اهمیت دوره نوجوانی
قسمت سوم
5- نياز به استقلال
بسياري از نوجوانان و جوانان مي انديشند که پدر و مادر نسبت به آنها کنترل و تسلط دارند و پيش خود فکر مي کنند که آنها ديگر کودک نيستند که احتياج به کنترل داشته باشند و مي خواهند هر چه زودتر روي پاي خود بايستند و در امورشان خود تصميم بگيرند، و از آزادي هاي فردي و اجتماعي برخوردار باشند.
6- نياز به تشخيص و قدرداني
نوجوان نياز دارد که اطرافيان ارزش زحمات و کارهاي مفيدش را درک کرده، از او تشکر و قدرداني نمايند، و اگر از وي قدرداني نشود و مورد تشويق واقع نگردد حالت يأس و نااميدي به او دست خواهد داد.نوجوانان احتياج دارند که اطرافيان آنها بيشتر رفتارهاي مناسبشان را ببينند و بيشتر اعمال خوب آنها را تشخيص داده، به موقع آنها را مورد تشويق و قدرداني قرار دهند و ميل ندارند که معايب آنها مورد توجه واقع شود. بنابراين بهتر است نقاط قوت نوجوانان را مورد تأييد و تأکيد قرار داد.
7- نياز به داشتن هدفي مشخص در زندگي
داشتن هدف در زندگي به فرد احساس رضايت و تحرک بيشتري مي دهد. هدف هر چه بزرگتر باشد انگيزه حرکت و تکامل فرد بيشتر مي شود. جواناني که در زندگي هدف هاي مشخص ندارند و يا هدف هاي بسيار کوچکي را دنبال مي کنند، غالباً در تزلزل و ناامني به سر مي برند؛ زندگي آنها فاقد ارزش بوده، دائماً در حال افسردگي، يأس و نااميدي هستند و احساس تنهايي و پوچي و بيچارگي به آنها دست مي دهد.
8- نياز به احساس هويت و شناخت خود نياز به احساس هويت و شناخت خود و حفظ تعادل رواني و عاطفي در مقابل عوامل و فشارهاي دروني و بيروني نيز از نيازهاي اساسي مي باشد.نوجوان مي خواهد بداند چيست و کيست، مي خواهد احساس کند شخصي منحصر به فرد و خاص است، و مايل است اطمينان پيدا کند که خودش را پذيرفته است.
9- نياز به احساس رشد، کمال و خودشکوفايي
جوانان تمايل دروني دارند که هر چه را که بالقوه مي توانند باشند، بشوند. استعدادهاي دروني خود را شکوفا نمايند، که پيامد آن احساس رشد، بلوغ و سلامت روان خواهد بود.هر چند که ممکن است در اين مرحله موفقيت چنداني در خودشکوفايي نداشته باشند اما نياز آن را در خود احساس مي کنند.
10- نياز به مذهب و فلسفه حيات
مذهب عامل آرامش دل و رضايت روح است و فرد را از بسياري از تشويق ها، اضطراب ها و ترس ها نجات مي دهد و به عنوان يک تکيه گاه روحي مورد نياز مي باشد.استانلي هال معتقد است که نوجوانان در حدود 15 سالگي حداکثر احساسات ديني را دارا مي باشند، زيرا گرايش به طرف دين و اعتقادات مذهبي مي خواهند تلاطم ناراحتي هاي خود را تخفيف دهند. نوجوان يا جوان که سر تسليم در برابر هيچ کس فرو نمي آورد و عليه همه قدرت ها عصيان مي کند، در درون متوجه ضعف ها و حقارت هاي خود مي باشد، عظمت، قدرت و بقاء و دوام خود را در مذهب مي بيند.فلسفه زندگي و حيات خود را در مذهب جستجو مي کند و در آن معنايي براي زندگي خويش مي يابد. نوجوان مي خواهد مذهب و مفاهيم مذهبي را شخصاً با نيروي عقل خود بررسي کند و حقايق را دريابد.بنابراين بسياري از شک هاي مذهبي نيز در همين مرحله براي او ايجاد مي شود که با يافتن پاسخ هاي مناسب راه تکامل خود را نيز طي مي کند. رشد افکار مذهبي و علاقه به فضيلت هاي مذهبي در سنين نوجواني به حداکثر خود مي رسد تا حدي که گاهي نوجوانان گرايش به رياضت کشيدن، شب زنده داري، انجام عبادات بسيار، راز و نياز کردن با خدا و گريه هاي شبانه در هنگام نماز پيدا مي نمايند.لذايذ را ترک مي گويند و صفا و پاکي و خلوص در روحشان ايجاد مي شود.
ادامه دارد...