انجام دادن رفتارهاي مطلوب، نيازمند داشتن انگيزه‏اي قوي و مؤثر است. انگيزه‏ها به دو نوع دروني و بيروني تقسيم مي‏شوند و به طور معمول، براي کودکاني که انگيزه‏اي دروني جهت انجام دادن رفتارهاي خوب و مطلوب ندارند، تشويق مي‏تواند يکي از روش‏هاي تربيتي مناسب باشد، اما تاکنون با خود انديشيده‏ايد که:

- ميزان تأثيرگذاري تشويق به چه ميزان است؟

- اثرات منفي تشويق چيست؟

- از چه راه‏هايي مي‏توان کودک را تشويق کرد؟

- تشويق کننده چه ويژگي‏هايي بايد داشته باشد؟

- چه عواملي را در تشويق بايستي مدنظر قرار داد؟

چون انسان موجودي است که انگيزه خويشتن دوستي بسيار نيرومندي د‌ارد و طبيعت او به گونه‏اي است که اگر در انجام اموري پاداش بگيرد آن امور را هم بهتر انجام مي‏دهد و هم احتمال تکرار آن افزايش مي‏يابد، از اين رو همواره خانواده‏ها از تشويق به عنوان يک روش تربيتي براي پايداري و تثبيت رفتارهاي خوب و مناسب در فرزندان خود بهره مي‏گيرند.

تشويق باعث تأمين رضايت خاطر و همچنين افزايش اعتماد به نفس مي گردد. همچنين باعث شکوفايي استعدادهاي دروني و افزايش اميد و دلگرمي به فعاليت‌ها شده و احساس ارزش مندي را تقويت مي کند.

تشويق به معني قدرداني، تشکر، تعريف، پاداش دادن و ابراز رضايت از رفتار فرد است. همچنين تقويت، ترغيب و تکرار رفتارهاي مطلوب فرد را به دنبال دارد و از طرف ديگر محرکي متناسب با نيازهاي فرد به شمار مي‏آيد که پس از يک رفتار مطلوب به منظور افزايش احتمال تکرار آن انجام مي‏شود.

فوايد تشويق

از نظر روان‏شناسان تشويق باعث تأمين رضايت خاطر و همچنين افزايش اعتماد به نفس مي گردد. همچنين با عث شکوفايي استعدادهاي دروني و افزايش اميد و دلگرمي به فعاليتها شده و احساس ارزش‌مندي را تقويت مي کند و از اين طريق به تأمين نيازهاي رواني مي پردازد.همچنين تشويق باعث جبران کمبودهاي عاطفي و اجتماعي گشته و باعث احساس آرامش در کودکان مي گردد و به اين ترتيب زمينه لازم براي اصلاًًح رفتار را پديد مي آورد.

اثرات زيان‏بار تشويق

با وجود تمام مزايايي که تشويق دارد، اگر به‏کارگيري تشويق بيش از حد لازم باشد، در موقعيت مکاني و زماني مناسب اعمال نشود يا مبتني بر اصول صحيح تشويق نباشد، احتمال بروز اثرات سويي وجود دارد که مهم‏ترين آن‌ها عبارت است از :

مانع از رشد انگيزه هاي دروني شده و از طرف ديگر توقعات و انتظارات تصنعي کودک را افزايش مي‏دهد، حس خودبزرگ بيني و غرور را تقويت کرده و بين انتظارات خانه و مدرسه و جامعه تعارض به‏وجود مي‏آورد و به اين ترتيب تشويق که وسيله‏‏اي براي تربيت است، خود به هدف تبديل مي‏شود.

فريب، تظاهر و رياکاري را افزايش داده و مانع بروز خلاقيت و درک تمجيد و تشويق حقيقي مي‏شود. چنين کودکي هدف را نه رسيدن به عمق و کيفيت، بلکه رسيدن به نتيجه مي داند و رقابت را، جايگزين رفاقت مي‏کند.

ميزان تشويق بايد با کار کودک متناسب باشد يعني پاداش همگام با موفقيت‏هاي تدريجي او از کم به زياد در حرکت باشد و پاداش‏هاي بزرگ براي کارهاي بزرگ ‏تر در نظر گرفته شود.

انواع تشويق

تشويق انواع مختلفي دارد که بعضي اشکال آن عبارت است از:

1 - مادي: مانند انواع خوراکي‏ها، پول، تقديرنامه و...

2 - رفتاري: مانند سرتکان دادن به نشانه تأکيد، لبخندزدن و...

3 - کلامي: مانند بله، بسيار خوب، عالي است و...

اصول تشويق

براي اين‌که بتوانيد در شيوه تربيتي خود از يک شيوه ميانه و متعادلي بهره گيريد لازم است که از اصول صحيح تشويق و تنبيه اطلاع داشته باشيد. در ادامه برخي از اصول اساسي و اوليه تشويق به شما والدين عزيز ارايه مي گردد:

- علت تشويق بايد مشخص باشد تا کودک، دليل تشويق خود را بفهمد.

- رفتار کودک بايد مورد تشويق قرار بگيرد، نه کل شخصيت او. مثلاًًً بايد گفت"آفرين به تو که براي من خريد کردي" نه اين‌که بگوييم "تو چه پسر خوبي هستي."

- بهتر است تشويق بلافاصله بعد از انجام کار مطلوب کودک انجام شود.

- تشويق بايد طبيعي، واقعي و به دور از فريب و ريا باشد.

- بهتر است هر کودک با خودش مقايسه شود مثلاًًً اگر نمره چهارده او به شانزده رسيد، پيشرفت او مي‏تواند قابل تشويق باشد.

- ميزان تشويق بايد با کار کودک متناسب باشد يعني پاداش همگام با موفقيت‏هاي تدريجي او از کم به زياد در حرکت باشد و پاداش‏هاي بزرگ براي کارهاي بزرگ ‏تر در نظر گرفته شود.

- تشويق هميشگي نبوده، بلکه گاه به گاه و در برابر کارهاي ممتاز باشد.

- تشويق با سن، جنسيت، نيازها، شرايط، موقعيت، شخصيت و... کودک متناسب باشد.

- تشويق در بين همسالان و دوستان کودک، مؤثرتر از تشويق او در تنهايي است.

- بايد دقت شود تشويق شکل رشوه به خود نگيرد تا کودک هر کاري را به اميد دريافت پاداش انجام ندهد.

- تحسين و تشويق بيش از حد و بيجا موجب غرور و تکبر کودک مي‏شود.

- به مرور پاداش‏هاي بيروني به پاداش‏هاي دروني تبديل شود، يعني او خودش از انجام دادن آن‌ها لذت ببرد.

- از چيزهايي براي پاداش بايد استفاده شود که براي او خوشايند باشد.

- تشويق بايد به گونه‏اي باشد که کودک خود را مستحق آن دانسته و از تأييد دروني خود بر خوردار شود.

ماهنامه خانواده

لبخند بزن، زندگي را حس کن

مي‌خواهم درباره‌ بعضي از قوانيني که دانستن و مراعات درست آن‌ها باعث بهره‏گيري بهتر و بيش‌تر ما از زندگي مي‏شود، بنويسم. ما براي موفقيت در زمينه‏هاي متفاوت زندگي، به فهم اين قوانين احتياج داريم؛ قوانيني که بيش‌ترين نقش را در فراهم کردن زمينه‏هاي موفقيت در زندگي ما دارند.

با اجازه‏ شما از آخر شروع مي‏کنم، چون اهميت زيادي دارد و نقش زيادي در شادکامي يا ناخوشي ما ايفا مي‏کند. درست مثل اين است که براي توضيح درخت از برگ‏هاي آن آغاز کنيم. درخت ‏بي‏برگ را به زحمت مي‏توانيم درخت بناميم. و مي‏دانيم، اين برگ است که با نور خورشيد تماس دارد و يکي از اصلي‏ترين مواد تغذيه‏اي درخت را تأمين مي‏کند؛ کاري که خود درخت نمي‏تواند. پس من از قانوني به نام "قانون احساس" شروع مي‏کنم؛ آن‌چه که شور زندگي، شور حرکت و اشتياق ما را براي از پا ننشستن و رفتن و رفتن و به موفقيت رسيدن صد چندان مي‏کند. پس بيا وارد اصل مطلب بشويم.

قانون احساس

يکي از قوانيني که در پيرامون تو به وفور حضور دارد و به آن بي‏توجهي مي‏کني، "قانون احساس" است. شايد اولين بار است که با اصطلاحي به نام قانون احساس برخورد مي‏کني. من امروز مي‏خواهم برايت از قانون احساس حرف بزنم؛ قانوني که فکر مي‏کنم، يکي از قوي‏ترين قوانين حاکم بر هستي باشد. اين قانون در همه جاي هستي حاکم است و کاربرد آن در همه جاي هستي نتيجه‌ يکسان مي‏دهد.

قوي‏ترين ابزاري که خداوند به همه به‏طور يکسان و به يک ميزان اهدا کرده‏، احساس است. احساس يکي از طلايي‏ترين کليدها و اسرار زندگي است؛ يکي از همان چندين راز خاموش زندگي. اگر احساس را بشناسي، قدرتش را درک کني، و يادگيري چگونه آن را مديريت کني، مي‏تواني با همين کليد مهم راه‏هاي موفقيت و رسيدن به آرزوها را براي خودت هموار کني و يا با همين کليد، راه‏هاي پسرفت و به منجلاب رسيدن را پيش پاي خود ببيني. کليد احساس، يک دندانه‏ مشترک دارد: هم قفل در خانه‏ موفقيت و شادي را باز مي‏کند و هم قفل در خانه‌ تاريکي و باتلاق را. انتخاب با توست که چه خانه‏اي را انتخاب کني.

احساس چيست؟ و چرا اين قدر اهميت دارد؟

‌احساس، همه زندگي تو، من، همسايه‏ات، يک آدم خارجي در آفريقا، اروپا، يا آسيا و حتي افراد قبايل بدوي را در برگرفته است. شايد براي اولين بار باشد که به موضوع احساس از اين دريچه نگاه مي‏کني.

در علم روان‏شناسي، احساس يکي از موضوعات و شاخه‏هايي است که بسيار به آن پرداخته‏اند. ادبيات جهان و قالب‏هاي مربوط به آن، سرشار از مقوله‏اي به نام احساس است. و اين احساس است که قبل از هر چيزي زندگي تو را مي‏سازد. احساس از دو جنبه قابل بررسي و موشکافي است:

- جنبه‏ فيزيکي و بدني: شامل حواس پنج‏گانه بويايي، لامسه، چشايي، بينايي و شنوايي.

- جنبه‏ روحي رواني: شامل احساس محبت و عشق، احساس نفرت، کينه، تحسين، غرور، شادي، خشم، ترس، غم و اندوه، اضطراب، شگفتي، ناکامي، رنج، غم، انتظار، اميد و...

حواس پنج‏گانه مي‏توانند به تقويت احساس‏هاي روحي و رواني کمک کنند. مثلاًًً بو کردن يک گل خوش‏بو احساس آرامش، تحسين، لذت و شادماني به تو مي‏دهند. چشيدن يک نوشيدني يا خوردني خوشمزه، ديدن يک صحنه زيبا، لمس کردن اشياي نرم و لطيف مثل پوست يک خرگوش و يا دست مادر هم احساس مطبوع و دلچسبي به تو مي‏دهند. در نقطه‏ مقابل، بو کردن زباله‏ بد بو، شنيدن صداهاي ناهنجار، لمس اشياي زبر و برنده، يا ديدن صحنه‏هاي ناگوار، احساس انزجار و نفرت برايت پديد مي‏آورند.

بعضي از احساسات روحي، ناب و خالص‏اند و بعضي ديگر ترکيبي از احساس‏هاي ناب، احساسات روحي مي‏توانند براي تو ويژگي‏هاي شخصيتي بسازند؛ مثل خوش‏بيني، بدبيني، مسرت و شادي، عشق و محبت، احساس غرور، کنجکاوي، کينه‏ورزي، اضطراب، حسد، جسارت، طعنه‏زني و کنايه گويي، سرکشي، تعصب و لجاجت. مي‏بيني که اين همه صفت‏هاي مثبت و منفي در اثر احساسات ‌به وجود مي‏آيند.

وقتي احساس شادماني‌ با احساس انتظار‌ ترکيب مي‏شود، حس خوش‏بيني را پديد مي‏آورد. عشق از ترکيب احساس شادماني و پذيرش به دست مي‏آيد. حسد از ترکيب احساس خشم واندوه و کنايه زدن از ترکيب احساس خشم و نفرت و ناتواني پديد مي‏آيد. اضطراب، ترکيبي از احساس‏هاي ترس و انتظار است و شادماني ترکيبي از شادي و شگفتي. شناخت احساس‏ها و ترکيب آن‌ها کمک بزرگي به تحليل شخصيت مي‏کند. تو مي‏تواني با شناخت اين احساس‏ها شخصيت خود را آن‏طور که مي‏خواهي بسازي.