همسر كميت بن زيد اسدى
دژخيمان خالدبن عبدا... قسرى، استاندار هشام بن عبدالملك در كوفه، وى را به همين علت دستگير كردند و به زندان افكندند.
كميت در زندان دريافت كه او را اعدام خواهندكرد؛ در نتيجه مخفيانه براى همسرش پيام داد و وى را از جريان مطلع ساخت.
در يكى از روزهاى ملاقات، همسر كميت، لباس هاى شوهرش را به تن كرد و لباسها و نقاب خود را به كميت پوشاند, يكى دو بار او را برانداز كردو گفت: هيچ معلوم نيست، فقط مردانگى شانههايت پيداست، آنهم عيبى ندارد, به نام خداوند خارج شو!
كميت بن زيد اسدى به همراه دو زن ديگر از زندان خارج شد وكسى از مامورين متوجه خروجش نشد.
جمعى از جوانان بنى اسد كه دورادور مراقب كميت بودند, او را از محل دور كردند و به يكى از نقاط كوفه كه از قبل مشخص شده بود, بردند.
در زندان، وقتى مامورين، كميت را صدازدند, جوابى نشنيدند, وارد زندان شدند تا از او خبر بگيرند, ناگهان با زنى روبروشدند كه لباس هاى كميت را بر تن كرده و او را فرارى داده است.
زندانبانها با كمال ناراحتى، جريان را به استاندار كوفه خبر دادند, خالدبن عبدا... قسرى، همسر شجاع كميت را احضار و او را به شدت تهديدكرد و گفت: بايد شوهرت را تحويل زندان بدهى!
در اين كشمكش، جمعى از جوانان دلاور بنى اسد نزد خالد آمدند و به حمايت از همسر قهرمان كميت پرداختند.
سرانجام، استاندار كوفه احساس خطر كرد و اين بانوى شجاع را آزادساخت.