راهکارهاي موفقيت زا براي جوانان
اعتماد به نفس
اعتماد به نفس، به معناي خوداتکايي است و يکي از رموز موفقيت محسوب ميشود.
کسي که اعتماد به نفس ندارد، در استفاده از امکانات و استعدادهاي دروني و بيروني خود ناتوان است. نبود اعتماد به نفس، موجب فلج شدن فکر و روح انسان ميشود. جوان فاقد اعتماد به نفس، هميشه به ديگران وابسته است، در نتيجه پيشرفت چنداني نخواهد داشت. انسانهاي بزرگ تاريخ با رسيدن به اين حقيقت، در همان اوان جواني ارزش وجود خود و تواناييهاي دروني خويش را شناختند و با اعتماد به همين توانايي ها، در راه پيروزي گامهاي سريع تري برداشتند.
تأثير نظم و برنامه ريزي در زندگي
اهميت نظم در زندگي انسان، انکارناپذير است.
امام علي عليه السلام در آخرين لحظات زندگي خود، پيروانش را به دو عامل مهم که رمز پيروزي و موفقيتند، سفارش کرده و فرموده است: « شما را به پرهيزکاري و نظم در کارها سفارش ميکنم».
براي برقراري نظم در زندگي، بايد به برنامه ريزي کارهاي روزانه پرداخت و هر کاري را در وقت مناسب آن انجام داد. امام کاظم عليه السلام اوقات مسلمان را به چهار بخش تقسيم فرموده است: اول، راز و نياز با خدا؛ دوم، کار و تلاش براي کسب روزي؛ سوم، ارتباط سازنده با ديگران؛ چهارم، تفريح سالم.
در سيره امام خميني(ره)، نظم و انضباط جايگاه ارزندهاي داشت، چنان که آورده اند در نجف اشرف شبها وقتي به زيارت حرم حضرت عليعليه السلام مشرف ميشد، مردم ساعت خود را با ورود وي به حرم تنظيم ميکردند.
بنابراين، جوان براي رسيدن به موفقيت بايد با يک برنامه ريزي دقيق و منطقي بهمنظور استفاده بهينه از فرصت ها، تمام کارهاي روزانه خود را انجام دهد و از درهم ريختگي و بي نظمي در زندگي که عامل رکود است، به شدت دوري کند.
جوان و کرامت نفس
عزت و کرامت نفس، يکي از اساسي ترين عوامل رشد مطلوب شخصيت جوانان است. براي اينکه آنها بتوانند از بيشترين ظرفيت و توانمنديهاي خويش بهره ببرند، بايد نگرشي مثبت به خود داشته باشند. بي گمان جواناني که داراي احساس خود ارزشمندي و خصلت عزت نفس هستند، به پيشرفت تحصيلي و آمادگي مناسب در رويارويي با مشکلات زندگي دست مييابند.
انسان والا به فرموده امام علي عليه السلام: «نفس خود را عزيز ميدارد، خود را از خواري دور نگاه ميدارد و به پستي گناه و کرنش در برابر گناهکار و ستمگر تن نميدهد».
چنين انساني «نه تنها حق ديگران را محترم ميشمارد و چشم درشتي بدان ندارد، بلکه شرف و عزت را در بي نيازي از مردم ميداند»، «از کار نميگريزد و به تلاش خود متکي است».
حضرت علي عليه السلام در رهنمودي، حقيقت اين مرتبه وجودي را به خوبي نشان داده است، آنجا که درباره عزت نفس ميفرمايد: «کم داشتن و به کم قانع بودن و دست پيش ديگران دراز نکردن» است.
از حضرت علي عليه السلام نقل شده است که روزي از برابر قصابي ميگذشت، قصاب گفت: گوشتهاي خوبي آورده ام. حضرت فرمود: اکنون پول ندارم که بخرم. قصاب گفت: صبر ميکنم. حضرت فرمود: نه! به شکمم ميگويم صبر کند.
کسي که نفسش با کرامت است، ميتواند به سادگي و آساني از خواستها چشم پوشي کند و در مقابل، کساني که با ارزش والاي کرامت نفس ناآشنايند، گرفتار صفاتي ناپسند مانند بي برنامگي، خيال پردازي، بي حيايي، پيروي از شهوتها و... هستند.
جوان و پرهيز از گناهان
بنده خوب خدا، دستورهاي الهي را به درستي انجام ميدهد و مشمول رحمت خداوند ميشود، ولي آن که از تکاليف نوراني اسلام فاصله ميگيرد، در حقيقت خود را از هدايت محروم ميسازد؛ زيرا قرآن کريم ميفرمايد: «خداوند، قوم فاسق را هدايت نخواهد کرد».
انسان با ارتکاب گناه، از عنايت الهي محروم خواهد شد. انسان گناهکار بر اثر تکرار گناه، عقيده صحيح خود را هم از دست ميدهد و چه بسا تا آنجا سقوط کند که آيات الهي را نيز تکذيب نمايد. قرآن مجيد درباره ويژگي اين افراد ميفرمايد:
پس فرجام کساني که مرتکب اعمال زشت ميشدند، اين شد که آيات الهي را تکذيب و مسخره ميکردند.
از ديگر آثار گناه، از ميان رفتن نعمت، نزول بلاها و محروميت ها، نقص در روزي و عمر، خشکسالي، تغيير نعمت، پشيماني و حسرت، پرده دري، حبس روزي، مرگ زودرس، رد دعا و... است.
کنترل نفس در ابتدا دشوار مينمايد، ولي پس از نخستين گامها، قدرت حفظ نفس در برابر وسوسهها و گناهان بيشتر ميشود و حتي ميتوان علاوه بر کنترل چشم و گوش و زبان و دست و پا، به کنترل فکر دست يافت، به گونهاي که خيال و فکر در اختيار ما قرار گيرد.
جوان و ياد خدا
قرآن مجيد مؤمنان را به ياد خداوند فرا ميخواند و دوري و غفلت از ياد او را از اوصاف منافقان ميشمارد. البته بايد دانست که حقيقت ذکر، در اذکار نماز و عبادتها خلاصه نميشود، بلکه ذکر مصاديق فراوان دارد، از آن جمله: ذکر نعمتهاي خداوند، ذکر کمکها و توفيقات الهي، ذکر آيات الهي، ذکر دستورهاي الهي در هنگام عمل و رعايت فرمانهاي خداوند، ذکر معاد و مرگ و از همه مهم تر ذکر ذات خداوندي. بدين معنا که او را در همه حال حاضر و ناظر بدانيم و توجه داشته باشيم که معبود مطلق اوست، رشته تمام امور به دست اوست و تنها بايد از او کمک خواست و بر او توکل کرد. به همين سبب «ذکر کثير خداوند» از شديدترين و مهم ترين وظايف انسان دانسته شده است.
نماز و ديگر اعمال عبادي، همه براي رسيدن به حقيقت ذکر و توجه به عهد ازلي عبوديت و اطاعت خداوند است، بدين سبب خداوند پس از سفارش به نماز، ذکر خود را از نماز بالاتر ميداند و ميفرمايد:
نماز را برپا دار که نماز، تو را از کار زشت و ناپسند بازمي دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است.
در واقع ذکر خداوند و توجه به حقيقت الوهيت خداوندي و در نظر داشتن فقر ذاتي انسان، موجب آرامش ميشود. يکي از مصاديق ذکر خداوند اين است که وقتي انسان در موقعيت حرام قرار ميگيرد و وسوسه ميشود، از انجام گناه خودداري کند. در روايتي از امام صادق عليه السلام آمده است:
از شديدترين اموري که خداوند بر خلقش واجب کرده، ذکر کثير خداست. سپس فرمود منظورم سبحان اللّه و الحمدللّه ولا اله الا اللّه و اللّه اکبر نيست، گرچه اينها هم ذکر است، بلکه منظورم ذکر خداوند هنگام حلال و حرام است که اگر طاعت است، بدان عمل کند و اگر معصيت است، آن را ترک کند.