شادماني ياران امام حسين(ع) به واسطه شهادت

طبرى از قول يكى از غلامان عبدالرحمان بن عبدربه انصارى مى‌نويسد:

من در خدمت مولاى خود عبدالرحمان بودم. چون سپاهيان ابن‌زياد آماده جنگ با امام شدند... برير سر شوخى را با عبدالرحمان باز كرد و مطايبه گويى را آغاز نهاد. عبدالرحمان كه گويى حوصله‌اش از شوخي‌هاى برير سر آمده بود، رو به او كرد و گفت: دست بردار! حالا چه وقت شوخى و مزاح است؟! برير پاسخ داد: خداى مى‌داند و همه بستگان من گواهند كه من در جوانى و پيرى اهل شوخى و مزاح نبوده‌ام ؛ اما اكنون به خدا سوگند با چنين موقعيتى كه ما داريم و مژده‌اى كه پيشاپيش دريافت كرده‌ايم، بين ما و حوريان بهشتى، كه انتظار ما را مى‌كشند، همين اندازه فاصله باقى است كه اين مردم با شمشيرهاى آخته بر ما يورش آورند. و چقدر آرزومندم كه اين كارشان هر چه زودتر عملى شود.

سپس غلام عبدالرحمان ادامه داد و گفت: هنگامى كه امام بيرون آمد، ما به نوبه داخل شديم و نظافت كرديم. ديرى نگذشت كه امام بر اسبش سوار شد و قرآنى در پيش روى نهاد و... يارانش در برابر او به جانبازى و دفاع از حضرتش پرداختند و با شجاعت و مردانگى مى‌جنگيدند و شهيد مى‌شدند، من چون ديدم كه همه آن مردان مبارز و شجاع شهيد شده و به خاك و خون غلتيده اند، روى بر تافته و گريختم!

علامه سيد مرتضى عسگرى، نهضت حسينى(ع) در احياى سنت پيامبر