از آيات قرآن كريم، احاديث پيامبران الهي و روايات ائمه اطهار(ع) و غور و بررسي آموزه هاي ديني و نيز توجه و تأمل در حوادث تاريخي و سرنوشت گذشتگان، به ويژه آخر و عاقبت افراد گناه پيشه، ظالم، بي رحم و... مي توان فهميد كه مجرمان تاريخ، عواقب وحشتناكي دارند.
سنت الهي بر اين قرار گرفته است كه عواقب بعضي از گناهان نظير: ظلم و ستم و عاق والدين و تضييع حق مردم و... در اين دنيا، به سرعت به سراغ گناهكاران مي آيد و آنها را به سزاي اعمالشان مي رساند هر چند كه دريافت كامل سزاي اعمال آنها فقط در قيامت ميسر مي باشد كه مطابق نص صريح قرآن در آيه 26 سوره نبأ: جزاء وفاقا يعني: اين جزايي است موافق و مناسب و منطبق بر اعمالشان. اين موضوع به قدري حائز اهميت است كه خداوند متعال در آيه 69 سوره نمل از همه مردم دعوت كرده است كه بررسي كنند و ببينند كه آخر و عاقبت سفاكان و گناه پيشگان چه شده است و از آن ها درس عبرت بگيرند:
قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عاقبه المجرين (اي پيامبر! به مردم) بگو: در روي زمين سير (و در احوال گذشتگان تفكر و انديشه) كنيد و ببينيد عاقبت كار مجرمان (گناه پيشگان) به كجا رسيد!
در آيات ديگر قرآن مجيد نيز تعابير تكان دهنده و عجيبي در مورد سرنوشت ظالمان ستمكار آمده است، مثلا در آخرين آيه سوره شعرا مي فرمايد:ويسعلم الذين ظلموا اي منقلب ينقلبو و بزودي ستمكاران خواهند دانست كه چگونه به سوي جايگاه عذاب منقلب مي شوند (و به سرنوشت شوم خود دچار مي شوند).
سرنوشت اسفناك و عبرت آموز قاتلان شهداي كربلا در دنيا و اتفاقاتي كه براي اين جانيان افتاد، حاوي نكات فوق العاده درس آموز و قابل توجه براي همه ظالمان است.
علاوه بر اينكه آنها به سزاي اعمال ننگين شان در همين دنيا و پس از مدت كوتاه رسيدند در دادگاه وجدان بشريت و تاريخ نيز محكوماني ملعونند به طوري كه هيچ فردي حتي فرزندان يا قاتلان و جانيان نيز خود را منتسب به آنها نمي كنند و اثري از قاتلان شهداي كربلا باقي نمانده است. اين درحالي است كه ميليون ها نفر خود را فرزند شهداي مظلوم كربلا مي دانند و هر ساله در ايام عاشورا در اقصي نقاط جهان ياد و خاطره آنها را گرامي مي دارند و به آنها توسل مي جويند و شفا مي يابند. آري : تأسيس كربلا نه براي عزا و ماتم است
دانشسراي عالي ادراك اولاد آدم است
اكنون به مناسبت فرارسيدن ايام محرم الحرام و سالگرد شهادت امام حسين(ع) و شهداي گرانقدر دشت كربلا، بر آن شديم تا نگاهي مختصر و مفيد به سرنوشت قاتلان شهداي كربلا، براساس منابع معتبر تاريخي داشته باشيم. آنچه از نظر مي گذرانيد سرنوشت كساني است كه فاجعه كربلا را طراحي و اجرا كردند. اميد است كه مورد رضاي حضرت حق و استفاده همگاني واقع شود.
سرنوشت اسفناك يزيدبن معاويه
هلاكت يزيدبن معاويه سر دسته و آمر عمليات حادثه كربلا بنا به روايت «ابي مخنف» اين گونه بوده است:
يزيد، سرمست از پيروزي ها و موفقيت، روزي با جمعي از لشكريان و هواداران خود به قصد شكار عازم صحرا گرديد. آنان به اندازه دو روز راه پيمودند و از دمشق فاصله گرفتند. ناگهان در مقابل چشم آنها آهويي ظاهر شد. يزيد براي نشان دادن شجاعت و دلاوري خويش به يارانش گفت: «كسي از شما همراه و پشت سر من نيايد، من خودم اين آهو را شكار خواهم كرد!» سپس اسب خود را دنبال آهو به حركت درآورد و به سرعت از سپاهيان خود فاصله گرفت.
آهو از اين بيابان به آن بيابان و از اين طرف به آن طرف مي رفت تا به منطقه اي هولناك و دره اي ترسناك قدم گذاشت، در حالي كه همچنان به گريز خود ادامه مي داد و يزيد او را تعقيب مي كرد و تپه هاي ترسناك و دره هاي هولناك را پشت سر مي گذاشت به طوري كه فاصله زيادي بين او و سپاهيانش ايجاد شد! ناگهان در اين حين تشنگي شديدي بر يزيد غلبه كرد و اين درحالي بود كه آب و غذايي همراه نداشت. در همين حال بود كه چشم يزيد به فردي افتاد كه كوزه آبي در دست داشت، يزيد از او آب خواست او نيز پس از دادن مقداري آب از نام و نشانش پرسيد.
يزيد در پاسخ گفت: «من اميرالمؤمنين! يزيدبن معاويه هستم.» آن مرد پرسيد: « قاتل حسين بن علي(ع) تو هستي و تو كشنده فرزند رسول خدا(ص) هستي؟» و از جاي برخاست تا با يزيد درگير شده و او را به هلاكت برساند.
يزيد ترسيد و به سرعت پا به فرار گذاشت ولي در حين سوار شدن پاي او در ركاب اسبش گير كرد و اسب به سرعت شروع به دويدن كرد و با سرعت تمام از آن مرد فاصله گرفت.
در اثر حركت اسب و واژگون شدن يزيد سر و صورت پليد او به سنگ ها برخورد كرده و متلاشي گرديد و زمين خون آلود شد و او به هلاكت رسيد و به قعر جهنم، جايگاه اصلي و مقر ابدي خويش و پدرانش واصل شد. پس از مدتي سپاهيان و تعقيب كنندگان يزيد به او رسيدند درحالي كه او از ركاب اسب خود آويزان بود و روح پليدش از بدن جدا شده بود. در اين هنگام بود كه صداي شيون از سپاه او بلند شد و آنان بدون يزيد به دمشق بازگشتند به اين ترتيب يزيد به سزاي عمل ظالمانه خود اين گونه گرفتار شد.1