غانمه بنت غانم
معاويه گفت: من ذمّه خود را از کسي که فضيلتي از علي عليه السلام نقل کند، بر ميدارم».
لذا تمام خطيبان، علي عليه السلام را لعن ميکردند تا جايي که سيوطي ميگويد: «در روزگار بني اميه بر هفتاد هزار منبر، علي عليه السلام را لعن ميکردند. معاويه به کارگزاران خود نوشت: «ببينيد در ميان شما چه کساني شيعه و دوستدار علي عليه السلام ميباشند، ايشان را از بين ببريد و دليل آن را حتي با حدس و گمان، در زير هر سنگي هست بيرون بکشيد».
معاويه ميگفت: «لعن بر علي عليه السلام بايد آنقدر گسترش يابد تا کودکان با اين شعار بزرگ گردند و جوانان با آن پير شوند.»
با وجود اين همه تهديد، مخلصان بسيار کمي، بي هراس از غير خدا، ولايت خويش را به طور علني اظهار مينمودند و خطرات آن را نيز به جان ميخريدند.
نمونه آن مسلمانان، زني به نام غانمه بنت غانم است. او در موقعيتي مناسب و در ميان جمع بسياري از مسلمانان سخنراني نمود و با اشعار طولاني و مفصلي، فضايل بني هاشم بهويژه حضرت علي عليه السلام و حسنين عليهماالسلام را براي مردم بيان کرد و به مردم هشدار داد که معاويه لايق امارت بر مؤمنان نيست. پس از سخنراني، جاسوسان دولت بني اميه، به معاويه خبر دادند که اين شيرزن چه گفته است و قصد دارد به مدينه بيايد و در آنجا نيز سخناني را ايراد نمايد. معاويه براي آنکه اين زن از موضع حق خود دست بشويد و به او بپيوندد، سعي کرد تا با شيوه هميشگي اش در جذب ياران امام عليه السلام، دين او را با عطاياي پَست دنيوي بخرد. لذا دستور داد مجلس باشکوهي ترتيب دهند و جايگاه مناسبي را براي غانمه در نظر بگيرند. وقتي که غانمه به مدينه آمد، خدمتکاران معاويه او را به مجلس بردند و از او استقبال بسيار گرمي نمودند. غانمه در بدو ورود براي آنکه به معاويه بفهماند از جمله نامردماني نيست که به طمع دنيا، به ولي خدا پشت مينمايند، با اولين کلام، موضع خويش را مشخص نمود. او نه تنها به معاويه سلام ننمود، بلکه در جواب سلام وي گفت: «سلام بر مؤمنان و ذلت و خواري بر کافرين» و سپس شروع به بيان فضايح بني اميه و فضايل بني هاشم کرد. او چنان با تهور سخن گفت که معاويه براي ساکت نمودنش، قسم خورد که ديگر به علي عليه السلام دشنام نخواهد داد.
مجله شوراي فرهنگي و اجتماعي زنان، شماره 3