دوره نوجوانی
«و انما قلب الحدث کالارض الخاليه، ما القي فيها من شي قبلته»
«دل نوجوانان همچون زمين بکر است؛ هر تخمي که در آن بکارند، مي پذيرد».
از نامه 31 حضرت امير، به فرزندش امام حسن(ع) نوجواني يکي از دشوارترين، تنش زا ترين و در عين حال هيجان انگيزترين دوره زندگي، هم براي خود نوجوان و هم والدين و مربيان به شمار مي آيد. در خلال اين دوره، لذت ناشي از استقلال و خودمختاري، صميميت، خوش بيني و اميد به آينده از زمره لذات جديدي است که قبل از آن تجربه نشده اند. با اين حال، گلستان اين دوره زندگي مصون از خطر آفات و سموم نيست.از اين رو، ضروري است که هم نوجوانان و جوانان و هم کساني که با آنها سروکار دارند، از ويژگي هاي اين دوره آگاه باشند تا گذر سلامت نوجوان به دنياي بزرگسالي فراهم آيد. نوجواني به دوره اي از رشد اطلاق مي شود که بين کودکي و بزرگسالي است، به همين دليل نوجواني غالباً يک دوره انتقالي محسوب مي شود که از حدود 12-11 سالگي شروع شده و در بسياري از کشورهاي صنعتي جهان در سن 20 سالگي خاتمه مي يابد. اين دوره همراه با تغييرات عمده جسماني، شناختي، اخلاقي و اجتماعي همراه است. از تغييرات عمده جسماني که معمولاً در اوايل نوجواني (14-11) سالگي رخ مي دهد، تغييرات بلوغ سريع است به طوري که در اواسط نوجواني (16-14) سالگي تغييرات بلوغ تقريباً کامل شده است.در اواخر نوجواني که (18-16) سالگي را شامل مي شود، نوجوان کاملاً ظاهر بزرگسالي را کسب مي کند و انتظار مي رود که نقش هاي بزرگسالي را به عهده بگيرد. تغييرات هورموني که به تدريج روي مي دهد زير بناي بلوغ است که از 8 يا 9 سالگي شروع شده، به طوري که ترشح هورمون رشد و تيروکسين افزايش يافته و منجر به افزايش اندازه بدن و استخوان بندي مي گردد. از طرف ديگر با ترشح هورمون هاي جنسي (استروژن و پروژسترون) در دخترها، خصوصيات زنانه در آنها ظاهر مي شود و به تنظيم چرخه قاعدگي کمک مي کند، در حالي که ترشح هورمون جنسي (آندروژن) در پسرها موجب ظاهر شدن خصوصيات مردانه شده و به رشد بيضه ها کمک مي کند. وراثت در زمان بندي بلوغ دخالت زيادي دارد، به طوري که رشد پستانها و نخستين قاعدگي در دخترهاي چاق زودتر روي مي دهد.به دليل اينکه سلول هاي چربي پروتئيني به نام لپتين آزاد مي کنند که به مغز علامت مي دهد که ذخيره انرژي براي بلوغ کافي است. در مقابل دخترهايي که در سنين پايين تر ورزش سنگين مي کنند يا خيلي کم غذا مي خورند به دليل کم بودن حجم و تعداد سلولهاي چربي معمولاً بلوغ ديررس را تجربه مي کنند. هم چنين در مناطق فقيرنشين که سوءتغذيه و بيماري هاي عفوني شيوع بيشتري دارد، نخستين قاعدگي به تعويق مي افتد، ولي در هر حال نقش مشترک وراثت و محيط در رشد بلوغ آشکار است. از ديگر تغييرات بدني نوجواني، تغييرات عمده اي در مغز را شامل مي شود به طوري که حساسيت نرون ها به پيام هاي شيميايي خاص تغيير مي کند و نرونها در مدت بلوغ نسبت به انتقال دهنده هاي عصبي، تحريکي حساس تر مي شوند در نتيجه نوجوان به رويدادهاي استرس زا، قوي تر پاسخ مي دهد و محرک هاي لذت بخش را شديدتر تجربه مي کند. اين تغييرات احتمالاً در انگيزه براي کسب تجربه هاي تازه مثلاً مصرف مواد نقش دارد. اين تغييرات هورموني و فيزيولوژي طبق ديدگاه هال که از نظريه پردازان زيستي نوجواني به حساب مي آيد به طوفان و فشار تعبير شده است. به اعتقاد وي نوجوان در اين دوران دستخوش دگرگوني هاي چشمگيري مي شود که با شور و هيجان احساس هاي متناقض، تحريکات فيزيولوژي و عواطف پرتنش همراه است.به طوري که وي دوران نوجواني را تولد دوباره نام نهاده است. اما مطالعات، نشان مي دهند که چنين تصويري از نوجوانان منصفانه نيست. چرا که بسياري از والدين در دادن استقلال به نوجوانان دچار تعارض هستند و شايد درک درستي از نيازهاي مبرم نوجوان به استقلال و خودمختاري ندارند در نتيجه غالباً فرزندان خود را عصيانگر مي دانند. هر چند تعارض معمولاً بين والد – دختر شديدتر از تعارض با پسرهاست. چرا که والدين محدوديت بيشتري را براي دخترها فراهم مي کنند، اما تحقيقات جديد نشان مي دهند که اختلاف نظرها بين والدين و نوجوانان در حد ملايمي است، طوري که آنان به يکديگر محبت مي کنند و معمولاً در ارزش هاي مهمي مانند صداقت و اهميت تحصيلات، با يکديگر توافق دارند. به عقيده فرويد، نوجواني دوراني پرتلاطم است، زيرا تغييرات ناشي از بلوغ اميال جنسي را در نوجواني تشديد مي کند، اميالي که وي بايد براي آن ها اهداف تازه اي خارج از اعضاء خانواده جست و جو کند، بنابراين روابط اجتماعي وي گسترش مي يابد. از ديدگاه اريکسون که نظريه وي طيف وسيعي از جنبه هاي فرهنگي و اجتماعي را دربرمي گيرد، نوجواني را بحران مربوط به هويت در برابر سردرگمي مي داند، اکثر نوجوانان از خود مي پرسند من کيستم؟ شغل آينده من چيست؟ رشته تحصيلي من چه خواهد شد؟ و ... آنها بايد هويت هاي اجتماعي و شغلي خويش را پي ريزي کنند، در غير اين صورت در اتخاذ نقشهاي جنبي ويژه بزرگسالي دچار سردرگمي مي شوند. يکي از شيوه هاي اجتناب از سردرگمي در اين دوران، پيوستن به گروههاي هم سن و سال است، به طوري که در اين دوران همسالان بر انتخاب هاي شخصي روزمره نوجوانان، مانند لباس، موسيقي و انتخاب دوستان نفوذ بيشتري دارند، اما والدين بر ارزش هاي زندگي و برنامه هاي تحصيلي تأثير بيشتري بر نوجوان دارند.نوجواناني که احساس شايستگي و ارزشمندي بيشتري مي کنند به احتمال کمتري از همسالان پيروي مي کنند. بنابراين نقش خانواده و روشهاي فرزندپروري در اين دوران نيز با توجه به نفوذ همسالان باز هم پررنگ است. والديني که با تربيت مقتدرانه فرزند و تصميم گيري مشترک بين والد – نوجوان و همکاري در طول تحصيل نوجوان مشارکت فعال داشته باشند باعث پيشرفت نوجوان خود در همه زمينه ها و خصوصاً تحصيلي مي شوند.
از ديدگاه آلپورت نظام ارزشي و مبناي انتخاب ارزشها براساس نسخ نظري:
شامل معنايابي براي زندگي است که نوجوان را در معنادهي و مفهوم آن در خواندن و مطالعه کتاب تشويق کنيم.
نسخ اقتصادي:
شامل سودمندي است که راهکارهاي پس انداز کردن و صرفه جوئي را به او بياموزيم.
از لحاظ نسخ هنري:
که از ديد آلپورت بهترين نسخ تعيين ارزشهاست و براساس زيبائي شناسي است.نوجوان را برحسب علاقه مندي در کارهاي هنري و آموزش هنر و موسيقي سوق دهيم. براساس نسخ اجتماعي که مبناي آن کمک رساني و عشق به ديگران و همدلي کردن است به نوجوان ياد دهيم.
براساس نسخ سياسي:
با توجه به اهداف جامعه و نظام نقش کمک کنندگي در وي تقويت شود.
و براساس نسخ مذهبي:
که پايه و اساس آن وحدت جوئي، گرايش عرفاني، و پايبندي به اعتقادات مذهبي و اسلامي است را در نوجوانان تقويت کنيم. از لحاظ هيجاني، نوجوانان به دليل ترشح هورمونها و مسائل مربوط به بلوغ نسبت به بزرگسالان به رويدادهاي استرس زا قوي تر پاسخ مي دهند، بنابراين استرس يک مفهوم محوري در نظريه هاي هيجان در آسيب رواني نوجوانان نام برده شده است. ادامه دارد...