ، فرو بندید ؛ به یتیمان مردم ، محبّت کنید تا بر یتیمان شما محبّت ورزند ؛

از گناهانتان به پیشگاه خداوند توبه کنید ؛ در هنگام نمازها ، دستانتان را بر آستان او به دعا بلند کنید ، که آن هنگام (وقت نماز) ، برترینِ ساعت هاست و خداوند با نظر رحمت به بندگانش مى نگرد و هر گاه با او مناجات کنند ، پاسخشان مى دهد و چون او را صدا بزنند ، جوابشان مى گوید و چون او را بخوانند ، اجابتشان مى‌کند .

اى مردم! جان‌هاى شما در گرو کارهاى شماست ، پس با طلب آمرزش‌، آنها را آزاد سازید ؛
 و پشت‌هاى شما از بار گناهانتان سنگین است ، پس با طول دادن سجده‌هاى خود ، آنها را سبک کنید ،
  و بدانید که خداوند ـ که یادش والاست ـ به عزّت خود ،سوگند خورده است که نمازگزاران و سجده کنندگان را عذاب نمى‌کند و در روزى که مردم در پیشگاه پروردگار جهانیان [براى حساب ]مى ایستند ،آنان را با آتش ، هراسان نمى سازد .

اى مردم ! هر که از شما در این ماه ، روزه‌دارى را افطار دهد ، پاداشش او براى آن عمل نزد خدا ، همچون آزاد کردن یک برده و آمرزش گناهان گذشته اوست» .

پس گفتند : اى پیامبر خدا ! همه ما توانایىِ این کار را نداریم!

پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود : خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک دانه خرما ؛ خود را از آتش نگه دارید ، هر چند با یک جرعه آب .

اى مردم! هر کس اخلاقش را در این ماه ، نیکو سازد ، براى او وسیله عبور از صراط خواهد بود ، در آن روز که گام‌ها بر صراط مى‌لغزد ؛

و هر کس در این ماه بر بردگان خود آسان بگیرد ، خداوند حساب او را سبک خواهد گرفت ؛

 و هر کس در این ماه ، شرّ خود را [از دیگران] باز دارد ،خداوند در روز دیدارش ، غضب خویش را از او باز خواهد داشت ؛ و هر که در این ماه ، یتیمى را گرامى بدارد ، در روز دیدار ، خداوند ، گرامى اش خواهد داشت ؛

و هر که در آن به خویشاوند خود نیکى کند ، در روز دیدار ، خداوند با رحمتش به او نیکى خواهد کرد ؛ و هر کس در آن از خویشان خود ببُرد ، خداوند در روز دیدار ، رحمتش را از او قطع خواهد نمود ؛

و هر کس در آن ، نماز مستحبّى بخواند ، براى او دورى از آتش ، نوشته مى‌شود ؛ و هر کس واجبى را در آن ادا کند، پاداش کسى را دارد که هفتاد واجب را در ماه‌هاى دیگر ، ادا کرده است ؛

و هر کس در آن بر من زیاد صلوات بفرستد ، خداوند در روزى که وزنه اعمال ، سبک مى شود ، وزنه اعمال او را بیفزاید ؛ و هر کس در آن ، آیه اى از قرآن تلاوت کند ، پاداش کسى را دارد که در ماه هاى دیگر ، ختم قرآن کرده است .


 اى مردم! در این ماه ، درهاى بهشت ، بازند . پس از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نبندد ؛

و درهاى دوزخ ، بسته‌اند . پس ، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما نگشاید ؛ و شیطان ها در بندند .

پس، از پروردگارتان بخواهید که آنها را بر شما مسلّط نسازد» .

من( امیرالمومنین علیه‌السلام )  برخاستم و گفتم : اى پیامبر خدا! برترینِ کارها در این ماه چیست؟

فرمود : «اى ابو الحسن! برترینِ کارها در این ماه ، پرهیز از حرام هاى الهى است» . سپس گریست .

گفتم : اى پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود : «اى على! بر این مى‌گریم که حرمت تو را در این ماه مى شکنند . گویا مى بینم تو در حال نماز براى پروردگار خویشى ، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین ، همو که برادر پى کننده ناقه قوم ثمود است ، برمى خیزد و بر فرق سرت ضربتى مى زند و محاسنت ، از خون سرت رنگین مى شود» .

گفتم : اى پیامبر خدا! آیا در آن حالت ، دینم سالم است؟

فرمود : «دینت ، سالم است» .

سپس فرمود : «اى على! هر کس تو را بکشد ، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد ، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید ، مرا ناسزا گفته است ؛ چرا که تو از من هستى ، همچون جان من . روح تو ، از روح من است و سرشت تو ، از سرشت من .

خداى متعال ، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا براى پیامبرى ، و تو را براى امامت ، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند ، نبوّت مرا انکار کرده است .

اى على! تو وصىّ من ، پدر فرزندان من ، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستى ، در حال حیاتم و پس از مرگم

فرمان تو ، فرمان من است و نهى تو ، نهى من است . سوگند به خدایى که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد ،
 تو حجّت پروردگار بر خلق اویى و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش»

متن عربی خطبه شعبانیه

وَ فِي كِتَابِ فَضَائِلِ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ فِي الْأَمَالِي عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ وَ فِي عُيُونِ الْأَخْبَارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ بَكْرَانَ النَّقَّاشِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ الْقَطَّانِ وَ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ إِبْرَاهِيمَ الْمُعَاذِيِّ وَ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ الْمُكَتِّبِ كُلِّهِمْ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص خَطَبَنَا ذَاتَ يَوْمٍ فَقَال :

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيْكُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ. شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَيَّامِ وَ لَيَالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيَالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

 هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ مِنْ أَهْلِ كَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكُمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكُمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكُمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُكُمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ.

 فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكُمْ بِنِيَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يُوَفِّقَكُمْ لِصِيَامِهِ وَ تِلَاوَةِ كِتَابِهِ فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ.

 وَ اذْكُرُوا بِجُوعِكُمْ وَ عَطَشِكُمْ فِيهِ جُوعَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكُمْ وَ مَسَاكِينِكُمْ وَ وَقِّرُوا كِبَارَكُمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَكُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يَحِلُّ النَّظَرُ إِلَيْهِ أَبْصَارَكُمْ وَ عَمَّا لَا يَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيْهِ أَسْمَاعَكُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيْتَامِ النَّاسِ يُتَحَنَّنْ عَلَى أَيْتَامِكُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِكُمْ وَ ارْفَعُوا إِلَيْهِ أَيْدِيَكُمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكُمْ‏ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ يَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يُجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يُلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يُعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يَسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكُمْ فَفُكُّوهَا بِاسْتِغْفَارِكُمْ وَ ظُهُورَكُمْ ثَقِيلَةٌ مِنْ أَوْزَارِكُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يُعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ

 أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْكُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كَانَ لَهُ بِذَلِكَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ

 قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيْسَ كُلُّنَا يَقْدِرُ عَلَى ذَلِكَ

فَقَالَ (صلی‌الله علیه و آله و سلم) اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاءٍ أَيُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْكُمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يَوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكَتْ يَمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ كَفَّ فِيهِ شَرَّهُ كَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ أَكْرَمَ فِيهِ يَتِيماً أَكْرَمَهُ اللَّهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يَوْمَ يَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ وَ مَنْ أَكْثَرَ فِيهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَيَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ مَنْ تَلَا فِيهِ آيَةً مِنَ الْقُرْآنِ كَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ

أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُغَلِّقَهَا عَنْكُمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُفَتِّحَهَا عَلَيْكُمْ وَ الشَّيَاطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكُمْ أَنْ لَا يُسَلِّطَهَا عَلَيْكُمْ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقُمْتُ فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ يَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ (وسائل‏الشيعة ج : 10 ص : 314)


 ثُمَّ بَكَى فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا يُبْكِيكَ فَقَالَ يَا عَلِيُّ أَبْكِي لِمَا يَسْتَحِلُّ مِنْكَ فِي هَذَا الشَّهْرِ كَأَنِّي بِكَ وَ أَنْتَ تُصَلِّي لِرَبِّكَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَى الْأَوَّلِينَ شَقِيقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَكَ ضَرْبَةً عَلَى قَرْنِكَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْيَتَكَ

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ(علیه‌السلام) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِكَ فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِي

فَقَالَ (علیه‌السلام)  فِي سَلَامَةٍ مِنْ دِينِكَ

 ثُمَّ قَالَ يَا عَلِيُّ مَنْ قَتَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنِي وَ مَنْ أَبْغَضَكَ فَقَدْ أَبْغَضَنِي وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنِي لِأَنَّكَ مِنِّي كَنَفْسِي رُوحُكَ مِنْ رُوحِي وَ طِينَتُكَ مِنْ طِينَتِي إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَلَقَنِي وَ إِيَّاكَ وَ اصْطَفَانِي وَ إِيَّاكَ وَ اخْتَارَنِي لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَكَ لِلْإِمَامَةِ وَ مَنْ أَنْكَرَ إِمَامَتَكَ فَقَدْ أَنْكَرَ نُبُوَّتِي يَا عَلِيُّ أَنْتَ وَصِيِّي وَ أَبُو وُلْدِي وَ زَوْجُ ابْنَتِي وَ خَلِيفَتِي عَلَى أُمَّتِي فِي حَيَاتِي وَ بَعْدَ مَوْتِي أَمْرُكَ أَمْرِي وَ نَهْيُكَ نَهْيِي أُقْسِمُ بِالَّذِي بَعَثَنِي بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِي خَيْرَ الْبَرِيَّةِ إِنَّكَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ وَ أَمِينُهُ عَلَى سِرِّهِ وَ خَلِيفَتُهُ عَلَى عِبَادِهِ  (بحارالأنوار ج : 93 ص : 35)

دعای ورود به ماه رمضان از زبان امام سجاد(ع)


 امام زین العابدین هنگام ورود ماه مبارک رمضان می فرمودند: خدایا ما را یاری کن تا روزهای این ماه را روزه بداریم و شب‌هایش را با نماز و اظهار خاکساری در برابر تو به صبح آوریم؛ تا هیچ روز آن بر غفلت ما و هیچ شب آن بر کوتاهی ما گواه نباشد.

امام سجاد (ع) در دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه اینگونه با پروردگار خویش مناجات می کرد: ستایش برای خداست که ما را به سپاس خود رهنمون گردید و به آن اهلیت بخشید تا از شکرگزاران احسان او باشیم و بر این کار، ما را پاداش نیکوکاران دهد.

ستایش برای خداست که دین خود را به ما عطا فرمود و ما را به آیین خود ویژه گردانید و به راه‌های احسان خویش پویا ساخت تا به فضل نعمت او به سوی خشنودی‌اش روانه شویم؛ ستایشی که آن را از ما قبول کند و به سبب آن از ما راضی شود.

ماه پاکیزگی از آلودگی ها

ستایش برای خداست که ماه خود، ماه رمضان را از جمله راه‌های احسان قرار داد که ماه روزه، ماه اسلام، ماه پاکیزگی از آلودگی‌ها، ماه رها شدن از گناهان و ماه شب زنده‌داری است. ماهی که قرآن در آن نازل شده؛ قرآنی که راهنمای مردم و نشانه آشکار هدایت و جدا کننده حق از باطل است.

پس به سبب حرمت‌های فراوان و فضیلت‌های نمایان که برای این ماه مقرر داشت، برتری آن را بر دیگر ماه‌ها عیان فرمود. برای بزرگداشت آن، چیزهایی را که در ماه‌های دیگر حلال کرده بود، در این ماه حرام گردانید، و خوردنی‌ها و آشامیدنی‌ها را ممنوع کرد، و برای آن زمانی معین قرار داد، که نه اجازه می‌دهد آن زمان معین، پیش انداخته شود و نه می‌پذیرد که به تاخیر افتد.

آن گاه یکی از شب‌های این ماه را بر شب‌های هزار ماه دیگر برتری داد و نام آن را 'شب قدر' نهاد؛ شبی که در آن، فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان بر هر یک از بندگان او که بخواهد، با تقدیر بی‌تغییر الهی که برای هر کاری در نظر گرفته شده، فرود می‌آیند.

به ما بیاموز که حرمت این ماه را بزرگ بشماریم

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و به ما بیاموز که چگونه فضیلت این ماه را بشناسیم و حرمتش را بزرگ بشماریم و از آنچه ما را منع فرموده‌ای؛ خودداری کنیم، و یاری کن تا با نگه داشتن اعضا و جوارح خود از گناه و به کار گماشتن آنها در آنچه سبب خشنودی توست، روزهای آن را روزه بداریم؛ آن سان که به سخنان بیهوده گوش نسپاریم، و چشم خود را به سوی بازیچه‌ها ندوانیم، و به حرام‌ها دست نگشاییم، و به سوی ناشایسته‌ها قدم بر نداریم، و شکم‌هایمان جز آنچه تو حلال کرده‌ای در خود جمع نکند، و زبان‌مان جز آنچه تو فرموده‌ای نگوید، و جز در آنچه ما را به ثواب تو نزدیک می‌سازد، خود را به زحمت نیندازیم و جز آن کار که ما را از مجازات تو حفظ می‌کند به کار دیگر نپردازیم.

آن گاه به لطف خود، همه‌ این اعمال را از ریای ریاکاران و آوازه‌ جویی آوازه‌جویان پیراسته کن، تا کسی را در عبادت خود با تو شریک نگیریم و جز تو منظور و مرادی نجوییم.

ما را بر اوقات نمازهای پنج گانه آگاهی ده

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را در این ماه بر اوقات نمازهای پنج گانه آگاهی ده؛ با احکام و شرایط آن که مقرر فرموده‌ای، و واجباتش که لازم گردانده‌ای، و وظایفی که به آنها موظف کرده‌ای، و هنگامه‌هایی که برای آنها قرار داده‌ای آشنا کن.
 خدایا ما را در نماز، با کسانی برابر ساز که مراتب بلند آن را دریافته‌اند و ارکان آن را حفظ می‌کنند و آن را در وقت خود، به شیوه بنده و فرستاده‌ تو ـ که درودهای تو بر او و خاندانش باد ـ در رکوع و سجود و همه فضیلت‌های آن با کامل‌ترین وضو و در نهایت خشوع به جای می‌آورند.

با کدام دشمن، یکدل نمی شویم

توفیقمان ده که در این ماه، با نیکی و احسان، به سوی خویشان خود رویم، و با بخشش و عطایا از همسایگان خود دل‌جویی کنیم، و دارایی‌های خود را از حقوق مردم بپیراییم، و با جدا کردن زکات پاکیزه نماییم، و با کسی که از ما دوری گزیده آشتی کنیم. با آن که بر ما ستم نموده، از مقتضای انصاف در نگذریم، و با آن که با ما دشمنی ورزیده صلح کنیم، مگر کسی که در راه تو و برای تو با او دشمن شده‌ایم، که او دشمنی است که با وی دوستی نمی‌کنیم، و از حزبی است که با آن یکرنگ و یکدل نمی‌شویم.

ما را موفق کن که در این ماه با انجام دادن کارهای نیک و پسندیده خود را به تو نزدیک‌تر سازیم؛ اعمالی که با آنها گناهان‌مان را بیامرزی و ما را از شروع به ناشایسته‌ها نگاه داری، تا هیچ یک از فرشتگان تو بیش از طاعت‌های گوناگون ما نزد تو طاعت نیاورند، و در انواع سبب‌های تقرب، به پای ما نرسند.

ما را شایسته کرامتی کن که به دوستان خود وعده داده ای

خدایا، من از تو می‌خواهم که به حق این ماه، و به حق هر فرشته‌ای که او را مقرب خود ساخته‌ای، و هر پیامبری که او را به رسالت فرستاده‌ای، و هر بنده‌ی صالحی که برگزیده‌ای و او از آغاز تا انجام این ماه در عبادتت کوشیده است، بر محمد و خاندانش درود فرستی و ما را شایسته‌ آن کرامت کنی که به دوستان خود وعده فرموده‌ای، و از آنچه برای بندگان کوشا در اطاعت خود قرار داده‌ای، برخوردارمان سازی، و به رحمت خود ما را در صف آنانی درآوری که بالاترین مرتبه‌های بهشت را سزاوارند.

ما را جزو بهترین کسانی قرار ده که با این ماه به سرآورده اند

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چنان کن که ما از کج‌روی در مساله توحید تو، و کوتاهی در بزرگداشت تو، و شک در دین تو، و گم کردن راه تو، و غفلت از حرمتگزاری تو، و فریب خوردن از دشمن تو، شیطان رانده شده، برکنار مانیم.

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و هرگاه در هر یک از شب‌های این ماه بخشایش تو جمعی از بندگانت را از بند عذاب رهایی بخشد و گذشت تو ایشان را ببخشاید، ما را از جمله این بندگان قرار ده و در شمار بهترین کسانی درآور که با این ماه به سر برده‌اند و با آن همراهی کرده‌اند.

با ناپدید شدن این ماه گناهان ما را محو کن

خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و چون هلال این ماه ناپدید شود، گناهان ما را نیز محو نما، و چون روزهای آن به پایان رسد، آلودگی‌های ما را نیز از میان بردار، تا در حالی آن را پشت سر گذاریم که تو ما را از هر خطا پیراسته‌ای و از هر گناه پاکیزه ساخته‌ای.
 خدایا، بر محمد و خاندانش درود فرست و اگر در این ماه میانه‌روی پیشه نکرده‌ایم، ما را به راه میانه آور، و اگر از راه راست منحرف شده ایم؛ به راه راستمان بدار، و اگر دشمن تو، شیطان، ما را احاطه کرده است، از چنگ او رهایی‌مان بخش.

لحظه های این ماه را با طاعت ما بیارای

خدایا، این ماه را با عبادت ما آکنده ساز، و لحظه‌هایش را با طاعت ما بیارای، و ما را یاری کن که روزهایش را روزه بداریم و شب‌هایش را با نماز و نیاز و فروتنی و اظهار خاکساری در برابر تو به صبح آوریم، تا هیچ روز آن بر غفلت ما، و هیچ شب آن بر کوتاهی ما گواه نباشد.
 خدایا، ما را در ماه‌ها و روزهای دیگر و تا زنده‌ایم، این چنین قرار ده و از آن بندگان شایسته‌ خود گردان که بهشت را به میراث می‌برند و در آن جاودانه می‌مانند؛ آنان که آنچه باید در راه خدا بدهند، می‌دهند و در حالی به سوی پروردگارشان باز می‌گردند که دل‌هایشان هراسان است؛ ‌آنان که در کارهای نیک شتاب می‌ورزند و هم ایشان در آنها بر یکدیگر سبقت می‌گیرند.

خدایا، در هر وقت و در هر زمان و در هر حال، بر محمد و خاندانش درود فرست، به شمار درودهایی که بر دیگران فرستاده‌ای، و چندین برابر همه‌ آنها؛ چندان که جز تو کسی آنها را شماره نتواند کرد، زیرا تو هر چه خواهی همان کنی.

اعمال شب و روز اول ماه مبارک رمضان

 


ماه رمضان ماه رحمت و غفران الهی آشکار شد و و زمین و زمینیان را غرق در نور و عطر عبودیت و بندگی کرد.

حوزه نیوز به همین مناسبت بخشی از اعمال نخستین شب ماه مبارک  رمضان را برای بهره مندی مومنین از آن در این بخش منعکس می کند.

هلال  ماه را در آسمان طلب  کند وحتی بعضى  از علما استهلال اين ماه را واجب دانسته‏اند.

چون فردی  هلال را رویت کرد  اشاره به آن  نکند بلکه رو به قبله کند و دستها را به آسمان بلند کند و خطاب کند هلال را و بگويد: رَبِّي وَ رَبُّکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَة وَ الْإِسْلَامِ وَ الْمُسَارَعَةِ إِلَى مَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى اللَّهُمَّ بَارِکْ لَنَا فِي شَهْرِنَا هَذَا وَ ارْزُقْنَا خَيْرَهُ وَ عَوْنَهُ وَ اصْرِفْ عَنَّا ضُرَّهُ وَ شَرَّهُ وَ بَلَاءَهُ وَ فِتْنَتَهُ‏.

دعای پیامبر هنگام رویت هلال

حضرت رسول صلى الله عليه و آله چون هلال ماه رمضان  را میدیدند، روى شريف را به جانب قبله مى‏فرمود و مى‏گفت:‏

اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِيَةِ الْمُجَلَّلَةِ وَ دِفَاعِ الْأَسْقَامِ [وَ الرِّزْقِ الْوَاسِعِ‏] وَ الْعَوْنِ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الصِّيَامِ وَ الْقِيَامِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ اللَّهُمَّ سَلِّمْنَا لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ حَتَّى يَنْقَضِيَ عَنَّا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنَّا وَ غَفَرْتَ لَنَا وَ رَحِمْتَنَا

دعای امام صادق (ع) هنگام رویت هلال

اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ وَ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ وَ سَلِّمْنَا مِنْهُ وَ سَلِّمْهُ لَنَا فِي يُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ* يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ‏

غسل شب اول ماه

 روايت شده که: هرکسی در شب اول ماه رمضان غسل کند تا ماه رمضان آينده‏ خارش بدن به او نرسد.

و سى کف آب بر سر بريزد تا ماه رمضان آينده‏ با طهارت معنوى باشد.

زيارت قبر امام حسين عليه السلام

هر که امام حسین ع را زیارت کند  گناهانش ريخته شود و ثواب حجاج و معتمرين آن سال را دريابد

دو رکعت نماز در شب‏ اول

در هر رکعت حمد و سوره انعام بخواند و و از خدا بخواهد تا او را کفایت کند  و از درد ها و  آنچه مى‏ترسد نگهداری کند.

دعای امام جواد ع بعد از نماز مغرب

اللَّهُمَّ يَا مَنْ يَمْلِکُ التَّدْبِيرَ وَ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ* يَا مَنْ يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ وَ تُجِنُّ الضَّمِيرُ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ* اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِمَّنْ نَوَى فَعَمِلَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِمَّنْ شَقِيَ فَکَسِلَ وَ لَا مِمَّنْ هُوَ عَلَى غَيْرِ عَمَلٍ يَتَّکِلُ اللَّهُمَّ صَحِّحْ أَبْدَانَنَا مِنَ الْعِلَلِ وَ أَعِنَّا عَلَى مَا افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا مِنَ الْعَمَلِ حَتَّى يَنْقَضِيَ عَنَّا شَهْرُکَ هَذَا وَ قَدْ أَدَّيْنَا مَفْرُوضَکَ فِيهِ عَلَيْنَا اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ وَ وَفِّقْنَا لِقِيَامِهِ وَ نَشِّطْنَا فِيهِ لِلصَّلَاةِ وَ لَا تَحْجُبْنَا مِنَ الْقِرَاءَةِ وَ سَهِّلْ لَنَا فِيهِ إِيتَاءَ الزَّکَاةِ اللَّهُمَّ لَا تُسَلِّطْ عَلَيْنَا وَصَباً وَ لَا تَعَباً وَ لَا سَقَماً وَ لَا عَطَباً اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا الْإِفْطَارَ مِنْ رِزْقِکَ الْحَلَالِ اللَّهُمَّ سَهِّلْ لَنَا فِيهِ مَا قَسَمْتَهُ مِنْ رِزْقِکَ وَ يَسِّرْ مَا قَدَّرْتَهُ مِنْ أَمْرِکَ وَ اجْعَلْهُ حَلَالًا طَيِّباً نَقِيّاً مِنَ الْآثَامِ خَالِصاً مِنَ الْآصَارِ وَ الْأَجْرَامِ اللَّهُمَّ لَا تُطْعِمْنَا إِلَّا طَيِّباً غَيْرَ خَبِيثٍ وَ لَا حَرَامٍ وَ اجْعَلْ رِزْقَکَ لَنَا حَلَالًا لَا يَشُوبُهُ دَنَسٌ وَ لَا أَسْقَامٌ يَا مَنْ عِلْمُهُ بِالسِّرِّ کَعِلْمِهِ بِالْأَعْلَانِ يَا مُتَفَضِّلًا عَلَى عِبَادِهِ بِالْإِحْسَانِ يَا مَنْ هُوَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ* وَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيمٌ خَبِيرٌ* أَلْهِمْنَا ذِکْرَکَ وَ جَنِّبْنَا عُسْرَکَ وَ أَنِلْنَا يُسْرَکَ وَ اهْدِنَا لِلرَّشَادِ وَ وَفِّقْنَا لِلسَّدَادِ وَ اعْصِمْنَا مِنَ الْبَلَايَا وَ صُنَّا مِنَ الْأَوْزَارِ وَ الْخَطَايَا يَا مَنْ لَا يَغْفِرُ عَظِيمَ الذُّنُوبِ غَيْرُهُ وَ لَا يَکْشِفُ السُّوءَ إِلَّا هُوَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ وَ أَکْرَمَ الْأَکْرَمِينَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ وَ اجْعَلْ صِيَامَنَا مَقْبُولًا وَ بِالْبِرِّ وَ التَّقْوَى مَوْصُولًا وَ کَذَلِکَ فَاجْعَلْ سَعْيَنَا مَشْکُوراً وَ قِيَامَنَا مَبْرُوراً وَ قُرْآنَنَا [وَ قِرَاءَتَنَا] مَرْفُوعاً وَ دُعَاءَنَا مَسْمُوعاً وَ اهْدِنَا لِلْحُسْنَى [الْحُسْنَى‏] وَ جَنِّبْنَا الْعُسْرَى وَ يَسِّرْنَا لِلْيُسْرَى وَ أَعْلِ لَنَا الدَّرَجَاتِ وَ ضَاعِفْ لَنَا الْحَسَنَاتِ وَ اقْبَلْ مِنَّا الصَّوْمَ وَ الصَّلَاةَ وَ اسْمَعْ مِنَّا الدَّعَوَاتِ وَ اغْفِرْ لَنَا الْخَطِيئَاتِ وَ تَجَاوَزْ عَنَّا السَّيِّئَاتِ وَ اجْعَلْنَا مِنَ الْعَامِلِينَ الْفَائِزِينَ وَ لَا تَجْعَلْنَا مِنَ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ حَتَّى يَنْقَضِيَ شَهْرُ رَمَضَانَ عَنَّا وَ قَدْ قَبِلْتَ فِيهِ صِيَامَنَا وَ قِيَامَنَا وَ زَکَّيْتَ فِيهِ أَعْمَالَنَا وَ غَفَرْتَ فِيهِ ذُنُوبَنَا وَ أَجْزَلْتَ فِيهِ مِنْ کُلِّ خَيْرٍ نَصِيبَنَا فَإِنَّکَ الْإِلَهُ الْمُجِيبُ وَ الرَّبُّ الْقَرِيبُ [الرَّقِيبُ‏] وَ أَنْتَ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ مُحِيطٌ

دعای دیگری از امام صادق(ع) در شب اول ماه رمضان

اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ مُنَزِّلَ الْقُرْآنِ هَذَا شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ آيَاتٍ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَ أَعِنَّا عَلَى قِيَامِهِ اللَّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنَا وَ سَلِّمْنَا فِيهِ وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِي يُسْرٍ مِنْکَ وَ مُعَافَاةٍ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ‏ وَ فِيمَا تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَکِيمِ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ مِنَ الْقَضَاءِ الَّذِي لَا يُرَدُّ وَ لَا يُبَدَّلُ أَنْ تَکْتُبَنِي مِنْ حُجَّاجِ بَيْتِکَ الْحَرَامِ الْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ الْمَشْکُورِ سَعْيُهُمْ الْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ الْمُکَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئَاتُهُمْ وَ اجْعَلْ فِيمَا تَقْضِي وَ تُقَدِّرُ أَنْ تُطِيلَ لِي فِي عُمْرِي وَ تُوَسِّعَ عَلَيَّ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلَالِ‏.

دعایی از پیامبر اسلام در شب اول ماه مبارک رمضان

اللَّهُمَّ إِنَّهُ قَدْ دَخَلَ شَهْرُ رَمَضَانَ اللَّهُمَّ رَبَّ شَهْرِ رَمَضَانَ الَّذِي أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ وَ جَعَلْتَهُ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ فَبَارِکْ لَنَا فِي شَهْرِ رَمَضَانَ وَ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ وَ صَلَوَاتِهِ وَ تَقَبَّلْهُ مِنَّا

و نيز روايت است که حضرت رسول صلى الله عليه و آله در شب اول ماه رمضان اين دعا را مى‏خواندند:

الْحَمْدُ لِلَّهِ* الَّذِي أَکْرَمَنَا بِکَ أَيُّهَا الشَّهْرُ الْمُبَارَکُ اللَّهُمَّ فَقَوِّنَا عَلَى صِيَامِنَا وَ قِيَامِنَا وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِينَ* اللَّهُمَّ أَنْتَ الْوَاحِدُ فَلَا وَلَدَ لَکَ وَ أَنْتَ الصَّمَدُ فَلَا شِبْهَ لَکَ وَ أَنْتَ الْعَزِيزُ فَلَا يُعِزُّکَ شَيْ‏ءٌ وَ أَنْتَ الْغَنِيُّ وَ أَنَا الْفَقِيرُ وَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ أَنْتَ الْغَفُورُ وَ أَنَا الْمُذْنِبُ وَ أَنْتَ الرَّحِيمُ وَ أَنَا الْمُخْطِئُ وَ أَنْتَ الْخَالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ وَ أَنْتَ الْحَيُّ وَ أَنَا الْمَيِّتُ أَسْأَلُکَ بِرَحْمَتِکَ أَنْ تَغْفِرَ لِي وَ تَرْحَمَنِي وَ تَجَاوَزَ عَنِّي إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ*

‏* اعمال روز اول ماه مبارک رمضان

غسل

غسل کردن در آب جارى و ريختن سى کف آب بر سر که باعث ايمنى از جميع دردها و بيماريها در تمام سال‏ است.

معطر کردن خود به گلاب

کفى از گلاب بر رو بزند تا از خوارى و پريشانى نجات يابد و قدرى هم بر سر خود بزند تا در آن سال از سرسام [برسام‏] ايمن شود.

نماز مخصوص این روز

دو رکعت نماز کند در رکعت اول حمد و إنا فتحنا و در رکعت دوم حمد و هر سوره که خواهد بخواند تا حق تعالى جميع بديها را در آن سال از او دور گرداند و در حفظ خدا باشد تا سال آينده‏.

دعای  بعد از طلوع فجر

اللَّهُمَّ قَدْ حَضَرَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدِ افْتَرَضْتَ عَلَيْنَا صِيَامَهُ وَ أَنْزَلْتَ فِيهِ الْقُرْآنَ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ اللَّهُمَّ أَعِنَّا عَلَى صِيَامِهِ وَ تَقَبَّلْهُ مِنَّا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْهُ لَنَا فِي يُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِيَةٍ إِنَّکَ عَلى‏ کُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِيرٌ*
 

روايات در مورد اقامتگاه امام زمان(عج)‌ چه‌مي‌گويند


اعتقاد شیعه درباره‏ امام زمان(عج) این‏ است كه آن حضرت تولد یافته و تاكنون‏ زنده و در پرده غیبت است و روزی‏ حكومت عدل را به پا خواهد كرد. هم‏اكنون‏ محل زندگی ایشان معلوم نیست، ولی در كره‏ زمین زندگی می‏كند.

 «مهدویت» یكی از مهم‌ترین آموزه‌های شیعه اثنی‌عشری است، اما عدم آسیب‌شناسی در این مورد منجر به این می‌شود كه این آموزه از اصالت و آنچه هدفش بوده است، منحرف شود.

شناسایی تمام آسیب‌های موعودگرایی، فرصتی بس فراخ‌تر از این مقال لازم دارد، بنابراین آن چرا كه در این اثنا سعی در بررسی آن داریم، تأمل در محل اقامت حضرت ولی عصر(عج) است! موضوعی كه در اذهان بسیاری از مسلمان وجود دارد، گاه افرادی این موضوع را مستمسك تحقیر و تسمخر قرار داده ـ همچون وهابیان كه با طرح این شبهه كه چگونه شیعیان امامیه داعیه حضور امام دوازدهمشان را دارند در حالی كه خبری از محل اقامت و نحوه معاش او ندارند ـ و گاه موجب شده است جریان‌هایی فكری و اجتماعی به علت خبط برخی از اندیشمندان شیعه، قائل به مكانی مشخص به نام «جزیره خضرا» شوند كه ایشان در آن جزیره‌ای كه محل و نشانی‌اش در دست نیست، حضور دارند و این ایده خرافی نیز موجب شده است كه عده‌ای این جزیره‌ موهوم را به منطقه‌ای موهم‌تر همچون مثلث برامودا تطبیق دهند!

متاسفانه در دهه اخیر، با اینكه مسجد مقدس جمكران دارای اسناد موثق تاریخی و روایی است ولی به علت اینكه غلبه احساسات در تبیین آموزه‌های الهیاتی، این مسجد مقدس از دید عوام به منزل امام زمان‌(عج) تلقی شده است.

آنچه باید میان شیعیان مورد توجه قرار گیرد؛ پاسخ و یا عدم‏پاسخ به پرسش‌هایی درباره‏ چگونگی خواب‏ و خوراك، نوع غذا و پوشاك آن حضرت و محل تأمین آن‏ها، تعداد فرزندان و همسران آن حضرت و پرسش‏هایی از این دست است كه‏ به اعتقادات شیعه مربوط نمی‏شود.

اگر انسان نسبت به این‏گونه امور، جاهل باشد و حتی‏ عقیده‏ای مخالف با آنچه كه برخی به آن معتقدند، داشته باشد، خللی در اعتقادات وی ایجاد نمی‏شود. اعتقاد شیعه درباره‏‏ امام زمان(عج) این است كه آن حضرت تولد یافته و تاكنون زنده‏ و در پرده‏ غیبت است و روزی حكومت عدل را به پا خواهد كرد.

اعتقاد به قدرت خدا، حل‏ مسائل مربوط به پرسش‏های یاد شده را برای انسان آسان‏ می‏كند، به‏طوری كه نمی‏توان از آن غافل شد. اثبات عدم‏ استبعاد، خود به تنهایی كافی است كه انسان نسبت به آن‏ها آرامش قلب گیرد.

* اقامتگاه امام مهدی(عج)

درباره‏ محل اقامت امام زمان در عصر غیبت گفت‏وگوی‏ فراوان شده است. در ابتدا ما آن گفت‏وگوها را طرح كرده و در نهایت، نظر نهایی خود را از نظر خوانندگان می‏گذرانیم. گفته‏ شده است كه:

1. آن حضرت همه ساله در مراسم حج شركت می‏كند و به‏ مشاهده مشرفّه می‏رود و بعضی از سعادتمندان در مراسم حج به‏ محضرش شرفیاب شده‏اند. (1)

2. درباره اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و بستگان و یاران‏ مخصوص(اوتاد) چندین مكان مانند: مدینه، دشت حجاز، كوه رضوی، كرعه و سرزمین‏های دوردست و . . . معین شده‏ است. (2)

3. اقامتگاه آن حضرت و فرزندان و گروهی از خواص یارانش‏ در جزیره‏ای از دریای بزرگ است. از امام هادی(ع) داستانی نقل‏ شده كه خلاصه‏اش این است: حضرت مهدی(ع) و فرزندش‏ در جزیره‏هایی بزرگ و پهناور در دریا زندگی می‏كند و عدّه‏ی‏ شیعیان آن‏جا بسیار زیاد است، فرزندان هر یك حاكم جزیرهای‏ هستند و خدا بهتر می‏داند. (3)

4. محل اقامت آن حضرت تعیین نشده و شاید مكان معینی‏ نداشته باشد و به‏طور ناشناس، بین مردم زندگی و رفت و آمد كند.

5. ممكن است محل اقامت آن حضرت، نقاط دورافتاده‏ای باشد كه عادتاً مردم به آن مكان‏ها رفت و آمد نمی‏كنند.

6. محل اقامت ایشان شهر سامره و همان سردابی است كه از آن‏جا غایب شده است. در همان‏جا زندگی می‏كند و از همان‏جا ظهور می‏كند. (4)

7. محل اقامت حضرت مهدی(ع) و فرزندان آن حضرت‏ در كشورهای وسیع و آبادی است كه پایتخت آن‏ها به نام‏های‏ ظاهره(زهراه)، رائقه، صافیه، ظلوم، عناطیس نامیده می‏شود و پنج نفر از فرزندان شایسته‏ آن جناب به نام‏های: طاهر، قاسم، ابراهیم، عبد‌الرحمن و هاشم در آن كشورها حكومت‏ می‏نمایند.

8. جزیره‏ خضرا محل زندگی امام عصر(ع) است و حضرت‏ در آن با فرزندان خود حضور دارد. جزیره با حصاری محكم‏ محاصره شده و هر كسی به آن نزدیك می‏شود به‏طور اسرارآمیزی یا از بین می‏رود یا مسیرش منحرف می‏گردد.

این نوشته بر آن نیست كه درباره‏ هر یك از موارد یاد شده‏ قضاوت دقیقی را داشته باشد، بلكه بر آن است كه این موضوع كه آیا امام زمان واقعا در جزیره‌ای به نام خضرا و یا هر اسم دیگر به صورت ثابت زندگی می‌كند یا خیر؟ آیا اصل اینكه این موضوع مهم است یا خیر؟ اما به‏طور گذرا می‏توان گفت بعضی از بندهای مذكور كاملاً مورد تأیید روایات و عقل‏ است. مثلا در مراسم حج هر سال شركت می‏كند و بعضی از سعادتمندان به دیدار وی شرفیات شده‏اند كه احوالات‏ برخی از آن‏ها در كتب مربوط به آن آمده است‌(6) در هر صورت‏ بزرگانی از علما در عرفات و منی در جست‏وجوی آن حضرت اشك‏ می‏ریزند.

اعتقاد شیعه درباره‏ امام زمان(عج) این‏ است كه آن حضرت تولد یافته و تاكنون‏ زنده و در پرده غیبت است و روزی‏ حكومت عدل را به پا خواهد كرد. هم‏اكنون‏ محل زندگی ایشان معلوم نیست، ولی در كره‏ زمین زندگی می‏كند.

اما در مورد بند ششم و هفتم باید گفت كه در هیچ روایتی گفته‏ نشده كه امام دوازدهم در سرداب زندگی می‏كند و از آن‏جا ظهور خواهد كرد و هیچ‏یك از دانشمندان معتبر شیعه، چنین مطلبی را نفرموده‏اند. و این نسبت، دروغ محض و از روی عناد صادر شده‏ است.(7) و نیز داستان كشورهای مجهول، بی‏شباهت به افسانه‏ نیست و تنها مأخذ آن،حكایتی است كه در«جنة الماوی» نقل‏ شده كه اسناد آن قابل خدشه است. (8)

* بررسی حدیثی محل اقامت حضرت ولی‌عصر (عج)

طبق بیان امیرالمومنین‌(ع) حجت‌بن الحسن‌(ع) میان مردم است، در مجالس آن‌ها به طور ناشناس حضور یافته و در مراسم حج شركت می‌كند ولی اقامت‌گاه اختصاصی آن حضرت بر مردمان هویدا نیست. ایشان در شرق و غرب جهان، به سیر و سیاحت پرداخته و حاجت نیازمندان را بر می‌آورند.
 امام حسین‌(ع) فرمودند: لا یطلع علی موضعه احد من ولی وغیره الا الذی یلی امره. (9)

هیچ كس از دوستان و غیر دوستان، از اقامت‌گاه و منزل حجت خدا اطلاع ندارد و آگاه نمی‌شود از این موضوع، مگر كسی كه خدمت‌گزار او باشد.

امام باقر (ع) نیز می‌فرمایند: ان لصاحب هدا الامر بینا بقال له: بیت الحمد، فیه سراج یزهر منذ یوم ولد الی ان یقوم بالسیف لا یطفا. (10)

برای صاحب این امر، خانه‌ای است كه به آن «بیت الحمد» گفته می‌شود و در آن خانه، چراغی هست كه از روز ولادت آن حضرت روشن گردیده و تا روزی كه بقیه‌الله، روحی له الفدا با شمشیر قیام كند، روشنایی می‌دهد.

همچنین حضرت ولی عصر در پاسخ به علی‌بن ابراهیم‌بن مهزیار اهوازی فرمود: ان ابی‌(ع) عهد الی ان لا اوطن من الارض الا اخفاها و اقصاها اسرار لامری، و تحصینا لمحلی من كید اهل الضلال و المرده من احداث الامم الضوال فنبذنی الی عالیه التلال و الرمال... . (11)

همانا پدرم، با من عهد بست كه دورترین و مخفی‌ترین نقطه روی زمین خدا را برای اقامت انتخاب كنم تا امر من پوشیده بماند و محل زندگی‌ام از حیله و كید گمراهان در امان باشد؛ این پیمان مرا به كوه‌های مرتفع و تپه‌های شن سوق داده است.

همچنین آن بزرگوار در نامه‌ای كه برای نایب اول خویش «عثمان‌بن سعید عمری اسدی» (متوفای 297 ق) و فرزندش ابوجعفر محمد‌بن عثمان عمری مرقوم فرموده‌اند، چنین می‌فرماید: . . . خداوند جانشین او را از دیده‌ها پوشیده داشت و جایگاهی را پنهان ساخت و این براساس مشیت و خواست خدا بود كه در قضای حتمی او گذاشته و در تقدیر الهی قطعیت یافته بود.

وفینا موضعه، و لنا فضله، ولو قد اذن الله عز و جل فیما قد منعه و ازال عنه ما قد جری به من حكمة لاراهم الحق ظاهرا بأحسن حلیة و أبین دلالة و أوضح علامة و لأبان عن نفسه، و قام بحجته ولكن أقدرالله عزوجل لاتغالب، وأرادته لا ترد و توفیقعه لایسبق. (12)

جایگاه وصی امام عسكری (یعنی امام زمان) در میان ماست، و فضل و لطف آن جناب برای ماست. و اگر خداوند عزل و جل اجازه دهد آنچه را كه فعلا ممنوع نموده و بردارد حكمش را از آنچه كه جریان یافته است البته حق را در بهترین و زیباترین صورت و یا روشن‌ترین برهان و واضح‌ترین نشانه آشكارا به آن نشان خواهد داد، و هر آینه خود را معرفی می‌كند و قیام به حجت خواهد كرد، لیكن قدر الهی مغلوب نمی‌گردد و اراده الهی بازگشت ندارد و وقت و زمانی را كه خداوند مقرر فرموده پیشی گرفته نخواهد شد.

* پی‏نوشت‌ها:
 1. فرج المهموم،شیخ عباس قمی،ص 258.
 2. پاسخ به ده پرسش،آیت اللّه صافی گلپایگان،ص 27؛نجم الثاقب،ص‏ 587؛العبقری الحسان،ج 2،جزء 4،ص 122؛غیبت نعمانی،ص 220.
 3. حضرت مهدی(ع) فروغ تابان ولایت،محمد محمدی اشتهاردی،ص 67.
 4. الائمة الاثنا عشر به نقل از الامام المهدی،مهدی الفقیه الایمانی،ص 404.
 5. جنة المأوی،میرزا حسین نوری،ص 217 به بعد.
 6. منتهی الآمال،شیخ عباس قمی،صص 1087-1071.
 7. پاسخ به ده پرسش،آیت اللّه صافی گلپایگان،ص 28.
 8. جنة المأوی،میرزا حسین نوری،ص 217 به بعد.
 9. منتخب الاثر، لطف الله صافی گلپایگانی، ص 253
 10. بحارالانوار؛ ج 52
 11. بحارالانوار؛ ج 52
 12. بحارالانوار ج 53

شدیدترین گناهان چیست؟

هر چند که بر اساس آیات قرآن کریم و روایات معصومین، گناهان به دو دسته صغیره (کوچک) و کبیره (بزرگ) تقسیم می شوند یعنی برخی از گناهان در مقایسه با سایر گناهان بزرگ تر و زشت تر بوده و آثار سوء بیشتری دارند؛ ولی هر گناهی از آن جهت که مخالفت و تمرد از دستورهاى پروردگار محسوب مى شود بسیار زشت و ناپسند است و هیچ گناهى از این لحاظ کوچک نیست و چنانچه کسى نافرمانى خدا را کوچک بشمارد مرتکب گناهى بس عظیم شده است .

امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) فرمودند: «أشد الذنوب ما استخف به صاحب؛ شدیدترین گناه آن است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.»

علت این امر بزرگی و عظمت مقام خداوند می باشد. برای روشن شدن موضوع، به این مسئله توجه کنید که بی ادبی یک انسان نسبت به دوستان نزدیکش و یا گوش نکردن به حرف آنها، قابل بخشش است و زشتی آن خیلی زیاد نیست. اما اگر همین کار را در مقابل یکی از اساتیدش انجام دهد، زشتی بیشتری دارد و از آن زشت تر این است که مثلاً این کار را در مقابل یک مرجع تقلید و یا شخص دیگری که احترام زیادی دارد انجام دهد. و به همین صورت هر چه مقام و احترام شخص مقابل بیشتر شود، زشتی بی ادبی و نافرمانی در برابر او هم افزایش می یابد. حال تصور کنید که اگر شخصی که نسبت به او بی احترامی می شود و از اوامر او سرپیچی می شود، کسی باشد که بزرگتر از آن است که قابل توصیف باشد و بزرگی و مقام و توانایی ها و حتی وجود همه موجودات از جانب اوست و نعمتهای بی شماری را به انسان ارزانی داشته است، زشتی این عمل چقدر افزایش می یابد.

پس با این دید، در می یابیم که در مقابل عظمت خداوند، هیچ گناهی کوچک و بی اهمیت نیست.

حضرت امام زین العابدین(علیه السلام) در مقام طلب آمرزش از خداوند، می فرمایند: « یا إلهی لو بکیت إلیک حتى تسقط أشفار عینی، و انتحبت حتى ینقطع صوتی، و قمت لک حتى تتنشر قدمای، و رکعت لک حتى ینخلع صلبی، و سجدت لک حتى تتفقأ حدقتای، و أکلت تراب الأرض طول عمری، و شربت ماء الرماد آخر دهری، و ذکرتک فی خلال ذلک حتى یکل لسانی، ثم لم أرفع طرفی إلى آفاق السماء استحیاء منک ما استوجبت بذلک محو سیئة واحدة من سیئاتی؛ اى خداى من، اگر به درگاهت بگریم تا پلکهاى چشمانم بیفتد و با آواز بلند ناله کنم تا صدایم قطع شود و در پیشگاه تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و در برابرت رکوع کنم تا استخوان پشتم از جا در آید و براى تو سجده کنم تا کاسه چشمانم بگودى رود و همه عمرم، خاک زمین بخورم و تا پایان روزگارم آب خاکستر بنوشم و در خلال این ها به ذکر تو مشغول شوم تا زبانم کند شود آنگاه به خاطر شرمندگى، چشم به اطراف آسمان بلند نکنم، با این کارها هرگز مستوجب از بین رفتن گناهى از گناهانم نمى شوم. .»

مشاهده می کنیم که سرور و سید عابدان و مناجاتیان، چه تعبیرات عجیبی را – که نشان دهنده زشتی فوق العاده گناه می باشد - برای آمرزش تنها یک گناه، به کار می برند.

رسول خدا(ص) در زمین بى گیاهى فرود آمد و به اصحابش فرمود: قدرى هیزم بیاورید: گفتند: یا رسول الله!در زمین بى گیاه آمده ایم، در اینجا هیزم نیست حضرت فرمود: هر کس هر چه پیدا کرد بیاورد،سپس آنها کم کم هیزم آوردند و در برابر آن حضرت انباشته کردند،رسول خدا (ص) فرمود:گناهان این گونه جمع میشود

امام علی (علیه السلام) فرمودند: « الذنوب کلها شدیدة و أشدها ما نبت علیه اللحم و الدم لأنه إما مرحوم و إما معذب و الجنة لا یدخلها إلا طیب؛ همه گناهان شدید و سخت است و سخت تر از همه آن گناهى است که بر آن گوشت و خون روییده شود، زیرا گناهکار یا عذاب مى شود یا مورد رحمت واقع مى گردد و تنها پاکان وارد بهشت مى شوند.» (یعنى با گوشت و خون روییده شده از گناه نمى توان وارد بهشت شد.)

در روایت پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) دیده مى شود: « لاتحقرن ذنبا ولاتصغرنه واجتنب الکبائر فان العبد اذا نظر الى ذنوبه دمعت عیناه دما وقیحا یقول الله تعالى «یوم تجد کل نفس ما عملت من خیر محضرا وما عملت من سوء تود لو ان بینها وبینه امدا بعیدا؛ هیچ گناهى را خوار و کوچک مشمار و از گناهان کبیره بپرهیز، چون در روز قیامت بنده به گناهان خود مى نگرد، از دو چشمش خون و چرک مى ریزد، خداى متعال مى فرماید: «روزى که هرکس کارهاى نیک و بد خویش را حاضر شده مى یابد و آرزو مى کند کاش میان او و آن (کارهاى بد) فاصله اى دور بود.»

امام صادق (علیه السلام)فرمود: «اتقوا المحقرات من الذنوب فإنها لا تغفر قلت و ما المحقرات قال الرجل یذنب الذنب فیقول طوبى لی لو لم یکن لی غیر ذلک؛ از گناهان کوچک شمرده شده بپرهیزید که آمرزیده نمی شوند. عرض کردم: گناهان کوچک شمرده شده چیست؟ فرمود: این است که مردى گناه کند و بگوید، خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشته باشم. »

نقل شده که رسول خدا(صلى الله علیه و آله) در زمین بى گیاهى فرود آمد و به اصحابش فرمود: قدرى هیزم بیاورید: گفتند: یا رسول الله! در زمین بى گیاه آمده ایم، در اینجا هیزم نیست حضرت فرمود: هر کس هر چه پیدا کرد بیاورد، سپس آنها کم کم هیزم آوردند و در برابر آن حضرت انباشته کردند، رسول خدا (صلى الله علیه و آله) فرمود: گناهان این گونه جمع مى شود.

سپس فرمود: «إتقوا المحقرات من الذنوب فإن لها طالبا یقول أحدکم اذنب و استغفر إن الله عز و جل یقول: سنکتب ما قدموا و آثارهم و کل شی ء أحصیناه فی إمام مبین . و قال عزوجل: إنها إن تک مثقال حبة من خردل فتکن فی صخرة أو فى السموات أو فى الأرض یات بها الله إن الله لطیف خبیر»: از گناهان کوچک (یا از گناهانى که به نظر شما کوچک شمرده مى شود) بپرهیزید، زیرا براى آنها خواهانى است که آن را پیگیرى مى کند. ممکن است کسى پیش خود بگوید: اکنون این گناه را انجام مى دهم و سپس توبه مى کنم (گویا گناه را نادیده گرفته و به حساب اعمال خویش نمى آورد) ولی خداوند عز و جل مى فرماید: «ما هر عملى که از پیش انجام داده اند و آنچه بعدها انجام مى دهند همه را بدون کم و کاست در دیوان امامت به حساب مى آوریم» (یس،۱۲). و باز مى فرماید: «اگر به اندازه دانه خشخاش عملى یا حقى در میان صخره اى یا در آسمان ها و یا در زمین پنهان باشد، خداوند همه آنها را مى آورد (و به حسابتان مى گذارد) که خدا لطیف و خبیر است» (لقمان،۱۶)

چهارچیز در چهارچیز مخفی است !

امیر المؤمنین (سلام الله علیه) فرمودند: « إن الله تبارک و تعالى أخفى أربعة فی أربعة أخفى رضاه فی طاعته فلا تستصغرن شیئا من طاعته فربما وافق رضاه و أنت لا تعلم و أخفى سخطه فی معصیته فلا تستصغرن شیئا من معصیته فربما وافق سخطه و أنت لا تعلم ...؛ خداوند چهار چیز در چهار چیز مخفى کرده است، خوشنودى خود را در اطاعتش قرار داده و چیزى را که موجب رضایت او مى گردد و شما نمى دانید کوچک نشمارید. خشم خود را در معصیت خویش پنهان کرده است پس بنا بر این چیزى را که موجب سخط او مى گردد و شما آن را نمى دانید کوچک نشمارید،... »

رسول خدا (صلى الله علیه و آله) و سلم به اباذر فرمودند: « یا أبا ذر إن الله تبارک و تعالى إذا أراد بعبد خیرا- جعل ذنوبه بین عینیه ممثلة و الإثم علیه ثقیلا وبیلا و إذا أراد بعبد شرا أنساه ذنوبه؛ اى اباذر هر گاه خداى تعالى به بنده اى اراده نیکى دارد گناه او را پیش دیدگانش مجسم می کند و گناه کردن براى او سنگین و مشکل است و هر گاه به بنده اى اراده ى بدى دارد گناهش را از خاطرش می برد. »

و فرمودند: « یا أباذر لا تنظر إلى صغر الخطیئة- و لکن انظر إلى من عصیت؛ اى ابا ذر به کوچکى گناه نگاه مکن ولی نگاه کن نافرمانى چه کسى را می کنى. »

امام رضا (علیه السلام): گناهان کوچک راه را به گناهان بزرگ را باز مى کنند، هر کس در معصیت کوچک از خداوند نترسد در معصیت هاى بزرگ هم نخواهد ترسید
و همچنین ایشان فرمودند: « إن المؤمن لیرى ذنبه کأنه تحت صخرة یخاف أن تقع علیه- و إن الکافر لیرى ذنبه کأنه ذباب مر على أنفه؛ مؤمن کیفر گناهش را می بیند گویا او زیر سنگى است که مى ترسد بر سرش فرود آید و همانا کافر گناهش را مى بیند گویا مگسى است بر بینى او می گذرد. »

گناه، ایمان را کاهش می دهد

علاوه بر زشتی ذاتی گناهان کوچک، باید به این نکته نیز توجه داشت که ارتکاب این گناهان، موجب کاهش ایمان انسان شده و قبح و زشتی گناه را در نظر انسان کاهش می دهد، در نتیجه زمینه را برای ارتکاب سایر گناهان - از جمله گناهان بزرگ- فراهم می کند. در این زمینه، به روایات زیر توجه نمائید:

و امام کاظم (علیه السلام) می فرمایند: «لا تستقلوا قلیل الذنوب فإن قلیل الذنوب یجتمع حتى یکون کثیرا ؛ گناهان اندک را کم نینگارید، که همان گناهان اندک است که جمع شده و بسیار مى گردد. »

امام رضا (علیه السلام) می فرمایند: « الصغائر من الذنوب طرق إلى الکبائر و من لم یخف الله فی القلیل لم یخفه فی الکثیر؛ گناهان کوچک راه را به گناهان بزرگ را باز مى کنند، هر کس در معصیت کوچک از خداوند نترسد در معصیت هاى بزرگ هم نخواهد ترسید. »
--------------------------------------------------------------------------------
منابع :

- اصول کافى، ترجمه مصطفوى، ج ۳، ص ۳۹۵

- صحیفه سجادیه، دعای شانزدهم

- نقطه هاى آغازدراخلاق عملى، محمد رضا مهدوی کنی، ص۱۰۹-۱۱۰

- میزان الحکمة، محمدی ری شهری، ج۴، الذنب

نکاتی از پیامبر (ص) در مورد بهداشت

رسول الله (ص) چنین فرمودند:  

1- پروردگار متعال هیچ دردی رابی درمان نیافریده است .مگر بیماری سام(مرگ) که درمان ندارد.

2- آنانکه اثری ازآبله بربدن دارند عمری طولانی خواهند گذرانید.این دسته رابه طول عمر بشارت دهید .

3- اساس هربیماری درد سرها ست .

4- تا درخود اشتها نیافته اید دست به طعام درازمکنید و همچنان که درخود اشتها را احساس می کنید دست از طعام بکشید.

5- معده ی آدمیزاد کانون همه دردهاست.

6- اساس هرمداوا گرم داشتن موضع درد وبیماریست .

7- نفس خود را به هرچه عادت داده اید وا بگذارید.

8- پروردگار متعال آن سفره را درست می دارد که درکنار آن دست زیاد باشد (( یعنی خورندگان در اطراف آن بیشتر باشند . )

9- در خوراک گرم برکت اندک است . برکت زیاد در خوراکهای سرد یافت می شود.

10- به هنگام غذاخوردن پای خودرا از کفش به درآورید زیرا پای شما آسوده خواهد ماند واین سنت ،سنت زیبا ئیست .

11- با زیر دستان غذا خوردن نوعی فروتنی است .بهشت به آنان که با زیردستان غذا می خوردند مشتاق است .

12- غذا خوردن دربازار (( یعنی درملاعام)) نوعی پستی است.

13- مؤمن همیشه به اشتهای اهل خانه ی خود غذا می خورد ولی منافق اهل خانه ی خود را محکوم اشتهای خویش می دارد.((یعنی تا خود به غذا میل نکند اجازه نمی دهد سفره پهن شود))

14- هنگامی که سفره چیده شده هرکس درهرجا نشسته ازآنچه دم دستش قرار دارد تناول کند ودست به آنسوی پیش نبرد.

15- تا همگان سیر نشده اند از غذا دست مکشید ،زیرا این عمل برای همسفره های شما مایه ی شرمساری خواهد بود.

16- برکت دروسط طعام قرار دارد بنابراین به وسط طعام دست دراز مکنید.

17- پس از غذا بلافاصله دندانهای خودرا خلال کنید ودهانتان را بوسیله ی مضمضه با آب بشوئید تا دندانهای ((انياب و ثناياي)) شما آرام گیرند.

18- از خلال استفاده کنید زیرا خلال کردن نوعی نظافت است ونظافت از ایمان است وایمان با صاحب خود ((مؤمن )) دربهشت قرارخواهد داشت .

19-طعام مردم کریم دوا و طعام مردم لئیم وفرومایه درد است .

20- با هم غذا بخورید زیرا خداوند برکت را در اجتماع نهاده است .

21- ازخوردن غذاهای گوناگون بریک سفره بپرهیزید زیرا این نوع خوراک نامبارک است .

22- آنکس که گرسنه باشد اگر گرسنگی خویش را کتمان کند ((یعنی عزت نفس نشان دهد))واز عرض حاجت بپرهیزد خداوند یک سال روزی حلال در حق وی مقرر خواهد داشت.

23- آنکس که به خدا وروز رستاخیز ایمان دارد باید مهمان خویش را محترم شمارد.

24- آنکس که کمتر می خورد حساب او به روز قیامت نیز سبکتر خواهد بود.

25- درحال ایستادن از نوشیدن بپرهیزید .

26- سلامتی درده متاع تحقق می یابد ؟؟؟ شمرده خواهد شد :1-گندم 2- جو 3- زبيب( نوعی کشمش) 4- ذرت 5- پيه 6- عسل 7- پنیر 8- گردو 9- روغن 10- خرما

27- وقتی آدمیزاد جز تجارت خوار بار تجارت دیگری نداشته باشد به طغيان و معصیت خواهد افتاد .

28- آنکس که نوعی از غذا را با امیدگران شدن وگرانتر فروختن 40روز نگه دارد.هم اواز خدا بری است وهم خداوند ازوی برائت خواهد جست .

29- آنانکه طعام مردم را احتکار می کنند سرانجام به بیماری (جذام) یعنی :نفرت مردم .و افلاس دچار خواهند شد .

30- سحر خیز باشید تا برکت آسمان ها را دریابید .

31- بهترین طعام های شما نان وبهترین میوه های شما انگوراست .

32- نان رابا کارد نبرید، آنچنان که خداوند محترمش داشته ، احترامش کنید.

33- غذای خودرابا نمک آغاز کنید.

34-آنان که پیش از غذا اندکی نمک می چشند از 330 بلا درامان خواهند بود.

35- بهترین نوشیدنی هادر دنیا و آخرت آب است .

36- وقتی تشنه شدید آنچنان آب بیاشامید که گویی آب را می مکید و هرگز آنرا لا جرعه به سر مکشید .

37-آنان که به زیاد خوردن وزیاد نوشیدن عادت کرده اند مردمی سنگدل هستند.

38- بهترین خورش ها دردنیا و آخرت گوشت وانگور است ومن نه این دو خوراک را می خورم ونه حرامش می دارم.

39- تا می توانید از گوشت گوسفند استفاده کنید.

40-گوشت مایه روئیدن گوشت است .

41- آنکس که چهل روز لب به گوشت نزند خوی اش ناخوش خواهد شد.

42- آنکس که به هنگام اضطراروضرورت از مردار و گوشت خوک وخون بپرهیزد ودنیا را وداع گوید جایش در دوزخ خواهد بود .

43- آنکس که ازمیوه ی تنها تناول کند ، زیانی نخواهد دید .

44- روغنی که از عطر بنفشه معطراست ،بکاربرید ،زیرا این روغن در زمستان گرم ودرتابستان سرد است .

45- به زنان حامله شیر بنوشانید زیرا شیر در مشاعر کودک حسن تأثیر خواهد داشت.

46 – وقتی شیر نوشیده اید ،دهانتان رابا آب بشوئید زیرا بقایای چربی آن در دهانتان خواهد ماند.

47- پنیر رابا گردو تناول کنید .

48- شیر مایعی مفید است .که استخوان ها را قوی ومغز راکامل وذهن را روشن خواهد ساخت و عارضه ی فراموشی را ازمخیر انسان بدر خواهد برد.

49-این چند خصلت مایه فراموشی است :1- پنیر خوردن 2- نیم خورده های موش ، دهان زدن 3- خوردن سیب ترش 4- میان دوزن راه رفتن 5- جسم مصلوب تماشا کردن 6- الواح قبرهارا خواندن

50- تنها چیزی که هم خوردنی است وهم نوشیدنی است ، شیراست .که هم گرسنه راسیر می کند وهم تشنه را سیراب می کند.

51- این سه عمل قلب را شادمان وجسم فربه خواهد ساخت:

1-استشمام بوی خوش 2- پوشیدن لباس نرم 3- نوشیدن عسل

52- بهترین نوشيدني هاعسل است .که به قلب نشاط می بخشید وسینه را گرم می سازد .

53-عسل مایه ایست که به قوه ی حافظه کمک می کند .

54- نخستین خوراک زنان زائو پس از وضع حمل خوبست خرمای تر یا خشک باشد .آنچنانکه خداوند متعال مریم عذرا را پس ازوضع حمل خرما خورانیده است .

55-وقتی که خرما به بازار می آید به من تهنیت گوئید و وقتی فصل خرما به سر می رسد مراتسليت دهید.

56- خداوند درختهای خرماو انار را از طينت آدم آفریده است .

57- نخله ی خرما عمه ی شماست احترامش کنید.

58- خرماراناشتا صرف کنید تا کرم های اندرون شما را نابود سازد .

59- به هنگام سحر از خرما استفاده کنید.

60-افطارتان رابا خرما آغاز کنید و اگر به خرما دسترسی ندارید ؟؟؟ آنرا باشید افطار کنید .

61-هرگز از نوشیدن عسل امتناع ندارید .

62- درمیوه های نوبر فوائدیست که آن فوائد رادرپایان فصل نمی توانید بیابید.

میوه های نوبر به بدن صحت می بخشد واندوه را از قلب می زداید .

63-انجیر دوای بیماری قولنج است .

64-خوردن به ،نور چشم را می افزاید.

65- بهار امت  من در فصل خربزه و انگور فرا می رسد .

66- خربزه میوه بهشتی است واز خوردن آن امتناع نکنید .

67- اگر خربزه رابا گاز زدن بخورید بهتراست تا آنکه با کارد قطعه قطعه اش کنید .

68- ابن عباس این روایت را از رسول اکرم آورده است که خربزه مثانه را شست وشو می دهد.

69-آب انار اندرون آدمیزاد را پاک می کند.

70- ترنج به قلب و مغز نیرو می بخشد .

71- میوه انجیر برای آنان که به بیماری بواسیر ونقرس دچارند سودمند است .

72-کدورا غنیمت بشمارید ، زیرا این سبزی را خداوند متعال برای برادرم یونس مفید شناخته که به خاطر او رویانیده است .

73- کشمش بهترین خورش هاست .

74- کرفس سبزی پیامبران است .

75- من درمیان میوه ها ، انگور و خرما را دوست میدارم .

76- کشمش صفرارا از جوشش فرو می نشاند وبلغم را می زداید و اعصاب را قوی می سازد وقلب رابه اعتدال می کشاند.

77-از کدو استفاده کنید ، زیرا این سبزی به مغز شما نیرو می دهد .

78- میوه ی عناب برای شفا ازبیماری های تب آمیز و مغزوقلب سودمند است .

79- وقتی نوح u از کدورت خاطر نالید به او وحی شد که خیار بخورد.

80- به زنان حامله خربزه بخورانید ،زیرااین میوه درزیبایی کودکشان اثری بسزا خواهد داشت .

81- گل نرگس ببوئید، روزی یکبار . اگر نشد هفته ای یکبار واگر مقدور نیست ماهی یکبار ویا سالی يك باردرعمرتان این شکوفه ی معطر را استشمام کنید زیرا عطر این گل شمارا از جذام ،جنون،برص محفوظ خواهد داشت .

82-حنا خضاب اسلام است . درد سر رابرطرف می سازد وبه نور چشم نیرو می دهد وبرقدرت بالا می افزاید .

83- از استشمام مرزنگوش غفلت نورزید .

84- آنکس که می خواهد بوی مرا بخوید گل سرخ را استشمام کند.

85- هیچ درختی را مثل درخت حنا دوست ندارم .

86- سفره های خودرا با سبزی بیارائید ،زیرا سبزی شیاطین رااز سفره ی شما خواهد راند.

87- از سبزی (سیر) تا می توانید استفاده کنید ،زیرا این سبزی دوای هفتاد درد است .

88- به شهر غریبی که رسیدید از سبزی آن شهر بخورید .

89- ازکرفس بسیار بخورید ، زیرا اگر غذایی در تقویت عقل مؤثر باشد همین کرفس است .

90-اگر در دوائی شفا نهفته باشد آن دوا (سنا) است.

91- هلیله ی سیاه از درخت بهشتی گرفته شده وشفای بیماران است .

92- درنهم یا بیست ویکم ماه حجامت کنید.

93- در شب معراج مرا و امت مرا به حجامت سفارش کرده اند.

94- از خوردن خاک مطلقاً بپرهیزید ، خاک خوری بر امت من حرام است .

95- هیچ دردی بدتر از درد چشم نیست وهیچ غصه ای با غصه ی قرض برابر نتواند بود .

96- از زکام نترسید ،زیرا این عارضه شما را از جنون محفوظ خواهد داشت .

97- برهربرگ از برگهای کاسنی قطره ای از آب بهشتی می لغزد.

98-شونيز دوای هر درد است . مگربیماری سام  که دوائی ندارد.

همه چیز درباره نهم ربیع الاول

امروزه ضمن برداشت هایی غیر مستند از واژه تبرّی، اعمالی در جامعه اسلامی اتفاق می افتد که بی شکّ مقبول امامان شیعه نیست و با سیره ی متعالی آنان در تضادّ است.در این نوشتار برآنیم تا درباره ی
•  تبرّی
• حدیث رفع القلم و نهم ربیع الاول
• شخصیت ابولولو
• مجالس مربوط به نهم ربیع
• لزوم اتحاد و برادری
و ... مطالبی را یادآور شویم.
امیدواریم که از سیره حق خارج نشویم. 

تبرّي يعني ؟

« تبری به دوری و جدا شدن از چیزی گفته می شود که در نزدیک شدن به آن کراهت است. »
و « ‌‌ ابراز برائت خداوند از کافران به معنای دور ساختن آن ها از رحمتش می باشد.  »

چرا تبري ؟

اگر تبري از دشمنان خدا وجود نداشته باشد، مرزهاي دوستي و دشمني به هم مي‌ريزد و حق و باطل در هم مي‌آميزد . اگر ظالم، مطرود نگردد، اگر گمراهي نكوهيده نشود، اگر بد كاران مورد عداوت قرار نگيرند، تباهي نهادينه مي‌شود؛ فساد مقبول مي‌گردد و تبه كاران بي‌پروا مي‌شوند.

برائت يعني؛ حق و ديگر هيچ، برائت يعني دشمني با دشمنان خدا.
 تبري نجستن از دشمنان، عامل هم‌گرايي، تقليد، تشبه و هضم شدن در فرهنگ دشمن مي‌شود.
مرزهاي اعتقادي را بايد توان‌مند‌تر از مرزهاي جغرافيايي، پاس داشت.
در اين باره، آيات و روايات فراواني وارد شده است هم چون: جامعه‌اي نخواهي يافت كه به خدا و روز رستاخيز ايمان داشته باشد و با دشمنان خدا و رسول، دوستي كنند.  بي‌ترديد چنين كساني تبري قلبي ندارند.

امام رضا ( عليه السلام ) مي فرمايند : 

 کمال و نهایت دین در ولایت ما و برائت از دشمنان ماست. 
ديگر اينكه شخصي به امام صادق علیه السلام عرضه داشت : همانا شخصی است که محبت شما را در دل دارد اما در برائت از دشمنان شما ضعیف است.
 امام صادق علیه السلام در پاسخ فرمودند: دروغ میگوید کسی که گمان می کند دوستدار ماست اما از دشمنان ما برائت نمی جوید.

تبرّي ، بدون شناخت ؟!

تبرّي دو مرحله دارد :
1- شناخت حق و باطل
2- دوری جستن و فاصله گرفتن از باطل
وقتی حارث بن حوط در جنگ به علی ( علیه السلام ) می گوید: از نظر من طلحه و زبیر و عایشه بر حق هستن.
حضرت علی ( علیه السلام ) می فرماید: ای حارث به راستی تو حق را نشناختی تا بتوانی اهلش را بشناسی و همین طور باطل را نشناختی تا اهلش را بشناسی  » 
شيوه هاي تبري

الف) قلبي
 قلب انسان كانون تمايلات، مهرورزي‌ها و كينه‌توزي‌ها و محل بروز گرايش‌هاست؛ از اين رو تبري قلبي نقشي سرنوشت ساز در زندگي انسان‌ها دارد. بايد به دشمنان خداوند متعال دل نبست و از آنان نفرت داشت بايد به دشمنان اولياي خداوند مهر نورزيد و از آنان در دل بغض داشت .

ب) زباني
بايد با زبان از دشمنان خداوند و از دشمنان اولياي او تبري جست. البته نه با فحش و ركيك گويي و ياوه پردازي كه دين ما با هرزه گويي و هرزه گرايي سر ستيز دارد.
قرآن كريم مي‌گويد: معبودهاي مشركان را دشنام نگوييد، چون ممكن است كه آن‌ها هم از روي جهل، خدا را كه معبود شماست، دشنام گويند. گفته‌اند كه مسلمانان بت‌هاي مشركان را دشنام مي‌دادند، خدا آنان را از اين كار نهي كرد؛ مبادا كه آن‌ها خدا را از روي جهالت، ناسزا گويند. 
دشنام در اثر نبودن منطق و در اثر زبوني است؛ پس لازم است افراد، تا آن جا كه مي‌توانند، طرف مقابل خود را با منطقي شايسته و بياني استوار، قانع سازند.

ج) عملي
ما بايد هم در دل و هم در زبان و هم در عمل، تبري داشته باشيم .
تبري در عمل جلوه‌هاي گوناگوني دارد:
يكي از ‌آن‌ها نداشتن تشبه به كفار است. اين كه تشبه به كفار را ناروا دانسته‌اند، براي تبري عملي و حفظ هويت ديني است. سيد كاظم يزدي(ره) زماني كه فرهنگ غرب هجوم آورده‌ بود، كلاه ايتاليايي را حرام كرد.

اميرالمؤمنين(عليه‌السلام) درباره تشبه، جمله زيبايي دارند كه بسيار درس آموز است. حضرت مي‌فرمايند: اگر شما بردبار نيستيد، خود را شبيه بردباران سازيد. شيوه بردباران را پيشه كنيد. و بعد فرمودند: اندك است كسي كه به جامعه‌اي شباهت پيدا كند، مگر اين كه به زودي از آنان مي‌شود.
يكي ديگر از نمونه‌هاي عملي نداشتن تبري است. نجس دانستن مشركان از ديگر تبلور‌هاي برائت عملي است.
مجاز نبودن ازدواج با آنان نيز اين مرز جدايي را مستحكم‌تر مي‌كند.
مباح نبودن ذبيحه آنان، علاوه بر پاسداري از مرزهاي اعتقادي، از توان اقتصادي آنان مي‌كاهد.
دو گزارش از خسارت هايي كه نتيجه جهالت ها است 

قبل از پرداختن به حديث معروف رفع القلم ، لازم است دو جريان را براي شما عزيزان نقل كنيم، تا هدف نويسندگان اين مقاله كمي روشن شود .

حقيقت اين است كه ما فقط و فقط به خاطر خشنودي دل فاطمه زهرا (سلام ا... عليها) اقدام به تهيه اين مقاله كرديم و دليل پرداختن به اين موضوع هم زيان هايي است كه از روي جهالت به مكتب اسلام وارد شده است و موجب مي شود بعضي از دوستداران فاطمه زهرا (سلام ا... عليها ) در ديگر كشور ها يا در نقاطي كه اكثريت با اهل سنت است ، سختي هاي فراوان را تحمل كنند . 
گزارش اول :

شما عمرکشون کنید ماهم ...

آیت الله مظاهری می فرماید: « من کفایه و مکاسب را پیش  آیت الله مرعشی گذراندم. یک روز ایشان تعریف می کردند:

پدرم از علمای نجف بود. شاگردی سنی مذهب داشت. بالاخره این شاگرد پس از اتمام درسش به محل سکونتش برگشت. او اهل کرمانشاه بود. بعدها که پدرم عازم ایران بود در کرمانشاه توقف کرد. پدرم گفت: قافله ما غروب رسید کرمانشاه. وحشت کرده بودم، چون آن زمان وضع کرمانشاه و کردستان روی قاعده شیعه و سنی گری خیلی بد بود. اتفاقا آن شاگرد سنی را دیدم. مرا با خود به خانه اش برد. خیلی هم پذیرایی کرد. آخر شب بهم گفت: آقا ما جلسه ای داریم شما هم بیایید برویم. پدر می گوید: مرا بردند آن جلسه. دیدم آن سیبیل گنده ها دارند می آیند. تعجب کردم چه خبراست؟ ترسیده بودم. یک وقت دیدم یک جوانی زیر غل و زنجیر آوردند. یک سفره چرمی هم پهن کردند، اورا نشاندند روی سفره، یک کسی با یک ضربت گردن آن جوان  را زد. غل و زنجیر را باز کردند، او هی دست وپا می زد، آن ها هم قاه قاه می خندیدند.

پدرم گفت: من بیهوش شدم. کم کم مرا بهوش آوردند. گمان کرده بودند منم شیعه هستم و می خواستند مرا نیز بکشند. شاگردم بهشان گفت: نه بابا ایشان استاد من است، ایشان از آن سنی های داغ است.
بالاخره مرا نجات داد. در خانه بهم گفت: اقا من سنی ام اما مرید شما هستم. نمی خواستم ناراحتتان کنم. اما شما را بردم آنجا تا یک پیام به علمای نجف بدهید و آن اینکه شما عمرکشون راه بیندازید ما هم اینجور می کنیم. ما رسممان این است، یک شیعه را یک جا پیدا کنیم زندانی اش می کنیم تا شب چهارشنبه. در آن شب جمع می شویم برای رضایت خدا، قربة الی الله آن شیعه را می آوریم و این بلا را که دیدی به سرش می آوریم.
گزارش دوم :

بی بصیرتی ما، کشته شدن دیگران

گاهی افراد بدون توجه به شرایط کنونی محیط خود و دیگران بی پروا شروع به لعن کردن می کنند. اینگونه رفتارهای عوامانه باعث به خطر افتادن جان بسیاری از افراد شده است. داستان زیر فقط یک نمونه از آن ها را بیان می کند.
سال 1328 هـ .ق، به روایت  مجله « درة النجف »
عرض حال یکی از پیشوایان جعفری مذهبان بخارا به مقام منیع ریاست روحانی اسلام در نجف اشرف ( سلام الله علی من دفن فیها )

بسم الله الرحمن الرحیم
« به عرض حضور مبارک حجت الاسلام و المسلمین آیت الله فی العالمین (متعنا الله بطول بقائه ) می رساند:
... لابد اخبارات اینجانب به سمع مبارک رسیده است که اهل عامه ( اهل سنت ) حکم به کفر و امر به قتل و غارت ما دادند، طائفه مردان و زنان و اطفال صغار را کشتند، حتی زن حامله را در میان عام شکمش را دریده و جنین هشت ماهه را بیرون آورده و پاره پاره نموده اند بعضی از دخترها را به کنیزی بردند. و دکاکین و خانه های ما را غارت نمودند، در میان کوچه و بازار دشنام دادند و تهمت ها بستند،الی الان هم فارق از بلیه نیستیم، بعد از این هم معلوم نیست که حال ما چگونه خواهد شد، سبب این گونه صدمات به ما از بی تقیه گی مصنفان و مولفان و نویسندگان چاپ خانه ها می باشد. توقع از ارباب نوع، این که امر بفرمایند تا لعن و طعنه را از کتب بردارند و بعد چیزی که باعث بر این گونه صدمات و ابتلائات می شود، ننویسند. »
ضمنا بايد توجه كرد  كه اين حوادث در زماني رخ داده است كه خطر فتنه گری و لجن پراکنی رسانه های جمعی تحت تسخیر غرب و وارثان خاندان امیّه عربستان وجود نداشته! و فقط خبر برگزاري چنين جلساتي انتقال مي يافته است .

9 ربیع یا 26 ذی الحجة؟

بسیاری از بزرگان شیعه براین اتفاق نظر دارند که تاریخ قتل خلیفه دوم 26 یا 29 ذی الحجة سال 23 هـ .ق است.
شیخ مفید در کتاب « مسار الشیعه » آورده است:

« در روز بیست و ششم ذی الحجة سال 23 هجری عمر بن خطاب مجروح گردید و در بیست ونهم ماه درگذشت . »
هم چنین ابن ادريس حلي در كتاب معروفي به نام سرائر  آورده است:
« باید دانست که قتل خلیفه دوم در 26 ذی الحجة سال 23 هـ .ق واقع شده است و این مطلبی است که صاحبان کتاب های « قره »، « معجم »، « طبقات »، « مسار الشیعه »، و سید بن طاووس بر آن تصریح نموده اند بلکه اجماع شیعه و اهل تسنن نیز براین است . »

سيد بن طاووس در كتاب اقبال الاعمال نوشته است : در رابطه با روز نهم ربيع الاول ، روايتي عظيم الشان نقل شده است و برخي از برادران امامي غير عربما در اين روز بسيار اظهار خوشحالي نموده و قائلند كه اين روز ، روز هلاكت شخصي است كه به خدا و رسول ( صلي ا... عليه و اله ) اهانت كرده و دشمني مي ورزيد ؛
 ولي من با وجود تفحص در كتب ، تاكنون روايتي موافق با اين روايت نيافته ام .

حديث رفع القلم

تاریخ 9 ربیع برای قتل خلیفه دوم، از حدیث مشهور رفع القلم سرچشمه می گیرد.
در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله علیه نقل فرموده اند ذکر می کنیم:

" روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادی گفته اند که روزی ما در باب قتل  ابن خطاب منازعه کردیم و رفتیم در شهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از اصحاب امام هادي (عليه السلام)  بود . وقتی درب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیه ای بیرون آمد سراغ احمد را از او گرفتیم. گفت: او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود.

 گفتم: سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست : عید فطر -اضحی-غدیر و جمعه.
دختر گفت : احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عید است و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب می آید. ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم ... گفت: الان از غسل عید فارغ شدم.
گفتیم: مگر امروز عید است؟
گفت: بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و
چنین گفت: روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام هادي (عليه السلام) مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شما به نزد من آمده اید...دیدیم آن حضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته
است. و به دست مبارک خود عود در آن مجمره می اندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و بر غلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده. عرض کردیم: یابن رسول الله آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروز شادمانی تازه رخ داده است ؟

حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیم تر است؟ به درستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمت جدم حضرت رسول خدا رسید.

حذیفه گفت: حضرت علی و حسنین علیهم السلام را دیدم که با حضرت رسول غذا میل می فرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم می نمود و به حسنین علیهم السلام میفرمود:
بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی که این روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن شما را هلاک میفرماید ودر این روز دعای مادر شما را مستجاب میگرداند.
بخورید! که این روز روزی ایست که حق تعالی در این روز اعمال محبان و شیعیان شما را قبول میفرماید.
بخورید! که این روز ظاهر میشود درستي گفته خدا که میفرماید: " فَتِلکَ بُیوتُهُم خاوِیَهٌ بِما ظَلَمُوا ". [ این است خانه های ایشان که خالی گردیده به سبب ستمهایشان ]
بخورید! که این روزی است که که در این روز شوکت دشمنان جد شما و یاری کننده دشمن شما شکسته میشود…
حذیفه گفت که من عرض کردم: یا رسول الله آیا در میان امت تو کسی خواهد بود که این حرمتها و قداستها را بشکند.
حضرت فرمود: ای حذیفه بتی از منافقان بر ایشان سر کرده خواهد شد و در میان ایشان ادعای ریاست خواهد کرد و مردم را به سوی خود دعوت خواهد کرد و تازیانه ظلم و ستم را بر دوش خود کشیده و مردم را از راه خدا منع خواهد کرد. کتاب خدا را تحریف خواهد نمود. سنت مرا تغییر خواهد داد و میراث فرزند مرا متصرف خواهد شد ، خود را پیشواي مردم خواهد خواند. بر وصی من علی بن ابیطالب علیه السلام امتیاز طلبی خواهد کرد و اموال خدا را به ناحق بر خود حلال و در غیر طاعت خدا صرف خواهد کرد و من و برادر من و وزیر من علی علیه السلام را به دروغ گویی متهم و دختر مرا از حق خود محروم خواهد کرد. پس دخترم او را نفرین خواهد کرد و حق تعالی نفرین او را در این روز مستجاب خواهد نمود.

حذیفه عرض کرد: یا رسول الله چرا دعا نمیکنید حق تعالی او را در حیات شما هلاک گرداند؟ حضرت فرمود: ای حذیفه دوست ندارم جرات کنم بر قضای خدا و از اوتغییر امری را طلب نمایم که در علم او گذشته است. ولیکن از حق تعالی استدعا نمودم فضیلت دهد از سائر روزها آن روزی را که در آن روز او به جهنم می رود تا آن که احترام آن روز در میان دوستان و شیعیان اهل بیت من سنت گردد پس حق تعالی وحی کرد به سوی من که:

ای محمد در علم سابق من گذشته است که دچار آید تو و اهل بیت تو را محنت های دنیا و بلاها و ستمهای منافقان و غضب کنندگان از بندگان من. آن منافقانی که تو برای آنها خیرخواهی کردی ولی به تو خیانت کردند. تو به ایشان راستی کردی و آنها با تو مکر کردند. تو با آنها صاف بودی و آنها دشمنی تو را به دل گرفتند و تو خشنودشان ساختی ولی تو را تکذیب کردند و تو آنها را برگزیدی ولی تو را در گرفتاری ها تنها گذاشتند و سوگند یاد میکنم به حول و قوه و پادشاهی خود که البته به روی کسی که غصب کند حق علی عليه السلام  را که وصی توست بعد از تو هزار درب از پست ترین طبقه های جهنم را بگشایم که آن را فیلوق می گویند و او و اصحاب او را در قعر جهنم جای دهم
به درستی امر کرده ام ملائکه هفت آسمان خود را که برای شیعیان و محبان دین شما عید بگرداند در اين روز ... و امر کرده ام ملائکه نویسندگان اعمال را تا سه روز قلم از جرائم مردم بردارند و ننویسند گناهان ایشان را برای احترام کرامت تو و وصی تو.
ای محمد! این روز را عید گردانیدم برای تو و اهل بیت تو و برای هر که تابع ایشان است از مومنان و شیعیان و سوگند یاد میکنم به عزت جلال علو منزلت و مکان خود کسی که این روز را عید کند از برای من. ثواب آنها که دور عرش احاطه کرده اند به او عطا کنم...
حذیفه گفت: پس رسول خدا برخواست و به خانه ام سلمه رفت و من برگشتم ... تا آنکه بعداز رسول خدا دیدم که چه فتنه ها برانگیخت....پس حق تعالی دعای دختر پیغمبر خود را در حق آن منافق مستجاب گردانید و قتل او را بر دست کشنده او  جاری ساخت. من به خدمت حضرت امیرالمومنین رسیدم تا آن حضرت را تهنیت و مبارک باد گویم که آن منافق کشته شد و به عذاب حقتعالی واصل گردید. چون حضرت مرا دید فرمود: ای حدیفه: آیا به یاد داری آن روزی را که آمدی به نزد سید من رسول خدا من و دو سبط او حسنین علیهم السلام نزد او بودیم و با او غذا میخوردیم ایشان تو را بر فضیلت این روز آگاه ساخت. عرض کردم: بلی ای برادر رسول خدا.
حضرت فرمود: به خدا سوگند این روز روزی است که حقتعالی در آن دیده آل رسول را روشن گردانید و من برای این روز هفتاد و دونام میدانم. حذیفه عرض کرد: یا امیرالمومنین! میخواهم این نام ها را از شما بشنوم.
حضرت فرمود: روز غدير ثاني است ، روز عافيت است ، روز بركت است ، روز عيد الله الاكبر است ، روز مستجاب شدن دعا است ، روز موقف اعظم است ، روز توبه است ، روز فطر دوم است ، روز عيد اهل بيت است،  اين روز روز استراحت مؤمنان است ، روز زايل شدن كرب و غم است  ...
حذیفه گوید: سپس از خدمت امیرالمومنین برخواستم.
پس محمد و یحیی [راویان این حدیث] گفتند: چون این حدیث را از احمد بن اسحاق شنیدیم هر یک برخواستیم و سر او را بوسیدیم و گفتیم: حمد و شکر میکنیم خداوندی را که برانگیخت تو را از برای ما تا فضیلت این روز را به ما برسانی پس به خانه های خود برگشتیم و این روز را عید گرفتیم.

حديث رفع القلم بهانه اي براي گناه

در بخشی از این حدیث آمده که خداوند در این روز هیچ گناهی را برای بندگان ثبت نمی کند، و شیعیان برای انجام هر گناهی دستشان باز است.
وقتی ما به بررسی منبع حدیث و هم چنین راویان و اسناد روایت آن حدیث پرداختیم، دریافتیم که نام بسیاری از راویان در کتب حدیثی ذکر نشده است و افراد قابل اعتمادی نیستند.
از طرفی متن خود روایت با آیات قرآن تناقض آشکاری دارد.

مثلا در ابتدای حدیث آمده است:

« و أَمَرتُ الکِرامَ الکاتبین أن یَرفعوا القلمَ عن الخلقِ کلّهم ثلاثة أیامٍ من ذلک الیوم و لاأَکتبُ علیهم شیئاً من خطایاهم کرامة لک و لوصیک . { به فرشتگان نویسنده ی اعمال، دستور دادم به مدت سه روز قلم را از همه ی مردم بردارند و چیزی از گناهان آنان را ننویسند..
اشکالات وارد بر حدیث:

1- مخالفت با قوانین و سنن الهی
خداوند در سوره زلزال می فرماید: « فمن یعمل مثقال ذرة خیراً یره و من یعمل مثقال ذرة شراً یره   { پس هرکس به اندازه ی ذره ای خوبی کند آن را خواهد دید و هرکس به اندازه ی ذره ای شر انجام دهد آنرا می بیند.} » 

2- تناقض با دیگر سخنان أئمه
در حالیکه آن بزرگواران در دیگر سخنانشان این طور می فرمایند: « ما من نکبةٍ تصیب العبد الا بذنب. { هیچ زشتی به بنده نمی رسد مگر به خاطر گناه.} »

و یا اینکه می فرمایند: « لاتنال ولایتنا الا بالعمل و الورع. { به ولایت ما نتوان رسید جز با اعمال نیک و پرهیزکاری و دوری از گناه.}  »

3- اختلاف های زیادی بین نقل های مختلف این روایت وجود دارد از جمله اینکه اسحاق در کتاب « مختصر » به نقل روایت امام هادی ( علیه السلام ) می پردازد ولی در کتاب « انوار نعمانیه » آن را از امام حسن عسکری ( علیه السلام ) روایت می کند.

اگر این حرف هم روایت بود ...

طي استفتايي كه از آيت ا... مكارم شيرازي شده است ايشان سند اين حديث را غير قابل قبول خواندند  .
در مورد حدیث رفع القلم که ذیلا به آن اشاره مى شود:

«وَ اَمَرْتُ الْکِرامَ الْکاتِبینَ اَنْ یَرْفَعُوا الْقَلَمَ عَنِ الْخَلْقِ کُلِّهِمْ ثَلاثَةَ اَیّام مِنْ ذلِکَ الْیَوْمِ، وَ لا اَکْتُبُ عَلَیْهِمْ شَیْئَاً مِنْ خَطا یا هُمْ کَرامَةً لَکَ وَ لِوَصِیِّکَ»

شما در بخش گناهان اعلام کرده اید که از لحاظ سند مشکل دارد میخواستم در خواست کنم در صورت امکان بیشتر و با مدارک توضیح بفرمایید چون متاسفانه بعضی از دوستان اینجانب به شدت درگیر این ماجرا هستند و معتقد به آن !
 این مسأله از واضحات است که هر حدیثی بر خلاف قرآن باشد غیر قابل قبول است بنابراین اگر حدیثی اجازه ارتکاب گناهان را بدهد باید آن را کنار انداخت خود امامان این دستور را به ما داده اند.

شخصیت ابولولو

داستان هایی خرافی در مورد این شخصیت نقل می کنند. از جمله:

« ابولولو به حضرت علی ( علیه السلام ) می گوید: می خواهم خلیفه را بکشم و حضرت او را تشویق می کنند. او نیز این کار را می کند و خلیفه را در آسیاب می کشد و همانجا می گذارد و به حضرت پناهنده می شود. حضرت او را مخفی می کنند سپس از سکویی که روی آن نشسته بودند بر سکویی دیگر می نشینند وقتی ماموران می آیند و در مورد ابولولو از حضرت سوال می کنند؛ حضرت می فرمایند: من از وقتی روی این سکو نشسته ام او را ندیدم »
در همان شب علی ( علیه السلام ) ابولولو را سوار بر اسب به کاشان می فرستد و نامه ای را به او می دهد تا آن را به رئیس شهر کاشان بدهد و در نامه می نویسند: که هنگامیکه نامه من به تو رسید دخترت را به عقد ابولولو درآور ...
آن دختر به نام صفیه در همان شب از ابولولو آبستن می شود و صبح آن شب بچه ای یک ساله به دنیا می آورد. بدین ترتیب وقتی ماموران خلیفه به کاشان می رسند به او شک نمی کنند و فکر می کنند که او یک ابولولویِ دیگری است. »
واضح است که اینگونه داستان ها کار دشمن است. تا اسلام را دینی خرافی جلوه دهد.
و اگر به سند بعضي از اين داستان ها مراجعه شود خواهيم ديد كه ساخته شده چند قرن اخير هستند .

آیا او پیرو علی بود؟

به دو دلیل می گویند ابولولو شیعه بوده است:
1- حدیث رفع القلم: می گویند چون در این روایت با عبارت « رحمة الله علی قاتله » برای وی طلب رحمت شده است پس او شیعه است.
همانطور که ذکر شد این حدیث از جهت سند و متن روایت صحیح نمی باشد. پس این دلیل پذیرفته نیست.
2- استناد به دو حدیثی که در دو کتاب « الهدایة الکبری » و « مشارق انوار الیقین » از قول امام علی ( علیه السلام ) نقل شده است.
متن حدیث: ( خطاب به عمر بن خطاب ) تو را می بینم که در دنیا به جراحت ابن عبدأمّ معمّر ( ابولولو ) به جهت ظلمی که بر او نموده بودی کشته می شوی پس او توفیق کشتن تو را پیدا می کند و به خدا قسم بر خلاف میل تو داخل بهشت می شود. »
دراین باره باید گفت: نویسنده ی کتاب اول شخصی است به نام « حسین بن حمدان خصیبی جنبلانی ( 358 هـ .ق ) است. اکثر قریب به اتفاق دانشمندان علم رجال شیعه این شخص را فاسد و غیر معتبر معرفی کردند و حتی اگر روایات او صحیح السند باشد به او اعتماد نمی کنند.
نویسنده کتاب دوم نیز معروف به غلوّ و  بزرگنمایی است و تقریبا تمامی شیعیان بعد از او، کتابش را قبول ندارند.

 نهم ربیع، مرگ کدام عمر؟ كاشان قبر كيست ؟

به اعتقاد برخی از محققان آن چه موجب شده روز نهم ربیع به روز کشته شدن عمر بن خطاب مشهور شود قتل عمر بن سعد فرمانده ظالم لشکر یزید در این روز به دست مختار ثقفی بوده است، که به خاطرشباهت نام ها بعدها مردم به اشتباه افتادند.

نکته ی قابل توجه آن است که قتل خلیفه ی دوم در ماه ذی حجّة(بنا به قول شیخ اعظم مفید در مسار الشیعه) بوده و ارتباطی با تاریخ نهم ربیع ندارد... افزون بر آن همگی منابع بر این تصریح دارند که ابولؤلؤ پس از کشتن چند نفر در مسجد النبی (ص) خودزنی کرده و کشته شده است. بنابر این نباید آمدن او به کاشان یا نقطه ای دیگر وجهی داشته باشد.بنابر اين مصادر نبايد آمدن او به كاشان يا نقطه اي ديگر وجهي داشته باشد .   قاضی نور الله شوشتری (رحمة الله علیه) در کتاب مصائب النواصب ج 2 ، ص 342 ( در ردّ بر كتابي که شخصي سني مذهب بر ضد شیعه مي نويسد و به مسئله‌ی مراسم نهم ربیع می پردازد) می‌نویسد که این کار مورد تأیید علما نبوده و در زمان ما این عمل در کاشان متروک شده است .

آيا لعن در مجلس خصوصي هم اشكال دارد ؟

حال نبايد گفت که مگر لعن بین دو نفر هم ایراد دارد؟! و آيا لعن در مجلس خصوصي هم ايراد دارد ؟!
در این دهکه‌ی جهانی چه کسی به ما تضمین می دهد که با اين وسائل گسترده‌ي ارتباطی ، گفته‌اي و یا قطعه‌ي فیلمی ولو با نیت خیر به بیرون نشر پیدا نکند.
وقتی خصوصی ترین مسائل اشخاص بزرگ در قالب کلیپ صوتی و تصویری در اینترنت منتشر می شود دیگر پخش این گونه مسائل به آسانی امكانم پذير است  و تنها كسي مي تواند اين خطر را حس نكند كه از عصر ارتباطات هيچ نداند !
علاوه بر اين اگر کسی انکار کند بی موالاتی ما در تبری آشکار موجب ریختن خون شیعیان و آزار ديدن آن ها در دیگر مناطق نمی شود باید تجدید نظری در اطلاعات خود پیرامون مسائل منطقه خصوصاً شیعیان جهان بکند.
ما دشنام نمی دهیم
امام رضا ( علیه السلام ) احادیثی را که نسبت به دشمنان اهل بیت ( علیهم السلام ) صریحاً دشنام داده اند، ساخته و پرداخته ی مخالفانشان می دانند

« ... ای ابن ابی محمود! محالفین ما سه نوع خبر در فضائل ما جعل کرده اند:
1- غلو
2-  کوتاهی در حق ما
3- تصریح به بد ی های دشمنان ما و دشنام به آن ها
وقتی مردم اخبار غلو آن دسته را می شنوند، ما را تکفیر می کنند و می گویند: شیعه قائل به ربوبیّت ائمه خود می باشد. و وقتی کوتاهی در حق ما را می شنوند، به آن معتقد می شوند. و وقتی بدی های دشمنان ما و دشنام به ایشان را می شنوند ما را دشنام می دهند. حال آنکه خداوند می فرماید: « لا تسبّوا الذین یدعون من دون الله فیسبوا الله عدواً بغیر علم { به کسانی که غیر از خدا را می پرستند دشنام ندهید زیرا که آن ها در عوض به خدا دشنام می دهند آن هم بی اندازه و جاهلانه }  »

ای ابی محمود! وقتی مردم به چپ و راست می روند تو ملازم طریقه ی ما باش، زیرا هرکس با ما همراه باشد، ما با او همراه خواهیم بود، و هرکس از ما جدا شود ما نیز از او جدا خواهیم شد ... .  »

صاحب تفسیر اطیب البیان ذیل همین آیه ( لاتسبّوا ... ) می گوید: سبّ اعداء دین، اگر موجب سبّ آن ها به مقدسات دین شود، حرام است و این باعث شود ما در گناه آن ها شریک شویم.

لعن با چه نيتي ؟

امام صادق علیه السلام خطاب به عبد الاعلی  می گوید : پذیرش ولایت ما فقط به تصدیق و قبول نیست بلکه از شرایط ولایت ما پنهان سازی و نگهداری آن از نااهلان است، به دوستان ما سلام برسان و بگو : خدایش رحمت دهد آن بنده ای را که محبت مردم (مخالفین) را جلب کند...

سپس فرمود : به خدا هزینه ی کسی به جنگ ما برخاسته از کسی که آن چه را ما نمي خواهيم  از قول ما بگوید بيشتر نیست .

ما واقعاً باید از خودمان بپرسیم چرا ما لعن می کنیم؟!آیا برای بغض و کینه ی شخصی است یا نه به دستور ائمه ی معصومین و به خاطر خدا؟

اگر به خاطر کینه ی شخصی و هوای نفس است که هیچ ارزشی ندارد چون عملی که برای خدا نباشد هيچ ارزشي ندارد، یا نه چون می خواهیم به خدا و رسول و خاندانش اظهار ارادت و اطاعت کنیم این کار را می کنیم، اگر این طور است همین ائمه‌ی معصومین و در حال حاضر فقیه جامع الشرایط که مشروعیت از امام عصر(ع) و مقبولیت از مردم می گیرد، مصلحت را تشخیص داده که کسی حق ندارد به مقدسات اهل سنت توهین كند حتي در جمع های خصوصی چند نفره چه برسد به ایام نهم ربیع و ..

جاهل مقدس و عالم بی تقوا

در طول تاریخ اسلام همواره دو گروه بودند که خسارت های جدی به اسلام وارد کرده اند ...
امام صادق ( علیه السلام ) دراین باره می فرمایند: دو گروه کمر مرا شکستند؛ یکی فرد جاهل مقدس نما که با جهلش باعث می شود مردم به دین عمل نکنند و دیگری عالم بی تقوا که بی تقوایی اش مردم را از هر چه علم است بی زار می کند.  »

ما نیز باید با بصیرت کامل تبرّی بجوییم.

سلام، در برابر دشنام 

امام صادق ( علیه السلام ) به یکی از یاران می فرماید:
« شنیده ام اگر کسی پیش رویت به علی ( علیه السلام ) دشنام گوید و تو قدرت داشته باشی با او برخورد شدیدی می کنی؟
او گفت: آری فدایت شوم. من و خانواده ام این گونه ایم. امام ( علیه السلام ) فرمود: این کار را نکن. به خدا قسم بارها شده که کسی به علی ( علیه السلام ) دشنام می داد در حالیکه بین من و او فقط به اندازه ی ستونی فاصله بود. ولی من خودم را پشت آن ستون پنهان می کردم و گاه نمازم که تمام می شد، از کنار او می گذشتم و به او سلام می کردم.  »  

 آنکه تقیه ندارد، دین ندارد

تقیه در تاریخ پرفراز و نشیب شیعه، نقش کلیدی داشته است. از آنجا که تشیع در جهان اسلام همیشه در اقلیت بوده چاره ای نداشته مگر اینکه به تقیه پناه ببرد تا جان و مال شیعیان را از دست غارتگران نجات داده و اصل اسلام را محافظت نماید.
از این رو رعایت تقیه را از جمله وظایف خود می داند و ترک آن را گناه نابخشودنی می داند.
علاوه براین گاهی اوقات اهل بیت نه به خاطر ترس بلکه برای مدارا و تحمل دیگران تقیه می کردند و یارانشان را به رعایت آن توصیه می نمودند. گواه براین مطلب آن است که بعضی از یاران معروف امام برای شناساندن دین به مردم که اکثریت سنی بوده اند تقیه می کردند در حالیکه مردم آنان را به تشیع می شناختند.
امام سجاد ( علیه السلام ) می فرماید: « خدا همه ی گناهان مومن را می آمرزد و در دنیا و آخرت او را از گناه پاک می کند. مگر دو گناه؛ ترک تقیه و ضایع کردن حقوق برادران ایمانی. »
« هم چنین امام صادق ( علیه السلام ) تقیه را دین خودش و پدرانش می داند و کسی را که تقیه ندارد بی دین می شمارد.  »
تاثیر این گناه نابخشودنی به اندازه ای است که شیعه را از مولای خود جدا می کند.
امام رضا ( علیه السلام ) نیز گرامی ترین مردم در زمان غیبت حضرت ولی عصر ( عجّل الله فرجه ) را، عمل کننده به تقیه دانستند و هرکس قبل از قیام حضرت حجت ( عجّل الله فرجه ) تقیه را ترک نکند از ما نیست.  »

هر راست نشايد گفت

لزومی ندارد ما هر چه را که به آن معتقدیم و می دانیم به رخ دیگران بکشیم خصوصاً زمانی که مفسده دارد "هر راست نشاید گفت" با این که معتقدیم "جز راست نباید گفت" یعنی امروز دهکده‌ی جهانی اجازه‌ی مخفی کردن اندیشه ها را نمی دهد .
 لذا بی فایده است که حقایق را از سر تقیّه انکار کنیم ضمن این که بحمدالله با نهضت مقدّس امام خمینی(ره) و سکّانداری خلف صالحش ايت ا... خامنه‌ای و اقتدار دولت امام زمان(عجل ا... فرجه ) در ایران ، دیگر حداقل در ایران اسلامی تقیه‌ی خوفی نداریم، ولی بایستی غافل نشد که ما تا قیام حضرتش مأمور به تقیه ی مداراتی (اگر خوفی نباشد) هستیم چون اگر ما در این جا احساس راحتی می‌کنیم معلوم نیست با ندانم کاریهای ما جان شیعیان مظلوم عراق و افغانستان و عربستان و دیگر کشورهای غیرشیعی به خطر نیفتد ، این جاست که به اهمیت فتوای  پیشوای حکیم و خلف صالح خمینی بزرگ ايت ا... خامنه‌ای مبنی بر ممنوعیت توهین به همسران پیامبر(ص) و اساساً هر گونه توهین به مقدّسات اهل سنت پی می بریم  و کیست که نداند امروز اظهار لعن به مقدسات آن ها در نزد اهل سنت مصداق توهین دارد؟!


در این شرایط وقت این حرف هاست؟

یکی از علمای قم، منظومه ای فقهی منتشر کرد. نسخه ای نزد آیت الله بروجردی فرستاد.
در یکی از ابیات به خلفا توهین شده بود. آیت الله بروجردی گفتند: در این شرایط وقت این حرف هاست؟ آن هم به صورت مکتوب در این اثر شیعی؟
ایشان دستور دادند که این شعر حذف شود و با هزینه ی خودشان اصلاح شود.
گوینده شهادتین مانند پیرو مذهب جعفری محترم است

استفتاء جمعی از مومنین از آیت الله وحید خراسانی

سوال: باسمه تعالی؛ ما جمعی هستیم ساکن در محلی که اهل سنت زندگی می کنند. آن ها ما را کافر می دانند. آیا ما هم می توانیم مقابله به مثل کرده و با آن ها معامله کفار کنیم؟
پاسخ: بسم الله الرحمن الرحیم
هرکس شهادت به وحدانیت خداوند متعال و رسالت خاتم الانبیاء ( صلی الله علیه و آله )، بدهد مسلمان است، و جان وعرض { آبرو } و مال او مانند جان و عرض و مال کسی که پیرو مذهب جعفری می باشد، محترم است. وظیفه شرعی شما آن است که با گوینده شهادتین هرچند شما را کافر بداند به حسن معاشرت رفتار کنید، و اگر آن ها با شما به ناحق رفتار کردند، شما از صراط مستقیم و عدل منحرف نشوید. حتی اگر کسی از آنان مریض شد به عیادت او بروید. اگر از دنیا رفت به تشییع جنازه او حاضر شوید. و اگر حاجتی به شما داشت او را برآورید و به حکم خدا تسلیم باشید که فرمود: « ولایجرمنکم شنئان قوم علی الاتعدلوا اعدلوا هو اقرب للتقوی » دشمنی با گروه دیگر وادارتان نکند که عدالت نورزید، عدالت ورزید که به تقوی نزدیک تر است. }   
و به فرمان خداوند متعال عمل کنید که فرمود: « ولاتقولوا لمن القی الیکم السلام لست مومنا [ و به کسی که اظهار اسلام می کند نگویید مسلمان نیستی.]  »
والسلام علیکم و رحمة الله.

نظر ايت ا... بهجت در رابطه با مسائل شيعه و سني

 آيت‌الله مهدي هادوي تهراني، مي فرمايد :
ايشان[ ايت الله بهجت ] در عين عشق به اهل بيت(علیهم السلام)، از حاميان تقريب مذاهب اسلامي بودند. كلامشان در اين زمينه، شبيه آيت‌الله بروجردي، قهرمان صحنه تقريب بين مذاهب بود. آن تعبير اين بود كه مي‌فرمودند:" مسائل شيعه و سني مربوط به گذشته‌هاي تاريخي است و نبايد اين مسائل، باعث اختلاف شيعه و سني شود، بلکه بايد فضايل اهل بيت و مرجعيت علمي اهل بيت (ع) را مطرح كنيم كه هميشگي و ماندگار است"

خاطره اي از مرحوم ايت ا... بهجت

بهار سال 1373، بنده و  پدرم (آقای احمد توکلی) و  آقای مهندس محمود فرشیدی وزیر آموزش و پرورش دولت نهم ، به محضر مرحوم  آیت ا...‌ بهجت مشرف شدیم. پدرم از ایشان پرسید: بنده در دانشگاه ناتینگهام انگلستان درس می‌خوانم. آنجا دانشجویان عرب که همه سنی هستند، از دانشگاه ، فضایی برای اقامه‌ی نماز جماعت خواسته‌اند و دانشگاه نیز جایی را به آنها اختصاص داده است. بنده نماز اول وقت را پشت سر آنان به جماعت می‌خوانم. آیا اعاده نماز واجب است؟
مرحوم آیت‌الله بهجت فرمودند:‌ « نه تنها اعاده نماز واجب نیست، بلکه نماز خواندن پشت سر آنها، ثوابش از شمشیر زدن در رکاب رسول خدا در صف اول جنگ احد بیشتر است ».
سپس بعد از مکثی افزودند: «اگر ما شیعیان و امامانمان اینگونه عمل نمی‌کردیم، پنج شیعه آن‌روز اکنون صدوپنچاه میلیون شیعه نبود»
این خبر، راوی‌اش خودم ـ که زهیر توکلی باشم ـ هستم و نام شاهدان آن را نیز ذکر کردم.
 
خبر دیگری باز هم از آیت ا... بهجت نقل می‌کنم که راوی‌اش حجت‌الاسلام و المسلمین مصطفی‌ نیک‌اقبال است. آقای نیک‌اقبال که از شاگردان و هم صحبتان قدیمی حضرات آیات خوشوقت و آیت‌الله امجد است و علمیت و وثوقشان مورد تایید قطعی است، در کتاب «معرفت نفس» نقل کرده‌اند که یک‌بار خطیبی بر منبر سخن را در معایب خلیفه دوم، بسط داد و شدیداً بر او تاخت. وقتی که از منبر پایین آمد، مرحوم آیت‌الله بهجت، به ایشان فرمود: "تو مطمئنی که اگر در سقیفه‌ی بنی ساعده بودی، همان کاری را که عمر کرد، نمی‌کردی؟" 
واجب است كه از ادبيات تشنج آفرين پرهيز شود

بخشهايي از بيانات آيت اله سيستاني در جمع علماي شركت كننده در كنفرانس وحدت در نجف اشرف

« به شما خوشامد مي گويم كه به نجف آمديد و ... بعد از تعرض به مرقد عسكريين (عليهما السلام) همه شيعيان را به آرامش دعوت كردم و از آنها خواستم كه واكنشي نشان ندهند و گفتم كه اين اقدام از طرف اهل سنت نبوده است. من اطمينان دارم كه ريشه تفرقه افكني در خارج است. من [ در زمان طلبگي ] نزد شيخ احمد الراوي كه از علماي اهل سنت در سامرا بود درس خواندم و به ذهنم خطور نكرد كه ايشان پيرو مذهب ديگري بودند. همچنين به برخي از پزشكان كه از اهل سنت بودند مراجعه مي كرديم و چون ما از طلاب علوم ديني بوديم از ما پول ويزيت نمي گرفتند و اصلا فكر نمي كردند كه ما شيعه هستيم يا سني. ... بايد بر مشتركات تمركز كنيد و دليلي ندارد به مسائل اختلافي بپردازيد. مشاركت كردن در ايجاد تفرقه حتي به اندازه يك كلمه يا نصف كلمه جايز نيست. واجب است كه از ادبيات تشنج آفرين پرهيز شود.  »

آن ها این را می خواهند!

« انسجام اسلامی یعنی عصبیت های بین المذاهبی مسلمانان نباید تحریک شود.
شما نباید کاری کنید که عصبیت آن مسلمان غیر شیعه علیه شما تحریک شود، او هم متقابلا نباید کاری کند که غیرت و عصبیت شما را علیه خودش تحریک کند. آ ن ها ( دشمنان اسلام ) همین را می خواهند... کاری کنند که عصبیتهای شیعه و سنّی را زنده کنند. به آن ها تفهیم کنند این ها شیعه اند و این ها صحابه را سبّ می کنند. این ها مقدسین شما را چنین و چنان می کنند. جدایی بیندازند. آن ها این را می خواهند. يك عده اي چرا نمي فهمند ؟ امام بزرگوار ما كه منادي اتحاد بين مسلمين بود ، از همه ي اينهايي كه مدعي اند ، ولايتش و اعتقادش و ارادتش و عشقش به ائمه ، عليهم السلام ، بيشتر بود   »

آن ها در باطل خود متحدند

در عصر کنونی، اگر چشم باز کنیم، می بینیم که تمامی دشمنان اسلام برای نابودی اسلام با یکدیگر متحد شده اند.
آنان تا جایی پیش رفتند که دکتر مایکل برانت ( یکی از اعضای سازمان سیا ) در کتاب « نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی » آورده: « افرادی که با شیعه اختلاف نظر دارند، آن ها را علیه شیعه منظم و مستحکم کرده، کافر بودن شیعه گسترش داده شود، آن ها را از جامعه جدا نموده و بینشان تفرقه انداخته شود.
سازمان سیا با این برنامه ها پیش بینی کرده است که در سال 2010 دیگر مرجعیت جایگاه خود را از دست می دهد  و بوسیله خودِ شیعیان کارش به پایان می رسد.   »
گلادستون نخست وزیر اسبق بریتانیا می گوید: « مادامی که قرآن در دست مسلمانان است، اروپا نه می تواند بر شرق تسلط یابد و نه احساس امنیت کند.  »
هم چنین بن کوربون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی می گوید: « آنچه که ما را به وحشت انداخته اینست که می ترسیم در جهان عرب، محمد تازه ای ظهور کند.  »
« بالاتر از همه ی این ها اتحاد مسیحیت و یهود است. همه می دانیم که مسیحیت، یهود را به قتل حضرت مسیح متهم می کند. به همین خاطر در طول 20 قرن بغض و کینه و عداوت میان آنان حاکم بود، ولی برای ایجاد وحدت میان مسیحیت و یهود در برابر مسلمین، دولت واتیکان طی اعلامیه رسمی از این اصل صرف نظر کرده و یهود را از این جنایت تبرئه می کند.
جالب اینست که این اعلامیه در سال 1973 م همزمان با جنگ اسرائیل با مسلمانان صادر شد، تا بتواند تمام نیروهای یهود و نصاری را در برابر مسلمانان بسیج کند . » 

مولود شوم

در قرن 12، محمد بن عبدالوهاب، مروج اصلی افکار وهابیت، مسلمانان را به جرم توسل به انبیاء و اولیاء الهی، مشرک و بت پرست قلمداد کرد و فتوا به تکفیر آنان داد و خونشان را حلال شمرد. قتلشان جایز دانست و اموال آن ها را جزء غنایم جنگی به حساب آورد، و با این فتوا هزاران مسلمان بی گناه را به خاک و خون کشید.
محمد بن عبدالوهاب ابتدا تحصیلات خود را در مذهب حنبلی ادامه داد. و یکی از علمای حنبلی گردید. اما آرایی را به عنوان حکم قرآن و سنت طرح کرد که خلاف نظریات احمد بن حنبل و خلاف آراء علمای اسلامی از مذاهب اربعه و تشیع بود.
از این رو تمام علمای اسلام فتواهای او را خارج از قرآن و سنت دانستند. بنابراین او از مذهب حنبلی منشعب شد و با کمک انگلیس فرقه ی جدیدی براساس عقایدش تشکیل داد که پیروان او را که مرکز آن ها عربستان سعودی بود، وهابی گویند. آن ها همه ی گروه های اسلامی، اعم از اهل تسنن و شیعه را مشرک و کافر می شمارند.
محمد بن عبدالوهاب با کمک محمد بن سعود ( جد آل سعود ) و با همکاری انگلیس به سرزمین سنی نشین طائف حمله کرد. آن ها را به فرقه خود فراخواند. مردم طائف وهابی شدن را نمی پذیرفتند، لذا سیصد و نه نفر از آن ها را کشتند.

چگونه می شود قلب های مسلمانان را به یکدیگر پیوند زد؟
سرزمین اسلام، سرزمین یکپارچه و یکرنگ است، گروه ها، فرقه ها و نژاد ها با هر روش و سلیقه ای که باشند نمی توانند از وحدت خود چشم بپوشند. زیرا خدایی که عبادت می کنند یکی است.
همه لا اله الا الله می گویند همه رسول اکرم ( صلی الله علیه و آله ) راآخرین پیامبر می دانند.
به قیامت معتقدند. همه قرآن را کتاب آسمانی خود می دانند. قبله شان یکی است و... .
این ها کافی است که دل های آنان را به یکدیگر پیوند دهد و احساسات برادری اسلامی را در آن ها برانگیزد.
پس چطور می شود چشم ها را ببندیم و فقط بر طبل تفرقه بکوبیم. و یار دشمنان اسلام باشیم و ادعا کنیم که زنده کننده ی امر اهل بیت هستیم.


اعتصام

منظور از وحدت دنیای اسلام یکی شدن عقاید و مذاهب اسلامی نیست بلکه مقصود، دوری از درگیری است. « و لاتنازعوا فتفشلوا  » { اختلاف نکنید و درگیری به وجود نیاورید که شکست خواهید خورد. } مقصود، توجه به دشمن مشترک است. زیرا تنها راه مقابله با دشمنان اسلام وحدت و یکپارچگی امت اسلامی است. مقصود تحریک نکردن است. باید اصول خودمان را داشته باشیم و دیگران را تحریک نکنیم. اگر دیگران را به واکنش وادار کنیم، عواقبش متوجه خودمان است.
وحدت به خاطر اینست که قرآن بر روی همکاری و تعاون و وحدت مسلمین تاکید دارد.
« واعتصموا بحبل الله جمیعاً و لاتفرّقوا  » { به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید. }
چنگ زدن به ریسمان الهی وظیفه هر مسلمانی است اما قرآن فقط به این بسنده نمی کند و می گوید: که این اتصال را همه با هم در قالب جماعت انجام دهید. که این با هم بودن و اتحاد خود یک واجب دیگر است.

مراجع و نهم ربیع

در قرنهای اخیر چنین مرسوم بوده است که عامه شیعیان در نهم ربیع مجالسی می گیرند و بعضاً در آن ها با توجه به رفع القلم رفتار دور از شان اهل بیت انجام می دهند.
سوال
1- حکم برپایی اینگونه مجالس چیست؟
2- شرکت در این مجالس چه حکمی دارد؟
3- نظر حضرت عالی درباره رفع القلم چیست؟
جواب ها
آيت ا... خامنه اي :
هرگونه گفتار یا کردار و رفتاری که در زمان حاضر سوژه و بهانه به دست دشمن بدهد و یا موجب اختلاف و تفرقه بین مسلمین شود شرعا حرام اکید است. 

آیت ا... مکارم شیرازی:
جواب1و2  :  ما روز نهم ربیع را به مناسب شروع ولایت و امامت حضرت مهدی (عج) جشن می گیریم و این روزی است که به نام «فرحة الزهرا» معروف است. جشن گرفتن این روز یک امر عرفی است و وجه شرعی ندارد. بعضی افراد کارهای دیگری به این مناسبت اضافه کرده اند که ما در این مورد صحبتی نمی کنیم و توجه داشته باشید که لازم است از کارهایى که باعث تفرقه صفوف و ایجاد شکاف بین مسلمانان مى شود خوددارى شود، و همۀ مسلمین در برابر دشمنان اسلام متّحد شوند.
جواب 3ـ اولاً روایتی با عنوان رفع القلم در مورد آن ایام مخصوص در منابع نداریم، ثانیاً: بر فرض چنین چیزی باشد (که نیت) مخالف کتاب و سنت است و چنین روایاتی قابل پذیرفتن نیست و حرام و گناه در هیچ زمانی مجاز نیست و همچنین سخنان رکیک و کارهای زشت دیگر.
 ثالثاً: تولی وتبری راه های صحیحی دارد نه این راه های خلاف .


هم چنين در رساله عمليه آيت ا... مكارم شيرازي در بخش احكام عزاداري – عيدالزهر ا آمده است :

سوال 183 : چند سالى است بعضى از هیأتهاى مذهبى توسّط بعضى از مدّاحان، نهم ربیع الاوّل را جشن مفصّلى مى گیرند و متأسّفانه کمتر مسائل شرعى رعایت مى شود. با توجّه به این مقدّمه، لطفاً به سؤالات زیر پاسخ دهید.
الف) نظر شما راجع به این جلسات چیست؟ آیا شرکت کنیم؟
ب) آیا ائمّه اطهار(علیهم السلام) هم در این ایّام جشن مى گرفتند و مجالس شادى داشتند؟
ج) آیا حدیث «رفع القلم» نسبت به این ایّام صحیح است و افراد آزادند هر کارى را انجام دهند؟
د) با چه بیان و دلیلى مى توان اینها را قانع کرد؟

 در این جا نکاتى باید مورد توجّه قراد گیرد:جواب
الف) تولّى دوستان اهل بیت عصمت  و تبرّى از دشمنان آنها، جزء ارکان مذهب ماست.
ب) نباید کارى کرد که شکاف در صفوف مسلمین بیفتد.
 مجالس مشتمل بر گناه تشکیل داد. ج) نباید به نام مقدّس اهل بیت
د) حدیث رفع قلم مخصوص به کودکان نابالغ و دیوانه ها و حالت خواب است و معاذ الله که ائمّه معصومین
اجازه  ارتکاب گناه به افراد در این ایّام یا غیر این ایّام را داده باشند .
سؤال 184:
گاهى اوقات مراسمى که در عیدالزّهر(علیها السلام) گرفته مى شود، افرادى جشن برپا مى کنند; این کار چه حکمى دارد؟
جواب: لازم است از کارهایى که باعث تفرقه صفوف، و ایجاد شکاف بین مسلمانان مى شود خوددارى شود، و همه مسلمین در برابر دشمنان اسلام متّحد شوند.

سوال: معمولا در مراسم عیدالزهرا ( علیها السلام ) کف زدن، پایکوبی، رقص ... و حتی اموری که جمیع فقهاء صریحاً فتوی به حرمتش دارند را مستند به حدیث رفع القلم می دانند. آیا این حدیث سنداً صحیح است؟ و اگر بالفرض روایت صحیحه باشد معنای حدیث چیست؟ و از آن چه برداشتی می شود؟
جواب
آیت الله تبریزی:
باسمه تعالی؛ روایت مزبور صحیح نیست. 

سوال
بعضی از مردم در روز نهم ربیع الاول به اجام قبائح و منکرات می پردازند و اعتماد دارند که گناهی به خاطر انجام اینگونه اعمال برای آن ها ثبت نخواهد شد! از آن جا که این افراد برای انجام این اعمال تمسک به روایتی معروف به « رفع القلم » می کنند، آیا این روایت صحیح می باشد؟ و حکم انجام این گونه اعمال که در نظر اول موجب وهن مذهب شیعه می شود و در نگاه دوم نیز باعث تفرقه میان مسلمین و کافر نامیدن شیعیان خواهد شد، چیست؟
جواب

آیت الله فاضل لنکرانی:
حدیث رفع القلم صحیح نیست، بلکه هر مسلمانی موظف به انجام واجبات دینی بوده و فرقی در ایام سال نسبت به آن وجود ندارد، و انجام اعمالی که موجب تفرقه مسلمین یا وهن شیعه شود جایز نیست .
زمینه ساز ظهورش باشیم
سید بن طاووس در کتاب اقبال الاعمال آورده است: « زمان رحلت مولای ما امام حسن عسکری ( علیه السلام ) چنان که بعضی از بزرگان ذکر کرده اند در روز هشتم ربیع الاول رخ داده است، آغاز ولایت و امامت حضرت مهدی ( عجّل الله فرجه ) بر امت، روز نهم ربیع الاول خواهد بود و شاید تعظیم این روز ( روز نهم ربیع الاول ) به لحاظ این مناسبت برتر و برای توجه به آن مولای بزرگ و کامل باشد.  »   
عصری که ما در آن زندگی می کنیم عصر غیبت معصوم است و براساس باور و اعتقادات شیعه، جهان روزی به واسطه ظهور امام عصر ( عجّل الله فرجه ) از عدل و داد پر خواهد شد.
امروزه باید در مجالس شیعه به ایجاد زمینه برای توجه هرچه بیشتر مردم به وجود مقدس امام زمان ( عجّل الله فرجه )، تبیین انتظار توأم با حرکت ( انتظار مثبت ) و برنامه ریزی جهت زمینه سازی ظهور حضرت توجه بیشتری شود.
بایستی سالروز آغاز امامت امام عصر ( عجّل الله فرجه )  بهانه ای برای حرکت به سمت اهداف مقدس حضرت ولی عصر ( عجّل الله فرجه ) باشد. اکنون بیاییم به ندای هل من ناصر ینصرنی ولی عصر ( عجّل الله فرجه )   لبیک گفته و خود را آماده ی ظهور کنیم. و فضای این مجالس را با ذکر او که مظلوم ترین فرد عالم است معطر کنیم.
                                                                                                                             نسال الله منازل الشهدا
       منابع
1- مهدی مسائلی – نهم ربیع جهالت ها و خسارت ها
2- سید رضی – نهج البلاغه ( نسخه صبحي صالح)
3- علامه مجلسی – بحارالانوار
4- شیخ کلینی – کافی
5- شیخ صدوق – من لایحضره الفقیه
6- شیخ حرّ عاملی – وسائل الشیعه
7- شیخ مفید – مسارالشیعه
8- شیخ مفید – الجمل
9- علی بن بابویه – فقه الرضا
10- شیخ صدوق – عیون اخبار الرضا
11- شیخ طوسی – تفسیر تبیان
12- شیخ صدوق – معانی الاخبار
13- سید ابن طاووس – اقبال الاعمال
14- راغب اصفهانی – مفردات
15- ابن ابی الحدید – شرح نهج البلاغه
16- استاد ابولفضل بهرام پور – حق با کیست
17- حجت السلام قزوینی – مقاله ای در مورد وحدت
18-  استاد رسول جعفريان –  صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست
19-  استاد رسول جعفریان -  تاریخ تشیع در ایران تا طلوع دولت صفوی

چگونه بر پیامبر (ص) صلوات بفرستیم؟

کیفیت صلوات بر پیامبر اکرم، محمد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم از مباحثی است که علاوه بر بیان نحوه آن در متون دینی، مورد تأکید نیز قرار گرفته و ثواب و اجر بسیاری بر‌ آن مترتب گشته است، هر چند در نحوه فرستادن صلوات بین شیعیان واهل سنت اختلاف وجود دارد ولی اصل آن مسلّم و مأجور است.

به گزارش مرکز خبر حوزه، آنچه در پی می‌خوانید نوشتاری از حضرت آیت‌الله سبحانی پیرامون نحوه صحیح فرستادن صلوات است که از متون دینی به ویژه منابع اهل سنت در این خصوص بیان شده است.

فرستادن درود بر والاترين انسان‌ها، عملي خدا پسندانه است كه خداوند، خود بر اين كار سبقت گرفته و فرشتگان و مؤمنان را فرمان داده است كه بر او درود بفرستند؛ چنان كه مي‌فرمايد:

«إِنَّ اللّهَ وَملائِكتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَبِيّ يا أَيُّها الّذينَ آمَنُوا صَلُّوا عَليهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيماً».[1]

«خدا و فرشتگان بر پيامبر (ص) درود مي‌فرستند. اي كساني كه ايمان آورديد بر او صلوات و سلام بفرستيد».

ذكر صلوات در هر زمان و در تمام حالات، امري مستحب است و آيه مباركه بدون آن كه زمان و مكان خاصي براي آن تعيين كند، به آن فرمان مي‌دهد، به خصوص زمانی كه انسان به هنگام اذان و يا خواندن قرآن نام او را بشنود يا بر زبانش جاري گردد.

كيفيت صلوات بر پيامبر(ص)، در حديث عبدالرحمان بن ابي ليلي، از كعب بن عجزه، از نبي مكرَّم اسلام وارد و در صحیح‌‌ترین كتب حديثي از نظر اهل سنت نقل شده است كه به ترجمة بخشي از آن مي‌پردازيم:

كعب بن عجزه خطاب به عبدالرحمان گفت: آماده‌اي حديثي را كه از پيامبر(ص) شنيده‌ام به عنوان هديه‌اي به تو اهدا كنم؟

عبدالرحمان: حاضر و آماده‌ام.

كعب بن عجزه گفت: به پيامبر(ص) عرض كرديم، بر شما اهل بيت(ص) چگونه درود بفرستيم، در حالي كه از كيفيت دادن سلام آگاهيم.

پيامبر اسلام(ص): بگوييد: «اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ‌مُحَمَّد، كَما صَلَّيْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَعَلى آلِ إِبْراهيمَ إِنَّكَ حَميدٌ مَجِيدٌ، اللّهُمَّ بارِكْ عَلى مُحَمَّد وَعَلى آلِ مُحَمَّد كَما بارَكْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَآلِ‌إِبْراهيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ».[2]

از اين بيان روشن مي‌شود كه در موقع فرستادن صلوات، بايد آل محمد را نيز ذكر كنيم تا صلوات كامل شود و اين كه عده‌اي امروزه در سخنراني‌ها و نوشته‌ها، تنها بر پيامبر (ص) درود مي‌فرستند و مي‌گويند: «صلّي اللّه عليه وسلم»، كاملاً بر خلاف دستور رسول خدا (ص) است.

ابن حجر هيثمي (899ـ 974) از پيامبر (ص) نقل مي‌كند كه آن حضرت فرمود:

پيامبر (ص) فرمود: «براي من درود مقطوع و بريده نفرستيد، عرض شد مقصود شما چيست؟ فرمود: نگوييد: «اللهمّ صلّ علي محمّد»، وسكوت كنيد، بلكه لازم است بگوييد: اللّهمّ صلّ علي محمّد وعلي آل محمّد.»[3]

از اين رو صلوات شيعه، صلوات كامل و با روايت صحيح بخاري كه اصح كتب حديثي اهل سنت مطابق است.

البته شايسته است كه پس از ذكر صلوات، جمله «كَما صَلَّيْتَ عَلى إِبْراهيمَ وَآلِ إِبْراهيم» گفته شود، ولي گاهي به جهت اختصار اين جمله ترك مي‌شود، چنان كه خود پيامبر(ص) در روايت دوم به آن بسنده كرد.

گذشته از اين، مي‌توان گفت جمله «كَما صَلَّيْتَ عَلي إِبْراهيمَ وَآلِ‌إِبْراهيم» جزء صلوات نيست، بلكه تعبيري است براي تعليم آن؛ يعني همان طور كه بر ابراهيم و آل او صلوات مي‌فرستيد بر محمّد و آل او نيز صلوات بفرستيد، و اين دو را از هم جدا نسازيد و شگفت آن كه در صحيحين و ديگر كتاب‌ها، نامي از صحابه به ميان نيامده، در صورتي كه اهل سنت به هنگام فرستادن درود كامل، صحابه را بر آل، عطف مي‌كنند و مي‌گويند: «وعلي آله وصحبه».


[1] .  احزاب/56.

[2] .  صحيح بخاري:4/118، كتاب بدء الخلق، و ج6/27 ، باب تفسير سوره احزاب، و ج7/157، كتاب الاموات.

[3] .  الصواعق المحرقه،

فوايد خواندن زيارت عاشورا

شب دهم شب محرم، شب عاشوراست و براي اين شب دعا و نمازهاي بسيار با فضيلت‌هاي بسيار نقل کرده‌اند. خواندن زيارت عاشورا از جمله دعاهايي كه بر خواند آن تاكيد فراواني شده است.

به گزارش ايسنا در فوايد خواندن زيارت عاشورا رواياتي است از جمله اين‌كه آمده است: در نجم ثاقب در ذيل حكايت تشرف جناب حاج سيد احمد رشتى به ملاقات امام عصر ارواحنا فداه در سفر حج و فرمايش آن حضرت به او كه چرا شما عاشورا نمى‌‏خوانيد عاشورا عاشورا عاشورا و آن حكايت را ما إن‌شاءالله بعد از زيارت جامعه كبيره نقل خواهيم كرد.

شيخ ما ثقه الاسلام نورى رحمه الله فرموده: اما زيارت عاشورا پس در فضل و مقام آن بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاى و املاى معصومى باشد هر چند كه از قلوب مطهره ايشان چيزى جز آن‌چه از عالم بالا به آن‌جا رسد بيرون نيايد بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب از زيارت و لعن و سلام و دعا از حضرت احديت جلت عظمته به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين صلى الله عليه و آله رسيده و به حسب تجربه مداومت به آن در چهل روز يا كمتر در قضاى حاجات و نيل مقاصد و دفع اعادى بى‌‏نظير و لكن احسن فوايد آن كه از مواظبت آن به دست آمده فايده ‏اى است كه در كتاب دارالسلام ذكر كردم و اجمال آن آن‌كه ثقه صالح متقى حاج ملا حسن يزدى كه از نيكان مجاورين نجف اشرف است و پيوسته مشغول عبادت و زيارت نقل كرد.

از ثقه امين حاج محمد على يزدى كه مرد فاضل صالحى بود در يزد كه دائما مشغول اصلاح امر آخرت خود بود و شبها در مقبره خارج يزد كه در آن جماعتى از صلحا مدفونند و معروف است به مزار به سر مى ‏برد و او را همسايه ‏اى بود كه در كودكى با هم بزرگ شده و در نزد يك معلم مى ‏رفتند تا آنكه بزرگ شد و شغل عشارى پيش گرفت تا آنكه مرد و در همان مقبره نزديك محلى كه آن مرد صالح بيتوته مى ‏كرد دفن كردند پس او را در خواب ديد پس از گذشتن كمتر از ماهى كه در هيات نيكويى است پس به نزد او رفت و گفت من مى‌‏دانم مبدا و منتهاى كار تو و ظاهر و باطن ترا و نبودى از آن‌ها كه احتمال رود نيكى در باطن ايشان و شغل تو مقتضى نبود جز عذاب را پس به كدام عمل به اين مقام رسيدى ؟

گفت: چنان است كه گفتى و من در اشد عذاب بودم از روز وفات تا ديروز كه زوجه استاد اشرف حداد فوت شد و در اين مكان او را دفن كردند و اشاره كرد به موضعى كه قريب صد ذرع از او دور بود و در شب وفات او حضرت ابى عبد الله الحسين عليه السلام سه مرتبه او را زيارت كرد و در مرتبه سوم امر فرمود به رفع عذاب از اين مقبره پس حالت ما نيكو شد و در سعه و نعمت افتاديم پس از خواب متحيرانه بيدار شد و حداد را نمى ‏شناخت و محله او را نمى ‏دانست پس در بازار حدادان از او تفحص كرد و او را پيدا نمود از او پرسيد براى تو زوجه ‏اى بود؟

گفت: آرى ديروز وفات كرد و او را در فلان مكان و همان موضع را اسم برد دفن كردم.

گفت: او به زيارت ابى‌عبد الله عليه السلام رفته بود؟

گفت: نه.

گفت ذكر مصايب او مى‌‏كرد؟

گفت: نه.

گفت: مجلس تعزيه‌‏دارى داشت؟

گفت: نه.

آنگاه پرسيد: چه مى‏‌جويى؟

خواب را نقل كرد.

گفت: آن زن مواظبت داشت به زيارت عاشورا.

متن زيارت به همراه ترجمه فارسي

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ‏

(السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللَّهِ وَ ابْنَ خِيَرَتِهِ) السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَ ابْنَ سَيِّدِ الْوَصِيِّينَ‏ ، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ سَيِّدَةِ نِسَاءِ الْعَالَمِين، السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا ثَارَ اللَّهِ وَ ابْنَ ثَارِهِ وَ الْوِتْرَ الْمَوْتُورَ ؛ السَّلاَمُ عَلَيْكَ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ عَلَيْكُمْ مِنِّي جَمِيعاً سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِيَّةُ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتِ الْمُصِيبَةُ بِكَ (بِكُمْ) عَلَيْنَا وَ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ الْإِسْلاَمِ‏ وَ جَلَّتْ وَ عَظُمَتْ مُصِيبَتُكَ فِي السَّمَاوَاتِ عَلَى جَمِيعِ أَهْلِ السَّمَاوَاتِ‏ ، فَلَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسَّسَتْ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ‏ ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً دَفَعَتْكُمْ عَنْ مَقَامِكُمْ وَ أَزَالَتْكُمْ عَنْ مَرَاتِبِكُمُ الَّتِي رَتَّبَكُمُ اللَّهُ فِيهَا ، وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً قَتَلَتْكُمْ وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتَالِكُمْ‏ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ وَ (مِنْ) أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ وَ أَوْلِيَائِهِمْ‏.

يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ لَعَنَ اللَّهُ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ وَ لَعَنَ اللَّهُ بَنِي أُمَيَّةَ قَاطِبَةً وَ لَعَنَ اللَّهُ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ لَعَنَ اللَّهُ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ لَعَنَ اللَّهُ شِمْراً (شَمِراً) وَ لَعَنَ اللَّهُ أُمَّةً أَسْرَجَتْ وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِكَ بِأَبِي أَنْتَ وَ أُمِّي‏ ، لَقَدْ عَظُمَ مُصَابِي بِكَ فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَ مَقَامَكَ وَ أَكْرَمَنِي (بِكَ) أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِكَ مَعَ إِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏.

اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً بِالْحُسَيْنِ عليه السلام فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ ، يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ وَ إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ وَ إِلَى فَاطِمَةَ وَ إِلَى الْحَسَنِ وَ إِلَيْكَ بِمُوَالاَتِكَ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ (مِمَّنْ قَاتَلَكَ وَ نَصَبَ لَكَ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ الظُّلْمِ وَ الْجَوْرِ عَلَيْكُمْ‏ وَ أَبْرَأُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَى رَسُولِهِ) مِمَّنْ أَسَّسَ أَسَاسَ ذَلِكَ وَ بَنَى عَلَيْهِ بُنْيَانَهُ‏ وَ جَرَى فِي ظُلْمِهِ وَ جَوْرِهِ عَلَيْكُمْ وَ عَلَى أَشْيَاعِكُمْ بَرِئْتُ إِلَى اللَّهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ‏ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ إِلَيْكُمْ بِمُوَالاَتِكُمْ وَ مُوَالاَةِ وَلِيِّكُمْ‏ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَعْدَائِكُمْ وَ النَّاصِبِينَ لَكُمُ الْحَرْبَ وَ بِالْبَرَاءَةِ مِنْ أَشْيَاعِهِمْ وَ أَتْبَاعِهِمْ‏ ، إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ وَ وَلِيٌّ لِمَنْ وَالاَكُمْ وَ عَدُوٌّ لِمَنْ عَادَاكُمْ‏ ، فَأَسْأَلُ اللَّهَ الَّذِي أَكْرَمَنِي بِمَعْرِفَتِكُمْ وَ مَعْرِفَةِ أَوْلِيَائِكُمْ وَ رَزَقَنِي الْبَرَاءَةَ مِنْ أَعْدَائِكُمْ‏ ، أَنْ يَجْعَلَنِي مَعَكُمْ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَنْ يُثَبِّتَ لِي عِنْدَكُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ‏ وَ أَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثَارِي (ثَارَكُمْ) مَعَ إِمَامٍ هُدًى (مَهْدِيٍّ) ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ‏

وَ أَسْأَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ وَ بِالشَّأْنِ الَّذِي لَكُمْ عِنْدَهُ أَنْ يُعْطِيَنِي بِمُصَابِي بِكُمْ أَفْضَلَ مَا يُعْطِي مُصَاباً بِمُصِيبَتِهِ‏ مُصِيبَةً مَا أَعْظَمَهَا وَ أَعْظَمَ رَزِيَّتَهَا فِي الْإِسْلاَمِ وَ فِي جَمِيعِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ(الْأَرَضِينَ) ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِي مَقَامِي هَذَا مِمَّنْ تَنَالُهُ مِنْكَ صَلَوَاتٌ وَ رَحْمَةٌ وَ مَغْفِرَةٌ ، اللَّهُمَّ اجْعَلْ مَحْيَايَ مَحْيَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِي مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ، اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا يَوْمٌ تَبَرَّكَتْ بِهِ (فِيهِ) بَنُو أُمَيَّةَ وَ ابْنُ آكِلَةِ الْأَكْبَادِ اللَّعِينُ ابْنُ اللَّعِينِ عَلَى (لِسَانِكَ) وَ لِسَانِ نَبِيِّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فِي كُلِّ مَوْطِنٍ وَ مَوْقِفٍ وَقَفَ فِيهِ نَبِيُّكَ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) ، اللَّهُمَّ الْعَنْ أَبَا سُفْيَانَ وَ مُعَاوِيَةَ وَ يَزِيدَ بْنَ مُعَاوِيَةَ عَلَيْهِمْ مِنْكَ اللَّعْنَةُ أَبَدَ الْآبِدِينَ‏ وَ هَذَا يَوْمٌ فَرِحَتْ بِهِ آلُ زِيَادٍ وَ آلُ مَرْوَانَ بِقَتْلِهِمُ الْحُسَيْنَ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ) اللَّهُمَّ فَضَاعِفْ عَلَيْهِمُ اللَّعْنَ مِنْكَ وَ الْعَذَابَ (الْأَلِيمَ) اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ فِي هَذَا الْيَوْمِ وَ فِي مَوْقِفِي هَذَا وَ أَيَّامِ حَيَاتِي‏ بِالْبَرَاءَةِ مِنْهُمْ وَ اللَّعْنَةِ عَلَيْهِمْ وَ بِالْمُوَالاَةِ لِنَبِيِّكَ وَ آلِ نَبِيِّكَ (عَلَيْهِ وَ) عَلَيْهِمُ السَّلاَمُ‏

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظَالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تَابِعٍ لَهُ عَلَى ذَلِكَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصَابَةَ الَّتِي (الَّذِينَ) جَاهَدَتِ الْحُسَيْنَ وَ شَايَعَتْ وَ بَايَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَى قَتْلِهِ اللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمِيعاً

پس مى ‏گويى صد مرتبه‏ :

السَّلاَمُ عَلَيْكَ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ وَ عَلَى الْأَرْوَاحِ الَّتِي حَلَّتْ بِفِنَائِكَ‏ * عَلَيْكَ مِنِّي سَلاَمُ اللَّهِ أَبَداً مَا بَقِيتُ وَ بَقِيَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ وَ لاَ جَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِزِيَارَتِكُمْ * السَّلاَمُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ (وَ عَلَى أَوْلاَدِ الْحُسَيْنِ) وَ عَلَى أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ‏

پس مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ خُصَّ أَنتَ أَوَّلَ ظَالِمٍ بِاللَّعْنِ مِنِّي وَ ابْدَأْ بِهِ أَوَّلاً ثُمَّ (الْعَنِ) الثَّانِيَ وَ الثَّالِثَ وَ الرَّابِعَ‏ * اللَّهُمَّ الْعَنْ يَزِيدَ خَامِساً وَ الْعَنْ عُبَيْدَ اللَّهِ بْنَ زِيَادٍ وَ ابْنَ مَرْجَانَةَ وَ عُمَرَ بْنَ سَعْدٍ وَ شِمْراً وَ آلَ أَبِي سُفْيَانَ وَ آلَ زِيَادٍ وَ آلَ مَرْوَانَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ

پس به سجده مى ‏روى و مى ‏گويى‏ :

اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرِينَ لَكَ عَلَى مُصَابِهِمْ الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى عَظِيمِ رَزِيَّتِي‏ * اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي شَفَاعَةَ الْحُسَيْنِ يَوْمَ الْوُرُودِ وَ ثَبِّتْ لِي قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَكَ مَعَ الْحُسَيْنِ وَ أَصْحَابِ الْحُسَيْنِ الَّذِينَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَيْنِ عليه السلام‏

دعاي علقمه

علقمه گفت كه فرمود حضرت باقر عليه السلام كه اگر بتوانى كه زيارت كنى آن حضرت را در هر روز به اين زيارت در خانه خود بكن كه خواهد بود براى تو جميع اين ثوابها و روايت كرده محمد بن خالد طيالسى از سيف بن عميره كه گفت بيرون رفتم با صفوان بن مهران و جمعى ديگر از اصحاب خودمان بسوى نجف بعد از خروج حضرت صادق عليه السلام از حيره به جانب مدينه پس زمانى كه ما فارغ شديم از زيارت يعنى زيارت امير المؤمنين عليه السلام ؛ گردانيد صفوان صورت خود را به جانب مشهد (محل شهادت) ابو عبد الله عليه السلام پس گفت از براى ما كه زيارت كنيد حسين عليه السلام را از اين مكان از نزد سر مقدس امير المؤمنين عليه السلام كه از اينجا ايما و اشاره كرد به سلام بر آن حضرت جناب صادق عليه السلام و من در خدمتش بودم سيف گفت پس خواند صفوان همان زيارتى را كه روايت كرده بود علقمه بن محمد حضرمى از حضرت باقر عليه السلام در روز عاشورا آنگاه دو ركعت نماز كرد نزد سر امير المؤمنين عليه السلام و وداع گفت بعد از آن نماز امير المؤمنين عليه السلام را و اشاره كرد به جانب قبر حسين عليه السلام به سلام در حالتى كه گردانيده بود روى خود را به جانب او و وداع كرد بعد از زيارت او را و از دعاهايى كه بعد از نماز خواند اين بود :

براي خواندن متن عربي ، به کتاب مفاتيح الجنان ، صفحه 898 ، دعاي بعد از زيارت عاشورا ، مراجعه کنيد.

سيف بن عميره گويد كه سؤال كردم از صفوان و گفتم كه علقمه بن محمد اين دعا را براى ما از حضرت باقر عليه السلام روايت نكرد بلكه همان زيارت را حديث كرد صفوان گفت كه وارد شدم با سيد خودم حضرت صادق عليه السلام به اين مكان پس بجا آورد مثل آنچه را كه ما بجا آورديم در زيارت و دعا كرد به اين دعا هنگام وداع بعد از اينكه دو ركعت نماز گزاشت چنانچه ما نماز گزاشتيم و وداع كرد چنانچه ما وداع كرديم پس صفوان گفت كه حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كه مواظب باش اين زيارت را و بخوان اين دعا را و زيارت كن به آن پس بدرستيكه من ضامنم بر خدا براى هر كه زيارت كند به اين زيارت و دعا كند به اين دعا از نزديك يا دور اينكه زيارتش مقبول شود و سعيش مشكور و سلامش به آن حضرت برسد و محجوب نماند و حاجت او قضا شود از جانب خداى تعالى به هر مرتبه كه خواهد برسد و او را نوميد برنگرداند.

اى صفوان يافتم اين زيارت را به اين ضمان از پدرم و پدرم از پدرش على بن الحسين عليهم السلام به همين ضمان و او از حسين عليه السلام به همين ضمان و حسين عليه السلام از برادرش حسن عليه السلام به همين ضمان و حسن از پدرش امير المؤمنين عليه السلام با همين ضمان و امير المؤمنين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله با همين ضمان و رسول خدا صلى الله عليه و آله از جبرئيل با همين ضمان و جبرئيل از خداى تعالى با همين ضمان و به تحقيق كه خداوند عز و جل قسم خورده به ذات مقدس خود كه هر كه زيارت كند حسين عليه السلام را به اين زيارت از نزديك يا دور و دعا كند به اين دعا قبول مى ‏كنم از او زيارت او را و مى ‏پذيرم از او خواهش او را به هر قدر كه باشد و مى‏ دهم مسئلتش را پس بازنگردد از حضرت من با نااميدى و خسار و بازش گردانم با چشم روشن به برآوردن حاجت و فوز به جنت و آزادى از دوزخ و قبول كنم شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند.

حضرت فرمايد جز دشمن ما اهل بيت كه در حق او قبول نشود قسم خورده حق تعالى به اين بر ذات اقدسش و گواه گرفته ما را بر آنچه كه گواهى دادند به آن ملائكه ملكوت او پس جبرئيل گفت :

يا رسول الله خدا فرستاده مرا به سوى تو به جهت سرور و بشارت تو و شادى و بشارت على و فاطمه و حسن و حسين و امامان از اولاد تو عليهم السلام تا روز قيامت پس مستمر و پاينده باد مسرت تو و مسرت على و فاطمه و حسن و حسين و امامان عليهم السلام و شيعه شما تا روز رستخيز پس صفوان گفت كه حضرت صادق عليه السلام با من فرمود اى صفوان هر گاه روى داد از براى تو به سوى خداى عز و جل حاجتى پس زيارت كن به اين زيارت از هر مكانى كه بوده باشى و بخوان اين دعا را و بخواه از پروردگار خود حاجتت را كه برآورده شود از خدا و خدا خلاف نخواهد فرمود وعده خود را بر رسول خود به جود و امتنان خويش و الحمد لله.

ترجمه فارسي زيارت عاشورا

سلام بر تو اى ابا عبد الله سلام بر تو اى فرزند رسول خدا

سلام بر تو اى فرزند امير المؤمنين و اى فرزند سيد اوصياء

سلام بر تو اى فرزند فاطمه زهراء سيده زنان اهل عالم

سلام بر تو اى كسى كه از خون پاك تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام مى‏كشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهى مى‏ كند .

سلام بر تو و بر ارواح پاكى كه در حرم مطهرت با تو مدفون شدند بر جميع شما تا ابد از من درود و تحيت و سلام خدا باد تا من هستم و ليل و نهار در جهان برقرار است .

اى ابا عبد الله همانا تعزيتت بزرگ و مصيبتت در جهان بر ما شيعيان و تمام اهل اسلام سخت و عظيم و ناگوار و دشوار بود و تحمل آن مصيبت بزرگ در آسمانها بر جميع اهل سموات سخت و دشوار بود ، پس خدا لعنت كند امتى كه اساس ظلم و ستم را بر شما اهل بيت رسول بنياد كردند ؛ و خدا لعنت كند امتى را كه شما را از مقام و مرتبه (خلافت) خود منع كردند و رتبه ‏اى كه خدا مخصوص به شما گردانيده بود از شما گرفتند ؛ خدا لعنت كند امتى را كه شما را مقتول ساختند و خدا لعنت كند آن مردمى را كه از امراى ‏ظلم و جور براى قتال با شما تمكين و اطاعت كردند .

من بسوى خدا و بسوى شما از آن ظالمان و شيعيان آنها و پيروان و دوستانشان بيزارى مى ‏جويم .

اى ابا عبد الله من تا قيامت سلم و صلحم با هر كه با شما صلح است و در جنگ و جهادم با هر كه با شما در جنگ است تا روز قيامت .

خدا لعنت كند آل زياد بن ابى سفيان و آل مروان حكم را و خدا لعنت كند بنى اميه را بالتمام و لعنت كند پسر مرجانه را و لعنت كند عمر سعد را و خدا لعنت كند شمر را و خدا لعنت كند گروهى را كه اسبها را براى جنگ با حضرتت زين و لگام كردند و براى جنگ با تو مهيا گشتند پدر و مادرم فداى تو باد ؛ تحمل مصيبت بر من بواسطه ظلمى كه بر شما رفت سخت دشوار است پس از خدايى كه مقام تو را بلند و گرامى داشت و مرا هم بواسطه دوستى تو عزت بخشيد ؛ از او درخواست مى ‏كنم كه روزى من گرداند تا با امام منصور از اهل بيت محمد صلى الله عليه و آله خون خواه تو باشم.

پروردگارا مرا بواسطه حضرت حسين عليه السلام نزد خود در دو عالم وجيه و آبرومند گردان .

اى ابا عبد الله من به درگاه خدا تقرب مى ‏جويم و به درگاه رسولش و به نزد حضرت امير المؤمنين و حضرت فاطمه و حضرت حسن و به حضرت تو قرب مى ‏طلبم بواسطه محبت و دوستى تو و بيزارى از كسانى كه اساس و پايه ظلم و بيداد را بر شما بنا نهادند و بيزارم از پيروان آنها و به درگاه خدا و نزد شما اولياء خدا از آن مردم ستمكار ظالم بيزارى مى ‏جويم ؛ و اول به درگاه خدا سپس نزد شما تقرب مى ‏جويم به سبب دوستى شما و دوستى دوستان شما ؛ و به سبب بيزارى جستن ازدشمنان شما و بيزارى از مردمى كه با شما به جنگ و مخالفت برخاستند و از شيعيان و پيروان آنها هم بيزارى مى‏ جويم .

من سلم و صلحم با هر كس كه با شما صلح است و در جنگ و مخالفتم با هر كس كه با شما به جنگ است و دوستم با دوستان شما و دشمنم با دشمنان شما ؛ پس از كرم حق درخواست مى ‏كنم كه به معرفت شما و دوستان شما مرا گرامى سازد و هميشه بيزارى از دشمنان شما را روزى من فرمايد ؛ و مرا در دنيا و آخرت با شما قرار دهد و در دو عالم به مقام صدق و صفاى با شما مرا ثابت بدار ؛ و باز از خدا درخواست مى‏ كنم كه به مقام محمودى كه خاص شما است مرا برساند ؛ و مرا نصيب كند كه در ركاب امام زمان شما اهل بيت كه هادى و ظاهر شونده ناطق به حق است خون خواه باشم.

و از خدا به حق شما و به شأن و مقام تقرب شما نزد خدا درخواست ميكنم كه ثواب غم و حزن و اندوه مرا بواسطه مصيبت بزرگ شما بهترين ثوابى كه به هر مصيبت زده ‏اى عطا ميكند به من آن ثواب را عطا فرمايد ؛ و مصيبت شما آل محمد در عالم اسلام بلكه در تمام عالم سماوات و ارض چقدر بزرگ بود و بر عزادارانش تا چه حد سخت و ناگوار گذشت .

پروردگارا مرا در اين مقام كه هستم از آنان قرار ده كه درود و رحمت و مغفرتت شامل حال آنهاست .

پروردگارا مرا به آيين محمد و آل اطهارش زنده بدار و گاه رحلت هم به آن آيين بميران .

پروردگارا اين روز روزى است كه بنى اميه و پسر جگر خوار و يزيد پليد لعين پسر معاويه ملعون در زبان تو و زبان رسول تو صلى الله عليه و آله در هر مسكن و منزل كه رسول تو توقف داشت صلى الله عليه و آله .

پروردگارا لعنت فرست بر ابى سفيان و بر پسرش معاويه و پسرش يزيد پليد بر همه آنان لعن ابدى فرست

و اين روز روزيست كه آل زياد بن ابيه لعين و آل مروان بن حكم خبيث بواسطه قتل حضرت حسين صلوات الله عليه شادان بودند

پروردگارا تو لعن و عذاب اليم آنان را چندين برابر گردان

پروردگارا من به تو در اين روز و در اين مكان و در تمام دوران زندگانى به بيزارى جستن و لعن بر آن ظالمان و دشمنى آنها و به دوستى پيغمبر و آل اطهار او صلوات الله عليهم اجمعين تقرب مى ‏جويم.

پروردگارا تو لعنت فرست بر اول ظالمى كه در حق محمد (ص) و آل پاكش ظلم و ستم كرد و آخرين ظالمى كه از آن ظالم نخستين در ظلم تبعيت كرد .

پروردگارا تو بر جماعتى كه بر عليه حسين (ع) به جنگ برخاستند لعنت فرست و بر شيعيانشان و بر هر كه با آنان بيعت كرد و از آنها پيروى كرد پروردگارا بر همه لعنت فرست .

سلام بر تو اى ابا عبد الله و بر ارواح پاكى كه در جوار و حريم تو در آمدند

سلام خدا از من بر تو باد الى الأبد مادامى كه ليل و نهار باقى است و خدا اين زيارت مرا آخرين عهد با حضرتت قرار ندهد .

سلام بر حسين (ع) و بر على بن الحسين (ع) و بر فرزندان حسين و بر اصحاب حسين (ع)

پروردگارا تو لعن مرا مخصوص گردان به اولين شخص ظالم و اول در حق اولين ظالم و آنگاه در حق دومين و سومين و چهارمين

پروردگارا و آنگاه لعنت فرست بر يزيد پنجم آن ظالمان - و باز لعنت فرست بر عبيد الله بن زياد پسر مرجانه و عمر سعد و شمر و آل ابى سفيان و آل زياد و آل مروان تا روز قيامت .

خدايا تو را ستايش مى ‏كنم به ستايش شكرگزاران تو بر غم و اندوهى كه به من در مصيبت رسيد حمد خدا را بر عزا دارى و اندوه و غم بزرگ من .

پروردگارا شفاعت حسين (ع) را روزى كه بر تو وارد مى ‏شوم نصيبم بگردان

و مرا نزد خود ثابت قدم بدار به صدق و صفا با حضرت حسين (ع) و اصحابش كه در راه خدا جانشان را نزد حسين (ع) فدا كردند باشيم.

ترجمه فارسي دعاي علقمه

اى خدا اى خدا اى خدا اى مستجاب كننده دعاى بيچارگان و اى برطرف كن غم و اندوه پريشان خاطران‏اى دادرس دادخواهان و اى فريادرس فريادخواهان و اى آنكه تو از رگ من به من نزديكترى .

اى آنكه بين شخص و قلب او حايل مى ‏شوى اى آنكه ذاتت در منظره بلند است و وجودت در افق روشن است

اى آنكه او منحصرا بخشاينده و مهربان و بر عرش مستقر است اى آنكه نظر چشم آنان كه به خيانت نگرند و آنچه در دلها پنهان دارند همه را مى ‏دانى ؛ اى آنكه هيچ امر مستور و سر مخفى بر تو پنهان نيست اى آنكه اصوات بر تو مشتبه نخواهد شد و حاجات تو را به اشتباه نيفكند و اى كسى كه الحاح و التماس تو را رنج و ملال ندهد .

اى مدرك هر چه فوت شود و اى جمع آرنده هر چه در جهان متفرق و پريشان شود اى برانگيزنده جانها پس از موت .

اى آنكه تو را در هر روز شأن خاصى است اى برآورنده حاجات اى برطرف ساز غم و رنجها ؛ اى عطا بخش سؤالات .

اى مالك رغبت و اشتياقات اى كفايت كننده مهمات خلايق

اى كسى كه تو به تنهايى كفايت از همه مى‏كنى و هيچ چيز در آسمان و زمين از تو كفايت نمى‏ كند .

از تو درخواست مى ‏كنم به حق محمد خاتم پيغمبران و به حق على امير اهل ايمان و به حق فاطمه دخت پيغمبرت و به حق حسن و حسين (ع) كه من بوسيله آن بزرگواران به درگاه حضرتت رو آورده ‏ام در اين مقام و به آنها توسل جسته و آنان را به درگاهت شفيع مى‏ آورم و به حق آن پاكان از تو مسئلت مى ‏كنم و قسم و سوگند به جد ياد مى‏ كنم بر تو و به شأن و مقامى كه آن بزرگواران را نزد توست و به قدر و منزلتشان نزد تو و به آن سر حقيقتى كه موجب افضليت آنها برعالميان گرديد و به آن اسم خاصى كه تو نزد آنها قرار دادى از همه خلق به آنها اختصاص دادى تا آنكه فضل و كمال آنان برتر از تمام عالميان گرديد.

(به اين امور تو را قسم مى ‏دهم و) از تو درخواست مى ‏كنم كه درود فرستى بر محمد و آل محمد و هم و غم و رنج مرا برطرف سازى

و مهمات امورم را كفايت فرمايى و دينم را ادا سازى و از فقر و مسكنتم نجات دهى و مرا از سؤال از خلق به لطف و كرمت بي ‏نياز گردانى و مرا كفايت كنى از هر هم و غمى كه از آن مى‏ ترسم و از هر مشكل و خشونت هر كه خايفم و از هر شر اشرارى كه ترسانم و از مكر و ظلم و جور كسانى كه خوفناكم و از تسلط و خدعه و كيد و اقتدار كسانى كه از آنها خائفم بر خود ؛ از همه مرا حفظ و كفايت فرمائى و كيد و خدعه حيلت گران و مكر مكاران را از من بگردانى .

پروردگارا هر كس با من اراده شرى دارد شرش را به خود او برگردان و هر كه با من قصد خدعه و فريب دارد آرزو و فريب و آسيب او را از من برطرف ساز و به هر طريق و به هرگاه مى ‏خواهى آزارش را از من منع فرما .

پروردگارا تو از فكر آزار من او را به فقر و مسكنت و بلا و مصيبت دايمى كه برطرف ابدا از او نگردانى و به دردى كه عافيت نبخشى مشغولش گردان و به ذلت ابدى و فقر و مسكنت هميشگى كه هيچ جبران نكنى گرفتار ساز.

پروردگارا ذلت نفس را نصب العين او گردان‏و فقر و احتياج را به منزل او داخل ساز و درد و مرض را به بدن او جاى ده تا او را از من هميشه مشغول درد و الم و فقر خودش گردانى و مرا از ياد او ببر چنانكه ياد خود را از خاطرش بردى و آن دشمن مرا تو به كرمت گوش و چشم و زبان و دست و پا و قلب و جميع اعضايش را از آزار و اذيت به من منع فرما و دردى به تمام اين اعضاء و جوارحش مسلط فرما كه ابدا شفا نبخشى تا از من مشغول شود و ياد من از خاطرش برود و مهمات مرا كفايت فرما اى كافى مهماتى كه غير تو احدى آن مهمات را كفايت نتواند كرد كه همانا تويى كفايت كننده در عالم و جز تو كفايت كننده‏اى نيست و فرج و گشايش امور منحصر به توست و غير تو نيست و فريادرس خلق تويى و غير تو نيست و پناه بيچارگان تويى و غير تو نيست .

هر كس به جوار غير تو پناه برد و فريادرسى جز تو طلبد و زارى به درگاه غير تو كرد و ملجأ و پناهى غير تو جست و نجات بخشى ماسواى تو از مخلوق طلب كرد محروم و نااميد گشت .

پس تويى اى خدا اعتماد و اميد من و محل زارى و پناه و ملجأ و نجات بخش من كه به لطف تو گشايش و فيروزى مى‏ طلبم و بوسيله محمد و آل محمد (ص) بدرگاه تو روى مى ‏آورم و توسل و شفاعت مى ‏جويم .

پس از تو منحصرا درخواست مى ‏كنم اى خدا اى خدا اى خدا و تو را شكر و ستايش مى ‏كنم و به درگاه تو به شكوه و ناله و زارى مى ‏آيم و از تو يار و ياور مى ‏طلبم .

باز از تو تنها مسئلت مى ‏كنم اى خدا اى خدا اى خدا به حق محمد و آل محمد كه درود فرستى بر محمد و آل اطهارش و از من هم و غم و رنج و پريشانيم را برطرف سازى در همين جا كه اقامت دارم .

چنانكه هم و غم و رنج ‏پيغمبرت را هم تو برطرف فرمودى و از هول و هراس دشمنش كفايت كردى ؛ پس از من برطرف ساز چنانكه از آن حضرت برطرف ساختى و به من فرج و گشايش بخش چنانكه به او بخشيدى و امورم كفايت فرما چنانكه از او كفايت فرمودى و هر چه از آن هراسانم تو برطرف گردان و از من آنچه كه از مشقت و زحمتش ترسانم و آنچه از او اندوهناك و پريشان خاطرم بدون تحمل مشقت من تو از من كفايت فرما و مرا برآورده حاجت از اينجا بازگردان و مهمات امور دنيا و آخرتم را كفايت فرما .

اى امير المؤمنين و اى ابا عبد الله الحسين سلام و تحيت خدا از من بر تو باد هميشه تا من باقيم و تا ليل و نهار باقى است و خدا اين زيارت مرا آخر عهد من در زيارت شما قرار ندهد و هرگز ميان من و شما خدا جدايى نيفكند .

پروردگارا مرا به طريق حيوة محمد و آل محمد زنده بدار و به طريق آنان بميران و بر ملت و شريعتشان قبض روحم فرما و در زمره آن بزرگواران محشورم گردان و طرفة العينى تا ابد در دنيا و آخرت ميان من و آنها جدايى ميفكن .

اى امير المؤمنين و اى ابا عبد الله من آمدم به زيارت شما و براى توسل بسوى خدا پروردگار من و شما و براى توجه به درگاه او بوسيله شما و به شفاعت شما و به شفاعت شما بسوى خدا براى برآمدن حاجتم ؛ پس براى من به درگاه خدا شفاعت كنيد كه شما را نزد خدا مقام بلند محمود و آبرومندى رتبه و منزلت رفيع است و وسيله خداييد.

حاليا من از زيارت شما باز مى‏ گردم و منتظر برآمدن قطعى حاجتم و روا شدن آن از لطف خدا بواسطه شفاعت شما به درگاه ‏حق در اين حاجت هستم.

پس اى خدا نااميد نشوم و از اين سفر زيارت به زيان و حرمان باز نگردم بلكه از آن درگاه كرم با فضيلت و رستگارى و فيروزى و اجابت دعاها و برآورده شدن تمام حاجات باز گردم و با شفاعت به درگاه حق برگردم بر آنچه خدا مشيتش قرار گرفته و هيچ قدرت و نيرويى الا به حول و قوه خدا نخواهد بود ؛ كارم را به خدا تفويض مى كنم و در پناه حق و يارى او با توكل بر خدا .

پيوسته خواهم گفت كه خدا مرا بس و كافى است كه خدا هر كه او را به دعا بخواند مى ‏شنود و مرا جز درگاه و درگاه شما بزرگانم كه اولياء خداييد درى ديگر نيست .

آنچه پروردگارم خواسته وجود يابد و آنچه نخواسته وجود نخواهد يافت و هيچ حول و قوه‏اى جز به خدا وجود ندارد .

من شما دو بزرگوار را اينك وداع مى ‏گويم و خدا اين زيارت را آخرين عهدم به زيارت شما قرار ندهد.

من بازگشتم اى آقاى من اى امير المؤمنين و اى آقاى من اى ابا عبد الله و سلام و تحيت مادام كه شب و روز پيوسته به يكديگرند بر شما باد و هميشه اين سلام به شما واصل شود و از شما پوشيده و محجوب هيچگاه نباشد انشاء الله و از خدا به حق شما دو بزرگوار مسئلت مى ‏كنم كه اين هميشه با مشيت خدا و عنايت الهى انجام يابد كه او البته خداى بزرگوار ستوده صفات است .

بازگشتم اى آقاى من از زيارت شما در حالى كه از هر گناه توبه كرده و به حمد و شكر و سپاس حق مشغولم و اميدوار اجابت دعاهايم هستم و ابدا مأيوس از لطف خدا نيستم كه باز مكرر رجوع به درگاه شما و بازگشت به زيارت قبور مطهر شما كنم و هيچ از شما و زيارت قبور مطهرتان سير نشوم ؛ بلكه مكرر باز بيايم انشاء الله و البته هيچ حول و قوه ‏اى جز به خواست خدا نخواهد بود .

اى بزرگان من به زيارت شما مشتاق و مايل بودم بعد از آنكه اهل دنيا را ديدم به شما و زيارت شما بى ‏ميل و رغبت بودند پس خدا مرا از اميد و آرزويى كه دارم محروم نگرداند و هم از زيارت شما محروم نسازد كه او به ما نزديك است و اجابت كننده دعا خيلى است.

چهل حديث نوراني درباره امام حسين علیه‌السلام

پيامبر اسلام (ص) فرمود: كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‌ها است و الحق كه كربلا از بساط‌هاى بهشت است.

به گزارش فارس، شخصيت، قيام و نهضت امام حسين (ع) هميشه در كلام معصومين (ع) وجود داشته است و عجب آنكه حتي معصومين پيش از امام حسين (ع) نيز اشاراتي به اين واقعه و سرزميني كه در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته‌اند. در اين نوشتار 40 حديث در باره امام حسين (ع) كه در سايت آيت‌الله محمدتقي بهجت آمده، منتشر مي‌شود.

1- حريم پاك
عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)
پيامبر اسلام (ص) در ضمن حديث بلندى مى‌فرمايد: كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.

2- سرزمين نجات
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.

3- مسلخ عشق‏
قال على عليه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم ولا يلحقهم من كان بعدهم. (3)
حضرت على عليه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند.

4- عطر عشق‏
قال على عليه السلام: واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب. (4)
اميرالمومنين عليه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوش‌بويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

5- ستاره سرخ محشر
قال على بن الحسين عليه السلام: تزهر أرض كربلا يوم القيامة كالكوكب الدرى و تنادى انا ارض الله المقدسة الطيبة المباركة التى تضمنت سيدالشهداء و سيد شباب اهل الجنة. (5)
امام سجاد عليه السلام فرمود: زمين كربلا در روز رستاخيز، چون ستاره مرواريدى مى‏درخشد و ندا مى‏دهد كه من زمين مقدس خدايم، زمين پاك و مباركى كه پيشواى شهيدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است.

6- كربلا وبيت المقدس‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: الغاضرية من تربة بيت المقدس. (6)
امام صادق عليه السلام فرمود: كربلا از خاك بيت المقدس است.

7- فرات و كربلا
قال ابوعبدالله: ان أرض كربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارك و تعالى... (7)
امام صادق عليه السلام فرمود: سرزمين كربلا و آب فرات، اولين زمين و نخستين آبى بودند كه خداوند متعال به آنها قداست و شرافت بخشيد.

8- كربلا كعبه انبياء
قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس نبى فى السموات والارض و الا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام ففوج ينزل و فوج يعرج. (8)
امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ پيامبرى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شوند، چنين است كه گروهى به كربلا فرود آيند و گروهى از آنجا عروج كنند.

9- كربلا، مطاف فرشتگان‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: ليس من ملك فى السموات والارض إلا يسألون الله تبارك و تعالى ان يوذن لهم فى زيارة الحسين عليه السلام ففوج ينزل و فوج يعرج. (9)
امام صادق عليه السلام فرمود: هيچ فرشته‏اى در آسمان‌ها و زمين نيست مگر اين كه مى‏خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زيارت امام حسين عليه السلام مشرف شود، چنين است كه همواره فوجى از فرشتگان به كربلا فرود آيند و فوجى ديگرعروج كنند و از آنجا اوج گيرند.

10- راه بهشت‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: موضع قبرالحسين عليه السلام ترعة من ترع الجنة. (10)
امام صادق عليه السلام فرمود: جايگاه قبر امام حسين عليه السلام درى از درهاى بهشت است.

11- كربلا حرم امن‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: ان الله اتخذ كربلا حرما آمنا مباركا قبل ان يتخذ مكة حرماً. (11)
امام صادق (ع) فرمود: به راستى كه خدا كربلا را حرم امن و با بركت قرار داد پيش از آن كه مكه را حرم قرار دهد. (شايان ذكر است منظور از اين روايت درعالم بالا است كه قبل از مكه، كربلا حرم امن الهي قرار گرفت)

12- زيارت مداوم‏
قال الصادق عليه السلام: زوروا كربلا ولا تقطعوه فان خير أولاد الانبياء ضمنته... (12)
امام صادق (ع) فرمود: كربلا را زيارت كنيد و اين كار را ادامه دهيد، چرا كه كربلا بهترين فرزندان پيامبران را در آغوش خويش گرفته است.

13- بارگاه مبارك‏
قال الصادق عليه السلام: «شاطى‏ء الوادى الايمن» الذى ذكره الله فى القرآن،( قصص/30) هو الفرات و «البقعة المباركة» هى كربلا. (13)
امام صادق (ع) فرمود: آن «ساحل وادى ايمن» كه خدا در قرآن ياد كرده فرات است و «بارگاه با بركت» نيز كربلا است.

14- شوق زيارت‏
قال الامام باقرعليه السلام: لو يعلم الناس ما فى زيارة قبرالحسين عليه السلام من الفضل، لماتوا شوقاً. (14)
امام باقرعليه السلام فرمود: اگر مردم مى‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين عليه السلام است از شوق زيارت مى‏مردند.

15- حج مقبول و ممتاز
قال ابوجعفرعليه السلام: زيارة قبر رسول الله صلى الله عليه و آله و زيارة قبور الشهداء، و زيارة قبرالحسين بن على عليهما السلام تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلى الله عليه و آله. (15)
امام باقر عليه السلام فرمودند: زيارت قبر رسول خدا (ص) و زيارت مزار شهيدان، و زيارت مرقد امام حسين عليه السلام معادل است با حج مقبولى كه همراه رسول خدا (ص) بجا آورده شود.

16- تولدى تازه‏
عن حمران قال: زرت قبرالحسين عليه السلام فلما قدمت جاء نى ابو جعفر محمد بن على عليه السلام ... فقال عليه السلام ابشر يا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد (ص) يريد الله بذلك وصلة نبيه حرج من ذنوبه كيوم ولدته امه. (16)
حمران مى‏گويد هنگامى كه از سفر زيارت امام حسين (ع) برگشتم، امام باقر عليه السلام به ديدارم آمد و فرمود: اى حمران! به تو مژده مى‌دهم كه هر كس قبور شهيدان آل محمد (ص) را زيارت كند و مرادش از اين كار رضايت خدا و تقرب به پيامبر (ص) باشد، از گناهانش بيرون مى‏آيد مانند روزى كه مادرش او را زاده است.

17- زيارت مظلوم‏
عن ابى جعفر و ابى عبدالله عليهماالسلام يقولان: من احب أن يكون مسكنه و مأواه الجنة، فلا يدع زيارة المظلوم. (17)
از امام باقر و امام صادق عليهماالسلام نقل شده كه فرمودند: هر كس كه مى‏خواهد مسكن و مأوايش بهشت باشد، زيارت مظلوم ـ امام حسين ـ را ترك نكند.

18- شهادت و زيارت‏
قال الامام الصادق عليه السلام: زوروا قبرالحسين عليه السلام ولا تجفوه فانه سيد شباب أهل الجنة من الخلق و سيد شباب الشهداء. (18)
امام صادق (ع) فرمود: مرقد امام حسين عليه السلام را زيارت كنيد و با ترك زيارتش به او ستم نورزيد، چرا كه او سيد جوانان بهشت از مردم و سالار جوانان شهيد است.

19- زيارت، بهترين كار
قال ابوعبدالله عليه السلام: زيارة قبرالحسين بن على عليهماالسلام من أفضل ما يكون من الأعمال. (19)
امام صادق (ع) فرمود: زيارت قبر امام حسين عليه السلام از بهترين كارهاست كه مى‏تواند انجام يابد.

20- سفره‏هاى نور
قال الامام الصادق عليه السلام: من سره ان يكون على موائد النور يوم القيامة فليكن من زوارالحسين بن على عليهماالسلام. (20)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين عليه السلام باشد.

21- شرط شرافت‏
قال الصادق عليه السلام: من اراد ان يكون فى جوار نبيه و جوارعلى و فاطمه عليهم السلام فلا يدع زيارة الحسين عليه السلام. (21)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه مى‏خواهد در همسايگى پيامبر (ص) و در كنارعلى (ع) و فاطمه (س) باشد زيارت امام حسين (ع) را ترك نكند.

22- زيارت، فريضه الهى‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: لو ان احدكم حج دهره ثم لم يزرالحسين بن على عليهماالسلام لكان تاركا حقا من حقوق رسول الله (ص) لان حق الحسين فريضة من الله تعالى واجبه على كل مسلم. (22)
امام صادق (ع) فرمود: اگر يكى از شما تمام عمرش را احرام حج ببندد اما امام حسين عليه السلام را زيارت نكند حقى از حقوق رسول خدا (ص) را ترك كرده است؛ چرا كه حق حسين (ع) فريضه الهى و بر هر مسلمانى واجب و لازم است.

23- كربلا كعبه كمال‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام حتى يموت كان منتقص الايمان منتقص الدين، ان ادخل الجنة كان دون المؤمنين فيها. (23)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس به زيارت قبر امام حسين (ع) نرود تا بميرد، ايمانش ناتمام و دينش ناقص خواهد بود به بهشت هم كه برود پايين‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود.

24- از زيارت تا شهادت‏
قال ابوعبدالله عليه السلام: لا تدع زيارة الحسين بن على عليهماالسلام و مُرّ أصحابك بذلك يمدالله فى عمرك و يزيد فى رزقك و يحييك‏ الله سعيدا ولا تموت الا شهيدا. (24)
امام صادق (ع) فرمود: زيارت امام حسين عليه السلام را ترك نكن و به دوستان و يارانت نيز همين را سفارش كن! تا خدا عمرت را دراز و روزى و رزقت را زياد كند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نميرى مگر با شهادت.

25- حديث محبت‏
عن ابى عبدالله قال: من اراد الله به الخير قذف فى قلبه حب الحسين عليه السلام و زيارته و من اراد الله به السوء قذف فى قلبه بغض الحسين عليه السلام و بغض زيارته. (25)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه خدا خير خواه او باشد محبت حسين (ع) و زيارتش را در دل او مى‏اندازد و هر كس كه خدا بدخواه او باشد كينه و خشم حسين (ع) و خشم زيارتش را در دل او مى‏اندازد.

26- نشان شيعه بودن‏
قال الصادق عليه السلام: من لم يأت قبرالحسين عليه السلام و هو يزعم انه لنا شيعة حتى يموت فليس هو لنا شيعة و ان كان من اهل الجنة فهو من ضيفان اهل الجنة. (26)
امام صادق عليه السلام فرمود: كسى كه به زيارت قبر امام حسين نرود و خيال كند كه شيعه ما است و با اين حال و خيال بميرد او شيعه ما نيست و اگر هم از اهل بهشت باشد از ميهمانان اهل بهشت خواهد بود.

27- سكوى معراج‏
قال الصادق عليه السلام: من اتى قبرالحسين عليه السلام عارفا بحقه كتبه الله عزوجل فى اعلى عليين. (27)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه به زيارت قبر حسين عليه السلام نايل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد خداى متعال او را در بلندترين درجه عالى مقامان ثبت مى‏كند.

28- مكتب معرفت‏
قال ابوالحسن موسى بن جعفرعليه السلام: أدنى ما يثاب به زائر ابى عبدالله عليه السلام بشط فرات إذا عرف حقه و حرمته و ولايته ان يغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخز. (28)
حضرت امام موسى كاظم عليه السلام فرمود: كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين عليه السلام در كرانه فرات داده مى‏شود اين است كه تمام گناهان بخشوده مى‏شود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد.

29- همچون زيارت خدا
قال الرضا عليه السلام: من زار قبرالحسين (ع) بشط الفرات كان كمن زار الله. (29)
امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه قبر امام حسين عليه السلام را در كرانه فرات زيارت كند، مثل كسى است كه خدا را زيارت كرده است.

30- زيارت عاشورا
قال الصادق عليه السلام: من زارالحسين عليه السلام يوم عاشورا وجبت له الجنة. (30)
امام صادق (ع) فرمود: هر كس كه امام حسين عليه السلام را در روز عاشورا زيارت كند بهشت بر او واجب مى‏شود.

31- بالاتر از روسپيدى
قال ابوعبدالله عليه السلام: من باب عند قبرالحسين عليه السلام ليلة عاشورا لقى الله يوم القيامة ملطخا بدمه كأنما قتل معه فى عرصة كربلا. (31)
امام صادق (ع) فرمود: كسى كه شب عاشورا در كنار مرقد امام حسين عليه السلام سحر كند روز قيامت در حالى به پيشگاه خدا خواهد شتافت كه به خونش آغشته باشد، مثل كسى كه در ميدان كربلا و در كنار امام حسين عليه السلام كشته شده باشد.

32- نشانه‌هاى ايمان‏
قال ابو محمدالحسن العسكرى عليه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسين، و زيارة الاربعين، والتختم فى اليمين، و تعفير الجبين والجهر ببسم الله الرحمن الرحيم. (32)
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: نشانه‏هاى مؤمن پنج چيز است: 1 ـ پنجاه ركعت نماز (نماز يوميه و نمازهاي نافله) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتر به دست راست كردن 4 ـ بر خاك سجده كردن 5 ـ بسم الله الرحمن الرحيم را در نماز بلند گفتن.

33- رواق منظر يار
قال رسول الله (ص): الا و ان الإجابة تحت قبته والشفاء فى تربته، و الائمة عليهم السلام من ولده. (33)
پيامبر خدا(ص) فرمود: بدانيد كه اجابت دعا، زير گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان عليهم السلام از فرزندان اوست.‏

34- تربت و تربيت‏
قال الصادق عليه السلام: حنكوا اولادكم بتربة الحسين (ع) فإنها امان. (34)
امام صادق (ع) فرمود: كام كودكانتان را با تربت حسين (ع) برداريد چرا كه خاك كربلا فرزندانتان را بيمه مى‏كند.

35- بزرگترين دارو
قال ابوعبدالله عليه السلام: فى طين قبرالحسين عليه السلام الشفاء من كل داء و هو الدواء الاكبر. (35)
امام صادق (ع) فرمود: شفاى هر دردى در تربت قبر حسين عليه السلام است و همان است كه بزرگ‌ترين داروست.

36- تربت و هفت حجاب‏
قال الصادق عليه السلام: السجود على تربة الحسين عليه السلام يخرق الحجب السبع. (36)
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت حسين عليه السلام حجاب‌هاى هفتگانه را پاره مى‏كند.

37- سجده بر تربت عشق‏
كان الصادق (ع) لا يسجد الا على تربة الحسين (ع) تذللا لله و إستكانة اليه. (37)
رسم حضرت امام صادق (ع) چنين بود كه: جز بر تربت حسين (ع) به خاك ديگرى سجده نمى‏كرد و اين كار را از سر خشوع و خضوع براى خدا مى‏كرد.

38- تسبيح تربت
قال الصادق (ع): السجود على طين قبرالحسين (ع) ينور الى الارض السابعة و من كان معه سبحة من طين قبرالحسين (ع) كتب مسبحا و ان لم يسبح بها ... (38)
امام صادق (ع) فرمود: سجده بر تربت قبر حسين (ع) تا زمين هفتم را نور باران مى‏كند و كسى كه تسبيحى از خاك مرقد حسين (ع) را با خود داشته باشد، تسبيح گوى حق محسوب مى‏شود، اگر چه با آن تسبيح هم نگويد.

39- تربت شفا بخش
عن موسى بن جعفرعليه السلام قال: ولا تأخذوا من تربتى شيئا لتبركوا به فأن كل تربة لنا محرمة الا تربة جدى الحسين بن على عليهماالسلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشيعتنا و أوليائنا. (39)
حضرت امام كاظم (ع) در ضمن حديثى كه از رحلت خويش خبر مى‏داد، فرمود: چيزى از خاك قبر من برنداريد تا به آن تبرك جوييد؛ چرا كه خوردن هر خاكى جز تربت جدم حسين (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت كربلا را براى شيعيان و دوستان ما شفا قرار داده است.

40- يكى از چهار نياز
قال الامام موسى الكاظم (ع): لا تستغنى شيعتنا عن أربع: خمرة يصلى عليها و خاتم يتختم به و سواك يستاك به و سبحة من طين قبر أبى عبدالله عليه السلام ... (40)
حضرت امام موسى بن جعفر عليهماالسلام فرمود: پيروان ما از چهار چيز بى‏نياز نيستند: 1 ـ سجاده‏اى كه بر روى آن نماز خوانده شود2 ـ انگشترى كه در انگشت باشد 3 ـ مسواكى كه با آن دندان‌ها را مسواك كنند 4 ـ تسبيحى از خاك مرقد امام حسين (ع)

------------------------------------------------------------
پي نوشت ها:
1- بحارالانوار، ج 98، ص 115/ كامل الزيارات، ص 264.
2- كامل الزيارات، ص269، باب 88، ح 8 .
3- تهذيب، ج 6، ص73 / بحارالانوار، ج 98، ص 116.
4- شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج 4، ص 169.
5- ادب الطف، ج 1، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 268.
6- كامل الزيارات، ص 269، باب 88، ح7 .
7- بحارالانوار، ج 98، ص 109/ كامل الزيارات، ص 269 .
8- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111.
9- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 244 به نقل از كامل الزيارات، ص 111.
10- كامل الزيارات، ص 271، باب 89، ح 1.
11- كامل الزيارات، ص 267/ بحارالانوار، ج 98، ص 110.
12- كامل الزيارات، ص 269.
13- بحارالانوار، ج 57، ص 203؛ به نقل از تهذيب. ‏
14- ثواب الاعمال، ص 319؛ به نقل از كامل الزيارات.
15- مستدرك الوسائل، ج 1 ص 266/ كامل الزيارات، ص 156.
16- امالى شيخ طوسى، ج 2، ص 28، چاپ نجف/ بحارالانوار، ج 98، ص 20.
17- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 253.
18- مستدرك الوسائل ج 10، ص 256 / كامل الزيارات ، ص 109.
19- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 311.
20- وسائل الشيعه، ج 10، ص 330/ بحارالانوار، ج 98، ص 72.
21- وسائل الشيعه، ج 10، ص 331، ح 39.
22- وسائل الشيعه، ج 10، ص 333.
23- وسائل الشيعه، ج 10، ص 335.
24- وسائل الشيعه، ج10، ص335.
25- وسائل الشيعه، ج 10، ص 388/ بحارالانوار، ج 98، ص 76 .
26- كامل الزيارات، ص 193/ بحارالانوار، ج 98، ص 4.
27- من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص581.
28- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 236، به نقل از كامل الزيارات، ص 138.
29- مستدرك الوسائل، ج 10، ص250؛ به نقل از كامل الزيارات.‏
30- اقبال الاعمال، ص 568.
31- وسائل الشيعه، ج 10، ص 372.
32- وسائل الشيعه، ج 10، ص 373 / التهذيب، ج 6، ص 52 .
33- مستدرك الوسائل، ج 10، ص 335.
34- وسائل الشيعه، ج 10، ص 410.
35- كامل الزيارات، ص 275 / وسائل الشيعه، ج 10، ص 410.
36- مصباح التمهجد، ص 511/ بحارالانوار، ج 98، ص 135.
37- وسائل الشيعه، ج 3، ص 608.
38- من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 268/ وسائل الشيعه، ج 3 ص 608.
39- جامع الاحاديث الشيعه، ج 12، ص 533.
40- تهذيب الاحكام، ج 6، ص 75.

زیارت عاشورا از کیست؟

بنا بر احادیث وارده و اسناد موجود، زیارت عاشورا به نقل از حضرت امام باقر علیه‌السلام می‌باشد. اما راجع به ملقب شدن حضرت سیدالشهداء امام حسین علیه‌السلام به «ابا عبدالله»، نکات ذیل ایفاد می‌گردد.

الف - «عبدالله»، یعنی بنده‌ی «الله» و تقاوت آن با القاب دیگری چون «عبدالرحمن»، «عبدالرحیم»، «عبدالرازق»، «عبدالسلیم» ... و سایر اسامی رایج، در همان تفاوت اسم «الله» با دیگر اسمای الهی است، که «الله» اسم تام، کامل و مطلق خداوند است که همه‌ی اسما را در خود دارد. پس «عبدالله» نیز به بنده‌ی کاملی که تجلی تام همه اسمای الهی می‌باشد بیان می‌شود و والاترین مقام برای انسان همان مقام «عبداللهی» است. یعنی بندگی خدا در شدت خلوص و اوج کمال بندگی. لذا از یکی از اسم‌هایی که خداوند در قرآن کریم برای پیامبر اکرم (ص) قرار داده است، «عبدالله» می‌باشد. چنان چه می‌فرماید:

«وَ أَنَّهُ لمََّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كاَدُواْ يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا» (الجن – 19)

ترجمه: و اين كه وقتى بنده خدا (محمد) برخاست تا او را عبادت كند جمعيت بسيارى دورش جمع شدند.

البته خداوند متعال انبیای دیگری چون حضرت عیسی مسیح علیه‌السلام را نیز «عبدالله» نامیده است.

«قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني‏ نَبِيًّا» (مریم - 30)

ترجمه: [نوزاد به سخن در آمد و] گفت: من بنده‏ى خداوندم كه به من كتاب آسمانى داده و مرا پيامبر گردانيده است.

ب - «عبدالله» به معنای «پدر بندگی الله» و هم چنین به «ایجاد کننده بندگی الله» نیز می‌باشد که همان مقام کمال خلوص و تجلی و اوج بندگی است. چرا که «عبدالله» نه تنها خود بنده‌ی کامل خداوند متعال است، بلکه هادی دیگران و مساعد کننده‌ی شرایط و بستر مناسب بندگی برای غیر نیز می‌باشد.

ج – امام حسین علیه‌السلام نیز به لحاظ فرمایش حضرت رسول اکرم (ص) که نام دیگرش «عبدالله» بود و فرمود: «حسین منی و انا من حسینی»، یعنی: حسین از من و من از حسینم هستم، «ابا عبدالله» نامیده شد، چنان چه به حضرت فاطمه‌ی زهراء علیها‌السلام نیز «ام ابیها»، یعنی مادر پدر، لقب داده شد.

وجه عام این لقب نیز به خاطر آن است که ایشان، با قیام علیه جهل، کفر، نفاق و ظلم، و نیز با پذیرش مصائب و در نهایت شهادت مظلومانه، اسلام را از تحریف و نابودی همیشگی نجات داد و با بصیرت بخشیدن به عقول و قلوب مردم، زمینه‌ی نجات آنها از بندگی طاغوت «عبد الطاغوت» و نیز هدایت به سوی بندگی خداوند را مساعد نمود. پس پدر همه‌ی بندگان حقیقی خداوند متعال است.