فرصت, موهبتى است الهى


     
انسانى كه روز به روز از عمرش كاسته مى شود و در برابر آن, فضايلى كسب نمى كند, مانند يخى است كه آب مى شود و هيچ مى گردد


فخر رازى, از علماى اهل تسنن, مى گويد: يكى از بزرگان و وارستگان را ديدم كه مى گفت: شخصى را ديدم كه يخ مى فروخت و مكرر فرياد مى زد: (ارْحَمُوا من يذوب رأس ماله; به كسى كه سرمايه اش ذوب مى شود, رحم كنيد. )
پس با خود گفتم اين است معناى سخن خداوند كه مى فرمايد: (والعصر* ان الانسان لفى خسر;سوگند به عصر, كه انسان در خسران و زيان است. )
انسانى كه روز به روز از عمرش كاسته مى شود و در برابر آن, فضايلى كسب نمى كند, مانند يخى است كه آب مى شود و هيچ مى گردد. نه مى توان وقت را خريد و نه مى توان قرض گرفت. فرصتى كه به رايگان در اختيار ما قرار گرفته, موهبتى الهى است و به قدرى با ارزش است كه هيچ چيز با آن برابرى نمى كند. با مواظبت, دقت, تلاش, استقامت و استفاده از اين موهبت الهى مى توان بسيارى از چيزهاى مادى و معنوى را به دست آورد; ولى با هيچ وسيله اى نمى توان فرصت از دست رفته را بازگرداند.

روز بگذشـت خيالسـت كه از نـو آيد
فرصت رفته محالست كه از سر گردد

بزرگى در مقام نصيحت به فرزند خود گفت: ضربان هاى قلب و دقايق حيات, هر كدام شماره معيّن دارد; نه كم مى شود و نه زياد. مرگ خود مى رسد و همين كه پيمانه عمر لبريز شد, نداى رحيل در مى دهند. پس حسابگرانه زندگى كنيم كه به هنگام رفتن, حسرت و تأسفى نداشته باشيم. از روزهاى كوتاه عمر بهترين استفاده را ببريم و كارهاى بزرگ انجام دهيم.
(لرد شسترويلد) نيز در جايى كه روى سخن با فرزند خود دارد مى گويد: هر دقيقه اى كه بگذرد فرصتى فوت مى شود كه هيچ وقت به دست نمى آيد. لحظه اى كه به كارهاى مفيد صرف شود, تخمى است كه مى رويد و بزرگ مى شود و روزى ثمر مى دهد. زندگى, كوتاه تر از آن است كه ساعت آن را تلف كنيم. پس بر دقايق حيات خود حريص باش و روزهاى عمر گران بها را بى جا صرف مكن كه آب رفته به جوى باز نمى گردد و روز گذشته به دست نمى آيد.
گر گوهرى از كفت برون تافت
در سايه وقت مى توان يافت
گر وقت رود زدست انسان
با هيچ گهر, خريد نتوان
و به قول شيخ بهايى:
آنچه ندارد عوض اى هوشيار
عمر عزيزى است غنيمت شمار

امام على(ع)مى فرمايد: (الفُرصَةُ تَمُر مَرّ السَّحاب فانتهزوا فُرُصَ الخير;5 فرصت ها مانند ابر مى گذرند, پس فرصت هاى نيكو را از دست ندهيد. )
هر چيزى در دنيا قابل جبران است, غير از وقت كه چون از دست رفت ديگر بر نمى گردد. اكثر جوانان تصور مى كنند عمرشان تا ابديت گسترده است, به همين دليل قدر وقت را نمى دانند و زمانى به خود مى آيند كه غبار پيرى چهره آنان را گرفته است.
وضع اكثر جوانان مانند مردى ثروت مند است كه سرمايه خود را بدون پروا خرج مى كند, غافل از آن كه دير يا زود ثروت كلانش به پايان خواهد رسيد. (آنتوان چخوف) با اين كه كمتر از پنجاه سال عمر كرد, اما به دليل آن كه قدر وقت را مى دانست هزار داستان كوتاه و چندين كتاب از خود به يادگار گذاشت.
شايد (يك روز) خيلى بى اهميت به نظر برسد, اما از لحاظ كيفيّت با (يك سال) بلكه با (ابديت) برابر است; گو اين كه از حيث كميّت ابداً قابل مقايسه نيست, زيرا (يك سال) بر اساس همين (يك روز) بلكه بر اساس (يك ساعت) محاسبه مى شود; هم چنان كه ارقام بزرگ از اعداد كوچك سرچشمه مى گيرند.
دانشمندى مى نويسد: (ما همچون زارعى هستيم كه هر روز بيشتر از روز گذشته كشتزار مرگ خود را شخم مى زنيم. )
رشته عمـر تو را ليـل و نهار پاره سازد لحظه لحظه تارتار
(ناپلئون كبير) براى انجام هر كارى وقتى تعيين كرده بود. وى فقط با تقسيم وقت و تهيه بودجه اى عاقلانه براى آن توانست در مدتى كوتاه ديگران را با اعمال خويش به حيرت بيندازد.
بزرگانى همچون علامه طباطبائى, استاد مطهرى, پروفسور حسابى, علامه جعفرى, ابوريحان بيرونى و… كه عمر پر بركت آنها الگويى شايسته براى پيمودن راه موفقيت و كام يابى اكثر جوانان است, در اثر آگاهى و شناخت از وقت توانستند در طى عمر كوتاه خود آثار گران بهايى از خود به يادگار گذارند.
به گفته (پيتر دراكر), زمان نادرترين منبعى است كه در اختيار هر كس قرار مى گيرد و موفقيت فرد به نحوه استفاده و اداره درست آن بستگى دارد.