آرزوي همه پدر و مادرها برای فرزندانشان چیست؟
مهمترين آرزوي هر پدر ومادر اين است که فرزنداني مفيد تربيت کنند. به همين دليل سؤال بسياري از آنها اين است که: روشهاي تربيتي درست چيست؟ و چگونه بايد با فرزندانمان رفتار کنيم تا نتايج خوبي به دست آوريم؟
کودکان هر جامعه مردان و زنان آينده و سازنده جامعه فردا هستند. آسيبهايي که بر روح آنان واردميشود، تأثير مستقيمي بر سرنوشت اجتماع خواهد داشت.
احترام گزاردن به کودکان و تقويت حس عزت نفس در ايشان، از جمله مهمترين عواملي است که در سلامت روح و جسم آنان تأثيري دارد.
آگاهي بر اين که چگونه تجارب اوليه زندگي، شخصيت فرد را قالب ريزي مينمايد، ميتواند از نظر علمي به ما کمک کند تا در تربيت کودکانمان عاقلانه تر گام بر داريم.
با توضيحاتي که در مورد تربيت فرزندان داده شد، ميتوان گفت روشهاي تربيتي شامل شش بخش است که البته هر بخش خود زير شاخههاي فراوان دارد:
1. روش الگويي (اسوه بودن)
2. روش محبت
3. روش تکريم (احترام گزاردن، ارزش قايل شدن)
4. روش موعظه و نصيحت
5. تشويق (ايجاد شوق، شوق برانگيزي)
6. روش تنبيه
استفاده از اين روشها هر يک به جاي خود و متناسب با فرد و شرايط به کارميرود؛ اما ميتوان گفت مهمترين و مؤثرترين آنها، روش الگويي است. وقتي از کودکان ميخواهيم کاري را انجام دهند، اول بايد خود در صدد انجام آن کار برآييم. چطورميتوان انتظار داشت کودکان منظمي داشته باشيم در حالي که خود بي نظم باشيم؛ مثلاً از آنها بخواهيم قبل از خواب مسواک بزنند ولي خودمان به بهداشت دهان و دندان بي توجه باشيم! در روش الگويي بايد آنچه را نهي ميکنيم انجام ندهيم و به آنچه امرميکنيم عامل باشيم.
در روش محبت، هم محبت کردن و هم محبت ديدن بايد در نظر گرفته شود. بعضي از افراد دوست دارند محبت ببينند اما خود اقدامي نميکنند که البته بعدها دچار مشکل خواهند شد. در محبت هم افراط و تفريط خطرناک است. گاهي اوقات صحنههايي را به وجود آوريد که کودکان مسايل خود را حل کنند. اين که مادري کودک را در انجام تکاليف مدرسه خط به خط همراهي کند اصلاً درست نيست. ما حتي در عرصه محبت نبايد انحصارگرا باشيم. محبت را فقط در خودمان محدود و محصور نکنيم. يکي از علل صله رحم، همين است. اجازه دهيم بچه هاافراد زيادي را دوست داشته باشند اما حساب شده. در مسير زندگي آنها کساني را قرار دهيم که اين محبتها سازنده باشد.
اگر کودک عملي را انجام ميدهد که ناشايست است، ترحم جايز نيست. خشونت نه، اما قاطعيت آري. به کودکان اجازه دهيد واقعيتها را لمس کنند و با آنها برخورد داشته باشند. با آنها به خوبي صحبت کنيد اما قاطعيت داشته باشيد. از سلاحهاي کودکان(فرياد زدن، گريه کردن، پا به زمين کوبيدن و...) نترسيد و در قبال آن به کودکان باج ندهيد. مادران توجه داشته باشند که عواطف مادرانه شان ابزار خيانت به کودکان نباشد.
گفته شده پيامبر(ص)، فاطمه(س) را بسيار تکريم ميکرد، بيش از آن چه مردم تصورميکردند و نيز بيش از احترام معمول پدران به دخترانشان. ايشان حتي با نوزادان نيز با احترام و نرمش برخورد ميفرمود. آن حضرت به کودکان سلام ميکرد و برخورد کريمانهاي با آنها داشت. دوران بلوغ از حساسترين دوران است. کودک هر روز که بزرگتر ميشود احساس استقلال و شخصيت ميکند. ميخواهد خودنمايي کند از حرکت کودک در انتخاب رنگ کفش و يا مسايل اين چنيني دلگير نشويد.
احترام گزاردن به کودک يکي از اساسيترين مباحثي است که همواره مورد توجه روانشناسان و مربيان تربيتي و پرورشي بوده است. بعضي از والدين ممکن است کودک خود را دوست داشته باشند ولي به او احترام نگزارند. نکته مهمي که والدين بايد به آن دقت کنند اين است که دوست داشتن کودک کافي نيست بلکه لازم است شما براي او احترام قائل باشيد. احترام به کودک به همان اندازه اهميت دارد که دوست داشتن او.
احترام گزاردن به کودکان و تقويت حس عزت نفس، از جمله مهمترين عواملي است که در سلامت روح و جسم آنان دخالت ميکند.
اگر به کودک احترام بگزاريد، او به زودي تصوير مثبتي از خويش پيدا خواهد نمود و به عبارت ديگر خويش را دوست خواهد داشت. چنين طرز فکري در مورد خود اهميت فوق العادهاي در بهداشت رواني کودک دارد. احترام مانند دوست داشتن هم از طريق بيان و هم از طريق عمل نشان داده ميشود. شما ميتوانيد با گوش دادن فعال به حرفهاي کودک، برقراري تماس چشمي، توجه به گفتههاي کودک بدون اينکه براي اتمام سخنانش بي صبري نشان دهيد، کمک کردن به او در يافتن کلمات مناسب براي توضيح دادن و به زبان آوردن هيجاناتش و قطع نکردن حرفهاي او همچنين پرسيدن سؤالاتي مانند " منظورت از اين که گفتي......، چيه ؟ " يا " راجع به اين مسأله.....، چه فکر ميکني ؟ " احترامي را که او بدان نياز دارد برآورده سازيد.
در مورد بعضي از بچهها صحبت و نصيحت کردن باعث تغيير رفتار آنها نميشود؛ ولي برخي ديگر با گفت و گو تغيير رفتارميدهند. بچههاي مسؤوليت پذير در برابر گفت و گو و توضيحات، رفتارهاي مناسبي از خود بروز ميدهند ولي براي برخي ديگر صحبت و نصيحت و توضيح از يک گوش شنيدن و از آن يكي در كردن است و باعث تغيير رفتار آنها نميشود. اين بچهها نياز دارند عواقب كار خود را تجربه كنند تا رفتارهاي مناسب را بروز دهند. وقتي بيشتر ارتباط والدين با فرزندان پند و اندرز باشد در شرايطي هم كه نياز به پند و اندرز باشد نزد کودک پند و اندرز بي ثمر و تكراري ميشود.
در زمينه تشويق کودک براي سوق يافتن به حيطههاي ديني بايد به گونهاي تربيت کرد که عشق خداوند از کودکي در وجود آنها باشد.
هر کار خوبي که انجام ميشود و کودک از انجام آن لذت ميبرد آن را به خدا نسبت دهيد و بگوييد در دين ما چنين است و بکوشيد براي اسلام و مسلمان بودن خود در مقابل کودکان تبليغ کنيد. در کارهاي خوب، خدا را در دل کودک زنده کنيد.
در سختيهاي زندگي، او را به ارتباط معنوي با خداوند ترغيب نماييد.
به فرزندان تنها در عيد نوروز هديه ندهيد بلکه در تولد ائمه(ع) و اعياد اين چنيني هم به کودکان عيدي(هديه) بدهيد و آن روز را برايشان تعريف کنيد.
از کودک بخواهيد که اسباب بازيهايش را به ديگري بدهد. اگر مقاومت کرد با جملهاي او را تحريک کنيد و به فکر کردن واداريد که آيا تو هم دوست نداري از اسباب بازيهاي او استفاده کني. ولي هيچ گاه به زور تحميل نشويد و با اجبار اسباب بازي را از دست کودک درنياوريد. کودک را قانع کنيد؛ ولي در دل او کينه ايجاد نکنيد.
بايد از افراط در تشويق جلوگيري شود. همچنين تا جايي که امکان دارد نبايد از تنبيه بدني استفاده کرد، بلکه براي تنبيه بايد مرحله به مرحله پيش رفت که اين مراحل به ترتيت عبارتند از تغافل و بي توجهى کردن، چهره در هم کشيدن، قهر کردن، و در مراحل انتهايي از تنبيه بدنى استفاده کنيم. بايد شرايط خاص تنبيه بدني مراعات گردد؛ يعني تنبيه روي جاهاي حساس بدن نباشد، منجر به ديه نشود، تنبيه در مواقع ناراحتي نباشد، همراه بيان علت آن و متناسب با خطا باشد و در مقابل جمع هم انجام نشود.
پي نوشت
1. شرح نهج البلاغه، ج9