پرورش 7 فضيلت اخلاقي در کودک
پرداختن به موضوع مهمي مانند پرورش فضيلتهاي اخلاقي در کودکان با توجه به اين که جامعه ما از آسيبهاي اجتماعي متعدد در رنج است و اين امر نسل آينده کشور را تهديد ميکند، بايد جدي گرفته شود و مورد توجه اقشار مختلف مردم قرار گيرد.
به نوشته تبيان، پرورش اخلاقي درست، انسان را از تنگناهاي بزرگ ميرهاند و نيرويي است که به انسان، به منظور کنترل خود از وارد شدن در تباهيها و لغزشها کمک ميکند.
پرورش اين فضيلتها که آموختني است و کودکان به وسيله آن از آسيبهاي اجتماعي و رواني مصونيت پيدا ميکنند، يکي از وظايف عمده اما فراموش شده والدين است. بديهي است، وقتي کاري در شرايط ويژه و در زمان خود انجام ميگيرد، آثار دلخواه را به دست ميدهد. دوران کودکي نيز بهترين زمان براي سازندگي است. کودک براي تربيت، آمادگي کامل دارد و هر تدبيري در تربيت او به کار گرفته شود، در دل و جانش نقش ميبندد و به راحتي از ميان نميرود. اخلاق و ويژگيهاي ناشايست را که در بزرگسالي جزو شخصيت فرد شده، نميتوان به آساني تغيير داد. حال آنکه يک نهال کوچک را ميتوان از حالت انحراف به راستي درآورد. بنابراين، دوران کودکي، بهترين دوره سازندگي و تربيت اخلاقي است.
از سالهاي نخستين کودکي که رشد ساختمان مغزي کودک سريع است، بايد در تربيت همه جانبه مادي و معنوي کودکان همت کرد تا فرزنداني را با سرمايههاي ايماني و سجاياي اخلاقي پرورش داد و آنها را براي يک زندگي پاک و شايسته آماده ساخت.
والدين قادر هستند با آموزش 7 فضيلت مهم به کودکان، آنها را براي در پيش گرفتن يک زندگي سالم در آينده آماده کنند.
با اين مقدمه با اين فضيلتهاي اساسي آشنا ميشويم.
7 فضيلت اساسي که نقش مهمي در سالم زيستن افراد دارند، عبارتند از همدلي، وجدان، خويشتن داري، احترام، مهرباني، بردباري و انصاف که 3 فضيلت اول يعني همدلي، وجدان وخويشتن داري سنگ بناي اصلي اخلاق در افراد است.
همدلي، وجدان، خويشتن داري
اولين گام براي برقراري ارتباط سالم با ديگران توانايي درک احساسات آنها است و مفهوم همدلي در همين نکته نهفته است. احساس همدلي به فرد کمک ميکند تا به نيازها و احساسات ديگران حساستر باشد و تمايل بيشتري براي کمک به آنها داشته باشد. همدلي باعث ميشود، فرد با ديگران با عطوفت بيشتري برخورد کند و رنجهاي عاطفي احتماليشان را رفع کند. رفتار آزاردهندهاي در فردي که همدلي دارد، وجود ندارد و وي تلاش ميکند نسبت به احساسات ديگران خود را مسؤول و متعهد بداند. همدلي مفهومي است که يک نوزاد 6 ماهه متوجه آن ميشود و طبيعي است که سير رشدي قابل توجهي از نوزادي تا سنين بالاتر دارد.
بنابراين درک اهميت همدلي در درجه اول براي والدين بسيار حياتي و مهم است و بايد والدين خود به اين سلاح مجهز باشند و توانايي همدلي کردن را داشته باشند. از سوي ديگر؛ وجدان، همان نداي دروني فطرت انسان است که به فرد اين قدرت را ميدهد تا نادرست را از درست تشخيص دهد. وقتي فردي از مسير درست خارج شود و به علت انجام عمل غير اخلاقي احساس گناه کند، در معرض ابتلا به انواع اختلالات رواني قرار خواهد گرفت. فرد با تقويت وجدان ميتواند با وجود وسوسه، تحريک و تهييج شدن به انجام عمل غيراخلاقي، رفتار اخلاقي و صحيح داشته باشد. وجدان در حقيقت، سنگ بناي صداقت و مسؤوليت پذيري افراد است. به نظر ميرسد کودک تا 4 سالگي خود محورانه عمل ميکند و دوست دارد کارها را به شيوهاي که خود ميخواهد انجام دهد؛ اما از اين سن به بعد ياد ميگيرد براي اين که به درد سر نيفتد يک سري کارها را انجام ندهد. در واقع در اين سن وجدان بيروني وجود دارد اما با طي شدن مراحل رشد و تکامل وجدان دروني به تکامل ميرسد. اگر وجدان در کودک شکل نگيرد وي هيچ زمان پيامد رفتارهاي خود را در نظر نميگيرد و در مقابل رفتارهايش مسؤوليت پذيري نخواهد داشت.
خويشتن داري همان خصوصيتي است که در بيشتر کودکان ما شکل نميگيرد؛ زيرا کودکان هر تمايل و احساس خود را بلافاصله به رفتار تبديل ميکنند. در خويشتن داري کودک ياد ميگيرد که هر احساس يا تمايل را به رفتار تبديل نکند و خود را کنترل کند.
براي درک مفهوم خويشتنداري ميتوانيم به ماه مبارک رمضان اشاره کنيم که اوج خويشتن داري افراد است؛ زيرا در حالي که افراد تمايل به خوردن يا نوشيدن دارند، از اين کار اجتناب ميکنند. فرد خويشتن دار از رفتارهاي عجولانه پرهيز ميکند و همواره ميانديشد که «دفعه بعدي هم وجود دارد.» به عبارتي همه چيز را در «حال» خلاصه نميکند و برآورده شدن خواسته يا نيازش را به آينده موکول ميکند.
اين فضيلت به کودکان کمک ميکند به خود متکي باشند و کسب استقلال کنند. فرد خويشتن دار قادر است به علت کنترل خواسته هايش فضيلتهاي ديگري مثل بخشندگي را در خود پرورش دهد.
احترام، مهرباني، بردباري، انصاف
کودکان همچنين بايد ياد بگيرند به ديگران احترام بگزارند و طوري رفتار کنند که دوست دارند با خودشان هم همان رفتار شود. وقتي فضيلتي مثل احترام در کودک پرورش مييابد، از بسياري از آسيبها مانند خشونت و بي عدالتي پيشگيري ميشود. ثابت شده است که علت افزايش خشونت در روابط زوج، باور نداشتن به اصل احترام متقابل در زندگي مشترک است. کودکي که ياد ميگيرد به ديگران احترام بگزارد و طوري رفتار کند که دوست دارد با او رفتار کنند، هرگز پا را از دايره اخلاق بيرون نميگذارد. در مهرباني توجه به رفاه و آسايش ديگران اهميت اساسي دارد و نقطه مقابل خودخواهي است. اين فضيلت به فرد اجازه ميدهد تا دلسوز و غمخوار ديگران باشد و براي آنها وقت بگذارد. در بردباري فرد ميتواند با توانايي و درک عقايد و نظر ديگران و بدون قضاوت ارزشي نسبت به آنها، بردباري به خرج دهد و در تعامل صحيح با ديگران به سر ببرد.
فرد بردبار بدون پاي بندي به تعصبات کورکورانه خود و ضمن احترام به حقوق ديگران تلاش ميکند پا را از دايره اخلاق بيرون نگذارد و همراه و همدم ديگران در شرايط دشوار زندگي باشد.
هم چنين در قابليت انصاف، فرد ميآموزد که عادلانه، منصفانه و بي طرفانه رفتار کند و اين انصاف را به ارتباطات انساني نيز تسري ميدهد.در پيش گرفتن بردباري و انصاف باعث ميشود که کيفيت روابط انساني افزايش يابد و با اين ويژگي دشواريهاي زندگي فردي و اجتماعي بهتر رفع ميشود.
والدين بايد نسبت به پرورش فضيلتهاي اخلاقي در کودکان از سنين پايين اقدام کنند، و اين باور نادرست ديرينه که «بچهها نميفهمند» بايد از ذهن والدين ايراني براي هميشه پاک شود و آنها به آموزش و پرورش اين فضيلتها از همان دوران کودکي اقدام کنند. متاسفانه هم اکنون برخي والدين نسبت به مسائل تربيتي کودکان کوتاهي ميکنند، در صورتي که سنگ بناي موفقيت و زندگي سالم کودکان با آموزش اين فضيلتها گذاشته ميشود.