چرخه زندگي انسان از تولد تاپيري و در پايان، مرگ، يک چرخه طبيعي است که در اختيار آدمي نيست؛ ولي چگونگي زندگي، شاد و با نشاط بودن يا افسردگي و غم، موفقيت و خوشبختي يا شکست و نابودي، به دست خود انسان است و اوست که مي‌تواند شکل زندگي‌اش را ترسيم کند.

شکي نيست که دوره نوجواني و جواني زندگي آدمي از بيش‌ترين شور و نشاط برخوردار است و رفته رفته در سن ميان سالي و پيري انرژي انسان رو به کاهش مي‌گذارد، ولي با انجام راهکارهاي به ظاهر ساده‌اي مي‌توان نشاط و شادي جواني را طولاني‌تر کرد و حداقل 20 سال جوان ماند.

از آن‌جايي که جوهر وجود آدمي سرشته از دو حقيقت يعني جسم و جان است، براي رسيدن به موفقيت و خوشبختي که عامل اصلي شادي و لذت و آرامش است، پرداختن به هر دو بعد وجودي ضروري مي‌باشد. شرط رسيدن به اين هدف، ايجاد تعادل بين جسم و جان است، يعني به همان ميزان که به مؤلفه‌هاي سلامتي جسم توجه داريم، بايد به مؤلفه‌هاي سلامت روان نيز توجه داشته باشيم. بنابراين اگر بخواهيم از نشاط و شور دائمي برخوردار باشيم و هميشه جوان و پر انرژي بمانيم، هم بايد به تقويت بعد جسماني خود اهميت دهيم و هم به سلامت رواني و فکري‌مان بينديشيم. توجه به امور رواني از آن جهت است که بخش عمده تندرستي و سرخوشي به روان انسان بستگي دارد.

اگر کسي در زندگي، از يک جهان بيني صحيح و منطقي برخوردار و براي خود هدف و انگيزه داشته باشد، به طوري که تمام زندگي‌اش را در راستاي رسيدن به آن هدف ببيند، از نشاط عميق و دائمي برخوردار خواهد بود. بسياري از افسردگي‌ها و احساس‌هاي منفي انسان به نداشتن انگيزه در زندگي برمي‌گردد و انگيزه به نوبه خود از هدف برمي‌خيزد.

زندگي ما اگر داراي هدف مقدسي نباشد، هرگز نمي‌توان انتظار نشاط طولاني از آن داشت، اما اگر سعي کنيم به طور جدي به بازسازي افکار و شناخت خود بپردازيم و بتوانيم شناخت درستي از جهان و زندگي بيابيم و آن را جايگزين افکار نادرست کنيم، مشاهده خواهيم کرد که نشاط و شادي و انرژي جواني در ما به اندازه‌اي به وجود مي‌آيد که تا پايان عمر ما را همراهي مي‌کند و به مرحله‌اي مي‌رسيم که هيچ چيز و هيچ کس نمي‌تواند ما را غمگين کند. طبق تعاليم قرآني، ياد خدا و دل بستن به خدا و رسيدن به کمال انساني که در بندگي خداست، آرامش دهنده قلب آدمي است که طوفان‌هاي سهمگين حوادث هرگز قادر نيست کوچک‌ترين تزلزلي در آن ايجاد کند. به همين سبب، قرآن درباره اولياي خدا و کساني که جز رسيدن به خدا هدفي ندارند، مي‌فرمايد: آنان نه از چيزي مي‌ترسند و نه اندوهگين مي‌شوند.

معناي سخن اين است که هيچ نوع اضطراب و افسردگي در زندگي آن‌ها راه ندارد، هرچند به سخت‌ترين مشکلات و غمبارترين حوادث مبتلا شوند؛ چنان‌که مي‌بينيم اهل بيت اين‌گونه بودند و حتي حادثه‌اي مانند عاشورا نيز آن‌ها را از جا حرکت نداده، بلکه محکم‌تر کرد؛ همان‌طور که قهرمانان کربلا آن را اثبات کردند. به هر حال، براي رسيدن به نشاط واقعي توجه به امور رواني و شناختي ضروري است.

بنابراين رسيدن به نشاط و شادي دائمي هم به عوامل جسماني بستگي دارد و هم به عوامل رواني و شناختي. ما در اين‌جا به برخي از اين عوامل به صورت جزئي و عيني اشاره مي‌کنيم.

1. انگيزه

انگيزه نقش بسزايي در ايجاد نشاط و انرژي دارد. بايد سعي کنيم انگيزه‌هاي ما دروني باشد نه عوامل بيروني مثل تشويق و پاداش؛ زيرا عوامل بيروني متغير است و کسي که انگيزه هايش را به اين عوامل وابسته کند، نمي‌تواند شادي و نشاط خود را طولاني کند. مراد از انگيزه دروني، رسيدن به کمال انساني و شکوفا شدن تمام استعدادهاي آدمي است.

2. داشتن اعتماد به نفس

با انسجام بخشيدن به افکار و شناخت‌ها و باور کردن توان و استعدادهاي خدادادي، مي‌توان به اعتماد به نفس رسيد. اعتماد به نفس در يک تعريف ساده، يعني به اين باور برسيم که کار نشدني وجود ندارد. يا به عبارت ديگر، «مشکلي نيست که آسان نشود، مرد خواهد که هراسان نشود»

3. خوش‌بيني و اميد

افراد خوش‌بين به دنيا و محيط زندگي به‌عنوان قلمرو دشمن نگاه نمي‌کنند، براي آن‌ها همه چيز ميدان رقابتي بزرگ است که در آن مي‌توانند توانايي و کارداني خود را نشان دهند. آنان در بحران‌هاي زندگي هم از موقعيت‌هاي مطلوب غافل نيستند و بيش‌ترين استفاده را از کم‌ترين امکانات مي‌کنند.

4. تغذيه مناسب

تداوم نشاط و شادي به تغذيه کافي و داشتن يک رژيم غذايي مناسب به دور از پرخوري يا خوردن موادي بستگي دارد که ارزش غذايي کمي دارند.

به توصيه‌هاي زير توجه کنيد:

- هفته‌اي يک بار دم کرده گياهي که تأثير نشاط‌آور دارد، مانند گزنه، برگ درخت غان، بارهنگ، خاربن، و يا گل گاوزبان بنوشيد.

- خوردن روزانه يک سيب شما را از مراجعه به پزشک بي‌نياز مي‌کند.

- خوردن انگور، سلامتي بخش، آرام بخش، ضد التهاب، از بين برنده ترس و بسيار مقوي و مغذّي است.

- مصرف عناصري چون روي، که در لبنيات، ماهي، ماکاروني و نان فراوان است و نيز يُد، که با مصرف نمک يددار تأمين مي‌شود، به نشاط افراد خسته کمک مي‌کند.

5. تحرک

تحرک، کليد موفقيت در هر چيز و از لوازم ضروري زندگي آدمي است. تحرک نه تنها بسياري از بيماري‌ها را بهبود مي‌بخشد و از اضافه وزن و کمر درد جلوگيري مي‌کند، بلکه افسردگي را از بين مي‌برد و نشاط کافي به آدمي اعطا مي‌کند.

انسان مي‌تواند تحرک را با ورزش‌هايي چون پياده روي، دوچرخه سواري، دوش آب سرد و پس از آن بلا‌فاصله دوش آب گرم، کوه نوردي، شنا، استفاده از پله به جاي آسانسور، دو مارتن و مانند آن به دست آورد. فعاليت‌هاي ورزشي سبب افزايش ظرفيت قلب و ريه مي‌شود، خون بهتر به عضلات و مغز مي‌رسد، استخوان‌ها و مفاصل قوي‌تر مي‌شود، سوخت و ساز بدن سريع‌تر مي‌گردد، اندام زيباتر مي‌شود، احساس نگراني و اضطراب از بين مي‌رود، مصونيت بدن در مقابل بيماري‌ها بيش‌تر مي‌شود، خواب عميق‌تر مي‌شود، نيروي اراده پرورش يافته و قوي‌تر مي‌شود و سلامتي بدن و نشاط و شادي زندگي افزون مي‌گردد.

6. رفتن به دامن طبيعت

رفتن به کنار سبزه و آب و تنفس در هواي مطبوع و تميز آن، رفتن به کنار دريا، دامنه کوه‌ها و تماشاي درختان و گل‌ها اگر به صورت دائمي و هرچند وقت يک‌بار باشد و انسان سعي کند استراحت خود را در اين مکان‌ها قرار دهد، تأثير معجزه آسايي بر نشاط و شادي انسان مي‌گذارد. اگر هم امکان رفتن به طبيعت را پيدا نکرديم، حداقل کاري کنيم که طبيعت به نزد ما بيايد. با استفاده از پرورش گل و گياه داخل منزل و نيز استفاده از مواد خوشبو کننده طبيعي چون عطر گل ياس، بهار نارنج، گل سرخ، ليمو ترش و استفاده از عصاره‌هاي آرام بخش مانند بابونه، بنفشه، نعناع و دارچين، گياه مرزنگوش و مانند آن به تأثير فراوان آن‌ها بر سلامت و نشاط رواني خود دست پيدا کنيد.

7. بهداشت

در کنار همه موارد فوق، رعايت بهداشت اهميت ويژه‌اي دارد؛ زيرا متخصصين سلامت تأکيد مي‌کنند پيشگيري مقدم بر درمان و راهي آسان‌تر و مطمئن‌تر است. اگر مي‌خواهيم از نشاط و شور و شوق بادوامي برخوردار باشيم، لازم است ضمن چکاب کامل، به ميزانِ قند و چربي خون و نيز کارکرد غدد و دستگاه‌هاي بدن توجه کافي داشته باشيم تا در صورت به هم خوردن تنظيم آن، بتوانيم به آساني از بروز بيماري‌هاي خطرناک جلوگيري کنيم.

شميم ياس