وقتي به القاب زيباي حضرت عباس مي‌‏نگريم، آن‌ها را همچون آيينه ‏اي مي‌يابيم كه هركدام، جلوه ‏اي از روح زيبا و فضايل حضرتِ ابوفضايل را نشان مي‏دهد. القاب حضرت عباس، برخي در زمان حياتش هم شهرت يافته بود، برخي بعدها بر او گفته شد و هر كدام مدال افتخار و عنوان فضيلتي است جاودانه.
نام اين فرزند رشيد اميرالمؤمنين «عباس» بود، چون شيرآسا حمله مي‏كرد و دلير بود و در ميدان‌هاي نبرد، همچون شيري خشمگين، ترس در دل دشمن مي‏ريخت و فريادهاي حماسي‏اش لرزه بر اندام حريفان مي‏افكند.
كُنيه‏ اش «ابوالفضل» بود، پدر فضل؛ هم به اين سبب كه فضل، نام پسر او بود، هم از آن‌رو كه در واقع نيز، پدر فضيلت بود و فضل و نيكي زاده او و مولود سرشت پاك و پرورده دست كريمش بود.
او را «ابوالقِربه» (پدر مشك) هم مي‌گفتند به خاطر مشكِ آبي كه به دوش مي‌گرفت و از كودكي ميان بني هاشم، سقّايي مي‏كرد«سقّا» لقب ديگر اين بزرگ مرد بود. آب آور تشنگان و طفلان، بخصوص درسفر كربلا، ساقي كاروانيان و آب آور لب تشنگان خيمه‏‌هاي ابا عبدالله(ع) بود و يكي از مسؤوليت‌هايش در كربلا تأمين آب براي خيمه‏‌هاي امام بود و وقتي از روز هفتم محرّم، آب را به روي ياران امام حسين(ع) بستند، يك بار همراه تني چند از ياران، صف دشمن را شكافت و از فرات به خيمه‌ها آب آورد. عاقبت هم روز عاشورا در راه آب آوري براي كودكان تشنه به شهادت رسيد . او از تبار هاشم و عبدالمطلب وابوطالب بود، كه همه از ساقيانِ حجاج بودند.علي(ع) نيز آن همه چاه و قنات حفر كرد تا تشنگان را سيراب سازد. در روز صفّين هم سپاه علي(ع) پس از استيلا بر آب، به سپاه معاويه اجازه داد كه از آن بنوشند تا شاهدي بر فتوّت جبهه علي(ع) باشد. عباس، تداوم آن خط و اين مرام و استمرار اين فرهنگ و فرزانگي است. دركربلا هم منصب سقّايي داشت تا پاسدار شرف باشد.
لقب ديگرش «قمر بني هاشم» بود. در ميان بني هاشم زيباترين و جذاب‏ترين چهره را داشت و چون ماه درخشان در شب تار مي‏درخشيد.
او به «باب الحوائج» هم مشهور است. آستان رفيعش قبله گاه حاجات و توسّل به آن حضرت، برآورنده نياز محتاجان و دردمندان است. هم در حال حيات درِ رحمت و بابِ حاجت و چشمه كرم بود و مردم حتي اگر با حسين(ع) كاري داشتند از راه عباس وارد مي‏شدند، هم پس از شهادت به كساني كه به نام مباركش متوسّل شوند، عنايت خاصّ دارد و خداوند به پاسِ ايمان و ايثار و شهادت او، حاجت حاجتمندان را بر مي‌آورد. بسيارند آنان كه با توسّل به آستان فضل اباالفضل(ع) و روي آوردن به درگاه كرم و فتوّت او، شفا يافته‏ اند يا مشكلاتشان برطرف شده و نيازشان بر آمده است. در كتاب‌هاي گوناگون، حكايات شگفت وخواندني از كرامت حضرت اباالفضل(ع) نقل شده است. خواندن و شنيدن اين گونه كرامات (اگر صحيح و مستند باشد) بر ايمان وعقيده و محبّت انسان مي‏افزايد.
او به «علمدار» و «سپهدار» هم معروف است. اين لقب در ارتباط با نقش پرچمداري عباس در كربلاست. وي فرمانده نظامي نيروهاي حق در ركاب امام حسين(ع) بود و خود سيّدالشهدا او را «صاحب لواء» خطاب كرد كه نشان‏ دهنده نقش علمداري اوست. «عبدصالح» (بنده شايسته) لقب ديگري است كه در زيارتنامه او به چشم مي‏خورد، زيارتنامه ‏اي كه امام صادق(ع) بيان فرموده است. اين كه يك حجّت معصوم الهي، عباسِ شهيد را عبدصالح و مطيع خدا و رسول و امام معرفي كند، افتخار كوچكي نيست.
يكي ديگر از لقب‌هايش «طيّار» است، چون همانند عمويش جعفر طيّار به جاي دو دستي كه از پيكرش جدا شد، دو بال به او داده شده تا در بهشت بال در بال فرشتگان پرواز كند. اين بشارت را پدرش اميرالمؤمنين(ع) در كودكي عباس، آن هنگام كه دست‌هاي او را مي‏بوسيد و مي‌گريست به اهل خانه داد تا تسلاي غم و اندوه آنان گردد...