انسان در برابر عوامل بيروني و دروني، واکنش‌هاي مختلفي مانند شادي، خشم، ترس و اندوه از خود نشان مي‌دهد که به آن‌ها هيجان گفته مي‌شود. اين هيجان‌ها به عوامل پديد آورنده، ديدگاه‌ها و انديشه‌هاي انسان بستگي کامل دارد که گاه مثبت و گاه منفي است.

شادي، حالتي است که بر اثر آن، درد و رنج‌هاي روحي در انسان به کم‌ترين حد خود مي‌رسد و سرور باطني آدمي، آشکار و براي مدتي از قيد غم‌ها آزاد مي‌شود. شادي، احساس مثبتي است که در پي خرسندي و پيروزي پديدار مي‌شود.

شهيد مرتضي مطهري نيز در اين زمينه مي‌فرمايد:

سرور، حالت خوشي و لذت بخشي است که از علم و اطلاع بر اين‌که يکي از اهداف و آرزوها انجام يافته يا انجام خواهد يافت، به انسان دست مي‌دهد و غم و اندوه، حالت ناگوار و دردناکي است که از اطلاع بر انجام نشدن يکي از هدف‌ها و آرزوها به انسان دست مي‌دهد.

شادي، دل‌ها را به هم نزديک و شک و بدبيني را از آدميان دور مي‌کند و توان آنان را براي پرداختن به خير و نيکي بالا مي‌برد. همچنين سلامت اعضاي خانواده را تضمين و به ما کمک مي‌کند تا تصميم‌هاي آگاهانه تري بگيريم.

ضرورت شادي در زندگي

شادي، يکي از نيازهاي اساسي انسان در زندگي است و عاملي براي رشد و موفقيت آدمي به شمار مي‌آيد. سرور و نشاط، تأثير بسزايي در افزايش توانايي و فعاليت سالم دارد و ضرورتي است که به زندگي فرد معنا مي‌دهد. آدمي در پرتو شادي توفيق مي‌يابد خويشتن را بر مبناي اصولي راستين به پيش برد و به قله‌هاي پيشرفت و تعالي دست يابد و نقش سازنده خود را در زمينه‌هاي فرهنگي، سياسي و اقتصادي در اجتماع ايفا کند.

دين اسلام چون دين فطرت است، به تمام نيازهاي طبيعي و فطري انسان توجه دارد و پيروان خود را به شادي‌هاي مثبت و سازنده دعوت مي‌کند. همچنين پرداختن به شادي با رعايت حدود آن، براي تجديد نشاط دروني و کاستن از يک نواختي زندگي مؤثر است.

حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد:

اين دل‌ها همانند بدن ها، خسته و افسرده مي‌شوند و به استراحت نياز دارند. در اين حال، نکته‌هاي زيبا و نشاط انگيز براي آن‌ها انتخاب کنيد.

از امام رضا عليه السلام نيز نقل مي‌شود:

اوقات فراغت خود را به چهار بخش تقسيم کنيد: بخشي را براي عبادت؛ بخشي را براي کار و فعاليت براي تأمين زندگي؛ بخشي را براي معاشرت و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و کساني که شما را به عيب هايتان آگاه سازند و بخشي را به تفريحات و لذت‌هاي خود اختصاص دهيد و از وقت‌هايي که به تفريح و شادي مي‌گذرانيد، نيرو و توان انجام دادن ديگر وظايف خويش را تأمين کنيد.

جايگاه شادي در قرآن

شادي، جايگاه ويژه‌اي در قرآن دارد و خداوند به گونه‌هاي مختلف، آن را تأييد و به آن توجه کرده است؛ البته نه شادي‌هاي بيهوده و حرام، بلکه شادي‌هاي برخاسته از رعايت اهداف الهي و انساني. ازاين رو، آيات قرآن درباره شادي دو دسته اند: در دسته‌اي از آيات، مؤمنان به شادي دعوت شده اند، مانند:

اي رسول خدا! به خلق بگو که شما بايد تنها به فضل و رحمت خدا شادمان شويد (و به نزول قرآن مسرور باشيد) که آن، بهتر و مفيدتر از ثروتي است که براي خود مي‌اندوزيد.

بنابر اين آيه، مردم بايد همواره به فضل پروردگار و رحمت بي پايان او و به اين کتاب بزرگ الهي که جامع همه نعمت هاست، خشنود شوند، نه به جمع کردن ثروت‌ها و بزرگي مقام‌ها و فزوني قوم و قبيله.

اطاعت از خداوند نيز سبب شادي انسان مؤمن مي‌شود، چنان که حضرت علي عليه السلام مي‌فرمايد:

شادي مؤمن، به طاعت پروردگارش و حزنش بر گناه و عصيان است.

از سوي ديگر، در دسته‌اي از آيات الهي، شادي‌هاي بيهوده، بي هدف و ضدارزش نکوهش مي‌شود. بنابراين، شادي‌ها بايد بر اساس ارزش‌ها و اهداف مقدس باشد، چنان که خداوند در قرآن کريم در داستان قارون که فردي خودخواه و مغرور بود و شادي‌هاي مستانه داشت، از زبان قومش مي‌فرمايد:

به خاطر بياور هنگامي که قوم قارون به او گفتند: اين همه شادي مغرورانه مکن که خداوند، شادي کنندگان مغرور را دوست ندارد.

شادي‌هاي ظاهري و حقيقي

بخشي از شادي‌ها «ظاهري و سطحي» است، مانند شادي‌هايي که از سر غفلت و هوسراني، تکبر و استهزاي ديگران، به انسان دست مي‌دهد. اين نوع شادي‌ها در اسلام به «لهو و لعب» تعبير مي‌شود که پايان آن، جز اندوه و افسردگي نخواهد بود. بخشي ديگر از شادي‌ها «حقيقي و واقعي» است که ممکن است حتي در ظاهر، خنده‌اي ديده نشود، حال آن‌که فرد در اعماق جان خود احساس رضايت و آرامش مي‌کند، مانند: نجات دادن غريق، نجات يک طفل از خطر آتش سوزي، ايثار در حق مسکين و دردمند، عيادت بيمار بي پناه، رسيدگي به داد مظلوم، احسان به والدين و گذشت و عفو در حق ديگران.

معيارهاي غم و شادي

نوع غم و شادي هر فرد، بستگي به چگونگي شخصيت و نگرش او دارد. از غم‌ها و شادي‌هاي هر فرد، به ميزان رشد فکري و بزرگي همت و عظمت روح او مي‌توان پي برد. خوشحالي شخصي به عفو و گذشت است و ديگري به انتقام. يکي در صورتي که گناهي مرتکب شود، غمگين مي‌شود و ديگري با از دست دادن سرمايه‌اي ناچيز.

در نظام ارزشي اسلام، هر چيزي زماني مطلوب است که در مسير کمال و سعادت انسان باشد و پيامبر و ائمه معصومين عليهم السلام همواره مي‌کوشيدند به شادي‌هاي مردم، جهت و هدف بدهند. پيامبر اکرم روزي که از مکه به مدينه هجرت کرد، متوجه شد که مردم مدينه همه ساله دو روز را به تفريح و جشن مي‌پردازند. پيامبر پرسيد: اين دو روز چه مناسبتي دارد؟ گفتند: ما در دوران جاهليت، اين دو روز را اين گونه سپري مي‌کرديم. رسول خدا فرمود: خداي سبحان بهتر از اين دو روز را براي شما آورده و آن، عيد فطر و عيد قربان است.

از اين رهگذر، عيد و شادي مؤمن، همان لحظه‌هايي است که بر شيطان و نفس خود چيره مي‌شود و عزاي او هنگامي است که به گناه گرفتار آيد.

توکل بر خدا؛ عاملي مهم براي شادماني

توکل بر خداوند، آدمي را به منبع قدرتي بي پايان پيوند مي‌دهد و خود، يکي از عوامل پديد آورنده آرامش و شادي در قلب انسان است. «توکل؛ يعني واگذاري امور خود به مالک خويش و اعتماد به وکالت او و مالک شخص، کسي است که بر مصالح او، مقتدر باشد و خداوند، اين گونه است. رسيدن به اين نوع دلبستگي به پروردگار، نشانه کمال معرفت است؛ زيرا انسان، هر اندازه خدا را بهتر بشناسد و از قدرت و رحمت و حکمت او زيادتر آگاه شود، دلبستگي او به آن قدرت و ذات بي همتا زياد مي‌شود».

از آن‌جا که اسباب دنيوي شايسته اعتماد نيستند، توکل بر آن‌ها آرامش و شادماني آدمي را در پي ندارد. توکل در صورتي شادي آور است که بر شخصي مورد اعتماد و بي نهايت قدرتمند اميد بسته شود و آن کس، جز پروردگار جهانيان نخواهد بود.