زندگینامه عطيه عوفى
عطيه از دانشمندان بزرگ و اسلام شناس عصر خويش شمرده مىشد و حتى دانشمندان اهل سنت نيز او را مورد اعتماد مىدانستند و دانش تفسيرى و حديثى اش را تأييد مىكردند.
اين شخصيت علمى شاگردان بسيارى تربيت كرد. در كتاب «تهذيب التهذيب» نام شانزده تن از آنها ثبت شده است. اعمش و پسران عطيه (حسن و عمر و على) در اين گروه جاى دارند.
على بن عطيه از اصحاب امام صادق(ع) نيز به شمار مىآيد.
آثار علمى
1. تفسير قرآن. عطيه دست پرورده استادى بزرگ چون ابن عباس بود و پنج جلد تفسير قرآن نگاشت.
2. خطبه فدك حضرت زهرا سلام ا... عليها دومين اثر جاودان عطيه است.
3. زيارت اربعين يادگار جاودان ديگر عطيه است.
ابعاد شخصيت سياسى عطيه
1. زبان گوياى ولايت علوى. عطيه كه پرورش يافته مكتب تشيع راستين بود، آموخته هايش را با زبانى گويا براى جامعه اسلامى و تاريخ بيان كرد و به يادگار گذاشت. آن بزرگوار به شيوه اى زيبا به دفاع از حريم ولايت علوى پرداخت و بدين سبب، نامش در سند بسيارى از رواياتى كه منزلت و فضايل حضرت على(ع) را بيان مىكند، ديده مىشود.
عطيه از كسانى است كه حديث غدير خم را به دورترين نقاط بلاد اسلامى رساند. او درباره شأن نزول آيه شريف «يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك منربك» مىگويد: اين آيه در منزلت حضرت على بن ابى طالب نازل شد. بيان چنين احاديثى درباره شخصيت حضرت، در زمانى كه آشكارا بدان بزرگوار ناسزا مىگفتند، داراى ارزشى والا بود ؛ زيرا درباريان آگاه و مردم ناآگاه، دشنام دادن به آن حضرت در هر قنوت و خطبه را از فرايض مسلمانان مىدانستند! در چنين فضاى آشوبزده اي، عطيه به افشاگرى پرداخت و با نقل فضايل على(ع) كوشيد ولايت را در جامعه تثبيت كند.
2. زيارت اربعين و اقدامى انقلابى. زيارت اربعين عطيه و جابربن عبد ا... در آن زمان حساس، از بعد سياسى اهميت بسيار دارد. آنچه به زيارت اربعين جلوه اى خاص از شهامت و شجاعت مىدهد حركت قهرمانانه اين دو زائر در آن موقعيت حساس است؛ زيرا بعد از شهادت امام حسين(ع)، يزيد كسى را مانع ظلم و فساد خويش نمىديد و تمام سعى خود را به كار برد تا با خاموش كردن صداى هر مخالفى قيام عاشورا را امرى عادى و غير الهى جلوه دهد. بدين سبب، نگرش جامعه به نهضت امام حسين(ع) در ابتدا همراه با بى تفاوتى گاه اعتراض آميز بود. در آن موقعيت، حركت جابر از مدينه و عطيه از كوفه براى زيارت سيدالشهدا تاييدى بر قيام آن حضرت بود.
اين حركت انقلابى به شعله ور شدن نهضت حسينى و افشاى جنايتهاي دژخيمان بنى اميه انجاميد و عطيه و جابر از بنيانگذاران قيامهايى شدند كه در دفاع از قيام كربلا به وسيله توابين و ديگران شكل گرفت.
مقاومت عطيه
مبارزه سياسى عطيه عوفى در زمان حكومت جبار عبد الملك مروان، پنجمين خليفه اموى، در مقابل حجاج بن يوسف ثقفى، كه دستانش به خون شيعيان علوى آغشته بود، همچنان جاودانه ماند. در زمان فرمانروايى اين ستمگر اموى در كوفه قيامهاى متعددى شکل گرفت كه يكى از آنها قيام عبد الرحمن بن محمد بن اشعث در سال 80 ه. ق بود. اين نهضت از خراسان آغاز شد. عبد الرحمن، بعد از چندين بار درگيرى با لشكر حجاج، سرانجام در سال 83 در بصره دستگير شد. نكته جالب توجه در اين قيام آن است كه عده اى از بزرگان و دانشمندان شيعه و قاريان عراق مانند سعيد بن جبير و ابراهيم نخعى و عطيه عوفى، در ركاب عبد الرحمن بودند. وقتى عبد الرحمن شكست خورد، عطيه به سمت فارس گريخت. حجاج در فرمانى به محمد بن قاسم ثقفى، فرماندار فارس، نوشت: عطيه را دستگير و او را وادار کن به على ناسزا بگويد و اگر خودداري کرد، چهارصد تازيانه بر او بزن و موى سر و محاسنش را بتراش. فرماندار فارس عطيه را فراخواند و فرمان حجاج را برايش خواند. عطيه زير بار چنين ننگى نرفت؛ با كمال شهامت چون كوهى استوار ماند و سختترين شكنجهها و تازيانه هاى امويان را تحمل كرد. اين تابعى قهرمان، مدتى در فارس اقامت گزيد و چون قتيبه بن مسلم بر مسند استاندارى خراسان جاى گرفت به آنجا رفت و چندى در آن ديار به سر برد. سرانجام وقتى فرمانروايى عراق در دستعمر بن هبيره قرار گرفت، عطيه نامه اى به وى نوشت و خواستار پناهندگى و بازگشت به كوفه شد. عمر بن هبيره اجازه داد و عطيه به كوفه باز گشت. اين ياور مخلص اهل بيت عليهم السلام در سال 111 هجرى قمرى به سراى جاودانگى شتافت.